
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۳۰ مرداد 1405ش برابر با ۲۱ آگوست ۲۰۲۶م و ۸ ربیع الاول ۱۴۴۸
وصایاى ایمانى و اخلاقى امام عسکرى (ع)
خطبه اول
خداوند سبحان و متعال در کتاب عزیز خود فرموده است: « إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»؛ خداوند فقط مىخواهد پلیدى را از شما اهل بیت بزداید و شما را بهطور کامل پاک و پاکیزه گرداند. (احزاب: ۳۳) راست گفت خداوند بزرگ.
امروز در هشتم ربیعالاول در سالروز رحلت یکى از امامان اهل بیت (ع) گرد هم مىآییم؛ همان کسانى که خداوند آنان را از هرگونه پلیدى پاک کرده و پیامبر خدا (ص) ما را به تمسک به آنان و بهره گیری از سرچشمۀ زلالشان فرمان داده است. او امام حسن بن على عسکرى (ع) است.
هیبت و عظمت امام عسکرى (ع)
این امام که سیرۀ او نشاندهندۀ علم، عبادت، خوشخلقى، تواضع و کرم او بود، چنان دلهاى مردم را شیفتۀ خود ساخت که حتى کسانى که به امامت او ملتزم نبودند و او را رقیب خود مىدیدند نیز در برابرش خضوع مىکردند.
این مطلب از زبان وزیر معتمد خلیفۀ عباسى نقل شده است. هنگامى که فرزندش از او پرسید: چرا هنگام دیدار با امام حسن عسکرى یا سخن گفتن دربارۀ او اینقدر او را بزرگ مىدارد، پاسخ داد: «پسرم! اگر خلافت از بنىعباس زایل شود، هیچکس از بنىهاشم جز این شخص سزاوار آن نیست. او بهخاطر فضل، عفت، هدایت، پاکدامنى، زهد، عبادت، اخلاق نیکو و صلاحش سزاوار آن است.»
پسر وزیر مىگوید: «از شنیدن این سخن بر پدرم خشمگین و پریشان شدم و پس از آن همۀ همّتم پرسش از احوال او و جستوجو دربارۀ او شد. از هیچکس از بنىهاشم، فرماندهان، کاتبان، قاضیان، فقیهان و دیگر مردم نپرسیدم، مگر آنکه او را در نهایت بزرگداشت و احترام و جایگاه والا و ستایش زیبا یافتند و او را بر همۀ اهل بیت و مشایخ خود مقدم مىشمردند. پس قدر او نزد من بزرگ شد؛ زیرا نه دوستى و نه دشمنى ندیدم مگر آنکه به نیکى دربارۀ او سخن مىگفت و او را مىستود.»
با وجود کوتاهى دورۀ امامت او که تنها شش سال به درازا کشید، او نقش خود را بهخوبى ایفا کرد. نقش نخست او هدایت، تعلیم، تربیت و مقابله با انحرافات فکرى بود که در روزگار او در زمینۀ عقیده و فهم نادرست قرآن پدید آمده بود.
نقش دوم او آمادهسازى شیعیان براى چگونگى برخورد با مرحلۀ پس از او، یعنى غیبت امام مهدى (عج) و راهنمایى آنان به کسانى بود که باید در آن دوره به ایشان رجوع کنند.
امروز از این مناسبت بهره مىگیریم تا برخى از سخنان او را بیان کنیم و از آنها هدایت جوییم:
نصیحت در نهان
حدیث اول: «مَنْ وَعَظَ أَخَاهُ سِرًّا فَقَدْ زَانَهُ، وَمَنْ وَعَظَهُ عَلَانِیَهً فَقَدْ شَانَهُ.»؛ هر کس برادرش را در نهان پند دهد، او را آراسته و زینت داده است؛ و هر کس او را آشکارا پند دهد، او را زشت و عیبناک کرده است.
امام عسکری (ع) با این سخن از مؤمن مىخواهد که در نصیحت برادر مؤمنش بخل نورزد، اما مىخواهد نصیحت بهگونهاى باشد که واقعاً نصیحت باشد و هدف آن تحقق یابد و سبب اهانت به کرامت کسى که مورد نصیحت قرار مىگیرد یا زیان به او و جایگاهش نشود. بنابراین نصیحت باید دور از چشم مردم باشد. در این صورت مصداق سخن امام است که فرمود: «فَقَدْ زَانَهُ» یعنى کرامت او را حفظ کرده و نصیحت را به او رسانده است. اما اگر آشکارا باشد، مصداق «شَانَهُ» مىشود؛ یعنى او را معیوب و ناقص کرده است و نصیحت به او نخواهد رسید، زیرا هیچکس نصیحتى را که به کرامتش آسیب مىزند نمىپذیرد.
این همان روشى است که پیامبر خدا (ص) به آن اهتمام مىورزید. هرگاه دربارۀ مردى از اصحابش خبری به او مىرسید، او را پیش روى مردم عیبجویى نمىکرد؛ بلکه برمىخاست و خطبه مىخواند و مىفرمود: «چه مىشود قومى را که چنین مىگویند یا چنین مىکنند؟» و با این سخن به خطایى اشاره مىکرد که از خطاکار سر زده بود. خطاکار متوجه هدایت پیامبر مىشد و آن را مىپذیرفت، در حالى که نمىدانست پیامبر قصد خطاى او را داشته است.
بهترین برادران
حدیث دوم: «خَیْرُ إِخْوَانِکَ مَنْ نَسِیَ ذَنْبَکَ وَذَکَرَ إِحْسَانَکَ إِلَیْهِ.»؛ بهترین برادرانت کسى است که گناه (و خطاى) تو را فراموش کند و نیکى و احسان تو را به یاد آورد.
امام عسکری (ع) با این سخن مقیاسى براى سنجش راستى برادرى ایمانى بیان مىکند. برادر مؤمن کسى است که اگر در حق او خطا کنى، خطاهایت را فراموش کند و خوبی و احسانت را به یاد آورد. او خطاها را به سلاحى تبدیل نمىکند که در هر اختلافى آن را بر ضد تو بهکار گیرد یا بارها آن را یادآوری و پیش دیگران بازگو کند. پس بهترین برادر در منطق امام کسى است که احسان را به یاد دارد و لغزشها را فراموش مىکند و محبت را بهخاطر خطایى که میان او و برادر مؤمنش رخ مىدهد ویران نمىسازد.
برداشت اعمال
حدیث سوم: «إِنَّکُمْ فِی آجَالٍ مَنْقُوصَهٍ وَأَیَّامٍ مَعْدُودَهٍ وَالْمَوْتُ یَأْتِی بَغْتَهً وَمَنْ یَزْرَعْ خَیْرًا یَحْصُدْ غِبْطَهً وَمَنْ یَزْرَعْ شَرًّا یَحْصُدْ نَدَامَهً وَلِکُلِّ زَارِعٍ مَا زَرَعَ.»؛ شما در مهلتهایى کاستهشونده و روزهایى شمارششده بهسر مىبرید و مرگ ناگهانى فرا مىرسد. هر کس خیر بکارد، شادى و غبطه درو مىکند و هر کس شر بکارد، پشیمانى درو مىکند و براى هر کشاورزى همان است که کاشته است.
امام عسکری (ع) در این سخن اشاره مىکند که عمر انسان هر روز کاهش مىیابد و هر روزى که از عمر مىگذرد، باز نمىگردد. روزهاى انسان در این دنیا شمارششده است؛ هیچکس در آن جاودان نمانده و نخواهد ماند.
خداوند مىفرماید: «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ * وَیَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ»؛ هر که بر روى زمین است فناپذیر است و تنها ذات پروردگار صاحب جلال و اکرام تو باقى مىماند. (الرحمن: ۲۶–۲۷)
و نیز فرموده است: «کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَهُ الْمَوْتِ»؛ هر نفسى چشندۀ مرگ است. (آلعمران: ۱۸۵ و آیات مشابه)
ارزش زندگى به اندازۀ کارهایى است که در آن انجام مىدهیم و نتایج آن را درو مىکنیم. هر کس آنچه را کاشته است، درو مىکند. کسى که طاعت، راستى، امانتدارى، احسان و توبه بکارد، در پایان شادى، نعمت و غبطه درو مىکند. اما کسى که در دنیا معصیت، ترک واجبات، ستم و آزار مردم بکارد، پشیمانى و موقفى سخت در پیشگاه خداوند خواهد داشت.
خداوند مىفرماید: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ * وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ»؛ پس هر کس به اندازۀ ذرهاى کار نیک کند آن را مىبیند و هر کس به اندازۀ ذرهاى کار بد کند آن را مىبیند. (زلزال: ۷–۸)
و نیز فرموده است: «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ * وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَىٰ * ثُمَّ یُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَىٰ»؛ و اینکه براى انسان جز آنچه کوشش کرده نیست و کوشش او بهزودى دیده خواهد شد؛ سپس به او کاملترین پاداش داده مىشود. (نجم: ۳۹–۴۱)
احتیاط در اعتماد
حدیث چهارم: «أَضْعَفُ الْأَعْدَاءِ کَیْدًا مَنْ أَظْهَرَ عَدَاوَتَهُ.»؛ ضعیفترین دشمنان از نظر نیرنگ کسى است که دشمنىاش را آشکار کند.
امام عسکری (ع) مىخواهد بگوید دشمنى که مىدانى دشمن است، خطر نیرنگش کمتر از دشمنى است که دشمنى را پنهان مىکند و محبت نشان مىدهد. دشمن آشکار تو را هوشیار نگه مىدارد؛ موضعش را مىشناسى، از سخنش برحذر مىشوى و اسرار و نقاط ضعفت را در اختیارش نمىگذارى. بنابراین راههاى نیرنگ بر او تنگ مىشود. اما کسى که دشمنى را در دل دارد و دوستى نشان مىدهد خطرناکتر است؛ زیرا ممکن است به او اطمینان کنى، او را از کارهایت آگاه سازى و نصیحتش را بپذیرى؛ سپس آنچه از تو مىداند را در زمان مناسب براى آسیب رساندن به تو بهکار گیرد.
این سخن با شعر زیر سازگار است:
اِحْذَرْ عَدُوَّکَ مَرَّهً وَاحْذَرْ صَدِیقَکَ أَلْفَ مَرَّه
فَلَرُبَّمَا انْقَلَبَ الصَّدِیقُ فَکَانَ أَعْلَمَ بِالْمَضَرَّه
از دشمنت یکبار برحذر باش و از دوستت هزار بار؛ زیرا چه بسا دوست دگرگون شود و به زیان آگاهتر باشد.
البته این بهمعناى بدگمانى به هر دوستى نیست؛ بلکه بهمعناى هوشیارى و احتیاط است تا انسان ناگهان با دگرگونى کسى که به او اعتماد کرده روبهرو نشود. بنابراین نباید همۀ اسرار و نقاط ضعف را در دست هر کسى بگذارد.
این سخن با این حدیث نیز سازگار است:
«أَحْبِبْ حَبِیبَکَ هَوْنًا مَا عَسَى أَنْ یَکُونَ بَغِیضَکَ یَوْمًا مَا وَأَبْغِضْ بَغِیضَکَ هَوْنًا مَا عَسَى أَنْ یَکُونَ حَبِیبَکَ یَوْمًا مَا.»؛ دوستت را بهاندازه دوست بدار؛ شاید روزى دشمنت شود. و دشمنت را بهاندازه دشمن بدار؛ شاید روزى دوستت شود.
و نیز با این سخن امیرالمؤمنین (ع): «لَا تَثِقَنَّ بِأَخِیکَ کُلَّ الثِّقَهِ فَإِنَّ صَرْعَهَ الِاسْتِرْسَالِ لَا تُسْتَقَالُ.»؛ به برادرت اعتماد کامل (کورکورانه) مکن؛ زیرا افتادن بر اثر سهلانگارى و رها کردن احتیاط، جبرانپذیر نیست.
پاسداشت امانت
عزیزان، وفاداری ما به این امام، تنها با وفاداری به همۀ ارزشها و مفاهیمی تحقق مىیابد که او بهخاطر آنها رنج کشید و قربانى فداکاری کرد. باید امین آنها باشیم و بر ودیعۀ او که ودیعۀ خداوند نزد ما و ودیعۀ پیامبرش در میان ماست، یعنى امام مهدى (عج) نگاهبان باشیم. از خداوند مىخواهیم فرج و ظهور او را نزدیک گرداند و ما را از آمادهسازان و یاران و یاوران او قرار دهد.
به او سلام مىفرستیم: «السلام علیه یوم ولد و یوم انتقل إلى رحاب ربه و یوم یبعث حیّا». و گواهى مىدهیم: «أشهد یا مولاى أنک أقمت الصلاه و آتیت الزکاه و أمرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و دعوت إلى سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و عبدت الله مخلصاً حتى أتاک الیقین؛ فجزاک الله عنا و عن أمتک خیراً کثیراً.»؛ گواهى مىدهم اى سرور من که نماز را برپا داشتى، زکات دادى، به معروف فرمان دادى و از منکر بازداشتى و به راه پروردگارت با حکمت و اندرز نیکو دعوت کردى و خدا را خالصانه عبادت کردى تا مرگ به سراغت آمد. پس خداوند از جانب ما و امتت پاداش نیکو و بسیار به تو عطا فرماید.
خطبۀ دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا! شما و خودم را به آنچه پیامبر خدا (ص) به پسر عمویش ابنعباس وصیت کرد، سفارش مىکنم. فرمود: «یا بن عبّاس، احفظ الله یحفظک، احفظ الله تجده تجاهک، و إذا سألت فاسأل الله، و إذا استعنت فاستعن بالله، و اعلم أن الأمه لو اجتمعت على أن ینفعوک بشىء لم ینفعوک إلا بشىء قد کتبه الله لک، و إن اجتمعوا على أن یضروک بشىء لم یضروک إلا بشىء قد کتبه الله علیک؛ فالناس جمیعاً لا یملکون لک نفعاً و لا ضرّاً إلا به، و هو من بیده الأمر کلّه.»؛ اى پسر عباس! خدا را نگاه دار تا تو را نگاه دارد. خدا را نگاه دار تا او را پیش روى خود بیابى. هرگاه چیزى خواستى از خدا بخواه و هرگاه یارى جستى از خدا یارى بجو. بدان که اگر همۀ امت گرد آیند تا تو را سودى رسانند، جز آنچه خداوند برایت نوشته سودى به تو نخواهند رساند؛ و اگر گرد آیند تا زیانى به تو برسانند، جز آنچه خداوند بر تو نوشته زیانى نخواهند رساند. پس همۀ مردم مالک سود و زیان تو نیستند مگر به اذن او؛ و اوست که همۀ کارها به دست اوست.
عزیزان! دلهایمان را تنها به خداوند پیوند بزنیم؛ او را بخوانیم و جز او را نخوانیم، از او یارى جوییم و از غیر او یارى نجوییم، بر او توکل کنیم و بر هیچکس دیگر توکل نکنیم. ما را آنجا که نهى کرده، نیابد و آنجا که فرمان داده، غایب نبیند. با این کار آرزوهایمان در دنیا و آخرت که جز با او تحقق نمىیابد برآورده مىشود و در برابر دشوارىها و چالشها توانمندتر خواهیم بود.
نسلکشى مستمر
سخن را از تجاوزهاى اسرائیلى آغاز میکنیم که هر روز پیش چشم خود شاهدشان هستیم. اعم از انفجار و تخریب خانهها و زیرساختها و نابودى هر نشانۀ آبادانى در روستاها و شهرکهایى که دشمن اشغال کرده است. شدت حملات هوایى نیز افزایش یافته و تنها به مناطق نزدیک به نقاط اشغالى محدود نمانده، بلکه به مناطق دورتر نیز رسیده و دهها شهید و مجروح بر جاى گذاشته که در میان آنها خانوادهاى کامل نیز وجود دارد. در رسانههاى دشمن نیز سخن از نیت گسترش دایرۀ اشغالگری به نقاط جدیدى که مىخواهد به آنها برسد، ادامه دارد و آن را بخشى از منطقۀ امنیتى خود مىخواند. این امر ما را به هوشیارى و پرهیز از هر ماجراجویى که دشمن ممکن است به آن دست بزند فرا مىخواند.
وظیفۀ دولت و مسئولان
در برابر آنچه مىگذرد، بار دیگر از دولت لبنان که مسئول حفظ حاکمیت بر سرزمین خود و پاسدارى از شهروندانش است، مىخواهیم که مسئولیت خود را بپذیرد و در برابر این گستاخى دشمن موضع بىتفاوتى نگیرد. باید در مجامع بینالمللى صداى خود را بلند کند و همۀ درها را بکوبد تا این خونریزى متوقف شود و سرمایههاى لبنانىها و دسترنج عمرشان حفظ گردد. باید بیانگر حقیقى رنجها، آرزوها و آرمانهاى مردم باشد و این را از نخستین اولویتهاى خود بداند؛ زیرا روشن شده که دشمن به نداهاى خواستار عقبنشینى از سرزمینهاى اشغالى پاسخ نخواهد داد و ممکن است این مناطق را ضمیمۀ خود کند و حتى مناطق دیگرى را نیز اشغال نماید. تا لبنانىها احساس کنند دولتشان در برابر رنجهایشان ناتوان و دستبسته نیست و همچنان گزینۀ آنان باقى بماند.
همزمان همۀ لبنانىها را به وحدت تلاشها و همبستگى و انسجام در برابر آنچه بر وطنشان مىگذرد فرامىخوانیم و از پذیرش اظهارنظر کسانى که در جایگاه مسئولیت، قرار دارند و در رسانهها و شبکههاى اجتماعى شاهدش آن هستیم و ممکن است به وحدت آسیب رساند، برحذر میداریم. آنان باید بدانند که تفرقهشان دشمن را به گستاخى بیشتر و بازیچه قرار دادن حاکمیت و آیندۀ این کشور تشویق مىکند تا مبادا از کسانى باشند که خانۀ خود را با دست خود و دست دیگران ویران مىکنند.
در اینجا آنچه را پیشتر گفتهایم تکرار مىکنیم: ما وجود اختلاف میان لبنانىها بر سر گزینههاى مطرح براى حل مشکلات کشور را انکار نمىکنیم، اما نمىخواهیم این اختلاف به دشمنى تبدیل شود. لبنانىها با پیروزى یک گروه بر گروه دیگر از رنجهایشان خلاص نخواهند شد؛ بلکه با همگرایی و رسیدن به فرمولى جامع که به نجات کشور کمک کند و نگرانیهایى که هر گروه نسبت به گروه دیگر دارد را بزداید، نجات مىیابند؛ بهگونهاى که هیچ گروهى احساس نکند وجود و هویتش از سوى دیگران تهدید مىشود. ما با هر نشست جامعى که به این هدف بینجامد موافقیم. لبنانىها باید بدانند که در یک کشتى هستند؛ اگر غرق شود همه غرق مىشوند و اگر نجات یابد همه نجات مىیابند.
هدف قرار دادن سوریه!
به هدف قرار دادن اخیر سوریه توسط دشمن مىرسیم که بار دیگر اهداف آن را آشکار کرد. یعنی اجازه ندادن به هیچ کشور عربى یا اسلامى براى داشتن توان و قدرت حتى براى دفاع از خود، تا سلطه و دست بالا را در منطقه داشته باشد. این اقدام در چارچوب راهبردى مستمر است که بر فشار، گسترش و تضعیف هر نقطۀ قوت در این منطقه و جهان استوار است.
عراق: هشدار نسبت به تفرقه
به عراق میرسیم که تحولات منطقهاى آثار خود را بر آن مىگذارد و نسبت به خطر هرگونه تفرقۀ داخلى که موضع این کشور و توان آن را در برابر چالشهاى داخلى و خارجى تضعیف کند، هشدار مىدهیم. در اینجا از همۀ مواضعى که به گفتوگوى ملى جامع عراقى فرامىخواند و به تدوین چشماندازى ملى فراگیر منجر مىشود که همۀ طیفهاى عراقى بر آن توافق کنند، استقبال مىکنیم؛ چشماندازى که به حفظ عراق، حاکمیت، امنیت، ثبات و قدرت آن کمک کند.


