
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱۵ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۶ نوامبر ۲۰۲۶ و ۲۶ جمادی الاول ۱۴۴۸
شایستگی و امانتداری در واگذاری منصبها و مسئولیتها
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: « إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا» صدق الله العظیم.
شایستگی و امانتداری
یکی از مهمترین اصولی که خداوند عزوجل آن را بنیان نهاده و اگر مردم به آن پایبند باشند، امورشان سامان مییابد، نهادهایشان اصلاح میشود، حقوقشان محفوظ میماند و جوامعشان پیشرفت میکند، اصلِ شایستگی و امانتداری در واگذاری جایگاهها و منصبهاست؛ خواه در عرصه دینی، سیاسی، اداری یا اجتماعی. معنای این اصل آن است که هر فرد در جایگاه مناسب خود قرار گیرد.
هر انسانی برای انجام هر کاری مناسب نیست و هر کسی که جایگاه و منزلتی دارد، شایستگی برعهده گرفتن هر مسئولیتی را ندارد. ممکن است فردی صالح و در اخلاق و ایمان درستکردار باشد، اما مدیریت را بهخوبی نداند. ممکن است در زمینهای موفق باشد، ولی برای فعالیت در زمینهای دیگر صلاحیت نداشته باشد. همچنین ممکن است فردی مخلص و خوشنیت باشد، اما از تجربه، تخصص و توانایی لازم برای اداره کار یا تصمیمگیری در یک مؤسسه، اداره یا جایگاه مدیریتی برخوردار نباشد.
دو شرط اساسی برای تصدی منصبها
قرآن کریم هنگام سخن گفتن از دو دختر شعیب، به این معنا اشاره کرده است؛ آنجا که یکی از آن دو درباره حضرت موسی (ع) به پدرش پیشنهاد داد: «قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ ۖ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ». این آیه کریمه دو شرط اساسی را بیان میکند که باید در کسی که کارها و مسئولیتها به او سپرده میشود، وجود داشته باشد.
شرط نخست، توانمندی یا شایستگی است. مقصود از توانمندی در اینجا تنها نیروی جسمانی نیست، بلکه شایستگیای است که به معنای برخورداری از صلاحیتهای متناسب با ماهیت کار است. توانمندی قاضی در دانش، عدالت و توانایی او برای داوریِ بهحق میان مردم است؛ توانمندی پزشک در دانش، مهارت و مهربانی او با بیماران است؛ توانمندی مسئول در تدبیر و اداره درست امور کسانی است که زیر نظر او هستند؛ و توانمندی رهبر در شجاعت، دوراندیشی، حکمت و رهبری شایسته اوست.
شرط دوم، امانتداری است؛ یعنی راستگویی، پاکدستی و اخلاص در انجام مسئولیت در قبال کسانی که امورشان به او سپرده شده است، و نیز پاسداری از حقوق مردم و منافع عمومی.
بنابراین، خداوند عزوجل خواسته است که میان شایستگی و امانتداری در انتخاب کسانی که مسئولیتها را برعهده میگیرند، پیوندی ناگسستنی وجود داشته باشد؛ زیرا شایستگی بدون امانتداری ممکن است به ابزاری برای فساد و سوءاستفاده از توانمندی تبدیل شود و امانتداری بدون شایستگی نیز ممکن است به از دست رفتن مصالح و منافع بینجامد. جامعه تنها با شایستگی و تنها با امانتداری به جایی نمیرسد، بلکه با جمع شدن هر دوی آنها پیشرفت میکند. مسئولِ دانشمند و باتجربهای که دانش و تجربهاش را در راه منافع شخصی خود به کار گیرد، چه ارزشی دارد؟ و نیت خوب، هنگامی که توانایی انجام وظیفه وجود نداشته باشد، چه سودی خواهد داشت؟
مسئولیت به کسی نیاز دارد که از یک سو توانایی و دانش، و از سوی دیگر اخلاق، اخلاص و درستکاری در انجام کار را در خود جمع کرده باشد.
صلاحیتها مقدم بر ملاحظات دیگر
قرآن کریم نمونه دیگری را در سخن حضرت یوسف (ع) خطاب به پادشاه مصر بیان میکند: «قَالَ اجْعَلْنِی عَلَىٰ خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ». منظور از «حفیظ» در اینجا کسی است که در امانتی که به او سپرده میشود، امین و امانتدار است و «علیم» به کسی گفته میشود که درباره مسئولیتهایی که برعهده میگیرد، دانش و آگاهی دارد. حضرت یوسف (ع) منصب را نه به پشتوانه نسب شریف خود خواست، نه برای جبران ظلم و زندانیشدنی که متحمل شده بود؛ بلکه صلاحیتهای مرتبط با آن کار، یعنی امانتداری و دانش، را مطرح کرد.
از این ماجرا میآموزیم که مسئولیت نباید پاداش خویشاوندی، هدیهای برای دوستی یا غنیمتی برای صاحبان نفوذ باشد؛ بلکه باید به کسی سپرده شود که بتواند حق آن را ادا کند.
خداوند سبحان هنگامی که از طالوت سخن میگوید، به همین نکته اشاره میکند: «وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا قَالُوا أَنَّىٰ یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَهً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَهً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ». این آیه نشان میدهد کسی که مسئولیت رهبری را برعهده میگیرد، افزون بر توانمندی، به شایستگی علمی و ایمانی نیز نیاز دارد.
«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا». خداوند نفرموده است امانتها را به خویشاوندان یا دوستانتان، یا کسانی که با آنان منافع مشترک دارید، بسپارید؛ بلکه فرموده است آنها را به اهلش بسپارید. مقصود خداوند عزوجل این است که اگر امانت، مال باشد، باید آن را کامل و بدون کموکاست به صاحبش بازگرداند؛ و اگر منصب، مسئولیت یا جایگاه اداری باشد، باید آن را به کسی سپرد که از نظر دانش، توانایی و تجربه شایستگی آن را دارد. همانگونه که مال امانت است، مسئولیت نیز امانت است.
انتخاب نادرست، خیانت به امانت است
بر این اساس، سپردن مسئولیت به فردی فاقد صلاحیت، یا ترجیح دادن او بر کسی که توانمندتر و شایستهتر است، صرفاً به دلیل خویشاوندی یا رابطهبازی، تضییع امانت و ستم به مردم است. منصبها در ترازوی الهی نه هدایایی برای تقسیم کردناند، نه غنیمتهایی برای بخشیدن و نه پاداشهایی برای نزدیکان؛ بلکه امانتهایی هستند که باید به اهلشان سپرده شوند.
«إِذَا ضُیِّعَتِ الْأَمَانَهُ فَانْتَظِرِ السَّاعَهَ؛ هرگاه امانت تباه شود، در انتظار برپایی قیامت باش.» پرسیدند: ای رسول خدا، تباه شدن امانت چگونه است؟ فرمود: «إِذَا أُسْنِدَ الْأَمْرُ إِلَىٰ غَیْرِ أَهْلِهِ فَانْتَظِرِ السَّاعَهَ؛ هنگامی که کار و مسئولیت به کسی سپرده شود که شایسته آن نیست، در انتظار برپایی قیامت باش.»
خطر تنها از زمانی آغاز نمیشود که مسئول پس از پذیرفتن مسئولیت به امانت خیانت کند؛ بلکه از همان لحظهای آغاز میشود که مسئولیت به فردی ناشایست سپرده میشود.
در حدیث دیگری از پیامبر (ص) آمده است: «مَنِ اسْتَعْمَلَ رَجُلًا مِنْ عِصَابَهٍ، وَفِی تِلْکَ الْعِصَابَهِ مَنْ هُوَ أَرْضَىٰ لِلَّهِ مِنْهُ، فَقَدْ خَانَ اللَّهَ وَخَانَ رَسُولَهُ وَخَانَ الْمُؤْمِنِینَ؛ هر کس فردی را از میان گروهی به کار گمارد، در حالی که در آن گروه کسی وجود داشته باشد که رضایت خداوند به او بیشتر است، به خدا، پیامبر او و مؤمنان خیانت کرده است.»
امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در عهدنامه خود به مالک اشتر، هنگامی که او را به حکومت مصر گماشت، بر این اصل تأکید کرد و فرمود: «ثُمَّ انْظُرْ فِی أُمُورِ عُمَّالِکَ فَاسْتَعْمِلْهُمْ اخْتِبَارًا، وَلَا تُوَلِّهِمْ مُحَابَاهً وَأَثَرَهً، فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَالْخِیَانَهِ؛ سپس در کار کارگزارانت بنگر و آنان را پس از آزمودن به کار گمار؛ و از روی سازشکاری و خودکامگی و انحصارطلبی کسی را به کار مگمار، زیرا این دو، شاخههایی از ستم و خیانت را در خود جمع کردهاند.»
این سخن، دعوتی است به اینکه پیش از انتخاب مسئول، شایستگی و توانایی او بررسی شود و خویشاوندی، دوستی و منفعت شخصی به معیارهای انتصاب تبدیل نشوند. «وَتَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَهِ وَالْحَیَاءِ؛ از میان آنان، کسانی را برگزین که اهل تجربه و شرم و آزرم اخلاقیاند.» «حیا» در اینجا با درستکرداری اخلاقی ارتباط دارد. همچنین از سخنان آن حضرت است: «قِیمَهُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ؛ ارزش هر انسان به اندازه چیزی است که آن را نیکو و شایسته انجام میدهد.»
بنابراین، شایستگی انسان برای انجام کار نباید با نسب، ثروت یا روابط او سنجیده شود، بلکه باید آن را بر پایه دانش و تواناییاش در به انجام رساندن کار ارزیابی کرد.
امیرالمؤمنین تنها به انتخاب درست بسنده نکرد، بلکه بر نظارت و حسابکشی نیز تأکید کرد و فرمود: «ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ، وَابْعَثِ الْعُیُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَالْوَفَاءِ عَلَیْهِمْ؛ سپس کارهای آنان را پیوسته بررسی کن و افرادی از میان راستگویان و وفاداران را برای نظارت بر آنان بگمار.» پس مدیریت شایسته تنها با انتخاب فرد کارآمد تحقق نمییابد، بلکه به پیگیری عملکرد او و حسابکشی عادلانه از وی نیز نیاز دارد.
ساختن جامعهای مبتنی بر شایستگی و عدالت
عزیزان، ما وظیفه داریم این ارزش را در زندگی و واقعیت اجتماعی خود استوار سازیم. شایستگی و امانتداری انتخابی فرعی و کماهمیت نیست، بلکه وظیفهای است که با انجام آن مسئولیتهایی را ادا میکنیم که در پیشگاه خداوند متعال درباره آنها بازخواست خواهیم شد؛ و با آن جامعهای نیرومند و عادل بنا میکنیم.
جامعهای که صاحبان صلاحیت را کنار میگذارد و افراد فاقد صلاحیت را بر آنان ترجیح میدهد، در حقیقت خود را تضعیف میکند و درهای فساد را به روی خویش میگشاید. فساد تنها به دزدی اموال محدود نمیشود؛ محروم کردن فرد شایسته از حقش به این دلیل که رابطه و واسطهای ندارد، و مقدم داشتن فرد ناشایست به دلیل برخورداری از نفوذ نیز از مصادیق فساد است؛ امری که موجب تباهی کار و ناتوانی او در ایفای نقشی میشود که برعهدهاش گذاشتهاند.
پس بیایید دعوتکننده به شایستگی و امانتداری باشیم و از خودمان آغاز کنیم؛ در کارها، خانوادهها، مؤسسات و هر مسئولیتی که برعهده میگیریم.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به همان چیزی سفارش میکنم که خداوند سبحان ما را به آن سفارش کرده است؛ آنجا که فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ». این دعوتی از سوی خداوند سبحان به مؤمنان است تا نسبت به زندگیای که در آن به سر میبرند، آگاه و هوشیار باشند؛ زیرا زندگی همواره آنگونه نخواهد بود که میخواهند و آرزو دارند.
در زندگی، آزمونها و گرفتاریهایی وجود دارد که خداوند سبحان بهروشنی از آنها سخن گفته است. زندگی همیشه مطابق خواسته و آرزوی ما پیش نمیرود؛ در آن دشواریها، مشکلات و چالشهایی وجود دارد. با این حال، خداوند سبحان ما را بدون سلاح و ابزار لازم برای رویارویی با آنها رها نکرده است، بلکه آنچه را برای مواجهه، غلبه بر مشکلات و برخورد درست با آنچه ممکن است با آن روبهرو شویم، به ما یاری میرساند، در اختیارمان قرار داده است.
از همین رو، ما را به چنگ زدن به دو سلاح ضروری فراخوانده است. سلاح نخست، صبر، پایداری، استواری و حفظ انسجام و پرهیز از ضعف و فروپاشی است. این ویژگی سبب میشود انسان در مواجهه با رویدادها، درست رفتار کند و نه بر اساس هیجان، عصبانیت و ترسهایش، بلکه بر پایه ایمان و بینش خود تصمیم بگیرد. سلاح دیگر آن است که با نماز و دعا به سوی خداوند روی آوریم تا نیرو، عزم و اراده را از او بگیریم و رحمت، محبت و توجه او به خود را به یاد آوریم.
این همان چیزی است که پیامبر خدا (ص) بیان میکرد. هنگامی که وقت نماز فرا میرسید، به بلال حبشی میفرمود: «أَرِحْنَا یَا بِلَالُ؛ ای بلال، با برپا کردن نماز، ما را آسوده و آرام کن.» و هرگاه کار دشواری برای آن حضرت پیش میآمد، به نماز پناه میبرد.
خداوند به کسانی که به صبر و نماز پایبند باشند، وعده داده است که آنان را تنها و ناکام نخواهد گذاشت و رهایشان نخواهد کرد تا بهتنهایی با زندگی روبهرو شوند؛ بلکه پشتیبان، عزتبخش و یاور آنان خواهد بود. خداوند این معنا را چنین بیان کرده است: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ؛ بیگمان خداوند با شکیبایان است.» بدین ترتیب، آنان توانایی بیشتری برای رویارویی با چالشها خواهند داشت.
در میان تجاوزها و چالشهای رویارویی
سخن را از لبنان آغاز میکنیم؛ کشوری که همچنان به سبب حملات هوایی و گلولهباران توپخانهای دشمن صهیونیستی رنج میبرد. دامنه این حملات اکنون به مکانهایی دور از مواضع اشغالی آن نیز رسیده است و عملیات ترور، مانند آنچه اخیراً در قبریخا رخ داد، از سر گرفته شده است. در همین حال، عملیات تخریب و انفجار روستاها و شهرکها ادامه دارد و در افق نشانهای از راهحلی که به رنج مردم لبنان پایان دهد، دیده نمیشود. بلکه نگرانی از آن افزایش یافته است که دشمن دامنه تجاوزهای خود را گسترش دهد یا به اشغال سرزمینهای تازهای دست بزند؛ چنانکه تهدیدهایی که از سوی رهبران نظامی و غیرنظامی آن صادر شده و میشود، همین نگرانی را بیان میکند.
در برابر آنچه رخ میدهد، بار دیگر از دولت لبنان میخواهیم نقشی را که در قبال مردم لبنان برعهده دارد ایفا کند و با جدیت تمام در عرصههای سیاسی و دیپلماتیک فعالیت کند و از ظرفیتها و عناصر توانمندیی که در داخل و خارج در اختیار دارد بهره ببرد. دولت نباید در این زمینه به تغییراتی که ممکن است در داخل این رژیم رخ دهد دل ببندد؛ زیرا روشن شده است که احزاب سیاسی درون این رژیم درباره نحوه برخورد با صحنه لبنان اختلافی ندارند. همچنین نباید به مذاکراتی تکیه کند که با توجه به اظهارات رهبران دشمن ، مبنی بر اینکه از مناطقی که اشغال کرده و آنها را منطقه امنیتی خود دانسته است عقبنشینی نخواهد کرد ، ثمربخش نخواهد بود؛ یا به فشارهایی امید ببندد که ممکن است از خارج وارد شود یا اصلاً وارد نشود. نقش دولت نباید صرفاً انتظار کشیدن و نظارهگر بودن باشد؛ زیرا امنیت، حاکمیت و ثبات لبنان به این کشور اعطا نخواهد شد، مگر آنکه ابزارها و امکانات لازم برای تحقق آنها را در اختیار داشته باشد.
در این شرایط، بار دیگر از لبنانیها، با هر جایگاه سیاسی، حزبی و دینی و نیز در سطح مردمی، میخواهیم که مسئولیت ملی خود را بهدرستی ادا کنند و در برخورد با این مرحله، نهایت آگاهی، حکمت و مسئولیتپذیری را به کار گیرند. همچنین باید از هر کاری که فضای داخلی را متشنج میکند، چه در گفتار و موضعگیری و چه در اقدامات، دست بردارند و به جایگاه، نماد و نقش ارتش لبنان در حفاظت از وحدت مردم، امنیت و ثبات آنان تعرض نکنند. رویارویی با چالشها و خطرهای این مرحله با سستی، اختلاف و تفرقه موجود یا تضعیف هر یک از جایگاههای توانمندی در کشور ممکن نیست.
پیامدهای انتخابات آمریکا
اکنون به انتخابات آمریکا میپردازیم؛ انتخاباتی که باید در دلالتها و پیامدهای آن تأمل کرد. آثار این انتخابات، طبیعتاً به محدوده مسائل داخلی آمریکا یا تغییر صحنه سیاسی آن محدود نخواهد ماند، بلکه بر روند تصمیمگیری و سیاست خارجی نیز تأثیر خواهد گذاشت. بهویژه آنکه این انتخابات از دگرگونی در گرایش افکار عمومی آمریکا و اعتراض به هزینه جنگها و سیاستهای خارجیای حکایت داشت که دولت آمریکا در پیش گرفته بود؛ سیاستهایی که هزینههایی به همراه داشت و این هزینهها بر مسائل داخلی، اولویتها و نیازهای آمریکا نیز تأثیر گذاشت.
با این همه، این موضوع به معنای آن نیست که باید منتظر تغییر سریع یا بنیادین در سیاست آمریکا در قبال منطقه باشیم؛ زیرا دولت کنونی همچنان توانایی اتخاذ تصمیمهای اثرگذار را دارد و ممکن است به ادامه تشدید تنشی که آغاز کرده است روی آورد، بلکه حتی آن را شدیدتر کند تا بخشی از نفوذ و اعتبار ازدسترفته خود را در داخل و خارج بازیابد. در اینجا باید اشاره کرد که اختلاف میان دو حزب حاکم در ایالات متحده بر سر اهداف و استمرار جایگاه سلطه آمریکا در جهان، یا بر سر اینکه رژیم صهیونیستی بخشی از راهبرد دولت آمریکا در منطقه باشد، نیست؛ اختلاف آنها بر سر ابزارها و سازوکارهاست.
ترمیم شکاف در جهان عرب
در این زمینه، از کشورهای عربی و اسلامی میخواهیم که پس از همه تجربههایی که پشت سر گذاشتهاند، در رویارویی با چالشها و خطرهای این مرحله، تکیهگاه خود را بر یکپارچهسازی تلاشهایشان و رسیدگی جدی به علتهای اختلافهایی قرار دهند که روابط میان آنها را تیره میکند.
ما اطمینان داریم که کشورهای عربی و اسلامی میتوانند زمام تصمیمگیری خود را در دست بگیرند و از حضوری اثرگذار برخوردار شوند، اگر سیاستهای گذشته خود را بازنگری کنند، متحد شوند، از وضعیت تفرقهای که آنها را فراگرفته بیرون آیند و جایگاههای توانمندی خود را بشناسند. در اینجا از همه ابتکارهایی که برای ترمیم شکافها و یافتن راهحل برای مشکلات حلنشده میان این کشورها تلاش میکنند، قدردانی میکنیم و امیدواریم به نتایج مورد انتظار بینجامند.
نگرانیهای امنیتی داخلی
سرانجام، باید به نگرانی امنیتی داخلی بپردازیم؛ نگرانیای که به منبع دلواپسی مردم لبنان تبدیل شده است؛ زیرا موارد غارت، سرقت و تعرض به امنیت اجتماعی شهروندان رو به افزایش است. در حالی که تلاشهای دستگاههای امنیتی را در این زمینه ارج مینهیم، خواستار دوچندان شدن این تلاشها هستیم.
همچنین از نیروهای اثرگذار در میدان میخواهیم با دستگاههای امنیتی همکاری کنند تا این روند فرساینده ناامنی و آسیبهای اجتماعی متوقف شود و علتهایی که ممکن است به آن دامن بزنند، برطرف گردد؛ بهویژه از طریق تلاش برای بهبود وضعیت معیشتی، مقابله با بلای مواد مخدرِ رو به گسترش و رسیدگی به معضل بیکاری.


