
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۸ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۳۰ اکتوبر ۲۰۲۶ و ۱۹ جمادی الاول ۱۴۴۸
کنترل خشم؛ مظهر قدرت واقعی و ویژگی پرهیزگاران
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» صدق الله العظیم.
خطرات خشم
خداوند سبحان و متعال با این آیه خواسته است به مؤمنان راه و روشی را نشان دهد که باید در برابر عوامل فراوان خشم که در زندگیشان پیش میآید، در پیش گیرند. او از آنان نخواسته که اگر مورد ستم یا آزار دیگران قرار گرفتند ، چه مادی، جسمی یا معنوی، یا وارد آمدن آسیب به یکی از اعضای خانوادهشان، طائفهشان، گروهی که به آن تعلق دارند یا کسی که نزدشان مقام و موقعیتی دارد ، خشمگین نشوند. طبیعی است که خشمگین شوند؛ بلکه شاید غیرطبیعی باشد که در چنین موقعیتهایی خشمشان را نشان ندهند. اما آنچه خداوند عزّوجلّ از آنان خواسته این است که خشم بر آنان چیره نشود و آنان را به رفتارهایی نکشاند که به خودشان، موقعیتشان یا کسانی که با آنان زندگی میکنند آسیب برساند، و اینکه تحت تأثیر خشم عمل نکنند؛ تا از خطرهای آن در امان بمانند؛ خطرهایی که در واقعیت زندگیمان بسیار شاهد آن هستیم. چه بسیار خانهای که به خاطر لحظهای خشم ویران شد، چه بسیار پدری که خانهاش را به مکانی پر از ترس و اضطراب تبدیل کرد، چه بسیار دوستیهایی که پایان یافت، پیوند خویشاوندی که گسست، خونی که ریخته شد، فتنهای که شعلهور گردید، یا تجاوزی به حدود الهی که رخ داد؛ همه به خاطر خشمی بود که صاحبش نتوانست مهارش کند. این همان چیزی است که احادیث شریف به آن اشاره کردهاند. در حدیث آمده است: «الغضب جمره من الشّیطان؛ خشم اخگری از شیطان است». و در حدیثی دیگر آمده است: «الغضب مفتاح کلّ شرّ؛ خشم کلید هر شری است». و همین است که رسول خدا (ص) در وصیت خود به آن مردی که از او سفارش خواست، فرمود: «لا تغضب؛ خشمگین مشو» و آن را سه بار تکرار کرد تا این ارزش را در او تثبیت کند.
قدرت در فرو خوردن خشم
خداوند سبحان و متعال کسانی را که خشم خود را فرو میخورند ستوده است؛ کسانی که اجازه نمیدهند خشمشان بر آنان چیره شود. او این ارزش را با دعوت به شتاب کردن به سوی آن تقویت کرده و آن را از برجستهترین صفات پرهیزگاران قرار داده است؛ صفاتی که با آن به بهشتی میرسند که پهنایش آسمانها و زمین است. پس فرمود: «وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ».خداوند در این آیهٔ کریمه نگفته است که پرهیزگاران خشمگین نمیشوند، بلکه آنان را چنین وصف کرده که وقتی خشمگین میشوند، خشم خود را فرو میخورند؛ یعنی اجازه نمیدهند خشمشان ، هرچند شدید باشد (زیرا «غیظ» به معنای شدت خشم است) ، بر آنان چیره شود و آنان را به ستم و تجاوز بکشاند، بلکه با رفتارشان به سوی عفو و حتی احسان به کسی که سبب خشمشان شده، ارتقا مییابند. رسول خدا (ص) این رفتار را مظهر قدرت دانسته و در پاسخ به کسانی که میپندارند قوی کسی است که صدایش را بلند کند یا با دستانش بزند یا از کسی که به او بدی کرده انتقام بگیرد، فرموده است: «لَیْسَ الشَّدِیدُ بِالصُّرَعَهِ، إِنَّمَا الشَّدِیدُ الَّذِی یَمْلِکُ نَفْسَهُ عِنْدَ الغَضَبِ؛ قوی کسی نیست که دیگران را زمین بزند، بلکه قوی کسی است که در هنگام خشم بر نفس خود مسلط باشد». و روایت شده که آن حضرت (ص) بر گروهی گذشت که سنگی را بلند میکردند. فرمود: «این چیست؟» گفتند: «ای رسول خدا، سنگی است که در جاهلیت آن را سنگ نیرومندان مینامیدیم.» فرمود: «آیا شما را به نیرومندترینتان راهنمایی نکنم؟ کسی که در هنگام خشم بیش از همه بر نفس خود مسلط باشد.»
پیشگیری از پیامدهای خشم
عزیزان، عوامل خشم بسیارند؛ انگیزههایی که از تنشهایی که به دلیل شرایط امنیتی، فشارهای زندگی، خستگی و انباشته شدن مشکلات تجربه میکنیم، سرچشمه میگیرند. و کسانی هستند که ما را به سوی خشم سوق میدهند تا در سخن یا رفتار دچار خطا شویم یا برداشتهای نادرست اختیار کنیم. این امر ما را فرا میخواند که گامهای عملی برای پیشگیری از پیامدهای خشم برداریم:
نخست: دوری از عوامل خشم؛ با پرهیز از موقعیتهایی که میبینیم ممکن است به خشم بینجامد، و از افرادی که طبیعتشان پرخاشگری است، و خودداری از جدالی که به دشمنی و بلند شدن صداها میانجامد، و آراسته شدن به گذشت، عفو و آرامش در سخن.
دوم: تقویت آگاهی نسبت به عواقب رها شدن در خشم و آنچه ممکن است در آن حال از انسان سر بزند؛ سخنها و رفتارهایی که تصویر او را مخدوش میکند، احترام دیگران و جایگاهی را که نزد آنان داشته از او میگیرد، او را به افشای اسراری وادار میکند که نمیخواهد آشکار شود، و چه بسا به آسیب، زخم یا حتی قتل بینجامد. چه بسیار انسانی که خشمش او را به زندان یا بیمارستان و حتی مرگ کشاند!
سوم: یادآوری آنچه خداوند عزّوجلّ برای کسی که خشم خود را فرو میخورد و میبخشد، آماده کرده است. خداوند متعال میفرماید: «فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» پس هر کس ببخشد و اصلاح کند، پاداشش بر عهدهٔ خداست. و در حدیث آمده است: «من کظم غیظًا وهو یقدر على إمضائه، حشا الله قلبه أمنًا وإیمانًا یوم القیامه؛ هر کس خشمی را فرو خورد در حالی که توان اجرای آن را دارد، خداوند در روز قیامت دلش را از امنیت و ایمان پر میکند». و در حدیثی دیگر آمده است: «مَنْ کَفَّ غضبَهُ، کَفَّ اللهُ عنهُ عذابَهُ؛ هر کس خشمش را باز دارد، خداوند عذابش را از او باز میدارد». و در دنیا نیز: «مَنْ کَفَّ غضبَهُ، سترَ اللهُ عَوْرَتَهُ؛ هر کس خشمش را باز دارد، خداوند عیبش را میپوشاند.» و هر کس بر خشمش مسلط شود، بر عقلش مسلط میشود.
گامهایی برای رویارویی با خشم
اما هنگام بروز خشم، باید این گامها را برداشت:
نخست: پناه بردن به خدا از شیطان رجیم. پس هرگاه انسان احساس خشم کرد، بگوید: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ» و معنای این پناه بردن را در نظر آورد؛ اینکه از خدا بر ضد نفس خود و وسوسههای شیطان یاری میجوید. از رسول خدا (ص) روایت شده: «إنِّی لَأَعْلَمُ کَلِمَهً لَوْ قَالَهَا لَذَهَبَ عَنْهُ مَا یَجِدُهُ مِنْ الْغَضَب: أَعُوذُ بِکَ مِنْ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ؛ من کلمهای میدانم که اگر آن را بگوید، آنچه از خشم در اوست از بین میرود: به تو پناه میبرم از شیطان رجیم». خداوند متعال میفرماید: «وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»؛ «و اگر از سوی شیطان وسوسهای به تو رسید، به خدا پناه ببر؛ که او شنوای داناست». و از امام صادق (ع) روایت شده است: «أوحى الله عزّ وجلّ إلى بعض أنبیائه: یابن آدم، اذکرنی فی غضبک أذکرک فی غضبی، لا أمحقک فیمن أمحق؛ خداوند عزّوجلّ به یکی از پیامبرانش وحی کرد: ای پسر آدم، مرا در خشمت یاد کن تا تو را در خشم خود یاد کنم و در میان کسانی که نابود میکنم نابودت نسازم».
دوم: سکوت در هنگام خشم، و نگذاشتن زبان که چیزی بگوید که بعداً پشیمان شود؛ زیرا کلمهای که از خشمگین بیرون میآید، ممکن است زخمی بر جای بگذارد که سالها التیام نیابد. در حدیث آمده است: «إذا غضب أحدکم فلیسکت؛ هرگاه یکی از شما خشمگین شد، سکوت کند».
سوم: پرهیز از تصمیمگیری در حال خشم؛ خواه در مورد طلاق باشد، یا قطع رابطهٔ خویشاوندی، یا پایان دادن به شراکت، یا تصمیم جنگ و صلح، یا تحمیل مجازات، یا صدور حکم. چه بسیار نامهای که صاحبش در حال خشم نوشت و پس از فرستادنش آرزو کرد که ای کاش میتوانست آن را بازگرداند، اما دیگر دیر شده بود!
چهارم: شتاب در دور شدن از محل تنش. از رسول خدا (ص) روایت شده: «إِذَا غَضِبَ أَحَدُکُمْ وَهُوَ قَائِمٌ فَلْیَجْلِسْ، فَإِنْ ذَهَبَ عَنْهُ الْغَضَبُ وَإِلَّا فَلْیَضْطَجِعْ؛ هرگاه یکی از شما در حالی که ایستاده خشمگین شد، بنشیند؛ اگر خشم از او رفت که هیچ، وگرنه دراز بکشد». و اگر بحث داغ شد، بهتر است کمی توقف کرد تا دلها آرام گیرد.
پنجم: الگو گرفتن از پیامبر (ص) و امامان (ع) که در خشم شتاب نمیکردند و برجستهترین صفتشان حلم بود. در این باره از سیره روایت شده که بادیهنشینی نزد رسول خدا (ص) آمد، یقهٔ او را گرفت و گفت: «ای محمد، از مال خدا که نزد توست به من بده.» رسول خدا (ص) به او نگریست، سپس خندید و فرمان داد به او عطایی بدهند.
ارزش فرو خوردن خشم
عزیزان، امروز چقدر به یادآوری ارزش فرو خوردن خشم نیازمندیم. ما در شرایطی زندگی میکنیم که عوامل تنش و از دست دادن اعصاب فراوان است؛ از اوضاع امنیتی و افزایش بارهای معیشتی گرفته تا ستمی که پیرامونمان گسترش یافته و آنچه رسانهها و شبکههای ارتباطی از اظهارات و نظرات تحریکآمیز نقل میکنند. اگر به این ارزش پایبند باشیم، میتوانیم بسیاری از این تنشها و لغزش به سوی فتنه را کاهش دهیم. اما این نیازمند ارادهای قوی، و صبر و آگاهی در برخورد است.
از خداوند میخواهیم که ما را به این کار موفق بدارد و از طغیان خشم و کمی صبر پناهمان دهد. و آخرین سخن ما این است که الحمد لله رب العالمین.
خطبه دوم
بسم الله الرَّحمن الرَّحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه خداوند سبحان به ما سفارش کرده است، توصیه میکنم؛ آنجا که فرمود: «وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلَّا قَلِیلًا».
خداوند سبحان و متعال با این آیه خواسته است مؤمنان را از شتاب در نقل اخباری که به آنان میرسد و مربوط به امنیت یا ترس است، برحذر دارد؛ تا پیش از نقل آن تحقیق کنند و به کسانی رجوع کنند که توانایی روشن ساختن حقیقتها و درک پشتزمینههای آنچه در واقعیت رخ میدهد را دارند؛ زیرا بسیاری از آنچه رخ میدهد، در ظاهر نمایان نیست. تا در برآورد نادرست یا تصمیمگیریهای اشتباه نیفتند و به امنیت خیالی یا ترس نابجا، یا شایعات و اخبار دروغین دل نبندند؛ چیزی که به سلامت خود، جامعه و میهنشان آسیب میرساند. بدینسان در برابر کسانی که اخبار دروغ میپراکنند، آگاهتر و در رویارویی با چالشها تواناتر خواهند بود.
وحدت اهداف دشمن
آغاز سخن از تجاوزهای اسرائیلی است؛ جایی که دشمن به حملات خود ادامه میدهد و همزمان انفجار روستاها و شهرکهایی را که اشغال کرده تکمیل میکند، و هواپیماهایش همچنان حریم هوایی لبنان را نقض میکنند. و اگر کسی گمان کند انتخاباتی که در رژیم صهیونیستی برگزار شد، تغییر مهمی در مواضع دشمن ایجاد خواهد کرد که بر صحنهٔ لبنان تأثیر مثبت بگذارد، بر سرابی شرط بسته است؛ زیرا روشن شده که میان احزاب صهیونیستی در اهداف و سیاستهای راهبردی نسبت به این موضوع اختلافی نیست، و اگر اختلافی هست، تنها بر سر ابزارهای رسیدن به همان اهداف است.
لبنان در معرض خطر جنگ
در این شرایط، نگرانیها از شعلهور شدن جنگ در منطقه افزایش یافته و ممکن است لبنان یکی از میدانهای آن باشد؛ چنانکه آمادگیهای جاری در سطح منطقه و تهدیدهای دشمن علیه لبنانیها نشان میدهد.ما در برابر آنچه رخ میدهد، بار دیگر از کسانی که در موقعیتهای مسئولیت سیاسی، حزبی یا دینی قرار دارند، میخواهیم که در سطح مرحلهٔ خطرناکی باشند که پیامدهایش به یک طایفه یا مذهب یا موضع سیاسی محدود نخواهد ماند، بلکه بر کل میهن تأثیر خواهد گذاشت؛ با تقویت وحدت داخلی، پرهیز از هر آنچه صحنهٔ داخلی را متشنج میکند ، چه در سطح گفتمان و چه در سطح تصمیمها و مواضع ، و با اتخاذ گفتمان عقلانی، آگاهانه و مسئولانه که از تحریک به دور باشد، و با حکمت در تصمیمگیریها و مواضع، بهگونهای که به دور از محاسبات طایفهای، منطقهای و گروهی در این زمینه، مصلحت عالی میهن را رعایت کند و امنیت و ثبات کشور را در نظر بگیرد.
ضرورت گفتوگوی داخلی
در اینجا با صداهایی که به گفتوگوی داخلی در این مرحلهٔ سرنوشتساز دعوت میکنند، همصدا میشویم؛ گفتوگویی که جایگزین پرتاب کلمات و اظهارات و مواضع به سوی یکدیگر باشد. و ما اطمینان داریم که اگر گفتوگو با صداقت و شفافیت آغاز شود و مصلحت ملی و نگرانیهای متقابل را در نظر بگیرد، لبنانیها ثمرهٔ آن را در همهٔ پروندهها خواهند دید؛ از جمله پروندههایی که برخی آنها را در شمار پیچیدهها قرار میدهند. و لبنانیها گزینهای جز گرد هم آمدن و تفاهم ندارند؛ و همین است که کشور را از خطرهای فراگیری که در سطح منطقه افزایش یافته و لبنان از آن در امان نخواهد بود، محافظت میکند.
اولویت معیشت
از سوی دیگر، به دغدغهای میپردازیم که لبنانیها را در نان روزانه و وضعیت اجتماعیشان دنبال میکنند؛ دغدغهای که آثار آن را در اعتصابها و اعتصابهایی که در بسیاری از بخشها رخ میدهد، احساس میکنیم. دولت قادر است این وضعیتها را سامان دهد و خواستههای بحق را برآورده سازد؛ اگر مدیریت اموالش را درست کند و از منابعش بهره برد. دیگر جایز نیست با بحران معیشتی رو به وخامت در لبنان چنان برخورد شود که گویی بحرانی گذراست که میتوان با چند اقدام موقت و تکهتکه کردن پروندهها آن را حل کرد. شهروندی که بحرانهای پیاپی او را فرسوده و قدرت خریدش را تحلیل برده و ارزش حقوق، پسانداز و غرامتهایش را کاهش داده، اکنون در تأمین سادهترین لوازم زندگی شایسته با دشواری روبهروست.آنچه از دولت خواسته میشود، این است که مسائل اجتماعی را در صدر اولویتهای خود قرار دهد و از مدیریت بحران به سوی راهحل جدی حرکت کند؛ از طریق برنامهای اقتصادی و اجتماعی یکپارچه و متوازن. کرامت شهروند و زندگی شایستهٔ او منتّی از سوی دولت نیست، بلکه حق او و وظیفهٔ دولت است.
امنیت منطقه و خونریزی در یمن
به دیداری که اخیراً در جمهوری اسلامی ایران با هیأت ائتلاف مکه برگزار شد و هدفش یافتن راهحلهایی است که راه را بر جنگطلبان ببندد و به بینشی واقعی برای تضمین امنیت منطقه از طریق کشورهای آن و مردمانش برسد، تأکید میکنیم که باید این مسیر برای تحقق اهدافی که به خاطر آن برگزار شده، تکمیل شود؛ تا تصمیم و منابع و ثروتهای منطقه همچنان در گرو کشورهای بزرگی نماند که آثار جنگها و بحرانها و بیثباتیهایی را که به بار آوردهاند، دیدهایم و هنوز میبینیم.همچنین بار دیگر دعوت میکنیم که حداکثر تلاشها برای توقف خونریزی دردناک در یمن به کار گرفته شود؛ و معتقدیم این امر با پرداختن به ریشههای آن ممکن است. و به هر گام نزدیکی میان کشورهای عربی و اسلامی ، مانند آنچه اخیراً میان عراق و سوریه رخ داد ، به دیدهٔ مثبت مینگریم. مرحلهای که جهان عرب و اسلام در آن به سر میبرد، تقویت این نزدیکی را برای رویارویی با آنچه کشورهایشان و مواضع قدرت در آنها را تهدید میکند، ضروری میسازد.


