
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل الله
۳۰ آبان ۱۴۰۴ برابر با ۲۱ نوامبر 2025م و ۳۰ جمادی الاوی ۱۴۴۷
درسهایی از سیرهٔ حضرت زهرا (ع)
خطبهٔ اول
سالروز رحلت حضرت زهرا (س)
سوم ماه جمادیالثانی، یادبود رحلت یکی از کسانی است که این آیهٔ کریمه «إِنَّمَا یُرِیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا.» دربارهٔ آنان نازل شده است ؛ یعنی صدیقهٔ طاهره فاطمهٔ زهرا (س)، سرور زنان جهان، پارهٔ تن رسول خدا (ص) و روحی که در میان دو پهلوی او بود. این بر اساس روایتی است که رحلت او را نود و پنج روز پس از رحلت رسول خدا (ص) میداند.
این رحلت، درد و اندوهی بزرگ در دل امیرمؤمنان (ع) و فرزندانش زینب و امکلثوم و حسن و حسین (ع) و همهٔ مسلمانان بر جای گذاشت؛ کسانی که با غیبت او، فیض محبتی که بر آنان میبارید از میان رفت و آنچه او از نصیحت و هدایت و تربیت انجام میداد متوقف شد؛ در حالی که او پناهگاه دلهای جویندگان دانش و معرفت بود. امیرمؤمنان (ع) وقتی بر پیکر پاک او ایستاد، اینگونه بیان کرد: «لقد عزَّ علیَّ مفارقتکِ وفقدکِ، إلّا أنّه أمر لا بدَّ منه، والله لقد جدَّدتِ علیَّ مصیبه رسول الله (ص)، وقد عظمَتْ وفاتُک وفقدُک، فإنَّا لله وإنَّا إلیه راجعون، من مصیبهٍ ما أفجعها وآلمها وأمضّها وأحزنها! هذه والله مصیبه لا عزاء منها، ورزیَّه لا خلفها؛ مفارقت و فقدان تو بر من سخت آمد، جز آنکه این امری است که گریزی از آن نیست. به خدا سوگند که مصیبت رسول خدا (ص) را بر من تازه کردی، و رحلت و فقدان تو بزرگ شد. پس انّا لله و انّا الیه راجعون، از مصیبتی که چه جانکاه و دردناک و سوزنده و اندوهبار است! به خدا سوگند این مصیبتی است که هیچ چیزی تسلای آن نیست و مصیبتی است که هیچ جایگزینی ندارد.»
ما در این مناسبت دردناک، بر برخی احادیث وارد شده از آن حضرت درنگ میکنیم تا از آنها عبرتها و درسها بگیریم و زادی برای این زندگی باشد.
روش ایثار
اول: آنچه در حدیثی از او به نقل فرزندش امام حسن (ع) آمده است. هنگامی که گفت: «مادرم فاطمه (س) را دیدم که در شب جمعهای در محرابش ایستاد و پیوسته در رکوع و سجود بود تا آنکه ستون صبح روشن شد. و شنیدم که برای مردان و زنان مؤمن دعا میکند و آنان را نام میبرد و بسیار برایشان دعا میکند، و برای خود چیزی نمیخواهد. پس به او گفتم: مادر! چرا برای خود دعا نمیکنی چنانکه برای دیگران دعا میکنی؟ فرمود: پسرم! اول همسایه سپس خانه.»
این حدیث گسترهٔ عبادت زهرا (س) را برای پروردگارش نشان میدهد؛ هنگامی که شب را تا سپیدهدم عبادت میکرد. حسن بصری دربارهٔ او گفته است: «در این امت کسی عبادتکنندهتر از فاطمه نبود؛ شب را عبادت میکرد تا آنکه پاهایش ورم میکرد.» و این حقیقت میزان ایثار او را نسبت به همسایگانش بیان میکند؛ هنگامی که پیش از دعا برای خود و فرزندانش، برای آنان دعا کرد، بدون آنکه به وابستگی یا موافقت یا مخالفت آنان با آنچه به آن ایمان داشت، توجه کند؛ تا آنجا که فرزندش امام حسن (ع) که او را در کنار خود مینشاند تا به او بیاموزد چگونه عبادت پروردگارش را انجام دهد، از آن شگفتزده شد، بهویژه وقتی پرسید: «مادرم، چرا برای همسایگانت دعا میکنی در حالی که خودت بیش از هر کس به دعا نیاز داری؟» فرمود: «پسرم، اول همسایه سپس خانه.» و همهٔ ما اهمیت نقش دعایی را که پشت سر فرد غایب باشد، میدانیم؛ چنانکه در حدیث آمده است: « أسرع الدّعاء نجاحًا للإجابه، الدّعاء بظهر الغیب ؛ سریعترین دعا در اجابت، دعای پشت سر فرد غایب است.»
حکمت سکوت
حدیث دوم: «الصَّمت حکمه؛ سکوت حکمت است». حضرت زهرا (س) با این حدیث میخواست به فضیلت سکوت و حکمتی که انسان هنگام سکوت به آن میرسد اشاره کند؛ زیرا سکوت برای انسان وقار و هیبت و سلامت دین و دنیا را به ارمغان میآورد. اما این به معنای ترک سخن و خاموشی از گفتن حق نیست؛ بلکه مطلوب آن است که انسان سخن بگوید، زیرا پیامبران و رسولان و صالحان با سخن آمدند و با آن به آنچه آورده بودند دعوت کردند. مقصود آن است که پیش از سخن سخت بیندیشد، و زبان جز هنگامی که نیاز به سخن باشد حرکت نکند، و سخن در جای خود باشد و صلاح دیگران در آن باشد؛ زیرا اگر کلمه رها شود و برای آن حدود و ضوابطی نهاده نشود، ممکن است به فتنهها و نزاعها و جنگها بکشد، و به افتادن در محذور غیبت و سخن چینی و سوءظن و فضولی و آسیب زدن به احساسات دیگران و آرا و اندیشهها و کرامتهایشان، و به آنچه عاقبت بد بینجامد. کافی است نگاهی به واقعیت جامعه خود بیندازیم تا ببینیم کلمات هیجانزده و ناآگاهانه و نیندیشیده چه پیامدهایی داشته و دارد. از اینرو گفتهاند: « إذا کان الکلام من فضّه، فالسّکوت من ذهب ؛ اگر سخن از نقره باشد، سکوت از طلاست.»
کمک بر طاعت
حدیث سوم: « الزّوج الصّالح هو عون على طاعه الله؛ همسر صالح، یاریدهنده بر طاعت خداست»، و مقصود از آن هم مرد و هم زن است؛ زیرا واژهٔ «زوج» بر هر دو اطلاق میشود. او میخواست دایرهٔ مسئولیتی را که بر دوش زوجین است گسترش دهد؛ به اینکه نقش آنان تنها بر تأمین نیازهای مادی یا جسمی یا عاطفی یکدیگر محدود نشود، بلکه افزون بر آن، هر یک دیگری را بر طاعت خدا یاری دهد؛ به اینکه پروردگارش را به او یادآوری کند و به انجام آنچه او را به آن فراخوانده یاری رساند و بر ادای آنچه بر او واجب کرده، کمک کند و از آنچه او را از آن نهی کرده باز دارد و حتی بر انجام مستحبات و ترک مکروهات او را یاری کند. و این همان چیزی است که ساخت خانهای را تضمین میکند که از فضای روحی و ایمانی برخوردار باشد و در آن پدر و مادر الگوی فرزندان خود و دیگران باشند؛ چنانکه در دنیا بهرهمند شوند و در آخرت پاداش گیرند. و خداوند عزّوجلّ به این امر اشاره کرده است، هنگامی که فرمود: «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِکَهُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِم مِّن کُلِّ بَابٍ * سَلَامٌ عَلَیْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ».
راه نجات
و حدیث پایانی: « من أطاع الله نجا، ومن عصاه هلک ؛ هر کس خدا را اطاعت کند نجات یابد، و هر کس او را نافرمانی کند هلاک شود». حضرت زهرا (س) میخواست با این سخن روشن کند که راه رسیدن به نجات در دنیا، پیمودن مسیر اطاعت خداست، و هلاکت در نافرمانی اوست؛ زیرا خداوند جز به آنچه خیر و صلاح انسان در آن است و سطح او را بالا میبرد فرمان نداده و از هر زشتی یا آنچه به جسم انسان و ارزشهای اخلاقی و دینی و انسانی او زیان میرساند، نهی کرده است. پس اطاعت خداست که برای انسان صفای روح و قلب و عمل و بلندی اخلاقی و انسانی را فراهم میآورد، و از رهگذر آن در دنیا تأیید و تسدید و برکت و روزی از سوی خدا نصیب او میشود؛ چنانکه سبحانه و تعالی فرمود: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰکِن کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ». و نجات در آخرت را برای او تأمین میکند: «تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذَٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ * وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِیهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِینٌ».
الگوگیری از زهرا (س)
ما در این مناسبت دردناک بیش از هر زمان به آن نیاز داریم که از زهرا (س) الهام بگیریم؛ او را به واقعیت زندگی خود وارد کنیم و سیره و کلمات و مواضع او در میان ما، در میدانهای عبادت و دانش و جهاد و کار رسالی و در رویارویی با ظلم و انحراف حاضر باشد.
بدینسان در سالروز عروج او به سوی پروردگارش نسبت به او وفادار باشیم. برای وفادار ماندن به او کافی نیست که در سالروز ولادتش شادی کنیم یا در رحلتش اشکی بریزیم یا از ظلمی که بر او رفت یاد کنیم. او از ما به اینها بسنده نمیکند، بلکه میخواهد که او را الگوی خود قرار دهیم و برای هدفی که به خاطر آن رنج برد و درد کشید و فداکاری کرد کار کنیم.
پس از خدا بخواهیم که ما را به این کار موفق گرداند تا به محبت و شفاعت او و دیدار او در باغهای جاودان دست یابیم. سلام بر او روزی که زاده شد و روزی که به جانب پروردگارش پر کشید و روزی که زنده برانگیخته میشود تا به آنچه خداوند از نعیم پایدار آماده کرده است برسد.
خطبهٔ دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه حضرت زهرا (س) به زنان مهاجران و انصار سفارش کرد، توصیه میکنم: «در روز جمعه ساعتی است که هیچ مرد مسلمانی به آن موفق نمیشود مگر این که از خداوند عزّوجلّ در آن خیری بطلبد مگر آنکه آن را به او عطا کند البته اگر مصلحت او در آن باشد.» پس راوی گفت: گفتم ای رسول خدا، آن ساعت کدام است؟ فرمود : «هنگامی است که نیمی از خورشید غروب کرده باشد.»
حضرت زهرا (س) بر این کار اهتمام داشت و به کسی که در خانه بود میگفت: «بر پشتبام برو، و چون دیدی نیمی از چشم خورشید غروب کرده است، مرا آگاه کن تا دعا کنم.»
پس باید بر دعا در این وقت اهتمام داشته باشیم تا به آنچه از خداوند عزّوجلّ امید داریم دست یابیم و امید ما آن باشد که بلای دنیا و بلای آخرت را از ما دور کند؛ تا بدینسان در رویارویی با چالشهای دنیا و بدی موقعیت در آخرت نیرومندتر و تواناتر باشیم.
تجاوزهای پیدرپی
از تجاوزهای صهیونیستی آغاز میکنیم که این روزها روند آن افزایش یافته تا واقعیتی جدید را تثبیت کند؛ تجاوزهایی که در قالب گسترش دادن عملیات ترور با هدف قرار دادن کسانی که در حوزهٔ آموزشی و شهرداری کار میکنند و از سرگرفتن هشدارهایی که برای بسیاری از روستاهای جنوبی صادر شد و پس از آن هدف قرار گرفتند و کشتاری که در اردوگاه عینالحلوه رخ داد و دهها شهید و مجروح بر جای گذاشت، شاهد بودیم؛ در حالی که دشمن همچنان هر مظهر زندگی در روستاهای نوار مرزی یا پروژههای بازسازی را هدف قرار میدهد.
دولت آمریکا با این تجاوزها همراهی میکند تا فشارهای بیشتری در عرصهٔ مالی یا اقتصادی یا سیاسی اعمال کند؛ فشاری که در لغو سفری که فرمانده ارتش لبنان قصد داشت به ایالات متحدهٔ آمریکا انجام دهد، بازتاب یافت. تا آنجا که روشن شده است هدف از این فشارها بر دولت لبنان و ارتش لبنان اعمال میشود، آن است که آنان را به شتاب در برداشتن گامهای مورد نظر برای تحقق منافع امنیتی رژیم صهیونیستی وادارد، بدون آنکه منافع امنیتی لبنان، شرایط عینی ارتش، امکانات محدودی که در اختیار دارد و توجه به این که ابزار ثبات کشور باشد نه عامل تنش آن را در نظر بگیرد.
در حالی که رژیم صهیونیستی هیچ آمادگی برای وفای به تعهدات خود در توقف تجاوزها و عقبنشینی از مواضعی که هنوز اشغال کرده است و بازگرداندن اسیران لبنانی از زندانهایش نشان نمیدهد؛ با وجود آنکه لبنان با ارتش و مقاومتش به همهٔ بندهای تصمیم آتشبس وفادار بوده است، میبینیم دشمن بر افزایش و تشدید تجاوزهای خود اصرار میورزد و همزمان میکوشد با ساخت دیواری سیمانی در مرز که هزاران متر از زمینهای لبنانی را بلعیده است، واقعیتهای جدیدی را تثبیت کند. این کار با وجود اعتراض نیروهای بینالمللی که آن را نقض قطعنامهٔ ۱۷۰۱ دانستند و با وجود شکایتی که لبنان به شورای امنیت تقدیم کرد و بدون آنکه کمیتهٔ مأمور نظارت بر آتشبس آنچه را رخ میدهد موضع محکومیت اتخاذ کند، انجام شده است.
مسئولیت حفظ حاکمیت
ما در برابر این واقعیت، بار دیگر بر دولت تأکید میکنیم که بر موضع خود که بر امنیت این کشور و حفظ حاکمیت ملی خود پافشاری کند و همه توان خود را در عرصهٔ سیاسی و دیپلماتیک و در مجامع بینالمللی بسیج کند تا برای حفظ حاکمیت کشور بر همهٔ خاکش که امانتدار آن است، آن را از هر خطری مصون دارد که ممکن است به سبب تجاوزات اسرائیل و پوشش حمایتگرانه از آن، با آن روبهرو شود و همزمان همهٔ موارد قدرت خود را بسیج کند؛ زیرا هیچ امنیت و حاکمیتی برای لبنان ممکن نیست مگر آنکه نیرویی پشتیبان آن باشد.
خطر تحریک خارجیها
ما اطمینان داریم که لبنان از توانمندیهایی برخوردار است که آن را قادر میسازد در برابر همهٔ فشارهایی که علیه آن اعمال میشود ثابت و استوار بماند؛ اگر از آنها بهره گیرد و تلاشهایش را یکپارچه کند.
تأسفبار است که این وحدت را در رویارویی با تجاوز به زمین و آبادانی و ریختن خون شهروندان شاهد نیستیم؛ گویی این تجاوزات دولت را تهدید نمیکند یا حاکمیت لبنان بر همهٔ سرزمینش را تهدید نمیکند و امنیتش را به خطر نمیاندازد، بلکه تنها یک طایفه یا مذهب یا موضع سیاسی خاص را در بر میگیرد و تنها آنان باید کار خود را تدبیر کنند و مسئولیت آنچه را رخ میدهد، بر دوش گیرند.
خطرناک این است که برای حسابهای شخصی یا منافع گروهی یا برای جلب رضایت این و آن در خارج، از بالاترین مقام رسمی دولت بشنویم که در این کشور کسی میکوشد خارجیها را علیه داخل لبنان تحریک کند؛ بدون آنکه در نظر بگیرند که این سخنان نه فقط به این مقام یا آن مقام یا این طایفه یا آن طایفه بلکه به همهٔ کشور آسیب میزند.
کسی که چنین میکند باید بداند که خارجیها وقتی وارد عمل شوند، برای این گروه یا آن گروه یا این طایفه یا آن طایفه یا این مقام یا آن مقام نیست، بلکه تنها برای حساب خود کار میکنند و کسانی که برای او کار میکنند ابزارشان خواهند بود و در پایان آنان را دور خواهند انداخت؛ زیرا خارجیها به کسانی که امین وطن و حاکمیتش نبودهاند احترام نمیگذارند.
حمایت از ارتش لبنان
در همین زمان، بار دیگر بر همهٔ نیروهای سیاسی و فعالان روی زمین تأکید میکنیم که لازم است از ارتش لبنان حمایت کنند و در کنار آن بایستند تا آن را در امر تأمین امنیت اجتماعی و اخلاقی و هر آنچه سلامت لبنانیها را تهدید میکند، یاری دهند؛ تا فداکاریهایی را که از بابت فرزندان خود و فرزندان لبنانیها متحمل میشود مانند آنچه اخیراً شاهد بودیم، کاهش دهند.
وظیفهٔ دولت در برابر شهروندان
در داخل کشور بار دیگر بر دولت تأکید کنیم که در میان همهٔ اینها آنچه را که باید نسبت به شهروندانش انجام دهد فراموش نکند؛ بهویژه در عرصهٔ معیشتی که وضعیت آن روزبهروز وخیمتر میشود و شتاب در بازگرداندن اموال سپردهگذاران و بازسازی ویرانیها که باید در صدر اهتمامها و اولویتهایش باشد یا در عرصهٔ اصلاحات که میخواهیم تصمیمی داخلی باشد نه آنکه لبنان به سوی آن رانده شود.
حفاظت از استقلال
سرانجام، در سالگرد استقلال، بار دیگر از لبنانیها دعوت میکنیم که این دستاورد ملی را با تعمیق منطق استقلال در جانهای خود حفظ کنند؛ منطقی که در این مرحله با سختترین چالشها روبهروست. به اینکه تلاشهای خود را یکپارچه کنند و در رویارویی با همهٔ خطرهایی که به استقلال این کشور و آزادی و حاکمیت آن بر سرزمینش آسیب میزنند، کنار هم بایستند.
در حالی که باید در این روز از قهرمانانی یاد کنیم که با خون خود استقلال را پاس داشتند و میدارند و فداکاریهای بزرگ کردند تا لبنان همانگونه که میخواهیم شاد، آزاد و مستقل باقی بماند.


