
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۳ مرداد ۱۴۰۴ برابر با ۲۵ جولای 2025م و ۲۹ محرم ۱۴۴۷
شهر صفر: مقابله با نحوست با آگاهی و ایمان
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیزش میفرماید: «إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَهٌ حُرُمٌ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَکُمْ» صدق الله العظیم.
مناسبتهای ماه صفر
فردا ماه صفر بر ما طلوع میکند؛ ماهی که دومین ماه از ماههای قمری است و خداوند سبحان در آیهای که تلاوت کردیم به آن اشاره فرموده است. این ماه در درون خود مناسبتهای متعددی را جای داده است.
در این ماه، با یادبود اربعین امام حسین (ع) همراه خواهیم بود؛ روزی که انبوه زائران از گوشهوکنار جهان برای زیارت بارگاه امام حسین (ع) در کربلا سرازیر میشوند تا وفاداری صادقانهشان را به این امام، به فداکاریهایی که او و یاران و اهلبیتش انجام دادند و به هدفی که آن فداکاریها برای آن صورت گرفت، ابراز کنند. هدفی که امام خود به آن اشاره کرد و فرمود: «أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّهِ جَدِّی ص أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ».
مناسبت دوم، سالروز رحلت رسول خدا (ص) به سوی رفیق اعلی است؛ همان که خداوند او را رحمت و هدایت و بشارت فرستاد، و نیز سالروز وفات سبط اکبرش امام حسن (ع).
بدیمنی ماه صفر
اما آنچه شایسته است در این مناسبت بر آن درنگ کنیم و موضع خود را نسبت به آن روشن سازیم، چیزی است که میان مردم شایع شده است مبنی بر اینکه ماه صفر از ماههایی است که به نحسی و بدشگونی شناخته میشود. تا آنجا که آمدن این ماه نزد بسیاری از مردم ترس ایجاد میکند از اینکه اگر کاری کنند یا پیوندی برقرار سازند، دچار بلا یا شکست شوند. از اینرو میبینیم کسانی در این ماه از ازدواج، خرید خانه، نقلمکان به خانه جدید یا اثاثکشی، یا انجام قراردادها و معاملات خودداری میکنند، چون گمان میکنند اگر چنین کنند توفیق نخواهند یافت.
این در حالی است که احادیث رسیده از رسول خدا (ص) و ائمه (ع) از فال بد نهی میکنند؛ فال بد که در احادیث با عنوان «طیره» از آن یاد شده است. از رسول خدا (ص) روایت شده است: «لیس منّا من تَطیَّر أو تُطیِّر له؛ که بد بین باشد یا برای او بدیمنی کنند، از ما نیست.» و آن را شرک دانسته و فرموده است: «الطّیره شرک؛ بدبینی شرک است.» و این سخن را سه بار تکرار کرد. و در حدیث دیگری آمده است: «من ردَّته الطّیره عن حاجته فقد أشرک؛ هر که فال بد زدن او را از کارش باز دارد ، شرک ورزیده است.»
و آن حضرت (ص) به کسی که چیزی ناخوشایند میدید و از آن فال بد میزد، دستور میداد که بر آن اثری مترتب نکند و بگوید: «اللّهمَّ لا یؤتی الخیر إلّا أنت، ولا یدفع السّیئات إلّا أنت، ولا حول ولا قوّه إلّا بک؛ خدایا ! خوبی را کسی جز تو نمی دهد ، و بدیها را کسی جز تو دفع نمی کند ، و هیچ جنبش و نیرویی نیست مگر به کمک تو. »
در همین راستا، رسول خدا (ص) به فال نیک فرامیخواند. هنگامی که از ایشان پرسیدند: فال نیک چیست؟ فرمود: «الکَلِمَهُ الصَّالِحَهُ یَسْمَعُها أحَدُکُمْ فیُحسِنُ الظَّنَّ بربِّهِ، ویشرَحُ صَدرَهُ، ویریحُ فؤادَه؛ حرف خوبی که یکی از شما بشنود به خدای خود حسن ظن آورد و سینهاش گشاده شود و قلبش آسوده گردد.:
این همه تأکید بر آن است که به روزها یا ماهها یا اعداد، یا هنگام دیدن پرندهای خاص یا حیوانی، یا ریختن نمک و امثال آن فال بد نزنیم؛ چیزهایی که هیچ مستندی در دین ندارند و آنچه به دین نسبت داده میشود صحیح نیست. هیچیک از این پدیدهها در زندگی انسان یا حرکت او تأثیر منفی یا مثبت ندارد. بلکه دین معتقد است هر آنچه در این جهان و در زندگی مردم رخ میدهد، به خداوند عزّوجلّ بازمیگردد. چنانکه در سخن او آمده است: «قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِلَّهِ».
نحسی یا انتخابهای نادرست؟!
مشکلات و بحرانهایی در این جهان و در زندگی وجود دارد، به انتخابهای نادرست مردم و رفتارهایشان بازمیگردد. چنانکه خداوند سبحان اشاره فرموده است: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» و نیز فرموده است: «وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ».
از همینرو، واکنش امام صادق (ع) به کسی که روزها و ساعتها و شبها را مسئول آنچه برایش رخ داده بود میدانست، چنین بود که فرمود: «لا تسبّوا الجبال ولا السّاعات ولا الأیّام ولا اللّیالی؛ به کوهها و ساعات و روزها و شبها دشنام ندهید.» زیرا آنها مسئول آنچه رخ میدهد نیستند. در حالی که این همان چیزی است که در سخن کسانی میبینیم که میگویند: خدا لعنت کند این ساعت یا این زمان را.
این همان چیزی است که امام هادی (ع) بیان فرمود، هنگامی که یکی از یارانش نزد او آمد و شکایت کرد و گفت: «کفانی الله شرّک من یومٍ ما أشأمک!» امام هادی (ع) به او فرمود: «ترمی بذنبک مَن لا ذنب له؛ گناه خود را به گردن چیزی میاندازی که گناهی ندارد.» عرض کردم: مولای من، از خدا آمرزش میطلبم! فرمود: «ما ذنبُ الأیّام حتّی صرتم تتشاءمون بها؛ روزها گناهی ندارند که آنها را بدیمن میدانید.» سپس فرمود: «أما علمت أنَّ الله هو المثیب والمعاقب والمجازی بالأعمال، عاجلًا وآجلًا؛ آیا نمیدانی که ثواب و عقاب، و مکافات عمل در دنیا و آخرت به دست خداست، دیر یا زود؟»
و در حدیثی از رسول خدا (ص) آمده است: «لا تعادوا الأیّام فتعادیکم؛ با روزها دشمنی نکنید که با شما دشمنی میکنند.»
نحسی در قرآن
آری، برخی به وجود نحسی در روزها به سخن قرآن درباره روزهای نحس استناد کردهاند، چنانکه خداوند درباره عذابی که بر قوم عاد نازل شد میفرماید: «فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی أَیَّامٍ نَحِسَاتٍ لِنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الْآَخِرَهِ أَخْزَىٰ وَهُمْ لَا یُنْصَرُونَ» و نیز فرموده است: «إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ». اما این استدلال در برابر هیچ نقد روشمندی تاب نمیآورد. قرآن کریم در اینجا از روزها به عنوان فضاهای زمانی که خود تأثیری در رخدادها دارند و نحسی یا سعادت میآفرینند سخن نگفته است، بلکه آنها را ظرف و بستر رخدادها دانسته است. یعنی نحسیِ روزها یا آن روز خاص نیست، بلکه نحسیِ آیات تلاوتشده از آن جهت است که آن بادهای تند که قوم عاد با آنها عذاب شدند، در آن روزها واقع شد.
در اینجا ممکن است برخی به نحسی و بدیمنی ماه صفر استناد کنند به این دلیل که این ماه، ماهی است که رسول خدا (ص) در آن رحلت فرمودند و این امر با اندوه همراه است، یا به دلیل وفات شماری از ائمه اهلبیت (ع) در آن، یا به دلیل سالروز اربعین امام حسین (ع). اما این امور اقتضا نمیکند که زمان و ماه نحس باشد. نحسی به خاطر مرگ پیامبر یا ولیّ برای ماه حاصل نمیشود. اگر این اصل را بپذیریم و هر روزی را که در آن وفات یا شهادت پیامبری یا وصیّی یا عالمی یا عزیزی رخ داده نحس بدانیم، آنگاه همه روزها نحس خواهند بود؛ زیرا هیچ روزی نیست مگر آنکه مرگ یا شهادت پیامبری یا ولیّی یا دوستی را شاهد بوده است.
وانگهی ما وفات پیامبران یا اولیا یا شهادت آنان را نحس نمیدانیم، بلکه این امر در پاسخ به فرمان خداوند متعال است. خداوند متعال میفرماید: «اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا».
چاره با دعا و توکل
در اینجا ممکن است این پرسش مطرح شود: ایده نحسی ماه صفر از کجا آمده است؟ گفته میشود که این ایده از دوران جاهلیت برخاسته است. جاهلیان به آن معتقد بودند و ماه صفر را ماه نحس و سبب شرور و رخدادهای ناگوار میدانستند. برخی نیز معتقدند که این به آن دلیل است که ماه صفر پس از سه ماه از ماههای حرام میآید که در آنها جنگ متوقف میشد و این به معنای بازگشت جنگ با همه مصیبتهایش بود.
اما اسلام در عین حال واقعبینانه با کسانی که از این ماه فال بد میزنند برخورد کرد. او بدبینی آنان را انکار نکرد، بلکه در صورت ابتلا، به درمان آن پرداخت: با دعوت به توکل بر خدا و پناه بردن به او و دعا برای جلوگیری از هر بدی، و دادن صدقه که بلا را دفع میکند و قضا را برمیگرداند. در کنار این، اسلام بر گسترش آگاهی در برابر این عادت و همه عادتهایی که عقل انسان را مختل میکنند و ارادهاش را فلج میسازند و روحیه و روانش را زیر عنوان اینکه از دین هستند، مخدوش میکنند، و نیز بر پرهیز از تقلید کورکورانه و گرفتن میراث پدران و اجداد بدون بررسی دقیق آن، تأکید ورزید.
از همینجا میتوان وجود دعاهای متعدد واردشده در این ماه را فهمید. این دعاها برای اثبات ایده نحسی یا طیره یا فال بد زدن نیامدهاند، بلکه برای درمان کسانی است که در این ماه فال بد میزنند، تا این فال بد زدن بر زندگیشان یا بر رابطهشان با دیگران اثر نگذارد.
خوشبینی نه بدبینی
عزیزان، با آگاهی از اینکه در این ماه نه شومی هست و نه بدیمنی، بیایید به این ماه و ماههای دیگر همچون انسانهای خوشبین وارد شویم، نه همچون انسانهای ترسو. نگذاریم این امر بر کارهایمان و معاملاتمان و روابطمان و رفتارمان اثر بگذارد و بدانیم که تا زمانی که در ملکوت خداوند عزّوجلّ و تحت مراقبت او هستیم، نمیتوانیم بگذاریم ترس بر ما چیره شود. و دعا کنیم: «اللَّهمَّ بارک لنا فی أوقاتنا، وارزقنا حسن التوکّل علیک والثّقه بک؛ خدایا! اوقات ما را بر ما مبارک گردان و توکل و اعتماد نیک خودت را روزی ما بگردان.»
خطبه دوم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
شما و خودم را به وصیت رسول خدا (ص) توصیه میکنم. هنگامی که مردی نزد او آمد و گفت: ای رسول خدا، مرا وصیت کن. پیامبر (ص) به او فرمود: « فهَل أنتَ مُسْتَوْصٍ إنْ أوْصَیْتُکَ ؟ حتّى قالَ ذلکَ ثَلاثا، فی کُلِّها یقولُ الرّجُلُ : نَعَم یا رسولَ اللّهِ. فقالَ لَهُ رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله : فإنّی اُوصیکَ إذا أنتَ هَمَمْتَ بأمْرٍ فتَدبَّرْ عاقِبَتَهُ ، فإنْ یَکُنْ رُشْدا فأمْضِهِ ، و إنْ یَکُنْ غَیّا فانْتَهِ عَنهُ؛ اگر به تو سفارشى کنم به آن عمل مى کنى ؟ پیامبر سه بار این سخن را فرمود و آن مرد هر سه بار جواب داد : آرى ، اى رسول خدا . پس رسول خدا صلى الله علیه و آله به او فرمود : به تو سفارش مى کنم که هرگاه خواستى کارى کنى، در عاقبت آن بیندیش ؛ اگر کار درستى بود، آن را انجام ده و اگر نادرست و گمراه کننده بود از آن خوددارى کن .»
عزیزان، ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند آنیم که این وصیت را به کار بندیم؛ پیش از هر سخنی که بر زبان میآوریم، یا تصمیم یا موضعی که اتخاذ میکنیم، خواه مربوط به زندگی خودمان باشد یا دیگران. تا پیش از آن که تبعات و پیامدها و آنچه ممکن است به آن بینجامد را، چه در دنیا و چه در آخرت، بررسی نکردهایم، اقدام نکنیم. پس تنها آنچه را که در آن رشد و خیر و صلاح است انجام دهیم و از هر گمراهی و ضلالت و انحراف و آنچه به ما و دیگران آسیب میرساند دوری گزینیم. بدینسان خردمندتر و آگاهتر و مسئولانهتر و تواناتر در رویارویی با چالشها خواهیم بود.
خطر بر لبنان!
آغاز سخن از لبنان است، جایی که دشمن صهیونیستی همچنان به اعمال تجاوزکارانه خود علیه این کشور ادامه میدهد: با نفوذهایی که در روستاهای حاشیه نوار مرزی انجام میدهد و هر نشانهای از زندگی را در آنها هدف قرار میدهد تا اهالی را از بازگشت یا استقرار در آنها بازدارد یا با ترور شهروندان در روستاهایشان یا هنگام جابهجایی یا با پهپادهای جاسوسی که در مناطق لبنانی میچرخند و حتی به بیروت و حومههای آن میرسند یا با حملات هوایی شدیدی که دیروز شاهد آن بودیم و شماری از روستاهای جنوب و بقاع غربی را هدف قرار داد. دشمن با این کارها میخواهد فشار مستمری بر لبنانیها وارد کند تا آنان را به تسلیم در برابر خواستههایی که از این کشور دارد وادارد.
همه اینها در حالی رخ میدهد که دولت لبنان و در پشت آن مقاومت، بهطور کامل به تصمیم آتشبس پایبند بودهاند و به آنچه بر اساس این تصمیم متعهد شدهاند وفا کردهاند، بیآنکه رژیم صهیونیستی به تعهدات خود عمل کند.
در همین زمان، دیدار فرستاده آمریکایی صورت میگیرد؛ دولتی که خود تضمین اجرای تصمیم آتشبس را بر عهده گرفته بود. او به جای آنکه دشمن را به وفای به آنچه دولت متبوعش به اجرای آن توافق متعهد شده وادارد، بار دیگر خواستههای دولتش را که در درجه اول بر حفظ امنیت رژیم صهیونیستی و منافع آن متمرکز است بر دولت لبنان تأکید میکند، بیآنکه هیچ توجهی به خواستههای لبنانی نشان دهد و از ارائه هرگونه تضمین به دولت لبنان برای اجرای آن خودداری میورزد؛ خواه با فشار بر دشمن برای توقف تجاوزاتش، یا برای عقبنشینی از سرزمینهایی که اشغال کرده است. حتی اگر دولت لبنان به همه شرایط دشوار مرتبط با امنیت رژیم تن دهد. او بدینسان با لبنان چنان رفتار میکند و میکند که گویی کشوری شکستخورده است که چارهای جز تسلیم در برابر همه دستورات و شروط دشمن ندارد. این امر این کشور را همچنان در دایره تجاوزات دشمن صهیونیستی که به نظر نمیرسد متوقف شود و فشارهایی که بر آن وارد میشود نگاه میدارد.
رویارویی با موضع متحد
در برابر آنچه رخ داده و رخ میدهد، بار دیگر بر اهمیت موضع رسمی متحد لبنانی تأکید میکنیم؛ موضعی که حاکمیت این کشور و قدرتش را در نظر میگیرد و در عین حال حجم چالشها و خطرهایی را که با آن روبهروست مراعات میکند. و بار دیگر به پایبندی به آن فرامیخوانیم. پایبندیای که استمرار آن و استواری بر آن و گرد آمدن لبنانیها پیرامون آن، به تحقق آنچه لبنانیها از امنیت و ثبات و حاکمیت بر سرزمینشان میجویند کمک میکند.
مایه تأسف است که همچنان در این کشور صداهایی را میشنویم که خواستههای دشمن را میپذیرند، بیآنکه هیچ موضعی در برابر نقض حاکمیت و امنیت و ثبات کشورشان اتخاذ کنند و بیآنکه به طمعهای این دشمن نسبت به سرزمین و ثروتهایش توجه کنند.
از همینرو، بار دیگر از لبنانیها میخواهیم که در این مرحله بیش از پیش بر وحدت و همبستگی و استواری خود و بسیج عناصر قدرتشان حرص بورزند تا با هر آنچه برای کشورشان و منطقه طراحی و ترسیم میشود رویارو شوند. زیرا نمیتوان با سستی و تفرقهای که شاهد آن هستیم با آن مقابله کرد، بلکه سستی یا تفرقه ممکن است همان محیط مناسب برای سلطه دشمن باشد. در اینجا از همه تلاشهایی که برای پر کردن شکاف میان لبنانیها و جلوگیری از هرگونه تفرقهای که به دلیل اختلاف بر سر گزینههای لبنانی در رویارویی با چالشها رخ میدهد، قدردانی میکنیم و بار دیگر به ایستادگی در برابر هر گفتمان تحریکآمیزی که فتنه طائفهای و مذهبی یا سیاسی را برانگیزد یا آن را شعلهور سازد فرامیخوانیم.
گامی به سوی اصلاح
در داخل میمانیم تا دولت لبنان را که مجلس نمایندگان دوباره به آن رأی اعتماد داد، به انجام مسئولیتهایی که در قبال لبنانیها بر عهده گرفته است فراخوانیم؛ خواه در عرصه معیشتی و زندگی روزمره یا بازسازی آنچه رژیم صهیونیستی ویران کرده است یا بازگرداندن پول سپردهگذاران و تقویت زبان پاسخگویی. کارهای بسیاری است که دولت باید انجام دهد. در اینجا از همه گامهایی که در این راستا برداشته شده است قدردانی میکنیم، بهویژه آنچه اخیراً از سوی مجلس نمایندگان در رفع مصونیت از وزرای سابق انجام شد و امکان بازخواست آنان را درباره آنچه در مناصبی که بر عهده داشتند مرتکب شدهاند فراهم میسازد.
ما این را گامی مهم در مسیر اصلاح میدانیم و منتظریم که این گامها در عرصههای گوناگون با جدیت لازم ادامه یابد و در آن «پسران خانم و پسران کنز» در کار نباشد؛ امری که اگر رخ دهد، به درمان پدیده فساد کمک میکند و به بازگرداندن پولهایی که لبنانیها با اختلاس و فساد و سوءاستفاده از قدرت از دست دادهاند میانجامد و آرزوهای آنان را برای ساختن دولت عدالت و قانون، دولتی عاری از فساد و اسراف، تحقق میبخشد.
غزه: نسلکشی سازمانیافته
سرانجام، نگاهمان به همه امت است تا موضعی نیرومند و قاطع در برابر آنچه در غزه رخ میدهد اتخاذ کند: گرسنگیای که مسئولان سازمان ملل متحد اعتراف کردهاند در این عصر سابقه نداشته است، و کشتارهایی که دشمن همچنان مرتکب میشود، و نابودی سازمانیافته همه مظاهر زندگی در آن.
ما میخواهیم کشورهای عربی و اسلامی در سطح مسئولیت عربی و اسلامی و انسانی باشند و تلاشهایشان را برای فشار بر این دشمن و حامیانش متحد سازند تا خونریزی و ویرانی و گرسنگی را متوقف کنند و او را از ادامه پروژهاش که هدفش آوارهکردن اهالی غزه یا نسلکشی مردم آن است بازدارند؛ پروژهای که آن را در کرانه باختری نیز تکمیل میکند، بهویژه پس از اتخاذ تصمیم الحاق آن به رژیمش، بهعنوان مقدمهای برای پایان دادن به مسئله فلسطین. همان چیزی که نخستوزیر دشمن تکرار میکند و میگوید که آنان در برابر فرصتی قرار دارند که تنها هر صد سال یکبار پیش میآید.
در عین حال، از آزادگان جهان و همه کشورهایی را که هنوز حقوق بشر را محترم میشمارند و آن را در نظر میگیرند میخواهیم که صدایشان را بلند کنند و مواضع قاطعی در برابر این رژیم اتخاذ نمایند تا این جنایت عصر را متوقف کنند و به بیانیههایی که دشمن پشت به آنها کرده و به آنها اعتنایی ندارد اکتفا نکنند.


