
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۲۷ تیر ۱۴۰۴ برابر با ۱۸ جولای 2025م و ۲۲ محرم ۱۴۴۷
امام زین العابدین (ع): از دردهای کربلا تا مواضع و عطای رسالی
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیزش فرمود: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ» صدق الله العظیم.
یاد امام سجّاد (ع)
در بیستوپنجم این ماه، ماه محرّم الحرام، با سالروز وفات چهارمین امام از ائمه اهلبیت (ع) روبرو خواهیم بود؛ کسانی که مشیّت خداوند عزّوجلّ در آنان تحقّق یافت و پلیدی را از آنان دور ساخت و پاکشان نمود و از عترتی که رسول خدا (ص) به آنان اشاره کرد و فرمود: «إنّی تارکٌ فیکم الثّقلین، ما إن تمسّکتم بهما لن تضلّوا بعدی أبدًا؛ کتاب الله، وعترتی أهل بیتی».
او امام علی بن الحسین (ع) است که لقبش «زین العابدین» و «سیّد السّاجدین» به میزان عبادت او برای خداوند عزّوجلّ و فراوانی سجدهاش اشاره دارد.
این امام، هرگاه از واقعه کربلا یاد میشود، به ذهن خطور میکند؛ زیرا با پدرش حسین (ع) در تمام حوادث آن حضور داشت. هرچند بیماریای که بر او عارض شد، او را از شرکت در نبرد بازداشت، اما آلام و رنجهای آن را با تمام وجود تجربه کرد. با چشم خود کشتهشدن پدر، اهلبیت و یارانش را دید و مسیر اسارت را نیز پیمود. پس از آن، مسئولیت را بر دوش گرفت و همراه عمّهاش حضرت زینب (س) نقش بزرگی در مقابله با آنچه یزید و دستگاه تبلیغاتی اموی میخواستند ایفا کرد؛ یعنی پوشاندن آثار جنایتی که قرار بود همراه با پیکرهای پاک در کربلا دفن شود.
او کار را در راستای هدفی که حسین (ع) برای آن قیام کرد، ادامه داد؛ همان هدفی که حسین (ع) آن را چنین بیان فرمود: «أرید الإصلاح فی أمّه جدّی رسول الله (ص)». او این نقش را با روشی که مقتضای آن دوره بود، ایفا کرد: با سخنان، مواعظ و راهنماییهایش و با تبدیل دعا از وسیلهای برای درخواست نیازها به برنامهای تربیتی و رسالی کامل؛ چنانکه در لابهلای صحیفه سجّادیه مییابیم، یا در «رساله حقوق» که در آن مسئولیتهای انسان در برابر پروردگارش، خودش و محیط اطرافش، و نیز وظایف حاکم و محکوم، عالم و متعلّم و امت را به طور کلی بیان فرمود.
امروز از این مناسبت بهره میگیریم تا در برخی مواضع او که نشاندهنده ویژگیهای شخصیتش است، درنگ کنیم و از آنها توشهای برای دنیا و آخرتمان برگیریم.
احسان به نیازمندان
مورد اول: از زبان یکی از یارانش به نام ابو حمزه ثمالی نقل شده است. او دعای سحر امام را که به نام او (دعای ابو حمزه ثمالی) معروف است روایت کرده است. این مرد میگوید: «با امام زین العابدین (ع) در مدینه روز جمعه نماز صبح را خواندم. پس از فراغت از نماز، برخاست و به خانهاش رفت و من همراهش بودم. فرمود: هیچ نیازمندی از در خانهام عبور نکند مگر آنکه او را اطعام کنید، زیرا امروز روز جمعه است. گفتم: ولی مولای من، هر کس که درخواست میکند مستحق نیست؟ فرمود: اما من میترسم برخی از کسانی که از ما درخواست میکنند مستحق باشند و ما آنان را اطعام نکنیم.»
و این همان چیزی است که در رساله حقوق درباره حق سائل فرمود: «و أمّا حقّ السّائل، فإعطاؤه إذا تیّقنتَ صدقه، و قدرتَ علی سدّ حاجته، و الدّعاء له فیما نزل به، و المعاونه له علی طلبته، و إن شککتَ فی صدقه، و سبقتْ إلیه التّهمه له، و لم تعزم علی ذلک، لم تأمن أن یکون من کید الشّیطان، أراد أن یصدّک عن حظّک، و یحول بینک و بین التّقرّب إلی ربّک، فترکتَه بستره، و رددتَه ردًّا جمیلًا. و إن غلبتَ نفسک فی أمره، و أعطیتَه علی ما عرض فی نفسک منه، فإنّ ذلک من عزم الأمور؛ اما حق کسی که از تو کمک می خواهـد آنست که اگـر در قدرت و توانت هست برای رفع نیازش اقدام نموده و حاجتش را برآورده سازی ؛ اگر صدقهء آماده داری به او عطا نموده و برای رفع گرفتاریش در حقش دعا کن ؛ چنانچه در صدق گفتارش شک و تردید در دلت پیدا شد و گمان بردی که دروغ می گوید پس به این شک وگمان اعتناء ننموده و بدان که بعید نیست ؛ این شک و گمـان از وسوسه های شیطان باشد کـه می خواهد ترا از این ثواب محروم نموده و مانع تقرب تو به پروردگارت شود .پس اگر چیزی به او ندادی ؛ محترمانه و بدون آنکه خوارش کنی با سخنان زیبا و نرم که او را آزرده خاطر نسازد جوابش کن .چنانچه بر شکت غالب آمدی و علی رغم آنچه در دلت گزشته است کمکش نمودی بدان که این از کارهای مهم و قابل اطمینان است.»
درس مدارا
مورد دوم: با یکی از خویشاوندانش رخ داد که به امام زین العابدین (ع) حسد میورزید و کینه داشت. روزی در برابر یاران امام، با بدترین صفات به او توهین کرد. هنگامی که آن مرد رفت، امام به دنبالش رفت و یارانش نیز به دنبال امام آمدند؛ آنان گمان میکردند پاسخ امام سخت خواهد بود. چون امام به خانه آن مرد رسید، او با حالتی آماده برای درگیری بیرون آمد، زیرا فکر میکرد امام قصد بدی دارد. اما امام او را آرام کرد و فرمود: «یا أخی، لقد سمعتُ ما قلتَ، فإن کان ما قلتَ فیّ صحیحًا، فأستغفر الله منه، و إن کنتَ قلتَ ما لیس فیّ، فغفر الله لک؛ برادرم! آن چه را گفتی شنیدم. اگر آن چه درباره من گفتی، درست است، من از این بابت از خداوند طلب بخشش میکنم و اگر آن چه درباره من گفتی، در من نیست، برای تو از درگاه خداوند طلب بخشش میکنم.»
این کلمات آن مرد را تکان داد و گفت: «بلکه آنچه در حق تو گفتم در تو نبود و من خود سزاوار آن بودم. من خطاکار و جنایتکارم. امیدوارم مرا ببخشی و برایم از پروردگارت آمرزش بخواهی.» و از آن پس از مخلصترین یاران امام (ع) شد.
در اینجا میپرسیم: اگر امام با همان روش او مقابله میکرد، آیا آنچه رخ داد، اتفاق میافتاد؟
عفو در هنگام قدرت
مورد سوم: با هشام بن اسماعیل رخ داد که والی مدینه از سوی عبدالملک بن مروان بود. این مرد به امام سجاد(ع) و یارانش بدترین ستمها را روا داشت. پس از مرگ عبدالملک، ولید بن عبدالملک خلیفه بعدی، به دلیل اختلاف با او، وی را عزل کرد و در برابر مردم قرار داد تا از او قصاص بگیرند. هشام به اطرافیانش میگفت: «به خدا سوگند، جز از علی بن حسین (ع) نمیترسم، به سبب آنچه بر او و یارانش روا داشتم.» اما وقتی امام سجاد (ع) از کنارش گذشت، بر او سلام کرد، از بار او کاست و آنچه بر او گذشته بود را سبک جلوه داد و به یارانش نیز دستور داد که چنین کنند. سپس کسی را فرستاد تا به او بگوید: «اگر مالی که از تو میگیرند تو را ناتوان کرده، نزد ما چیزی هست که تو را کفایت کند و نیازت را برآورد. پس از ما و از هر کس که از ما اطاعت میکند، خاطر آسوده باش.»
هشام در آن هنگام گفت: «الله أعلم حیث یجعل رسالته.» و از آن پس از وفادارترین مردم به امام و اهلبیت (ع) شد.
ما بیش از هر زمان نیازمند پیروی از این روش هستیم که دشمنان را به دوستان تبدیل میکند؛ روشی که خداوند سبحان به آن اشاره کرده و اهمیتش را چنین بیان فرموده است: «وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَلَا السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ * وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ».
توشهگیری برای آخرت
مورد چهارم: از زبان یکی از یاران به نام زهری، نقل شده است. او گفت: علی بن حسین (ع) را در شبی سرد دیدم که بر پشت خود آردی حمل میکرد. گفتم: ای پسر رسول خدا، این چیست؟ فرمود: « عازم سفری هستم و برای آن سفر زاد و توشه فراهم میکنم و به جای امنی منتقل میسازم.»
گفتم: این غلام من آن را برایت حمل کند. امام نپذیرفت. گفتم: پس من آن را برایت حمل کنم، زیرا من تو را بالاتر از این میدانم. اما امام اصرار کرد و فرمود: «من خود را از حمل چیزی که باعث نجاتم در سفر می شود، راحت نمی کنم.به خدا از تو میخواهم که دنبال کار خود بروی و مرا رها کنی.»
زهری از نزد امام رفت. چند روز بعد از دیدن امام شگفتزده شد، زیرا گمان میکرد او سفر کرده است. گفت: ای پسر رسول خدا، از آن سفری که گفتی اثری نمیبینم. فرمود: «ای زهری، آن سفری که تو گمان می کنی نیست، بلکه منظور من از سفر، سفر مرگ است که برای آن آماده می شوم، همانا آماده شدن برای مرگ، دوری جستن از حرام و بذل و بخشش چیزهای خوب در راه خیر است.»
از این رو امام (ع) هرگاه نیازمندی نزد او میآمد، شادمان میشد و میفرمود: «کسی نزد من آمده که توشه مرا تا روز قیامت حمل میکند.»
امام انسانیت
عزیزان، اینها گوشهای اندک از مواقف امام زین العابدین (ع) است که به انسانیت، بردباری و سعه صدر او اشاره دارد؛ ویژگیهایی که او را محبوب دلهای مردمی ساخت که به امامت او پایبند بودند یا حتی نبودند، و حقیقت محبت و وفای ما به این امام را بیان میکند.
خطبه دوم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه امام زین العابدین (ع) پروردگارش را با آن میخواند و ما را به آن فرامیخواند، سفارش میکنم. او میفرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعْتَذِرُ إِلَیْکَ مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتِی فَلَمْ أَنْصُرْهُ، وَمِنْ مَعْرُوفٍ أُسْدِیَ إِلَیَّ فَلَمْ أَشْکُرْهُ، وَمِنْ مُسِیءٍ اعْتَذَرَ إِلَیَّ فَلَمْ أَعْذِرْهُ، وَمِنْ ذِی فَاقَهٍ سَأَلَنِی فَلَمْ أُوثِرْهُ، وَمِنْ حَقِّ ذِی حَقٍّ لَزِمَنِی لِمُؤْمِنٍ فَلَمْ أُوَفِّرْهُ، وَمِنْ عَیْبِ مُؤْمِنٍ ظَهَرَ لِی فَلَمْ أَسْتُرْهُ؛ بار خدایا به پیشگاهت عذر خواهم در حق ستمدیدهای که در حضور من بر او ستم رفته و من یاریش ننمودم، و از احسانی که در حقّم شده و شکرش را بجا نیاورده ام، و از بد کنندهای که از من پوزش خواسته و عذرش را نپذیرفته ام، و از فقیری که از من حاجت خواسته و من خواست او را بر خواست خود ترجیح نداده ام، و از حقّ مؤمن حق داری که بر عهدهام مانده و آن را ادا ننمودهام و از عیب مؤمنی که بر من آشکار گشته و آن را نپوشاندهام.»
او با این دعا میخواست به ما بیاموزد که تنها به توبه و عذرخواهی از گناهانی که مرتکب شدهایم اکتفا نکنیم، بلکه از کوتاهیهایمان در برابر بندگان خدا نیز عذرخواهی کنیم. هنگامی که مظلومی را که توان یاریاش را داشتیم یاری نکردیم یا خیری را که به ما رسیده بود شکر نگفتیم یا نیاز نیازمندی را برآورده نساختیم یا عذر کسی را که از ما پوزش خواست نپذیرفتیم یا در ادای حقوق کسانی که بر ما حق داشتند کوتاهی کردیم. تا از این راه به درگاه خداوند عزّوجلّ عذر آوریم و به او نزدیکتر شویم و در نتیجه توان بیشتری برای رویارویی با چالشها بیابیم.
لبنان: دوچندان شدن فشارها
آغاز سخن از تجاوز مستمر اسرائیلی به لبنان است که هر روز شاهد آنیم و شدت آن افزایش یافته است. بیم آن میرود که در چارچوب فشارهایی که برای وادار کردن لبنان به پذیرش گزینههای مورد نظر این دشمن اعمال میشود، دوچندان گردد؛ گزینههایی که با پاسخ آمریکایی هماهنگ است و دولت را به ارائه جدول زمانی برای خلع سلاح از جنوب و شمال رودخانه فرامیخواند، بدون آنکه هیچ تضمینی برای درخواست لبنان مبنی بر فشار بر رژیم صهیونیستی برای توقف تجاوزات و تعرض به حاکمیت لبنان ارائه دهد.
در برابر آنچه میگذرد، آنچه پیشتر گفتهایم را تکرار میکنیم: دولت لبنان را به پایداری بر موضع خود فرامیخوانیم که اولویتش التزام دشمن به آتشبس و توقف تجاوزاتش به لبنان باشد. پس از آن میتوان درباره مسائل مطرحشده برای لبنان به تفاهم رسید؛ البته با در نظر گرفتن نگرانیها و بیمهای لبنانیها از این دشمن، و نه صرفاً پذیرش نگرانیهای او چنانکه برخی میخواهند.
در عین حال، بار دیگر لبنانیها را به موضعی متحد برای پشتیبانی از دولت در این موضع فرامیخوانیم تا به این دشمن اجازه ندهند از هیچ اختلافی برای نفوذ و دستیابی به اهدافش بهره ببرد. ما با آگاهی از تواناییهای این دشمن و پوشش گستردهای که آمریکا و غرب برای او فراهم میکنند، همچنان تسلیم شرایط او نمیشویم؛ در وطنی که موظف به حفظ آن و نگهداشتن آن آزاد و مصون هستیم، چنانکه پدران و نیاکانمان آن را حفظ کردند و در راهش گرانبهاترین چیزها را فدا نمودند.
لبنانیها در این مرحله خطیر باید آنچه را در پیرامونشان از رویدادها و درگیریهای خطرناک میگذرد در نظر بگیرند؛ رویدادهایی که میتواند با پیامدهایش بر وطنشان تأثیر بگذارد، و خطراتی که اگر بر تفرقه خود باقی بمانند و تلاشهایشان را همسو و متحد نسازند، بر کشورشان مترتب خواهد شد.
سوریه: خطر تجزیه
بر آنچه در سوریه رخ میدهد و همچنان شاهد آنیم درنگ میکنیم؛ درگیریهای خطرناکی که به خونریزی و ویرانی بیشتر انجامیده و به روشنی نشان داد که کسانی که امور این کشور را اداره میکنند، نقش بایسته را در دربرگرفتن همه اجزای موجود در آن و قانع کردن آنان به اینکه بر حفظ آنان علاقمند هستند و متعلق به همه فرزندان آن خواهند بود، ایفا نکردهاند. این امر به درگیری داخلیای انجامید که چنددستگی و چندپارگی ملی را عمیقتر ساخت و بیش از هر چیز بیم آن میرود که به تجزیه واقعی بینجامد. این وضعیت به دشمن صهیونیستی امکان دخالتی را داد که در پی آن بود و آن را با عنوان «حفاظت از اقلیتها» پوشش داد. روشن است که هدف او حفاظت نبود، بلکه تقویت حضور خود در این کشور، تثبیت سیطرهاش و نابودی هر پایگاه باقیمانده قدرت در آن بود؛ چنانکه حجم تجاوزی که فراتر از ادعای حفاظت از طایفه موحدین دروز امروز رفت و به تحقق مطامع او در تصرف بیشتر خاک سوریه انجامید، نشان داد.
در برابر آنچه میگذرد و از سر دلسوزی برای این کشور و وحدت و ثبات آن، بار دیگر کسانی را که آن را اداره میکنند به بازنگری در سیاست برخوردشان با اجزای آن فرامیخوانیم تا هیچ طایفه یا گروهی احساس ستم، کنار گذاشته شدن و تهدید وجودی نکند و نگرانیها، بیمها و ویژگیهای آنان در نظر گرفته شود.
در عین حال، از همه اقشار مردم سوریه میخواهیم که به خوبی آنچه این دشمن در سر دارد را دریابند و بدانند که چارهای جز همبستگی و وحدت تلاشها برای ساختن دولتی نیرومند که بتواند از شهروندانش محافظت کند و با تهدیدکنندگانش مقابله نماید، ندارند؛ و نباید سوخت پروژههای تجزیهطلبانه دشمن شوند؛ پروژههایی که برای هر ناظر تاریخ توسعهطلبانه و نژادپرستانه این دشمن نباید پنهان بماند، و کسانی که میخواهند بر تمام منطقه چیره شوند.
همچنین از لبنانیها میخواهیم که اجازه ندهند آنچه در سوریه رخ داد، بر روابطشان با سوریهای مقیم این کشور اثر بگذارد یا اختلافات میان اجزای داخلی را شعلهور سازد یا امنیت آن را مختل کند؛ بلکه از آنچه رخ داد عبرت بگیرند تا بر قدرت، صلابت و وحدت خود بیفزایند.
غزّه: آیا کشتارها متوقف میشود؟!
سرانجام بر صحنههای کشتارهای هولناکی که نان روزانه مردم غزّه شده و در کرانه باختری نیز ادامه دارد، درنگ میکنیم؛ کشتارهایی که حتی کسانی را که برای دریافت آب و غذا در برابر محاصره کامل ایستادهاند، در امان نگذاشته است.
در برابر آنچه میگذرد، با افتخار به مردم فلسطین مینگریم که هر روز درسهایی از پایداری و ثبات در رویارویی با دشمن صهیونیستی میدهند؛ با وجود همه رنجی که میکشند. امیدواریم تلاشهایی که در جریان است به آتشبسی بینجامد که رنج این مردم را پایان دهد و این انبوه کشتارهایی را که هیچ مردمی مانند آن را ندیدهاند، از آنان دور سازد؛ با این حال، آنان توانستهاند با کرامت، عزت و ارادهای که نمیمیرد، زنده بمانند.


