
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۲۶ دی ۱۴۰۴ش برابر با ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶م و ۲۶ رجب ۱۴۴۷ ق
اخلاق نیکو: گوهر رسالت و معیار ایمان
خطبه اول
خدای سبحان و متعال فرمود: «قَدْ جَاءَکُم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ * یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ» صدق الله العظیم.
سالروز مبعث نبوی
بیستوهفتم ماه رجبالحرام، سالروز مبعث شریف نبوی است که برای ما و برای همه بشریت، سرآغاز نور و هدایت و سلام و رحمت و الفت و محبت است. همان چیزی است که خداوند سبحان در آیهای که تلاوت کردیم، بشارت داده است: «قَدْ جَاءَکُم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ * یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ».
این روز ما را به یاد روزی میاندازد که جبرئیل بر رسول خدا (ص) در حالی که در غار حراء عبادت میکرد نازل شد تا مسئولیت سنگینی را که بر عهدهی او گذاشته شده است، به او ابلاغ کند و بگوید که مردم را به چه چیزی فراخواند: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ * الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ». رسول خدا (ص) نیز آنچه را خداوند عزّوجلّ میخواست به مردم برساند، با این سخن بیان کرد: «إنَّما بعثتُ لأُتمِّمَ مکارمَ الأخلاق؛ همانا من برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق را به کمال برسانم.»
پس رسول خدا (ص) آمد تا نقشی را که پیامبران پیشین آورده بودند تکمیل کند و اخلاق را چنان تقویت نماید که طابع و ویژگی زندگی شود.
دینداری از دیدگاه رسول الله (ص)
این همان چیزی است که رسول خدا بیان فرمود. هنگامی که مردی نزد او آمد و از دینی که به آن دعوت میکند پرسید. رسول خدا (ص) فرمود: «حسنُ الخلق». مرد از سخن رسول خدا (ص) دربارهی دین شگفتزده شد و گمان کرد که پیامبر خوب نشنیده است. پس از سمت راست آمد و گفت: یا رسولالله، دین چیست؟ فرمود: «حسنُ الخلق». باز هم سؤال را تکرار کرد و پیامبر دوباره فرمود: «حسنُ الخلق».
زیرا در منطق رسول خدا (ص)، برای آن که انسان متدین باشد، کافی نیست که فقط نماز بخواند و روزه بگیرد و حج کند، هرچند این عبادات بسیار مهماند. همواره در آیات قرآن و احادیث شریف تأکید شده که ارزش این عبادات به اندازهای است که در اخلاق انسان بازتاب یابد: اخلاقش را با پروردگارش نیکو کند. این که احسان او را با بدی و عطای او را با کوتاهی پاسخ ندهد، اخلاقش را با خود نیکو کند تا به امور دنیا و آخرتش آسیب نرساند و برای همهی مردم خیرخواه باشد؛ چه کسانی که با آنان اشتراک دارد و چه کسانی که با آنان اختلاف دارد.
نماز یا روزه یا حجّی که به اخلاق نینجامد، هیچ ارزش و اعتباری ندارد. رسول خدا (ص) این مطلب را به روشنی بیان کرده است. هنگامی که به او گفته شد: زنی شبها را به عبادت میایستد و روزها روزه میگیرد، اما زبانش زشت است، همسایگانش را آزار میدهد و غیبت میکند، فرمود: «لا خَیْرَ فِیهَا، هِیَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ؛ خیری در او نیست؛ او از اهل آتش است.»
و در حدیث آمده است: «لا تنظروا إلى طولِ رکوعِ الرّجلِ وسجودِه، فإنَّ ذلک شیءٌ اعتاده، فلو ترکه لاستوحش، ولکن انظروا إلى صدقِ حدیثِه وأداءِ أمانتِه؛ به طول رکوع و سجود مرد نگاه نکنید، زیرا این چیزی است که به آن عادت کرده و اگر ترکش کند وحشت میکند؛ بلکه به راستگویی سخن و ادای امانتش بنگرید.» احادیث از بازتاب سوءخلق بر ایمان انسان نیز هشدار دادهاند: «خصلتانِ لا تجتمعانِ فی مؤمنٍ: البخلُ، وسوءُ الخلقِ؛ دو خصلت در مؤمن جمع نمیشود: بخل و سوءخلق.»، «الخلقُ السیّئُ یفسدُ الإیمانَ کما یُفسدُ الخلُّ العسلَ؛ خلق بد ایمان را فاسد میکند همانگونه که سرکه عسل را فاسد میکند.»، «سوءُ الخلقِ ذنبٌ لا یُغفَرُ؛ سوءخلق گناهی است که آمرزیده نمیشود.»
سنگینترین اعمال در ترازو
احادیث شریف به جایگاهی اشاره کردهاند که بنده اگر از حسن خلق برخوردار باشد به آن میرسد: «أکملُ المؤمنینَ إیمانًا، أحسنُهم خُلُقًا؛ کاملترین مؤمنان از نظر ایمان، نیکوترین آنان از نظر اخلاق است.» در حدیث دیگری آمده است: «إنَّ العبدَ لیبلغُ بحسنِ خلقِه عظیمَ درجاتِ الآخرهِ وشرفَ المنازلِ، وإنّه لضعیفُ العبادهِ؛ بنده با حسن خلقش به درجات عظیم آخرت و منازل شریف میرسد، هرچند عبادتش ضعیف باشد.» یعنی مستحبات را به جا نیاورد. و در حدیث دیگری آمده است: «ما من شیءٍ أثقلُ فی میزانِ العبدِ یومَ القیامهِ من حسنِ الخلقِ؛ هیچ چیز در ترازوی بندهی روز قیامت سنگینتر از حسن خلق نیست.»
و از آن حضرت نقل شده است: «ما یقدّمُ المؤمنُ على اللهِ تعالى بعملٍ بعدَ الفرائضِ، أحبَّ إلى اللهِ تعالى من أن یسعَ النَّاسَ بخلقِه؛ مؤمن پس از واجبات، هیچ عملی نزد خداوند محبوبتر از این نمیآورد که مردم را با اخلاق نیکویش دربرگیرد.»
رسول خدا (ص) اخلاق را معیار نزدیکی مردم به خود قرار داد، نه عبادت و نه علم و نه جاه و نه مال و نه هیچ ارزش دیگری. هرچند همهی اینها مهماند. فرمود: «إنَّ أحبَّکم إلیَّ أحاسنُکم أخلاقًا، الموطؤونَ أکنافًا، الّذین یألفونَ ویُؤلَفونَ؛ محبوبترین شما نزد من، نیکوترینتان از نظر اخلاق است؛ کسانی که نرمخوی و آسانگیرند، با دیگران انس میگیرند و دیگران با آنان انس میگیرند.»
و در مقابل به یارانش فرمود: «ألا أُخبرُکم بأبعدِکم منّی شبهًا؟؛ آیا از غیرشبیهترین افراد به خودم به شما خبر ندهم.» گفتند: بلی یا رسولالله. فرمود: «الفاحشُ المتفحِّشُ البذیءُ البخیلُ المختالُ الحقودُ الحسودُ القاسی القلبِ، البعیدُ من کلِّ خیرٍ یُرجى، غیرُ المأمونِ من کلِّ شرٍّ یُتَّقى؛ فحشگوی و بدزبان و زشتگفتار و بخیل و متکبر و کینهتوز و حسود و سنگدل. کسی که از هر خیری که امید میرود، دور است و از هیچ شرّی که باید از آن پرهیز کرد در امان نیست.»
از اینرو میبینیم رسول خدا (ص) دختر حاتم طائی را پس از اسارت آزاد کرد و گرامی داشت، چون پدرش مکارم اخلاق را دوست میداشت و «حامی ذمار بود (یعنی از هر آنچه باید حفظ شود از شرف و عرض و اهل دفاع میکرد)، اسیر را آزاد میساخت، گرسنه را سیر میکرد، برهنه را میپوشاند، مهماننواز بود، غذا میداد، سلام میکرد و هیچ نیازمندی را رد نمیکرد.»
و فرمود: «لا یدخلُ الجنَّهَ أحدٌ إلّا بحسنِ الخلقِ؛ هیچکس وارد بهشت نمیشود مگر با حسن خلق.»
عزیزان! رسول خدا (ص) توانست با اخلاق به دلهای مردم راه یابد. خداوند سبحان این حقیقت را چنین بیان کرده است: «فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ».
و با همین اخلاق به جایگاه و مقام نزد خداوند سبحان رسید. از اینرو هنگامی که خداوند عزّوجلّ او را ارزیابی کرد، با اخلاق ارزیابیاش کرد و فرمود: «وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ». هرچند پیامبر صفات بسیار دیگری نیز داشت که او را ممتاز میساخت.
معیار ارزیابی ایمان
از اینرو، عزیزان، ما موظفیم در حالی که این روز را گرامی میداریم، آن را مناسبتی قرار دهیم تا از نو اخلاق را در زندگیمان ارج نهیم و آن را در اولویت ارزیابی ایمان خود و ایمان مردم پیرامونمان قرار دهیم؛ اخلاقی که بر هر موضع یا گرایش یا رفتاری که به واقعیت دینی یا تربیتی یا رسانهای یا سیاسی یا اقتصادی ما مربوط میشود و نیز بر رابطهی ما با هر جهت یا خط یا شخص یا چارچوب یا سازمانی حاکم باشد.
با رسول خدا (ص) عهد ببندیم که همانگونه باشیم که او در اخلاق با پروردگارش بود؛ همان که به او گفته شد: چرا اینقدر عبادت میکنی در حالی که خداوند گناهان گذشته و آیندهات را آمرزیده است؟ فرمود: «أفلا أکونُ عبدًا شکورًا؛ آیا بندهای سپاسگزار نباشم؟»
با مردم مهربان و بردبار و دلسوز باشیم؛ بخشنده و راستگو و امانتدار و فروتن و دوستدار؛ صلهی رحم کنیم، مهماننوازی باشیم، نیازمندان را اطعام کنیم، همسایهداری نیکو داشته باشیم، با دوست و دشمن دادگری کنیم، با کسی که از ما بریده پیوند برقرار کنیم، به کسی که ما را محروم کرده ببخشیم، از کسی که به ما ستم کرده درگذریم، و جز سخن خیر بر زبان نیاوریم.
در روز مبعث رسول خدا (ص) به سوی او میرویم تا شهادت دهیم: «أشهدُ یا رسولَ اللهِ أنّک بلّغتَ الرسالهَ، وأدّیتَ الأمانهَ، وأمرتَ بالمعروفِ، ونهیتَ عن المنکرِ». و خدا را بر نعمتی که به ما ارزانی داشته سپاس میگوییم، با آنچه از امام زینالعابدین (ع) در دعایش آمده است: «الْحَمْدُ للهِ الَّذِی مَنَّ عَلَیْنَا بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ؛ إمَامِ الرَّحْمَهِ، وَقَائِدِ الْخَیْرِ، وَمِفْتَاحِ الْبَرَکَهِ، کَمَا نَصَبَ لأمْرِکَ نَفْسَهُ، وَعَرَّضَ فِیْکَ لِلْمَکْرُوهِ بَدَنَهُ، وَأدْأبَ نَفْسَهُ فِی تَبْلِیغِ رِسَالَتِکَ، وَأَتْعَبَهَا بِالدُّعاءِ إلَى مِلَّتِکَ، وَشَغَلَهَا بِالنُّصْحِ لأهْلِ دَعْوَتِکَ. اللّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِمَا کَدَحَ فِیکَ إلَى الدَّرَجَهِ الْعُلْیَا مِنْ جَنَّتِکَ، حَتَّى لاَ یُسَاوَى فِی مَنْزِلَهٍ، وَلا یُکَافَأَ فِی مَرْتَبَهٍ، وَلاَ یُوَازِیَهُ لَدَیْکَ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ، وَلا نبیٌّ مُرْسَلٌ، یا أرحمَ الرّاحمینَ؛ ستایش خدایی را که با محمد پیامبرش (ص) بر ما منت نهاد؛ پیشوای رحمت، رهبر خیر، و کلید برکت؛ همانگونه که خود را برای فرمان تو نصب کرد، و بدنش را در راه تو در معرض ناپسندیها قرار داد، و جانش را در تبلیغ رسالتت به زحمت انداخت، و با دعوت به آیینت خستهاش ساخت، و با نصیحت اهل دعوتت مشغولش داشت. بارخدایا، او را به سبب رنجی که در راه تو کشید به بالاترین درجهی بهشتت برسان، تا در منزلت با او برابر نشود، و در مرتبه پاداشی مانند او داده نشود، و هیچ فرشتهی مقربی و هیچ پیامبر مرسلی نزد تو با او همسان نگردد، ای مهربانترین مهربانان.»
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
شما و خودم را به احیای ماه شعبان که روز سهشنبه آینده بر ما طلوع میکند، سفارش میکنم؛ ماهی که رسول خدا (ص) در روزهداری و شب زندهداری آن میکوشید و یارانش را به توجه به آن تشویق میکرد.
روایت شده که رسول خدا (ص) هنگامی که ماه شعبان فرامیرسید، دستور میداد منادی در مدینه ندا دهد: «یا أهلَ یثربَ، إنّی رسولُ اللهِ إلیکم، ألا إنَّ شعبانَ شهری، فرحمَ اللهُ من أعاننی على شهری؛ ای اهل یثرب، من فرستادهی خدا به سوی شما هستم. آگاه باشید که شعبان ماه من است؛ پس خدا بیامرزد کسی را که مرا در ماه من یاری کند.» نسبت این ماه به رسول خدا (ص) به دلیل اهتمام و تکریم او نسبت به آن است.
عزیزان، ما هم دعوت شدهایم که در این ماه با آنچه به آن دعوت شدهایم و آنچه در آن وارد شده از روزه و ذکر و استغفار و صدقه و احیای شبهایش با عبادت، بهویژه شب نیمهی شعبان که روایت شده بهترین شبها پس از شب قدر است، به رسول خدا (ص) تأسی کنیم.
ما بیش از هر زمان به این فضاهای روحی و ایمانی نیاز داریم که این ماه برایمان فراهم میآورد؛ فضاهایی که اگر به آنها توجه کنیم، در تطهیر نفوسمان و تقویت رابطهمان با خدا مؤثر خواهند بود و ما را برای میهمانی خداوند عزّوجلّ در ماه رمضان آمادهتر میسازند، و بدینوسیله برای رویارویی با چالشهایی که ما را دربرگرفتهاند، توانمندتر خواهیم بود.
صیانت از حاکمیت ملی
از تجاوزهای اسرائیلی آغاز میکنیم که به صورت حملات هوایی به جنوب و بقاع و بقاع غربی و ادامه یافتن سریال ترور شهروندان لبنانی و انفجارهای پیاپی خانهها در روستاهای نوار مرزی و عملیات گشتزنی که در آنها انجام میشود تا اهالی را بترسانند و از بازگشت و استقرار در آنها بازدارند، شاهد بودیم.
همه اینها در حالی است که ارتش لبنان اعلام کرده به تعهدات خود در بندهای قطعنامهی آتشبس پایبند است و هرگونه وجود سلاح در جنوب لیطانی را پایان داده و مسئولیت آن را بر عهده گرفته است. این امر آنچه را پیشتر گفتهایم تأیید میکند که دشمن اهدافش را تنها به بیرون کشیدن سلاح از جنوب لیطانی محدود نخواهد کرد و حتی اگر از شمال آن نیز مطمئن شود، در پی کسب امتیازات امنیتی و اقتصادی و سیاسی است.
در برابر آنچه میگذرد، دوباره از دولت لبنان که مسئول حاکمیت بر سرزمینش و امنیت شهروندانش است میخواهیم که به مسئولیت خود عمل کند و نقش بایسته خود را ایفا کند تا تجاوزهای دشمن را متوقف سازد و از تجاوز به حاکمیت لبنان جلوگیری کند و آن را از دستیابی به اهدافش بازدارد. واقعیتها و آنچه رخ داده و رخ میدهد نشان میدهد که برآوردن کردن شروط دشمن سودی ندارد. از اینرو باید برای تقویت توانمندیهای ارتش لبنان تلاش جدی صورت گیرد تا بتواند نقش بایستهی خود را در حمایت از لبنان و لبنانیها ایفا کند. ما اطمینان داریم که ارتش لبنان همه شایستگیهای لازم را برای ایفای این نقش دارد، اگر توانمندیها و پوشش سیاسی لازم برایش فراهم شود و همه تلاشها در این زمینه به کار گرفته شود. در عین حال از دولت میخواهیم که نقش خود را در عرصه دیپلماتیک و سیاسی فعال کند و روابط لبنان در خارج را بسیج نماید تا دشمن را به اجرای تعهداتش بر اساس قطعنامهی آتشبس وادارد، پس از آنکه دولت به همه آنچه بر عهدهاش بوده در این توافق پایبند بوده است.
در همین زمان، دوباره از لبنانیها میخواهیم که وحدت داخلیشان را تقویت کنندو اینکه نگذارند دشمن از اختلافات و جدلها و درگیریهایشان بهره برد. باید موضعشان در برابر اهداف دشمن متحد باشد؛ اهدافی که نیاز به تأکید بیشتر نیست که به یک طایفه یا مذهب یا منطقهای از لبنان محدود نمیشود، بلکه همه لبنان و بلکه همهی منطقه را هدف قرار داده است.
از اینرو، از نظر ملی و اخلاقی پذیرفته نیست که کسی که در موقعیت مسئولیت قرار دارد و باید صدای لبنان در خارج باشد و از حق حاکمیت آن بر سرزمینش و امنیت شهروندانش دفاع کند، تجاوز دشمن را توجیه کند. در اینجا از دولت میخواهیم که موضع متحدی بگیرد، بهویژه در مسائل مربوط به حاکمیت کشور و امنیت آن و در رویارویی با دشمنان . موضعی که دولت را به صورت یکپارچه نشان دهد که لبنانیها به آن اطمینان کنند و بر آن متحد شوند، نه این که منبعی برای تفرقه میان آنان باشد.
تهدید جمهوری اسلامی ایران
اکنون به تهدیدهای میپردازیم که به بهانهی حمایت از اعتراضاتی که در آن رخ داد نسبت به جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است. این اعتراضات تحت فشار شرایط سخت اجتماعی و معیشتیای صورت گرفت که مردم ایران از آن رنج میبرند و همگان میدانند که این شرایط نتیجهی تحریمهای شدید اقتصادی و محاصرهها و فشارهایی است که بر آن اعمال میشود و کسانی از آن سوءاستفاده کردند و به امنیت و نهادها و تأسیسات حیاتیاش آسیب زدند.
در برابر آنچه میگذرد، به مردم ایران درود میفرستیم که با همبستگی و وحدتشان اهداف کسانی را که میخواستند قدرت و وحدت این کشور را مختل کنند ناکام گذاشتند. در عین حال کشورهای عربی و اسلامی را به همبستگی با این کشور در برابر این تهدید و تلاش برای جلوگیری از وقوع آن فرامیخوانیم که آثار منفی آن تنها به مرزهای ایران محدود نمیشود بلکه به جهان عرب و اسلام و حتی فراتر از آن میرسد. ما همهی تلاشهایی را که بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی در این زمینه برای جلوگیری از این تجاوز انجام دادهاند و میدهند ارج مینهیم. اهتمام بر یاری مردم ایران با افزایش رنجشان و جنگ علیه آنان محقق نمیشود، بلکه با برداشتن فشارها و تحریمهای تحمیلی بر آنان ممکن میشود. پس از آنکه روشن شده جنگ اهداف کسانی را که به دنبال آناند، محقق نمیکند، بلکه اوضاع جهان و منطقه را بیش از پیش بحرانی خواهد ساخت.
اسراء و معراج پیامبر
سرانجام سالروز اسراء و معراج را گرامی میداریم؛ سفری که خداوند پیامبرش (ص) را به آن امتیاز بخشید و گرامی داشت، هنگامی که او را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی برد و از آنجا به آسمانهای بالا عروج داد تا از آیات بزرگش به او نشان دهد.
سفری که میزان پیوند میان مسجدالاقصی و مسجدالحرام را تأیید کرد و اینکه مسئولیت حفظ هر دو یکی است. این امر ایجاب میکند که آن را به مناسبتی تبدیل کنیم که مسلمانان و همهی پیروان ادیان آسمانی از طریق آن به مسئولیت خود نسبت به مسجدالاقصی آگاه شوند و توانمندیها و امکاناتشان را برای رویارویی با تجاوز روزانه و اقدامات یهودیسازی که بر آن تحمیل میشود متحد سازند؛ تا سزاوار زندگی کریمانهای شوند و مورد تقدیر جهانی قرار گیرند که به هیچ ملتی که از مقدسات خود دفاع نمیکند و آنها را اسیر اشغال و تجاوز پیاپی بر آن و بر انسانهایش رها میکند، احترام نمیگذارد.


