خطبه‌های نماز جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴ علامه سید علی فضل الله

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه‌های نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل الله

۲۵ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ اکتوبر 2025م و ۲۴ ربیع الثانی ۱۴۴۷

ارزش شکرگزاری و حفظ بزرگواری و خوبی میان مردم

خطبهٔ اول

خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «وَلَا تَنسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» صدق الله العظیم.

میان خوبی و احسان

این آیه در سیاق آیاتی آمده که دربارهٔ احکام طلاق سخن می‌گوید. خداوند سبحان خواسته است با این آیه از بروز هرگونه آثار منفی ناشی از طلاق جلوگیری کند. طلاق غالباً به قطع رابطه، بروز کینه‌ و دشمنی‌هایی می‌انجامد که تنها به زوجین محدود نمی‌ماند، بلکه به خانواده‌هایشان نیز سرایت می‌کند و بر فرزندان و محیط اطرافشان تأثیر می‌گذارد؛ چیزی که در واقعیت زندگی‌مان به شکل فزاینده‌ای شاهد آن هستیم.

این آیهٔ کریمه از زوجین می‌خواهد که در اوج تنش‌هایی که ممکن است در زندگی زناشویی یا پس از طلاق میانشان رخ دهد، هر یک نقش و جایگاه دیگری را در زندگی‌اش به یاد آورد. زن احسان و نیکی‌های شوهرش را فراموش نکند و مرد نیز بزرگواری فضل و مراقبت‌های همسرش و روزهای زیبایی را که با هم گذرانده‌اند، از یاد نبرد. نباید در مشکلاتی که میانشان پیش آمده، خشک و بی‌انعطاف بمانند. اگر چنین کنند، طبیعتاً فضای تنش و اختلاف سرد می‌شود و چه بسا از فکر طلاق منصرف شوند. و اگر هم بازگشت ممکن نشد، دست‌کم به راه‌حل‌های متعادل‌تری در مسائل حضانت فرزندان، نگهداری از آنان، مهریه و مانند آن دست می‌یابند. این همان چیزی است که خداوند عزّوجلّ خواسته است آنجا که فرمود: «فَإِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ». او خواسته است زندگی زناشویی بر پایهٔ معروف بنا شود و اگر هم پایان پذیرفت، با احسان پایان یابد، نه با مشکلات و تنش‌ها.

متأسفانه آنچه در واقعیت می‌بینیم چنین نیست. پس از طلاق، اختلافات فراوانی بر سر مهریه، حضانت یا نگهداری فرزندان رخ می‌دهد که تنش میان زوجین یا خانواده‌ها را افزایش می‌دهد. این را در پرونده‌های فراوان زناشویی که محاکم و دفاتر شرعی را پر کرده است، مشاهده می‌کنیم و گاه به نتایج ناگواری می‌انجامد.

تشکر و اعتراف به بزرگواری همدیگر

این آیه هرچند در چارچوب رابطهٔ میان زوجین آمده، اما به آن محدود نمی‌شود. بلکه شامل همهٔ کسانی می‌شود که در زندگی‌مان اثری گذاشته‌ و نقشی داشته‌اند؛ خواه در تربیت، آموزش، کار، التزام دینی و اخلاقی، یا در عرصهٔ وطن. نباید فضل و آنچه برایمان انجام داده‌اند را فراموش کنیم. اغلب چنین می‌شود که با کوچک‌ترین اختلاف یا نزاع یا تفاوت نظر، همه چیز از یاد می‌رود. برادر با برادر اختلاف می‌کند و رابطهٔ برادری و همهٔ مودّت و بخشش و زندگی مشترک را فراموش می‌کند. همسایه با همسایه درگیر می‌شود و احسان یکدیگر و حق همسایگی را از یاد می‌برد. یا کسی در سیاست یا دین یا بر سر موقعیتی با دیگری اختلاف می‌کند و همهٔ گذشتهٔ همکاری و توافقات را فراموش می‌نماید. همچنین وقتی کسی به دلیل اختلاف با مدیر یا مسئول، مؤسسه را ترک می‌کند، همهٔ آنچه آن مؤسسه برایش انجام داده را از یاد می‌برد و مؤسسه نیز نقش و خدمت او را فراموش می‌کند. در اینجا این آیه به ما یادآوری می‌کند که مردم فضل میان خود را فراموش نکنند.

خداوند عزّوجلّ خواسته است شکر و قدردانی از خوبی‌ها، ویژگی زندگی بندگانش در رابطه با دیگران باشد؛ تا نیکی را که به آنان شده، هرچند شرایط و احوال دگرگون شود و حتی پس از مرگ، از یاد نبرند. این همان چیزی است که خداوند ما را به آن فراخوانده و شکر را با عبادت خود قرین ساخته است: «بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَکُن مِّنَ الشَّاکِرِینَ». و برای آنکه زبان شکرگزاری را در ما تقویت کند، شکر خود را کامل ندانسته مگر با شکر از کسانی که به ما نیکی کرده‌اند. از این رو در حدیث آمده است: «یقول الله تبارک وتعالى لعبدٍ من عبیده یوم القیامه: أشکرت فلانًا؟ فیقول: بل شکرتک یا ربّ، فیقول: لم تشکرنی إذ لم تشکره، أشکرکم لله، أشکرکم للنَّاس؛ خداوند تبارک و تعالی روز قیامت به یکی از بندگانش می‌گوید: آیا از فلانی قدردانی کردی؟ می‌گوید: بلکه تو را شکر کردم پروردگارا. می‌فرماید: چون او را شکر نکردی، مرا هم شکر نکرده‌ای. سپاسگزارترین شما نسبت به خدا، سپاسگزارترین شما نسبت به مردم است.»

امام زین‌العابدین (ع) نیز تشکر را حقی بر گردن انسان برای کسی که به او خوبی کرده، دانسته و فرموده است: «وَأمّا حَقُّ ذِی المَعْرُوفِ عَلَیکَ، فَأَنْ تَشْکُرَهُ وتَذْکُرَ مَعْرُوفَهُ وتَنْشُرَ لَهُ الْمَقَــالَهَ الْحَسَنَهَ، وَتُخلِصَ لَهُ الدُّعَاءَ فِیمَــــا بَینَکَ وبَیْنَ اللهِ سُبْحَانَهُ، فَإنَّکَ إذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ، کُنْتَ قَدْ شَکَرْتَهُ سِرًّا وَعَلانِیَـهً. ثُمَّ إنْ أَمْکَنَ مُکَافَأَتَهُ بالْفِعْلِ کَافَأتَهُ، وإلَّا کُنْتَ مُرْصِدًا لَهُ، مُوطِّنًا نَفْسَکَ عَلَیْهَا؛ و اما حق صاحب نیکی بر تو این است که او را شکر کنی، نیکی‌اش را به یاد آوری، سخن نیک درباره‌اش بگویی، و در میان خود و خدا خالصانه برایش دعا کنی. پس اگر چنین کردی، او را در نهان و آشکار شکر کرده‌ای. سپس اگر توانستی با عمل جبران کنی، جبران کن وگرنه خود را برای آن آماده و منتظر نگه دار.»

نمونه‌هایی از سیرهٔ پیامبر (ص)

این رفتار در سیرهٔ رسول خدا (ص) در موادر متعدد نمایان است و ما آنها را یاد می‌کنیم تا به آن تأسّی جوییم.

مورد اول: در رابطهٔ ایشان با همسرشان حضرت خدیجه (س) بود که تأثیر بزرگی در زندگی شخصی، رسالی و خانوادگی ایشان داشت. پیامبر زندگی با او را حتی پس از رحلتش، با وجود ازدواج با دیگران و مسئولیت‌های بزرگ، فراموش نکرد. در حیاتش از او قدردانی می‌کرد، خوبی‌اش را یاد می‌نمود و در برابر دیگران او را بزرگ می‌داشت. پس از وفات نیز زیاد از او یاد می‌کرد و ستایش می‌نمود تا یاد زیبایی‌هایش را حفظ کند. روایت شده که وقتی شنید یکی از همسرانش خوبی خدیجه را انکار می‌کند و می‌گوید: «خداوند بهتر از او را به تو داد.»، سخت خشمگین شد و فرمود: «خداوند عزّوجلّ بهتر از او را به من نداده است. او به من ایمان آورد هنگامی که مردم کفر ورزیدند، مرا تصدیق کرد وقتی مردم تکذیبم کردند، و با مالش یاری‌ام کرد وقتی مردم محرومم ساختند.»

مورد دوم: پس از آنکه قریش قطع رابطه با پیامبر و بنی‌هاشم را اعلام کرد و آنان را در شعب محاصره نمود تا جایی که از گیاهان زمین می‌خوردند، مردی از قریش به نام ابوالبختری بن هشام گروهی از قریش را به نقض آن منشور و پایان دادن به محاصره فراخواند و موفق شد. وقتی روز بدر فرا رسید و ابوالبختری در سپاه مشرکان علیه مسلمانان بیرون آمد، پیامبر (ص) سفارش کرد: «هر کس ابوالبختری بن هشام را دید، او را نکشد.» با آنکه او بر شرک بود و برای جنگ آمده بود. مسلمانان نیز با وجود توانایی، از کشتن او خودداری کردند.

مورد سوم: در برخورد با یکی از اصحاب به نام حاطب بن ابی‌بلتعه که از مهاجران و از اهل بدر بود. وقتی پیامبر عزم فتح مکه کرد و به یارانش سفارش نمود که این موضوع مخفی بماند تا مکه را بدون جنگ فتح کند، حاطب راز را به قریش فاش کرد. وقتی پیامبر از کار او آگاه شد و علت را پرسید، گفت: خانواده‌ام در مکه‌اند و ترسیدم آسیبی به آنان برسد؛ خواستم نزد قریش کسی داشته باشم تا به خانواده‌ام آسیب نرسانند. پیامبر او را بخشید، زیرا نقش او در دفاع از اسلام و جنگ در بدر را در روزی که پیکار سخت بود، فراموش نکرده بود؛ هرچند کارش جرمی بزرگ و نوعی خیانت به شمار می‌رفت.

تثبیت ارزش شکرگزاری

عزیزان! ما بیش از هر زمان به تقویت این ارزش در زندگی‌مان نیازمندیم؛ ارزش فراموش نکردن تشکر از کسانی که در زندگی‌مان نقش داشته‌اند و مقابله به مثل احسانشان با احسان. با این کار ایمانِ آمیخته به شکر خدا و مردم را اظهار می‌کنیم، مودّت را در دل‌ها می‌افزاییم، احساسات خیرخواهانه را در جامعه تقویت می‌کنیم، دایرهٔ آن را گسترش می‌دهیم، حضور آن را نیرومند می‌سازیم و نیکوکار را به افزایش احسان تشویق می‌کنیم. تا از کسانی نباشیم که امام صادق (ع) دربارهٔ آنان فرموده است: « لعنَ اللهُ قاطعی سبیلِ المعروف، وهو الرَّجلُ یُصنَعُ إلیه المعروفُ فیکفرُه (ولا یشکره)، فیمنعُ صاحبَه من أن یصنعَ ذلک إلى غیرِه ؛ خداوند لعنت کند کسانی را که راه خوبی را قطع می‌کنند؛ یعنی مردی که به او نیکی می‌شود و او آن را ناسپاسی می‌کند (و شکر نمی‌گزارد) و در نتیجه صاحب نیکی را از انجام همان نیکی به دیگران بازمی‌دارد.»

خداوند ما را به آنچه فراخوانده موفق بدارد آنجا که فرمود: «هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ». تا سپاسگزار نیکوکاران باشیم؛ از وفاداران در هنگام همراهی و حتی در اختلاف، در زندگی و پس از مرگ. و آخرین سخن ما این است که ستایش از آنِ خداوند، پروردگار جهانیان است.

خطبهٔ دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به آنچه خداوند سفارش کرده توصیه می‌کنم آنجا که فرمود: «وَلَقَدْ وَصَّیْنَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَإِیَّاکُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ». و آن را معیار تعامل میان مردم قرار داد آنجا که فرمود: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» و ما را به توشه برگرفتن از آن فراخواند: «وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ».

امیرمؤمنان علی (ع) به نشانه‌هایی اشاره کرده که اهل تقوا را از دیگران متمایز می‌سازد و فرموده است: « إنَّ لأهل التّقوى علامات یعرفون بها: صدق الحدیث، وقلّه الفخر والخیلاء، وبذل المعروف، وقلّه المباهاه للنّاس، وحسن الخلق ممّا یقرّب إلى الله عزّ وجلّ؛ اهل تقوا نشانه‌هایی دارند که با آنها شناخته می‌شوند: راستگویی، کمی فخر و تکبر، بخشش بسیار، کمی خودنمایی در برابر مردم و خوش‌خلقی که انسان را به خداوند عزّوجلّ نزدیک می‌کند.»

پس باید راه تقوا را بپیماییم تا به آنچه متقین در دنیا وعده داده شده‌اند برسیم؛ آنجا که خداوند فرمود: «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا». و «وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ» تا در برابر چالش‌ها توانمندتر باشیم.

غزه: مقاومت و دستاورد

سخن را از غزه آغاز می‌کنیم که مرحلهٔ نخست طرح آمریکایی در آن به پایان رسید؛ طرحی که پس از توافق اجرا شد و به توقف جنگی جنون‌آمیزی انجامید که حدود چهارصد هزار شهید، مجروح و مفقود برجای گذاشت، بیش از هشتاد درصد ساختمان‌ها و زیرساخت‌های نوار را ویران کرد و محاصرهٔ کاملی را که مردم را از ساده‌ترین وسایل زندگی مانند غذا، دارو و آب محروم ساخته بود، برداشت و صدها اسیر را که در زندان‌های دشمن بودند، به آزادی بازگرداند.

ما در این زمینه به مردم فلسطین به خاطر این دستاورد بزرگ تبریک می‌گوییم؛ دستاوردی که جز با مقاومت، صبر و فداکاری‌های عظیم آنان ممکن نبود و به رنج‌هایشان را پایان نمی‌داد. اکنون در انتظار اجرای مراحل بعدی هستیم که امیدواریم نیازهای مردم فلسطین را برآورده سازد و آزادی کامل آنان را بر سرزمینشان و تقویت سرنوشتشان را، همچون همهٔ ملت‌های جهان، تضمین کند. هرچند اطمینان نداریم که این رژیم به تعهدات و پیمان‌های خود در قبال این مردم وفادار بماند؛ بلکه سخت خواهد کوشید از هر فشاری یا عهدی که بسته است، شانه خالی کند.

وظیفه ایستادگی در کنار غزه

در اینجا بار دیگر تأکید می‌کنیم بر کسانی که این روزها شعار صلح سر می‌دهند و عرض می‌کنیم که صلح و امنیتی وجود ندارد مگر آنکه مردم فلسطین به همهٔ حقوق مشروع خود دست یابند.

از این رو بار دیگر از کشورهای عربی و اسلامی می‌خواهیم که هوشیار و مراقب باشند و دست یاری‌شان را به سوی این مردم دراز نگه دارند تا آنان را در رسیدن به حقوقشان یاری کنند و نگذارند دشمن به اهداف خود به زیان آنان برسد. این کشورها همهٔ ابزارهای لازم را برای ایستادگی در کنار آنان دارند و در عین حال مسئولیت خود را در بازسازی غزه نیز باید بپذیرند و با سرعت لازم در برابر مردمی که خود را برای زمستان آماده می‌کنند و خانه‌هایشان ویران شده و چیزی برای رویارویی با این ویرانی ندارند، اقدام کنند.

همزمان از همهٔ آزادگان جهان که برای یاری این مردم برخاسته‌اند، می‌خواهیم که به ایفای نقش خود ادامه دهند و از بلند کردن صدایشان بازنایستند؛ صدایی که مانع استمرار این تجاوز شد و اگر ادامه یابد، تأثیر بیشتری در رفع ستم از این مردم خواهد گذاشت.

همچنان روی مردم فلسطین حساب می‌کنیم که با مقاومت و پایداری خود ثابت کردند ملتی پیشگام، صبور و شایستهٔ زندگی و سرزمین خویش‌اند. و اطمینان داریم همان‌گونه که دشمن را از تحقق اهدافش در مرحلهٔ پیشین بازداشتند، در این مرحله نیز برای جلوگیری از تحقق آن اهداف در حال و آینده تلاش خواهند کرد.

لبنان: خطر تشدید تنش

به لبنان می‌رسیم که دشمن از ادامهٔ تجاوز به آن دست برنمی‌دارد؛ از طریق عملیات بمباران و ترور که به شهادت و مجروح شدن شماری از غیرنظامیان انجامیده، نابودی هرگونه نشانه‌ای از زندگی در روستاهای مرزی و آنچه اخیراً شاهد بوده‌ایم تشدید حملات هوایی برای جلوگیری از بازسازی که شمار زیادی از ماشین‌آلات و مصالح ساختمانی را نابود کرده و رزق و روزی بسیاری از لبنانی‌ها را تهدید نموده است. روشن شده که هدف دشمن از این کار افزایش فشار بر دولت و مردم لبنان است تا شرایط امنیتی و سیاسی خود را تحمیل کند.

مسئولیت دولت در بازسازی

ما در عین حال که از بسیج دولت در برابر این تشدید تجاوز صهیونیستی و تقدیم شکایت دولت به شورای امنیت در اعتراض به تجاوز مداوم به لبنان استقبال می‌کنیم، معتقدیم این گام باید با اقدامات مؤثر در کمیتهٔ نظارت بر آتش‌بس، در عرصهٔ دیپلماتیک و سیاسی، در مجامع بین‌المللی و در ارتباط با نیروهای توانمند برای فشار بر دشمن تکمیل شود تا دشمن را به توقف تجاوزاتش وادار کند؛ پس از آنکه لبنان و همراه با آن مقاومت، به تعهدات خود عمل کرده‌اند.

در مقابل، بار دیگر مسئولان را به پیگیری واقعی پروندهٔ بازسازی فرامی‌خوانیم که حق شهروندان بر دولت است و دولت باید آنان را در آغوش بگیرد. ما در حالی که ناتوانی کامل دولت در حل ریشه‌ای این پرونده را درک می‌کنیم، معتقدیم که این ناتوانی دولت را از تلاش برای وفای به تعهداتش در قبال شهروندانش معاف نمی‌کند؛ تعهداتی که با آن اعتماد مردمش را جلب می‌کند؛ مردمی که چشم به دولتی دارند که از آنان حمایت کند، به آنان اهمیت دهد و مسئولیت‌هایش را در قبالشان انجام دهد.

همزمان بار دیگر بر ضرورت تقویت وحدت داخلی و پرهیز از هر آنچه صفای این وحدت را مکدر می‌سازد و کشور را در این مرحلهٔ خطرناک که با چالش دشمن روبه‌رو هستیم، گرفتار بحران می‌کند، تأکید می‌کنیم؛ به‌ویژه پس از آنکه سخن از افزایش فشار دشمن بر این کشور پس از توقف جنگ غزه زیاد شده است.

اکنون زمان آن رسیده که لبنانی‌ها دریابند هیچ گزینه‌ای جز وحدت طوایف، مذاهب و جریان‌های سیاسی ندارند. بدون آن نه کشوری خواهد ماند و نه پیشرفتی و کشور در معرض تندبادهای دیگران و اسیر برنامه‌های این جهان باقی خواهد ماند.

👤 خطیب: علامه سید علی فضل الله
📅 تاریخ: 2025-10-17
📍 محل برگزاری: مسجد امامین حسنین (ع) بیروت لبنان
📝 موضوع خطبه: ارزش شکرگزاری و حفظ بزرگواری و خوبی میان مردم