
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۲۳ مرداد 1405ش برابر با ۱۴ آگوست ۲۰۲۶م و ۱ ربیع الاول ۱۴۴۸
وصیت: مسئولیتی شرعی و تضمینی برای حقوق
خطبه اول
خداوند سبحان و متعال در کتاب عزیز خود فرموده است: «کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیْرًا الْوَصِیَّهُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِینَ * فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِینَ یُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» راست گفت خداوند بزرگ.
خداوند سبحان در این آیهی کریمه بندگان مؤمن خود را به نوشتن وصیت تشویق کرده و آنان را به شتاب در این کار فراخوانده و آن را واجب دانسته است.
وصیّت: مسئولیت و آمادگی
وصیّت یعنی اینکه موصی به شخصی بسپارد که پس از مرگ او، آنچه را در ذمّهاش از واجباتی که در زندگی ادا نکرده و دیونش را نسبت به خدا و مردم به جای آورد و بپردازد، یا بخشی از اموالش را در راههای خیر خرج کند و تقسیم ترکهاش را بر عهده بگیرد.
درست است که آیه اشاره کرده وصیّت هنگام ظهور نشانههای مرگ باشد و این طبیعی است و باید اولویت داشته باشد که انسان از دنیا نرود مگر آنکه به آنچه نتوانسته در زندگی ادا کند یا آنچه را میخواهد پس از مرگش محقق شود وصیت کرده باشد؛ اما وصیّت نباید تنها به آن محدود شود، بلکه باید همواره نزد او حاضر باشد تا برای مرگی که نمیداند کی میآید آماده باشد؛ مرگی که وقتی بیاید از کسی اجازه نمیگیرد. او حتی از پیامبران و اولیا هم اجازه نگرفت و حتی به کسانی که در برجهای استوار پناه گرفته و همهی راههای پیشگیری را به کار بستهاند نیز میرسد.
و این همان سخن خداوند عزّوجلّ است: «أَیْنَمَا تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَهٍ». و نیز فرموده است: «قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ». و این همان چیزی است که احادیث شریف به آن فراخواندهاند. در حدیث آمده است: «ما ینبغی لامرئٍ مسلمٍ أن یبیت لیلهً إلّا ووصیّته تحت رأسه؛ شایسته نیست برای مرد مسلمان که شبی را بگذراند مگر آنکه وصیتش زیر سرش باشد».
وصیّت با نوشتن انجام میشود و این بهتر است، اما با گفتار هم صحیح است؛ پس اگر موصی بگوید: این مال برای فلان کس است، یا برای کار خیری، یا برای جهتی معیّن، اجرای وصیتش در حدود شرعی واجب است؛ هرچند ترجیح دارد که با نوشتن باشد تا از هرگونه نزاع احتمالی دربارهی آن جلوگیری شود.
حدود وصیّت
وصیّت حق موصی است و اختیار آن تنها به او بازمیگردد و از ثلث مالش گرفته میشود؛ در حالی که دو ثلث باقیمانده بر اساس آنچه خداوند سبحان در نظام ارث معیّن کرده است تقسیم میشود.
اما این بدان معنا نیست که وصیّت به بیش از ثلث جایز نباشد؛ میتواند چنین کند، ولی اجرای آن به اذن ورثه بستگی دارد. و اگر برخی پذیرفتند و برخی نپذیرفتند، از سهم کسانی که پذیرفتهاند اجرا میشود. و هرگاه وصیّت با شرایطش محقق شد، باید به تمام آنچه در آن آمده عمل کرد و هیچکس حق تغییر یا تبدیل آن را ندارد؛ خواه کسی که اجرای وصیت را بر عهده دارد و خواه دیگران. خداوند سبحان چنانکه در آیهای که تلاوت کردیم هشدار داده است، از هرگونه تبدیل برحذر داشته آنجا که فرمود: «فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِینَ یُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ».
اما مواردی هست که بر کسی که به او وصیت شده الزام به اجرای آن نیست؛ و آن هنگامی است که به امور دیگران و حقوقشان مربوط باشد؛ مانند آنکه وصیت کند شخص معیّنی از شرکت در جنازهاش یا مراسم یادبودش به خاطر اختلاف با او منع شود، یا اینکه دخترش با شخصی که او میخواهد ازدواج کند در حالی که دختر نمیخواهد، یا اینکه به فرزندانش وصیت کند شخصی را به خاطر اختلاف شخصی با او قطع رابطه کنند، یا اگر مخالف شرع باشد یا به حقوق مردم یا ورثه تجاوز کند؛ چنانکه خداوند عزّوجلّ به آن اشاره کرده است: «فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ».
ضوابطی برای حفظ حقوق
باید به چند ضابطه اشاره کرد که رعایت آنها در وصیت ضروری است تا از نزاعهایی که ممکن است دربارهی وصیّت پیش آید جلوگیری شود؛ نزاعهایی که بسیار شاهد آن هستیم و به قطع رابطهها یا به عواقب ناگواری از جمله جنایاتی که در گذشته یا اخیراً رخ داده منجر شده و میشود.
اول: حسن انتخاب کسی که اجرای وصیّت یا نظارت بر آن را بر عهده میگیرد؛ او باید امین باشد و توانایی اجرای آن را داشته باشد. انتخاب نباید بر اساس عاطفه یا محاسبات خانوادگی باشد، بلکه باید کسی باشد که بهتر از دیگران میتواند آن را طبق قواعد شرعی انجام دهد و حقوق کسانی را که وصیّت دربارهی آنان است حفظ کند.
دوم: وضوح در وصیّت؛ باید به روشنی نوشته شود و ثبت و گواهی شود تا از شک و تردید در آن یا طعن در برخی بندهایش جلوگیری شود.
سوم: موصی در وصیّتش به ثلثی که حق اوست اکتفا کند و تقسیم دو ثلث را به آنچه خداوند سبحان در نظام ارث معیّن کرده واگذارد؛ نظامی که عدل و اولویتها و تعادل در توزیع حقوق و مسئولیتها میان مردان و زنان را رعایت کرده است؛ چنانکه حقوق مردان را حفظ کرده و از حقوق زنان نیز غافل نمانده و فرموده است: «لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِیبًا مَفْرُوضًا».
و این همان چیزی است که از اختلافاتی که هنگام ترجیح دادن یکی بر دیگران یا محروم کردن کسی از حقش پیش میآید جلوگیری میکند.
در اینجا اشاره میکنیم که اگر موصی بخواهد کسی را به دلیلی که میبیند برتری دهد، باید موجه باشد و مطمئن باشد که این کار مشکلی میان او و ورثه یا میان خود ورثه ایجاد نمیکند.
چهارم: انسان وصیّ خودش باشد؛ یعنی بکوشد خودش واجبات یا ادای دیونی را که در ذمّهاش نسبت به خدا یا مردم است یا کارهای خیر را انجام دهد؛ زیرا او سزاوارتر است که خودش آنچه را بر عهدهاش است انجام دهد و در انجام درست و بلکه بهتر آن بیشتر دقت کند؛ و آنچه انسان خودش در زندگیاش از خیر انجام میدهد یا میبخشد، برایش بهتر و پاداشش بیشتر است. و این همان چیزی است که امیرالمؤمنین (ع) به آن اشاره کرده آنجا که فرمود: «یَا بْنَ آدَمَ، کُنْ وَصِیَّ نَفْسِکَ فِی مَالِکَ، وَاعْمَلْ فِیهِ مَا تُؤْثِرُ أَنْ یُعْمَلَ فِیهِ مِنْ بَعْدِکَ؛ ای پسر آدم، در مالت وصیّ خودت باش و در آن کاری کن که دوست داری پس از تو در آن انجام شود».
در همین باره آمده است که برای پیامبر (ص) خرمای بسیاری آوردند تا پس از مرگ مردی که به آن وصیت کرده بود صدقه دهد. در این میان یک دانه خرما افتاد؛ پیامبر خدا آن را برداشت و فرمود: «لو أنفق هذا الشَّخص فی حیاته وبیده هذه التّمره، کان خیرًا له من أن أنفق عنه مستودع التَّمر هذا؛ اگر این شخص در زندگیاش و با دست خودش این دانه خرما را انفاق میکرد، برایش بهتر بود از اینکه من از جانب او این انبار خرما را انفاق کنم».
یادآوری مسئولیتها به فرزندان
سرانجام باید به امری توجه کرد که باید در وصیّت گنجانده شود و آن یادآوری پدران و مادران به فرزندانشان دربارهی مسئولیتهایشان نسبت به پروردگارشان، نسبت به خودشان و نسبت به مردم است تا آن را فراموش نکنند.
خداوند سبحان به نمونهای از این وصایا اشاره کرده هنگامی که دربارهی پیامبرش ابراهیم و پیامبرش یعقوب (ع) سخن گفته و فرموده است: «وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَیَعْقُوبُ یَا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَکُمُ الدِّینَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * أَمْ کُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِی قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَکَ وَإِلَهَ آبَائِکَ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ».
وصایای بسیاری از رسول خدا (ص) و ائمه (ع) آمده است. در اینجا بهطور خاص به وصیّت امام علی (ع) به فرزندش حسن (ع) اشاره میکنیم؛ زیرا مضامینی دارد که هر پدر و مادری باید آنها را در وصیّت خود بگنجاند تا توشهای برای فرزندانش پس از مرگش باشد و آنان را از بسیاری از تنگناهای دنیا و آخرت حفظ کند.
وصیّت رحمتی از سوی خدا
عزیزان، تشریع وصیّت یکی از مظاهر رحمت خداوند سبحان به بندگانش است؛ هنگامی که برای آنان مجال فراهم کرد تا پس از مرگشان از جانب آنان ادا شود تا کمبودهایی را که در زندگی در ادای آن کوتاهی کردهاند جبران کند، یا هنگامی که بر محروم نکردن ورثه تأکید کرد و ثلث را برای وصیّت و بقیه را برای ورثه قرار داد.
بنابراین، عزیزان، بیایید خداوند متعال را بر این رحمت الهی که بر بندگانش ارزانی داشته شکر گوییم و امروز پیش از فردا به نوشتن وصایایمان بشتابیم و بکوشیم که وصایایمان را دری از درهای خیر قرار دهیم؛ هیچیک از ما بر خودش در آنچه هنگام لقای پروردگارش به او سود میرساند بخل نورزد تا یاور او در موقف در برابر پروردگارش و توشهای برای آخرتش و اثری پاک از پس او باشد.
و آخرین سخن ما این است که الحمد لله ربّ العالمین.
خطبه دوم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به وصایای رسول خدا (ص) سفارش میکنم؛ آنجا که به اصحابش و به ما فرمود:
«کونوا إخوهً برره، متحابّین متواصلین؛ برادرانى نیکوکار باشید، در راه خدا یکدیگر را دوست بدارید و با هم ارتباط برقرار سازید.»
«المسلم أخو المسلم، لا یظلمه ولا یشتمه؛ مسلمان برادر مسلمان است. به او ستم نمیکند و او را سرزنش نمینماید.»
«المسلم أخو المسلم، لا یخونه ولا یکذّبه؛ مسلمان برادر مسلمان است. به او خیانت نمیکند و او را تکذیب نمینماید.»
«المسلم من سلم المسلمون من یده ولسانه؛ مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند.»
«من أصبح لا یهتمّ بأمور المسلمین فلیس بمسلم؛ کسی که صبح کند و به امور مسلمانان اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست.»
«من سمع رجلًا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم؛ کسی که ندای ای مسلمانان مردی را بشنود و آن را اجابت نکند، مسلمان نیست.»
«مثل المؤمنین فی توادّهم وتراحمهم کمثل الجسد الواحد؛ إذا اشتکی منه عضوٌ، تداعی له سائر الأعضاء بالحمّى والسّهر؛ مثال مؤمنان در مهرورزی و شفقت مانند بدن واحد است که اگر عضوی از آن به درد آید، سایر اعضا با برافروختگی و شب بیداری با آن همنوایی نشان میدهند».
عزیزان، ما بیش از هر زمان دیگری به این وصایا نیازمندیم تا جامعهای دوستدار، مهربان و رحیم بسازیم که چون بنایی استوار بایستد و برخی برخی دیگر را محکم کنند و هنگامی که با چالشهایی روبهرو میشود که میخواهند به ارزشها و عزت و کرامت آن آسیب بزنند، یکدیگر را یاری دهند تا بدینوسیله نیرومندتر و تواناتر بر رویارویی با چالشها باشیم.
تجاوزهای نامحدود
سخن را از تجاوزهای اسرائیلی آغاز میکنیم؛ دشمنی که به انفجار و تخریب و سوزاندن ساختمانها و مؤسسات و مدارس و زیرساختهای روستاها و شهرکهای اشغالی جنوب ادامه میدهد و به نظر نمیرسد که در حدی متوقف شود؛ در حالی که به حملات هوایی بر مناطق همجوار این مواضع اشغالی ادامه میدهد و پهپادهای جاسوسی آن حاکمیت لبنان را نقض میکنند و تا بیروت و ضاحیه جنوبی آن میرسند.
وزیر جنگ رژیم صهیونی هم از روی خاک لبنان با صراحت اعلام میکند و از ارتش خود میخواهد برای ماندن طولانی در لبنان آمادگی داشته باشند؛ این علاوه بر مناطقی است که در سوریه و غزه اشغال کرده است، تا بار دیگر نیت این دشمن را در عدم تمایل به گردن نهادن به هیچیک از درخواستها برای عقبنشینی از سرزمینهای لبنانی تأیید کند؛ بلکه ممکن است هنگامی که شرایط فراهم شود به گسترش آن نیز روی آورد.
این وضعیت بر دولت لبنان که مسئول اعاده حاکمیت بر سرزمینهای اشغالی و تحقق آرزوهای مردم مشتاق برای بازگشت به آنها است، ایجاب میکند تا در محاسبات خود برای تداوم مذاکراتی که خواستههای آن و لبنانیها را در تثبیت کامل آتشبس و عقبنشینی از تمام سرزمینهای اشغالی و بازگشت آزادانه اهالی به آنها برآورده نمیکند بازنگری کند؛ برای لبنانیها هم ایجاب میکند که برای رویارویی با آنچه از سوی دشمن و پروژه توسعهطلبانه آن در کشور، آنان را به چالش میکشد به وحدت داخلی روی بیاورند.
مسئولیت دولت در قبال آوارگان
در این هنگام بار دیگر بر ضرورت انجام مسئولیت دولت در یافتن راهحلی برای بحران دهها هزار خانوادهای که هنوز در اردوگاهها یا خانههای مردم آواره هستند، تأکید میکنیم؛ یعنی دولت باید مکان سکونت برای آنان فراهم کند یا به تأمین آن کمک نماید و همچنین وسایل زندگی شرافتمندانه را برای کسانی که فرصتهای شغلیشان یا وسایل زندگیشان را از دست داده اند، فراهم نماید. این وظیفه دولت است و نه منّتی از سوی آن.
در اینجا به برخی اقدامات که از سوی دولت یا شهرداریها یا افراد و مؤسسات آغاز شده اشاره کرده و به تقویت آنها فرامیخوانیم.
قوانین جلسه قانونگذاری
در اینجا باید به جلسه قانونگذاری اخیر مجلس نمایندگان و تصمیمات آن اشاره کنیم. یعنی تصمیم عفو که پس از جدل بسیار به تصویب رسید. ما همواره و همچنان موافق انصافورزی در حق مظلومان و پایان دادن به رنج کسانی که سالهای طولانی بدون محاکمه در بازداشت بودهاند و رسیدگی به ازدحام زندانها هستیم. اما نمیخواستیم این عفو به عفوی سیاسی تبدیل شود که نتیجهی سازش میان طوایف یا سهمخواهی میان نیروهای سیاسی باشد؛ یعنی عفو فقط برای گروههای مورد نظر خودشان باشد. بهجای این ما بازگشت به قواعد عدالت و قانون و امنیت اجتماعی را مطرح میکنیم.
ما میخواهیم تصمیم عفو هنگامی که گرفته میشود، ظلم را اصلاح کند نه آنکه عدالت را از میان ببرد؛ و درِ اصلاح دستگاه قضایی و زندانها را بگشاید، نه آنکه جایگزین اصلاح شود یا راهی برای سکوت دربارهی آن گردد.
اما در مورد قانون رسانه، ما با هر گامی که به بهروزرسانی قانونگذاری در حوزهی رسانه با همهی اشکالش منجر شود موافقیم؛ تا از اینکه ابزار فتنه شود یا به حقیقت آسیب برساند یا به دشمنان وطن در آسیب رساندن به آن کمک کند جلوگیری شود. اما نمیخواهیم این قانون هیچ متن مبهمی داشته باشد که به کسانی که در آب گلآلود ماهی میگیرند امکان تأویل آن برای پنهان کردن حقیقت یا استفاده از آن برای بستن دهانها یا تبدیل آن به شمشیری بر سر کسانی که میخواهند آزادانه نظر خود را بیان کنند بدهد؛ آزادیای که همواره میخواهیم مسئولانه باشد.
آزادی مطبوعات امتیازی برای روزنامهنگاران نیست، بلکه حق شهروند است؛ زیرا شهروند بدون رسانهی آزاد حق خود در دانستن را از دست میدهد.
اما در مورد قانون اصلاح بانکها، ما با هر آنچه به اصلاح کار و انتظام آنها کمک کند تا امور شهروندان و معاملاتشان تسهیل شود موافقیم. اما بار دیگر تأکید میکنیم که بدون بازگرداندن تمام حقوق سپردهگذاران و رسیدگی جدی به علتهایی که کشور و همراه با آن بانکها را به فروپاشی کنونی رساند، اصلاح بانکها و بازگشت اعتماد به آنها ممکن نیست.
فشارهایی برای کوچاندن فلسطینیهاو به آنچه در غزه میگذرد میرسیم؛ جایی که فشارهایی که بر آن اعمال میشود، چه در سطح امنیتی و چه در محاصرهی کامل آن که در کرانهی باختری نیز تکمیل میشود، ادامه دارد؛ در چارچوب تلاش دشمن برای ناامید کردن مردم فلسطین و سوق دادن آنان به مهاجرت از سرزمینشان. و این نهادهای حامی توافقی را که در غزه حاصل شد فرامیخواند تا مسئولیت خود را در توقف خونریزی و ویرانی در سطح عمرانی و اقتصادی و تأمین حقوق مشروع مردم فلسطین ایفا کنند.


