
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۲۱ آذر ۱۴۰۴ برابر با ۱۲ دسامبر 2025م و ۲۱ جمادی الثانی ۱۴۴۷
حضرت زهرا (س): نماد پاکی و الگوی زن مسلمان
خطبه اول
خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود فرموده است:«إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» صدق الله العظیم.
گرامیداشت زهراء (س)
بیستم ماه جمادیالثانی، زادروز مبارک صدّیقه طاهره فاطمه الزهراء (س)، سرور زنان عالمیان بود. او چنان جایگاه و مقام بلندی نزد خداوند داشت که از جمله کسانی شد که خداوند عزّوجلّ پلیدی را از آنان دور کرد و آنان را پاک گردانید. او از تکریم رسول خدا (ص) نیز برخوردار شد تا جایی که درباره او فرمود: « فاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی، وَمَنْ سَرَّهَا فَقَدْ سَرَّنِی، ومَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی، فاطمه قلبی وروحی الَّتی بین جنبیَّ ؛ فاطمه پاره تن من است؛ هر کس او را شاد کند مرا شاد کرده، و هر کس او را بیازارد مرا آزرده است. فاطمه قلب من و روح میان دو پهلوی من است.»
از عایشه، همسر رسول خدا (ص)، روایت شده که گفت: «کسی را ندیدم که نزد رسول خدا (ص) محبوبتر از فاطمه باشد.» هنگامی که فاطمه بر او وارد میشد، دست او را میگرفت، میبوسید و در کنار خود مینشاند. و هنگامی که از جنگ یا سفر بازمیگشت، دو رکعت نماز شکر میخواند که سالم برگشته است، سپس به خانه فاطمه (س) میرفت.
طبیعی است که این تکریم و این همه ستایش، فقط بعد عاطفی ندارد؛ زیرا رسول خدا (ص) چنانکه خداوند درباره او فرموده است: «وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَىٰ». بلکه به سبب صفاتی که حضرت زهرا (س) به آنها آراسته بود و نقشی بود که در تمام مراحل زندگیاش ایفا کرد؛ نقشی که او را شایسته آن ساخت که رسول خدا (ص) دربارهاش بفرماید: « فاطمه سیّده نساء العالمین ؛ فاطمه سرور زنان عالمیان است.» این ویژگی در دختری و مراقبت او از پدرش رسول خدا (ص) تجلی یافت تا جایی که او را «امّ ابیها» (مادر پدرش) نامید؛ در عبادت او تجلی یافت. آن گونه خداوند عزّوجلّ را عبادت کرد که از شدت عبادت، پاهایش ورم کرد؛ در علم او تبلور یافت. زیرا به چنان جایگاهی دست یافت که مقصد طالبان علم از مردان و زنان شد؛ و در همسری او تجسم یافت. زیرا در جایگاه همسری، امیرالمؤمنین (ع) را یاری و پشتیبانی کرد و خانهای پر از مودّت، رحمت، سکینه و همکاری بنا نهاد تا آنجا که علی (ع) دربارهاش فرمود: « کنت إذا نظرت إلیها، انجلت عنّی الهموم والأحزان ؛ هرگاه به او مینگریستم، اندوه و غم از من برطرف میشد.»
زن مکتبی
او الگوی بزرگی برای مادری صالح بود. مادری که تربیت فرزندانش را از اولویتهای اصلی زندگیاش قرار داد، نه در حاشیه آن. او فرزندانی پرورش داد که تا امروز الگوهای اخلاق، عبادت، حلم، صبر، جهاد، شهادت و فداکاری هستند.
او یاور فقرا، مساکین و یتیمان بود؛ درِ خانهاش به روی آنان باز بود و حتی در سختترین شرایط، لبخند از چهرهاش زدوده نمیشد.
درباره او و اهلبیتش (ع) این آیه نازل شد: «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا».
در میدانهای جهاد
نقش او به اینها محدود نماند. بلکه او در میدانهای جهاد حاضر بود؛ همراه پدرش رسول خدا (ص) و همسرش علی (ع) بیرون میآمد تا زخمها را ببندد، مجاهدان را یاری کند، آنان را تقویت نماید و عزمشان را استوار سازد. او صدایی رسا در بیان حق بود و در حفظ اسلام پاک و بیآلایش کوشید. پس از رحلت رسول خدا (ص)، در برابر انحرافی که در پیکره امت آغاز شد (دور کردن علی (ع) از خلافت و محروم ساختن او از حقش در فدک) سکوت نکرد. در مسجد مدینه در برابر جمعیت خطبه خواند تا آنچه رخ داده بود را اصلاح کند و با زنان مهاجر و انصار و مردانشان در اینباره سخن گفت. بدینسان الگویی از زن حاضر در میدان رسالت و عرصه عمومی ارائه داد.
نفی منطق جاهلی
اما رسول خدا (ص) از تکریم و بزرگداشت فاطمه (ع) هدف دیگری نیز داشت: اینکه مسلمانان تصویری را ببینند که باید دخترانشان را بر اساس آن تربیت کنند و بدینوسیله پاسخی عملی به منطق جاهلی بدهد؛ منطقی که برای دختر هیچ نقش، حضور یا هویتی قائل نبود. نه تنها او را در حاشیه جامعه میدید، بلکه تولد دختر را مایه ننگ میدانست؛ چنانکه خداوند سبحانه وتعالى اشاره فرموده است: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِالْأُنثَىٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ * یَتَوَارَىٰ مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیُمْسِکُهُ عَلَىٰ هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ».
متأسفانه این اندیشهها و باورهای نادرست هنوز در بخشی از جامعه ما وجود دارد. هنوز کسانی هستند که هنگام تولد دختر، ناخشنودی، ناراحتی و خشم خود را پنهان نمیکنند یا به پسر بیش از دختر توجه میکنند. این نگرش سپس در شیوه تربیت از نظر پاداش و تنبیه بازتاب مییابد؛ خطای پسر بخشیده میشود اما خطای دختر بخشیده نمیشود. و چه بسیارند کسانی که از نص صریح قرآنی درباره حق دختران در ارث طفره میروند و آنان را از حق ارثشان محروم میسازند؛ ارث را پیش از مرگ یا با وصیت تقسیم میکنند و اگر چیزی هم بدهند، بسیار ناچیز است.
تکمیل نقشها
این امر را در عرصه عمل نیز میبینیم؛ جایی که حضور زن هنوز کمرنگ است و نشاندهنده مشارکت مؤثر او نیست، در حالی که او در بسیاری از موقعیتهایی که در آن شرکت داشته و نقش و حضور خود را ثابت کرده است.
اسلام در تمام تشریعات، رهنمودها و تربیت خود، کوشیده است جایگاه زن را به او بازگرداند و به تکریم دختر فراخوانده است. این همان چیزی است که رسول خدا (ص) بیان کرد هنگامی که فرمود: « من کانت له ابنه فأدَّبها فأحسن تأدیبها، وربّاها فأحسن تربیتها، وعلّمها فأحسن تعلیمها، ولم یفضّل ولده الذَّکر علیها، کانت له سترًا ووقایهً من النّار؛ هر کس دختری داشته باشد و او را نیکو ادب کند، نیکو تربیت نماید و نیکو بیاموزد و پسرش را بر او ترجیح ندهد، آن دختر برای او پرده و سپری از آتش خواهد بود.» و همواره به اصحاب خود میفرمود: « اعدِلُوا بَین أولادِکُم فی النِّحَل ؛ میان فرزندان خود در بخشش و هدیه عدالت را رعایت کنید» و مقصودش رعایت عدالت میان پسران و دختران بود.
فراتر از این، اسلام به همکاری و همیاری میان مرد و زن در همه امور فراخوانده و هیچ تمایزی در نقشها و مسئولیتها در تمام عرصههای زندگی و نیازهای آن قائل نشده است: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَیُطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَٰئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ». در کار نیز اسلام نخواسته است که مزد زن کمتر از مزد مرد باشد، مادام که هر دو کار یکسانی انجام دهند: «لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ».
و اگر برخی به وجود تفاوت میان پسر و دختر به این سخن خداوند: «لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَیَیْنِ» استناد میکنند، باید بدانند که این آیه نشانه تبعیض نیست بلکه به سبب مسئولیتهای اضافهای است که بر دوش مرد نهاده شده و ایجاب میکند سهمی دو برابر داشته باشد. یا در اینکه شهادت زن نصف شهادت مرد است؛ این نیز تبعیض نیست، بلکه تدبیری احتیاطی برای اجرای عدالت است، از بیم آنکه عاطفهای بودن زن در او تأثیر بگذارد.
از بزرگداشت تا اقتدا
عزیزان! ما میخواهیم گرامیداشت زادروز ولادت صدّیقه طاهره حضرت زهرا (س) که روز زن مسلمان نامیده شده است، فرصتی باشد تا از رهگذر آن تصویر زن مسلمان را ارائه دهیم؛ در برابر کسانی که اسلام را متهم میکنند که نقش زن را به حاشیه رانده و با قیدهایی که بر او نهاده، به حضور زن در جامعه آسیب رسانده است.
ما در این مسیر از مقامی که حضرت زهراء (س) به آن رسید الهام میگیریم و از جایگاه بزرگ او در جامعه، تمام معانی و ارزشهایی را که در زندگیاش بیان کرد، فرامیگیریم؛ از طهارت، صفا، پاکی، اصالت و حضوری که از آن برخوردار بود. تا حضور او در میان ما تنها به عاطفه یا اشک ریختن محدود نشود، بلکه در تمام آنچه از علم، ارزشها و نقش بزرگ اجتماعی با خود داشت حضور یابد.
بدینسان محبت ما به زهرا، محبت به خدا و رسول اوست؛ محبتی جهادی و رسالی است، نه عاطفه صرف. و بدینگونه زهرا در عقل و قلب و وجدان، و در طول زمان، زنده و حاضر میماند.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به وصیت رسول خدا (ص) سفارش میکنم که در آن به حضرت زهرا (س) فرمود: «لَیْسَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ مَنْ لَمْ یَأْمَنْ جَارُهُ بَوَائِقَهُ ، وَ مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ یُؤْذِی جَارَهُ، وَ مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ فَلْیَقُلْ خَیْراً أَوْ یَسْکُتْ. إِنَّ اَللَّهَ یُحِبُّ اَلْخَیِّرَ اَلْحَلِیمَ اَلْمُتَعَفِّفَ، وَ یُبْغِضُ اَلْفَاحِشَ اَلضَّنِینَ اَلسَّئَّالَ اَلْمُلْحِفَ. إِنَّ اَلْحَیَاءَ مِنَ اَلْإِیمَانِ وَ اَلْإِیمَانُ فِی اَلْجَنَّهِ، وَ إِنَّ اَلْفُحْشَ مِنَ اَلْبَذَاءِ، وَ اَلْبَذَاءُ فِی اَلنَّارِ؛ کسی که همسایهاش از شر او در امان نیست از مؤمنین نخواهد بود. و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد همسایهی خویش را آزار نمیدهد. و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید که یا سخن خوب بگوید وگرنه ساکت باشد. خداوند انسان خیرمند بردبار عفیف را دوست دارد و بدگوی بخیل بسیار درخواست کنندهی مصرّ را دشمن میدارد. حیاء از ایمان و ایمان جایش در بهشت است و فحش از زشتگویی است و زشتگویی جایش در آتش است.»
ما بیش از هر زمانی به هدایتگیری از این سخنان نیاز داریم که در کاهش نزاعها و تنشهایمان مؤثرند و عملکرد و حضورمان را بهبود میبخشند و ما را در برابر چالشها قویتر میسازند.
تهدید مداوم لبنان
از تجاوزات پیدرپی اسرائیل آغاز میکنیم که در حملات هوایی به برخی مناطق جنوبی و انفجارهای تعدادی از ساختمانها در روستاهای مرزی تجلی یافت. دشمن همراه با این حملات، مانورهایی در مزارع شبعا و جبلالشیخ انجام داد، در حالی که تهدیدهای اسرائیل متوقف نشده است که اگر لبنان آنچه را که رژیم صهیونیستی از این کشور میخواهد انجام ندهد، جنگ علیه لبنان ادامه خواهد یافت.
با وجود حسننیتی که لبنان با ارتقای سطح مذاکرات و انتخاب فردی غیرنظامی در کمیته مأمور اجرای تصمیم مربوط به توافق آتشبس نشان داد، این تجاوزات و تهدیدها ادامه دارد. این نشان میدهد مذاکرهای که دشمن میخواهد، به معنای توقف تشدید تنش نیست، بلکه میخواهد لبنان زیر آتش باشد. این مطلب بهروشنی بر زبان سفیر آمریکا در لبنان آمده است که گفت: مذاکره با دولت لبنان، رژیم صهیونیستی را به توقف عملیات نظامیاش در لبنان فرا نمیخواند و این دو امر از هم جدا هستند. یعنی دشمن به تجاوزاتش ادامه خواهد داد و این تجاوزات متوقف نخواهد شد. و اگر مذاکرهای باشد، میخواهد از طریق آن به اهدافی که دارد برسد؛ اهدافی که نباید از دید دولت لبنان و لبنانیها پنهان بماند. و اگر دشمن با مذاکره این اهداف را به دست نیاورد، با تشدید نظامی برای دستیابی به آن تلاش خواهد کرد. این اهداف تنها به مطالبه از لبنان برای کنار گذاشتن سلاح مقاومت در جنوب و شمال لیطانی محدود نمیشود ، چنانکه برخی در این سرزمین تصور میکنند، بلکه فراتر از آن است؛ یعنی تکمیل آنچه در جنوب سوریه و غزه آغاز کرده است یا با ایجاد منطقه حائل با ابعاد امنیتی و اقتصادی که حدودش را مشخص نکرده یا با برخورداری از آزادی عمل در داخل خاک لبنان و چه بسا شرایط دیگری را نیز تحمیل کند.
هوشیاری در برابر اهداف دشمن
از اینرو ما از دولت لبنان میخواهیم که اهداف دشمن را درک کند و گمان نکند که گسترش مذاکرات، خواستههای دولت لبنان را محقق میسازد و به پایان تجاوزات دشمن و اشغال اراضی لبنانی و بازپسگیری اسیرانش میانجامد. زیرا دشمن میخواهد بگیرد و نخواهد داد، زیرا توازن قوا را به نفع خود میبیند.
ما نمیخواهیم حجم فشارهایی را که بر لبنان به سبب توانمندیهای دشمن و پوشش بینالمللیای که از آن برخوردار است وارد میشود تقلیل دهیم؛ پوششی که به آن اجازه میدهد بدون هیچ نظارت و بازخواستی هرچه میخواهد بکند. اما این نباید به تسلیم و پذیرش شروط دشمن بینجامد، بلکه باید لبنان توانمندیهای خود را بسیج کند و از تمام امکانات و ابزارهای دیپلماتیک موجود برای بازپسگیری حقوقش بهره ببرد؛ با استفاده از اجرای کامل بندهای توافق که موقعیت مذاکرهایاش را بهبود میبخشد.
ما پیشتر تأکید کردهایم و امروز نیز تأکید میکنیم که لبنان آنقدر ضعیف نیست که به شروط دشمن و امتیازات بیشتری که از او خواسته میشود تن دهد. واقعیتهای تاریخ ثابت کرده است لبنانیها اگر تلاشهایشان را متحد سازند، احساس مسئولیت نسبت به این سرزمین کنند و نیروهایشان را برای آن بسیج نمایند، قادرند از بسیاری از چالشها عبور کنند و سرزمینشان را بازپس گیرند.
لبنانیها باید بدانند که در مرحلهای حساس قرار دارند که سرنوشت این سرزمین را از نظر موجودیت، وحدت، آزادی و استقلال تعیین خواهد کرد. از اینرو از آنان را فرا میخوانیم اختلافات، حساسیتها و منافع شخصی، گروهی و سیاسی خود را که متأسفانه روزبهروز افزایش مییابد، کنار بگذارند و از موضع مسئولیت، تمام ابزارها و امکاناتی را که این کشور را از آنچه ممکن است بدان دچار شود حفظ میکند فراهم آورند تا از این تونل تاریکی که در آن وارد شده، به سلامت بیرون آید.
تضمین حقوق ودیعه گذاران
باز هم در داخل کشور نسبت به هر راهحل برای پر کردن شکاف مالی یا بحران بانکها از اموال سپردهگذاران هشدار میدهیم؛ کسانی که حق دارند اموال خود را که نزد بانکها به امانت سپردهاند بهطور کامل بازپس گیرند. دولت موظف است ضامن حقوق شهروندان خود باشد و آن را تباه نسازد.
غزه و کرانه غربی زیر تجاوز
سرانجام به فلسطین بازمیگردیم؛ جایی که تجاوز به مردم فلسطین و کرانه باختری ادامه دارد: تجاوز به شهرها و روستاهای آن و گسترش شهرکسازی در اطراف آن، یا آنچه در غزه رخ میدهد که دشمن به آتشبس پایبند نبوده و همچنان بر تعداد شهیدان غیرنظامی میافزاید، در حالی که با وجود بازگشت زمستان و سیلابهایی که غزه و چادرهای آن را فرا میگیرد، برای مردم وسایل حفاظت و مسکن فراهم نشده است .
در برابر این وضعیت، بار دیگر از کشورهای حامی توافق میخواهیم که به آنچه به مردم فلسطین وعده دادهاند وفا کنند و از کشورهای عربی و اسلامی میخواهیم به تعهدات خود نسبت به این مردم و قضیه فلسطین پایبند باشند و اجازه ندهند دشمن این مردم را تنها کرده و فشار بیشتری بر آن وارد آورد و حقوق آن را خوار شمارد.


