
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل الله
۲ آبان ۱۴۰۴ برابر با ۲۴ اکتوبر 2025م و 2جمادی الاول ۱۴۴۷
بازداشتن آزار از دیگران: معیار ایمان و راه ساختن جامعهٔ منسجم
خطبهٔ اول
خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود میفرماید: «وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا» صدق الله العظیم.
هشدار از آزار رساندن به دیگران
این آیه برای هشدار به مؤمنان آمده است که مبادا سبب آزار دیگران شوند. از مؤمن خواسته شده است که آزار خود را از همهٔ مردم بازدارد؛ حتی از کسانی که در دین یا مذهب یا جایگاه سیاسی با او مخالفاند. هرگونه آزاری، چه مادی باشد، چه جسمی و چه معنوی؛ خواه با دست باشد، خواه با زبان، با نگاه باشد یا با عمل؛ یا اینکه با بلند کردن صدای خود یا رادیوی ماشین یا رادیوی خانگیاش دیگران را بیازارد؛ یا با قرار دادن ماشینش در وسط جاده مانع عبور و مرور شود؛ یا با تخطی از قوانین رانندگی حرکت دیگران را مختل کند؛ یا با ریختن زباله در خیابان یا قرار دادن آن در جایی غیر از محل تعیینشده؛ و این شامل آسیب زدن به اموال عمومی یا محیط زیستی که مردم از آن بهره میبرند نیز میشود.
نهی از آزار حتی به حیوانات هم رسیده است. در حدیث آمده است که زنی به خاطر گربهای که آن را بست تا از تشنگی بمیرد، عذاب شد. در حدیث آمده است: «نهى رسول الله (ص) عن قتل کل ذی روح إلّا أن یؤذی؛ رسول خدا (ص) از کشتن هر جانداری نهی فرمود مگر آنکه آزار برساند».
آری، گاهی برای پاسخ به آزار و بدی دیگران، هنگامی که راهی جز پاسخ دادن نباشد، آزار دادن جایز شمرده شده است.
معیار ایمان
اسلام، بازداشتن آزار از دیگران را معیاری دانسته که انسان مسلمان را از غیر او متمایز میکند. مسلمان، چنانکه در حدیثی از رسول خدا (ص) آمده، کسی است که مردم از دست و زبان او در امان باشند. هنگامی که از ایشان پرسیدند: کدام مسلمان بهتر است؟ فرمود: «مَن سَلِمَ المسلِمُونَ مِن لِسانِهِ وَیَدِهِ؛ کسی که مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند».
رسول خدا (ص) این را بیان کرد هنگامی که نزد ایشان از زنی سخن گفتند که بسیار نماز میخواند و روزه میگرفت. ایشان که او را میشناخت، فرمود: «لا خیر فیها؛ هی فی النّارِ؛ خیری در او نیست؛ او در آتش است». گفته شد: ای رسول خدا، چگونه چنین است در حالی که بسیار روزه میگیرد و نماز میخواند؟ فرمود: «أعلم ذلک، ولکنَّها تؤذی النّاسَ بِلِسانِها؛ این را میدانم، اما او مردم را با زبانش میآزارد».
او همچنین کسانی را که در مجلسی که دیگران حضور داشتند، پنهانی با هم سخن میگفتند، نکوهش کرد و فرموده است: «إذا کنتُم ثلاثهً، فلا یتناجى اثنانِ دونَ الثّالِثِ إلّا بِإذنِهِ، فإنَّ ذلک یُحزِنُهُ.»
احادیث شدت خطر آزار رساندن به مؤمنان را بیان کردهاند. در حدیث قدسی آمده است: «لیأذن بحربٍ منّی من آذى عبدی المؤمن؛ هر کس بندهٔ مؤمن مرا بیازارد، اعلام جنگ با من کرده است». و از رسول خدا (ص) روایت شده است: «مَنْ آذى مُسلِمًا فقدْ آذانی، ومَنْ آذانی فقدْ آذى اللهَ؛ هر کس مسلمانی را بیازارد، مرا آزرده است؛ و هر کس مرا بیازارد، خدا را آزرده است».
و کسانی که این آیه شامل حالشان میشود: «إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا».
گناهی که خدا نمیآمرزد
احادیث اشاره کردهاند که خداوند عزّوجلّ ممکن است گناهانی را که در حق خودش انجام شده ببخشد؛ و او وعده داده که همهٔ گناهان را میآمرزد، آنجا که فرمود: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ» اما آزاری که به مردم میرسد، تا زمانی که صاحبانش در دنیا آن را نببخشند، آمرزیده نمیشود. اگر نبخشند، در روز قیامت از حسنات کسی که آزار رسانده به اندازهٔ حق کسی که آزرده شده برداشته میشود و اگر حسناتی نداشته باشد، از سیئات شخص آزردهشده بر او نهاده میشود تا حق بهطور کامل ادا گردد.
آمده است که رسول خدا (ص) روزی با اصحاب خود نشسته بود و فرمود: «أتدرونَ ما المُفلِسُ؟» قالوا: «المُفلِسُ فینا من لا دِرهمَ له ولا مَتاعَ.» فقال: «إنَّ المُفلِسَ من أمَّتی، یأتی یومَ القیامهِ بِصلاهٍ وصیامٍ وزکاهٍ، ویأتی قد شَتَمَ هذا، وقَذَفَ هذا، وأکَلَ مالَ هذا، وسَفَکَ دمَ هذا، وضَرَبَ هذا، فیُعطى هذا من حسناتِهِ وهذا من حسناتِهِ. فإن فَنِیَتْ حسناتُهُ قبلَ أن یقضیَ ما علیه، أُخِذَ من خطایاهم فطُرِحَت علیه ثمَّ طُرِحَ فی النّارِ؛ آیا میدانید مفلس کیست؟ گفتند: مفلس نزد ما کسی است که نه درهمی دارد و نه متاعی. فرمود: مفلس امت من کسی است که روز قیامت با نماز و روزه و زکات میآید، اما در حالی میآید که این را دشنام داده، آن را متهم کرده، مال این را خورده، خون آن را ریخته و این را زده است. پس به این از حسناتش داده میشود و به آن از حسناتش. اگر حسناتش پیش از آنکه حق دیگران را ادا کند تمام شود، از گناهان آنان گرفته و بر او نهاده میشود، سپس در آتش افکنده میگردد».
از این رو رسول خدا (ص) به اصحاب خود فرمود: «من کانت له مَظلِمهٌ لأخیهِ من عِرضِهِ أو شیءٍ، فلیَتحلَّل منه الیومَ قبلَ أن لا یکونَ دینارٌ ولا دِرهمٌ، إن کانَ له عملٌ صالحٌ أُخِذَ منه بِقدرِ مَظلِمتِهِ، وإن لم یکن له حسناتٌ أُخِذَ من سیّئاتِ صاحبِهِ فحُمِلَ علیه؛ هر کس حقی از برادرش بر گردن دارد، از آبروی او یا چیزی دیگر، امروز از او حلالیت بطلبد؛ پیش از آنکه نه دیناری باشد و نه درهمی. اگر عمل صالحی داشته باشد، به اندازهٔ مظلمهاش از آن گرفته میشود؛ و اگر حسناتی نداشته باشد، از سیئات طرف مقابل گرفته و بر او نهاده میشود».
در حدیث دیگری آمده است: « من ظلم أحدًا فی عرضه أو ماله أو أیّ حقّ من حقوقه، فعلیه أن یطلب العفو فی الدّنیا، لأنَّ الحساب فی الآخره عسیر فی الحقوق والمظالم ؛ هر کس در آبرو یا مال یا هر حق دیگری به کسی ستم کند، باید در دنیا طلب بخشش کند؛ زیرا حسابرسی حقوق و مظالم در آخرت سخت است.
قرآن کریم صدقات را با وجود اهمیت، نزد خداوند بیارزش دانسته است اگر با آزار و ضرر معنوی به کسی که به او صدقه داده شده همراه باشد. خداوند میفرماید:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى» و آن را شرط بهرهمندی از نتایج صدقه دانسته است: «الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِیَهً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ».
نتیجهٔ آزار نزد خداوند عزّوجلّ بزرگتر میشود اگر آزار به پدران و مادران و خویشاوندان یا همسایگان یا کسانی که در ایمان یا علم جایگاهی دارند برسد، یا پیامدهای بزرگی بر واقعیت پیرامون داشته باشد و باعث تنشها و مشکلات و فتنهها شود.
رفع آزار از مردم
اسلام تنها به این بسنده نکرده که مؤمن را به پرهیز از ایجاد آزار دعوت کند، بلکه از او خواسته است که اگر خبر آزاری به او رسید یا در مکانی که حضور دارد آزار رخ داد، آن را از مردم بردارد. بر انسان واجب است که آزار را از دیگران رفع کند؛ یعنی اگر ستمی به آنان روا شد یا به هر شکلی به آنان بدی شد، از آنان دفاع کند. همچنین از مؤمن خواسته شده که آزار را از راه عمومی بردارد و اگر بتواند به یاری کسانی بشتابد که اموال یا خانههایشان در معرض خطر قرار گرفته است.
از این رو در حدیثی از رسول خدا (ص) آمده است: «مَرَّ رجلٌ بِغُصنِ شجرهٍ على ظَهرِ طریقٍ، فقال: واللهِ لَأُنَحِّیَنَّ هذا عن المسلِمینَ، لا یُؤذیهِم، فأُدخِلَ الجنّهَ؛ مردی از شاخهٔ درختی که بر سر راه بود گذشت و گفت: به خدا سوگند این را از سر راه مسلمانان کنار میزنم تا آزارشان ندهد؛ پس وارد بهشت شد».
و در حدیث دیگری از ایشان آمده است: «عُرِضَتْ عَلَیَّ أعمالُ أُمَّتی، فوَجدتُ فی مَحاسِنِ أعمالِها الأذى یُماطُ عن الطّریقِ؛ اعمال امتم بر من عرضه شد و در میان کارهای نیک آنان، کنار زدن آزار از راه را یافتم».
در حدیث دیگری آمده است: «الإیمانُ بِضعٌ وسبعونَ شُعبهً، أفضَلُها قولُ لا إلهَ إلّا اللهُ، وأدناها إماطهُ الأذى عن الطّریقِ؛ ایمان هفتاد و چند شعبه است؛ برترین آنها گفتن لا إله إلا الله است و پایینترین آنها کنار زدن آزار از راه.»
در حدیث دیگری آمده است: «من رَدَّ عن قومٍ من المسلِمینَ عادیهَ ماءٍ أو نارٍ، وجَبَت له الجنّهُ؛ هر کس از گروهی از مسلمانان حملهٔ آب یا آتش را بازگرداند، بهشت بر او واجب میشود».
مؤمن، عامل صلح
عزیزان: خداوند عزّوجلّ خواسته است که مؤمن در هر جامعهای که زندگی میکند، عامل امنیت و آرامش باشد؛ بهگونهای که دیگران از اینکه او سبب آزارشان شود نترسند، بلکه در حضور او آرامش یابند و از آزارش در امان باشند. چنانکه رسول خدا (ص) فرمود: «المُؤمِنُ مَن ائتَمَنَهُ النّاسُ على أموالِهِم وأنفُسِهِم؛ مؤمن کسی است که مردم او را بر جان و مالشان امین میدانند. همهٔ بشر و حتی سنگ و درخت و گیاه و حیوان از او در اماناند.»
هنگامی که از مؤمن میخواهد که درودتش به دیگران سلام باشد و اگر آنان به او سلام کردند، پاسخ دهد؛ و هنگامی که در نمازش از او میخواهد که بگوید: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَهُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ.» این اعلامی است از سوی او که حرکتش در زندگی با دیگران باید بر پایهٔ صلح با همگان باشد و هرجا حضور دارد، عنصر خیر باشد. امیرالمؤمنین (ع) این را چنین بیان کرده است: «خالِطوا النّاسَ مُخالَطهً إن مِتُّم مَعَها بَکَوا علیکم، وإن عِشتُم حَنّوا إلیکم؛ با مردم چنان معاشرت کنید که اگر مردید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید به سوی شما اشتیاق داشته باشند».
ارزشی نیازمند تقویت
ما بیش از هر زمان به تقویت این ارزش در زندگیمان نیازمندیم تا تنشها و مشکلاتی را که در راه و خانه و جامعهمان میبینیم کاهش دهیم و بدینوسیله جامعهای نیرومند و منسجم بسازیم که اعضایش پشتیبان یکدیگر باشند و یکدیگر را یاری دهند. عنوان آن همان است که رسول خدا (ص) فرمود:
«مَثَلُ المُؤمِنینَ فی تَوادِّهِم وتَراحُمِهِم وتَعاطُفِهِم، مَثَلُ الجَسَدِ، إذا اشتَکى مِنهُ عُضوٌ، تَداعَى له سائِرُ الجَسَدِ بِالسَّهَرِ والحُمّى؛ مثل مؤمنان در دوستی و مهربانی و همدردیشان مانند یک پیکر است؛ هرگاه عضوی از آن به درد آید، سایر اعضا با بیخوابی و تب با او همدردی میکنند».
و از خداوند عزّوجلّ بخواهیم که ما را در این راه یاری کند و دعا کنیم: «اللَّهُمَّ اکْسِرْ شَهْوَتی عَنْ کُلِّ مَحْرَمٍ، وَازْوِ حِرْصی عَنْ کُلِّ مَأثَمٍ، وَامْنَعْنی عَنْ أَذى کُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَهٍ، وَمُسْلِمٍ وَمُسْلِمَهٍ، والنّاسِ جَمیعًا؛ خدایا شهوت مرا از هر حرام بشکن، و حرصم را از هر گناه بازگردان، و مرا از آزار هر مرد و زن مؤمن و مسلمان و همهٔ مردم بازدار».
خطبهٔ دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه رسول خدا (ص) به یارانش سفارش کرده، توصیه میکنم. هنگامی که بر منبر ایستاد و فرمود: «وَالَّذی لا إلهَ إلّا هُوَ، ما أُعطِیَ مُؤمِنٌ قَطُّ خَیرَ الدُّنیا والآخِرَهِ إلّا بِحُسنِ ظَنِّهِ بِاللهِ، وَرَجائِهِ لَهُ، وَحُسنِ خُلُقِهِ، وَالکَفِّ عَنِ اغتِیابِ المُؤمِنینَ. وَالَّذی لا إلهَ إلّا هُوَ، لا یُعَذِّبُ اللهُ مُؤمِنًا بَعدَ التَّوبَهِ والِاستِغفارِ إلّا بِسوءِ ظَنِّهِ بِاللهِ، وَتَقصیرِهِ مِن رَجائِهِ، وَسوءِ خُلُقِهِ وَاغتِیابِهِ لِلمُؤمِنینَ. وَالَّذی لا إلهَ إلّا هُوَ، لا یَحسُنُ ظَنُّ عَبدٍ مُؤمِنٍ بِاللهِ إلّا کانَ اللهُ عِندَ ظَنِّ عَبدِهِ المُؤمِنِ، لِأنَّ اللهَ کَریمٌ بِیَدِهِ الخَیراتُ، یَستَحیی أن یَکونَ عَبدُهُ المُؤمِنُ قَد أحسَنَ بِهِ الظَّنَّ ثُمَّ یُخلِفَ ظَنَّهُ وَرَجاءَهُ، فَأحسِنوا بِاللهِ الظَّنَّ وَارغَبوا إلَیهِ؛ سوگند به کسی که معبودی جز او نیست، هرگز به مؤمنی خیر دنیا و آخرت داده نشد مگر به سبب گمان نیکش به خدا و امیدش به او و خوشخلقیاش و بازداشتن خود از غیبت مؤمنان. و سوگند به کسی که معبودی جز او نیست، خداوند هیچ مؤمنی را پس از توبه و استغفار عذاب نمیکند مگر به سبب گمان بدش به خدا و کوتاهی در امیدش به او و بدخلقیاش و غیبت کردن از مؤمنان. و سوگند به کسی که معبودی جز او نیست، هیچ بندهٔ مؤمنی به خدا گمان نیک نمیبرد مگر آنکه خداوند نزد گمان بندهٔ مؤمنش باشد؛ زیرا خداوند کریم است و خیرات به دست اوست. او شرم میکند که بندهٔ مؤمنش به او گمان نیک ببرد و سپس گمان و امیدش را ناامید کند. پس به خدا گمان نیک ببرید و به سوی او رغبت کنید».
پس باید سفارش رسول خدا (ص) را بپذیریم و به آن عمل کنیم تا بتوانیم آنچه نزد خداست به دست آوریم: «وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ» تا آگاهتر و توانمندتر در رویارویی با چالشها باشیم.
تهدیدهایی به جنگ جدید
سخن را از تجاوزات اسرائیلی آغاز میکنیم که به نظر نمیرسد متوقف شود، بلکه بیم آن میرود که افزایش یابد. این تجاوزات را در قالب حملاتی میبینیم که مناطق متعددی را دربرگرفته و آخرین آن دیروز در بقاع و جنوب رخ داد و باعث وحشت کودکان در حالی که بر نیمکتهای درس نشسته بودند شد و شماری از غیرنظامیان به شهادت رسیدند. همچنین در تداوم سلسلهٔ ترورها علیه شهروندان و در اقدامات خصمانه در روستاهای نوار مرزی برای جلوگیری از بازگشت امن اهالی به آنها.
در اینجا باید از اهالی نوار مرزی که برای حفظ روستاها و به نشانهٔ عشقشان به سرزمینشان، با وجود نبود امکانات کافی برای زندگی شرافتمندانه و وجود همهٔ خطرات بر بازگشت و ماندن در روستاهایشان اصرار ورزیدهاند، قدردانی کنیم؛در اینجا از دولت میخوانیم که مسئولیتهایش را بپذیرد و دست یاری به سوی این مردم دراز کند تا آنان را در روستاهایشان تثبیت کند و آرامششان را حفظ نماید. و از همهٔ تلاشهایی که مؤسسات و انجمنهایی که احساس مسئولیت میکنند با وجود همهٔ محاصرهها و فشارها انجام میدهند، قدردانی میکنیم.
در همین زمان، شدت تهدیدها علیه لبنان برای نزدیک بودن جنگ افزایش یافته است. این تهدیدها از طریق تعداد بیسابقهٔ پهپادهای جاسوسی که سراسر خاک لبنان، از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب را در ارتفاع پایین پوشش دادهاند و حتی مقرهای رسمی دولت لبنان را هم در پروازهایشان بینصیب نگذاشتهاند و از طریق مانورهایی که نزدیک مرزهای لبنان برگزار شده، ابراز شده است. اینها همراه با تهدیدهای صادره از ژنرالهای دشمن و فرماندهان جنگ او بوده و با آنچه فرستادهٔ آمریکایی گفته همراه شده است: اینکه به رژیم صهیونیستی آزادی عمل برای تشدید جنگ علیه لبنان داده شود و هیچ کمک مالی یا اقتصادی یا بازسازی یا بازگشت اسیران موجود در زندانهای اشغالگر بدون آنکه لبنان آنچه بر عهدهاش است انجام دهد، داده نخواهد شد و آن هم به حساب رژیم صهیونیستی.
روشن شده است که هدف همهٔ این جنجالها وادار کردن لبنان به تسلیم در برابر شروط و دیکتههای دشمن است؛ شرایطی که حد و مرزی ندارد. این وضعیت ایجاب میکند که لبنانیها به سطح چالشها و خطرهای این مرحله برسند؛ خطرهایی که امنیت و اقتصاد و حاکمیت آنان بر سرزمین و روستاهایشان را هدف گرفته است. ما اطمینان داریم که لبنانیها با انسجام و وحدت و بهکارگیری همهٔ عناصر قدرتشان نه تضعیف آنها را میتوانند در برابر آنچه برایشان برنامهریزی شده بایستند. از این رو از آنان میخوانیم که هرچه سریعتر اختلافاتشان را حل کنند؛ اختلافاتی که متأسفانه نان روزانهٔشان رامورد تهید قرار دده است تا دشمن نتواند از هیچ تناقضی در سطح دولت یا در سطح مردمی بهره ببرد یا گروهی از لبنانیها را جدا کند و گمان کند مشکل فقط با آن گروه است نه با دیگران.
ما میخواهیم لبنانیها با چشم آگاهی و مسئولیت به آنچه در اطرافشان میگذرد بنگرند و پیامدهای آن را بر وطنشان ناچیز نشمارند و از یاد نبرند که این رژیم دشمن همهٔ اجزا و گروههای لبنانی است که در وجودشان تعلق ریشهداری به این وطن دارند.
مسئولیت دولت با وجود فشارها
در این زمان از دولت لبنان که مسئول شهروندانش است میخواهیم که در آنچه میگذرد غایب نباشد و با همهٔ اجزای خود حاضر باشد. نقش آن نباید فقط به صدور بیانیههای محکومیت جنایات و تجاوزات دشمن محدود شود و گمان کند با این کار وظیفه و سهم خود را ادا کرده است. بلکه باید تلاشهایش را برای رویارویی با آنچه ممکن است در عرصهٔ امنیتی و اقتصادی و مالی رخ دهد متحد کند و برنامهٔ اضطراری در همهٔ زمینهها داشته باشد. همزمان باید همهٔ توان خود را در عرصهٔ سیاسی و دیپلماسی و همهٔ روابطش بهکار گیرد تا کشور را از هرگونه تجاوزی محفوظ دارد.
ما نمیخواهیم در میان همهٔ اینها حجم فشارهایی را که بر دولت لبنان و لبنانیها وارد میشود و میزان پوششی را که این دشمن دارد، ناچیز بشماریم. اما این نباید به تسلیم در برابر دیکتههای دشمن و پذیرش خواستههای آن بینجامد. وطن ما آنقدر ضعیف نیست که تصویر میشود یا برخی میپندارند. سرزمینی که با خون فرزندانش سیراب شده بر این گواه است، چنانکه تاریخ کهن و نوین آن گواه است.
هشدار از مختل کردن توافق
به غزه بازمیگردیم که منتظر مرحلهٔ بعدی برای اجرای توافق است. ما امیدواریم که از طریق آن آرزوهای مردم فلسطین برای داشتن تصمیمگیری بر سرزمینشان و حق تعیین سرنوشتشان تحقق یابد. در عین حال نسبت به تلاش دشمن برای شانه خالی کردن از هرگونه تعهد نسبت به این مردم هشدار میدهیم. همانگونه که پس از بازپسگیری اسیرانش بر مرحلهٔ اول توافق پیچید و دیدیم که حملاتش قربانیان بیشتری گرفت، خواهد کوشید هرگونه اثر این مرحله را مختل کند تا پروژهٔ خود را که با ریشهکن کردن مسئلهٔ فلسطین آغاز کرده، کامل کند. نابود کردن آنچه از نوار غزه باقی مانده میگذرد و آواره کردن مردم فلسطین. دشمن این پروژه را در کرانهٔ باختری نیز دنبال میکند و آن را با تصمیم مقدماتی کنست برای الحاق کرانهٔ باختری به رژیمش رسمیت بخشیده است. این وضعیت کشورهای عربی و اسلامی و آزادگان جهان را فرامیخواند که همچنان در کنار مردم فلسطین بایستند و از آنان حمایت کنند تا حقوق مشروع خود را در همهٔ سرزمینهایشان به دست آورند.


