
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ برابر با ۰۹ می ۲۰۲۵ و ۱۱ ذی القعده ۱۴۴۶
امام رضا (ع): مدرسهٔ تواضع و عطا
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود فرموده است: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ» صدق الله العظیم.
امروز در یازدهم ماه ذیالقعده، در سالروز ولادت مبارک یکی از کسانی گرد هم آمدهایم که خداوند عزّوجلّ آنان را امامان، هدایتگران و الگوی مردم، و امینان بر رسالت رسول خدا (ص) و حافظان آن از لغزش و انحراف قرار داده است؛ یعنی امام علی بن موسی الرضا (ع).
امامت و چالشها
امام رضا (ع) پس از شهادت پدر بزرگوارش امام موسی کاظم (ع)، مسئولیت امامت را بر عهده گرفت. دوران امامت ایشان بیست سال به طول انجامید و در این مدت چند تن از خلفای عباسی به قدرت رسیدند. امام (ع) از سوی خلیفهٔ عباسی هارونالرشید رنجهای بسیاری دید که در واقع ادامهٔ رنجهای پدرش امام کاظم (ع) بود؛ پدری که سالها در زندانهای هارون به سر برد. هارون به قدری جبار بود که به پسرش گفت: «وَاللهِ لَوْ نَازَعْتَنِی هَذَا الْأَمْرَ لَأَخَذْتُ الَّذِی فِیهِ عَیْنَاکَ؛ به خدا سوگند اگر در این امر با من نزاع کنی، آنچه را که در آن دو چشم توست، از تو میگیرم.» و گفته میشد که خون از شمشیر هارونالرشید تا پایان عمرش میچکید.
اما امام رضا (ع) از دورهای که پس از مرگ هارونالرشید و در زمان خلافت پسرش امین پیش آمد، بهره برد؛ دورهای که امین به دلیل اختلاف با برادرش مأمون سرگرم جنگ بود. این جنگها سرانجام به کشتهشدن امین و رسیدن مأمون به خلافت انجامید. مأمون ولایتعهدی را به امام (ع) سپرد و این امر به امام امکان داد که حدود ده سال با آزادی بیشتری حرکت کند، با مردم از هر گروه و طبقهای ارتباط برقرار نماید، گفتوگو کند و فرصتی گرانبها برای نشر علوم اهلبیت (ع) و ایستادگی در برابر گسترش پدیدههای انحرافی در عرصهٔ عقیده، شریعت، مفاهیم و حدیث فراهم آورد. اما مأمون بعدها از این تصمیم خود پشیمان شد؛ زیرا از گسترش جایگاه امام (ع) به زیان جایگاه خلیفه و از اینکه امام مشروعیت مورد نظر او را برای تحکیم حکومتش به او نبخشد، بیمناک بود. سرانجام طبق روایات، با دسیسهٔ سم، امام (ع) را به شهادت رساند.
امروز از این مناسبت مبارک بهره میگیریم تا بر برخی از مواضعی که نشاندهندهٔ میزان تواضع، انساندوستی، محبت به مردم و نزدیکی ایشان به آنان است، درنگ کنیم.
بر سر سفرهٔ غذا
مورد اول: روزی امام (ع) سفرهای گسترد و همهٔ فرماندهان، وزیران و بزرگان قوم که همراهش بودند بر سر آن نشستند. این واقعه در آغاز ولایتعهدی ایشان رخ داد. اما امام (ع) اصرار داشت که تا زمانی که همهٔ کارگران و خدمتگزاران، حتی دربان و سائس اسبان، دعوت نشوند، بر سر سفره ننشیند. یکی از یارانش که مأمور دعوت آنان شده بود، گفت: «یا مولای، لو عزلت لهؤلاء مائده؟!؛ ای مولای من، اگر برای اینان سفرهای جداگانه میگذاشتید؟!»
جایگاه شما بهعنوان امام مسلمانان و ولیعهد، و جایگاه همنشینان بلندمرتبهٔ شما، با نشستن بر یک سفره با اینان سازگار نیست. اگر برای اینان سفرهٔ خاصی میگذاشتید بهتر نبود؟!
امام (ع) فرمود: «مَهْ، إِنَّ الرَّبَّ تَبَارَکَ وَتَعَالَى وَاحِدٌ، وَالْأُمَّ وَاحِدَهٌ، وَالْأَبَ وَاحِدٌ، وَالْجَزَاءَ بِالْأَعْمَالِ؛ بس کن! پروردگار تبارک و تعالی یکی است، مادر یکی است، پدر یکی است و پاداش به اعمال است.» نه به جایگاه، نسب، فراوانی مال یا پیروان. و خداوند میفرماید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»؛ همانا گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست.
این رفتار تنها به این رویداد محدود نشد؛ بلکه سیرهٔ دائمی امام رضا (ع) در برخورد با همهٔ مردم، فارغ از مقام یا نسبشان، تواضع و احترام به کرامت آنان بود.
تواضع با دیگران
مورد دوم: یکبار امام (ع) نیاز به رفتن به حمام داشت. ایشان مانند همهٔ مردم عادی به یک حمام عمومی رفت. صاحب حمام عمومی انتظار نداشت شخصی به مقام امام (ع) به چنین جایی بیاید؛ زیرا صاحبان مناصب معمولاً حمام خصوصی در خانه داشتند و به حمامهای عمومی نمیرفتند. ازاینرو صاحب حمام به لزوم رعایت حریم خصوصی امام (ع) توجه نکرد.
در حالی که امام رضا (ع) در حمام بود، یکی از سربازان خلیفهٔ عباسی مأمون وارد شد. چون امام را نمیشناخت، جای او را گرفت و حتی از او خواست که بر سرش آب بریزد. امام (ع) خود را معرفی نکرد و بیدرنگ درخواست او را اجابت نمود. در این هنگام مردی که امام را میشناخت وارد حمام شد و با فریاد به سرباز گفت: «لقد هلکت، أتستخدم ابن بنت رسول الله (ص)؟!؛ هلاک شدی! آیا از پسر دختر رسول خدا (ص) کار میکشی؟!»
سرباز هراسان شد، بر پای امام (ع) افتاد، بوسید و با تضرع گفت: «یا بن رسول الله! هلّا عصیتنی إذ أمرتک؟؛ ای پسر رسول خدا! چرا وقتی به تو فرمان دادم نافرمانی نکردی؟» امام (ع) فرمود: «هوّن علیک، إنّها لمثوبه، وما أردت أن أعصیک فیما أثاب علیه؛ آرام باش. این کار پاداش دارد و من نخواستم در چیزی که پاداش دارد از تو نافرمانی کنم.»
عطایی بدون منت
مورد سوم: یکی از یاران امام به نام یسع بن حمزه نقل میکند: در مجلس ابوالحسن الرضا (ع) بودم و مردم بسیاری گرد او آمده بودند و از او دربارهٔ مسائل دینیشان میپرسیدند. ناگاه مردی وارد شد، سلام کرد و گفت: هزینهام را از دست دادهام و چیزی ندارم که با آن به مرحلهای برسم. اگر صلاح میدانید مرا به دیارم برسانید. برای خدا بر من نعمتی است و چون به دیارم برسم، آنچه را که از شما به من میرسد صدقه خواهم داد؛ زیرا من محل صدقه نیستم.
امام فرمود: « بنشین، خدا رحمتت کند» و رو به مردم کرد و با آنان سخن گفت تا پراکنده شدند. سپس به اتاق خود رفت و کیسهای آورد که مبلغی بیش از نیاز آن مرد در آن بود و از پشت در به او داد و فرمود: «استعن بها فی مؤونتک ونفقتک، وتبرّک بها، ولا تتصدّق بها عنّی، واخرج فلا أراک ولا ترانی؛ با این در مخارج و هزینهات یاری بگیر و از آن برکت بجوی و آن را از جانب من صدقه نده. بیرون برو که نه من تو را ببینم و نه تو مرا.»
یکی از یاران امام رضا (ع) که آنجا نشسته بود تعجب کرد و گفت: فدایت شوم، بسیار بخشیدی و مهربانی کردی، پس چرا صورتت را از او پوشاندی؟ امام فرمود: «مخافه أن أرى ذلّ السؤال فی وجهه لقضائی حاجته؛ از بیم آنکه خواری درخواست را در چهرهاش ببینم، به خاطر برآوردن حاجتش.»
بهترین زندگی
مورد آخر: مردی از یارانش نزد امام آمد. امام (ع) از او پرسید: «من أحسن الناس معاشاً؟؛ بهترین مردم از نظر زندگی کیست؟ مرد گفت: ای آقای من، شما از من داناترید. امام فرمود: «مَنْ حَسُنَ معاشُ غیرِهِ فی معاشه؛ کسی که زندگی دیگران در زندگیاش نیکو باشد.» سپس پرسید: «من أسوأ الناس معاشاً؟»
بدترین مردم از نظر زندگی کیست؟ فرمود: «مَنْ لَمْ یَعِشْ غَیْرُهُ فی مَعَاشِهِ؛ کسی که دیگران در زندگیاش زندگی نکنند.
پس در منطق امام رضا (ع)، بهترین مردم از نظر زندگی کسی است که اثری نیک در زندگی بر جای میگذارد؛ بهگونهای که در نبودش احساس کمبود شود و هنگام رحلتش بر او بگریند. و بدترین مردم کسی است که چون عابری در زندگی میگذرد، نه اثری میگذارد و نه یادی؛ تا آنجا که مرگش مانند زندگیاش و غیابش مانند حضورش باشد؛ نه کمبودش احساس شود و نه به او اعتنایی گردد. و این همان چیزی است که امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «خالطوا الناس مخالطهً إن متّم معها بکوا علیکم، وإن عشتم حنّوا إلیکم، کونوا فی الناس کالنحله فی الطیر؛ با مردم چنان آمیزش کنید که اگر مردید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید به شما مشتاق باشند. در میان مردم چون زنبور عسل در میان پرندگان باشید.»
اقتدا به سیرهٔ امام رضا (ع)
عزیزان، ما بیش از هر زمان نیازمند آنیم که این رفتار انسانی را در زندگیمان مجسم کنیم؛ رفتاری که بیان حقیقی ارزشهای دینی است که آمدهاند تا انسانیت را در ما تقویت کنند. انسان نمیتواند مؤمن باشد و متواضع نباشد؛ کسی که همهٔ مردم در انسانیت نزد او برابرند و کرامت دارند و جز به میزان نزدیکی به خدا و اطاعت از او برتری نمییابند؛ و کسی که خیر خود را بر دیگران سرازیر میکند. با این کار محبت و ولایتمان را به این امام ابراز میکنیم.
برادران و خواهران ما عادت کردهایم که یاد اهلبیت (ع) را با برگزاری جشنها و مهمانیها، زیارت، برپایی مولودی در شادیها و سوگواری در غمها زنده نگه داریم. این کارها بیاشکال است، اما کافی نیست. باید بکوشیم سخنان، مواضع، سیره و علم آنان را به مردم برسانیم. و این همان چیزی است که امام رضا (ع) به آن فراخواند هنگامی که فرمود: «أحیوا أمرنا، رحم الله من أحیا أمرنا؛ امر ما را زنده کنید؛ خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده کند.» پرسیدند: چگونه امر شما را زنده کنیم؟ فرمود:
«أن تتعلّموا علومنا وتعلّموها الناس، فإنّ الناس لو علموا محاسن کلامنا لاتّبعونا؛ علوم ما را بیاموزید و به مردم بیاموزید؛ زیرا اگر مردم زیباییهای سخن ما را بدانند، از ما پیروی خواهند کرد.»
پس در این یادبود به سوی او روی میآوریم و از اعماق دلهایمان با او پیمان میبندیم که در این زندگی بر صورت و مثال او باشیم و صدای تعالیم او و آنچه به آن فراخوانده باشیم؛ تعالیمی که تعالیم اسلام است در هر جایی که باشیم. بدینسان شایستهٔ انتساب و ولایتمان به او خواهیم بود. و از خداوند عزّوجلّ از اعماق دلهایمان میخواهیم که در دنیا زیارتش و در آخرت شفاعتش نصیبمان گردد؛ و آن همان رستگاری بزرگ است.
خطبهٔ دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه امام رضا (ع) به شاگردش سید عبدالعظیم حسنی (که در تهران زیارت میشود و به شاه عبدالعظیم معروف است و امام او را برای ابلاغ پیامهایش میفرستاد) سفارش کرد، سفارش میکنم: «أبلغ عنّی أولیائی السلام، وقل لهم أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً، ومرهم بالصدق فی الحدیث، وأداء الأمانه، وأمرهم بالسکوت، وترک الجدال فی ما لا یعنیهم، وإقبال بعضهم على بعض والمزاوره، فإنّ ذلک قربهً إلیّ، ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً، فإنّی آلیت على نفسی أنّه من فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی، دعوت الله لیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب، وعرّفهم أنّ الله قد غفر لمحسنهم، وتجاوز عن مسیئهم، إلّا من أشرک به، أو آذى ولیّاً من أولیائی، أو أضمر له سوءاً، فإنّ الله لا یغفر له حتى یرجع عنه؛ از جانب من به اولیای من سلام برسان و به آنان بگو که برای شیطان بر خودشان راهی نگشایند. آنان را به راستگویی در سخن و ادای امانت فرمان ده. آنان را به سکوت و ترک جدال در آنچه به آنان مربوط نیست امر کن. و به رویآوردن به یکدیگر و دید و بازدید؛ زیرا این کار موجب نزدیکی به من است. و خود را به پاره کردن یکدیگر مشغول نسازند؛ زیرا من بر خود سوگند خوردهام که هر کس چنین کند و یکی از اولیای مرا به خشم آورد، از خدا بخواهم که در دنیا سختترین عذاب را بر او نازل کند. و به آنان بفهمان که خداوند نیکوکارشان را آمرزیده و از بدکارشان درگذشته است، مگر کسی که به او شرک ورزد یا یکی از اولیای مرا بیازارد یا در دل نسبت به او بدی کند؛ که خداوند او را نمیآمرزد تا از آن بازگردد.»
امام رضا (ع) خواست تصویر حقیقی وابستگان به اهلبیت (ع) را نشان دهد. پس آن را نیک بیندیشیم و به آن عمل کنیم تا ما را آگاهتر، مسئولیتپذیرتر و تواناتر در رویارویی با چالشها سازد.
تجاوز مستمر
آغاز سخن از چیزی است که همچنان از آن رنج میبریم؛ یعنی تجاوزهای مستمر اسرائیل به این کشور. دشمن همچنان عملیات ترور را ادامه میدهد و خانهها و اتاقهای پیشساختهای را که اهالی مناطق مرزی بهعنوان جایگزین موقت خانههای ویرانشدهشان در این روستاها به کار میبرند، هدف قرار میدهد. همچنین در حملاتی که اخیراً اطراف نبطیه را دربر گرفت، با پیامدها و وحشتی که به دلیل نوع بمبهای بهکاررفته ایجاد کرد. دشمن در این کار همچنان از موضع آزادی کامل حرکت میکند، بدون هیچ بازدارندهای، و از سکوت مطلق کمیتهٔ مأمور اجرای تصمیم آتشبس و کشورهای ضامن آن در برابر همهٔ جنایات و تجاوزهایش بهره میبرد؛ در حالی که دولت لبنان و مقاومت پشت سر آن به همهٔ بندهای تصمیم آتشبس پایبند بودهاند و حتی هر کس را که در پی نقض آن بوده، پیگیری کردهاند.
در برابر آنچه میگذرد، بار دیگر از دولت لبنان میخواهیم که نقش دیپلماتیک خود را فعال سازد و صدای خود را در مجامع بینالمللی بلند کند؛ در حالی که به آنچه فرمانده نیروهای یونیفیل در لبنان گفته استناد میکند که اسرائیل همان کسی است که اجرای قطعنامهٔ ۱۷۰۱ و توافق آتشبس را مختل میکند و ارتش لبنان را از انجام آنچه از او خواسته شده بازمیدارد، تا این تجاوزها به امری عادی و روزمره تبدیل نشود، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است.
اهمیت وحدت موضع
همزمان بار دیگر بر موضع یکپارچهٔ لبنانی در برابر این تجاوزها و ادامهٔ اشغال سرزمینهای لبنانی توسط دشمن تأکید میکنیم؛ چیزی که به حاکمیت لبنان لطمه میزند. باید هدفگیری به سوی این دشمن باشد، نه آنگونه که برخی جریانها انتقادهای خود را به سمت مواضع قدرتی که دشمن از آن میترسد و برایش حساب باز میکند، هدایت میکنند. نمیتوان با این دشمن با همهٔ توانمندیهایش و پوشش سیاسیای که دریافت میکند، از راه ضعف و تفرقهای که در سخنان و مواضع شاهدیم، یا از طریق برخی رسانهها، مقابله کرد.
از اینرو بار دیگر به نیروهای سیاسی عرض میکنیم که حق هر گروهی است که نظر و موضع سیاسی خود را دربارهٔ آنچه در کشور میگذرد و نحوهٔ برخورد با چالشها داشته باشد. ما هیچ مشکلی در وجود این تنوع که امری طبیعی است و در این کشور سابقه دارد، نمیبینیم. اما این نباید با گفتمان تنشزا و تنشآفرینی همراه باشد که تفرقهٔ صحنهٔ داخلی را میافزاید، نگرانیها و بیمها را میان لبنانیها برمیانگیزد و شکاف میان آنان را بیشتر میکند؛ شکافی که گاه بر اساس عمل یا واکنش پدید میآید. همیشه تأکید میکنیم که گفتمان تحریکآمیز با گفتمان تحریکآمیز پاسخ داده میشود و سخن تند با سخن تند بازمیگردد. ما میخواهیم زبان گفتوگوی عینی و آرام و زبان عقل همواره بر هر موضع اختلاف حاکم باشد؛ زبانی که نتایج و راهحلها را به بار میآورد.
در این زمینه بار دیگر بر رسانهها تأکید میکنیم که در این مرحله مراقب باشند نقششان آتشنشانی و عینی باشد و هر آنچه وحدت داخلی را تقویت میکند، گسترش دهند و منبر خود را در اختیار کسانی که میخواهند فتنه یا حساسیتهای طائفی، مذهبی یا سیاسی برانگیزند و نمیخواهند این کشور به ثبات و همدلی میان اجزایش برسد، نگذارند.
انتخابات و سررسیدهای پیشروها
میرسیم به انتخابات شهرداریها. نقش دولت و بهویژه وزارت کشور را در برگزاری موفقیتآمیز آن با آزادی کامل و دور از هرگونه دخالت میستاییم؛ امری که انگیزهای مثبت برای تکمیل دورههای بعدی و پیشروهای آینده خواهد بود و اعتبار نقش و حضور دولت را که میخواهیم تقویت شود، بازمیگرداند. در عین حال برای لبنانیها آرزو میکنیم که از همهٔ آنچه از این پیشرو ناشی شده از تفرقهها بگذرند و با روحیهٔ ورزشی و ملی برای مرحلهٔ بعدی انتخابات آماده شوند؛ مرحلهای که بیان آن در صندوقهای رأی باشد، نه تحریکهایی که بر زمین اجرا میشود.
غزه: میان محاصره و پایداری
به غزه میرسیم که دشمن همچنان در آن کشتار و محاصرهٔ کامل را ادامه میدهد؛ در چارچوب جنگ نسلکشی که این باریکه شاهد آن است و در چارچوب تلاش مستمر برای کوچاندن مردم فلسطین از سرزمینشان و سلب حق تصمیمگیریشان که اکنون در پی آن هستند. متأسفانه این امر دیگر وجدان جهان و کسانی را که از حقوق بشر دم میزنند، به لرزه درنمیآورد؛ در حالی که این مردم با مقاومت، صبر و پایداریشان بر مقابله با دشمن اصرار دارند و اجازه نمیدهند اهدافش را محقق کند. این امر ما را فرامیخواند که در کنار این مردم بایستیم و به هر شکل ممکن از آنان پشتیبانی کنیم.
در اینجا باید از موضع مردم یمن و مقاومت آنان قدردانی کنیم که با وجود همهٔ فداکاریهایی که تحمل کردهاند و همچنان میکنند، بر ایستادن در کنار مردم فلسطین اصرار دارند و بدینسان الگویی در این زمینه ارائه دادهاند که میخواهیم سرمشق قرار گیرد.
تبریک به پاپ جدید
سرانجام به مسیحیان کاتولیک بهخاطر انتخاب پاپ بهعنوان رئیس کلیسایشان تبریک میگوییم و امیدواریم که پیام حضرت مسیح (ع) را که به محبت و ایستادگی در برابر ظلم فرامیخواند، حمل کند؛ ظلمی که ثبات جهان را در عرصه امنیت و اقتصاد و نیز مظلومان، فقیران، رنجدیدگان و حاشیه راندهشدگان را تهدید میکند.


