
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱۴ آذر ۱۴۰۴ برابر با ۵ دسامبر 2025م و ۱۴ جمادی الثانی ۱۴۴۷
توکل بر خدا در رویارویی با ترسها و چالشها
خطبه اول
خداوند سبحان و متعال در کتاب عزیز خود میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ الله وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آَیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ» صدق الله العظیم.
ترس حالتی غریزی و فطری در انسان است. طبیعی است که انسان از کسی که امنیت، زندگی یا آرامش او یا بستگانش را تهدید میکند، بترسد. اما خداوند سبحان و متعال نخواسته است که بندگانش در برابر ترسهای خود تسلیم شوند و از آثار و پیامدهای آن رنج ببرند و موضعگیریهایشان را بر اساس آن بنا کنند. از این رو، هنگامی که هرگونه ترسی برای آنان پیش میآید، از آنان میخواهد که به او پناه ببرند و در همه این امور بر او توکل کنند و او را بهترین پشتیبان و یاور بدانند و به او اعتماد داشته باشند؛ زیرا او عزیزی شکستناپذیر و زندهای است که هرگز نمیمیرد. خداوند به این مطلب اشاره کرده و فرموده است: «وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ» و نیز فرموده است: «وَتَوَکَّلْ عَلَى الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ».
توکل، جلوهای از ایمان
خداوند توکل را جلوهای از ایمان و تجسم آن دانسته است؛ چنانکه آیه شریفه که تلاوت کردیم به آن اشاره دارد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ الله وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آَیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ».
توکل بر خداوند سبحان و متعال، فقط کلمهای نیست که بر زبان جاری شود؛ بلکه رفتاری است که از ایمان و یقین راسخ انسان سرچشمه میگیرد. این که خداوند تنها کسی است که امر و تدبیر به دست اوست. انسان در این حالت، جز او را روزیدهنده، یاریکننده، یاور، تأییدکننده، طبیب، بخشنده و بازدارنده نمیبیند و او را مسلط بر همه امور میداند و باور دارد که هیچکس، حتی اگر از پیامبران و اولیا باشد، جز به اراده او، برای خود نه سودی دارد و نه زیانی.
از این رو، در حدیث آمده است که توکل از قدرت یقین است. رسول خدا (ص) هنگامی که از حدّ توکل پرسیده شد، فرمود: « العلم بأنَّ المخلوق لا یضرّ ولا ینفع، ولا یعطی ولا یمنع، واستعمال الیأس من الخلق، فإذا کان العبد کذلک، لم یعمل لأحد سوى الله، ولم یرج ولم یخف سوى الله، ولم یطمع فی أحد سوى الله، فهذا هو التّوکّل ؛ علم به اینکه مخلوق نه ضرر میرساند و نه سود میبخشد، نه عطا میکند و نه منع میکند، و مأیوس شدن از خلق است. پس هرگاه بنده چنین باشد، برای هیچکس جز خدا کار نمیکند، به هیچکس جز خدا امید نمیبندد و از هیچکس جز خدا نمیترسد و به هیچکس جز خدا طمع نمیورزد؛ این است توکل.»
وعده خداوند به توکلکنندگان
خداوند سبحان و متعال به کسانی که بر او توکل میکنند و به او کاملترین اعتماد را دارند، وعده داده است که آنان در حمایت او خواهند بود و او آنان را کفایت خواهد کرد و هرگز آنان را به هیچکس جز خود وا نخواهد گذاشت. چنانکه فرموده است: «وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا». و در حدیث آمده است: «من توکّل على الله، ذلّت له الصّعاب، وتسهّلت علیه الأسباب ؛ هر کس بر خدا توکل کند، دشواریها برای او رام میشود و اسباب برای او آسان میگردد.» و نیز در حدیث دیگر آمده است: «لو أنّکم تتوکّلون على الله حقّ توکّله، لرزقکم کما یرزق الطّیر تغدو خماصًا وتروح بطانًا ؛ اگر شما آنگونه که باید بر خدا توکل کنید، او شما را روزی میدهد همانگونه که پرندگان را روزی میدهد؛ صبحگاهان با شکم خالی بیرون میروند و شامگاهان با شکم پر بازمیگردند.»
نمونههایی از توکل
و برای این که این حقیقت را در دل مؤمنان استوار سازد، خداوند سبحان و متعال به آنچه توکل بر او در سرگذشت پیامبر موسی (ع) نتیجه داد، اشاره کرده است. در تاریخ آمده است که هنگامی که فرعون و سپاهیانش او را تعقیب کردند و نزدیک بود که به او و بنیاسرائیل برسند، قومش از ترس جبروت او و آنچه ممکن بود بر سرشان بیاید، گفتند: «إِنَّا لَمُدْرَکُونَ» اما پیامبر موسی (ع) با زبان کسی که به پروردگارش اطمینان دارد، به آنان گفت: «کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ». پس دریا برای او شکافته شد و خداوند او و همراهانش را نجات داد و فرعون و سپاهیانش را در دریا غرق کرد.
خداوند سبحانه و تعالی در سخن درباره پیامبر یونس (ع) نیز به این مطلب اشاره کرده است. هنگامی که ماهی او را بلعید، ناامید نشد، بلکه با دعا به او پناه برد و گفت: «لَّا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ». پس خداوند عزّوجلّ دعای او را اجابت کرد و او را از اندوه نجات داد؛ در نشانهای بر اینکه هر کس بر خدا توکل کند و به او پناه ببرد، او را ضایع نمیکند.
خداوند سبحان به این موضوع در سخن درباره رسول خدا (ص) نیز اشاره کرده است. در سیره آمده است هنگامی که آن حضرت از مکه به مدینه هجرت کرد، مشرکان او را تعقیب کردند و به دهانه غار ثور رسیدند که او در آن بود. کسی که همراهش در غار بود، از اینکه مشرکان به آنان برسند، ترسید. رسول خدا (ص) که به پروردگارش اطمینان داشت، چنانکه قرآن کریم اشاره کرده، به او گفت: «إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کَلِمَهَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلَىٰ وَکَلِمَهُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیَا وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ».
همین امر برای اصحاب رسول خدا (ص) نیز رخ داد. آنان پس از نبرد احد، هنگامی که خبر یافتند که قریش با سپاه انبوه خود پس از شکست آنان در احد، با سوءاستفاده از شمار شهیدان و مجروحان، میخواهد موجودیتشان را از مدینه ریشهکن کند، سست و ناتوان نشدند؛ بلکه چنانکه قرآن کریم اشاره کرده، گفتند: «الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ * فَانقَلَبُوا بِنِعْمَهٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ».
اول کار و سپس توکل
اما از سخن درباره توکل نباید چنین فهمیده شود که توکل جایگزین تلاش و کار و انجام مسئولیتهایی است که انسان باید انجام دهد؛ چنانکه برخی گمان میکنند با توکل بر خدا یا دعا به درگاه او، آنچه میخواهند به دست میآورند. بلکه توکل پس از آن است که انسان اسباب و ابزارهایی را که در توان دارد، بهکار گیرد و نقش خود را در رسیدن به اهدافش ایفا کند.
شما داستان آن مرد را میدانید که وارد مسجد شد و شترش را نبست، با این گمان که با توکل بر خدا، شتر فرار نمیکند. وقتی از مسجد بیرون آمد، شتر را نیافت. نزد رسول خدا (ص) آمد و با اعتراض گفت: ای رسول خدا، چگونه ما را به توکل فرامیخوانید و میگویید که خداوند با توکل ما، دغدغههای دنیا را از ما کفایت میکند، در حالی که این امر درباره شتر من رخ نداد؟ رسول خدا (ص) به او فرمود: «اِعقلها وتوکَّل» یعنی آنچه بر عهده توست انجام بده؛ باید آن را ببندی تا فرار نکند، و سپس آنچه را که در توان تو نیست به خدا واگذار کن؛ آنگاه خداوند کار را برای تو کفایت خواهد کرد.
از این رو گفته میشود که توکلکنندگان همان کشاورزاناند؛ کسانی که زمین را شخم میزنند، بذر میکارند و آن را آبیاری میکنند، سپس در برابر ترسی که از آینده ممکن است کشتشان را تهدید کند و زحمتشان را بر باد دهد، با دلهایشان به سوی خدا روی میآورند و توکل بر او را اعلام میکنند.
پناه بردن به خدا
بنابراین، عزیزان، ما در برابر چالشهایی که با آن روبهرو هستیم و شرایط دشواری که ما را در خود گرفته است، موظفیم که هر آنچه در توان داریم انجام دهیم، اسباب را بهکار گیریم و سپس به سوی خداوند سبحان و متعال روی آوریم و از او بخواهیم که ما را از سختی به آسانی، از بلا به عافیت و از شدت به فراخی منتقل کند. هنگامی که خداوند صداقت توکل ما را بر او بیابد، ما را رها نخواهد کرد و به وعدهاش عمل خواهد کرد؛ یاریکننده، تأییدکننده، عزتبخش، یاور، گشاینده و برانگیزنده آرامش و امید در ما خواهد بود.
و دعای ما در این باره چنین است: «اللَّهمَّ! من أمسى وأصبح وله ثقه أو رجاء غیرک، فإنّی أصبحت وأمسیت وأنت ثقتی ورجائی فی الأمور کلّها؛ فاقضِ لی بخیرِها عاقبه، ونجّنی من مضلَّات الفتن، برحمتک یا أرحم الرّاحمین».
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه خداوند عزّوجلّ به ما اشاره کرده، سفارش میکنم؛ آنجا که فرموده است: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ * إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیَانِ عَنِ الْیَمِینِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ * مَّا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ * وَجَاءَتْ سَکْرَهُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَٰلِکَ مَا کُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ * وَنُفِخَ فِی الصُّورِ ذَٰلِکَ یَوْمُ الْوَعِیدِ * وَجَاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِیدٌ * لَّقَدْ کُنتَ فِی غَفْلَهٍ مِّنْ هَٰذَا فَکَشَفْنَا عَنکَ غِطَاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ * وَقَالَ قَرِینُهُ هَٰذَا مَا لَدَیَّ عَتِیدٌ».
عزیزان، این دعوتی از سوی خداوند است که بدانیم ما در برابر او صفحهای گشودهایم و دو فرشته نزد ما نهاده شدهاند تا ما را زیر نظر بگیرند و هر آنچه از ما صادر میشود را دریافت کنند و نزد پروردگار جهانیان بسپارند. پس از آن، حسابرسی در پیش است که باید برای آن آمادگی داشته باشیم تا به سبب اهتمام به رضایت و طاعت او، در برابر پروردگارمان با سر برافراشته بایستیم و توانایی بیشتری برای رویارویی با چالشها پیدا کنیم.
افزایش فشار بر لبنان
سخن را از تجاوز مستمر بر لبنان آغاز میکنیم که اگر در روزهای گذشته اندکی فروکش کرده بود، به دلیل فراهم آوردن فضا برای سفر پاپ به لبنان بود؛ اما بهمحض ترک خاک لبنان توسط هواپیمای پاپ، دوباره تجاوز خود را تشدید کرد؛ با پروازهای فشرده پهپادهایش که تا بیروت و حومه جنوبی آن رسید، و با تجاوزهای روزانه به روستاهای نوار مرزی و بازگشت هشدارها به بسیاری از روستاهای جنوبی و حملاتی که دیروز شاهد آن بودیم و منجر به هراس اهالی و تخریب شماری از منازل مسکونی شد؛ و این همه با سیلی از تهدیدهای رهبران سیاسی و امنیتی دشمن همراه است که از عملیات نظامی قریبالوقوع علیه لبنان سخن میگویند و اکنون روشن شده است که هدف از این اقدامات، افزایش فشار بر دولت لبنان و مردم لبنان برای پذیرش تحمیلات اوست.
هشدار نسبت به عادیسازی روابط با دشمن
در همین زمان، تصمیم دولت لبنان برای ارتقای سطح نمایندگی در کمیته مسئول آتشبس مطرح شده است؛ تصمیمی که هدف از آن، گرفتن بهانههای تجاوز و متوقف کردن موج تشدید حملات است که به منبع نگرانی لبنانیها تبدیل شده است. دولت کوشیده است مذاکرات را در چارچوبی که خود تعیین کرده نگه دارد: یعنی توقف تجاوز، عقبنشینی دشمن از سرزمینهای اشغالی، بازگرداندن اسیران و بازسازی ویرانیها. اما ما بر این باور نیستیم که ارتقای سطح مذاکره، دشمن را از تجاوز مستمرش بازمیدارد؛ تجاوزی که پس از نشست کمیته مسئول آتشبس با تشدید دیروز خود را نشان داد و در اظهارات مقامات اسرائیلی پس از نشست مذاکره به روشنی آشکار شد. دشمن میخواهد از آنچه دولت لبنان میخواهد فراتر برود و از این رهگذر به همکاری و عادیسازی در حوزه اقتصادی دست یابد و منطقه حائلی را تحمیل کند که تحت عنوان امنیتی و اقتصادی، آزادی حرکت در داخل لبنان را برای خود محفوظ نگه دارد و هرگاه تهدیدی احساس کند، وارد عمل شود؛ و در این کار از اختلال توازن قوا و پوششی که برایش فراهم شده، بهره میبرد.
از این رو، بار دیگر تأکید میکنیم که دولت لبنان باید نسبت به همه این محذورات و خطرات هشیار باشد تا نقش لازم خود را در حفظ حاکمیت این کشور و صیانت از مرزهای آن ایفا کند و به ذرهای از خاک آن دستدرازی نشود؛ و از همه تجربیات مذاکره در گذشته و حال با این دشمن بهره بگیرد که او به وعدهها و پیمانهایش پایبند نیست و بهسرعت از آنها سر باز میزند تا شرایط تازهای مطالبه کند؛ بهویژه در این مرحله که میخواهد بگیرد و چیزی ندهد.
ما همچنان روی آگاهان وطن و کسانی که نسبت به آن حساساند، حساب میکنیم تا از لغزش به آنچه دشمن میخواهد و به دنبال آن است، جلوگیری شود و او از مذاکرات چیزی به دست نیاورد که در جنگ نتوانسته است به دست آورد.
در همین حال، بار دیگر برای لبنانیها تأکید میکنیم که در این مرحله بر همبستگی بیشتر بیفزایند، عرصه داخلی خود را مصون سازند و نگذارند دشمن با پخش شایعات یا افتراهایی که برای ایجاد فتنه داخلی میپراکند، در میانشان رخنه کند. لبنانیها باید نسبت به نقشههای این دشمن که نه یک طایفه یا مذهب، بلکه کل وطن را هدف گرفته و حتی فراتر از آن، کل منطقه را نشانه رفته است، آگاهتر باشند.
پایداری غزه
باز به غزه بازمیگردیم که دشمن همچنان تجاوز خود را بر آن ادامه میدهد و توافق آتشبس را زیر پا میگذارد؛ با هدف قرار دادن غیرنظامیان، کودکان و خبرنگاران و ایجاد موانع بر سر راه کمکها تا پروژه کوچاندن اهالی آن را آسانتر کند؛ در حالی که عملیات بازداشت و ترور فعالان را در کرانه باختری نیز ادامه میدهد.
ما در حالی که به ملت فلسطین که با وجود همه آنچه بر او میرود، بر صبر و پایداری اصرار دارد، درود میفرستیم، بار دیگر از کشورهای عربی و اسلامی میخواهیم از این ملت حمایت کنند، در کنارش بایستند و نگذارند تنها بماند؛ و از کشورهای حامی میخواهیم به مسئولیت خود عمل کنند و بر دشمن صهیونیستی فشار آورند تا به تعهداتش پایبند بماند.
سفر پاپ: فرصتی برای وحدت
سرانجام، بر سفر پاپ واتیکان درنگ میکنیم که همه لبنانیها با همه طوایف، مذاهب و مواضع سیاسیشان بر آن متحد شدند. ما امیدواریم که این سفر آثار خود را بر لبنانیها بگذارد و به تقویت وحدت داخلی، زبان گفتوگو میان ادیان آسمانی، همگرایی بر سر ارزشهای معنوی، انسانی و اخلاقی، و تلاش برای صلحی که بر پایه عدالت، بازگرداندن حقوق و برداشتن بار اشغال استوار باشد، یاری رساند.


