
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل الله
۱۱ مهر ۱۴۰۴ برابر با ۰۳ اکتوبر 2025م و ۱۰ ربیع الثانی ۱۴۴۷
درسهایی از سیرهٔ امام عسکری (ع)
خطبهٔ اول
خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود میفرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ» صدق الله العظیم.
تواضع و هیبت امام عسکری (ع)
هشتم ربیعالثانی، سالروز میلاد مبارک امام یازدهم از ائمهٔ اهلبیت (ع)، امام حسن عسکری (ع) بود.
امامی که همچون همهٔ ائمهٔ اهلبیت (ع) به علم، حلم، زهد، تواضع، کثرت عبادت، بخشش و عطا و حسنخلق ممتاز بود،. او چنان جایگاهی در دل مردم یافت که دلهای دوستدارانش و حتی دشمنانش را به سوی خود کشاند. این حقیقت را احمد بن عبیدالله بن خاقان وزیر عباسی چنین بیان کرده است: «نه دوستی و نه دشمنی را ندیدم مگر آنکه ستایش او را نیکو میگفت.»
همین ویژگی سبب شد خلفای عباسی که در عصر او به حکومت رسیدند، از او بیمناک باشند؛ زیرا او را رقیب و پردهبردار عیوب و نقایص و ستم و انحراف خود میدیدند. آنچه بر بیم آنان میافزود، روایات فراوانی بود که از رسول خدا (ص) و اهلبیت (ع) رسیده بود مبنی بر اینکه امام مهدی (عج) که زمین را از قسط و عدل پر میکند، از فرزندان اوست.
از اینرو امام عسکری (ع) در دورهٔ کوتاه امامتش که بیش از شش سال به درازا نکشید، زندان و محاصره و تنگنا را تحمل کرد تا از ارتباط با مردم و تأثیرگذاری بر آنان بازداشته شود. اما همهٔ این فشارها، با همهٔ سختیشان، او را از ایفای نقش رسالتیاش در تبیین حقیقت آنچه رسول خدا (ص) آورده بود و مقابله با پدیدههایی که در روزگارش پدیدار شده و علامتهای سؤال بر اسلام مینهادند و میکوشیدند از اندیشه و عقیده و شریعتش بکاهند، بازنداشت.
امروز با گرامیداشت این سالروز مبارک، در حدی که مجال اجازه میدهد، بر برخی از رهنمودهای او درنگ میکنیم.
وظیفه نصیحت
از آن حضرت روایت شده است: «مَن وَعَظَ أَخاهُ سِرًّا فَقَد زَانَهُ، وَمَن وَعَظَهُ عَلَانِیَهً فَقَد شَانَهُ؛ هر کس برادرش را پنهانی اندرز دهد، او را آراسته است؛ و هر کس آشکارا اندرزش دهد، او را زشت کرده است».
امام با این سخن میخواست مؤمنان را به وظیفهای که نسبت به یکدیگر دارند، یعنی وظیفه نصیحت، توجه دهد؛ وظیفهای که حتی اگر از آنان خواسته نشود باید به آن مبادرت کنند. مؤمن موظف است برادر مؤمنش را نصیحت کند؛ عیوب و نقایصش را به او بنمایاند و او را به آنچه به صلاح و خیر اوست راهنمایی کند. در حدیث آمده است: «یَجِبُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ النَّصِیحَهُ لَهُ فِی الْمَشْهَدِ وَالْمَغِیبِ؛ بر مؤمن واجب است که در حضور و غیاب، برادر مؤمنش را نصیحت کند». و نیز آمده است: «الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ؛ عَیْنُهُ وَدَلِیلُهُ وَمِرْآتُهُ؛ مؤمن برادر مؤمن است؛ چشم او و راهنمای او و آینهٔ اوست». امام در این حدیث خواسته که نصیحت به شیوهای باشد که طرف بپذیرد و به آن عمل کند؛ و پنهانی و دور از چشم و گوش مردم انجام شود. هر کس میخواهد خطای دیگری را به او نشان دهد یا مسیرش را اصلاح کند یا آنچه به مصلحت اوست روشن سازد، باید شخصاً و مستقیماً با او سخن بگوید؛ نه آنکه چنانکه در روزگار ما میبینیم، آن را در صفحات شبکههای اجتماعی یا از طریق رسانهها یا در جمع دوستان و خویشاوندان منتشر کند.
عزت نفس مؤمن
در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است: «مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَهٌ تُذِلُّهُ؛ چه زشت است برای مؤمن که خواهشی داشته باشد که او را خوار کند». امام با این سخن میخواست به مؤمن بفهماند که حق دارد برای تحقق خواستههایش بکوشد؛ خواه مال باشد یا مقام یا شهرت یا امنیت و آرامش. اما نباید به بهای خوار کردن نفس و تباه کردن کرامت خود نزد کسانی که گمان میکند تحقق خواستهاش به دست آنان است، به آن برسد. مؤمن نمیتواند عزت و کرامتش را حتی در برابر همهٔ مال دنیا یا بالاترین مقامها فدا کند. نفس مؤمن نزد او عزیز است و موهبتی از سوی خدای عزّوجلّ است که اجازه نداده آن را تباه کند یا از دست بدهد. خداوند فرموده است: «وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ».
و در حدیث آمده است: «إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کُلَّهَا وَلَمْ یُفَوِّضْ إِلَیْهِ أَنْ یَکُونَ ذَلِیلًا؛ خداوند همهٔ کارهای مؤمن را به خودش واگذار کرده، اما به او اجازه نداده که خوار باشد».
امتحان بلا
در حدیث سوم فرموده است: «مَا مِنْ بَلِیَّهٍ إِلَّا وَلِلَّهِ فِیهَا نِعْمَهٌ تُحِیطُ بِهَا؛ هیچ بلایی نیست مگر آنکه خداوند در آن نعمتی نهاده که آن را فراگرفته است». امام با این سخن اشاره کرده که انسان مؤمن نباید در رنج و سختی ناشی از بلا غرق شود، بلکه همیشه به فایدهها و جنبههای مثبتی که از آن بنگرد تا بلا او را از حرکت بازندارد؛ خواه بیماری باشد یا از دست دادن عزیزی یا از دست دادن مال یا مقام یا هر فرصتی از فرصتهای زندگی. زیرا خداوند نعمتهایی را پیرامون آن نهاده که انسان باید آنها را غنیمت شمارد و به سویشان بشتابد.
هنگامی که بلا بیماری باشد، نعمت بودن آن، چنانکه روایت شده، در این است که کفارهٔ گناهان اوست: «الْمَرِیضُ تَحَاتُّ خَطَایَاهُ کَمَا یَتَحَاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ؛ گناهان بیمار میریزد چنانکه برگ درخت میریزد». و با صبر بر آن به درجات بالا میرسد. خداوند فرموده است: «إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ». و نیز آمده است: «وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ * الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ * أُولَٰئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ».
بلا درگاهی برای رسیدن به بهشت است، هنگامی که انسان با چالشهای سخت روبهرو شود و در برابر آنها سقوط نکند. خداوند فرموده است: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّهَ وَلَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلِکُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ».
بلا همچنین میتواند مسیر انسان را اصلاح کند و او را وادارد تا در خطاهایی که مرتکب شده بازنگری کند. چه بسیار کسانی که تواناییها و امکاناتشان رشد کرد و به جایگاههای پیشرفتهای در زندگی رسیدند، هنگامی که از بلایی که به آنان رسید نیکو بهره بردند و زیانها و مصیبتهایشان را به فرصتی برای برخاستن و پیشرفت در درجات زندگی تبدیل کردند.
حسن سخن
حدیث چهارم: «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا؛ مُؤْمِنَهُمْ وَمُخَالِفَهُمْ؛ با مردم به نیکی سخن بگویید؛ چه مؤمنشان و چه مخالفشان». این دعوت امام به مؤمنان است که با مؤمنان دیگری که با آنان زندگی میکنند به نیکی سخن گویند تا پیوندهای میانشان استوارتر شود؛ و با کسانی که با آنان اختلاف دارند نیز به نیکی سخن گویند تا آنان را به سوی خود جلب کنند یا از دشمنیشان بکاهند و محبتشان را به دست آورند. این همان رفتاری است که امام با بدترین دشمنان خود داشت. روایت شده که هنگامی که امام را به زندان بردند، عباسیان از صالح بن وصیف ( زندانبان) خواستند بر امام سخت بگیرد و گشایشی برای او قائل نشود. صالح به آنان گفت: «با او چه کنم؟ بدترین کسانی را که توانستم بر او گماشتم، اما آنان به عبادت و نماز و روزه روی آوردند تا به مرتبهای بزرگ رسیدند.»
و در حدیثی دیگر از آن حضرت آمده است: «کَفَاکَ أَدَبًا لِنَفْسِکَ تَجَنُّبُکَ مَا تَکْرَهُ مِنْ غَیْرِکَ؛ برای ادب نفس خود همین بس که از آنچه از دیگران ناپسند میداری دوری کنی». تا به ادب برسی، باید هر آنچه را که از دیگران نمیپسندی یا در آنان نکوهش میکنی، ترک کنی. از لقمان حکیم پرسیدند: ادب را از چه کسی آموختی؟ پاسخ داد: از کسی که بیادب بود؛ هرگاه از او چیزی دیدم که خوشم نمیآمد، از انجام آن در زندگیام پرهیز کردم.
اقتدا به امام عسکری (ع)
عزیزان، اینها برخی از کلمات آن امام برای ماست که بیش از هر زمان به آنها نیازمندیم تا با آنها ایمانمان را استوار کنیم و حقیقت اخلاص و محبتمان را به این امام نشان دهیم؛ امامی که شایستگی انتساب به او و زنده نگاه داشتن امر او را نخواهیم داشت مگر با پیروی از رهنمودهای سیرهٔ او و گرفتن کلمات و ارزشهایی که ما را به آنها فراخوانده و ریشه در کلام خدا و کلام رسولش (ص) دارد.
خطبهٔ دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه امام عسکری (ع) ما را به آن سفارش کرده وصیت میکنم؛ آنجا که فرمود: «أُوصِیکُم بِتَقْوَى اللَّهِ، وَالْوَرَعِ فِی دِینِکُم، وَالِاجْتِهَادِ لِلَّهِ، وَصِدْقِ الْحَدِیثِ، وَأَدَاءِ الْأَمَانَهِ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَکُم مِنْ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ، وَطُولِ السُّجُودِ، وَحُسْنِ الْجِوَارِ، بِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ (ص). فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُم إِذَا وَرَعَ فِی دِینِهِ، وَصَدَقَ فِی حَدِیثِهِ، وَأَدَّى الْأَمَانَهَ، وَحَسَّنَ خُلُقَهُ مَعَ النَّاسِ، قِیلَ هَذَا شِیعِیٌّ، فَیَسُرُّنِی ذَلِکَ. اتَّقُوا اللَّهَ، وَکُونُوا زَیْنًا وَلَا تَکُونُوا شَیْنًا عَلَیْنَا… جُرُّوا إِلَیْنَا کُلَّ مَوَدَّهٍ، وَادْفَعُوا عَنَّا کُلَّ قَبِیحٍ، فَإِنَّهُ مَا قِیلَ فِینَا مِنْ حُسْنٍ فَنَحْنُ أَهْلُهُ، وَمَا قِیلَ فِینَا مِنْ سُوءٍ فَمَا نَحْنُ کَذَلِکَ. احْفَظُوا مَا وَصَّیْتُکُم بِهِ، وَأَسْتَوْدِعُکُمُ اللَّهَ، وَأَقْرَأُ عَلَیْکُمُ السَّلَامَ؛ شما را به تقوای خدا، ورع در دینتان، کوشش برای خدا، راستگویی، ادای امانت به هر کس که شما را امین شمرده، چه نیکوکار باشد و چه بدکار، طول سجود و حسن همسایگی سفارش میکنم. محمد (ص) با همین آمد. مردی از شما اگر در دینش ورع داشته باشد، در سخنش راستگو باشد، امانت را ادا کند و با مردم خوشخلق باشد، گفته میشود این شیعه است و این مرا شاد میکند. از خدا بترسید و زینت ما باشید نه ننگ ما… هر دوستی را به سوی ما بکشید و هر زشتی را از ما دور کنید. زیرا هر نیکی که دربارهٔ ما گفته شود ما اهل آنیم و هر بدی که دربارهٔ ما گفته شود ما چنان نیستیم. آنچه به شما سفارش کردم نگاه دارید. شما را به خدا میسپارم و بر شما سلام میفرستم».
ما بیش از هر زمان به این وصیت نیازمندیم تا به آن راه را یابیم و به راستی از شیعیان اهلبیت (ع) و دوستداران آنان باشیم و حضوری پررنگتر، آگاهی و مسئولیت بیشتر و توانایی بیشتر برای رویارویی با چالشها داشته باشیم.
طرحی برای خاتمه دادن قضیه فلسطین
سخن از طرحی آغاز میکنیم که رئیسجمهور آمریکا تحت عنوان پایان دادن به جنگ غزه ارائه کرد؛ طرحی که پس از نشست او با شماری از رؤسای عرب و مسلمان آمد و بعد از دیدار با نخستوزیر دشمن، بسیاری از بندهای آن را تغییر داد.
هر کس بندهای این طرح را بررسی کند درمییابد که برای برآوردن خواستههای امنیتی رژیم صهیونیستی آمده و میکوشد اهدافی را که در جنگ غزه به آنها نرسیده محقق کند. یعنی از طریق آن، فرصت بازگرداندن اسیران، پایان دادن به حضور حماس و مقاومت فلسطینی در غزه و خلع سلاح آن فراهم میشود؛ انزوایی را که این رژیم دچار آن شده و اخیراً با به رسمیت شناختن دولت فلسطین از سوی بیشتر کشورهای جهان آشکار شد، میگشاید؛ و اعتبار این رژیم را که با کشتارهای پیاپی و عملیات گرسنگیدادن که جهان نظیری برای آن ندیده لکه دار شده بود، احیا میکند. در حالی که برای مردم فلسطین چیزی جز توقف جنگ و اندکی نفس کشیدن و تأمین برخی نیازهای انسانی فراهم نمیکند؛ اما بدون آنکه تصمیم آزادانه بر سرزمین خود و حق تعیین سرنوشت خویش را داشته باشند، بلکه آنان را برای مدتی طولانی زیر قیمومیت بینالمللی قرار میدهد.
گزینهٔ دشوار
ما در برابر ووضعیتی که مردم فلسطین در آن به سر میبرند و میان تسلیم یا مرگ اگر طرح را نپذیرند مخیر شدهاند، همچنان بر آگاهی این مردم و علاقه آنان پس از همهٔ فداکاریهای بزرگ که تقدیم کردهاند، بر حفظ حقوق مشروعشان تکیه میکنیم. از اینرو همهٔ رهبران و گروههای فلسطینی را به موضعی واحد برای رویارویی با این چالش و ایستادن در برابر آنچه مردم فلسطین و مسئلهٔ آنان را تهدید میکند فرامیخوانیم؛ زیرا روشن شده که آنچه رخ داده تنها یک گروه یا طرف را هدف قرار نداده، بلکه همهٔ اجزای این مردم و حکومت آن را تهدید میکند.
همچنین از کشورهای عربی و اسلامی میخواهیم که این مردم را یاری کنند و آنان را در برابر فشارهای عظیمی که بر آنان وارد میشود تنها رها نکنند؛ و بدانند که با دادن فرصت به دشمن برای تحقق اهدافش در فلسطین، از پیامدهای آن در امان نخواهند بود، بلکه دشمن را به ادامهٔ تجاوز و کسب دستاوردهای بیشتر در منطقه تشویق خواهد کرد. و به جهانی که از این راه خواهان صلح است میگوییم بداند که اگر مردم فلسطین به حقوق خود نرسند، این زخم باز خواهد ماند و ثبات منطقه تهدید خواهد شد.
ناوگان آزادی
بر موضع استوار و چالشآفرینی درنگ میکنیم که فعالان بینالمللی و عرب با ناوگان دریایی که برای شکستن محاصرهٔ غیرانسانی غزه آوردند نشان دادند با پافشاری بر این موضع و به چالش کشیدن اقدامات رژیم صهیونیستی، با آنکه از خطرهایی که ممکن است بر این گام مترتب شود و آنچه ممکن است از این دشمن ببینند، آگاه بودند.
ما این موضع انسانی و شجاعانه را که نشان میدهد در این جهان هنوز کسانی هستند که احساسات انسانی خالص و به دور از هر ملاحظهای را دارند، گرامی میداریم و به موضعی جهانی و متحد در رد آنچه رخ داد و محکوم کردن آنچه دشمن انجام داد و شتاب در آزادی کسانی که گناهی جز این نداشتند که نخواستند سیر باشند در حالی که کودکان غزه از گرسنگی میمیرند، فرامیخوانیم.
تجاوز صهیونیستی به لبنان
به لبنان میرسیم که همچنان زیر تجاوز مداوم دشمن قرار دارد؛ از طریق حملاتی که بامداد امروز شاهد بودیم و عملیات ترور که اکنون به غیرنظامیان نیز رسیده و هدفگیری پیوستهٔ روستاهای نوار مرزی هممرز با این رژیم برای بازداشتن مردم از بازگشت یا استقرار در آنها. ما در برابر آنچه رخ میدهد، بار دیگر از دولت لبنان میخواهیم که نقش لازم را برای توقف خونریزی و ویرانی ایفا کند تا هیبت و حاکمیتش بر سرزمینی که مسئول آن است حفظ شود و با این کار حضور خود و اعتماد شهروندانش را به خود تأیید کند و این را در صدر اولویتهای خود قرار دهد.
همچنین بار دیگر بر لبنانیها تأکید میکنیم که به نقشههای این دشمن آگاه شوند و از حال تفرقهٔ کنونی بیرون آیند و به سطح چالشهایی که این کشور را دربرگرفته ارتقا یابند؛ زیرا نمیتوان با این سستی با چالشهای کنونی و آینده روبهرو شد. و بار دیگر از کسانی که امور کشور را به دست دارند میخواهیم که تفاهم را تقویت کنند و هر آنچه به تنش میانجامد (مانند آنچه اخیراً دیدیم) را از میان بردارند؛ تنشی که بر صحنهٔ داخلی کشوری که حساسیتهای طائفهای و مذهبی بر آن حاکم است تأثیر منفی میگذارد.
چالشهای موعد انتخابات
در سایهٔ تفرقهٔ شدیدی که پیرامون قانون انتخابات در مجلس نمایندگان در نشستهای اخیر شاهد بودیم، دعوت میکنیم که این قانون به طور جدی و عینی بررسی شود و به آنچه امروزه بسیار از آن سخن میرود، یعنی به تعویق انداختن انتخابات، نینجامد؛ زیرا با آن لبنان فرصت تجدید حیات سیاسی و برگزاری انتخابات در موعد مقرر را از دست میدهد یا کار مجلس نمایندگان را در زمانی که بیش از هر زمان به کار و اتخاذ تصمیمهایی دربارهٔ لبنانیها و اصلاحات در نهادهای دولت لبنان نیاز دارد، تعطیل میکند. و باید دغدغهٔ همهٔ فراکسیونهای حاضر در مجلس، برگزاری این رویداد در موعد مقرر باشد و اگر اصلاحی لازم است، دری به سوی آسیب رساندن به آن توجه نکنند.


