
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱۷ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۰۹ سپتامبر ۲۰۲۶ و ۲۷ ربیع الثانی ۱۴۴۸
امانتداری: معیار ایمان و راه حفظ حقوق مردم
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُم بِهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا» صدق الله العظیم.
ارزش امانتداری
خداوند سبحان بندگان خود را با صیغهٔ امر فرامیخواند که امانتدار باشند؛ یعنی امانتهایی را که نزدشان سپرده میشود ضایع نکنند و در مسئولیتهایی که به آنان سپرده میشود کوتاهی و تقصیر نورزند.
امانت در حساب خداوند عزّوجلّ، خُلقی فرعی و ثانوی نیست، بلکه از صفات اساسی است که مؤمنان باید به آن آراسته باشند و همان سبب رستگاری و موفقیت آنان در دنیا و آخرت است. به همین اشاره کرده است آنجا که میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ». تا آنجا که میفرماید: «وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ» و در حدیث از رسول خدا (ص) آمده است: «لا دینَ لمن لا أمانهَ له؛ کسی که امانتداری ندارد، دین ندارد.»
و نیز از آن حضرت روایت شده است: «لا تنظروا إلى کثره صلاتهم وصومهم، وکثره الحجّ والمعروف وطنطنتهم باللّیل، ولکن انظروا إلى صدق الحدیث وأداء الأمانه؛ به بسیاری نماز و روزه و حج و کارهای نیک و زمزمهٔ شبانهٔ آنان نگاه نکنید، بلکه به راستگویی و ادای امانت بنگرید.» و خداوند عزّوجلّ از خیانت در امانت هشدار داده و فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِکُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ».
رعایت این احادیث که به رعایت این خُلق دعوت میکنند، تنها به مؤمنان و درون جامعهٔ ایمانی محدود نیست، بلکه حتی فاسق و کافر را نیز دربرمیگیرد. در حدیث آمده است: «ثلاثٌ لم یجعلِ اللهُ عزَّ وجلَّ لأحدٍ فیهنَّ رخصه: أداء الأمانه إلى البرّ والفاجر، والوفاء بالعهد للبرّ والفاجر، وبرّ الوالدین، برَّین کانا أو فاجرَین؛ سه چیز است که خداوند عزّوجلّ برای هیچکس در آنها رخصتی قرار نداده است: ادای امانت به نیکوکار و بدکار، وفای به عهد نسبت به نیکوکار و بدکار، و نیکی به والدین، خواه نیکوکار باشند یا بدکار.» و از امام صادق (ع) روایت شده است: «اتّقوا الله، وعلیکم بأداء الأمانه إلى من ائتمنکم، فلو أنَّ قاتل علیّ (ع) ائتمننی على الأمانه لأدَّیتها إلیه؛ از خدا بترسید و بر شما باد ادای امانت به کسی که شما را امین قرار داده است؛ حتی اگر قاتل علی (ع) امانتی نزد من میسپرد، آن را به او بازمیگرداندم.»
و در حدیث دیگری آمده است: «أدّوا الأمانه ولو إلى قاتل الحسین بن علیّ (ع)؛ امانت را ادا کنید، حتی اگر به قاتل حسین بن علی (ع) باشد.»
هیچ توجیهی برای خیانت در امانت نیست
احادیث اجازه ندادهاند که انسان خیانت خود را با خیانت طرف مقابل توجیه کند. باید امانت را ادا کند حتی اگر طرف مقابل خیانت کرده باشد. در حدیث آمده است: «لا تخن من ائتمنک وإن خانک؛ به کسی که تو را امین قرار داده خیانت نکن، حتی اگر او به تو خیانت کرده باشد.» و در حدیث دیگری آمده است که مردی نزد امام صادق (ع) آمد و گفت: «مردی بر من حقّی دارد و آن را انکار میکند، سپس مالی نزد من به امانت میسپارد؛ آیا میتوانم مال خود را از آن بردارم؟» امام فرمود: «خیر، این خیانت است.» مطالبهٔ حق راه خود را دارد و جایز نیست که امانت وسیلهای برای گرفتن حقوق شود.
امانتداری رسول خدا (ص)
این ارزش در بهترین شکل خود در سیرهٔ رسول خدا (ص) تجلّی یافت؛ کسی که پیش از بعثت به «صادق امین» معروف بود. او محلّ امانتهای مردم بود و مردم اموال و داراییهای خود را نزد او در امان مییافتند و این امر تأثیر بزرگی در ادای رسالت او داشت. از اینرو هنگامی که عزم هجرت از مکّه به مدینه کرد، از امیرالمؤمنین علی (ع) دو چیز خواست: نخست آنکه در بستر او بخوابد تا خروجش از مکّه آشکار نشود، و دوم آنکه ودیعههای قریش را به صاحبانشان بازگرداند؛ با وجود آزار و محاصره و شکنجهای که خود و یارانش دیده بودند و با وجود توطئهٔ قریش علیه او و ناچار شدنش به ترک محبوبترین سرزمین نزد خود. امام علی (ع) در مکّه ماند تا ودیعهها را به صاحبانشان بازگرداند، با وجود خطری که برای جانش داشت. و پس از آن نیز امانتداری در حرص او بر مردم و ادای مسئولیتهایی که بر عهدهاش گذاشته شد، تجلّی یافت.
مظاهر و عرصههای امانتداری
عزیزان، امانتداری مظاهر متعدّدی دارد. از جمله مربوط به مالی است که کسی نزد ما میسپارد یا مالی که تحت مسئولیت ما قرار میگیرد؛ ما موظّفیم آن را حفظ کنیم و به خوبی اداره کنیم و بدون حق در آن تصرّف نکنیم. همچنین در خانه یا ملکی است که به عاریه یا اجاره به ما داده میشود؛ باید آن را حفظ کنیم و همانگونه که تحویل گرفتهایم به صاحبش بازگردانیم. در خودرویی که قرض میگیریم یا اجاره میکنیم نیز چنین است؛ حق نداریم با بیاحتیاطی از آن استفاده کنیم یا معیارهای ایمنی و نگهداری را نادیده بگیریم. همچنین در اسناد و مدارکی که نزد ما سپرده میشود.
اما امانتداری به اینها محدود نمیشود. شامل گفتار نیز میشود؛ اینکه جز حق و راست نگوییم. و رازی که کسی به دلیل اعتماد به ما دربارهٔ مشکل خانوادگی یا مالی یا شخصی با ما در میان میگذارد؛ جایز نیست رازش را فاش کنیم یا موضوع گفتگوهایمان قرار دهیم. در حدیث آمده است: «إفشاء السّرّ خیانه؛ فاش کردن راز خیانت است.»
همین امر دربارهٔ اسراری که به حکم موقعیت و مسئولیتهایمان یا در مجالسی که حضور مییابیم از آنها آگاه میشویم نیز صدق میکند. در حدیث آمده است: «إنَّ المجالس أمانات؛ [محتوای] مجالس امانتاند.» حق نداریم از آگاهی خود به این اسرار برای خودنمایی نزد دیگران استفاده کنیم، بهویژه اسراری که به امنیت جامعه یا وطن آسیب میزند و ممکن است دشمن از آن بهرهبرداری کند.
در عصر تلفنهای همراه و شبکههای اجتماعی، مسئولیت امانت گسترش یافته و شامل تصاویر و پیامهای خصوصی و آنچه از طریق گروههای بسته به دست ما میرسد نیز میشود. صرف رسیدن پیام یا تصویری به تلفن ما، آن را ملک ما نمیکند و اجازه نمیدهد بدون اجازهٔ صاحبش آن را منتشر یا به دیگران منتقل کنیم. امانت اقتضا میکند که به حریم خصوصی مردم احترام بگذاریم و اعتماد آنان را حفظ کنیم.
امانت باید در شغلی که بر عهده میگیریم و در هر موقعیت مسئولیتی که داریم نیز باشد. کارمند بر کار خود امین است که آن را به بهترین شکل انجام دهد، وقت کار را حفظ کند و آن را تلف نکند، و بر ابزارها و اسراری که در اختیارش قرار میگیرد امین باشد. پزشک بر بیماران و اسرار آنان امین است، معلّم بر دانشآموزانش که خوب آموزش دهد و برای درسهایش آماده باشد، تاجر بر صداقت در توصیف کالای خود و عدم تقلّب، و قاضی بر اینکه به عدالت حکم کند و در حکم جانبداری نکند.
در زندگی زناشویی نیز شوهر باید بر همسرش امین باشد و زن بر شوهرش؛ هر یک حقوق دیگری را ادا کند و با معروف و مودّت و رحمت با یکدیگر معاشرت کنند. والدین نیز بر فرزندان خود که ودیعهٔ خداوند نزد آناناند امیناند؛ باید آنان را نیکو تربیت و مراقبت کنند و از آفات دنیا و آتش آخرت حفظ نمایند.
این مسئولیت هر کسی است که امور مردم را بر عهده میگیرد؛ رئیس، وزیر، نماینده و مدیر، همه بر مسئولیتهایی که به آنان سپرده شده امیناند؛ باید آنها را چنان که باید ادا کنند و مصالح مردم و سرمایهها و آیندهشان را ضایع نکنند و مسئولیت را وسیلهای برای کسب مجد شخصی یا منافع خاص خود و وابستگانشان قرار ندهند.
امانتداری باید شامل اموال عمومی نیز باشد، چه وابسته به دولت باشد و چه به انجمنها؛ از مؤسسات و مدارس و بیمارستانها گرفته تا پارکهای عمومی و رودخانهها و سواحل. این اموال برای بازی و تخریب آزاد نیست، بلکه حقوق مشترکی است که باید حفظ و نگهداری شود و هیچکس حق ندارد آزادانه در آنها تصرّف کند.
از اینرو خداوند سبحان ادای امانت را با حکم به عدالت قرین ساخته است؛ زیرا عدالت در تصرّف در هر آنچه انسان بر آن امین است و ادای حقوق به صاحبانش را اقتضا میکند.
پایبندی به امانت
عزیزان، ما بیش از هر زمان دیگری نیازمندیم که این ارزش را در جان خود و جامعهٔ خود استوار کنیم؛ ارزشی که با آن اموال حفظ میشود، مردم در ادای وظایف خود اخلاص میورزند، عهدها و پیمانها رعایت میشود، اعتماد میان افراد جامعه عمیقتر میگردد و ثبات آن تقویت میشود. این امر نیازمند گسترش آگاهی نسبت به اهمیت آن و تقویت انگیزهٔ دینی و احساس نظارت خداوند سبحان است. پایبندی واقعی به امانت نباید از ترس نظارت بیرونی یا مجازات باشد، بلکه از این باور سرچشمه بگیرد که آن واجبی در برابر خداوند سبحان و از مهمترین واجبات نزد اوست و حقی از حقوق مردم است.
پس بکوشیم در اموال و گفتار و کردار و مسئولیتهایمان، در نهان و آشکار، با نزدیک و دور، با کسی که به ما نیکی کرده یا بدی کرده، امین باشیم و وعدهٔ رسول خدا (ص) را به یاد آوریم: «اضمنوا لی ستًّا من أنفسکم أضمن لکم الجنّه؛ شش چیز را از خودتان برای من ضمانت کنید تا بهشت را برای شما ضمانت کنم.»
و از جملهٔ این شش چیز امانتداری است: «أداء الأمانه إذا اؤتمنتم؛ ادای امانت هنگامی که بر شما سپرده شود.» از خداوند میخواهیم ما را از اهل صدق و امانت قرار دهد و توفیق ادای حقوق به صاحبانشان را نصیبمان فرماید.
خطبهٔ دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه خداوند سبحان به ما سفارش کرده است توصیه میکنم، آنجا که از روی محبّت و حرص بر ما فرموده است: «وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوًّا مُّبِینًا».
خداوند سبحان میخواهد بندگانش هنگامی که میخواهند افکار و آراء خود را بیان کنند و در گفتوگوهایی که از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی جریان دارد، بهترین و برترین و لطیفترین گفتار و شیوه را برگزینند؛ شیوهای که دیگران را تحریک نکند و به احساساتشان آسیب نزند و رابطه را تیره نسازد، تا آراء و اندیشههایشان و آنچه میخواهند دیگران را به آن قانع کنند، تأثیر مطلوب بگذارد؛ زیرا بدون آن تأثیر مطلوب حاصل نمیشود و نیز تا به شیاطین انس و جنّ فرصت ندهند که از هر تحریک برای برانگیختن فتنه و مشکل و تنشهایی که در درون جامعه و در سطح وطن میجویند بهره ببرند.
این همان چیزی است که خداوند سبحان هنگامی که از سبب موفقیت رسول خدا (ص) در دعوت و قانع کردن مردم سخن گفته، بیان کرده است: «فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ».
هرگاه این را دریابیم، بسیاری از تنشهایی را که در سطح طائفی یا مذهبی یا سیاسی شاهدیم از میان برمیداریم و گفتوگوها و سخنان و خطابههایمان مفید خواهد شد و بدینسان به خداوند سبحان نزدیکتر و در رویارویی با چالشها توانمندتر خواهیم بود.
خطر ادامهدادن به تجاوز
آغاز سخن از تخریب نظاممند مناطق مرزیای است که دشمن اسرائیلی اشغال کرده تا هر نشانهای از زندگی را از آنها بزداید و اشغال خود را امری واقع و پایدار سازد. متأسفانه این کار بدون آنکه هیچ صدایی از درون یا بیرون آن را محکوم کند و بدون هیچ حرکت جدّی و سریعی برای متوقف کردن این خونریزی روزانه انجام میشود و دشمن را در جنایاتش علیه اموال و سرمایهها و مؤسسات مردم این روستاها گستاختر میکند.
در حالی که دشمن همچنان به روستاها و شهرکهای نزدیک مواضع اشغالیاش حمله و بمباران میکند و هواپیماهای جنگی و پهپادهایش در بیشتر مناطق لبنان میگردند و تا پایتخت بیروت میرسند؛ امری که نگرانی از قصد این دشمن برای اقدام نظامی یا گسترش دایرهٔ اشغال به نقاط دورتر را افزایش میدهد و لبنانیها را فرامیخواند که به خطرات این تجاوز و پیامدهای آن بر خود هوشیار باشند و تلاشهایشان را در رویارویی با آن یکپارچه کنند. ما این را در سطح نهادهای دولتی یا نیروهای سیاسی یا در سطح طوایف و مذاهب و فعّالان مؤثّر در جامعه میخواهیم؛ زیرا نمیتوان با انشعاب شدید سیاسی و رسانهای که شاهدیم یا با سستیای که وطن دچار آن است، با خطرات روبهرو شد.
اهمیت گفتوگوی داخلی
کشور در رویارویی با آنچه میگذرد، بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتوگویی جدّی و عینی است که همهٔ مسائل مورد اختلاف لبنانیها در آن مطرح شود؛ به جای پرتاب کردن سخنان از راه دور که به هیچ نتیجهای نمیرسد و تنها شکاف میان آنان را بیشتر میکند و دشمن را به تجاوز بیشتر به سرزمین و سرمایههایشان و گرفتن تصمیمگیریشان تشویق مینماید. ما بر این باوریم که درهای این گفتوگو بیش از هر زمان دیگری گشوده شده است، پس از آنکه همه به این نتیجه رسیدهاند که در کشوری که بر پایهٔ توافق بنا شده و بر آن استمرار یافته، جایگزین توافقی وجود ندارد. ما همواره این توافق را به سود این کشور و حلّ بحرانهایی که دچار آن است میخواهیم.
خطرات خلأ پس از تمدید نشدن مأموریت یونیفیل
در مورد خلأیی که ممکن است از تمدیدنشدن مأموریت یونیفیل پدید آید سخن میگوییم؛ خلأیی که دشمن در پی آن است و هدفش این است که آزادی عمل داشته باشد و خود جای نیروهای اضطراری بینالمللی را در مناطقی که آنان ترک میکنند پر کند تا آنچه را از نظر امنیتی و سیاسی طراحی کرده محقق سازد. دشمن این را با تردیدافکنی در تواناییهای ارتش لبنان و ادّعای عدم شایستگی آن برای ایفای نقش خود همراه میکند. این امر از دولت میطلبد که تلاش کند مانع تحقق اهداف دشمن در این زمینه شود.
سنگینی بحران معیشتی
به درد داخلی و رنج لبنانیهایی میرسیم که در آتش وضعیت اجتماعی و اقتصادی دشوار میسوزند؛ وضعیتی که بارزترین نمود آن افزایش قیمت سوخت و مالیات بر آن است که دولت آن را آسانترین راه تأمین منابع خود میبیند و این امر بر کالاها و مواد غذایی مورد نیاز شهروندان و بر جابهجایی و تأمین برق و آب آنان تأثیر منفی میگذارد.
ما واقعیت خزانه و رنجی که دولت در این مرحله میبرد و تأثیرات آنچه در جهان میگذرد بر وضعیت اقتصادی و معیشتی را درک میکنیم، اما این دولت را از مسئولیتش در قبال رنج مردمش که حق دارند زندگی شرافتمندانهای داشته باشند معاف نمیکند. دولت باید ابتکارات واقعی برای حلّ این وضعیت و دستکم کاهش پیامدهای آن بر شهروندان انجام دهد و منابع خود را نه از جیب لبنانیها و نیازهایشان، بلکه با بستن مجاری مستمر هدررفت و مدیریت خوب داراییهایش تأمین کند تا از پیامدهای بحران معیشتی که بیم آن میرود در سطح امنیتی و اجتماعی آشوب بیافریند جلوگیری شود.
در این چارچوب، بار دیگر فرامیخوانیم که به سرعت برای بازگرداندن پولهای سپردهگذاران اقدام شود تا آنان بتوانند امور خود را بگذرانند و سنگینی بحران اقتصادی بر آنان کاسته شود.
وظیفهٔ دولت در قبال آوارگان
مسئلهٔ اساسی که باید در این مرحله اولویت داشته باشد، مسئلهٔ آوارگان است؛ کسانی که سرمایهها و داراییهایشان نابود شده و حق دارند به سرعت حمایت کافی از سوی دولت خود دریافت کنند. ما همهٔ تلاشهایی را که انجام شده یا خواهد شد ارج مینهیم، اما این دولت را از مسئولیتش که همچنان اساسی است معاف نمیکند و باید برای تقویت حضور خود نزد آنان انجام شود.


