
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۰۷ دی ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ دسامبر ۲۰۲۴ و ۲۵ جمادی الثانی ۱۴۴۶
آمادگی برای دیدار خداوند با انجام مسئولیت در قبال عمر
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ * وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ * لَا یَسْتَوِی أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّهِ أَصْحَابُ الْجَنَّهِ هُمُ الْفَائِزُونَ» صدق الله العظیم.
نعمت و مسئولیت
خداوند سبحان در این آیه از مؤمنان میخواهد که از او پروا کنند و برای روزی که در پیشگاه او خواهند ایستاد، آماده شوند؛ روزی که خداوند عزّوجلّ از آنان دربارهٔ فرصت عمری که به ایشان بخشیده است، خواهد پرسید: در آن چه کردهاند؟ آیا مسئولیتهایی را که بر دوششان نهاده و وظایفی را که به انجامدادن آن فراخوانده، ادا کردهاند، یا این عمر را تباه ساخته و در آنچه سودمند نبوده یا از آن نهی شدهاند، هدر دادهاند؟
این همان چیزی است که حدیث به آن اشاره دارد: «لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ حَتَّى یُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعَهٍ: عَنْ جَسَدِهِ فِیمَا أَبْلَاهُ، وَعُمْرِهِ فِیمَا أَفْنَاهُ، وَمَالِهِ مِنْ أَیْنَ اکْتَسَبَهُ، وَفِیمَا أَنْفَقَهُ؛ دو پای بندهای از جا حرکت نمیکند تا اینکه از چهار چیز از او بازخواست شود: از جسمش که در چه راهی آن را فرسوده، از عمرش که در چه راهی آن را سپری کرده، از مالش که از کجا به دست آورده و در چه راهی خرج کرده است.»
خداوند سبحان نخواسته مؤمنان این فرصت عمر را تباه کنند؛ فرصتی که احادیث بر بهرهبرداری از دقیقهها و ساعتها و روزها و شبهای آن پیش از پایانیافتنش تأکید کردهاند.
در حدیث آمده است: «إِنَّ الْعُمْرَ مَحْدُودٌ، لَنْ یَتَجَاوَزَ أَحَدٌ مَا قُدِّرَ لَهُ، فَبَادِرُوا قَبْلَ نَفَادِ الْأَجَلِ؛ عمر محدود است؛ هیچکس از آنچه برایش مقدر شده فراتر نمیرود. پس پیش از پایانیافتن اجل، شتاب کنید.»
و در حدیثی دیگر آمده است: «إِنَّ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ یَعْمَلَانِ فِیکَ فَاعْمَلْ فِیهِمَا، وَیَأْخُذَانِ مِنْکَ فَخُذْ مِنْهُمَا؛ شب و روز در تو کار میکنند، پس تو نیز در آنها کار کن؛ و از تو میگیرند، پس تو نیز از آنها بگیر.»
سرانجام کسی که عمرش را تباه میکند
قرآن کریم از سرانجام کسی که عمرش را تباه کرده، هشدار داده است: «وَهُمْ یَصْطَرِخُونَ فِیهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحاً غَیْرَ الَّذِی کُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْکُمْ» [فاطر: ۳۷] و در حدیث آمده است: «احْذَرُوا ضَیَاعَ الْأَعْمَارِ فِی مَا لَا یَبْقَى لَکُمْ، فَفَائِتُهَا لَا یَعُودُ؛ از تباهکردن عمرها در آنچه برای شما باقی نمیماند بپرهیزید؛ زیرا آنچه از دست برود، بازنمیگردد.»
از همینرو در دعای سحر امام زینالعابدین (ع) آمده است: «وَانْقُلْنِی إِلَى دَرَجَهِ التَّوْبَهِ إِلَیْکَ، وَأَعِنِّی بِالْبُکَاءِ عَلَى نَفْسِی، فَقَدْ أَفْنَیْتُ بِالتَّسْوِیفِ وَالْآمَالِ عُمْرِی، وَقَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَهَ الْآیِسِینَ مِنْ خَیْرِی، فَمَنْ یَکُونُ أَسْوَأَ حَالاً مِنِّی إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِی إِلَى قَبْرِی، لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی، وَلَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِی؛ و مرا به مرتبهٔ توبه بهسوی خودت منتقل کن و با گریستن بر خویشتن یاریام ده؛ زیرا با امروز و فردا کردن و آرزوها عمرم را تباه ساختم و به جایگاه ناامیدان از خیر خود فرود آمدهام. پس چه کسی حالش از من بدتر است اگر بر همین حال به قبر خود منتقل شوم؛ قبری که آن را برای خوابگاه خود آماده نکردهام و با عمل صالح برای آرمیدن خود نگستردهام.»
امام علی (ع) نیز حال انسان را هنگامی که سکرات مرگ بر او وارد میشود و عمرش در آستانهٔ پایان است، چنین توصیف کرده است: «ثُمَّ ازْدَادَ الْمَوْتُ فِیهِمْ وُلُوجاً، فَحِیلَ بَیْنَ أَحَدِهِمْ وَبَیْنَ مَنْطِقِهِ، وَإِنَّهُ لَبَیْنَ أَهْلِهِ یَنْظُرُ بِبَصَرِهِ، وَیَسْمَعُ بِأُذُنِهِ، عَلَى صِحَّهٍ مِنْ عَقْلِهِ وَبَقَاءٍ مِنْ لُبِّهِ، یُفَکِّرُ فِیمَا أَفْنَى عُمْرَهُ، وَفِیمَا أَذْهَبَ دَهْرَهُ؛ سپس مرگ در میان آنان بیشتر رخنه میکند، تا آنکه میان یکی از آنان و سخنگفتنش حایل میشود؛ در حالی که میان خانوادهاش است، با چشم خود میبیند و با گوش خود میشنود، عقلش سالم و خردش برجا است، و میاندیشد که عمرش را در چه راهی تباه کرده و روزگارش را در چه راهی سپری نموده است.»
آنجا است که بر عمری که از آن برای این زمان و پس از آن بهره نبرده، حسرت میخورد.
چگونگی بهرهبرداری از عمر
اما راهی که باید برای تحقق هدف عمر و عذرخواهی بهسوی خداوند سبحان پیمود، حدیث به آن اشاره کرده است: «إِنَّ عُمْرَکَ مَهْرُ سَعَادَتِکَ؛ إِنْ أَنْفَدْتَهُ فِی طَاعَهِ رَبِّکَ؛ عمر تو مهریهٔ سعادت توست؛ اگر آن را در طاعت پروردگارت صرف کنی.»
و نیز آمده است: «احْفَظْ عُمْرَکَ مِنَ التَّضْیِیعِ لَهُ فِی غَیْرِ الْعِبَادَهِ وَالطَّاعَاتِ؛ عمرت را از تباهشدن در غیر عبادت و طاعات حفظ کن.»
پس چون در هر حال عمرت را از دست خواهی داد، بکوش آن را به سرمایهای نزد پروردگارت و عملی تبدیل کنی که در دنیا نیز ثمرهاش را لمس کنی.
سورهٔ عصر به آنچه انسان باید عمرش را با آن پر کند، اشاره کرده است: «وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ».
این سوره روشن ساخته که انسان همواره در حال زیان است، زیرا هر روز بخشی از سرمایه و عمرش را از دست میدهد؛ اما اگر عمرش را در ایمان و عمل صالح به کار گیرد و عنصری خیر برای دیگران باشد و دیگران را در گمراهی و بیهدایتی رها نکند و آنان را به حق و صبر سفارش کند، زیانکار نخواهد بود.
این بدان معنا نیست که اسلام حق انسان را در آسودن در عمرش انکار میکند؛ این آسودگی ضروری است، اما در منطق اسلام باید در خدمت مسئولیتهای او در برابر خدا و مردم باشد، نه به زیان آنها. این حدیث به این نکته اشاره دارد: «لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ: سَاعَهٌ یُنَاجِی فِیهَا رَبَّهُ، وَسَاعَهٌ یَرُمُّ فِیهَا مَعَاشَهُ، وَسَاعَهٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَبَیْنَ لَذَّتِهَا فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ، فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تَیْنِکَ السَّاعَتَیْنِ؛ برای مؤمن سه ساعت است: ساعتی که در آن با پروردگارش مناجات میکند، ساعتی که در آن معاش خود را سامان میدهد، و ساعتی که میان خود و لذت حلالش را آزاد میگذارد؛ زیرا این ساعت یاریگر آن دو ساعت دیگر است.
ای عزیزان! ما میتوانیم برای خود و زندگی پیرامونمان بسیار بسازیم، هنگامی که از این نعمت بزرگ – نعمت عمری که خداوند عزّوجلّ به بندگانش بخشیده – به نیکی بهره بریم. دقیقهای که میگذرد و چه بسا به گذشتنش بیتوجهیم و اهمیتش را دستکم میگیریم، میتواند ما را به بسیاری از چیزها برساند اگر از آن به درستی استفاده کنیم. در یک دقیقه میتوانیم با تلفن صلهٔ رحم کنیم، سخنی بگوییم که دلهای دیگران را به خیر و معروف بگشاید، به نیازمند نصیحتی کنیم، با لبخند یا بیانی صادقانه شادی را به دلهای اطرافیان وارد کنیم، شکایتی بشنویم یا نیازی برآوریم، از اندوه گرفتاری بکاهیم، از حق و عدالت پشتیبانی کنیم، مظلومی را یاری دهیم یا در برابر ستمگری بایستیم، بهویژه در این شرایط دشواری که در آن به سر میبریم.
با دقیقهای که در حسابهایمان هیچ میانگاریم، میتوانیم از ذاکران، شاکران و حامدان خداوند عزّوجلّ باشیم؛ و با دقیقهای میتوانیم با خداوند و فرشتگانش در درود فرستادن بر محمد و آل محمد همراه شویم. در عمر، دقیقههای فراوانی هست که میتوانیم از آنها بهره بریم و هنگامی که در پیشگاه خداوند بایستیم، بر آنها حسرت خواهیم خورد.
یاریجستن از محاسبهٔ نفس
عزیزان! تکهتکهکردن وقت بخشی از واژگان روزمرهمان شده است؛ چنانکه زمان میگذرد بیآنکه حسابی برایش باز کنیم یا احساس کنیم با تباهکردنش یا کوتاهی در بهرهبرداری از آن، گناه یا خطایی مرتکب شدهایم. از همینرو ما فراخوانده شدهایم که حرکات این عمر را پیوسته و دقیق پیگیری کنیم؛ از چگونگی صرف و بهرهبرداری از آن غافل نشویم و تحت هیچ بهانهای، یا اجازه ندهیم اطرافیان چگونگی پر کردن اوقاتمان را بر ما تحمیل کنند. محاسبه بهترین یاریگر در این راه است. در حدیث آمده است: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ، فَإِنْ عَمِلَ خَیْراً اسْتَزَادَ اللَّهَ مِنْهُ وَحَمِدَ اللَّهَ عَلَیْهِ، وَإِنْ عَمِلَ شَرّاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَتَابَ إِلَیْهِ؛ از ما نیست کسی که هر روز نفس خود را محاسبه نکند؛ پس اگر کار نیکی کرده، از خداوند فزونی آن را بخواهد و بر آن خدا را سپاس گوید، و اگر کار بدی کرده، از خداوند آمرزش بخواهد و بهسوی او توبه کند.»
برنامهریزی برای زمان پیشِ رو
ای عزیزان! با این روحیه ، روحیهٔ مسئولیت در برابر عمر و زمانی که در آن زندگی میکنیم، روحیهٔ محاسبهٔ گذشته و برنامهریزی برای آینده ، میخواهیم به آغاز سالی نو بنگریم.
رسول خدا (ص) خود چنین میکرد. ایشان در آغاز هر سال نفس خود را محاسبه میکرد؛ دو رکعت نماز میخواند و سپس دعا میکرد: «اللَّهُمَّ مَا عَمِلْتُ فِی هَذِهِ السَّنَهِ مِنْ عَمَلٍ نَهَیْتَنِی عَنْهُ وَلَمْ تَرْضَهُ، وَنَسِیتُهُ وَلَمْ تَنْسَهُ، وَدَعَوْتَنِی إِلَى التَّوْبَهِ بَعْدَ اجْتِرَائِی عَلَیْکَ، اللَّهُمَّ فَإِنِّی أَسْتَغْفِرُکَ مِنْهُ فَاغْفِرْ لِی، وَمَا عَمِلْتُ مِنْ عَمَلٍ یُقَرِّبُنِی إِلَیْکَ فَاقْبَلْهُ مِنِّی، وَلَا تَقْطَعْ رَجَائِی مِنْکَ یَا کَرِیمُ؛ خدایا! آنچه در این سال از کاری که مرا از آن نهی کردی و به آن راضی نبودی انجام دادم و فراموشش کردم و تو فراموشش نکردی، و پس از گستاخیام بر تو مرا به توبه فراخواندی، خدایا! من از آن آمرزش میخواهم، پس مرا بیامرز؛ و آنچه از کاری که مرا به تو نزدیک میکند انجام دادم، از من بپذیر و امیدم را از خودت قطع مکن، ای کریم!»
سپس بهسوی خدا روی میآورد تا او را بر گذشتن از موانعی که در روزهای پیشِ رو در برابرش قرار میگیرد و بر انجام مسئولیتهایش یاری کند. میفرمود: «اللَّهُمَّ وَهَذِهِ سَنَهٌ جَدِیدَهٌ، فَأَسْأَلُکَ فِیهَا الْعِصْمَهَ مِنَ الشَّیْطَانِ، وَالْقُوَّهَ عَلَى هَذِهِ النَّفْسِ الْأَمَّارَهِ بِالسُّوءِ، وَالِاشْتِغَالَ بِمَا یُقَرِّبُنِی إِلَیْکَ، یَا کَرِیمُ؛ خدایا! و این سالی نو است؛ پس در آن از تو عصمت از شیطان، نیرو بر این نفس اماره به بدی، و مشغولشدن به آنچه مرا به تو نزدیک میکند، میخواهم، ای کریم!»
و نیز در حدیث آمده است: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مُسْتَقْبَلَ أَمْرِی خَیْراً مِنْ مَاضِیهِ، وَخَیْرَ أَعْمَالِی خَوَاتِیمَهَا، وَخَیْرَ أَیَّامِی یَوْمَ أَلْقَاکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ؛ خدایا! آیندهٔ کارم را از گذشتهاش بهتر گردان، و بهترین اعمالم را پایانهای آنها، و بهترین روزهایم را روزی که تو را ملاقات میکنم، ای مهربانترین مهربانان!»
خطبهٔ دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا! شما را به وصیت رسول خدا (ص) به یکی از یارانش سفارش میکنم؛ هنگامی که نزد ایشان آمد و گفت: ای رسول خدا! مرا سفارش کن. فرمود (ص): «لا تَغْضَبْ» و بارها تکرار کرد: «لا تَغْضَبْ؛ خشم مگیر.»
ما بیش از هر زمان به این وصیت نیازمندیم که ما را فرامیخواند نه از سر انفعال یا تنش، بلکه با عقلی سرد که نتایج و عواقب را میسنجد و با بصیرت و به اقتضای ایمانمان و آنچه ما را به آن میخواند، حرکت کنیم؛ تا از آنچه خشم در دنیا و آخرت به بار میآورد، پرهیز کنیم که این حدیث به این اشاره دارد: «الْغَضَبُ مِفْتَاحُ کُلِّ شَرٍّ؛ خشم کلید هر شرّی است.» تا به آنچه خداوند به فروخورندگان خشم وعده داده، دست یابیم. در حدیث آمده است: «مَنْ کَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النَّاسِ، کَفَّ اللَّهُ عَنْهُ عَذَابَ یَوْمِ الْقِیَامَهِ؛ هر که خشمش را از مردم بازدارد، خداوند عذاب روز قیامت را از او بازمیدارد.» بدینسان آگاهتر و مسئولانهتر و توانمندتر در رویارویی با چالشها خواهیم بود.
تشدید تجاوز دشمن در لبنان
آغاز سخن از تجاوز اسرائیلی است؛ جایی که دشمن صهیونیستی همچنان به نقض توافق آتشبس ادامه میدهد: با منفجر کردن آنچه از ساختمانهای روستاهایی که اشغال کرده باقی مانده، پیشروی به روستاهایی که در جریان تجاوزش به آنها نرسیده بود ، چنانکه دیروز در قنطره و وادی حُجیر و پیش از آن در ناقوره دیدیم ، یا با حملههای هوایی که برای نخستینبار از زمان آتشبس به عمق بقاع رسید، یا با پروازهای هواپیماهای بدون سرنشینش که تا بیروت و حومهٔ آن میرسند. در همان حال، در عقبنشینی مقرر در شصت روز امروز و فردا میکند و حتی مرحلهٔ نخست آن را کامل نکرده است؛ امری که نشان از جدینبودن دشمن در اجرای بندهای توافق دارد. رسانههای دشمن سخن از آن میگویند که این امر ممکن است از مرز شصت روز فراتر رود و بخواهد از این رهگذر شرایط امنیتی و نظامی و سیاسی تازهای بر لبنانیها تحمیل کند؛ شرایطی که به گمانش در پرتو تحولات منطقهای قابل دستیابی است. در حالی که طرف لبنانی به بندهای این توافق پایبند است، هرچند با تحریکهایی روبهروست، و انجام نقش لازم را به کمیتهٔ ناظر واگذاشته است.
همهٔ اینها در حالی رخ میدهد که کار این کمیته همچنان کند است و جهان در برابر آنچه انجام میگیرد خاموش مانده. ما در برابر آنچه میگذرد، مسئولیت را بر دوش همهٔ طرفهای ضامن توافق میگذاریم که باید هرچه زودتر به نقش خود عمل کنند؛ زیرا این وضعیت نه میتواند ادامه یابد و نه پذیرفتنی است.
در اینجا به موضع رسمی که در بازدید رئیس دولت به همراه فرمانده ارتش از منطقهٔ مرزی تجلی یافت، اشاره میکنیم؛ دیداری که تأکیدی بود بر حاکمیت لبنان بر آن منطقه در برابر تهدیدهای دشمن که هدفش ادامهٔ سلطه به شکلی از اشکال است، و هشداری دربارهٔ پیامدهای نقضهای دشمن که ممکن است به فروپاشی توافق بینجامد.
ما در برابر این واقعیت، دعوت خود را به همهٔ طرفها و نهادهای سیاسی و مواضع دینی در لبنان تجدید میکنیم که در رویارویی با اصرار دشمن بر خدشهدار کردن حاکمیت و استقلال لبنان، یکصدا بایستند و از بهرهبرداری دشمن از شکاف داخلی برای تثبیت اشغال یا سلطه جلوگیری کنند و این را مسئولیتی ملی بدانند که به طایفه یا مذهب یا جریان سیاسی خاصی اختصاص ندارد.
لبنانیها بیش از هر زمان نیازمند آناند که اختلافها و حساسیتها و جدلهای خود را کنار بگذارند تا با خطرهایی که از درون و در عرصهٔ اقتصادی و معیشتی و امنیتی، و آنچه در مرزهای جنوبی و شرقیشان میگذرد و آنچه منطقه را درمینوردد، روبهرو شوند؛ جایی که نقشههای تازهای در حال ترسیم است تا از رهگذر آن خاورمیانهای نو با دست برتر رژیم صهیونیستی شکل گیرد. نمیتوان با سستیای که شاهدیم و با دولتی ناقص با همهٔ اینها روبهرو شد.
از همینرو از همهٔ مسئولان میخواهیم هرچه زودتر همهٔ راههایی را که انتخاب رئیسجمهور را در نهم ژانویهٔ آینده تضمین میکند، فراهم آورند؛ هرچند بیم آن داریم که در سایهٔ جدینبودن در دستیابی به توافق سیاسی ، که تنها ضامن تحقق این امر است ، این اتفاق رخ ندهد.
مسئولیت جبران خسارت و آغاز بازسازی
در همین حال، از دولت میخواهیم تلاشهای بیشتری برای تکمیل برداشتن آوار عظیم باقیمانده در حومهٔ جنوبی بیروت و جنوب و بقاع انجام دهد، و کمکهایی فراهم آورد که سرپناه کسانی را که خانههایشان را از دست دادهاند تأمین کند و صاحبان مغازهها و مؤسسات را در ادامهٔ کار و رسیدگی به امورشان یاری دهد، و تماسها را برای آغاز فرآیند بازسازی شدت بخشد؛ فرآیندی که بیم داریم در سایهٔ نبود امکانات نزد دولت یا هر نهاد دیگری طولانی شود و از آن بهعنوان برگ فشار بیشتری بر لبنان استفاده گردد.
گریز دشمن از توافق
به غزه میرسیم؛ جایی که دشمن همچنان به کشتارها و ویرانکردن خانهها و سوزاندن چادرهایی که پناهگاه آوارگان است ادامه میدهد تا آنان را به ترک محل سکونت و پناهگاهشان وادارد و بر آن مسلط شود و از ماندن در آن ناامیدشان سازد. در همان حال دشمن از پذیرش هر توافق آتشبسی میگریزد، حتی اگر آنچه از گروگانهایش باقی مانده را نیز به خطر اندازد. در اینجا بر این پایداری بزرگ مردم فلسطین و صبر و مقاومت آنان درود میفرستیم؛ مقاومتی که در کرانهٔ باختری نیز با وجود زخمها و دردهایی که متحمل میشوند، تقویت میشود و امیدواریم در این عرصه هرچه زودتر وحدت داخلی فلسطینی در برابر همهٔ تلاشهای دشمن برای تثبیت شکاف داخلی و واداشتن تشکیلات خودگردان به درگیری با مردم و گروههای مقاومت تحت فشار و تهدید، مستحکم گردد.
تجاوز به یمن
در کنار یمن میایستیم که با تجاوزی روبهروست که اکنون سرمایههای این کشور و زیرساختهایش را هدف گرفته است، به سبب ادامهٔ حمایتش از مسئلهٔ فلسطین و مردمش و بازداشتن از کشتاری که مردم فلسطین با آن روبهرویند.
ما همبستگی خود را با مردم یمن در این رویارویی اعلام میکنیم و از کشورهای عربی و اسلامی میخواهیم در کنار این کشور عربی و اسلامی بایستند تا از منزویشدن و آسیبدیدن آن جلوگیری شود؛ کشوری که ثابت کرده تکیهگاهی برای مسائل عربی و اسلامی و ستمدیدگان جهان است و در این راه جانفشانی میکند.
تبریک به مناسبت میلاد مسیح
سرانجام، در فضای میلاد، به مسلمانان و مسیحیان ولادت مبارک حضرت مسیح (ع) را تبریک عرض میکنیم؛ مناسبتی که میخواهیم ایستگاهی برای کار مشترک در جهت تقویت ارزشهای اخلاقی و انسانی و دمیدن روح محبت و رحمت در جانها باشد؛ ارزشهایی که با آنها جوامع و میهنها و ملتها ساخته میشوند. و امیدواریم سال نو برای این کشور و برای جهان مژدههای خیر و امنیت و آرامش به همراه آورد.


