خطبه‌های نماز جمعه ۲۶ بهمن ۱۴۰۳ علامه سید علی فضل‌الله

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه‌های نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل‌الله

۲۶ بهمن ۱۴۰۳ برابر با ۱۴ فوریه ۲۰۲۵  و ۱۵ شعبان ۱۴۴۶

امام مهدی (عج):  بشارت خداوند به مستضعفان زمین

خطبه اول

خداوند سبحان و تعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا ۚ وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِکَ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»  صدق الله العظیم.

امید مستضعفان

پانزدهم این ماه مبارک، ماه شعبان، ماه رسول خدا (ص)، یادبود ولادت عطرآگین خاتم سلسلۀ مبارک امامان اهل‌بیت (ع)، قائم به حق و عدلِ منتظر، امام محمد بن الحسن العسکری، صاحب عصر و زمان بود که جان‌مان فدای مقدمش باد.

امامی که یاد او هر سال می‌آید تا امید را به دل‌های ستمدیدگان و مقهوران و عذاب‌دیدگان و مستضعفان ببخشد، و به آنان یادآوری کند که آینده هرگز از آنِ طاغوت‌ها و مستکبران نخواهد بود، و نه از آن کسانی که خون و آبروی مردم را مباح می‌دانند یا در زمین فساد می‌کنند؛ بلکه، ولو پس از زمانی، از آن بندگان صالح خدا، دعوت‌کنندگان به حق و عدل و آزادی، و مستضعفان خواهد بود.

و این امیدی که از آن سخن می‌گوییم، امیدی است که باور داریم در شمار آرزوهای پوچ و رؤیاهای بیداری نمی‌گنجد؛ بلکه از ایمان ما به وعدۀ خداوند سبحان سرچشمه می‌گیرد؛ وعده‌ای که به بندگانش داده و هرگز خلف وعده نمی‌کند؛ همان که در آیه‌ای که تلاوت کردیم آمده است: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا» و در سخنی دیگر از خدای سبحان آمده است: «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ» [انبیاء: ۱۰۵] و آیه‌ای که می‌گوید: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» [قصص: ۵].

و در آنچه احادیث وارد از رسول خدا (ص) به آن اشاره کرده‌اند؛ از آن حضرت (ص) آمده است: «لا تذهب الدُّنْیا، حتَّى یبعثَ اللهُ رجلاً من أهلِ بیتی، یُوَاطِئُ اسْمُهُ اسْمِی، وَاسْمُ أَبِیهِ اسْمَ أَبِی، یَمْلَؤُهَا قِسْطًا وَعَدْلًا، کَمَا مَلِئَتْ جَوْرًا وَظُلْمًا؛ دنیا به پایان نمی‌رسد تا آن‌که خداوند مردی از اهل‌بیت من را برانگیزد که نامش نام من و نام پدرش نام پدر من است؛ زمین را از قسط و عدل پر می‌کند، همان‌گونه که از جور و ستم پر شده بود.»

و در حدیثی دیگر وارد شده است: «القائِمُ مِن وُلدِی، اسمُهُ اسمی، وکُنْیَتُهُ کُنیَتی، وشَمائِلُهُ شَمائِلی، وسُنَّتُهُ سُنَّتی، یُقیمُ النّاسَ عَلى مِلَّتی وشَریعَتی، ویَدعوهُم إلى کِتابِ رَبّی عزَّ وجلَّ، مَنْ أَطَاعَهُ فَقَدْ أطاعَنی، ومَنْ عَصاهُ فَقَدْ عَصَانی؛ قائم از فرزندان من است؛ نامش نام من، کنیه‌اش کنیۀ من، شمایلش شمایل من و سنتش سنت من است. مردم را بر آیین و شریعت من برمی‌پادارد و آنان را به کتاب پروردگارم عزّوجلّ فرامی‌خواند. هر کس از او اطاعت کند، از من اطاعت کرده و هر کس نافرمانی‌اش کند، نافرمانی من کرده است.»

و در حدیثی از امام حسن عسکری (ع) که در آن به مهدی (عج) اشاره فرموده، آمده است: «ابْنِی مُحَمَّدٌ هُوَ الْإِمَامُ وَالْحُجَّهُ بَعْدِی، فَمَنْ مَاتَ وَلَمْ یَعْرِفْهُ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّهً. أَمَا إِنَّ لَهُ غَیْبَهً یَحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ، وَیَهْلِکُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ، وَیَکْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ؛ پسرم محمد، امام و حجّت پس از من است. پس هر کس بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. آگاه باشید که او غیبتی دارد که نادانان در آن سرگردان می‌شوند، باطل‌گرایان در آن هلاک می‌گردند و وقت‌گذاران در آن دروغ می‌گویند.»

پس ایمان ما به امام مهدی (عج) از ایمان ما به صدق وعده‌های خداوند به ما سرچشمه می‌گیرد، و از آنچه از رسول خدا (ص) وارد شده؛ همان که خداوند تعالی اشاره فرموده که او جز از وحی سخن نمی‌گوید: «وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَىٰ».[نجم: ۳-۴]. و اگر کسانی دربارۀ امکان زنده‌بودن او در این مدت طولانی و دور از چشم‌ها علامت سؤال برانگیزند، به آنان می‌گوییم: خداوند تواناست که او را در این مدت زنده نگه دارد و راه‌های مراقبت را تا زمانی که با حکمت و تقدیر خود تعیین می‌کند، برای او فراهم سازد: «وَمَا ذَٰلِکَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِیزٍ» [فاطر: ۱۷].

ما امروز، در فضای این ولادت مبارک، ناگزیریم این پرسش را از خود بپرسیم: نقشی که از ما در این مرحله‌ای که در آن به سر می‌بریم، تا زمانی که خداوند به او اجازۀ خروج دهد، چیست؟ آیا به انتظار خروج او بسنده کنیم، چنان‌که برخی چنین می‌کنند؛ یعنی بر او تکیه کنیم و کار را به او واگذاریم و خود را نسبت به امر به معروف و نهی از منکر، برپاداشتن عدل و رویارویی با ستم و انحراف و فساد، بی‌تکلیف بدانیم، مادام که او غایب است؛ و وقتی فساد و ستم و انحراف و طغیان می‌بینیم، دست روی دست بگذاریم و برای تعجیل فرج او دعا کنیم؟ یا آن‌گونه که بسیاری از ما مشغول می‌شویم، در جست‌وجوی نشانه‌ای اینجا و آنجا که زمان ظهور را نشان دهد غرق شویم؛ چیزی که امامان (ع) ما را از افتادن در آن بازداشته‌اند؟! از امام باقر (ع) در سخنی به یکی از یارانش آمده که وقتی پرسید: «آیا برای این امر وقتی هست؟» (یعنی وقتی برای تعیین خروج)، فرمود: «کذب الوقّاتون، کذب الوقّاتون، کذب الوقّاتون؛ وقت‌گذاران دروغ گفتند، وقت‌گذاران دروغ گفتند، وقت‌گذاران دروغ گفتند.»

و از امام صادق (ع) روایت شده است: «کذب الموقّتون، ما وقّتنا فیما مضی، ولا نوقّت فیما یستقبل؛ وقت‌گذاران دروغ گفتند؛ ما در گذشته وقتی تعیین نکردیم و در آینده نیز وقتی تعیین نمی‌کنیم.» پس هر گونه تعیین وقت برای خروج او بی‌اساس است؛ حتی اگر نشانه‌ای از نشانه‌ها تحقق یابد و ثابت شود، ممکن است این نشانه مربوط به این زمان نباشد، بلکه مربوط به زمانی دیگر باشد.

بر ماست که دریابیم امر خروج امام (عج) به دست خداوند است که هیچ‌کس را از آن آگاه نساخته؛ نه از جهت زمان و نه مکان؛ بلکه آن را تا هنگام فراهم‌شدن شرایط خروج و زمان مناسب و امت شایسته، راز نگاه داشته است. و برای دانستن خروج او نیاز به تلاش زیاد نخواهیم داشت؛ او خود را نشان خواهد داد و نشانه‌ها روشن و آشکار و واضح خواهند بود.

تلاش برای تحقق عدل

آنچه باید در این مرحله انجام دهیم این است که پیوسته برای فرج او دعا کنیم و هنگام خروجش حاضر باشیم تا از یاران و انصار او باشیم نه از بازماندگان؛ اما این باید با کار برای تحقق هدفی که رسول خدا (ص) به آن اشاره فرمود، همراه باشد؛ هنگامی که دربارۀ او گفت که او «زمین را از قسط و عدل پر می‌کند، پس از آن‌که از جور و ستم پر شده بود»؛ هدفی که خداوند عزّوجلّ پیامبران و رسولان را برای آن فرستاد و امام می‌آید تا آخرین سنگ آن را بگذارد و همۀ تلاش‌هایی را که برای تحققش انجام شده، کامل کند؛ همان که خداوند عزّوجلّ به آن اشاره فرمود: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» و آنچه اسلام به آن فراخوانده در این سخن خدای تعالی آمده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ» و در این سخن او آمده است: «وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ * أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ».

«عدلُ ساعهٍ خیرٌ منْ عبادهِ سبعینَ سنهً؛ عدل یک ساعت بهتر از عبادت هفتاد سال است.» و عدلی که خداوند عزّوجلّ و اسلام به آن فرامی‌خواند، منحصر به مسلمانان نمی‌شود؛ بلکه قاعدۀ اساسی در تعامل با دیگران و با کسانی است که در دین یا مذهب با ما اختلاف دارند، و حتی با دشمنان. و این همان است که خداوند سبحان به آن اشاره فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ». و در این باره آمده است: «أنَّ الله عزَّ وجلَّ أَوْحَى إِلَى نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِه فِی مَمْلَکَهِ جَبَّارٍ مِنَ الْجَبَّارِینَ، أَنِ ائْتِ هَذَا الْجَبَّارَ فَقُلْ لَه إِنَّنِی لَمْ أَسْتَعْمِلْکَ عَلَى سَفْکِ الدِّمَاءِ واتِّخَاذِ الأَمْوَالِ، وإِنَّمَا اسْتَعْمَلْتُکَ لِتَکُفَّ عَنِّی أَصْوَاتَ الْمَظْلُومِینَ، فَإِنِّی لَنْ أَدَعْ ظُلَامَتَهُمْ وإِنْ کَانُوا کُفَّاراً؛ خداوند عزّوجلّ به یکی از پیامبرانش در پادشاهی جبّاری از جبّاران وحی کرد که نزد این جبّار برو و به او بگو: من تو را بر ریختن خون‌ها و گرفتن اموال نگماشته‌ام؛ بلکه تو را گماشته‌ام تا فریاد ستمدیدگان را از من بازداری؛ زیرا من هرگز دادخواهی آنان را رها نمی‌کنم، هرچند کافر باشند.»

پس ما در سالروز ولادت او موظفیم که پیمان خود را با اماممان تجدید کنیم که به آنچه او فرامی‌خواند و برای تحققش می‌کوشد، عمل کنیم: عادل باشیم با پروردگارمان؛ حق او را ادا کنیم، شکرش گوییم و تعظیمش کنیم و نافرمانی‌اش نکنیم؛ عادل باشیم با خودمان؛ خود را از هر آنچه در دنیا به آن آسیب می‌رساند و از عذاب آخرت نگاه داریم؛ عادل باشیم در خانه‌هایمان؛ شوهر با همسرش و همسر با شوهرش، و با فرزندان و خویشاوندان و همسایگانمان، و با همۀ مردم، نزدیک و دور، دشمن و دوست. و این مقیاس باشد که با آن کلمات و احساسات‌مان را بسنجیم، و در تأیید یا ردّ اشخاص و جهات و موقعیت‌ها. و با هر قضیۀ عدل و با هر کس که پرچم آن را برافراشته، بایستیم؛ حتی اگر به زیان شخصی ما باشد. و در برابر ستم با همۀ عناوینش بایستیم؛ حتی اگر ستمگر از طایفه یا مذهب یا وطن یا موقعیت سیاسی ما باشد. میان حق و باطل، و ستم و عدل، و صلاح و فساد بی‌طرف نباشیم؛ زیرا بی‌طرفان شریکان ستمگران و طاغوت‌ها و مستکبران‌اند که با بهره‌گیری از سکوت و خاموشی و سستی آنان، آنان را رهبری می‌کنند.

دعا برای تعجیل فرج

بنابراین، عزیزان، هنگامی که از خداوند عزّوجلّ می‌خواهیم که فرج خروج او را بر ما تعجیل کند، باید مطمئن شویم که در حمل رسالت او جدی هستیم؛ و حال‌مان چنان نباشد که کسی ظهور امام را می‌خواست تا با او باشد، سپس امام را در خواب دید و چون از او خواست که از بخشی از املاک و موقعیت خود چشم بپوشد، زیرا در آن ستم به دیگران و تجاوز به حقوق‌شان است، خدا را سپاس گفت که در خواب بوده است. بلکه باید او را در همۀ عرصه‌هایی که می‌خواهد ما در آن باشیم، انتظار کشیم؛ عرصه‌های حق و عدل، و رویارویی با ستم و طغیان و فساد.

و همواره از صمیم دل از خداوند بخواهیم که توفیق دیدار او و قرارگرفتن زیر پرچمش را بیابیم، و از سپاهیان و انصار و مدافعان او باشیم، و بگوییم: «اللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَهَ الرَّشِیدَهَ، وَالْغُرَّهَ الْحَمِیدَهَ، وَاکْحُلْ نَاظِرِی بِنَظْرَهٍ مِنِّی إِلَیْهِ»، «وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَأَوْسِعْ مَنْهَجَهُ، وَاسْلُکْ بِی مَحَجَّتَهُ، وَأَنْفِذْ أَمْرَهُ، وَاشْدُدْ أَزْرَهُ، وَاعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلادَکَ، وَأحْیِ بِهِ عِبادَکَ، بِرَحْمَتِـکَ یَـا أَرْحَمَ الرَّاحِمینَ؛ خدایا، طلعت رشید و غرّۀ حمیده را به من بنما، و چشمم را با نگاهی از من به او سرمه کن. و فرجش را تعجیل کن، و خروجش را آسان ساز، و راهش را فراخ کن، و مرا در صراط مستقیم او قرار ده، و امرش را نافذ گردان، و پشتش را محکم کن. و خدایا، با او سرزمین‌هایت را آباد کن، و با او بندگانت را زنده گردان؛ به رحمتت ای مهربان‌ترین مهربانان.»

خطبۀ دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا، شما و خودم را به توصیه‌ای که امام مهدی (عج) به یکی از عالمان عصر خود، یعنی شیخ ابن بابویه، فرستاد و به او فرمان داد که آن را به شیعیانش برساند، سفارش می‌کنم. به او فرمود: «أُوصِیکَ بِمَغْفِرَهِ الذَّنْبِ، وَکَظْمِ الْغَیْظِ، وَصِلَهِ الرَّحِمِ، وَمُواسَاهِ الْإِخْوَانِ، وَالسَّعْیِ فِی حَوَائِجِهِمْ فِی الْعُسْرِ وَالْیُسْرِ، وَالْحِلْمِ عِندَ الْجَهْلِ، وَالتَّفَقُّهِ فِی الدِّینِ، وَالتَّثَبُّتِ فِی الْأُمُورِ، وَالتَّعَهُّدِ لِلْقُرْآنِ، وَحُسْنِ الْخُلُقِ، وَالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ.. وَاجْتِنَابِ الْفَوَاحِشِ کُلِّهَا، وَعَلَیْکَ بِصَلَاهِ اللَّیْلِ، فَإِنَّ النَّبِیَّ (ص) أَوْصَى عَلِیًّا (ع) فَقَالَ: یَا عَلِیُّ، عَلَیْکَ بِصَلَاهِ اللَّیْلِ، عَلَیْکَ بِصَلَاهِ اللَّیْلِ، عَلَیْکَ بِصَلَاهِ اللَّیْلِ، فَاعْمَلْ بِوَصِیَّتِی، وَأْمُرْ جَمِیعَ شِیعَتِی بِمَا أَمَرْتُکَ بِهِ حَتَّى یَعْمَلُوا عَلَیْهِ.. وَعَلَیْکَ بِالصَّبْرِ، وَأْمُرْ جَمِیعَ شِیعَتِی بِالصَّبْرِ: إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُهَا مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ.. وَالسَّلَامُ عَلَیْکَ وَعَلَى جَمِیعِ شِیعَتِنا وَرَحْمَهُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ.. وَحَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ، وَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِیرُ؛ تو را به آمرزش گناه، فروخوردن خشم، پیوند با خویشاوندان، همدردی با برادران، تلاش در برآوردن نیازهای آنان در سختی و آسانی، بردباری در برابر نادانی، تفقه در دین، ثبات در امور، تعهد به قرآن، خوش‌خلقی، امر به معروف و نهی از منکر… و دوری از همۀ زشتی‌ها سفارش می‌کنم. و بر تو باد نماز شب؛ زیرا پیامبر (ص) علی (ع) را سفارش کرد و فرمود: ای علی، بر تو باد نماز شب، بر تو باد نماز شب، بر تو باد نماز شب. پس به وصیت من عمل کن و همۀ شیعیانم را به آنچه تو را فرمان دادم، فرمان ده تا بر آن عمل کنند… و بر تو باد صبر، و همۀ شیعیانم را به صبر فرمان ده: «همانا زمین از آنِ خداست؛ آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد به ارث می‌دهد و عاقبت از آنِ پرهیزگاران است»… و سلام بر تو و بر همۀ شیعیان ما و رحمت و برکات خداوند… و خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلی است، و چه نیکو مولایی و چه نیکو یاوری.»

این وصیت امام (عج) است. از خداوند می‌خواهیم که ما را به عمل به آن توفیق دهد تا بدین‌سان حقیقت ولایتمان به این امام و صدق وابستگی‌مان به او را بیان کنیم؛ زیرا ولایت او با احساسات و عواطف نیست، بلکه با عمل به آنچه آورده است. و بدین‌سان توان بیشتری برای رویارویی با چالش‌ها خواهیم داشت.

در انتظار حل بحران‌ها

آغاز سخن از ولادت دولتی است که لبنانی‌ها در انتظار آن بودند تا به بحران‌هایی که از آن رنج می‌برند رسیدگی کند؛ چه در عرصۀ معیشتی و زندگی، چه آنچه در عرصۀ سیاسی و اقتصادی و امنیتی تهدیدشان می‌کند، و بازگرداندن اموال سپرده‌گذاران، و بازسازی آنچه با تجاوز صهیونیستی ویران شده، یا در کار رویارویی با چالش‌هایی که همچنان به سبب تجاوز صهیونیستی این کشور را درمی‌نوردد، و تعلل دشمن در خروج کامل از سرزمین‌های لبنانی، یا آنچه در مرزهای شرقی جریان دارد، یا در سطح منطقه و جهان، که پیامدهایی بر این کشور خواهد داشت.

ما می‌خواهیم این دولت در سطح آرمان‌ها و امیدهای لبنانی‌ها باشد؛ با وفای به وعده‌هایی که به خود داده است، تا چنان‌که خود اعلام کرده و شعارش ساخته، دولت اصلاح و نجات باشد؛ دولتی اصلاح‌گرِ حقیقی و جدی در عرصۀ سیاسی و اداری و اقتصادی و قضایی و امنیتی، و در این راه در برابر ملاحظات طوایف و مذاهب و موقعیت‌های سیاسی که همواره مانع هر اصلاح مطلوبی بوده‌اند، نایستد؛ دولتی نجات‌بخش کشور از هر آنچه حاکمیت و امنیت و کرامت انسانش را تهدید می‌کند.

ما به حجم دشواری‌هایی که این دولت در سایۀ میراث سنگین و پس از آن‌که کشور به سراشیبی کنونی رسیده، با آن روبه‌رو خواهد شد، آگاهی داریم؛ اما باور داریم که اگر با جدیت و مسئولیت کامل به عنوان تیمی همکار و هماهنگ عمل کند و چشم‌اندازش را کل وطن قرار دهد، نه این طایفه یا آن، و نه این موقعیت سیاسی یا آن، و نه گروگان منافع خارج، می‌تواند از آن‌ها بگذرد.

داوری و اعتماد ما و اعتماد لبنانی‌ها به این دولت، از طریق اعمالش خواهد بود نه سخنانش، و آنچه به وطن و شهروند در آن تقدیم می‌کند، و از طریق میزان حرص آن بر امنیت و حاکمیت و استقلال آن… دولت با وظایف بسیاری روبه‌روست، اما بزرگ‌ترین چالش امروز پیش روی آن در این مرحله، که باید میزان توانایی و حضور خود را در آن نشان دهد، آزادسازی کشور از دشمن صهیونیستی است که همچنان با نقض‌هایش در انفجار ساختمان‌های مسکونی و زیرساخت‌ها، و تسطیح زمین‌های کشاورزی در نوار مرزی برای تبدیل این نوار مجاور موجودیتش به زمینی غیرقابل‌زندگی پیش می‌رود، افزون بر نقض هواپیماهایش از فضای لبنان؛ و امروز در خروج از سرزمین‌هایی که اشغال کرده، امروز و فردا می‌کند و آشکارا اعلام می‌کند که نمی‌خواهد از پنج موقعیت خارج شود، به بهانۀ این‌که تهدیدی برای امنیت شهرک‌هایش هستند، بدون آن‌که تهدیدی را که حضورش در آن‌ها برای امنیت روستاهای لبنانی مشرف بر آن‌ها و حاکمیت این کشور ایجاد می‌کند، در نظر بگیرد؛ چیزی که دولت لبنان را فرامی‌خواند تا تلاش‌هایش را برای فشار بر کشورهای حامی توافق برای ایفای نقش مطلوب‌شان بسیج کند، و آنان را فراخواند که با این کشور از موضع مغلوب رفتار نکنند، و در این راه به همۀ نقاط قوّتی که در اختیار دارد و واقعیت‌های گذشته و حال آن را ثابت کرده‌اند، تکیه کند.

تصمیمی که به حاکمیت کشور آسیب می‌زند

درباره آنچه دیروز در جادۀ فرودگاه رخ داد، می‌پردازیم؛ قطع راه‌ها در بیش از یک منطقۀ لبنانی، که بر بستر تصمیمی بود که برای منع فرود هواپیمای مسافری ایرانی در فرودگاه بیروت صادر شد؛ تصمیمی که در نظر نگرفت که این هواپیما مسافران لبنانی سرگردان در فرودگاه تهران را حمل می‌کند و حق دولت‌شان است که راه‌های بازگشت آنان به وطن‌شان را فراهم کند.

و ما در برابر آنچه رخ داد، می‌خواستیم دولت در آغاز کارش از حکمت و آگاهی بیشتری نسبت به پیامدهای این تصمیم برخوردار باشد؛ پس از آن‌که آشکار شد که در پاسخ به تهدیدات دشمن صهیونیستی آمده است؛ چیزی که به چهرۀ دولت و هیبت آن آسیب می‌زند و به حاکمیت عملکرد یکی از نهادهای حیاتی آن لطمه می‌زند.

بر دولت لبنان است که حساسیت آنچه بر جماعتی گذشته که رهبران و هزاران شهید خود را تقدیم کرده و همچنان در رویارویی با این دشمن برای حفظ حاکمیت این کشور ایستاده است، در نظر بگیرد؛ هرچند در این زمینه نسبت به قطع راه‌ها به عنوان شیوه‌ای از شیوه‌های اعتراض تحفظ داریم؛ زیرا به منافع کسانی که می‌خواهند تردد کنند آسیب می‌زند، به‌ویژه که این نهاد حیاتی است، یا کار به درگیری با ارتش و نیروهای امنیتی بکشد.

ما می‌خواهیم دولت در تصمیم خود تجدیدنظر کند تا به مردم وفادار و حریص بر وطنش تأکید کند که تصمیم هنوز در دست اوست و بر حاکمیت و بر هر نهاد در وطن حریص است.

توطئۀ کوچاندن مردم غزه

به فلسطین می‌رسیم؛ جایی که مردم فلسطین با مرحله‌ای از خطرناک‌ترین مراحل روبه‌رو هستند؛ جایی که تلاش برای کوچاندن آنان و بیرون‌راندن‌شان از سرزمین‌شان جریان دارد؛ چیزی که رئیس‌جمهور آمریکا با صراحت تمام بیان کرده است: کوچاندن مردم غزه به مصر و اردن و عربستان سعودی و دیگران، و این‌که در صدد تسلط بر آن و اداره‌اش است؛ در پی تحکیم امنیت موجودیت صهیونیستی و گسترش پایۀ اقتصاد آمریکا، بدون آن‌که وجود مردم فلسطین در آن را که حق ماندن در سرزمین‌شان را دارند، در نظر بگیرد؛ چیزی که موضع عربی جدی برای رویارویی با این طرح غیرانسانی و غیرقانونی را می‌طلبد که هدفش نابودی قضیۀ فلسطین است؛ و ما را فرامی‌خواند که با همۀ کشورهایی که اگر بر موضع خود مبنی بر نپذیرفتن کوچاندن مردم فلسطین به سرزمین‌شان اصرار کنند، تهدید خواهند شد، همراهی کنیم.

بر جهان عرب است که خود را ضعیف نبیند؛ او از امکانات و توانمندی‌های بسیاری برخوردار است که اگر به کار گیرد، می‌تواند از این طرحی که مردم فلسطین و قضیۀ‌شان را هدف گرفته، جلوگیری کند. و پذیرش آنچه می‌گذرد و تسلیم در برابر فشارهایی که بر او وارد می‌شود، او را به پذیرش هر آنچه در جاهای دیگر بر او تحمیل شود، خواهد کشاند.

همچنان روی مردم فلسطین حساب می‌کنیم که بار دیگر به رئیس‌جمهور آمریکا و به جهان ثابت خواهند کرد که به سرزمین‌شان چسبیده‌اند و آن را ترک نخواهند کرد، و در هیچ سرزمین دیگری خوشبخت نخواهند بود؛ با وجود همۀ ویرانی‌هایی که بر آنان گذشته است؛ و تسلیم آنچه رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید نخواهند شد، هرچند فشارها به اوج برسد.

👤 خطیب: علامه سید علی فضل الله
📅 تاریخ: 2025-02-14
📍 محل برگزاری: مسجد امامین حسنین (ع) بیروت لبنان
📝 موضوع خطبه: امام مهدی (عج): بشارت خداوند به مستضعفان زمین