خطبه‌های نماز جمعه ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ علامه سید علی فضل‌الله

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه‌های نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل‌الله

۱۵ فروردین ۱۴۰۴  برابر با ۰۴ آوریل2025 و  ۰۵ شوال ۱۴۴۶

هشدار نسبت به باطل شدن اعمال و از بین رفتن آن در روز حساب

خطبه اول

 

خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُمْ * إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ مَاتُوا وَهُمْ کُفَّارٌ فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ» صدق الله العظیم.

در این دو آیه، قرآن کریم از مؤمنان می‌خواهد که خدا و پیامبرش را اطاعت کنند؛ با انجام واجبات و بر عهده گرفتن مسئولیت‌هایی که به سوی آن دعوت شده‌اند. اما پس از آن، خداوند سبحان به آنان هشدار می‌دهد که آنچه از طاعات انجام داده‌اند را ضایع نکنند، تا اعمالشان را بیهوده و پراکنده کنند و در برابر خداوند با دست خالی بایستند؛ نه چیزی داشته باشند که آنان را از عذاب پروردگارشان نگه دارد و نه چیزی که آنان را شایسته رسیدن به بهشت کند.

و این همان چیزی است که رسول خدا (ص) وقتی به اصحاب خود فرمود، بیان کرد: «مَن قال سبحان الله، غرس الله له بها شجره فی الجنَّه، ومن قال الحمد لله، غرس الله له بها شجره فی الجنّه، ومن قال لا إله إلَّا الله، غرس الله له بها شجره فی الجنّه، ومن قال الله أکبر، غرس الله له بها شجره فی الجنّه».

فقال رجل من قریش: یا رسول الله، إنَّ شجرنا فی الجنّه لکثیر، قال: «نعم، ولکن إیَّاکم أن ترسلوا علیها نیراناً فتحرقوها، ذلک أنَّ الله عزَّ وجلَّ یقول: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُمْ؛ هر کس بگوید سبحان الله، خداوند به سبب آن درختی در بهشت برای او می‌کارد؛ و هر کس بگوید الحمد لله، خداوند به سبب آن درختی در بهشت برای او می‌کارد؛ و هر کس بگوید لا إله إلا الله، خداوند به سبب آن درختی در بهشت برای او می‌کارد؛ و هر کس بگوید الله أکبر، خداوند به سبب آن درختی در بهشت برای او می‌کارد.»

مردی از قریش گفت: ای رسول خدا، درختان ما در بهشت بسیار خواهد بود. فرمود: «آری، اما مراقب باشید که آتشی بر آن‌ها نفرستید تا بسوزاندشان؛ زیرا خداوند عزّوجل می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر را نیز اطاعت کنید و اعمال خود را باطل نسازید.»

باطل‌کننده‌های اعمال

احادیث به برخی از چیزهایی که ممکن است به باطل شدن اعمال بینجامد اشاره کرده‌اند؛ چیزهایی که باید از آن‌ها آگاه بود تا خود را از افتادن در آن‌ها حفظ کنیم و اعمالمان در زمانی که بیشترین نیاز را به آن‌ها داریم، بیهوده از بین نرود.

حدیث اول

آنچه به باطل شدن اعمال می‌انجامد، شرک به خداوند است؛ همان‌گونه که خداوند سبحان می‌فرماید: «وَلَوْ أَشْرَکُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ؛ و اگر شرک می‌ورزیدند، آنچه انجام می‌دادند از آنان نابود می‌شد.» و نیز آنچه به پیامبرش (ص) فرمود: وَلَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَإِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ».

شرک می‌تواند به صورت اعتقاد به شریک برای خداوند در آفرینش، مالکیت و تدبیر باشد؛ یا در اداره هستی و زندگی، یا آنچه در آن از یاری، عزت، تأیید و توفیق جریان دارد؛ یا در عبادت و خضوع در برابر غیر خدا و سجده برای او؛ و یا التزام به اطاعت از غیر خدا در آنچه که طاعت آن واجب شده است.

و از جمله شرک، همان است که رسول خدا (ص) به آن اشاره کرد هنگامی که فرمود: «إنَّ أخوف ما أخاف علیکم الشّرک الأصغر؛ و چون از او پرسیدند: شرک اصغر چیست؟ فرمود: «الریاء»؛ یعنی اینکه انسان عمل را انجام دهد تا مردم او را ببینند.» و امام صادق (ع) نیز اشاره کرده است که شرک گاهی در سخن گفتن است؛ در تفسیر این آیه: «وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ» فرمود: «هو الرَّجل یقول: لولا فلان لهلکت، ولولا فلان ما أصبت کذا وکذا، ولولا فلان لضاع عیالی، ألا ترى أنَّه قد جعل الله شریکاً فی ملکه یرزقه ویدفع عنه؟! و هنگامی که سؤال‌کننده گفت: «قلت: فیقولُ: لَولا أنَّ اللّه مَنَّ عَلیَّ بِفلانٍ لَهَلَکتُ؟ قال: نَعَم، لا بَأسَ بهذا». مرد می‌گوید: اگر فلان کس نبود هلاک می‌شدم؛ و اگر فلان کس نبود چنین و چنان به دست نمی‌آوردم؛ و اگر فلان کس نبود خانواده‌ام تباه می‌شد. آیا نمی‌بینی که او برای خداوند در ملکش شریکی قرار داده که روزی‌اش می‌دهد و از او دفع می‌کند؟! و وقتی سؤال‌کننده گفت: «گفتم: پس بگوید: اگر خداوند با فلان کس بر من منت ننهاده بود هلاک می‌شدم؟ فرمود: آری، در این اشکالی نیست.»

حدیث دوم

آن چیزی است که از رسول خدا (ص) آمده است که فرمود: «لَأَعْلَمَنَّ أَقْوَامًا مِنْ أُمَّتِی یَأْتُونَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِحَسَنَاتٍ أَمْثَالِ جِبَالِ تِهَامَهَ بِیضًا، فَیَجْعَلُهَا اللهُ عَزَّ وَجَلَّ هَبَاءً مَنْثُورًا؛ فقیل له: یا رسول الله، صفهم لنا. قال: «أَمَا إِنَّهُمْ إِخْوَانُکُمْ، وَمِنْ جلدَتِکُمْ، وَیَأْخُذُونَ مِنْ اللَّیْلِ کَمَا تَأْخُذُونَ، وَلَکِنَّهُمْ أَقْوَامٌ إِذَا خَلَوْا بِمَحَارِمِ اللهِ انْتَهَکُوهَا؛ حتماً اقوامی از امتم را خواهم شناخت که روز قیامت با حسناتی همچون کوه‌های تهامه سفید می‌آیند، پس خداوند عزّوجل آن‌ها را غباری پراکنده می‌سازد. گفته شد: ای رسول خدا، آنان را برای ما توصیف کن. فرمود: «آگاه باشید که آنان برادران شمایند و از پوست شمایند و از شب همان‌گونه که شما بهره‌ می‌برید، بهره‌ می‌برند؛ اما اقوامی‌اند که وقتی با محرمات الهی خلوت می‌کنند، آن‌ها را نقض می‌کنند.»

با این سخن به گروهی از مردم اشاره کرد که وقتی از چشم مردم دورند، بر معاصی و افتادن در حرام جسارت می‌ورزند، بدون آنکه در نظر بگیرند که خداوند آنان را می‌بیند و بر آنان آگاه است؛ در حالی که وقتی زیر چشم مردم‌اند، آن‌ها را مرتکب نمی‌شوند.

 حدیث سوم

«أَتَدْرُونَ مَنِ الْمُفْلِسُ مِنْ أُمَّتِی؟ قَالُوا: «الْمُفْلِسُ فِینَا مَنْ لَا دِرْهَمَ لَهُ وَلَا دِینَارَ وَلَا مَتَاعَ. فَقَالَ رَسُولُ الله (ص): الْمُفْلِسُ مِنْ أُمَّتِی مَنْ یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِصَلَاتِهِ وَصِیَامِهِ، وَیَأْتِی قَدْ شَتَمَ هَذَا، وَقَذَفَ هَذَا، وَأَکَلَ مَالَ هَذَا، وَسَفَکَ دَمَ هَذَا، وَضَرَبَ هَذَا، فَیُقْتَصُّ لِهَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ، وَلِهَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ، فَإِذَا فَنِیَتْ حَسَنَاتُهُ قَبْلَ أَنْ یَقْضِیَ مَا عَلَیْهِ، أُخِذَ مِنْ خَطَایَاهُمْ، فَطُرِحَتْ عَلَیْهِ، ثُمَّ طُرِحَ فِی النَّارِ؛ آیا می‌دانید مفلس از امتم کیست؟ گفتند: «مفلس نزد ما کسی است که نه درهمی دارد و نه دیناری و نه کالایی.» رسول خدا (ص) فرمود: «مفلس از امتم کسی است که روز قیامت با نماز و روزه‌اش می‌آید، و در حالی می‌آید که به این فحش داده، به آن تهمت زده، مال این را خورده، خون آن را ریخته و این را زده است؛ پس از حسناتش برای این قصاص گرفته می‌شود و از حسناتش برای آن؛ و چون حسناتش پیش از آنکه آنچه بر اوست ادا شود تمام شود، از گناهان آنان گرفته و بر او افکنده می‌شود، سپس در آتش افکنده می‌شود.»

حدیث چهارم

«یؤتى بأحد یوم القیامه لیقف بین یدی الله ویدفع إلیه کتابه، فلا یرى حسناته، فیقول: إلهی، لیس هذا کتابی! فإنّی لا أرى فیها طاعتی؟! فیقال له: إنَّ ربّک لا یضلّ ولا ینسى، ذهب عملک باغتیاب النَّاس، ثمَّ یؤتى بآخر ویدفع إلیه کتابه، فیرى فیه طاعات کثیره، فیقول: إلهی، ما هذا کتابی! فإنّی ما عملت هذه الطّاعات! فیقال: لأنَّ فلاناً اغتابک، فدُفعت حسناته إلیک؛ روزی قیامت کسی را می‌آورند تا در برابر خداوند بایستد و کتابش را به او می‌دهند، اما حسناتش را نمی‌بیند. می‌گوید: خدایا، این کتاب من نیست! زیرا طاعتم را در آن نمی‌بینم؟! به او گفته می‌شود: پروردگارت گمراه نمی‌شود و فراموش نمی‌کند؛ عملت به سبب غیبت مردم از بین رفت. سپس دیگری را می‌آورند و کتابش را به او می‌دهند و طاعات بسیاری در آن می‌بیند. می‌گوید: خدایا، این کتاب من نیست! زیرا من این طاعات را انجام نداده‌ام! گفته می‌شود: چون فلان کس از تو غیبت کرد، حسناتش به تو داده شد.»

از این رو در حدیث آمده است: «أنّ رجلاً قد سمع أنَّ أحداً قد اغتابه، فأرسل إلیه طبقاً من الرّطب، وقال: بلغنی أنّک أهدیَتَ إلیَّ حسناتِک، فأردتُ أن أکافئک علیها، فاعذرنی، فإنی لا أقدر أن أکافئک بها على التَّمام؛ مردی شنید که کسی از او غیبت کرده است؛ پس طبقی از رطب برای او فرستاد و گفت: به من خبر رسیده که حسنات خود را به من هدیه کرده‌ای، پس خواستم تو را پاداش دهم؛ پس عذرم را بپذیر، زیرا نمی‌توانم به طور کامل تو را پاداش دهم.»

حدیث پنجم

در آن هشدار به کسانی است که از سرنوشتی که روز قیامت در انتظارشان است بر خداوند سوگند می‌خورند. متألّی بر خداوند کسی است که مردم را دسته‌بندی می‌کند و می‌گوید خداوند این را به بهشت می‌برد و آن را به آتش؛ در حالی که کار به خداوند بازمی‌گردد که تنها اوست که روز قیامت بر مردم حکم می‌کند؛ چنان‌که می‌فرماید: «إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ * ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ»

«همانا بازگشت آنان به سوی ماست * سپس حسابشان بر ماست.»

و چون احکام خداوند ممکن است با احکام ما متفاوت باشد و ما ظاهر مردم را می‌دانیم، در حالی که او ظاهر و باطن آنان را می‌داند.

از رسول خدا (ص) آمده است: «ویل للمتألّین من أمَّتی، قیل: من هم؟ قَالَ: الَّذین یَقُولُونَ فلَان فِی الْجنَّه، وَفُلَان فِی النَّار. فیقول الله: «مَنْ ذا الَّذی یَتَأَلَّى عَلَیَّ أنْ لا أغْفِرَ لِفُلانٍ، فإنِّی قدْ غَفَرْتُ لِفُلانٍ، وأَحْبَطْتُ عَمَلَکَ؛ وای بر متألّین از امتم. گفته شد: آنان کیستند؟ فرمود: کسانی که می‌گویند فلان در بهشت است و فلان در آتش.» پس خداوند می‌فرماید: «کیست آنکه بر من سوگند می‌خورد که فلانی را نیامرزم؟ همانا من فلانی را آمرزیدم و عمل تو را باطل ساختم.»

زیان بزرگ

عزیزان، این مصیبتی که پس از آن مصیبتی نیست این است که انسان در دنیا با انواع عبادات و مستحبات بکوشد و جهاد کند و صدقه دهد و بیاموزد، تا آنکه روز قیامت فرا رسد تا پاداش خود را بگیرد و با آن از آتش نجات یابد و وارد بهشت شود، به او گفته شود که حسناتت بر باد رفته است؛ در زمانی که دیگر مجالی برای جبران نیست، مگر آنکه خداوند سبحان با رحمت خود او را فراگیرد. حال او در این حال، حال تاجری است که پس از رنج و زحمت مال بسیاری از تجارت خود به دست آورده، اما پس از به دست آوردن آن، این مال را ضایع کرده یا بیهوده خرج کرده و هنگام نیاز آن را نمی‌یابد؛ یا حال آن زنی که در مکه می‌زیست و قرآن به او اشاره کرده است: «وَلَا تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّهٍ أَنْکَاثاً». این زن با زنان دیگر از صبح تا شب پشم می‌ریسید، اما همین که کارشان تمام می‌شد، بدون هیچ دلیلی به آنان فرمان می‌داد که آنچه ریسیده‌اند را از هم باز کنند.

از این رو، دوستان عزیز، از ما خواسته شده است که به خوبی خود را پیگیری کنیم؛ خود را زیر نظر بگیریم و محاسبه کنیم و سرزنش کنیم؛ از صدق نیت‌هایمان و اینکه خالص برای خداست مطمئن شویم؛ و آنچه از گوش‌ها و چشم‌هایمان صادر شده و آنچه بر دستان و همه اعضا و جوارحمان جاری شده، با آن خدا را نافرمانی نکرده باشیم و به کسی ستم نکرده و به کسی بدی نکرده باشیم؛ و در آنچه خداوند برای خود قرار داده از تعیین سرنوشت مردم دخالت نکنیم: «إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ * ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ». «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً».

این همان چیزی است که باید در هر وقت و زمانی آن را به یاد آوریم؛ و پس از هر عبادت و طاعتی که انجام می‌دهیم، مانند آنچه در ماه رمضان انجام دادیم و آنچه هر روز انجام می‌دهیم؛ و پس از هر بخششی که می‌پردازیم و جهاد و فداکاری‌ای که انجام می‌دهیم؛ تا کوششی را که کرده‌ایم و فداکاری‌ای را که تقدیم کرده‌ایم و ثوابی را که سزاوار آنیم حفظ کنیم.

و دعای ما در این باره این است: «اللَّهُمَّ ثَبِّتْنا عَلى دِینِکَ ما أَحْیَیْتَنِا، وَلا تُزِغْ قَلوبنا وأبصارنا وأسماعنا وجمیع جوارحنا… واجعلنا من المرحومین، ولا تجعلنا من المحرومین، یا أرحم الراحمین؛ خدایا، ما را بر دینت ثابت بدار تا زمانی که زنده‌مان می‌داری، و دل‌ها و چشم‌ها و گوش‌ها و همه اعضا و جوارحمان را منحرف مگردان… و ما را از رحمت‌شدگان قرار ده و از محرومان مگردان، ای مهربان‌ترین مهربانان.»

 

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا، شما و خودم را به همان موضع و ایستادگی‌ای سفارش می‌کنم که مسلمانان پس از نبرد اُحُد در پیش گرفتند؛ هنگامی که کسی نزد آنان آمد و خبر داد که ابوسفیان همراه لشکرش تصمیم گرفته‌اند به مدینه حمله کنند و در این کار از پیروزی‌ای که در جنگ اُحُد به دست آورده بودند و نیز از زخم‌ها و جراحت‌هایی که بر مسلمانان وارد شده بود، سوءاستفاده نمایند.

در آن روز، مسلمانان در برابر تهدیدها و ارعاب‌های ابوسفیان سر تسلیم فرود نیاوردند و با اطمینان، ایمان و یقین کامل گفتند: «حسبنا الله و نعم الوکیل». پس در همان روز به نعمت و تأیید الهی دست یافتند، چنان‌که خداوند سبحان به آن اشاره فرموده است:«فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَهٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ».

این امر سبب شد ابوسفیان از آنچه می‌خواست انجام دهد بازگردد؛ زیرا عزم و اراده مسلمانان را دید.

امروز نیز، در برابر همه چالش‌ها و هراس‌افکنی‌هایی که با آن روبه‌رو هستیم، باید همان بگوییم که آنان گفتند: حسبنا الله ونعم الوکیل؛ و همگی به آنچه خداوند از نعمت و فضل وعده داده اعتماد داشته باشیم و پس از آن هیچ آسیبی به ما نرسد؛ و بدین‌سان نیرومندتر و تواناتر بر رویارویی با چالش‌ها باشیم.

تشدید حملات

آغاز سخن از تشدید حملاتی است که دشمن صهیونیستی با هدف قرار دادن ضاحیه جنوبی انجام داد؛ که خطرناک‌ترین تشدید از زمان توافق آتش‌بس به شمار می‌رود و در چارچوب سلسله‌ای فزاینده از نقض‌ها و ترورهاست که انجام داده و بیم آن می‌رود که دشمن پس از تأکید بر اینکه هیچ خط قرمزی در تجاوز به سرزمین‌های لبنانی نخواهد داشت، به آن ادامه دهد؛ در حالی که از سکوت مطلق کمیته مأمور اجرای توافق آتش‌بس در برابر نقض‌هایش بهره می‌برد.

روشن شده است که هدف دشمن از این کار فشار بر دولت لبنان و مقاومتی را دارد که اعلام کرده پشت آن ایستاده است و آن را به مذاکراتی با ماهیت سیاسی بکشاند که به رژیم صهیونیستی در پرتو برتری فناورانه و حمایت بین‌المللی‌اش، امکان دستیابی به دستاوردهای سیاسی و امنیتی بدهد.

در برابر آنچه رخ می‌دهد، بار دیگر بر اهمیت بسیج موضع لبنانی، چه در سطح رسمی و چه مردمی، تأکید می‌کنیم تا دشمن را از هرگونه تعرض به حاکمیت لبنان بازداریم؛ چیزی که در جنگ نتوانست به آن دست یابد، پس از بهای سنگینی که لبنان در این راه پرداخته است؛ و نیز ضرورت ایستادن در یک صف در برابر فشارهای مستمر امنیتی و سیاسی و رد پیوند دادن بازسازی به فرآیند مذاکره.

در اینجا باید از موضع رسمی متحدی که اعلام کرده هرگونه عادی‌سازی با این رژیم یا انجام مذاکرات سیاسی مستقیم با آن را رد می‌کند و بر خروج صهیونیستی از همه سرزمین‌های لبنانی پیش از بررسی هر مسئله دیگری اصرار دارد، تقدیر کنیم.

در اینجا از لبنانی‌ها می‌خواهیم که فریب سخنانی را که برخی ترویج می‌کنند نخورند که مشکل فقط در سلاح مقاومت است و راه‌حل در لبنان به پایان یافتن وجود این سلاح وابسته است؛ در حالی که دور و نزدیک می‌دانند و بدون هیچ شکی، مشکل در طمع‌های دشمن به این کشور و طرح او برای تسلط بر آن و بر کل منطقه است و می‌خواهد دست بالاتر را در آن داشته باشد؛ و او برای این کار بهانه نمی‌خواهد، بلکه وقتی منافع و اهدافش اقتضا کند، بهانه می‌سازد.

لبنانی‌ها باید دریابند که برنده‌ترین سلاح در رویارویی با این دشمن و بازپس‌گیری سرزمین و اسیران و حاکمیت‌شان، در وحدت داخلی و توافق بر آنچه حاکمیت، امنیت و آزادی این کشور را تضمین می‌کند نهفته است؛ و باید دریابند که لبنان اگر نیروهایش و تلاش‌هایش متحد شود و دیپلماسی و دوستی‌هایش در جهان و مواضع قدرت خود را بسیج کند، به جای آنکه به آن‌ها تیراندازی کند، ضعیف نخواهد بود.

غزه: طرح آواره‌سازی

به غزه می‌رسیم؛ جایی که دشمن همچنان در آن به کشتارها و محاصره کامل و کار برای قطع ارتباط بخش‌های آن ادامه می‌دهد تا دایره اشغال خود را گسترش دهد؛ و این در حالی رخ می‌دهد که جهان در برابر آنچه می‌گذرد سکوت کرده است.

روشن شده است که او از طریق این فشار هدف اصلی خود را دنبال می‌کند؛ یعنی آواره‌سازی مردم غزه یا بخش عمده‌ای از آنان، پس از آنکه نوار غزه به سرزمینی غیرقابل زیست تبدیل شود؛ تا بار دیگر طرح رئیس‌جمهور آمریکا که بر بیش از یک کشور عربی فشار آورد تا ایده پذیرش مردم غزه را بپذیرند، زمینه سازی شود تا دشمن کاملاً از این منطقه آسوده شود.

و این را در کرانه باختری هم تکمیل می‌کند که در آن به تخریب خانه‌ها و اردوگاه‌ها و زیرساخت‌ها می‌پردازد تا راه را برای پیشروی گسترده‌تر شهرک‌سازی باز کند و ایده دولت فلسطینی را در واقعیت از بین ببرد، پیش از آنکه در طرح‌های سیاسی از بین برود.

تجاوز دشمن به سوریه

به سوریه می‌رسیم؛ جایی که دشمن صهیونیستی همچنان به هدف قرار دادن و تجاوز به این کشور ادامه می‌دهد و برای تضعیف توانمندی‌های آن و بازی با وحدتش و جلوگیری از برپایی دولت می‌کوشد تا آنچه می‌خواهد از شروط را بر قدرت جدید آن تحمیل کند و مسیر آن را ترسیم نماید.

ما در این باره، بار دیگر از مردم سوریه می‌خواهیم که به آنچه دشمن برای آن برنامه‌ریزی می‌کند توجه کنند و متحد شوند تا فرصت را از او بگیرند و او را از دستیابی به اهداف و طمع‌هایش در این کشور بازدارند.

وحدت برای رویارویی با تهدید

در همین زمان، شاهد ادامه حملات هوایی بر یمن و هدف قرار دادن زیرساخت‌های آن هستیم. ما در برابر آنچه رخ می‌دهد، از کشورهای عربی و اسلامی و ملت‌هایشان می‌خواهیم که در این مرحله در یک صف بایستند تا با هر آنچه منطقه را تهدید می‌کند رویارویی کنند و از همه حساب‌هایی که آنان را از این کار بازمی‌دارد فراتر روند؛ زیرا موفقیت دشمن در آنچه می‌جوید، در مرز این کشورها متوقف نخواهد شد، بلکه به تغییر چهره کل خاورمیانه خواهد انجامید و بر همه کشورهای عربی و اسلامی با ضعف بازتاب خواهد یافت و حضورشان را در سطح منطقه و جهان از دست خواهند داد.

👤 خطیب: علامه سید علی فضل الله
📅 تاریخ: 2025-04-04
📍 محل برگزاری: مسجد امامین حسنین (ع) بیروت لبنان
📝 موضوع خطبه: هشدار نسبت به باطل شدن اعمال و از بین رفتن آن در روز حساب