
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ برابر با ۰۲ می ۲۰۲۵ و ۱۴ ذی القعده ۱۴۴۶
کار در اسلام عبادت و مسئولیت و کلید پیشرفت کشورها
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود فرموده است: «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ» صدق الله العظیم.
خداوند سبحانه و تعالی در این آیهی کریمه مؤمنان را به کار در همهی موقعیتها و حوزههای حلال فراخوانده است؛ حتی اگر لازم باشد مسافتها را طی کنند، دریا را بشکافند و خطرها را به جان بخرند. زیرا خداوند نمیخواهد بندگانش بیکار باشند، باری بر دوش دیگران شوند و از خردههای سفرهی دیگران روزی بخورند. آنان با کار کردن، ارادهی خداوند را در زندگی تحقق میبخشند؛ در آباد کردن زمین، بهرهبرداری از ثروتها، توانمندیها و امکاناتی که در آن نهاده شده و از خیرات و برکاتی که در آن ودیعه گذاشته است.
عبادت و مسئولیت
اسلام کار را تا آنجا بالا برد که آن را تنها به تأمین نیازهای انسان محدود نکرد؛ بلکه آن را عبادت شمرد و حتی قلهی عبادت دانست. این مطلب در حدیثی از رسول خدا (ص) آمده است: «العباده سبعون جزءًا، أفضلها جزءًا طلب الحلال؛ عبادت هفتاد جزء است که بهترین جزء آن طلب حلال است».
روایت شده که دو نفر از صحابهی رسول خدا (ص) نزد ایشان بودند. پیامبر دربارهی برادرشان پرسید. گفتند: او از نمازی به نماز دیگر و از روزهای به روزهی دیگر مشغول است. پیامبر (ص) فرمود: پس چه کسی مخارج او را تأمین میکند؟ گفتند: ما. فرمود: «أنتما أعبد منه؛ شما از او عابدترید».
اسلام کار را راه و دریچهای برای رسیدن به رضوان، محبت و آمرزش خداوند دانست و آن را جهاد در راه او شمرد. این مطلب در چند حدیث شریف آمده است. در حدیثی آمده است: «من بات کالًّا من طلب الحلال، بات مغفورًا له؛ هر کس از طلب حلال خسته بخوابد، آمرزیده خوابیده است». و در حدیث دیگری از ایشان (ص) روایت شده که به یاران خود فرمود: «إِنَّ مِنَ الذُنُوبِ ذُنُوبًا لَا تُکَفِّرُهَا الصَلَاهُ وَلَا الصِّیَامُ وَلَا الحَجُّ وَلَا العُمْرَهُ. قَالُوا: فَمَا یُکَفِّرُهَا یَا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ: الهُمُومُ فِی طَلَبِ المَعِیشَهِ؛ برخی گناهان هست که نماز و روزه و حج و عمره آن را پاک نمیکند. گفتند: پس چه چیزی آن را پاک میکند ای رسول خدا؟ فرمود: اندوههایی که در طلب معیشت کشیده میشود».
در سیره آمده است که رسول خدا (ص) با گروهی از یاران خود بودند. جوانی قویبنیه و عضلانی دیدند. گفتند: کاش این نیرو در راه خدا بود؛ یعنی اگر جوانی و قدرتش را در جهاد در راه خدا بهکار میبرد، بهتر نبود؟ پیامبر (ص) پاسخ داد: «إن کان خرج یسعى على ولده صغارًا فهو فی سبیل الله، وإن کان خرج یسعى على أبوین شیخین کبیرین فهو فی سبیل الله، وإن کان خرج یسعى على نفسه یعفّها عن النّاس فهو فی سبیل الله؛ اگر برای تأمین فرزندان خردسالش بیرون رفته، در راه خداست؛ اگر برای پدر و مادر پیر و سالخوردهاش بیرون رفته، در راه خداست؛ و اگر برای خود بیرون رفته تا خود را از مردم بینیاز کند، در راه خداست».
کار، شیوهی انبیا، امامان و صالحان بوده است. حسن بن علی بن ابیحمزه از پدرش روایت کرده که گفت: امام کاظم (ع) را دیدم که در زمینی از آن خود کار میکرد و پاهایش خیس عرق بود. گفتم: فدایت شوم، مردان کجا هستند؟ فرمود: «یا علیّ، قد عمل بالیدِ من هو خیرٌ منّی فی أرضه ومن أبی. فقلت له: ومن هو؟ فقال: رسول الله (ص) وأمیر المؤمنین وآبائی (ع)، کلُّهم کانوا قد عملوا بأیدیهم، وهو من عمل النبیّین والمرسلین والأوصیاء والصّالحین؛ ای علی، کسانی با دست خود کار کردهاند که از من و پدرم بهتر بودهاند. گفتم: چه کسانی؟ فرمود: رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین و پدرانم (ع). همهی آنان با دست خود کار میکردند و این از کارهای پیامبران، رسولان، اوصیا و صالحان است».
نکوهش بیکاران
در مقابل، احادیث بیکاران و تنبلانی را که برای لقمه نانی بر درها میچرخند، نکوهش کردهاند. از امام باقر (ع) روایت شده است: «إِنِّی لَأُبْغِضُ الرَّجُلَ – أَوْ أُبْغِضُ لِلرَّجُلِ – أَنْ یَکُونَ کَسْلَانَ عَنْ أَمْرِ دُنْیَاهُ، وَمَنْ کَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْیَاهُ، فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَکْسَلُ؛ من مردی را دشمن میدارم – یا برای مرد دشمن میدارم – که در کار دنیا تنبل باشد؛ و هر کس در کار دنیا تنبل باشد، در کار آخرتش تنبلتر است».
و در حدیث دیگری آمده است: «ملعون ملعون من ألقى کلّه على النّاس؛ ملعون است، ملعون است کسی که بار خود را بر دوش مردم بیندازد».
از رسول خدا (ص) روایت شده است: «أرى الرَّجل فیُعجبنی، فأقول: هل له حرفه؟ فإن قیل لا، سقط مِن عینی؛ مردی را میبینم و از او خوشم میآید؛ میگویم: آیا حرفهای دارد؟ اگر بگویند نه، از چشمم میافتد».
از اینرو رسول خدا (ص) با آنکه کریم بود، عطا و صدقهی خود را از کسی که توان کار داشت دریغ میکرد و او را به کار فرامیخواند و یاریاش میداد. در سیره آمده که مردی نزد ایشان آمد و برای مخارج خانوادهاش کمک خواست. پیامبر (ص) نپذیرفت و فرمود: برو کار کن. مرد گفت: مالی ندارم که با آن کار کنم. پیامبر (ص) پرسید: در خانهات چیزی یا متاعی داری؟ گفت: آری. مرد پوست قوچی و ظرفی آورد که با آن مینوشید. پیامبر (ص) آنها را به دو درهم فروخت؛ یک درهم به او داد تا برای خانوادهاش نان بخرد و درهم دیگر را تا تبری بخرد و او را فرمان داد که در کوه مدینه هیزم جمع کند و تا پانزده روز نزد او نیاید. پس از آن مدت، از کار خود چنان کسب کرد که توانست مخارج خود و خانوادهاش را تأمین کند. نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: ای رسول خدا، خود و خانوادهام را بینیاز کردم و چیزی هم برایم مانده است. پیامبر (ص) فرمود: «هذا ما أردت لک؛ همین را برای تو میخواستم».
از همینجا در شرع آمده است که خمس و زکات به کسانی که توان کار دارند و شرایط فراهم است اما کار نمیکنند یا از برخی کارها ابا دارند و میخواهند بر خمس و زکات و صدقات تکیه کنند، داده نمیشود.
حتی خداوند عز و جل دعاهای چنین کسانی را مستجاب نمیکند؛ با آنکه به بندگان وعدهی اجابت داده و فرموده است: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ». در حدیث آمده است که خداوند دعای مردی را که در خانهاش نشسته و میگوید: «اللهم ارزقنی» مستجاب نمیکند و میفرماید: آیا تو را به طلب فرمان ندادم؟! به سوی کار برو تا من یاریات کنم؛ اما در حالی که در خانهات نشستهای یاریات نمیکنم.
در این زمینه روایت شده که وقتی این آیه نازل شد: «وَمَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» برخی مسلمانان در خانهها را بستند و به عبادت روی آوردند و کار را رها کردند و گفتند: از طلب بینیاز شدیم؛ خداوند از جایی که گمان نمیبریم روزیمان میدهد. رسول خدا (ص) نزد آنان آمد و فرمود: چه چیزی شما را به این کار واداشت؟ گفتند: ای رسول خدا، خداوند روزی ما را بر عهده گرفته، پس به عبادت پرداختیم. فرمود: «إنّه مَن فعل ذلک لم یُستجب له، علیکم بالطّلب؛ هر کس چنین کند، دعایش مستجاب نمیشود؛ بر شما باد طلب کردن».
در اسلام بازنشستگی نیست
پس عزیزان، کار همان ارزشی است که خداوند عز و جل خواسته زندگی بر آن بنا شود و شیوهی بندگانش باشد. او آنان را فراخوانده که تا آخرین نفس زندگی از کار دست نکشند. از همینجا این سخن آمده است: «در اسلام بازنشستگی نیست». آری، شیوهی کار میان دوران جوانی و دوران پیری متفاوت میشود، اما نباید از کار دست کشید. در حدیث آمده است: «إن قامتِ السَّاعهُ وفی یدِ أحدِکم فسیلهٌ، فإن استطاعَ أن لا یقومَ حتَّى یغرِسَها فلیغرِسْها؛ اگر قیامت برپا شود و در دست یکی از شما نهالی باشد، اگر بتواند پیش از برخاستن آن را بکارد، بکارد».
تکریم کارگر
اسلام تنها به تشویق کار بسنده نکرد؛ بلکه کسانی را که کار میکنند تکریم نمود و به دادن کامل حقوقشان در برابر کارشان فراخواند. در حدیث آمده است: «مَن ظَلَمَ أجیرًا أجرَهُ، أحبَطَ اللهُ عَمَلَهُ، وحَرَّمَ عَلَیهِ ریحَ الجَنَّهِ؛ هر کس مزد کارگری را ستم کند، خداوند عملش را باطل میکند و بوی بهشت را بر او حرام میسازد» و خواسته است که بیش از توان بر کارگران بار نشود، کرامتشان حفظ گردد و خوار نشوند، از سوی مدیرانشان قدر ببینند، در محل کار احساس امنیت کنند و اگر نیکوکاری کردند پاداش گیرند.
تقویت ارزش کار
عزیزان، ما بیش از هر زمان نیازمندیم که در واقعیت زندگیمان به ارزش کار بازگردیم تا از این راه، عشق بسیاری به آسایش و بیکاری واقعی یا پنهان را درمان کنیم؛ بیکاریای که در آن فرد کار میکند اما از کارش چیزی تولید نمیشود. تمدن جدید شاید در این امر نقش داشته باشد؛ زیرا همهی وسایل رفاه را در اختیار انسان گذاشته و او را به کارهای آسان خو داده و از کارهای سخت و نیازمند تلاش گریزان ساخته است. از اینرو بسیاری به دنبال مشاغلی میروند که پول میآورد اما زحمت و رنجی ندارد.
ای عزیزان، کلید پیشرفت انسان و وطنها و ساختن تمدنها آن است که کار را بالاترین ارزش زندگی بدانیم؛ کاری که خداوند عز و جل خواسته صالح و در خدمت زندگی باشد. با کار بود که تمدنها برپا شد و مسلمانان توانستند یکی از بزرگترین تمدنهای تاریخ را بسازند؛ و هنگامی که از آن روی برتافتند و در نیازهای کوچک و بزرگ بر در دیگران گدایی کردند، به اسارت آنان درآمدند. ما نمیتوانیم عزیز باشیم و تصمیممان آزاد باشد مگر آنکه اهمیت کار و نتایج آن را درک کنیم، کارگر را احترام کنیم و گرامی بداریم، و کارگر نیز نقش خود را ارج نهد، آن را به کمال رساند و در آن نیکوکاری کند.
در این روز به همهی کارگران تبریک میگوییم؛ کسانی که در تجارت، کشاورزی، صنعت، ساختوساز و خدمات کار میکنند؛ کسانی که اندیشه و ادب میآفرینند، هدایت و تربیت و آموزش میدهند و نسلها را میسازند؛ و کسانی که برای دفاع از وطن و حراست از آن میکوشند و در این راه فداکاری میکنند تا وطنهایمان آزاد، عزیز و کریم باشد. به بخششهایشان تبریک میگوییم؛ به هر خیری که از آنان جاری است و همواره در برابر چشم خداوند و رسولش (ص) و مؤمنان خواهد بود؛ روزی که در پیشگاه خداوند عز و جل میایستند تا پاداش کارهای شایستهشان را بگیرند، چنانکه خداوند وعده داده است: «وَمَن یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَٰئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ وَلَا یُظْلَمُونَ نَقِیرًا». و آخرین سخن ما این است که الحمد لله رب العالمین.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه خداوند سبحان و تعالی در این ماه، یعنی ماه ذیقعده فراخوانده است که یکی از چهار ماه حرام (رجب، ذیقعده، ذیحجه و محرم) است، سفارش میکنم. خداوند عز و جل خواسته این ماهها ماههای صلح، امنیت و آرامش باشند؛ ماههایی که در آن جنگها، تنشها، نزاعها و اختلافها، هرچند بزرگ و گسترده، و در همهی سطوح حتی فردی، متوقف شوند؛ و ماههایی برای عبادت، بخشش و عطا باشند. در این ماهها حسنات چند برابر میشود و باید از افتادن در سیئاتی که آنها نیز چند برابر میشود پرهیز کرد.
پس فرصت این ماه را غنیمت شماریم و آن را ماهی سازیم که خیر، برکت، امنیت و آرامش دنیا و آخرت را بر ما فرو ریزد و با آن توان رویارویی با چالشها را بیابیم.
تشدید تجاوز صهیونیستی
آغاز سخن از تجاوز مستمر اسرائیلی است که ضاحیهی جنوبی را هدف قرار داده؛ در حملاتی تازه به بهانهای واهی که به آن خو گرفتهایم. این مطلب را ارتش لبنان پس از بررسی محل تأیید کرد. دشمن همچنان با عملیات ترور که لبنانیها را در روستاها و محل کارشان هدف میگیرد، یا با هواپیماهای جاسوسی که مناطق لبنان را میپیماید و تا بیروت میرسد، به تجاوزات خود ادامه میدهد. اکنون روشن شده که دشمن از این کارها میخواهد فشار بیشتری بر این کشور وارد کند تا امتیازاتی بدهد که به سود او باشد؛ و به آنچه دولت لبنان و مقاومت بهطور کامل به اجرای همهی بندهای توافق آتشبس پایبند بودهاند، بسنده نخواهد کرد.
همهی اینها زیر چشم کمیتهی مأمور اجرای توافق آتشبس رخ میدهد بدون آنکه هیچ اقدامی در برابر تهدیدها و تجاوزات دشمن انجام دهد؛ و این نشان میدهد که همچنان آزادی عمل به دشمن داده میشود. با وجود تغییری که در ریاست نظامی آن رخ داده، به نظر نمیرسد این تغییر تأثیر مثبتی بر عملکرد آن بگذارد یا نقش آن را در مهار تجاوز و توقف نقضها فعال کند؛ زیرا موضوع همچنان وابسته به تصمیمی سیاسی است که تاکنون صادر نشده و شاید هم صادر نشود.
در اینجا به موضع رسمی یکپارچهای که رؤسای سهگانه اعلام کردند و از رئیس کمیتهی مأمور آتشبس خواستند با جدیت کامل برای توقف تجاوزات رژیم صهیونیستی تلاش کند، اشاره میکنیم. ما میخواهیم این موضعی که دولت اعلام کرده با قدرت پیگیری شود و با موضع لبنانی یکپارچهای از سوی همهی کسانی که بر حاکمیت، امنیت و ثبات این کشور حریصاند، تقویت گردد.
مایه تأسف است که در این کشور کسانی را ببینیم که همچنان تجاوزات دشمن را توجیه میکنند و با مقاومت چنان رفتار میکنند که گویی اوست که زمینی را اشغال کرده یا روزانه از زمین و دریا و هوا تجاوز میکند؛ گویی لبنانیهایی که از اشغال و تجاوز و آوارگی و خسارت سنگین جانی و مالی رنج میبرند، بخشی از این کشور و پایهی قدرت و ثبات آن نیستند.
مسئولیت انتخاب
باز هم در لبنان، بار دیگر به لبنانیهایی که در روزها و هفتههای آینده به انتخاب نمایندگان خود در پستهای شهرداری و انتخابی میپردازند، تأکید کنیم که الگویی تازه در انتخاب نمایندگان خود ارائه دهند؛ نه بر اساس تعصبات حزبی، خانوادگی و فرقهای، یا منافع شخصی و گروهی، بلکه با انتخاب افراد شایسته و لایقی که توان تحمل مسئولیتی را که بر عهده میگیرند دارند؛ کسانی که به پاکدستی شناخته میشوند و از موقعیت خود برای منافع شخصی یا گروهی که نمایندگی میکنند سوءاستفاده نمیکنند، بلکه برای همهی اهالی شهر یا روستای خود کار میکنند؛ و کسانی که در تجربههای پیشین شکست نخوردهاند.
ما نمیخواهیم پستهای شهرداری به میدان درگیری سیاسی، فرقهای، مذهبی و منطقهای تبدیل شود؛ بلکه باید نقش خود را ایفا کند و میدان توسعه، خدمت به مردم و بهبود روستاها و شهرداریهایی باشد که بر عهده دارند. رأیدهندگان باید بدانند که با انتخاب خود، مسئولیت بد انتخاب کردن را در برابر خداوند سبحان و تعالی و مردم بر دوش میگیرند. حدیثی که باید هنگام هر انتخابی پیش چشم داشته باشیم این است: «من ولّى أحدًا أمرًا، وفی النَّاس خیرٌ منه، لا یشمّ رائحه الجنَّه؛ هر کس کسی را بر کاری بگمارد در حالی که در میان مردم بهتر از او هست، بوی بهشت را نمیبوید».
فرسایش سوریه
به سوریه میرسیم که فرسایش داخلی و بیثباتی در آن ادامه دارد و امروز در تنشهایی با بعد فرقهای تجلی یافته است؛ امری که به کسانی که به تقسیم یا فدرالیسم یا درخواست حمایت خارجی فرامیخوانند، مجال میدهد. همین امر رژیم صهیونیستی را تشویق کرده و میکند که وارد خط این کشور شود، چنانکه امروز زیر عنوان حمایت از اقلیتها رخ میدهد و تا آنجا پیش رفته که پایتخت دمشق را نزدیک کاخ ریاستجمهوری هدف قرار داده است.
در برابر آنچه میگذرد، فراخوان خود را به قدرت جدید برای چند برابر کردن تلاشها تجدید میکنیم تا نقشی جدی و واقعی در تقویت همبستگی میان همهی اجزای دینی، مذهبی و قومی ایفا کند و دستهای آشوبگر را از آزادی عمل در این کشور بازدارد تا امنیت و ثبات آن تهدید نشود.
در اینجا به موضع حکیمانهی شورای مذهبی طائفهی موحدین دروز اشاره میکنیم که فتنه و آسیب به وحدت بافت سوریه را رد کرد، بر تعلق عربی و اسلامی خود تأکید نمود، اجازه نداد رژیم صهیونیستی حوادث اخیر را به سود خود و به زیان وحدت و ثبات این کشور و طرح تجزیهی سوریه بهکار گیرد، و هرگونه رفتار یا واکنشی را که فتنه را به صحنهی لبنان منتقل کند، نپذیرفت.
غزه: محاصره و نسلکشی
به غزه میرسیم که دشمن همچنان کشتارهای روزانهاش را در آن ادامه میدهد و اعلام کرده که ممکن است در روزهای آینده شدت یابد؛ در حالی که محاصرهی کامل بر آن ادامه دارد. امروز یکی از مظاهر این محاصره را در حمله به کشتی ناوگان آزادی دیدیم که با ابتکار فعالان بینالمللی و حقوقبشری برای شکستن محاصرهی غزه آمده بود. دشمن همهی فراخوانهای بینالمللی را، که آخرین آنها فراخوانهای دبیرکل سازمان ملل برای توقف جنگ نسلکشی در آنجا بود، و همهی ابتکارهایی را که برای پایان دادن به این جنگ مطرح میشود، نادیده گرفته است. این امر نیازمند موضع جدی عربی و اسلامی برای فشار بر این دشمن است تا جنگ جنونآمیز خود را بر مردم فلسطین در غزه متوقف کند و از ادامهی تجاوز برای محاصرهی کامل آن جلوگیری شود؛ در حالی که از سکوت جهان و حمایت نامحدود این رژیم بهرهمند است.


