
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۲ خرداد ۱۴۰۴ برابر با ۲۳ می ۲۰۲۵ و ۲۵ ذی القعده ۱۴۴۶
نماز میان واجب و اسرار خشوع
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود فرموده است: «اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاهَ إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ» صدق الله العظیم.
ستون دین
خداوند سبحان در این آیه و آیات دیگر بندگان خود را به برپاداشتن نماز فراخوانده و آنان را به انجام آن و محافظت از اوقاتش و غفلت نکردن از آن ترغیب کرده است. احادیث شریف اشاره کردهاند که نماز ستون دین، رکنی از ارکان آن، تکیهگاهی از تکیهگاههای آن و راهی به سوی رستگاری و بهترین عمل است؛ همان چیزی که مؤذنان در اذان خود به آن دعوت میکنند.
رسول خدا (ص) آن را محبوبترین اعمال نزد خداوند سبحان دانسته و میفرمود: «إنَّ اللهَ تَعالى جَعَلَ قُرَّهَ عَینی فِی الصَّلاهِ، وحَبَّبَها إلَیَّ کَما حُبِّبَ إلَى الجائِعِ الطَّعامُ، وإلَى الظَّمآنِ الماءُ، فَإِنَّ الجائِعَ إذا أکَلَ الطَّعامَ شَبِعَ، وإذا شَرِبَ الماءَ رَوِیَ، وأنا لا أشبَعُ مِنَ الصَّلاهِ؛ خداوند متعال روشنی چشمم را در نماز قرار داده و آن را چنان برایم محبوب ساخته که غذا برای گرسنه و آب برای تشنه محبوب است. گرسنه وقتی غذا میخورد سیر میشود و تشنه وقتی آب مینوشد سیراب میگردد، اما من از نماز سیر نمیشوم».
امیرمؤمنان (ع) نیز به این اهمیت اشاره کرده و فرموده است: «تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلَاهِ، وَحَافِظُوا عَلَیْهَا، وَاسْتَکْثِرُوا مِنْهَا، وَتَقَرَّبُوا بِهَا، فَإِنَّهَا کانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتاباً مَوْقُوتاً، أَلَا تَسْمَعُونَ إِلَى جَوَابِ أَهْلِ النَّارِ حِینَ سُئِلُوا ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ، قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ؟! وَإِنَّهَا لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَقِ، وَشَبَّهَهَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِالْحَمَّهِ تَکُونُ عَلَى بَابِ الرَّجُلِ، فَهُوَ یَغْتَسِلُ مِنْهَا فِی الْیَوْمِ وَاللَّیْلَهِ خَمْسَ مَرَّاتٍ، فَمَا عَسَى أَنْ یَبْقَى عَلَیْهِ مِنَ الدَّرَنِ، وَقَدْ عَرَفَ حَقَّهَا رِجَالٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ لَا تَشْغَلُهُمْ عَنْهَا زِینَهُ مَتَاعٍ، وَلَا قُرَّهُ عَیْنٍ مِنْ وَلَدٍ وَلَا مَالٍ، یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَهٌ وَلا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقامِ الصَّلاهِ وَإِیتاءِ الزَّکاهِ؛ به کار نماز رسیدگی کنید، بر آن محافظت نمایید، از آن بسیار انجام دهید و با آن تقرب جویید؛ زیرا نماز بر مؤمنان فریضهای با وقت معین بوده است. آیا پاسخ اهل آتش را نمیشنوید وقتی از آنان پرسیده شد چه چیزی شما را به سقر وارد کرد؟ گفتند: ما از نمازگزاران نبودیم؟! و همانا نماز گناهان را میریزد همانگونه که برگ میریزد. رسول خدا (ص) آن را به چشمهای تشبیه کرده که بر در خانهی مردی باشد و او در شبانهروز پنج بار از آن غسل کند؛ پس چه آلودگیای بر او باقی میماند؟ و حق آن را مردانی از مؤمنان شناختهاند که زینت کالا و روشنی چشم از فرزند و مال، آنان را از آن بازندارد. خداوند سبحان میفرماید: مردانی که تجارت و خرید و فروش، آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات بازندارد».
رسول خدا (ص) حتی پس از بشارت بهشت به دلیل این سخن خداوند سبحان: «وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاهِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا» نیز بر نماز اصرار داشت. پس او به آن فرمان میداد و خود بر آن پافشاری میکرد.
اهمیت نماز
اهمیت این فریضه از نقش آن در ساختن شخصیت انسان مؤمن سرچشمه میگیرد. نماز صبح و ظهر و عصر و شب، او را به یاد خداوند عزّوجلّ، عظمت و بزرگی و بلندیاش، و رسول خدا (ص) و جایگاهی که نزد او یافته، و مسئولیتهایی که نسبت به پروردگارش و نسبت به خود و نسبت به مردم بر عهده دارد، میاندازد. همانگونه که قرآن کریم اشاره کرده، نماز سوپاپ اطمینانی در برابر انحراف و لغزش است؛ چنانکه در آیهای که تلاوت کردیم آمده است: «إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ».
و در حدیث آمده است: «من لم تنهَهُ صلاتُه عن الفحشاء والمنکر، لم یزدد من الله إلا بعدًا؛ هر کس نمازش او را از فحشا و منکر بازندارد، جز دوری از خدا چیزی بر او نمیافزاید».
خشوع در نماز
اما همهی اینها حاصل نمیشود مگر آنکه نماز با آنچه خداوند عزّوجلّ به آن فراخوانده همراه باشد، آنجا که فرموده است: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ». برای تحقق اهداف نماز و بهرهمندی نمازگزار از نتایج آن، صرف ادای ارکان و شرایط و تلفظ آنچه در آن آمده کافی نیست؛ بلکه این اهداف با خشوع هنگام ادای آن به دست میآید. احادیث به این نکته اشاره کردهاند: «لا صلاه لمن لا یخشع فی صلاته؛ نمازی برای کسی که در نمازش خشوع ندارد نیست».
و در حدیثی دیگر آمده است: «لا یقبل الله صلاه عبد لا یحضر قلبه مع بدنه؛ خداوند نماز بندهای را که قلبش همراه بدنش حاضر نباشد نمیپذیرد».
و نیز آمده است: «إنَّ العبد لیصلّی الصّلاه لا یکتب له سدسها أو عشرها، وإنّما یکتب للعبد من صلاته ما عقل منها؛ بنده نماز میخواند اما یکششم یا یکدهم آن برایش نوشته نمیشود؛ و برای بنده از نمازش تنها آنچه را که از آن فهمیده نوشته میشود».
عزیزان، همانگونه که رسول خدا (ص) اشاره فرموده، خشوع آن است که انسان در برابر خدا فروتنی کند و با تمام قلب خود به پروردگارش روی آورد و طبیعی است که اگر چنین شود، بر اعضای بدن نیز بازتاب یابد. این همان چیزی است که پیامبر (ص) هنگامی که مردی را دید در نماز با ریش خود بازی میکند، فرمود: «لو خشع قلب هذا، لخشعت جوارحه؛ اگر قلب این مرد خاشع بود، اعضای بدنش نیز خاشع میشد».
الزامات خشوع
بنابراین باید برای رسیدن به حالت خشوع تلاش و کوشش کرد؛ حالتی که نیازمند فراهم آوردن اموری است، از جمله:
اول: انسان اهمیت خشوع در نماز را دریابد و بداند که خشوع مغز و روح نماز است. همانگونه که جسدی بدون روح ارزشی ندارد، نمازی بدون خشوع نیز ارزشی ندارد، و نتایجی که انسان از نماز خود میجوید جز با آن تحقق نمییابد.
دوم: انسان از مقدماتی که خداوند برای نماز آماده کرده و هدف از آنها تحقق خشوع بوده بهره ببرد؛ از وضو که نباید در حد شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها متوقف شود. در وضو انسان باید موقعیت خود را در روز قیامت و تصویری را که هنگام ایستادن در برابر خدا برای حساب باید داشته باشد، به یاد آورد.
این همان ذکری است که هنگام شستن صورت وارد شده است: «اللَّهُمَّ بَیِّضْ وَجْهِی یَوْمَ تَسْوَدُّ فِیهِ الْوُجُوهُ، وَلَا تُسَوِّدْ وَجْهِی یَوْمَ تَبْیَضُّ فِیهِ الْوُجُوهُ؛ خدایا چهرهام را در روزی که چهرهها سیاه میشود سفید کن و چهرهام را در روزی که چهرهها سفید میشود سیاه مکن».
و هنگام شستن دست راست بگوید: «اللَّهُمَّ أَعْطِنِی کِتَابِی بِیَمِینِی، وَالْخُلْدَ فِی الْجِنَانِ بِیَسَارِی، وَحَاسِبْنِی حِسَاباً یَسِیرًا؛ خدایا نامهی اعمالم را به دست راستم بده و جاودانگی در بهشتها را به دست چپم، و مرا حسابی آسان کن».
و هنگام شستن دست چپ بگوید: «اللَّهُمَّ لَا تُعْطِنِی کِتَابِی بِیَسَارِی، وَلَا تَجْعَلْهَا مَغْلُولَهً إِلَى عُنُقِی، وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّی مِنْ مُقَطَّعَاتِ النِّیرَانِ؛ خدایا نامهی اعمالم را به دست چپم مده و آن را به گردنم بسته مکن، و از قطعههای آتش به تو پناه میبرم پروردگارا».
و هنگام مسح سر بگوید: «اللَّهُمَّ غَشِّنِی بِرَحْمَتِکَ وَبَرَکَاتِکَ وَعَفْوِکَ یوم ألقاک؛ خدایا در روزی که تو را ملاقات میکنم مرا با رحمت و برکات و بخشش خود بپوشان».
و هنگام مسح پاها بگوید: «اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِی عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ ألقاک؛ خدایا در روزی که تو را ملاقات میکنم مرا بر صراط استوار بدار».
و از آن جمله آگاهی به آنچه در اذان و اقامه هنگام ادای آنها یا گوش دادن به آنها آمده و پایبندی به آنچه پیش از آغاز نماز وارد شده است: «إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِیفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ * قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ * لَا شَرِیکَ لَهُ وَبِذَٰلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ».
سوم: نمازگزار از هر آنچه او را از فضای نماز بازمیدارد، از امور دنیا یا نیازهای آن یا دردها و اندوههایش، دوری کند. و اگر نیازی به امری از امور دنیا دارد، آن را به سوی خداوند عزّوجلّ متوجه سازد. و برای نماز خود مکانی آرام و دور از سروصدا و هیاهو برگزیند، و در هنگام ادای نماز به جاهایی که به آن فراخوانده شده بنگرد: به محل سجود هنگام قیام، به پاها هنگام رکوع، به محل بینی هنگام سجود، و به دامان هنگام نشستن.
چهارم: احساس پاسخ خدا به خود را در هنگام ادای اذکار نماز داشته باشد. در اینجا حدیث قدسی از خداوند عزّوجلّ را میآوریم: «قسمت الصَّلاه بینی وبین عبدی نصفین، ولعبدی ما سأل، فإذا قال: الحمد لله ربّ العالمین، قال الله تعالى: حمدنی عبدی، وإذا قال: الرّحمن الرّحیم، قال الله تعالى: أثنى علیَّ عبدی، وإذا قال: مالک یوم الدّین، قال: مجَّدنی عبدی، أو فوَّض إلیّ عبدی، فإذا قال: إیّاک نعبد وإیاک نستعین، قال: هذا بینی وبین عبدی، ولعبدی ما سأل، فإذا قال: اهدنا الصّراط المستقیم، صراط الّذین أنعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالّین، قال: هذا لعبدی ولعبدی ما سأل؛ نماز را میان خود و بندهام دو نیمه تقسیم کردم و برای بندهام همان است که بخواهد. پس چون گوید: الحمد لله رب العالمین، خداوند متعال میگوید: بندهام مرا ستایش کرد. و چون گوید: الرحمن الرحیم، میگوید: بندهام مرا ثنا گفت. و چون گوید: مالک یوم الدین، میگوید: بندهام مرا بزرگ داشت، یا کار خود را به من واگذاشت. و چون گوید: ایاک نعبد و ایاک نستعین، میگوید: این میان من و بندهام است و برای بندهام همان است که بخواهد. و چون گوید: اهدنا الصراط المستقیم میگوید: این برای بندهام است و برای بندهام همان است که بخواهد».
پنجم: انسان، همانگونه که احادیث شریف اشاره کردهاند، نماز وداع بخواند؛ یعنی نماز را چنان ادا کند که گویی آخرین نمازی است که میخواند و پس از آن با پروردگارش روبهرو میشود. و طبیعی است که این او را به خشوع در برابر پروردگارش فراخواند.
ششم: در نماز خود شتاب نکند و هنگام ادای آن عجله ننماید؛ بلکه اذکاری را که در نماز آمده و سورههایی را که در آن میخواند و آنچه از قیام و رکوع و سجود و تشهد و سلام مراد است، تدبر کند. زیرا برای هر کار و هر فعلی از اعمال نماز معنایی است که باید آن را دریابد. در حدیث آمده است: «من صلّى رکعتین، یعلم ما یقول فیهما، انصرف ولیس بینه وبین الله ذنب؛ هر کس دو رکعت نماز بخواند و بداند در آنها چه میگوید، بازگردد در حالی که میان او و خدا گناهی نباشد».
هفتم: به نماز رسول خدا (ص) اقتدا کند که دربارهی او آمده است: وقتی وقت نماز فرامیرسید، نه اهل و نه خویشاوندی را میشناخت. و هنگامی که نماز میخواند چهرهاش از ترس خدا دگرگون میشد. و در حدیث یارانش از او آمده است که با ما سخن میگفت و ما با او سخن میگفتیم، اما وقتی نماز حاضر میشد، گویی ما را نمیشناخت و ما او را نمیشناختیم؛ زیرا وقت دیدار با خداوند پروردگار جهانیان بود.
نماز آگاهانه
عزیزان، ما بیش از هر چیز به این نماز خاشع و آگاه نیازمندیم؛ نمازی که در حد زبان و اعضای بدن متوقف نمیشود، بلکه از قلب برمیخیزد و بر احساس و عواطف بازتاب مییابد. و اگر چنین شود، ما را به خداوند عزّوجلّ نزدیکتر میسازد و در دید او قرار میگیریم. و باید همواره بدانیم که خدا به قلبها مینگرد، نه به صورتهای ما و آنچه زبانهایمان بر زبان میآورد و با معانی این دعا زندگی کنیم: اللّهمَّ ارزقنا لذّه الوقوف بین یدیک، وخشوع القلب، ولا تحرمنا من نور القلب منک، ونعوذ بک من قلب لا یخشع، وعمل لا یرفع، ودعاء لا یسمع؛ خدایا لذت ایستادن در برابرت و خشوع قلب را روزیمان کن و ما را از نور قلبی که از سوی توست محروم مگردان، و به تو پناه میبریم از قلبی که خشوع ندارد و عملی که بالا نمیرود و دعایی که شنیده نمیشود». و آخرین سخن ما این است که سپاس خدای را پروردگار جهانیان.
خطبه دوم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه امام جواد (ع) ما را به آن سفارش کرده توصیه میکنم؛ امامی که سالروز وفاتش چند روز دیگر در بیستونهم ذیقعده است. فرموده است: «ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله تعالى: کثره الاستغفار – والاستغفار، أیُّها الأحبّه، لا یقف عند طلب الغفران من الذّنوب، بل هو کما ورد، فیه خیر ذکر، وخیر عباده، وتأکید الإنسان الدائم لنفسه على التّقصیر أمام ربّه – وخفض الجانب – بالتّواضع للناس واللّین معهم والرّحمه بهم… فهو وصیّه الله عزّ وجلّ لرسوله (ص)، عندما قال له: «وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ…» – وکثره الصّدقه»، والّتی لا تقف عند بذل المال، بل إنّ کل معروف صدقه؛ سه چیز بنده را به رضوان خداوند متعال میرساند: بسیار استغفار کردن –عزیزان، استغفار، تنها در درخواست آمرزش از گناهان متوقف نمیشود، بلکه همانگونه که آمده، در آن بهترین ذکر و بهترین عبادت است و تأکید دائمی انسان بر خود نسبت به کوتاهی در برابر پروردگارش – و فروتنی – با تواضع در برابر مردم و نرمی با آنان و رحمت به ایشان و این سفارش خداوند عزّوجلّ به رسولش (ص) است آنجا که به او فرمود: «وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» – و بسیار صدقه دادن؛ که تنها در بخشش مال متوقف نمیشود، بلکه هر کار نیکی صدقه است».
عزیزان، ما بیش از هر چیز به این سفارشها نیازمندیم تا با آنها به رضوان خداوند متعال دست یابیم و بدینسان آگاهتر و مسئولیتپذیرتر و تواناتر در رویارویی با چالشها باشیم.
تداوم تجاوز دشمن
آغاز سخن از تجاوز صهیونیستی است که بر این سرزمین متوقف نمیشود؛ آنجا که دشمن صهیونیستی با پهپادهای خود شهروندان را هدف قرار میدهد و در حملاتی که دیروز برخی از آنها را شاهد بودیم و بیم آن داریم در روزهای آینده نیز شاهد باشیم، عمق جنوب و بقاع را هدف گرفته و هر نشانهای از زندگی در روستاهای مرزی را تهدید میکند تا مردم را از بازگشت به آنها بازدارد؛ بدون هیچ بازدارندهای، پس از آنکه کشورهای حامی، و در رأس آنها ایالات متحده آمریکا، از ایفای نقش مورد انتظار در فشار بر این دشمن و بازداشتن او از تعرض به زندگی شهروندان و وادار کردنش به عقبنشینی از سرزمینهایی که اشغال کرده، دست کشیدهاند. بلکه به جای آن، فشاری بر لبنان میبینیم و شروطی بر او تحمیل میشود که ممکن است تا حد عادیسازی با این دشمن پیش رود.
ما در برابر همهی آنچه میگذرد، بار دیگر از دولت لبنان میخواهیم نقش مورد انتظار خود را در حمایت از شهروندان و فراهم آوردن حق آنان به امنیت در سرزمینشان و آزادی ماندن در آن، ایفا کند. ما نمیخواهیم دولت لبنان را بیش از توانش بار کنیم؛ زیرا از میزان توانمندیهای این دشمن و پوششی که برای آن فراهم شده و امکانات دولت آگاهیم، اما میخواهیم نقش خود را که در این میان بر عهده گرفته، در صحنهی سیاسی و دیپلماتیک فعالیت کند تا بر کشورهای حامی این توافق فشار آورد که به نقش خود پایبند باشند و تلاشهای خود را برای بسیج کشورهای عربی و اسلامی و دوست لبنان به کار گیرد و صدای خود را در مجامع بینالمللی برای پشتیبانی از موضع برحق و عادلانهی لبنان بلند کند؛ در حالی که از لبنانیهای داخل میخواهیم که صدایشان در برابر اشغال مستمر سرزمین و رد تعرض به حاکمیت وطن و بازداشتن دشمن از تحقق اهداف تجاوزکارانهاش که همهی لبنانیها را هدف گرفته، یکسان باشد.
اولویت پروندهی بازسازی
در کنار آن، از دولت لبنان میخواهیم که بازسازی آنچه ویران شده را در بیانیهی وزارتی خود در صدر اولویتها قرار داده، برای ایفای نقش خود در این زمینه تجدید میکنیم تا پروندهی بازسازی گروگان کسانی نماند که میخواهند لبنان را باجگیری کنند و به حاکمیت و امنیت آن آسیب برسانند.
در اینجا از تصمیم اجلاس سران عرب مبنی بر ایجاد صندوقی برای پشتیبانی از بازسازی لبنان در کنار بازسازی غزه تقدیر میکنیم؛ تصمیمی که دولت عراق در آن پیشگام شد و همچنان امیدواریم کشورهای عربی دیگر نیز نقش خود را در این زمینه ایفا کنند.
پروندهی انتخابات
و به انتخابات شهرداری و انتخابی بازمیگردیم که به مرحلهی پایانی خود در جنوب لبنان رسیده است؛ انتخاباتی که اهالی جنوب، بهویژه روستاهای مرزی، در آن نقش فعال خود را در بازسازی شهرها و آبادیهایشان و برخاستن آنها از طریق انتخاب شوراهای شهرداری تأیید خواهند کرد، همانگونه که نقش خود را در حفاظت از این وطن ایفا کردند و قربانیهای بزرگ برای آن دادند.
ما در این زمینه بار دیگر بر ضرورت نگه داشتن این رویداد انتخاباتی در چارچوب رقابت بر سر برنامههایی که هدفشان تحقق خیر عمومی و خدمت به مردم است تأکید میکنیم تا به انتخاب شهرداریها و کدخداهایی برسیم که بتوانند نقش خود را برای رشد روستاها و شهرهایشان ایفا کنند.
ما نمیخواهیم این رویداد سبب شکاف میان لبنانیها شود یا از هدف خود خارج گردد و وسیلهای برای اثبات خود یا وجود سیاسی این طرف یا آن جایگاه یا آن خانواده گردد. و میخواهیم آثار این انتخابات و پیامدهای آن با پایان این رویداد به پایان رسد و پس از آن روز دیگری باشد که همهی پیروزمندان و شکستخوردگان و کسانی که از آنان حمایت کردند گرد هم آیند تا بر گرد مصلحت عمومی آبادیها و روستاها و شهرها و وطنشان متحد شوند.
نسلکشی مستمر در غزه
به غزه میرسیم که جنگ نسلکشی در آن متوقف نشده، بلکه شدت یافته است؛ آنچه شاهد آنیم نابودی نظاممند سنگ و انسان توسط دشمن، و گرسنگیدادن با محاصرهی شدید و بستن راههای کمک یا مختل کردن توزیع آن است، تا به هدفی برسد که برای آن کار میکند: کوچاندن اهالی غزه. و متأسفانه این زیر چشم و گوش جهان میگذرد بدون آنکه وجدان جهانی به حرکت درآید تا این رنج را متوقف کند.
و ما اگرچه شاهد برخی تحول در سطح موضع بینالمللی هستیم، آنجا که بیش از یک مقام اروپایی جنایت دشمن را محکوم کرده و به تحریمهایی علیه او اشاره کردهاند، اما این مواضع ناقص میمانند مگر آنکه به اقدامات جدی و اقداماتی که در واقعیت تجسم یابند ترجمه شوند؛ نه اینکه صرفاً خاکی در چشمها باشد یا برای مهار پیامدهای آنچه از کشتارها نزد مردمشان رخ داده، باشد؛ پیامدهایی که اخیراً به آنجا رسید که شهروند آمریکایی غیراعربی بر آن شد که همبستگی خود را با رنج اهالی غزه و مردم فلسطین به شکلی که انجام داد، ابراز کند، پس از آنکه این جنگ تجاوزکارانه به سطحی رسیده که هیچکس توان تحمل آن را ندارد.
عید مقاومت و آزادی
سرانجام، به مناسبتی میپردازیم که برای ما عزیز است؛ و آن عید مقاومت و آزادی است که بیستوپنجمین سالگرد آن در بیستوپنجم این ماه است. این عید که هر سال میآید تا لبنانیها را به یاد دستاورد بزرگی بیندازد که برایشان تحقق یافت و نیرویی که به آن رسیدند، هنگامی که توانستند نیرومندترین قدرت منطقه و ارتشی را که همواره در ذهنها تصویر واهی شکستناپذیر بودن را ترسیم میکرد، شکست دهند؛ تا پس از آن همهی لبنانیها از نسیم آزادی و احساس عزت و حس کرامت تعلق به وطنی بهرهمند شوند که برای امنیت و ثبات و آزادیاش از کسی التماس نکرد، بلکه با تلاش دستان فرزندانش به دست آورد.
ما از لبنانیها میخواهیم که این تاریخ را به خوبی حفظ کنند؛ آن را فراموش نکنند و از حافظهشان پاک نکنند و به هیچکس اجازه ندهند که تصویر آن را به خاطر حسابهای تنگ یا بار گناهانی که مسئول آن نیست یا اتهاماتی که از آنها مبراست، مخدوش کند.


