خطبه‌های نماز جمعه ۲۶  اردیبهشت ۱۴۰۴ علامه سید علی فضل‌الله

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه‌های نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل‌الله

۲۶  اردیبهشت ۱۴۰۴  برابر با ۱۶ می ۲۰۲۵ و  ۱۸ ذی القعده ۱۴۴۶

حکمت، راه مؤمن برای رسیدن به خیر دنیا و آخرت

خطبه اول

خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود فرموده است: «یُؤْتِی الْحِکْمَهَ مَن یَشَاءُ وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ» صدق الله العظیم.

از مهم‌ترین صفاتی که مؤمن باید در پی رسیدن به آن و کسب آن باشد، حکمت است. از مؤمن خواسته شده تا در تمام سخنان، کردارها، مواضع و رفتارهایش حکیم باشد؛ و این امر اختیاری نیست.

معنای حکمت

حکمت به معنای نهادن هر چیز در جای درست آن است. بنابراین، برای آنکه انسان حکیم باشد، باید سخنی که از او صادر می‌شود در جایگاه صحیح و درست خود قرار گیرد، رفتار در موضع مناسب، و موضع‌گیری در محل شایسته. پس تنها پس از تدبّر در سخن و اطمینان از راستی، شایستگی و نیکویی آن، و اینکه اثر نیکویی بر شنونده می‌گذارد، سخن می‌گوید. از این رو، جز در جای لازم و جز به خیر سخن نمی‌گوید. هنگامی که رفتار می‌کند، می‌کوشد عادلانه رفتار کند و بر پایهٔ هوس، هیجان یا آنچه به منافع دیگران به زیان مصلحت عمومی زیان می‌رساند، عمل نکند. در تصمیم‌گیری شتاب نمی‌کند، بلکه با آرامش و پس از بررسی و آگاهی از نتایج و پیامدها تصمیم می‌گیرد؛ اگر رشد باشد آن را می‌پذیرد و اگر گمراهی باشد از آن دست می‌کشد. از این رو، آنجا که مصلحت اقتضا کند مسالمت می‌کند و آنجا که لازم باشد می‌جنگد؛ در جای رفق، نرمش نشان می‌دهد و آنجا که شدت لازم است و به نتایج مثبت می‌انجامد، شدت به خرج می‌دهد.

حکمت در قرآن و احادیث

عزیزان، حکمت اساس دعوت پیامبران و رسولان به سوی کسانی است که به سوی آنان فرستاده شده‌اند. خداوند عهد کرده که بندگانش را به سوی آن فراخواند، و همین را به پیامبرش (ص) اشاره کرده است آنجا که فرمود: «وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَیْکَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُن تَعْلَمُ وَکَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا»

خداوند حکمت را به مؤمنان ارزانی داشته و فرموده است: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ» و آن را از بزرگ‌ترین نعمت‌هایی دانسته که بر بندگانش ارزانی می‌دارد، آنجا که فرمود: «یُؤْتِی الْحِکْمَهَ مَن یَشَاءُ وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا».

احادیث شریف نیز به اهمیت آن اشاره کرده‌اند. در حدیث آمده است: «کاد الحکیم أن یکون نبیًّا؛ نزدیک است که حکیم پیامبر باشد.» و در حدیث آمده است: «من عرف بالحکمه، لحظته العیون بالوقار والهیبه؛ هر کس به حکمت شناخته شود، چشم‌ها با وقار و هیبت به او می‌نگرند.»

و حکمت همان چیزی است که لقمان حکیم به پسرش سفارش کرد؛ خداوند از حکمت او سخن گفته و سوره‌ای ویژهٔ او قرار داده است، آنجا که گفت: «یا بنیّ، تعلَّم العلم والحکمه تشرف، فإنَّ الحکمه تدلّ على الدین، وتشرف العبد على الحر، وترفع المسکین على الغنیّ، وتقدّم الصّغیر على الکبیر؛ پسرم! علم و حکمت بیاموز تا شرافت یابی؛ زیرا حکمت به دین رهنمون می‌شود، بنده را بر آزاد برتری می‌دهد، نیازمند را بر توانگر بالا می‌برد و کوچک را بر بزرگ مقدم می‌دارد.»

احادیث شریف به این بسنده نکرده، بلکه مؤمنان را فراخوانده‌اند که حکمت را نزد کسانی که می‌یابند بجویند و آن را گمشدهٔ خود بدانند. در حدیث آمده است: «الحکمه ضالَّه المؤمن؛ حکمت گمشدهٔ مؤمن است.»

راه رسیدن به حکمت

بنابراین، عزیزان! ما موظفیم به حکمت برسیم و حکمت بر همهٔ جنبه‌های زندگی‌مان حاکم باشد و جز به وحی آن حرکت و رفتار نکنیم. احادیث راه رسیدن به این جایگاه بلند و این درجهٔ والا را برای ما روشن ساخته‌اند.

این امر ما را نخست فرامی‌خواند که به آنچه از خداوند عزّوجلّ و پیامبرش (ص) و امامان (ع) آمده عمل کنیم؛ یعنی حکمت خداوند را در هستی الگو قرار دهیم و از حکمتی که پیامبر (ص) و امامان (ع) در رفتار با یاران و حتی مخالفان و دشمنانشان پیش گرفتند پیروی کنیم، و به رسالتی که حمل کردند پایبند باشیم و معانی آن را زندگی کنیم و ابعادش را تدبّر نماییم. از این رو در حدیث آمده است: «تفقَّهوا فی دین الله، فإنَّ الفقه مفتاح البصیره، وتمام العباده، والسّبب إلى المنازل الرَّفیعه والرُّتب الجلیله فی الدین والدنیا؛ در دین خدا تفقّه کنید؛ زیرا فقه کلید بصیرت، تمام عبادت و سبب رسیدن به منازل بلند و رتبه‌های والا در دین و دنیاست.»

دوم: از خطاهای دیگران بیاموزیم و آنها را تکرار نکنیم و در آنچه دیگران افتاده‌اند نیفتیم. در سخن لقمان حکیم هنگامی که از او پرسیدند چه چیزی او را به حکمت رساند، گفت: «تعلَّمت الحکمه من الجهلاء؛ حکمت را از نادانان آموختم.» یعنی هرگاه کسی را دیدم که در امری بد رفتار می‌کند، از کار او دست کشیدم تا در نظر دیگران مانند او نباشم.

سوم: زهد در دنیا. زهد در دنیا به معنای این نیست که از دنیا چیزی نگیریم یا از آن بهره‌مند نشویم؛ بلکه به این معناست که عشق و شیفتگی به لذت‌ها و شهوات دنیا حاکم بر تصمیم‌ها و مواضع ما نباشد. در حدیث آمده است: «من زهد فی الدنیا، أثبت الله الحکمه فی قلبه، وأنطق بها لسانه، وبصَّره عیوب الدنیا داءها ودواءها، وأخرجه من الدّنیا سالمًا إلى دار السَّلام؛ هر کس در دنیا زهد ورزد، خداوند حکمت را در دلش استوار می‌سازد و زبانش را به آن گویا می‌کند و او را به عیوب دنیا، درد و داروی آن بینا می‌سازد و او را سالم از دنیا به سرای سلامت بیرون می‌برد.»

و در حدیث آمده است: «أغلب الشَّهوه تکمل لک الحکمه؛ بر شهوت چیره شو تا حکمت برایت کامل شود.»

چهارم: اخلاص برای خداوند؛ یعنی بندگی، اطاعت و موضع را خالص برای او کنیم و خداوند هدف همهٔ آنچه از ما صادر می‌شود باشد؛ و اگر برای کسی اخلاص می‌ورزیم، از طریق او باشد. حکمت بخشش و عطای خداوند است و راه رسیدن به آن نیز اوست؛ چنان‌که فرمود: «یُؤْتِی الحِکْمَهَ مَنْ یَشَاءُ». و آن را بر بندگان مخلصش منت می‌نهد. در حدیث آمده است: «مَن أَحسن عباده الله فی شبابه، أَعطاه الله الحکمه عند کبر سنّه؛ هر کس در جوانی عبادت خداوند را نیکو به جا آورد، خداوند در پیری به او حکمت می‌بخشد.» و در حدیث قدسی آمده است: «لا أطَّلع على قلب عبد، فأعلم منه حبَّ الإخلاص لطاعتی لوجهی وابتغاء مرضاتی، إلَّا تولَّیت تقویمه وسیاسته؛ بر دل بنده‌ای نمی‌نگرم و از آن محبت اخلاص به اطاعتم برای وجه خودم و طلب خشنودی‌ام را نمی‌دانم مگر آنکه خود سرپرستی و تدبیر او را به عهده می‌گیرم.»

و در حدیث آمده است: «ما أخلصَ عبد لله عزّ وجلّ، إلَّا جرت ینابیع الحکمه من قلبه على لسانه؛ هیچ بنده‌ای برای خداوند عزّوجلّ اخلاص نورزید مگر آنکه چشمه‌های حکمت از دلش بر زبانش جاری شد.»

و در حدیث دیگری آمده است: «ما من عبد یخلص العمل الله تعالى أربعین یومًا، إلَّا ظهرت ینابیع الحکمه من قلبه على لسانه؛ هیچ بنده‌ای نیست که عمل را چهل روز برای خداوند تعالی خالص کند مگر آنکه چشمه‌های حکمت از دلش بر زبانش آشکار شود.»

پنجم: ترس از خداوند و خشیت از او؛ یعنی بیم آن داشته باشیم که در معرض خشم و عقاب او قرار گیریم. در حدیث آمده است: «رأس الحکمه مخافه الله؛ سر حکمت، ترس از خداست.»

آنچه به حکمت آسیب می‌رساند

ما موظفیم از همهٔ آنچه به حکمت آسیب می‌رساند دوری کنیم؛ از جمله:

نخست: تکبّر و نداشتن تواضع، هنگامی که علم، مال، مقام یا سلاحی در اختیار داریم. در حدیث از امام کاظم (ع) آمده است: «إنَّ الزرع ینبت فی السَّهل ولا ینبت فی الصَّفا، فکذلک الحکمه تعمر فی قلب المتواضع ولا تعمر فی قلب المتکبّر الجبَّار؛ کشت در زمین نرم می‌روید و در سنگ سخت نمی‌روید؛ همچنین حکمت در دل متواضع آباد می‌شود و در دل متکبّر جبّار آباد نمی‌شود.»

دوم: اینکه خشم و هیجان بر ما چیره نشود. در حدیث آمده است: «الغضب ممحقه لقلب الحکیم؛ خشم، نابودکنندهٔ دل حکیم است.» و آمده است: «ومن لم یملک غضبه، لم یملک عقله؛ هر کس مالک خشم خود نباشد، مالک عقل خود نیست.»

سوم: اینکه در صدور سخنان، مواضع و رفتارهایمان شتاب نکنیم؛ بلکه با آرامش عمل کنیم و هنگام هر رفتار، هر سخن یا هر موضع‌گیری، شرایط مناسب، مکان مناسب و شیوهٔ مناسب را در نظر بگیریم؛ زیرا هر چیزی ظرف، هنگام و زمان خود را دارد. از رسول خدا (ص) روایت شده است: «من تأنَّى أصاب أو کاد، ومن عجَّل أخطأ أو کاد؛ هر کس شکیبایی کند به هدف می‌رسد یا نزدیک می‌شود، و هر کس شتاب کند خطا می‌کند یا نزدیک به خطا می‌شود.» و در حدیث دیگری آمده است: «إنما أهلک الناس العجله، ولو أن الناس تثبتوا لم یهلک أحد؛ مردم را جز شتاب هلاک نکرد؛ و اگر مردم استوار می‌ماندند هیچ‌کس هلاک نمی‌شد.» و آمده است: «مع التثبّت تکون السلامه، ومع العجله تکون الندامه؛ با استواری سلامت است و با شتاب پشیمانی.»

و در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است: «من ابتدأ بعمل فی غیر وقته، کان بلوغه فی غیر حینه؛ هر کس کاری را در غیر وقتش آغاز کند، رسیدن به آن نیز در غیر هنگامش خواهد بود.»

تقویت حکمت در واقعیت

عزیزان! ما موظفیم حکمت را در واقعیت زندگی‌مان تقویت کنیم تا در سخن، موضع، هر حرکت و هر کاری که انجام می‌دهیم حاضر باشد. این امر برای ما اختیار نیست، بلکه واجب است. ما بیش از هر چیز به حکیمانی نیازمندیم که سخنان و مواضع خود را بر پایهٔ واکنش‌های آنی یا از سر هیجان و تعصّب صادر نکنند، بلکه بر اساس بررسی واقع‌بینانه و حکیمانه، و آگاهی و مطالعهٔ عواقب و نتایجی که ممکن است از هر حرکتی پدید آید، عمل کنند تا در خطا نیفتند و به جامعه، وطن و امت خود زیان نرسانند؛ به گونه‌ای که مصلحت و حقیقت دغدغهٔ آنان باشد، در رسیدن به نتایج پیش از فراهم شدن شرایط مناسب شتاب نکنند، حق اخلاص را به جا آورند و حق تسلیم را ادا نمایند.

با این کار هم در دنیا نجات می‌یابیم و هنگامی که در برابر خداوند می‌ایستیم سالم می‌مانیم؛ زیرا سلامتی جز با پیمودن راه، شیوه و روش حکمت حاصل نمی‌شود.

خطبهٔ دوم

بسم الله الرّحمن الرَّحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به وصیت لقمان حکیم به پسرش سفارش می‌کنم؛ وصیتی که خداوند سبحان و متعال به دلیل اهمیت آن و آنچه بدان فرامی‌خواند به آن اشاره کرده است، آنجا که به او فرمود:

«لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ * وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَىٰ وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ * وَإِن جَاهَدَاکَ عَلَىٰ أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ * یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّهٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَکُن فِی صَخْرَهٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ * یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاهَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنکَرِ وَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا أَصَابَکَ إِنَّ ذَٰلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ * وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ * وَاقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِکَ إِنَّ أَنکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ»

عزیزان! ما بیش از هر چیز به این وصایا نیازمندیم که باید به آنها عمل کنیم، دیگران را به آنها فراخوانیم و هر کس را که با او روبه‌رو می‌شویم بر پایهٔ آنها تربیت کنیم تا بدین‌سان آگاه‌تر، مسئولیت‌پذیرتر و تواناتر در رویارویی با چالش‌ها باشیم.

تجاوزهای مستمر

آغاز سخن از تجاوزهای مستمر اسرائیل علیه لبنان است که شاهد آن هستیم؛ در عملیات‌های ترور که شهروندان لبنانی را هنگام جابه‌جایی یا حضور در روستاها یا محل کارشان هدف قرار می‌دهد، یا در حملاتی که روستاهای مرزی را هدف می‌گیرد، به‌ویژه خانه‌های آماده، تا مردم را از بازگشت یا استقرار در آنها بازدارد، یا در پروازهای جاسوسی که آشکارا یا پنهان آسمان لبنان را می‌پیمایند؛ بدون آنکه هیچ ابتکاری از سوی کشورهای ناظر بر آتش‌بس برای فشار بر این دشمن و بازداشتن او از تجاوزهایش دیده شود، و در سایهٔ سکوت مطلق کمیتهٔ ناظر بر اجرای آن که حتی خود را به زحمت صدور بیانیه‌های محکومیت آنچه رخ می‌دهد نمی‌اندازد؛ امری که دشمن را در جنایات و تجاوزهایش گستاخ‌تر می‌سازد و حتی ممکن است او را به گسترش آنها تشویق کند.

ما در برابر آنچه رخ می‌دهد، بار دیگر از دولت لبنان می‌خواهیم که به محکوم کردن یا پیگیری آنچه رخ می‌دهد بسنده نکند، بلکه از سر علاقه بر امنیت کشور، حاکمیت آن و اعتبار خود، نزد کشورهای ناظر این توافق و در مجامع بین‌المللی کار جدی انجام دهد و از همهٔ ابزارهای ممکن برای توقف این خون‌ریزی مستمر استفاده کند و نقش کامل خود را در اجرای قطعنامهٔ ۱۷۰۱ ایفا نماید؛ نقشی که نیروهای بین‌المللی مستقر در لبنان شاهد آن هستند.

ما شدت و خطر حملهٔ وحشیانه رژیم صهیونیستی را که با توانمندی‌هایی که در اختیار دارد و پوششی که برایش فراهم شده، به راه انداخته است، به خوبی درک می‌کنیم؛ حمله‌ای که دیگر به مرزهای این کشور محدود نمی‌شود و به کشورهای دیگر نیز سرایت کرده است. اما این به معنای تسلیم شدن در برابر آن نیست، بلکه فراخوان به کار برای مقابله با آن با بهره‌گیری از همهٔ عناصر قدرتی است که این کشور در اختیار دارد. و همواره تأکید می‌کنیم که هیچ حقی ضایع نمی‌شود مادام که مطالبه‌کننده‌ای داشته باشد.

در همین حال، بار دیگر از لبنانی‌ها می‌خواهیم که از درگیری‌های خود دست بکشند و اختلافاتی را که جز به شکاف بیشتر میان آنان، تضعیف و پراکندگی نیروهایشان نمی‌انجامد، منجمد کنند؛ و تلاش‌های خود را برای حل بحران‌هایی که در داخل با آن روبه‌رو هستند و اصلاح آنچه فاسد شده، و اتحاد در رویارویی با دشمنی که در کمین شر آنان است، یکپارچه سازند؛ دشمنی که برای هیچ طرفی کار نمی‌کند، بلکه می‌خواهد بر کل کشور چنگ اندازد و تصمیم آن را در اختیار گیرد. و در برخورد با همهٔ تحولات شتابانی که در منطقه شاهد هستیم و ناگزیر بر این کشور اثر می‌گذارد و پیامدهایی بر جای می‌نهد، از حکمت بهره گیرند.

نفوذ به صحنه از طریق عوامل

در همین زمینه به خطری اشاره می‌کنیم که از سوی این دشمن ما را تهدید می‌کند؛ دشمنی که می‌کوشد از طریق جذب عوامل، صحنهٔ داخلی ما را نفوذ کند و از نقاط ضعف آنان بهره می‌برد. این امر فراخوان به آگاهی فزایندهٔ جوانان پسر و دختر ماست تا در دام وسوسه‌های این دشمن نیفتند و شیوه‌های فریبنده‌ای را که برای به دام انداختن آنان به کار می‌برد بشناسند؛ افزون بر ضرورت نظارت شدید دولت و جامعه برای جلوگیری از دستیابی این دشمن به اهدافش. همچنین فرامی‌خوانیم به تشدید مجازات کسانی که به وطن و امت خود خیانت می‌کنند و خود را به این دشمن می‌فروشند و امنیت کشور، قدرت آن و جان فرزندانش را تهدید می‌نمایند.

پروندهٔ انتخابات

به انتخابات شهرداری‌ها می‌رسیم که امیدواریم تکمیل شود و از نقص‌هایی که در بُعد سازمانی و اداری پدیدار شده پاک باشد تا یکی از ایستگاه‌های پیشرفت وطن شود و گزینه‌های رأی‌دهندگان در آن برخاسته از منافع روستاها، شهرک‌ها و شهرهایشان باشد. طبیعی است که به دلیل همهٔ تنوع موجود، خواه در سطح عشایر و خانواده‌ها، یا طوایف و مذاهب، یا موقعیت‌های سیاسی، رقابت وجود داشته باشد؛ اما نمی‌خواهیم رقابتی باشد که به انقسام درون این کشور بینجامد و درگیری‌ها را در آن شعله‌ور سازد؛ بلکه رقابتی می‌خواهیم برای انتخاب بهترین، شایسته‌ترین و تواناترین فرد برای خدمت به روستا، شهرک یا شهر خود.

محاصرهٔ غزه

به غزه می‌رسیم که کشتارهای این دشمن و محاصرهٔ کامل آن در آن متوقف نشده است؛ با وجود انعطافی که طرف فلسطینی نشان داده و می‌دهد و به آزادی گروگان آمریکایی‌تبار انجامید. ما امیدوار بودیم کشورهای عربی‌ای که رئیس‌جمهور آمریکا از آنها دیدار کرد، توقف خون‌ریزی در غزه و کرانهٔ باختری را شرط هرگونه توافق اقتصادی و غیراقتصادی که رئیس‌جمهور آمریکا می‌خواهد قرار دهند؛ توافق‌هایی که او برای دستیابی به آنها و درمان بحران‌هایی که ایالات متحده با آن روبه‌روست آمده است؛ و این توافق‌ها بدون توقف تجاوز صهیونیستی به غزه، کرانهٔ باختری، لبنان، سوریه و یمن، یا توقف فشار برای عادی‌سازی با آن، انجام نشود تا بار دیگر نکبت ۱۹۴۸ که یاد آن را در پانزدهم این ماه می‌گذرانیم تکرار نشود.

اکنون زمان آن فرا رسیده که جهان عرب که فردا در اجلاس سران در بغداد گرد هم می‌آید، جایگاه قدرت خود را دریابد؛ زیرا آنچه جهان به آن نیازمند است از منابع، ثروت‌ها و امکانات را در اختیار دارد، و باید آنها را در خدمت مسائل سرنوشت‌ساز خود و قدرت و حضور خود در این جهان قرار دهد، نه آنکه به هدر رود یا صرف منافع خصوصی شود.

یادمان توافق ننگین

سرانجام، فردا با سالروز توافق هفدهم ماه مه روبه‌رو می‌شویم که ما را به یاد موضع عالمانه‌ای می‌اندازد که از مسجد امام رضا (ع) در بئر العبد آغاز شد و در پیشاپیش آن، حضرت علامه مرجع سید فضل‌الله (رض) قرار داشت؛ موضعی که توافق ذلیلانه را رد کرد و جرقه‌ای زد که به لغو آن و آثارش انجامید و دشمن صهیونیستی را از دستیابی به اهدافی که از لبنان می‌خواست بازداشت.

این مناسبت بار دیگر به ملت‌ها یادآوری می‌کند که اگر آگاهی درست، ایمان عمیق، حکمت، ارادهٔ استوار و آمادگی برای فداکاری داشته باشند، می‌توانند در برابر هر توطئه‌ای که زمین یا ثروت‌هایشان را هدف قرار دهد بایستند؛ حتی اگر آن توطئه با ناوگان‌های جهان پشتیبانی شود.

👤 خطیب: علامه سید علی فضل الله
📅 تاریخ: 2025-05-16
📍 محل برگزاری: مسجد امامین حسنین (ع) بیروت لبنان
📝 موضوع خطبه: حکمت، راه مؤمن برای رسیدن به خیر دنیا و آخرت