
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۲۱ شهریور ۱۴۰۴ برابر با ۱۲ سپتامبر 2025م و ۱۹ ربیع الاول ۱۴۴۷
از سیره امام صادق (ع): سفارشهایى در بناى انسان و جامعه
خطبه اول
خداوند سبحان و تعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ» صدق الله العظیم.
دوازدهم ماه ربیعالأول و هفدهم آن ، بر حسب اختلاف روایات، روز ولادت کسى است که خداوند او را براى همه مردم فرستاد تا برایشان «شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا * وَدَاعِیًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِیرً» باشد. او رسالت خود را به انجام رساند، دعوت را ابلاغ کرد، مسلمانان را نصیحت نمود و آنان را به آنجا رساند که بهترین امتى باشند که براى مردم بیرون آمدهاند. و ما نیز به این گواهى مىدهیم هنگامى که در زیارتش مىگوییم: «نشهد أنَّک قد بلّغت الرّساله، وأدَّیت الأمانه، ونصحت الأمَّه، وأمرت بالمعروف ونهیت عن المنکر، وجاهدت فی الله حقّ جهاده، حتّى آتاک الیقین».
تربیت الهى
پیامبر (ص) از همان آغاز کودکى از تربیت خداوند عزّ و جلّ برخوردار بود. خداوند او را در برابر چشم خود پرورش داد؛ و این همان چیزى است که خداوند عزّ و جلّ به آن اشاره کرده است؛ آنجا که فرمود: «أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآَوَى * وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَى * وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَى»، و آنجا که فرمود: «أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ * وَوَضَعْنَا عَنْکَ وِزْرَکَ * الَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ * وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ». در این باره رسول خدا (ص) فرموده است: «أدَّبنى ربّى فأحسن تأدیبى؛ پروردگارم مرا ادب آموخت و نیکو ادب آموخت» و سخن امیرالمؤمنین (ع): «ولَقَدْ قَرَنَ اللَّه بِه (ص) مِنْ لَدُنْ أَنْ کَانَ فَطِیمًا، أَعْظَمَ مَلَکٍ مِنْ مَلَائِکَتِه، یَسْلُکُ بِه طَرِیقَ الْمَکَارِمِ، ومَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ، لَیْلَه ونَهَارَه؛ و خداوند از هنگامى که او از شیر گرفته شد، بزرگترین فرشته از فرشتگانش را با او همراه ساخت که شب و روز او را در راه مکارم و نیکىهاى اخلاق جهان راه مىبرد».
سیرهاش میزان صفاتى را که بدان ممتاز بود بیان کرده است؛ صفاتى که دلهاى مردم را به سوى او و رسالتش گشود و خداوند عزّ و جلّ نیز به آنها اشاره کرده و فرموده است: «وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ»>
مهربان با مردم
ما امروز در یکى از این صفات که رسول خدا (ص) بدان ممتاز بود درنگ مىکنیم؛ و آن مهربانی است؛ همانکه خداوند سبحان و تعالى به آن اشاره کرده است؛ آنجا که فرمود: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِّلْعَالَمِینَ». و در این باره همین آیهاى نازل شد که تلاوت کردیم: «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ»؛ آیهاى که میزان محبت رسول خدا (ص) به مردم و حرص او بر آنان و رأفت و رحمتش را به آنان آشکار ساخت.
این همان چیزى است که در سخن خداوند سبحان و تعالى آمده است: «فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»؛ آیهاى که ثابت مىکند رسول خدا (ص) تنها به سبب اهمیّت آنچه در رسالتش آمده یا به سبب یارى خداوند به او در ایفاى نقشش موفق نشد، بلکه چون قلبى مهربان داشت در کار خود موفق شد؛ حتى با کسانى که در برابرش ایستادند و او را آزردند. و خداوند این را در سخن خود دربارهى او و یارانش بیان کرده است؛ آنجا که فرمود: «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ».
مواضع عملى رحمت پیامبر (ص)
ما امروز به برخى مواضعى اشاره مىکنیم که این مهربانی و آنچه به آن انجامید را نشان دادهاند.
مورد اول: در جنگ اُحد رخ داد؛ هنگامى که رسول خدا (ص) مجروح شد و دندان رباعىاش شکست و سرش شکافت، و عمویش حمزه در آن به شهادت رسید و بدن شریفش را مثله کردند و همراه او دهها تن از عزیزترین یارانش به شهادت رسیدند. در آن روز برخى از یارانش نزد او آمدند و گفتند: اى رسول خدا، بر آنان عذابى از نزد خود بخواه؛ همانگونه که پیامبران پیشین بر مشرکان نخستین دعا کردند. و دعاى تو مستجاب است و به خداوند عزّ و جلّ مىرسد و هیچ مانعى در برابرش نیست. پس به آنان فرمود: «إنّى لم أُبعث لَعّانًا، ولکنّى بُعثت داعیًا ورحمهً؛ من نفرینکننده برانگیخته نشدهام، بلکه دعوتکننده و رحمت برانگیخته شدهام». از اینرو از دعا کردن براى آنان باز نمىایستاد و مىگفت: «اللَّهمّ اهدِ قومى فإنّهم لا یعلمون؛ خداوندا قومم را هدایت کن؛ زیرا آنان نمىدانند».
مورد دوم: در حالى که رسول خدا (ص) میان یارانش نشسته بود، مردى یهودى به نام زید بن سعنه پیش آمد و پیامبر (ص) را از یقه لباسش به سختى کشید و گفت: دین خود را ادا کن اى محمّد. شما اى بنىهاشم قومى هستید که در اداى دین امروز و فردا مىکنید. و رسول خدا (ص) در آن روز از یهودى مقدارى درهم براى نیازش قرض گرفته بود، اما هنوز موعد پرداخت آن نرسیده بود. پس مردى از صحابهى رسول خدا (ص) شمشیرش را کشید تا گردن یهودى را بزند، پس از این جسارتى که نسبت به رسول خدا (ص) از او سر زد. اما رسول خدا (ص) او را از این کار بازداشت و به او فرمود: «مره بحسن الطَّلب، ومرنى بحسن الأداء؛ او را به درخواست نیکو فرمان ده و مرا به اداى نیکو». در این هنگام و در برابر این موضع، یهودى به او گفت: سوگند به کسى که تو را به حق برانگیخت اى محمّد، من نیامدهام که دینى از تو بطلبم؛ بلکه آمدهام اخلاق تو را بیازمایم. من همهى اوصاف تو را در تورات خواندهام و همهى آنها را در تو محقق دیدهام، جز یک صفت که آن را با تو نیازمودهام؛ و آن این است که تو هنگام خشم بردبارى و سختى نادانى جز بر بردبارىات نمىافزاید. و اکنون آن را در تو دیدم. و پس از آن یهودى در برابر رسول خدا (ص) اسلام آورد و در یکى از نبردهایش به شهادت رسید.
شاید برجستهترین موضع رحمت از رسول خدا (ص) آنچه پس از فتح مکه رخ داد باشد؛ هنگامى که رسول خدا (ص) با سپاه عظیم خود وارد آن شد. در آن روز قریش با مردان و زنانشان نزد او آمدند و منتظر تصمیم او درباره خود بودند و اینکه با آنان چه خواهد کرد؛ پس از همه آزارهایى که نسبت به او و یارانش روا داشته بودند ،کسانى که از میانشان شهید شدند و کسانى که آزرده گشتند و پس از اصرارشان بر کشتن او و بیرون راندنش از مکه که محبوبترین سرزمینها نزد او بود، و جنگهایى که بر او و مسلمانان همراهش تحمیل کردند. و در آن روز به آنان فرمود: «یا معشرَ قریشٍ، ما ترَونَ أنّى فاعلٌ بکم؛ اى گروه قریش، چه مىپندارید که با شما خواهم کرد؟ گفتند: خوبى؛ برادرى کریم و پسر برادرى کریم؛ زیرا رحمت و میزان کرم او را مىشناختند. پس فرمود: «اذهبوا فأنتم الطُّلَقاءُ؛ بروید که شما آزادشدگانید». و به هیچیک از آنان تعرض نکرد و حتى از آنان نخواست که اسلام آورند. و به این هم بسنده نکرد، بلکه به یارانش سفارش کرد که خون هیچ انسانى را هرچه مستحقش باشد نریزند. و بدینسان زیباترین نمونهى عفو و مغفرت و مدارا را ثبت کرد.
مورد آخردر سیره آن حضرت آمده است که نشان مىدهد هرگاه مىخواست سریهاى براى جنگ بفرستد، آنان را پیش روى خود مىنشاند و مىفرمود: «سیروا بسم الله وبالله وفی سبیل الله وعلى ملَّه رسول الله، لا تغلوا، ولا تمثِّلوا، ولا تغدروا، ولا تقتلوا شیخًا فانیًا، ولا صبیًّا ولا امرأه، ولا تقطعوا شجرًا إلَّا أن تضطرّوا إلیها… ولا تجهزوا على جریح، ولا تتبعوا مدبرًا؛ به نام خدا و با خدا و در راه خدا و بر آیین رسول خدا بروید. خیانت نکنید، مثله نکنید، پیمانشکنى نکنید، پیر فرتوت و کودک و زن را نکشید، و درختى را قطع نکنید مگر آنکه ناچار شوید… و بر مجروحى کار را تمام نکنید و گریختهاى را دنبال ننمایید».
تأسّى به رسول خدا (ص)
عزیزان، ما در زادروز رسول خدا (ص) موظّفیم این ارزش را در جانهایمان استوار سازیم و آن را در همهى واقعیت زندگىمان تقویت کنیم؛ چنانکه خصلت زندگى ما باشد در خانههایمان، با همسایگان و خویشاوندانمان و در محلهاى کارمان؛ آن را براى همه مردم ببریم، حتى کسانى که از ما دور شدهاند، حتى کسانى که با آنان در دین یا مذهب یا سیاست اختلاف داریم؛ تا به دلهایشان برسد؛ زیرا با سخن خشن و رفتار بد نمىتوان به دلها رسید. باید به برجستهترین اخلاق خداوند متخلّق شویم؛ هنگامى که خود را رحمان و رحیم توصیف کرد. و به رسول خدا (ص) تأسّى کنیم که قرآن کریم ما را به تأسّى به او فراخوانده است؛ آنجا که فرمود: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللهَ وَالْیَوْمَ الْآَخِر﴾؛ تا از آنچه به رحمتکنندگان وعده داده شده برخوردار شویم؛ آنجا که در حدیث آمده است: «الرَّاحمون یرحَمُهمُ الرَّحمنُ، ارحَموا من فی الأرضِ یرحَمْکم من فی السَّماءِ؛ رحمتکنندگان را رحمان رحمت مىکند؛ به کسانى که در زمیناند رحمت کنید تا کسى که در آسمان است به شما رحمت کند، «عجبت لمن یرجو رحمه من فوقه، کیف لا یرحم من دونه؛ در شگفتم از کسى که به رحمت کسى که بالاتر از اوست امید دارد، چگونه به کسى که پایینتر از اوست رحمت نمىکند».
این به معناى نفى مطلق سختگیرى نیست؛ چه بسا ناچار شویم و چه بسا براى رویارویى با پدیدههاى انحراف و ستم و فساد و اشغال ضرورى باشد. و این باید پس از به پایان رساندن همهى راههاى رحمت باشد و آن درمان باشد؛ و حال ما با آن همچون حال جراحى باشد که هنگام ضرورت به او پناه مىبریم تا از درد بدن رهایى یابیم و شفاى بیمار را محقق سازیم.
خداوند به ما توفیق دهد که از کسانى باشیم که دلهایشان از رحمت آکنده است و به رحمتکنندگان وصف شدهاند.
خطبه دوم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ای بندگان خدا، شما را به آنچه خداوند سبحان و تعالى ما را بدان سفارش کرده سفارش مىکنم؛ آنجا که فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ * وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَهٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا ذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ».
عزیزان: ما در زادروز رسول خدا (ص) بیش از هر چیز نیازمندیم که با او متحد شویم. هرچند در تاریخ ولادتش اختلاف داریم، اما نمىتوانیم در این قضیه اختلاف کنیم که او پیامبر همه مسلمانان و مظهر سیاسى وحدت آنان است
و اگر به وحدت اسلامى فرا مىخوانیم، این به معناى آن نیست که هر کس مذهب و اعتقاد خود را انکار کند؛ بلکه تا از طریق آن جایگاههاى مشترک را تأکید کنیم و با هم براى هدفهایى کار کنیم که رسول خدا (ص) براى آنها آمد؛ هدفهایى که ارزشهاى عدالت و آزادى و برادرى انسانى است؛ تا چنان باشیم که خداوند خواسته است: «وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ و بدینسان توانا بر رویارویى با چالشها باشیم.
تشدید تجاوز
از لبنان آغاز میکنیم که شاهد تشدید حملات اسرائیلى هستیم، در قالب یورشهایى که بسیارى از شهرکهاى جنوبى را هدف قرار داده و عملیات ترور و پهپادهاى جاسوسى که آسمان لبنان را ترک نمىکنند؛ همراه با ادامهى هدف قرار دادن هر نشانهاى از زندگى و بازسازى در روستاهاى هممرز با نوار مرزى و حتى بیرون از آن.
در اینجا بار دیگر از دولت لبنان مىخواهیم که نقش مورد انتظار را ایفا کند و گامهاى فعّالى بردارد که به لبنانىها عموماً و به مردم جنوب خصوصاً ثابت کند که تلاشهاى مورد نیاز را براى جلوگیرى از تجاوز و بازگرداندن آن به کار مىبرد و از هیچ کوششى براى متوقف ساختن این خونریزى مداوم فروگذار نخواهد کرد، و در ایفاى نقش خود به بیانیههاى محکومیت ،اگر چنین کند ،بسنده نخواهد کرد؛ تا اعتماد لبنانىها را به خود بازگرداند.
مسئولیت تاریخى در برابر دولت
در همین حال، همانگونه که لبنانىها چشم دوختهاند، ما نیز به آنچه جلسهاى که دولت امروز برگزار خواهد کرد به آن خواهد انجامید و به آنچه در پرتو تصمیمهایى که پیشتر گرفته بود، با وجود اعتراضى که از درون دولت و بیرون از آن صورت گرفت ، به بار خواهد آورد، چشم مىدوزیم.
در اینجا باید روشن کنیم کسانى که با تصمیم مخالفت کردند، در حقیقت با مسئلهى انحصار سلاح در دست دولت مخالفت نکردند؛ دولتى که حق دارد اقتدار خود را بر همهى سرزمینهاى لبنانى بگستراند. بلکه خواستند این کار پس از تضمین متوقف ساختن تجاوزات دشمن و عقبنشینى آن از سرزمینهایى باشد که هنوز اشغال کرده است. سرزمینهایى که همهى واقعیتها نشان مىدهد از آنها عقب نخواهد نشست و بازگرداندن اسیران لبنانىاى که در زندانهاى اشغالگران به سر مىبرند و پس از توافق بر استراتژى امنیت ملىاى صورت گیرد که از لبنان در برابر دشمنى که آزمندىهاى توسعهطلبانهاش را پنهان نمىکند، حمایت کند و تا این محقق نشود، لبنان نمىتواند از جایگاهى از جایگاههاى قدرت که دشمن از آن مىهراسد دست بردارد.
ما در برابر همه آنچه در جلسه امروز رخ خواهد داد، مبنی بر این که دولت سازوکارى را بررسى خواهد کرد که ارتش از طریق آن تصمیم پیشیناش را اجرا کند، مىخواهیم که این مسئله را با ژرف نگری و مسئولیت پذیری مورد بحث قرار دهد و تصمیمش از علاقه به وحدت داخلی دولت برخیزد و به تعمیق انشقاق درون و بیرون آن و پیامدهایى که در دولت بر جاى مىگذارد نینجامد و اجراى آن ارتش لبنان را در تنگنا ننهد؛ زیرا این کار ارتش را در رویارویى و برخورد با قشر وسیعى از لبنانىها قرار خواهد داد؛ کسانى که به ضرورت متوقف کردن این روند در سایه تداوم اشغالگری و تجاوزات دشمن اعتقاد دارند. معترضان نمىخواهند که برخوردی صورت گیرد؛ زیرا بر حفظ ارتش و نگهداشت آن از هر آنچه آن را در معرض هرگونه شکست قرار دهد علاقه دارند؛ چون آگاهند که هرگونه برخورد داخلى به سود رژیم صهیونیستى است که سخت در پى تحقق آن است؛ چیزى که اشغال سرزمینهایى را که در آن به سر مىبرد تثبیت مىکند.
ما نمىخواهیم میزان فشارهایى که بر دولت لبنان وارد مىشود کم اهمیت جلوه دهیم؛ فشارهایى که بهروشنى از طریق آنچه از سوى فرستادهى آمریکایى صادر شده، یا آنچه اخیراً بر زبان وزیر جنگ دشمن جارى شده که لبنان را تهدید کرد که اگر دولت سلاح مقاومت را جمع نکند، رژیم صهیونیستى خود آن را اجرا خواهد کرد، شاهد آن هستیم. اما این موجب نمیشود که دولت لبنان در برابر فشارها تسلیم شود و به ارادهى کسانى که با لبنان طوری رفتار مىکنند که گویى شکستخورده است و باید پیامدهاى شکستش را بپذیرد گردن نهد؛ بلکه به موضعى لبنانى و متحد که آنچه حفظ کشور و حاکمیتش بر سرزمین را تأمین مىکند در نظر گیرد و از باقى ماندن آن در دایرهى خطرهاى پیرامونش جلوگیرى کند. و ما امیدواریم که حاکمیت و دولت راههاى حکیمانهاى بیابند که تحقق این امر را تأمین کند.
تعمیق وحدت میان لبنانىها
بر ماست که در این زمینه بار دیگر بر ضرورت تعمیق وحدت میان لبنانىها و در سطح داخلىمان تأکید کنیم و براى از میان برداشتن همه اسباب تنش و فتنه درون آن کار کنیم؛ در حال به التزام به ضوابط ملى و اخلاقى در گفتمان سیاسىاى که بر زبان مىآوریم فرا مىخوانیم؛ با دورى از هر گفتمانى که به برانگیختن تعصبات طائفهاى و مذهبى کمک مىکند و تنشها را پدید مىآورد و بیمهایى را تعمیق مىبخشد که مىخواهند این کشور را در آشوب فرو برند تا کسى که مىخواهد میان لبنانىها مانع ایجاد کند به هدفهایش برسد. از اینرو مىگوییم: هر کس سخن نیکویى دارد بگوید، و هر کس سخنى دارد که رابطهى میان لبنانىها را متشنج مىسازد از آن باز ایستد؛ و همانگونه که رسول خدا (ص) فرمود: «قل خیرًا أو اصمت؛ سخن نیک بگو یا خاموش باش».
کرانه باخترى و قدس در خطر
به غزّه مىرسیم که دشمن از ادامه جنگ با آن باز نمىایستد و براى بدتر از آن ،یعنى هجوم به آن ،آماده مىشود و ساز و برگ آن را فراهم مىکند؛ و در این کار به هیچ صدایى که او را محکوم مىکند، اعتنا نمىکند؛ مادام که از پوشش بینالمللى کافى برخوردار است که آن را از هر محاکمهاى در امان مىدارد. در همین حال خطرها به کرانهى باخترى و قدس نزدیک مىشود که مىخواهند آن را به این رژیم ملحق سازند. از اینرو بار دیگر از کشورهاى عربى و اسلامى و همهى ملتهایمان مىخواهیم که با همه ابزارها فشار آورند تا دشمن را از رسیدن به آنچه در پى آن است باز دارند تا از تحقق مقاصدش در نابودی آرمان فلسطین و آسیب رساندن به امنیت منطقه و سلامت ملتها و اجزاى آن جلوگیرى شود.


