
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۲۸ شهریور ۱۴۰۴ برابر با ۱۹ سپتامبر 2025م و ۲۶ ربیع الاول ۱۴۴۷
ذکر خداوند آرامش قلب و نگهبان در برابر شیطان
خطبه اول
خداوند سبحان و تعالی میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا * وَسَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَأَصِیلًا * هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا» صدق الله العظیم.
تشویق به ذکر خداوند
خداوند عزّ و جلّ در این آیه و بسیارى از آیات دیگر، بندگان مؤمن خود را تشویق کرده است که ذکر او را بسیار گویند؛ چنانکه هر جا هستند و هر کجا فرود آیند او را یاد کنند و ذکرشان به اوقات خاص یا مناسبتها ، هنگام از دست دادن عزیزى، یا هنگامى که به بیمارى یا سختى یا بلایى دچار مىشوند، یا هنگام حضور در جاهایى که آنان را به یاد خداوند عزّ و جلّ مىاندازد ،محدود نباشد؛ بلکه او را بر نیمکتهاى درس، در حین انجام کارها، در بازارها یاد کنند؛ و ذکرشان در حال خشنودى و هنگام خشم، در اوقات سختى و ضعف، در حال صلح و جنگ، و هنگام داورى و تقسیم باشد؛ و پس از هر نماز و انجام هر عبادتى ذکر او را بسیار کنند و این از ما مىطلبد که از خداوند عزّ و جلّ بخواهیم ما را بر ذکر خود یارى دهد تا فراموشش نکنیم: «اللَّهمَّ فَألْهِمْنا ذِکْرَکَ فِی الْخَلاءِ وَالْمَلاءِ، وَاللَّیْلِ وَالنَّهارِ، وَفِی السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ، وَآنِسْنا بِالذِّکْرِ الْخَفِیِّ، والْعَمَلِ الْمَرْضِیِّ؛ الهى! یاد خود را در تنهایى و در میان جمع ، در شب و در روز ، در آشکار و در نهان و در آسایش و سختى به دل ما افکن و ما را با ذکر خفىّ همدم ساز».
به همین دلیل، خداوند عزّ و جلّ در آیهاى که تلاوت کردیم آنان را به ذکر فرامیخواند؛ آنجا که فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا * وَسَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَأَصِیلًا» و در آیه دیگرى روشن مىسازد: «فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاهُ فَانتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ».
و در حدیث از رسول خدا (ص) آمده است: «أکثروا ذکر الله ما استطعتم، فی کلِّ ساعه من ساعات اللَّیل والنَّهار، فإنَّ الله أمر بکثره الذّکر له؛ تا آنجا که مىتوانید ذکر خداوند را بسیار کنید، در هر ساعتى از ساعات شب و روز؛ زیرا خداوند به کثرت ذکر خود فرمان داده است».
به همین دلیل، امیرالمؤمنین (ع) به درگاه پروردگارش این چنین دعا میکند؛ همانطور که در دعاى کمیل مىخوانیم: «اللّهمّ أسأَلُکَ بِحَقِّکَ وقُدسِکَ وأعظَمِ صِفاتِکَ وأسمائِکَ، أن تَجعَلَ أوقاتی فِی اللَّیلِ وَالنَّهارِ بِذِکرِکَ مَعمورَهً، وبِخدمَتِک موصولَه، وأَعمَالی عِندَک مَقبولَه، وَاجْعَلْ لِسانی بِذِکْرِکَ لَهِجًا، وَقَلْبی بِحُبِّکَ مُتَیَّمًا».
پیامدهاى غفلت از ذکر
در عین حال قرآن کریم مؤمنان را از نتایجى که بر غفلت از ذکر خداوند یا روىگردانى از آن یا فراموشىاش مترتب مىشود هشدار داده و فرموده است: «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛ پس انسان اگر پروردگارش را فراموش کند، خود را فراموش مىکند؛ زیرا بدینسان جایگاه خود در زندگى، و جایگاه خداوند نسبت به خود، و نقشى را که باید ایفا کند از یاد مىبرد. و در آیهى دیگرى اشاره کرده است که روىگردانى از ذکر خداوند، جهتنمایى را که مسیر انسان را در زندگى تعیین مىکند از او مىگیرد و او را در دنیا بىراهنما و هنگام ایستادن در برابر خداوند نابینا مىسازد؛ فرمود: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَىٰ * قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَىٰ وَقَدْ کُنتُ بَصِیرًا * قَالَ کَذَٰلِکَ أَتَتْکَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَکَذَٰلِکَ الْیَوْمَ تُنسَىٰ». و از اینرو از آنان میخواهد که مال یا فرزند و هیچ امرى از امور دنیا آنان را از ذکر خداوند باز ندارد؛ فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَمَن یَفْعَلْ ذَٰلِکَ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ». پس همه زیان را در این دانست که انسان ذکر پروردگارش را فراموش کند.
و تأکید بر دوام ذکر به آنجا رسیده که امام زینالعابدین (ع) غفلت از آن را گناه و خطایى شمرده که انسان را به استغفار از آن فرا مىخواند؛ مىفرمود: «اللَّهُمَّ إنّی أَسْتَغْفِرُکَ مِنْ کُلِّ لَذَّهٍ بِغَیْرِ ذِکْرِکَ، وَمِنْ کُلِّ رَاحَهٍ بِغَیْرِ أُنْسِکَ، وَمِنْ کُلِّ سُرُورٍ بِغَیْرِ قُرْبِکَ، وَمِنْ کُلِّ شُغْلٍ بِغَیْرِ طَاعَتِکَ».
نقش ذکر و اهمیّت آن
این همه تأکید بر ذکر خداوند متعال، به اهمیّت نقشى باز مىگردد که این ذکر در بناى رابطهى انسان با پروردگارش ایفا مىکند. نخست آنکه در تقویت رابطهى انسان با او و استوار ساختن حضورش در جان انسان سهم دارد؛ و این همان چیزى است که خداوند عزّ و جلّ وعده داده او در برابر چشم خود قرار دهد و از مراقبت و عنایت و تأیید و پیروزى و عزّت او برخوردار سازد و با او باشد؛ آنجا که فرمود: «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ»، و در حدیث قدسى آمده است: «أنا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِی بی، وأنا معهُ إذا ذَکَرَنِی؛ من نزد گمان بنده خود هستم و اگر مرا یاد کند، با او هستم».
دوم: انسان را از افتادن در وسوسهها و فریبها و آرزوهاى شیطان مصون مىدارد؛ از اینرو قرآن کریم شیطان را «خنّاس» نامیده است؛ آنجا که فرمود: «مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ»؛ زیرا هنگامى که انسان پروردگارش را یاد مىکند، او پنهان مىشود و دیگر جایگاهى ندارد؛ از اینرو مىکوشد او را از آن دور سازد. و در آیهى دیگرى فرمود: «وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ».
و سوم: به انسان احساس آرامش، راحتى جان، سکون و زندگى قلب، و استوارى و نیرو مىبخشد هنگامى که با سختىها و چالشها روبهرو مىشود؛ پس ممکن نیست کسى که خداوند را یاد مىکند گرمى محبت و مهربانى و رأفت او و نیرو و عزّت را احساس نکند. و به همین خداوند سبحان اشاره کرده است: «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ و همان چیزى است که خداوند عزّ و جلّ هنگام سخن از پیامبرش بیان کرده است؛ روزى که مشرکان به دهانهى غارى رسیدند که او با یارش در آن پنهان بود در روز هجرتش از مکه به مدینه؛ فرمود: «إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کَلِمَهَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلَى وَکَلِمَهُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیَا». این افزون بر آگاهىاى است که ذکر بر انسان مىافزاید؛ آگاهىاى که عقل و قلب را روشن مىسازد و رفتار را هدایت مىکند.
ذکر حقیقى
ما هنگامى که از ذکر خداوند سخن مىگوییم، مقصودمان آنچه برخى مىپندارند نیست که تنها به ذکر زبان بسنده کند؛ بلکه ذکرى است که از قلب و احساس و عواطف مىجوشد، زبان آن را بیان مىکند، و در اصلاح مسیر انسان در زندگى بازتاب مىیابد. در حدیث از امام صادق (ع) به یکى از یارانش آمده است: «ألا أحدّثک بأشدّ ما فرض الله عزَّ وجلَّ على خلقه؟ قال: بلى، قال: إنصاف النَّاس من نفسک، ومواساتک لأخیک، وذکر الله فی کلِّ موطن، أما إنّی لا أقول: سبحان الله والحمد لله ولا إله إلا الله والله أکبر، وإن کان هذا من ذاک، ولکن ذکر الله فی کلِّ موطن إذا هجمت علیَّ طاعه أو معصیه؛ آیا سختترین چیزى را که خداوند عزّ و جلّ بر آفریدگانش واجب کرده به تو نگویم؟ گفت: آرى. فرمود: انصاف مردم از خودت، و همدردىات با برادرت، و ذکر خداوند در هر جایگاهى. بدان که نمىگویم: سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أکبر ،هرچند این نیز از آن است ،بلکه ذکر خداوند در هر جایگاهى هنگامى که طاعت یا معصیتى بر من هجوم آورد». و در حدیث آمده است: «مَنْ أطاعَ اللهَ فقدْ ذَکَرَ اللهَ، وإِنْ قلَّتْ صلاتُهُ وصیامُهُ وتلاوَتُهُ للقرآنِ؛ هر کس خداوند را اطاعت کند او را ذکر کرده است، هرچند نماز و روزه و تلاوت قرآنش اندک باشد».
تقویت ذکر خداوند
عزیزان: ما در واقعیتى که در آن به سر مىبریم و دشوارىها و چالشهایى که با آنها روبهرو هستیم، بیش از هر چیز نیازمند تقویت ذکر خداوندیم؛ چنانکه آن را بر زبانهایمان جارى سازیم، ذکر او را با هیچکس، هرچند جایگاه و مقامش بلند باشد ،جایگزین نکنیم و همواره آن را در نماز و عبادت و قرائت قرآن کریم و دعا و استغفار و تسبیح و تهلیل خود، و در اندیشیدن در آفرینش او بیان کنیم؛ تا بدینسان استوارتر و نفوذناپذیرتر باشیم و بتوانیم با موفقیت با مشکلات زندگى برخورد کنیم، و از برکتهایى که خداوند به ذاکران وعده داده برخوردار شویم؛ برکتهایى که دعا به آن اشاره کرده است: «إلهی! أنت قلت وقولک الحقّ: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا * وَسَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَأَصِیلًا، وقلت وقولک الحقّ: فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ، فأمرتنا بذکرک، ووعدتنا علیه أن تذکرنا تشریفًا لنا وتفخیمًا وإعظامًا، وها نحن ذاکروک کما أمرتنا، فأنجز لنا ما وعدتنا، یا ذاکر الذّاکرین ویا أرحم الرّاحمین؛ خدایا تو خود در کتاب آسمانیت فرمودهای و سخن تو حق است: [ای اهل ایمان خدا را بسیار یاد کنید، و هر صبح و شام به ستایش و تسبیح او بپردازید] و بازفرمودهای: [مرا یاد کنید، تا شما را یاد کنم] به این ترتیب ما را به ذکر خود امر کردهای و وعده دادهای که اگر تو را یاد کنیم تو نیز ما را یاد کنی و یاد تو باعث شرافت و عزت و بزرگی ماست، خداوندا اکنون ما به فرمان تو به یاد تو هستیم تو هم مطابق وعدهای که فرمودهای از ما یاد کن، ای که از یاد کنندگانت یاد میکنی و ای مهربانترین مهربانان.».
خطبه دوم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به سفارش رسول خدا (ص) سفارش مىکنم؛ هنگامى که به مسلمانان مؤمن به رسالتش و آنچه آورده و به همه ما فرمود: «کونوا إخوه برره متحابّین متواصلین متبادلین»، «لَا تقاطعوا ولَا تدابروا ولاَ تباغضوا ولاَ تحاسدوا»، «المسلِمُ أخُو المسلِمِ، لا یَظلِمُهُ ولا یَخذُلُهُ ولا یَحقِرُهُ»، «کلُّ المسلِمِ على المسلِمِ حرامٌ؛ دمُهُ، ومالُهُ، وعِرضُهُ.
پس باید سفارش رسول خدا (ص) را بپذیریم تا جامعهاى باشیم که رسول خدا (ص) خواسته است؛ جامعهى مرتبط و متبادل و مهرورز؛ جامعهاى که همچون بنایى استوار باشد که بخشى بخش دیگر را استوار مىدارد و یکدیگر را نیرو مىبخشد و بر یکدیگر ستم نمىورزد؛ و اگر اختلافى درون آن رخ دهد، دیر نمىپاید بلکه بهزودى از میان مىرود و امور به مجراى خود باز مىگردد؛ و بدینسان نیرومندتر و تواناتر بر رویارویى با چالشها مىشود.
تشدید جنگ علیه لبنان
از تشدید جنگ توسط اسرائیل آغاز میکنیم که اخیراً شاهد آن بودیم؛ جنگی که بسیارى از شهرکهاى جنوبى را هدف قرار داد و همانگونه که در شهر نبطیه رخ داد، به زخمى شدن بسیارى از زنان و کودکان، و حتى جنینها در شکم مادران انجامید؛ و در ادامهى عملیات ترور شهروندان لبنانى؛ در حالى که دشمن هر نشانهى زندگى را در نوار مرزی منع مىکند. و هدف او از این کار اعمال فشار بیشتر بر دولت لبنان و بر لبنانىهاست تا شرایط آن را بپذیرند و هدفهایى را که از لبنان مىخواهد محقق سازد؛ هدفهایى که اکنون روشن شده در چارچوب پروژهى اعلامشدهى او از هنگام پیدایش این رژیم قرار دارد؛ و آن ایجاد دولت اسرائیل بزرگ است.
این امر برای دولت لبنان ایجاب میکند که نقش مورد انتظار را در رویارویى با این چالش ایفا کند؛ یعنی صدایش را در مجامع بینالمللى بلند سازد و در آنچه وعده داده یعنی تدوین استراتژى امنیت ملى شتاب کند؛ استراتژىاى که همه موارد قدرت خود را در همه سطوح بسیج کند تا لبنانىها احساس کنند با دولتى روبهرو هستند که به آن اعتماد دارند و توان حمایت از آنان را دارد. در حالى که از همه لبنانىها با همه طوایف و مذاهب و جایگاههایشان مىخواهیم که بیش از پیش از خطرهایى که از سوى این دشمن بر کشورشان مىرسد آگاه باشند و بدانند که این دشمن هرگز به سود کسى کار نکرده و نخواهد کرد و به نفع کسى نخواهد بود؛ زیرا همه واقعیتهایى که رخ داده و مىدهد تأیید مىکند که دشمن در پى تحقق پروژهاى است که هدفش چیرگى نه تنها بر لبنان، بلکه بر کلّ منطقه و منابع آن است.
مسئولیت کشورهاى عربى
در حالى که بار دیگر از کشورهاى عربى و اسلامى مىخواهیم که به سطح چالشى که با آن روبهرو هستند و امنیت و سلامت همه کشورهاىشان را تهدید مىکند ارتقا یابند؛ پس از آنکه دشمن از محدودهى هدفگیریهایش که فلسطین یا لبنان یا سوریه یا یمن را در بر مىگرفت فراتر رفت تا به دولت قطر رسید و چه بسا به دیگران نیز برسد؛ همانگونه که بر زبان رهبرانش جارى شده است؛ بدون آنکه این دشمن جایگاه بىطرف و میان جیگریاش، و وجود بزرگترین پایگاه آمریکایى در آن و ضمانتهاى امنیتى و سیاسىاى که از آن برخوردار است را در نظر گیرد.
اکنون روشن شده که رویارویى با پروژهاى که دشمن در سطح منطقه روی آن کار مىکند، به همبستگى و همافزایى توان کشورهای منطقه دارد؛ با توجه به توانایىهایى که در اختیار دارد و پوشش بینالمللىاى که از آن برخوردار است؛ پوششى که او را قادر مىسازد جنایاتى مرتکب شود که نه وجدان و نه قانون و نه دادگاههاى بینالمللى و نه اعتراضها و تظاهراتى که هر روز در همه پایتختهاى جهان برپا مىشود آن را باز نمىدارد؛ و بتواند در هر جا و هر جایگاهى ضربه زند؛ چیزى که با پراکندگى و انشقاقى که شاهد آن هستیم نمىتوان با آن روبهرو شد. جهان عربى و اسلامى ضعیف نیست؛ بلکه توانایىها و امکانات بسیارى در اختیار دارد که اگر آنها را بسیج کند و از آنها بهره گیرد، مىتواند این دشمن را از رسیدن به هدفهایش باز دارد و حتى شکست را بر او تحمیل کند.
ما همراه با همه ملتهاى عربى و اسلامى انتظار داشتیم آنچه اخیراً رخ داد تکانهاى درون این جهان پدید آورد که کشورهاى آن را به موضعى در سطح این خطرها فراخواند و پیامى نیرومند به این رژیم و همه حامیانش باشد که پیش از هر هدفگیرى نسبت به هر یک از کشورهایش سخت بیندیشند و در پروژهى ویرانگر خود نسبت به کشورهای این جهان تجدید نظر کنند؛ اما متأسفانه تصمیمها پایینتر از سطح رویارویى با این تجاوز تحریکآمیز خطرناکى بود که خود را بر منطقه تحمیل کرد و به بیانیههاى محکومیت و نکوهش بسنده کرد؛ بدون آنکه هیچ گام عملىاى بردارد که بتوان بر آن براى بازداشتن رژیم صهیونیستى حساب کرد؛ چیزى که بار دیگر تصویر ضعفى را که این جهان در برابر چالشهایى که با آنها روبهرو است تأیید کرد و خود انگیزهاى براى رژیم صهیونیستى شد تا تجاوزش را ادامه دهد.
ما در برابر همه آنچه رخ داد، بار دیگر تأکید مىکنیم که نباید آنچه بسیارى اکنون در آن به سر مىبرند، یعنی یأس و ناامیدى را تجربه کنیم؛ بلکه همچنان امید خواهیم داشت ایستادگىاى که در همه صحنههایى که با چالش روبهرو هستند مىبینیم ،صحنههایى که فداکارىهاى سنگینى تقدیم کردهاند و هنوز تقدیم مىکنند و در این روزها یاد آنها را در لبنان گرامی مىداریم ،آگاهى عربى و اسلامى پدید آورد و امیدى بیافریند که نیرنگ و تجاوز این دشمن را بازگرداند.
رویارویى با وحدت داخلى
به لبنان باز مىگردیم تا بار دیگر بر ضرورت کار براى تقویت وحدت داخلى و از میان برداشتن هر آنچه ممکن است شکافى میان اجزاى آن پدید آورد تأکید کنیم؛ چیزى که ،متأسفانه ،هر روز خود آن را پدید مىآوریم تا آنجا که این کشور را زایشگر بحرانها شمردهاند. این همه را ایجاب میکند که از گفتمان خشن پرتنش و تحریکآمیز دست بردارند و آن را با گفتمانى ملى، خردمندانه و آرام جایگزین کنند. و اگر اختلافى هست، جایگاهش اتاقهاى بسته باشد و در چارچوب گفتوگویى صادقانه و عینى و خردمندانه که مصلحت این وطن را در نظر گیرد و آن را توانا سازد بر رویارویى با چالشهایى که از درون و بیرون آن را در هم مىکوبد.
اولویت بازسازى
سرانجام، باید از دولت که بودجه را بررسى مىکند خواست که در خطاهاى دولتهاى پیشین نیفتد؛ با دراز کردن دست به جیب لبنانىها براى پر کردن کسرى؛ بلکه روی بهرهبردارى درست از منابع دولت کار کند. و در اینجا نکات مثبتى را که در این زمینه رخ داده ثبت مىکنیم و مىخواهیم ادامه یابد و بار دیگر بر آنها تأکید مىکنیم؛ و آن این است که در بودجهاش آنچه را در زمینهى بازسازى ویرانیها وعده داده رعایت کند و آن را در اولویت قرار دهد و در ایفاى وعدههایش براى آسانسازى بازگرداندن اموال سپردهگذاران شتاب کند؛ زیرا او ضامن آنان است و باید به آنچه ضمانت کرده وفا کند.


