خطبه‌های نماز جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴ علامه سید علی فضل الله

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه‌های نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل الله

۹ آبان ۱۴۰۴ برابر با ۳۱ اکتوبر 2025م و ۹ جمادی الاول ۱۴۴۷

تسبیحات حضرت زهرا (س): توشه معنوی در مقابله با دشواری‌ها

خطبهٔ اول

خداوند  سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «إِنَّمَا یُرِیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» صدق الله العظیم.

سالروز وفات حضرت زهراء (س)

سیزدهم ماه جمادی‌الاول سالروز وفات یکی از کسانی است که این مشیّت خداوند درباره‌ی آنان محقق شده است: «تا پلیدی را از شما اهل‌بیت بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند» و او صدیقه‌ی طاهره فاطمه زهرا (ع)، سرور زنان جهان است. این بر اساس روایتی است که ما به آن اعتماد داریم و می‌گوید وفات ایشان در همین روز، یعنی هفتاد و پنج روز پس از رحلت رسول خدا (ص) رخ داده است.

این حادثه دردناک، دل‌های علی و زینب و حسن و حسین و ام‌کلثوم (ع) را جریحه‌دار کرد و اندوه آنان را بر رسول خدا (ص) تازه ساخت. امیرالمؤمنین (ع) هنگامی که کنار قبر ایشان ایستاد و رو به سوی رسول خدا (ص) کرد، چنین فرمود: «قلَّ، یا رسول الله، عن صفیّتک صبری، ورَقَّ عنها تجلُّدی، إلَّا أنَّ فی التّأسّی لی بعظیم فُرقتک، وفادح مصیبتک، موضع تعزٍّ، فإنّا لله وإنّا إلیه راجعون. فلقد استرجعت الودیعه، وأخذت الرَّهینهُ! أمَّا حزنی فسرمَدٌ، وأمَّا لیلی فمُسهَّدٌ، إلى أن یختارَ الله لی دارک الّتی أنت بها مقیم؛ ای رسول خدا! صبرم درباره برگزیده‌ات کم شد و تاب و توانم سست گشت، جز آن‌که در تأسی به فراق بزرگ و مصیبت سنگین تو برای من جای تسلی است. ما از آنِ خداییم و به‌سوی او بازمی‌گردیم. امانت بازپس گرفته شد و ودیعه برده شد! اما اندوهم جاودانه است و شبم بی‌خواب، تا آن‌گاه که خداوند خانه‌ای را که تو در آن اقامت داری برایم برگزیند.»

تسبیح و رضا

ما امروز بخشی از آنچه را در سیره آن حضرت یاد می‌کنیم. در سیره آمده است که امیرالمؤمنین (ع) پس از آن‌که آثار خستگی و رنج و مشقت را بر ایشان دید، گفت: «چه می‌شود اگر نزد پدرت برویم و از او خادمی بخواهیم که کمی از رنجت بکاهد و بار کارهایت را سبک کند؟» اما حضرت زهرا (س) از روی حیا نسبت به رسول خدا (ص) نخواست که خود آغازگر این درخواست باشد. از این‌رو هنگامی که نزد رسول خدا (ص) رسیدند، علی (ع) لب به سخن گشود و خطاب به پیامبر (ص) فرمود: «ای رسول خدا! دخترت آن‌قدر با مشک آب کشیده که سینه‌اش اثر برداشته، آن‌قدر با آس آرد کرده که دستانش تاول زده، آن‌قدر خانه را جارو کرده که لباس‌هایش غبارآلود شده و آن‌قدر زیر دیگ آتش افروخته که لباس‌هایش دودزده و سیاه گشته است.»

چشمان رسول خدا (ص) از آنچه بر دخترش زهرا گذشته بود از خستگی و سنگینی بارها اشک‌بار شد.

رسول خدا (ص) در آن حال بخل نمی‌ورزید که به دخترش زهرا (ع) ، پاره‌ نش و روحی که میان دو پهلوی او بود، خادمی بدهد که اندکی آرامش برایش فراهم آورد، آرامشی که بیش از هر چیز به آن نیازمند بود. اما او برای دخترش چیزی دیگر می‌خواست که آن را مهم‌تر می‌دید. از این‌رو به او و علی (ع)، از آن‌رو که هر دو مسئولیت خانه را تقسیم کرده بودند، فرمود: «آیا نمی‌خواهید چیزی به شما بیاموزم که از خادم برای شما بهتر باشد؟ هنگامی که به بستر می‌روید، سی‌وچهار بار «الله‌اکبر» بگویید، سی‌وسه بار «الحمدلله» و سی‌وسه بار «سبحان‌الله».»

فاطمه (س) گفت: «از خدا و رسولش راضی شدم.» و علی (ع) نیز همین را گفت. و این تسبیح بر زبان آنان جاری شد؛ آن را هنگام هر خواب و پس از هر نماز تکرار می‌کردند و رنج کار در خانه و بیرون را از یادشان می‌برد. رسول خدا (ص) با دعوت به این تسبیح می‌خواست به چند امر اشاره کند:

تکریم زهرا (س)

نخست: می‌خواست دخترش حضرت زهرا (ع) را تکریم کند؛ دختری که نزد او جایگاه و مقام ویژه‌ای داشت. او درباره ایشان می‌فرمود: « فاطمه روحی الّتی بین جنبیّ؛ فاطمه روح میان دو پهلوی من است»، « فاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی مَن أغْضَبَها أغْضَبَنِی ومن آذاها فقد آذانی ؛ فاطمه پاره‌ تن من است؛ هر کس او را خشمگین کند مرا خشمگین کرده و هر کس او را بیازارد مرا آزرده است»، و « فاطمه أمّ أبیها؛ فاطمه مادر پدرش است». تکریم او به خاطر جایگاهی بود که آن را دوست می‌داشت و او را نزد پروردگارش بالا می‌برد؛ زیرا تکریم حقیقی همین است که او را به ذکر این تسبیح فراخواند و جایگاهش را نزد مردم و در طول نسل‌ها استوار ساخت، آن‌گاه که این تسبیح به نام او پیوند خورد. احادیث شریف به اهمیت آن اشاره کرده‌اند. از امام صادق (ع) روایت شده است: « ما عُبدَ الله بشیءٍ من التَّحمید بعد الصَّلاه أفضل من تسبیح فاطمه، ولو کان شیء أفضل منه، لنحله رسول الله (ص) إلى فاطمه (ع)؛ خداوند پس از نماز با چیزی از حمد و ستایش بهتر از تسبیح فاطمه عبادت نشده است؛ و اگر چیزی بهتر از آن بود، رسول خدا (ص) آن را به فاطمه (س) یاد می‌داد.»

و نیز به یکی از اصحابش به نام ابوهارون مکفوف فرمود: «یا أبا هارون، إنَّا لنأمر صبیاننا بتسبیح فاطمه (ع) کما نأمرهم بالصَّلاه ؛ ای ابوهارون! ما کودکانمان را به تسبیح فاطمه (ع) فرمان می‌دهیم همان‌گونه که آنان را به نماز فرمان می‌دهیم.» و در این سخن اشاره‌ای روشن به اهمیت تربیت بر نماز است. و در اینجا می‌پرسیم: چند نفر از ما به سفارش این تسبیح به فرزندانمان اهمیت می‌دهیم؟

و در حدیث آمده است: «مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَهَ (ع)، فَقَدْ ذَکَرَ اللَّهَ الذِّکْرَ الْکَثِیرَ ؛ هر کس تسبیح فاطمه (ع) را بگوید، خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.» و این همان چیزی است که خداوند عزّوجل به آن دعوت و بر آن تشویق نموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا * وَسَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَأَصِیلًا».

در برابر دشواری‌ها

دوم: پیامبر خدا می‌خواست از این طریق به نقش ذکر تسبیح هنگامی که انسان با چالش‌ها و ناگواری‌ها و سختی‌ها روبه‌رو می‌شود، اشاره کند. خداوند سبحان هنگامی که از پیامبر یونس (ع) سخن گفت، همین را بیان کرد. پس از آن‌که نهنگ او را بلعید و نزدیک بود استخوان‌هایش را درهم بشکند و جانش را بگیرد، خداوند او را با ذکر تسبیحش از شکم نهنگ نجات داد. فرمود: «وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَىٰ فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَٰلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ». و هنگامی که فرمود: «فَلَوْلَا أَنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ * لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلَىٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ».

و خداوند سبحان نیز پیامبر (ص) را هنگام روبرو شدن با چالش‌ها به ذکر تسبیح فرمان داد و فرمود: «فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّکَ تَرْضَىٰ».

نقش تربیتی تسبیح

سوم: رسول خدا (ص) می‌خواست به نقش تربیتی اذکار واردشده در تسبیح اشاره کند؛ زیرا رسول خدا (ص) نمی‌خواست این تسبیح در حد زبان بماند، بلکه باید از اعماق قلب بجوشد و انسان معانی و مدلولات آن را درک کند و بر رفتارش در زندگی بازتاب یابد، همان‌گونه که از هر ذکر خداوند خواسته شده است.

بنابراین تکبیری که خداوند فرمان داده تسبیح ‌گوینده سی‌وچهار بار تکرار کند،به این معناست که انسان  اعلام می‌کند خداوند بزرگ‌تر از هر کسی است که ممکن است او را بزرگ یا عظیم یا دارای شأن و موقعیت ببیند. هیچ‌کس را بالاتر از عظمت خداوند نمی‌بیند و هیچ‌کس را در قدرت یا روزی دهی یا تدبیر هم‌سنگ او نمی‌یابد. او تنها کسی است که خلق و امر از آنِ اوست. و این انسان را برمی‌انگیزد که همواره رویش به‌سوی خدا باشد، بر او توکل کند و او را بهترین پشتوانه و تکیه‌گاه بداند هنگامی که شرایط سخت و مشکلات با او روبه‌رو می‌شوند.

و «الحمد لله» که سی‌وسه بار تکرار می‌شود، یعنی انسان اعلام می‌کند که سپاسگزار خداست، شاکر اوست، قدر عطایش را می‌داند و عطای او را بالاتر از هر عطا می‌بیند و پیش از هر حمدی او را حمد می‌گوید. هرچه نزد اوست از اوست. و این ایجاب می‌کند که نیکی خداوند عزّوجل را با نیکی پاسخ دهد و کمترین نیکی آن است که از نعمت او برای معصیتش کمک نگیرد و اگر نفسش او را به گناه یا ترک واجب فراخواند، از او شرم کند.

اما گفتن «سبحان‌الله»، یعنی انسان کمال مطلق خداوند را اعلام می‌کند و این‌که خداوند عزّوجل از هر نقص و عیبی منزه است؛ «، لَا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلَا نَوْمٌ ؛ نه چرت او را می‌گیرد و نه خواب» و ضعف یا سستی بر او عارض نمی‌شود. هر کس به او تکیه کند، به رکنی استوار تکیه کرده است: «لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». با اوست که جهان برپاست و اوست که باید نیازهایمان را به‌سوی او ببریم، چنان‌که در دعا می‌خوانیم: «فَأَنْتَ، یَا مَوْلایَ، دُونَ کُلِّ مَسْؤُول مَوْضِعُ مَسْأَلَتِی، وَدُونَ کُلِّ مَطْلُوب إلَیْهِ وَلِیُّ حَاجَتِی. أَنْتَ الْمَخْصُوصُ قَبْلَ کُلِّ مَدْعُوٍّ بِدَعْوَتِی، لاَ یَشْرَکُکَ أَحَدٌ فِی رَجَائِی، وَلاَ یَتَّفِقُ أَحَدٌ مَعَکَ فِی دُعَائِی، وَلاَ یَنْظِمُهُ وَإیَّاکَ نِدَائِی، لَکَ، یَا إلهِی، وَحْدَانِیَّهُ الْعَدَدِ، وَمَلَکَهُ الْقُدْرَهِ الصَّمَدِ، وَفَضِیلَهُ الْحَوْلِ وَالْقُوَّهِ، وَدَرَجَهُ الْعُلُوِّ وَالرِّفْعَهِ، وَمَنْ سِوَاکَ مَرْحُومٌ فِی عُمْرِهِ، مَغْلُوبٌ عَلَى أَمْرِهِ، مَقْهُورٌ عَلَى شَأنِهِ، مُخْتَلِفُ الْحَالاَتِ، مُتَنَقِّلٌ فِی الصِّفَاتِ. فَتَعَالَیْتَ عَنِ الأشْبَاهِ وَالأضْـدَادِ، وَتَکَبَّـرْتَ عَنِ الأمْثَـالِ وَالأنْدَادِ، فَسُبْحَانَکَ لَا إلهَ إلاَّ أَنْتَ پس‌ای مولای من مرجع خواهش من تویی نه هیچ مسئول دیگر، و برآورنده نیازم تویی نه هیچ مطلوب الیه دیگر. پیش از آنکه کسی را بخوانم تو را می‌خوانم و بس، احدی در چشم انداز امید من با تو شریک نیست، و هیچ کس در دعای من با تو همراه نیست، و ندای من او و تو را با هم در برنمی گیرد. الهی، تنها توراست وحدانیت و یگانگی، و ملکه قدرت بی‌نیاز، و فضیلت حول و قوّت، و پایه والایی و رفعت  و ماسوای تو در تمام عمر خود نیازمند رحمت تو، و در کار خویش عاجز و مغلوب، و در امور خود ناتوان است، و حالاتی گوناگون، و صفات ناپایا دارد، پس تو بالاتر از آنی که همانند و ضدی برای تو باشد، و بزرگ‌تر از آن که همسان و همتا داشته باشی، پس پاک و منزّهی، معبودی جز تو نیست.»

در راه زهرا (س)

این قطره‌ای از دریای فیض زهرا بر ماست. و وفاداری ا به او در سالروز ارتحالش به‌سوی پروردگار نباید تنها به ابراز احساسات اندوه با ریختن اشک و برپایی مجالس عزا محدود بماند، بلکه باید از او در همه‌ ابعاد شخصیتش الگو بگیریم: از نقش رسالتمدارانه‌ او  در خانه و جامعه‌ و از همه میراثی که برای ما برجای گذاشت و از  صدای رسایش در برابر ظلم و انحراف. بدین‌سان به او اخلاص می‌ورزیم و شایسته حمل نام او و انتساب به او می‌شویم.

از خداوند می‌خواهیم که به ما این توفیق را عنایت فرماید. سلام بر او روزی که زاده شد و روزی که به‌سوی رحمت پروردگارش انتقال یافت و روزی که زنده برانگیخته شود.

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که زهرا (س) به آن مرد سفارش کرد. هنگامی که نزد ایشان آمد و گفت: «ای دختر رسول خدا! آیا رسول خدا چیزی نزد تو گذاشته که آن را به من ببخشی؟» فرمود: «ای کنیز! آن پارچه حریر را بیاور.» آن را طلبیدند و نیافتند. حضرت زهرا (س) فرمود: «وای بر تو! آن را بجوی؛ زیرا نزد من هم‌ارزش حسن و حسین است.» آن را جستند و دیدند که در میان زباله‌ها افتاده است. آن را برای مرد گشودند و در آن نوشته بود: « لَیْسَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ مَنْ لَمْ یَأْمَنْ جَارُهُ بَوَائِقَهُ ، وَ مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ یُؤْذِی جَارَهُ، وَ مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ فَلْیَقُلْ خَیْراً أَوْ یَسْکُتْ. إِنَّ اَللَّهَ یُحِبُّ اَلْخَیِّرَ اَلْحَلِیمَ اَلْمُتَعَفِّفَ، وَ یُبْغِضُ اَلْفَاحِشَ اَلضَّنِینَ اَلسَّئَّالَ اَلْمُلْحِفَ. إِنَّ اَلْحَیَاءَ مِنَ اَلْإِیمَانِ ؛ سی که همسایه‌اش از شر او در امان نیست از مؤمنین نخواهد بود. و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد همسایه‌ی خویش را آزار نمی‌دهد. و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید که یا سخن خوب بگوید وگرنه ساکت باشد. خداوند انسان خیرمند بردبار عفیف را دوست دارد و بدگوی بخیل بسیار درخواست کننده‌ی مصرّ را دشمن می‌دارد. حیاء از ایمان است.»

ما بیش از هر چیزی نیازمندیم که همه این معانی را به یاد آوریم تا تصویر مؤمن را در خود اصلاح کنیم؛ مؤمنی که نقشش تنها به انجام امور ظاهری محدود نمی‌ماند، بلکه بر رفتارش با همسایگان و جامعه بازتاب می‌یابد و بدین‌سان جامعه‌ای آرمانی می‌سازیم که با آن حضور و کارایی و توانایی بیشتری برای رویارویی با چالش‌ها خواهیم داشت.

تداوم جنایات دشمن

سخن را از تجاوزهای اسرائیلی آغاز می‌کنیم که در هفته گذشته در لبنان شاهد آن بودیم؛ به صورت حملات هوایی که بقاع و جنوب را هدف قرار داد و عملیات ترور و تداوم نفوذ در روستاهای نوار مرزی که آخرین آن‌ها ویران کردن حسینیه العدیسه و جنایت ننگینی بود که دشمن با هتک حرمت ساختمان شهرداری بلیدا و کشتن یکی از کارمندانش با خونسردی مرتکب شد و نیز هدف قرار دادن مداوم ماشین‌آلاتی که در بازسازی به کار می‌روند تا از بازسازی آنچه از تجاوزش ویران شده جلوگیری کند. همه این‌ها در چارچوب عدم ایفای نقش کمیته نظارت بر آتش‌بس در بازداشتن دشمن از تجاوزها و فشارهایی است که بر لبنان اعمال می‌شود و به نظر می‌رسد که ادامه خواهد یافت؛ چه در بُعد امنیتی و چه اقتصادی، تا لبنان به شرایط دشمن برای مذاکره مستقیم با او تن دهد؛ شرایطی که فرستاده‌ آمریکایی از طریق سازوکاری که مطرح کرد در پی ترویج آن بود.

اکنون روشن شده است که مذاکره‌ای که دولت را به ورود در آن فرامی‌خوانند، برای پایان دادن به وضعیت جنگ موجود و بازگشت ثبات به این کشور نیست. اگر این هدف بود، از همان توافق آتش‌بس حاصل می‌شد؛ توافقی که دولت لبنان و مقاومت به همه  بندهای آن پایبند ماند و گواه آن، عدم پاسخ مقاومت با وجود تجاوزهای پیوسته‌ی دشمن است که تاکنون به شهادت بیش از سیصد و شصت شهید انجامیده است. اما روشن است که این دشمن از مذاکره راه‌حل نمی‌خواهد، بلکه راهی برای تثبیت وضع موجود و مشروعیت بخشیدن به آن می‌جوید تا دست بالا را در لبنان داشته باشد و دستاوردهای امنیتی به‌دست آورد که عبارت است از پذیرش منطقه حائل توسط لبنان و گسترش مرزها و ممکن است شروط آن به اهداف سیاسی و امنیتی دیگری گسترش یابد که برخی اعلام‌شده و برخی اعلام‌نشده است.

تسلیم نشدن در برابر دشمن

ما در این زمینه از دولت لبنان می‌خواهیم که با مذاکرات از موضع ضعف برخورد نکند، بر این پایه که لبنان جز تسلیم به آن چاره‌ای ندارد و بر موضع خود در برابر همه‌ کشورهایی اصرار ورزد که آن را به مذاکره برای پایان دادن به وضعیت جنگ فرامی‌خوانند، پس از آن‌که بر تمام تعهدات خود پایبند مانده است و بر دشمن فشار آورد تا به تعهداتش برای توقف تجاوزها و هتک حاکمیت لبنان و خروج از مواضعی که تا هنوز اشغال کرده و بازگرداندن اسیران لبنانی عمل کند.

ما نمی‌خواهیم از توانمندی‌ها و امکانات و پوشش بین‌المللی دشمن بکاهیم، اما این چنان‌که پیش‌تر گفتیم ، ما را نه به تسلیم شدن در برابر شرایط او یا چشم‌پوشی از حاکمیت و امنیت کشور بلکه به تقویت مصونیت داخلی و تلاش برای فراهم آوردن شرایط خارجی برای حفظ کشور از طمع و تجاوز دشمن فرامی‌خواند.

موضع مسئولانه ملی

در اینجا باید از موضع ملی مسئولانه‌ای که رئیس‌جمهور با فراخواندن فرماندهی ارتش به پاسخگویی به هر تجاوز دشمن صهیونیستی به خاک لبنان اتخاذ کرد، تقدیر کنیم؛ موضعی که نقش ارتش را در حمایت از لبنانی‌ها و دفاع از وطن احیا می‌کند و ما همواره تأکید کرده‌ایم که ارتش اگر توانایی‌ها و امکانات و پوشش سیاسی برایش فراهم شود، قادر به ایفای این نقش است.

از این‌رو، بار دیگر از همه لبنانی‌ها می‌خواهیم که در این مرحله تسلیم بزرگنمایی‌ها و تسلیم شدن در برابر آن‌ها نشوند؛ بزرگنمایی‌هایی که هدفشان تضعیف مصونیت داخلی آنان است تا با این بزرگنمایی‌ها، آنچه را دشمن نتوانسته با جنگ به‌دست آورد، در اختیار دشمن قرار دهند. ولی این به معنای عدم احتیاط در برابر دشمن نیست؛ احتیاط در برابر دشمن در هر مرحله‌ای واجب است. در حالی که بار دیگر از همه‌ لبنانی‌ها می‌خواهیم در این مرحله حساس از تاریخشان و در برابر چالش‌هایی که به امنیت و حاکمیت همه‌ آنان را آسیب می‌زند، وحدت خود را در رویارویی با این خطرات تقویت کنند و از هر آنچه به آن آسیب می‌زند دست بردارند؛ زیرا وحدت سرمایه‌ی اصلی آنان است و با آن هر کسی را که بخواهد با امنیت و سرنوشتشان بازی کند بازمی‌دارند. و برای رسیدن به این وحدت و استوار ساختن آن راهی جز به‌کارگیری زبان گفت‌وگو تا هنگام هر اختلاف، حاکم میان آنان باشد، وجود ندارد.

روشن شده است که وفاق داخلی امنیت و ثبات و وحدت را تضمین می‌کند. این کشور نمی‌تواند با غلبه آرام بگیرد. از این‌رو، در سایه‌ اختلاف موجود بر سر قانون انتخابات که ابعاد طائفه‌ای و مذهبی یافته و ممکن است به برهم زدن انتخابات مورد انتظار بینجامد، باید بدانیم که باید همه تلاش‌ها برای یافتن فرمول توافقی به کار گرفته شود که حق رأی مهاجران را حفظ کند، اما به‌گونه‌ای که این انتخابات را در قلمرو تسویه‌حساب‌های داخلی نیندازد یا تعادل‌های ملی را بر هم نزند یا به بروز شکاف داخلی نینجامد.

غزه: نقض توافق توسط دشمن

به غزه بازمی‌گردیم جایی که دشمن بار دیگر حملاتش را بر آن از سر گرفت و به شهادت و زخمی شدن شمار زیادی انجامید، با این بهانه‌ی که مقاومت در غزه به تعهداتش عمل نکرده است و هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای هم ارائه نداده است. این نشان‌دهنده‌ ادامه‌ی پروژه‌ی دشمن برای ویران کردن غزه و آواره‌کردن مردم آن است و از این‌رو بهانه‌هایی می‌سازد که ادامه تحقق این پروژه‌ را برایش توجیه کند. این امر ایجاب می‌کند که کشورهای حامی توافق به مسئولیت خود را برای الزام دشمن به پایبندی به تعهدات خود عمل کنند.

ما از ملت فلسطین می‌خواهیم که بر ثبات و صبر و مقاومت خود باقی بماند تا رژیم صهیونیستی را از تحقق اهداف بازدارد؛ چیزی که در غزه می‌خواهد به‌دست آورد و به‌سرعت در کرانه‌ باختری در حال تکمیل آن است.

👤 خطیب: علامه سید علی فضل الله
📅 تاریخ: 2025-10-31
📍 محل برگزاری: مسجد امامین حسنین (ع) بیروت لبنان
📝 موضوع خطبه: تسبیحات حضرت زهرا (س): توشه معنوی در مقابله با دشواری‌ها