
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱۲ دی ۱۴۰۴ش برابر با ۲ ژانویه ۲۰۲۶م و ۱۲ رجب ۱۴۴۷ ق
سالروز ولادت امام علی (ع): پیشوای عدالت و امانتدار اسلام
خطبه اول
خدای سبحان و متعال فرمود: « وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاهِ اللهِ وَاللهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ» صدق الله العظیم.
در چنین روزی، در سیزدهم ماه رجبالحرام، امیرالمؤمنین امام علی بن ابیطالب (ع) به دنیا آمد؛ امامی که خداوند سبحان خواست ولادت او در مقدسترین مکان و شریفترین زمین، یعنی بیتالحرام صورت گیرد و از حمایت و تربیت رسول خدا (ص) بهرهمند شود. پیامبر خدا (ص) پس از آنکه او را در ششسالگی از عمویش ابوطالب به سرپرستی گرفت، علم و حلم و ادب و اخلاق عظیم خود را به او منتقل نمود. خود آن حضرت در یکی از خطبههای نهجالبلاغه به این موضوع اشاره کرده و فرموده است: «وَلَقَدْ کُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ، یَرْفَعُ لِی فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَمًا، وَیَأْمُرُنِی بِالِاقْتِدَاءِ بِهِ؛ من همواره مانند بچهشتری که دنبال مادرش میرود، از او پیروی میکردم. او هر روز از اخلاق خود پرچمی برایم برمیافراشت و مرا به اقتدا به آن فرمان میداد».
هنگامی که جبرئیل بر رسول خدا (ص) نازل شد و پیام رسالت را آورد، علی (ع) نخستین کسی بود که اسلام آورد. خود آن حضرت به این امر اشاره کرده و فرموده است: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَوَّلُ مَنْ أَنَابَ وَسَمِعَ وَأَجَابَ؛ خدایا، من نخستین کسی هستم که توبه کرد و شنید و اجابت نمود.»
ابن ابیالحدید، شارح نهجالبلاغه، در این باره میگوید: «چه بگویم درباره مردی که از مردم در هدایت پیشی گرفت و به خدا ایمان آورد و او را پرستید، در حالی که همه اهل زمین بت میپرستیدند و خالق را انکار میکردند. هیچکس جز آن پیشتازِ هر خیر، یعنی محمد رسول خدا (ص)، در توحید بر او پیشی نگرفت.»
پشتوانه و بازوی پیامبر
هنگامی که رسول خدا (ص) دعوت خود را آغاز کرد، علی (ع) پشتوانه و بازوی او بود و از همان کودکی بار این مسئولیت سنگین را بر دوش کشید. او از پیامبر دفاع میکرد و او را از آزار قریش که کودکانشان را برای پرتاب سنگ به سوی او میفرستادند و خار در مسیرش میگذاشتند، حفظ مینمود؛ در حالی که پیامبر در کوچههای مکه راه میرفت و مردم را به گفتن «لا إله إلا الله» دعوت میکرد.
پس از نزول آیه «وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ؛ و خویشاوندان نزدیک خود را بیم ده)، پیامبر خویشان خود را گرد آورد و فرمود: «کدامیک از شما مرا در این امر یاری میکند؟» همه سکوت کردند و تنها علی (ع) برخاست و گفت: «من ای پیامبر خدا، وزیر و یاور تو در این کار خواهم بود.» در حالی که به خوبی میدانست چه چالشهای بزرگی در انتظار پیامبر و کسانی است که با او همراه شوند.
پس از آن نیز هنگامی که پیامبر تصمیم گرفت از مکه به مدینه هجرت کند، چون قریش تصمیم به کشتن او در بسترش گرفته بود، علی (ع) بدون تردید درخواست پیامبر را پذیرفت و در بستر او خوابید؛ با وجود آنکه میدانست ممکن است جانش را از دست بدهد و چهل جنگجوی قریش منتظر طلوع فجر بودند تا بر آن بستر یورش ببرند. علی (ع) در آن هنگام جوانی در آغاز جوانی بود، اما درباره جان خود هیچ نپرسید و تنها گفت: «آیا با خوابیدن من در این بستر، تو سالم میمانی ای رسول خدا؟» پیامبر فرمود: آری، این همان چیزی است که پروردگارم به من وعده داده است. علی (ع) گفت: «پس به آنچه مأمور شدهای عمل کن.» در این هنگام آیه شریفه نازل شد که انگیزه و هدف اصلی علی (ع) را در تمام زندگیاش آشکار ساخت: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ.»
در جنگهای پیامبر و مسلمانان با مشرکان و یهود نیز علی (ع) همواره در خط مقدم بود. دلیریهای او در بدر، احد، خیبر و حنین گواه این حقیقت است. او قهرمان و تکسوار آن میدانها بود و در عین حال بیانگر علم رسول خدا (ص) بود؛ همان رسولی که فرمود: «أَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَعَلِیٌّ بَابُهَا، وَمَنْ أَرَادَ الدُّخُولَ إِلَى الْمَدِینَهِ فَلْیَأْتِهَا مِنْ بَابِ عَلِیٍّ؛ من شهر علم هستم و علی درِ آن است. هر کس بخواهد وارد این شهر شود، باید از در علی وارد شود».
امانتدار اسلام
پیش از آنکه رسول خدا (ص) از دنیا برود، امانت اسلام را پس از خود به او سپرد؛ زیرا جز علی (ع) کسی توان هدایت این کشتی و رساندن آن به ساحل امن را نداشت. پیامبر این حقیقت را هنگامی که در غدیر خم، پس از حجهالوداع و پیش از آنکه مردم به شهرهای خود بازگردند، در برابر مسلمانان ایستاد و آنچه را خداوند به او امر کرده بود ابلاغ کرد، چنین بیان فرمود: «أَلَسْتُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟» گفتند: آری ای رسول خدا. فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ؛ اللَّهُمَّ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَأَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیْثُمَا دَارَ.» و روزها و رویدادهای بعدی این حقیقت را تأیید کرد که او امین اسلام و مسلمانان است.
امروز که سالروز ولادت اوست، فرصت را غنیمت میشماریم تا به برخی از مواردی اشاره کنیم که علی (ع) این فضایل را در آنها تجسم بخشید؛ نه صرفاً برای ستایش او، بلکه تا خود را با این معیارها بسنجیم و ببینیم آیا واقعاً از شیعیان و دوستداران و پیروان او هستیم یا نه.
روش عدالت و ایمان
مورد اول: هنگامی است که مالک اشتر نزد او آمد و با توجه به افزایش مخالفان اصلاحات علی (ع) گفت: «ای امیرمؤمنان… شمار یاران کم شده و تو با آنان به عدالت رفتار میکنی. اگر مال بدهی، گردنها به سوی تو خم میشود و خیرخواهیشان خالص میگردد و دوستیشان را به دست میآوری.»
امام (ع) فرمود: «اما آنچه درباره رفتار و سیره ما به عدالت گفتی، خداوند میفرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَیْهَا وَمَا رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ». من بیش از آن میترسم که در آنچه گفتی کوتاهی کرده باشم. و اما آنچه گفتی که حق بر آنان سنگین است و به همین دلیل از ما جدا شدهاند، خدا میداند که آنان نه از ستم ما جدا شدند و نه هنگامی که جدا شدند، به عدالت پناه بردند؛ آنان جز دنیای زودگذری که گویی از آن جدا شدهاند، چیزی نخواستند. و حتماً در روز قیامت از آنان پرسیده خواهد شد: آیا دنیا را میخواستند یا برای خدا کار میکردند؟» مالک گفت: به خدا راست گفتی ای امیرمؤمنان.
علی (ع) میتوانست دلهای مردم را به سوی خود جلب کند و میدانست چگونه این کار را انجام دهد، اما نمیخواست دوستان و حامیان و کسانی را که برایش شعار دهند، به قیمت اسلامی که عمرش را در راه آن فدا کرده بود و به قیمت مصالح مردم و آیندهشان که خود را مسئول آن میدانست، به دست آورد.
راه شناخت حق
مورد دوم: هنگامی که فرزندش محمد بن حنفیه در جنگ جمل نزد او آمد و گفت: آیا ممکن است ما بر حق باشیم و این همه مردم، که بسیاری از اصحاب پیامبر در میانشان بودند، بر باطل؟! امام (ع) فرمود: «یا بُنَیَّ، إِنَّکَ لَمَلْبُوسٌ عَلَیْکَ. إِنَّ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ لَا یُعْرَفَانِ بِأَقْدَارِ الرِّجَالِ، بَلِ الرِّجَالُ یُعْرَفُونَ بِالْحَقِّ أَوْ بِالْبَاطِلِ. اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ، وَاعْرِفِ الْبَاطِلَ تَعْرِفْ أَهْلَهُ؛ پسرم، امر بر تو مشتبه شده است. حق و باطل با مقام و منزلت افراد شناخته نمیشوند، بلکه افراد با سنجه حق یا باطل شناخته میشوند. حق را بشناس تا اهلش را بشناسی، و باطل را بشناس تا اهلش را بشناسی».
او با این سخن به فرزندش و به ما آموخت که راه شناخت حق از باطل، آگاهی از حقیقت حق و باطل است؛ نه از طریق عناوین و موقعیتهایی که افراد دارند. افراد با میزان پایبندیشان به معیارهای حق و دوریشان از آنچه به باطل میانجامد شناخته میشوند.
مسئولیت انتقاد از حاکم
مورد سوم: آن حضرت فرمود: «وَقَدْ کَرِهْتُ أَنْ یَکُونَ جَالَ فِی ظَنِّکُمْ أَنِّی أُحِبُّ الْإِطْرَاءَ وَاسْتِمَاعَ الثَّنَاءِ، وَلَسْتُ، بِحَمْدِ اللَّهِ، کَذَلِکَ. وَلَوْ کُنْتُ أُحِبُّ أَنْ یُقَالَ ذَلِکَ لَتَرَکْتُهُ انْحِطَاطًا لِلَّهِ سُبْحَانَهُ… فَلَا تُکَلِّمُونِی بِمَا تُکَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَهُ، وَلَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّی بِمَا یُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَهِ، وَلَا تُخَالِطُونِی بِالْمُصَانَعَهِ، وَلَا تَظُنُّوا بِیَ اسْتِثْقَالًا فِی حَقٍّ قِیلَ لِی، وَلَا الْتِمَاسَ إِعْظَامٍ لِنَفْسِی. فَإِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ یُقَالَ لَهُ، أَوِ الْعَدْلَ أَنْ یُعْرَضَ عَلَیْهِ، کَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا أَثْقَلَ عَلَیْهِ. فَلَا تَکُفُّوا عَنْ مَقَالَهٍ بِحَقٍّ، أَوْ مَشُورَهٍ بِعَدْلٍ، فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ مَا أَنْ أُخْطِئَ، وَلَا آمَنُ ذَلِکَ مِنْ فِعْلِی؛ من ناخوش دارم که در پندار شما چنین آید که من خواهان ثنا و ستایشم و سپاس خدا را که چنین نیستم. اگر هم دوست مى داشتم که بستایندم به سبب فروتنى در برابر پروردگارم آن را ترک مى کردم… پس آنسان که با جباران سخن مى گویند، با من سخن مگویید و از من پنهان مدارید آنچه را از مردم خشمگین به هنگام خشمشان پنهان مى دارند. نیز به چاپلوسى و تملق با من آمیزش مکنید. و مپندارید که گفتن حق بر من گران مى آید. و نخواهم که مرا بزرگ انگارید، زیرا هر که شنیدن حق بر او گران آید، یا نتواند اندرز کسى را در باب عدالت بشنود، عمل کردن به حق و عدالت بر او دشوارتر است. پس با من از گفتن حق یا رأى زدن به عدل باز نایستید، زیرا من در نظر خود بزرگتر از آن نیستم که مرتکب خطا نشوم و در اعمال خود از خطا ایمن باشم».
امام علی (ع) با این سخن درباره شیوه رفتار با او، به ما جرأت انتقاد از حاکم و مسئول را در هر موقعیت دینی، اجتماعی یا سیاسی آموخت؛ اینکه نه از روی تمایل به نزدیک شدن به او و نه از روی ترس، خطاهایش را نپوشانیم و سکوت نکنیم؛ هرچند مقام و منزلت او بالا باشد. او میخواست حاکم و مسئول نیز خود را بالاتر از انتقاد نبیند و به سخنان منتقدان گوش فرا دهد.
اقتدا به علی (ع)
عزیزان، این اخلاق، عدالت، علم و انسانیت علی (ع) است. او در روز ولادتش از ما تنها ابراز احساسات و عواطف یا برپایی جشن را نمیخواهد تا وفاداریمان را به فداکاریهایش نشان دهیم؛ بلکه میخواهد هر یک از ما در عبادت، اخلاق، انسانیت و پایبندی به حق و عدالت، به سیمای او باشیم؛ به همه افقهایی که او در آن زیست ارتقا یابیم و به آنچه ما را به آن فراخواند عمل کنیم، آنجا که فرمود: «أَلَا وَإِنَّ إِمَامَکُمْ قَدِ اکْتَفَى مِنْ دُنْیَاهُ بِطِمْرَیْهِ، وَمِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَیْهِ. أَلَا وَإِنَّکُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِکَ، وَلَکِنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَاجْتِهَادٍ، وَعِفَّهٍ وَسَدَادٍ؛ آگاه باشید که امام شما از دنیایش به دو جامه کهنه و از خوراکش به دو قرص نان بسنده کرده است. آگاه باشید که شما توان آن را ندارید، اما مرا با پرهیزگاری و کوشش، و پاکدامنی و استواری یاری کنید».
با این کار سزاوار آن میشویم از پیروان و شیعیان او باشیم و زیر پرچمش گرد آییم و زینت او باشیم نه مایه ننگ او.
سلام بر تو ای امیرمؤمنان، سلام بر تو ای سرور اوصیا، سلام بر تو ای امام متقین. گواهی میدهم که تو نماز را برپا داشتی، زکات دادی، به معروف امر کردی و از منکر نهی نمودی تا مرگ به سراغت آمد.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه توصیه میکنم که امام محمد جواد (ع) سفارش کرده است. امامی که سالروز ولادت مبارکش را در دهم ماه رجب گرامی داشتیم. آن حضرت فرمود: «أُوصِیکُمْ بِثَلَاثٍ مَنْ کُنَّ فِیهِ لَمْ یَنْدَمْ: تَرْکُ الْعَجَلَهِ، وَالْمَشُورَهُ، وَالتَّوَکُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ عِنْدَ الْعَزْمِ. فَإِنَّ التَّأَنِّیَ مِنَ اللَّهِ، وَالْعَجَلَهَ مِنَ الشَّیْطَانِ… وَمَنْ شَاوَرَ النَّاسَ شَارَکَهُمْ عُقُولَهُمْ، وَمَا خَابَ مَنِ اسْتَشَارَ، وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ شما را به سه چیز توصیه میکنم که در هر کس باشد، پشیمان نشود. ترک عجله و مشورت و توکل بر خدا در گاه تصمیمگیری. زیرا که درنگ از خداست و عجله کار شیطان است… و هر کس که با مردم مشورت کند، در عقلهایشان شریک شده است و هر کس که مشورت کند، زیان نمیبیند. و هر کس که بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت میکند.»
عزیزان، ما بیش از هر زمان دیگری به این سفارش نیازمندیم تا پشیمان نشویم: این که در تصمیمگیریها، موضعگیریها و سخن گفتن شتاب نکنیم؛ بلکه بر پایه مطالعه، آگاهی و تدبر در پیامدهای آن عمل کنیم. در زندگیمان اصل را بر این بگذاریم با کسانی که توان راهنمایی و ارائه رأی درست دارند مشورت کنیم؛ زیرا هر کس با مردم مشورت کند، از عقل آنان بهرهمند شده است و کسی که مشورت کند زیان نمیبیند. این کار عمل به فرمان خداوند است که فرمود: «وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ». و هنگامی که فشارها و بحرانها ما را فرامیگیرد، خدا را در زندگیمان حاضر ببینیم و او را بهترین پشتوانه و یاریگر بدانیم و او به وعدهاش وفا میکند که فرمود: «وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ». با این کار در برابر چالشها نیرومندتر و تواناتر خواهیم بود.
سالی پر از تجاوز
سخن را از لبنانی آغاز میکنیم که به سبب تجاوزات دشمن صهیونیستی، لبنانیها سالی آکنده از چالشها، دردها و اندوهها را پشت سر گذاشتند؛ تجاوزاتی که با وجود توافق آتشبس و پذیرش آن از سوی دولت و مقاومت لبنان، متوقف نشد. به نظر نمیرسد سال جدید امنیت، آرامش و ثباتی را که آنان آرزو دارند به ارمغان آورد؛ بلکه دشمن ممکن است فشارهای بیشتری وارد کند تا اهداف خود را در این کشور محقق سازد. این اهداف تنها به خلع سلاح جنوب لیطانی محدود نمیشود، بلکه در پی آن است که سلاح را از سراسر لبنان بگیرد، منطقه امنیتی خلعسلاحشدهای ایجاد کند که بیش از سیوشش روستای لبنانی را در بر میگیرد، و برای هدف قرار دادن هر مکانی که ادعا میکند تهدیدی برای اوست، آزادی عمل در سراسر لبنان داشته باشد؛ بدون آنکه هیچ تعهدی برای اجرای بندهای توافق از سوی خود را بپذیرد. چرا که از برتری نظامی و پوشش بینالمللی که برایش فراهم شده، بهره میبرد.
متأسفانه باید گفت همه ابتکارات درباره لبنان و دیدارهایی که به نام این کشور برگزار میشود، دولت را به شتاب در اجرای آنچه از او خواسته میشود، یعنی خلع سلاح سراسر خاک لبنان، فرامیخواند؛ بدون آنکه صاحبان این ابتکارات فشاری بر رژیم صهیونیستی برای الزام او به اجرای تعهداتش وارد کنند. بلکه برخی حتی این رژیم را به ادامه تجاوزات و افزایش فشار بر لبنان و لبنانیها تشویق میکنند.
مسئولیت دولت و لبنانیها
از این رو، بار دیگر از دولت لبنان که مسئول حفظ حاکمیت این کشور و امنیت شهروندانش است، میخواهیم نقش خود را ایفا کند و نهایت تلاش خود را به کار گیرد تا دشمن به این اهداف نرسد. لبنان باید بر مواضع خود پافشاری کند و کشورهای حامی خود را به الزام دشمن به توقف تجاوزات، عقبنشینی از مواضع اشغالی و آزادی اسیران از زندانهایش فراخواند. دولت باید از عناصر قدرت داخلی که نباید دستکم گرفته شوند، و از روابط خارجیاش بهره گیرد. و مهمتر از همه، وحدت داخلی را تقویت کند و همه عوامل تفرقه را که توان این کشور را در برابر چالشها تهدید میکند، از میان بردارد.
در عین حال، از لبنانیها میخواهیم به خطر این مرحله که نقشههای جدیدی برای منطقه ترسیم میشود و ممکن است لبنان از پیامدهای آن در امان نماند، آگاه باشند. آنان باید اختلافاتشان را کنار بگذارند، از امتیازگیری و نشانه رفتن به یکدیگر که تنش را افزایش میدهد، خودداری کنند و همه تلاشها را بر حفظ کشوری متمرکز سازند که در معرض هدف قرار گرفتن است و سرنوشت و آیندهاش تهدید میشود. اگر دشمن به اهدافش برسد، همه بهای آن را خواهند پرداخت.
ما بار دیگر از همه کسانی که در جایگاه مسئولیت و تصمیمگیری هستند میخواهیم به جای اتهامات متقابل، برای بررسی چگونگی مقابله با این چالش و خروج از آن گرد هم آیند، تا به موضعی واحد برسند و کشور اسیر تفرقهای که شاهد آنیم نماند؛ تفرقهای که دشمن و هر کس که خیر این کشور را نمیخواهد از آن بهره میبرد.
چالشهای اقتصادی
در حالی که به چالش امنیتی این مرحله اشاره میکنیم، نباید از اهمیت مقابله با چالش اقتصادی و مالی غافل شویم؛ چالشی که طبیعی است پیامدهای سیاسی و امنیتی داشته باشد و ابزاری برای فشار بر دولت لبنان و لبنانیها باشد. از این رو دولت لبنان باید با تمام توان برای حل جدی و کارشناسیشده این مشکل تلاش کند و همه اصلاحات لازم را انجام دهد تا وضعیت اقتصادی بهبود یابد، نظم مالی دولت بازگردد، نیازهای معیشتی شهروندان تأمین شود و اموال سپردهگذاران بهطور کامل به آنان بازگردانده شود.
غایب بودن عربها از صحنه
در دیدار میان رئیسجمهور آمریکا و نخستوزیر دشمن که هدفش ترسیم خطوط مرحله آینده بود و از دستاوردهای نظامی و امنیتی بهره میبرد تا خاورمیانه جدیدی بسازد که در آن رژیم صهیونیستی دست بالا را داشته باشد، و اگر نقشهایی برای کشورهای دیگر باشد، در حاشیه نقش آمریکایی- صهیونیستی یا تحت سلطه آن خواهد بود.
این در حالی است که جهان عرب و اسلام بهطور آشکار از این صحنه غایب هستند و تصمیماتی که به سرنوشت این جهان مربوط میشود بدون حضور آن و چه بسا به زیان کشورهایشان گرفته میشود. تأسفبار است که این امر در زمانی رخ میدهد که درگیریها و تفرقههای شدید در این جهان، اعم از تفرقههای طایفهای، مذهبی، قومی، سیاسی یا امنیتی، شعلهور است و به تقویت موقعیت و نفوذ دشمن کمک کرده و میکند و آن را به ادامه تجاوزات روزانه در فلسطین، لبنان و جنوب سوریه و تهدید ایران تشویق میکند؛ تا آنجا که طمعش به گسترش نفوذ تا سرزمین سومالی رسیده تا بتواند امنیت و سرنوشت منطقه را در اختیار بگیرد.
از این رو، کشورهای عربی و اسلامی را به آگاهی بیشتر از آنچه برایشان تدارک دیده میشود فرامیخوانیم و میخواهیم هرچه زودتر توانشان را متحد سازند، دست در دست هم نهند و اختلافات را کنار بگذارند تا با آنچه تهدیدشان میکند مقابله کنند. آنان با ثروتها، امکانات و نفوذی که دارند، میتوانند حضوری مؤثر، تأثیرگذار و نیرومند داشته باشند و شبکه امنیتی برای منطقهای فراهم آورند که بیش از هر زمان به آن نیازمند است.


