
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۳ بهمن ۱۴۰۴ش برابر با ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶م و ۳ شعبان ۱۴۴۷ ق
الهامگیری رفتارهای رسالی و انسانی از سیره امام حسین (ع)
خطبه اول
خدای سبحان و متعال فرمود: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» صدق الله العظیم.
زادروز ولادت امام حسین (ع)
امروز زادروز مبارک امام حسین بن علی (ع) سبط رسول خدا (ص) و گل سرسبد و سید جوانان بهشت است. او از کسانی است که از تکریم الهی برخوردارند، این که خدای عزوجل هرگونه پلشتی را از آنها زدوده و آنها را پاک و مطهر گردانیده است و پیامبری که «یَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَىٰ» درباره او فرموده است: «حسینٌ منِّی وأنا مِنْ حسین؛ حسین از من است و من از حسینم»، «أحبَّ اللهُ مَن أحبَّ حسینًا؛ هر کس که حسین را دوست دارد، خداوند او را دوست دارد» و رو به خدا با محبت تمام چنین دعا میکرد: «اللَّهُمَّ إنِّی أُحِبُّهُ فأحِبَّهُ، وأَحِبَّ مَنْ یُحبّه؛ خدایا، من حسین را دوست دارم، پس او را دوست داشته باش و هر کسی را که حسین را دوست دارد دوست داشته باش».
او از نعمت مراقبت و عنایت جدش رسول خدا (ص) و تربیت پدرش امیرالمؤمنین (ع) و مادرش حضرت زهرا (س) بهرهمند بود. مادری که در علم، حلم، عبادت، تواضع، کرم، صبر و استقامت در برابر انحراف و فساد فرزند تبلور یافت. او در برابر فساد گسترده در میان امت اسلامی ایستاد و به کسانی که میخواستند او را به خواری و حفت بکشانند، دست بیعت نداد و به کسانی که از او میخواستند روی مواضع عزتمندانه و آزادانه خود معامله کند و در برابر زندگی ناچیز به منطقشان تن دهد، فرمود: «ألا وإنَّ الدَّعِیَّ ابنَ الدَّعِیِّ قَد رَکَزَ بَینَ اثنَتَینِ: بَینَ السَّلَّهِ وَالذِّلَّهِ، یأبى الله ذلک ورسوله والمؤمنون؛ آگاه باشید که زنازاده، پسر زنازاده، مرا بین شمشیر و ذلت مخیر قرار داده است. ذلتی که خداوند، رسول و مؤمنان این را نمیپذیرند». «فإنّی لا أرى الموت إلَّا سعاده، والحیاهَ مع الظَّالمین إلَّا بَرَما؛ من مرگ را جز سعادت نمیبینم و زندگی در میان ستمگران را جز هلاکت نمیدانم». به همین منظور خود، یاران و اهل بیت خود را فدا کرد و الگویی برای همه آزادان و کسانی شد که در برابر انحراف و فساد و ستم و کسانی که ارزشها، مبانی و مصالح مردم را به تباهی میکشند، ایستادگی میکنند.
امروز با گرامیداشت این زادروز میخواهیم به برخی از موارد که به شخصیت آن حضرت اشاره دارند، بپردازیم. شخصیتی که باید برای نشان دادن عشق و وفاداری خود به ایشان، از آنها درس بگیریم.
احسان و حفظ کرامت
مورد اول: یکی از انصار به امام حسین (ع) مراجعه کرد و حاجتی خواست. امام فرمود: «ای برادر انصار، روی خود را بپوشان و حاجتت را در کاغذ بنویس». او چنین نوشت: «ای اباعبدالله، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و اصرار میکند که طلب خود را بگیرد؛ به او بفرمایید که به من مهلت بدهد». امام (ع) درخواست او را خواند، وارد خانه شد و یک هزار دینار آورد و گفت: «پانصد دینار را به او بده و بدهکاریت را بپرداز؛ پانصد دینار دیگر را برای آیندهات ذخیره کن». سپس به او توصیه کرد: «لا تَرْفَعْ حاجَتَکَ إلاّ إلى أحدِ ثَلاثهٍ: إلى ذِی دِینٍ، أو مُروّهٍ، أو حَسَبٍ؛ فأمّا ذو الدِّینِ فیَصُونُ دِینَهُ و أمّا ذو المُروّهِ فإنّهُ یَسْتَحیی لِمُرُوَّتهِ و أمّا ذو الحَسَبِ فیَعْلَمُ أنّکَ لَم تُکْرِمْ وَجهَکَ أنْ تَبْذِلَهُ لَهُ فی حاجَتِکَ، فهُو یَصونُ وَجهَکَ أنْ یَرُدَّکَ بغَیرِ قَضاءِ حاجَتِکَ؛ حاجت خود را جز نزد سه کس مَبَر: نزد دیندار یا جوانمرد یا بزرگ زاده؛ زیرا دیندار، براى حفظ دین خود نیازت را برآوَرَد و جوانمرد، از مردانگى خود شرم مى کند و بزرگ زاده، مى داند که تو با رو انداختن به او آبرویت را فروختى و او با برآوردن نیازت، آبروى تو را حفظ مى کند.»
او در این کار نه تنها نیاز آن انسان را برآورد، بلکه بیش از آنچه خواسته بود داد و به چگونگی ارائه کمک توجه کرد تا صاحب حاجت احساس ذلت و شکستگی نکند؛ از این رو از او خواست که نیازش را بر کاغذ بنویسد تا خواری درخواست را در چهرهاش نبیند و به او آموخت که نیازش را جز از کسانی که کرامت او را حفظ میکنند نطلبد؛ یعنی اهل دین و مروت و حسب. بدینسان به ما این درس را میدهد که ارزش احسان و برآوردن نیاز تنها در خودِ برآوردن آن نیست، بلکه در حفظ کرامت کسی است که آن را میطلبد؛ کرامتی که موهبت خداوند به بندگانش است: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» وهیچ کس حق ندارد که به کرامت فرد دیگری آسیب بزند یا کرامت خود را در معرض آسیب قرار دهد.
به یادداشتن نظارت الهی
مورد دوم: مردی آمد و به آن حضرت عرض کرد: «من به گناه عادت دارم و از آن بازنمیایستم، مرا با موعظهای یاری کن تا گناه را ترک کنم». امام حسین (ع) فرمود: «پنج کار را انجام بده و هر گناهی را که میخواهی انجام بده: اول: رزق الهی را نخور و هر چه خواستی گناه کن؛ دوم: از قلمرو ولایت خدا بیرون برو و هر چه خواستی گناه کن؛ سوم: جایی را انتخاب کن که خداوند تو را نبیند و هر چه خواستی گناه کن؛ چهارم: هنگامی که فرشته مرگ آمد و میخواهد جانت را بگیرد، او را از خود دور کن و هر چه خواستی گناه کن؛ پنجم: اگر مالت تو را به آتش انداخت، تو وارد آتش نشو و هر چه خواستی گناه کن».
آن مرد گفت: «مرا کافی است، بعد از امروز خدا مرا در چیزی که نمیپسندد، نخواهد دید».
عبادتی به نام خدمت به مردم
مورد سوم: برخی نزد امام حسین (ع) از بسیاری درخواست مردم شکایت کردند. امام فرمود: «اعْلَمُوا أَنَّ حَوائِجَ النّاسِ إِلَیْکُمْ مِنْ نِعَمِ اللهِ عَلَیْکُمْ، فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَحُورَ نِقَمًا، وَاعْلَمُوا أَنَّ الْمَعْرُوفَ یُکْسِبُ حَمْدًا، وَیُعَقِّبُ أَجْرًا، فَلَوْ رَأَیْتُمُ الْمَعْرُوفَ رَجُلًا، رَأَیْتُمُوهُ حَسَنًا جَمِیلًا یَسُرُّ النَّاظِرِینَ، وَیَفُوقُ الْعَالَمِینَ؛ بدانید نیازهای مردم به سوی شما از نعمت های خداوند بر شماست؛ پس از این نعمت ملول نشوید که به نقمت و عذاب تبدیل میشود. را به خاطر سادگی از دست ندهید و نعمت نباشید. بدانید که خوبى کردن، ستایش به بار مى آورد و پاداش در پى دارد. اگر خوبى را به صورت مردى ببینید هر آینه آن را نیکو و زیبا و خوشایند و برتر از همه جهانیان خواهید دید.»
امام حسین (ع) میخواست نشان دهد که یکی از نعمتهای الهی بر انسان این است که مقصد نیازهای مردم باشد، زیرا بدینوسیله در زندگی ارتقا مییابد و محبوب دلهای مردم و خداوند میشود؛ زیرا بهترین مردم نزد او کسی است که به مردم سود برساند. چنانکه در حدیث آمده است: «الخَلقُ عِیالُ اللّهِ، فأحَبُّ الخَلقِ إلى اللّهِ مَن نَفعَ عِیالَ اللّه و أدْخَلَ على أهلِ بَیتٍ سُرورا؛ مردم عائله خدا هستند؛ پس محبوبترین کس نزد خدا، آن است که به عائله او سود رساند و خانواده اى را خوشحال کند.»
مروّت و انسانیت
مورد چهارم: این واقعه در کربلا رخ داد، هنگامی که حرّ بن زیاد ریاحی با هزار سوار به آنجا رسید که در نهایت تشنگی بودند. در آن زمان حرّ هنوز در سپاه عبیدالله بن زیاد بود و به فرمان او آمده بود تا راه را بر امام حسین (ع) و همراهانش ببندد و مانع ورود او به کوفه شود تا با اهل کوفه دیدار نکند و به مدینه بازگردد. او از امام (ع) خواست که به او و سپاهش اجازه دهد از آبی که در اختیارشان بود بنوشند. امام (ع) بدون تردید درخواست آنان را پذیرفت، با وجود آنکه میدانست برای چه آمدهاند و به یارانش فرمود: «برای آنان جا باز کنید و آب بدهید».
او میخواست با این کار روش اسلامی را نشان دهد. این که از نظر او گرسنگی دادن و تشنه نگاه داشتن وسیله فشار یا انتقام یا ابزاری از ابزارهای جنگ نیست و این الگو را ارائه داد که مسلمان در جنگ همانند صلح و در خشم همانند رضایت، پایبند ارزشها و اصول است.
در حالی که از دشمنان او موضع عکس آن را دیدیم که او و یارانش را در روز عاشورا از آب منع کردند تا تشنگی آنان را از پا درآورد.
شاعر در توصیف این تفاوت سروده است:
مَلکْنا فکان العَفْوُ منَّا سَجیَّهً فلمَّا ملکْتُمْ سالَ بالدَّمِ أبْطَحُ
وقتی ما قدرت یافتیم، عفو و بخشش روش ما بود و وقتی شما قدرت یافتید، جوی خون به راه انداختید.
عفو از گناهکاران
مورد پنجم: هنگامی است که حرّ ریاحی نزد امام حسین (ع) آمد و از آنچه کرده بود، عذر خواست و توبه کرد؛ آن هم بعد از این که با سپاه خود امام را در کربلا محاصره کرده و مانع ورودش به کوفه یا بازگشت به مدینه شده بود و سبب رسیدن امام به این وضعیت شده بود. امام (ع) او را سرزنش نکرد و گذشتهاش را به یادش نیاورد و نگفت که توبهای برای تو نیست، بلکه به او فرمود: اگر توبه کنی، خداوند توبهات را میپذیرد. همین رفتار جایگاه حرّ را از فرماندهی سپاه عمر بن سعد تا به شهادت رسیدن در کنار حسین (ع) تغییر داد و به دریافت نشانی مفتخر شد که حسین (ع) به او داد. هنگامی که فرمود: «تو آزاده هستی، همان طور که مادرت نامید. آزاده در دنیا و آخرت.»
شخصیت رسالی
عزیزان، این است حسین (ع) در کرم و بخشش و ایثار و تواضع و انسانیت او که حتی با کسانی که برای کشتنش آمده بودند، از خود نشان داد تا تصویر حسین (ع) و ویژگیهای شخصیت او برای ما کامل شود و روشن گردد که پایبندی به راه او تنها به کسانی که به میدانهای جهاد میروند، محدود نیست، بلکه همه کسانی را که شخصیت امام حسین (ع) را در انسانیت و اخلاق خود مجسم میکنند، شامل میشود.
«السّلامُ علیکَ یا أبَا عبد الله، السّلامُ علیکَ یا بن رسول الله، أشْهَدُ أنّکَ قَدْ أقمْتَ الصَّلاهَ، وآتیتَ الزَّکاه، وأمَرْتَ بالمـَعروفِ، ونَهَیْتَ عن المنکرِ، وعَبَدْتَ اللهَ مخلِصًا حتَّى أتَاکَ الیَقینُ، فَجَزاکَ اللهُ عنّا وعن أمّتِکَ خَیْرًا کَثیرًا.»
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، به شما و خودم وصیت میکنم که در زادروز حضرت عباس (ع)، شاخصههای شخصیت آن بنده صالحی به یاد آوریم که مطیع خدا، رسول خدا، امام حسن و امام حسین (ع) بود. همان طور که در زیارتنامه آن حضرت میخوانیم: «السّلام علیک أیّها العبد الصَّالح، المطیع لله ولرسوله، وللحسن والحسین.»
مواضع او در کربلا، میزان شجاعت، شهامت و برادری صادقانه او را نشان داد. چنان که امام صادق (ع) فرموده است، او بهترین همراهی برادرانه را با امام حسین (ع) از خود نشان داد: «عمو ما عباس بن علی، بصیرتی نافذ، ایمانی محکم داشت؛ همراه اباعبدالله جهاد کرد و نیک امتحان داد و شهید از دنیا رفت».
وفاداری ما به او، این است که اهداف او را بشناسیم. همان اهدافی که به خاطرشان فداکاری کرد و وقتی دست راستش قطع شد، این اهداف را بیان کرد و فرمود:
والله إن قطعتم یمینی فإنّی أحامی أبدًا عن دینی
وعن إمامٍ صادق الیقین نجل النّبیّ الطّاهر الأمین
به خدا سوککند اگر دست راست مرا قطع کنید، من همیشه از دینم دفاع خواهم کرد و از امام صادق و پیامبر پاک و امین دفاع خواهم نمود.
فشار مداوم دشمن
سخن را از جنگ مستمری آغاز میکنیم که دشمن صهیونیستی بر این سرزمین تحمیل میکند و در حملات شدید اخیر علیه شهرکهای جنوب که ساختمانهای مسکونی را هدف قرار داد و دهها خانواده را در این سرمای سخت از خانههایشان آواره کرد یا در ترور شهروندان لبنانی هنگام جابجایی یا انفجار خانهها در روستاهای نوار مرزی برای جلوگیری از بازگشت یا استقرار اهالی شاهد آن بودیم. این در حالی است که دولت لبنان مفاد آتشبس را اجرا کرده، بلکه بیش از آنچه از آن خواسته شده، انجام داده است، اما دشمن به اجرای تعهداتش بر اساس توافق پایبند نبوده، بلکه به تجاوزات خود که سنگ و انسان را در بر میگیرد ادامه میدهد و بدون توجه به وجود این توافق، به تجاوزگریاش ادامه میدهد.
اکنون روشن شده است که هدف دشمن از این حملات، افزایش فشار بر دولت لبنان و ترساندن لبنانیها برای پذیرش خواستههای دشمن است؛ خواستههایی که مذاکرهکننده لبنانی پس از دو جلسه در کمیته نظارت بر آتشبس اعلام کرد که از توان هر طرف لبنانی برای پذیرش آن فراتر است. این امر ایجاب میکند لبنانیهایی که به حاکمیت ملی خود علاقمند هستند، ثبات و صبر از خود نشان دهند تا فرصت تحقق اهداف دشمن را از او بگیرند.
در اینجا، صبر و ثبات و پایداری مردممان را، با وجود عمق زخمها و دردها و دشواری ویرانی خانهها و اموال و داراییهایشان، میستاییم.
مسئولیت دولت لبنان در برابر مردم
در حالی که بار دیگر از دولت لبنان که مسئول اعمال حاکمیت بر سرزمین خود و حفاظت از مرزها و شهروندان آن است، میخواهیم تا گفتمان آن بیانگر واقعیت وقایع و رخدادهای جنوب و بقاع و بقاع غربی و نقض مستمر حاکمیت وطن در هوا و دریا و خشکی و میزان درد لبنانیهایی که هر روز جوانانشان کشته میشوند و از ترس و وحشت و نگرانی و آوارگی از خانههایشان رنج میبرند و فداکاریهای بزرگی که برای این وطن تقدیم کردهاند، باشد تا کسانی که رنج میبرند و فداکاری میکنند احساس کنند مسئولان در کنارشان قرار دارند و فداکاریهایشان را ارج مینهند و غمهایشان را بر دوش میکشند و برای التیام زخمهایشان تلاش میکنند و در برابر رنجهایشان دست روی دست نمیگذارند.
ما بهخوبی از حجم فشارهایی که دولت لبنان متحمل میشود و توانمندیهایی که این دشمن در اختیار دارد و حمایت بینالمللی که آن را قادر میسازد هر جا بخواهد ضربه بزند و ویران کند و بکشد، درک میکنیم؛ اما در کنار همه لبنانیهایی هستیم که میخواهند دولتشان حداکثر توان خود را برای توقف خونریزی و ویرانی به کار گیرد و با بهرهگیری از اعتبار سیاسی و دیپلماتیک در مجامع بینالمللی برای رفع اشغال، توقف تجاوز و دفاع از آنان فعال کند تا شهروندان احساس کنند که دولت تنها حامی آنان است؛ امری که حضور و جایگاه دولت را در دلهایشان تثبیت میکند و آنان نیز یاور و پشتیبان دولت خواهند بود.
دعوت به همگرایی
در همین زمان، بار دیگر لبنانیها را اعم از دولت و نهادهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و دینی به همگرایی فرا میخوانیم تا با هم برای بررسی همه راههایی که رهایی کشور از دردهایش را تضمین میکند و مقابله با طرحهایی که آن را هدف قرار میدهد، تلاش کنند و زبانی که روابطشان را اداره میکند، گفتوگوی جدی و عینی و مسئولانه باشد، نه امتیازگیری از یکدیگر و اتهامزنی متقابل. لبنانیها باید خطر آنچه را در اطرافشان یا در سطح جهان از درگیریها و جنگها میگذرد و از پیامدهای آن در امان نخواهند بود، درک کنند و در این مرحله نبردشان با دشمن و کسانی باشد که خیرخواه این کشور نیستند، نه اینکه این نزاع را به میان خود برده و دستاویز رسانهها و شبکههای اجتماعی قرار دهند و اجازه ندهند شیطان فتنه میانشان رخنه کند؛ زیرا با این چالشها نبردشان با پراکندگی و تفرقه و سستی و گفتمان تحریکآمیزی که در آن به سر میبریم و هر روز از آن رنج میبریم، نمیتوان روبهرو شد.
غزه: چالشهای جدید
در کنار آن، به آنچه در فلسطین اشغالی میگذرد مینگریم، جایی که دشمن به تجاوزات خود در غزه ادامه میدهد و شمار بیشتری شهید میگیرد و ویرانی را افزایش میدهد، در حالی که مردم غزه هنوز قادر به دستیابی حتی به حداقل نیازهای زندگی شرافتمندانه نیستند، نیازهایی که در فصل زمستان سخت بیشتر میشود و همین را در کرانه باختری نیز از طریق اقدامات سرکوبگرانه دشمن، موجهای بازداشت و گسترش شهرکسازی شاهدیم.
در همین زمان، از تشکیل شورای صلح در غزه خبر میرسد که هنوز ویژگیها، اهداف و دامنه فعالیت آن روشن نشده است. ما بیم آن داریم که در سطح فلسطینی، اهداف آن در خدمت منافع مردم فلسطین که تشنه التیام زخمهایشان، در اختیار داشتن تصمیم و آزادی در تعیین سرنوشت خود و بازسازی آنچه ویران شده هستند، نباشد. این که قضیه فلسطین از بین نرود یا به عنوان اقتصادی فروکاسته نشود که به نفع کشورهای حامی این شورا و به زیان مردم تمام میشود.


