خطبه‌های نماز جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۵ علامه سید علی فضل‌الله

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه‌های نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل‌الله

۸ اسفند ۱۴۰۵ ش برابر با ۲۷ فوریه ۲۰۲۶م و ۹ رمضان ۱۴۴۷

حضرت خدیجه: حامی پیامبر (ص) و شریک دعوت

خطبه اول

خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود فرموده است:«النَّبِیُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ» صدق الله العظیم.

دهم ماه مبارک رمضان، سال دهم بعثت رسول خدا (ص)، امّ‌المؤمنین حضرت خدیجه دختر خویلد، همسر رسول خدا وفات یافت. در این مناسبت که قلب رسول خدا (ص) را به درد آورد و در دل مؤمنان اثری ماندگار گذاشت، درنگ می‌کنیم تا به جایگاهی که حضرت خدیجه نزد رسول خدا (ص) و در زندگی داشت و نقش رسالی بزرگ و اثری که بر جای گذاشت، هنگامی که همراه پیامبر بارهای سنگین رسالت اسلامی را بر دوش کشید، اشاره کنیم.

جایگاه او نزد رسول خدا (ص)

حضرت خدیجه به جایگاهی بلند در قلب رسول خدا (ص) رسید که خود آن حضرت آن را بیان فرمود. این مطلب در حدیثی از عایشه چنین آمده است که گفت: «رسول خدا (ص) از خانه بیرون نمی‌آمد مگر آن‌که از خدیجه یاد می‌کرد. روزی از او یاد کرد. غیرتی شدم و گفتم: او پیرزنی بیش نبود؟! و خداوند بهتر از او را به تو داد. آن‌گاه آن حضرت چنان خشمگین شد که پیشانی موی سرش از شدت خشم به لرزه افتاد و رسول خدا (ص)، چنان‌که امیرمؤمنان (ع) دربارهٔ او فرموده، برای دنیا خشمگین نمی‌شد؛ اما هنگامی که حق او را به خشم می‌آورد، کسی او را نمی‌شناخت و هیچ‌چیز در برابر خشمش نمی‌ایستاد تا آن‌که حق را یاری کند، پس فرمود: «نه به خدا سوگند، خداوند بهتر از او را به من نداد؛ او به من ایمان آورد هنگامی که مردم کفر ورزیدند و مرا تصدیق کرد، هنگامی که مردم تکذیبم کردند و با مالش مرا یاری داد، هنگامی که مردم محرومم ساختند و خداوند از او فرزندانی به من داد که از زنان دیگر محرومم کرده بود.» عایشه گفت: با خود گفتم به خدا سوگند دیگر هرگز از او به بدی یاد نخواهم کرد.

روایت شده است که رسول خدا (ص) هرگاه گوسفندی ذبح می‌کرد یا هدیه‌ای برایش می‌آوردند، می‌فرمود: «به خانهٔ فلان زن ببرید؛ زیرا او دوست خدیجه بود.» یا «زیرا او خدیجه را دوست می‌داشت.»

انتخاب رسول خدا (ص) به عنوان همسر

اما از نظر جایگاهی که در زندگی خود داشت، خدیجه در مکه از جایگاه بزرگی برخوردار بود؛ از بزرگان تاجران آن شهر بود و با رجحان عقل و پاکدامنی‌اش ممتاز گشت تا آنجا که به «حکیمه» و «طاهره» ملقب شد.

او شخصیت رسول خدا (ص) را از نزدیک شناخت، پس از آن‌که از کرم اخلاق، صداقت و امانت‌داری او ‌شنیده بود؛ هنگامی که برای تجارت سفر کرد، غلامش که در آن سفر همراه پیامبر (ص) بود، برای او از زیبایی صفات، حسن خلق، امانت و صداقت پیامبر گفت. این امر او را بر آن داشت که او را با وجود فقر و تنگدستی‌اش به‌عنوان همسر برگزیند، نه هیچ فرد دیگری از اشراف مکه که برای خواستگاری‌اش هجوم آورده بودند. او سبب انتخاب خود را چنین بیان کرد: «ای پسر عمو، من به تو رغبت کردم به‌خاطر شرافتت در میان قوم‌ات، امانت‌داری‌ات، حسن خلق‌ات، صداقت سخن‌ات و یاری‌ات به مظلوم.»

بدین‌سان او الگویی در انتخاب همسر ارائه داد؛ او رسول خدا (ص) را به‌خاطر این ویژگی‌ها برگزید، چنان‌که رسول خدا (ص) نیز او را به‌خاطر حکمت، رجحان عقل و پاکدامنی‌اش برگزید، نه به‌خاطر مال که آن حضرت توجه داشت نزد او بماند و او در آن آزادی عمل باشد.

زندگی زناشویی حضرت خدیجه و رسول خدا (ص) که بیست‌وپنج سال ادامه یافت، پانزده سال پیش از بعثت و ده سال پس از آن، الگویی است که خداوند عزّوجلّ می‌خواهد بر زندگی زناشویی مردم حاکم باشد؛ زندگی‌ای سرشار از مودّت، رحمت، معاشرت به معروف و احترام متقابل. او تنها در راه‌های کسب معیشت با او شریک نبود، بلکه در تأمّلات و پرسش‌هایش دربارهٔ وجود، انسان و جامعه و نقد خرافات رایج، تعصّبات استوار و فساد اخلاقی نیز شریک بود و در کنار او در برابر پرستش بت‌ها، ستم و عادات جاهلیت ایستاد.

نخستین مؤمن به رسالت

هنگامی که وحی بر رسول خدا (ص) در غار حراء نازل شد، حضرت خدیجه زود به او ایمان آورد و نخستین کسی بود که به او ایمان آورد. او این را هنگامی بیان کرد که پیامبر (ص) به خانه آمد، در حالی که از سنگینی بار دعوت رسالی که خداوند او را به ابلاغ آن امر کرده بود، اندوهگین بود و او را از آنچه خداوند به او وحی کرده بود آگاه ساخت. او گفت: «به خدا سوگند خداوند هرگز تو را خوار نخواهد ساخت؛ تو صلهٔ رحم می‌کنی، سخن راست می‌گویی، بار درماندگان را برمی‌داری، به نیازمندان می‌بخشی، مهمان را گرامی می‌داری و در امور حق، یاری می‌رسانی.»

حضرت خدیجه با ارادهٔ خود برگزید که با رسول خدا زندگی دشوار و سختی را سپری کند که افراد برخوردار از مال و شرف و زیبایی، تاب آن را نداشتند. او در سخت‌ترین شرایط که در دعوت مردم به رسالتش با آن روبه‌رو بود، با پیامبر زیست؛ هنگامی که سنگ بر او می‌افکندند، خار در راهش می‌نهادند و با تکذیب و تمسخر و اتهام به سحر و جنون مواجه می‌شد؛ هنگامی که قریش یاران او و هر کس را که به سوی او می‌آمد، تعقیب می‌کرد. او درد و رنج را از او می‌کاست و پشت او را محکم می‌ساخت و آزار، هجران و قطع رابطه از سوی قریش را تحمل می‌کرد؛ هنگامی که او را تحریم کردند و زنان قریش را محبور کردند که به دیدار او نروند و در مناسباتش شرکت نکنند، در حالی که پیش از آن محبوب دل‌های آنان بود و آرزوی بزرگشان دیدار او بود. کار به آنجا رسید که بر شوهران دخترانش فشار آوردند تا آنان را طلاق دهند، زینب، رقیّه و امّ‌کلثوم تا بر آزار رسول خدا (ص) بیفزایند. در آن زمان رقیّه و امّ‌کلثوم را طلاق دادند، اما شوهر زینب از طلاق او خودداری کرد.

صبر او در راه رسالت

حضرت خدیجه بر همهٔ این‌ها صبر کرد. برجسته‌ترین مواضع صبر او هنگامی بود که سران قریش تصمیم گرفتند بنی‌هاشم، عشیرۀ رسول خدا (ص) را مجازات کنند؛ زیرا از او پشتیبانی کرده و در کنارش ایستاده بودند. آنان را در شعب ابی‌طالب محاصره کردند. محاصره سه سال ادامه یافت و در آن زمان قریش پیمانی الزام‌آور در میان خود بستند که نه به آنان چیزی بفروشند و نه از آنان بخرند، نه به آنان زن دهند و نه از آنان زن بگیرند، نه با آنان سخن بگویند و نه پناهشان دهند تا آن‌که رسول خدا (ص) را به آنان تسلیم کنند یا دست از یاری و حمایت او بردارند. در آن روزها حضرت خدیجه نزد خانواده‌اش بود، اما نخواست رسول خدا (ص) و یارانش رنج بکشند و او در این محنت با آنان شریک نباشد. به آنان پیوست تا با او و مسلمانان محاصره را تحمل کند و آنچه را مسلمانان می‌کشیدند، او نیز بکشد. همهٔ مالش را برای خرید غذا برای محاصره‌شدگان، حتی به چند برابر قیمت، صرف کرد تا از شدت محاصره بکاهد؛ تا آنجا که رسول خدا (ص) در آن هنگام فرمود: «هرگز مالی همانند مال خدیجه به من سود نرساند.» این محاصره تأثیر بزرگی بر او گذاشت و سبب بیماری و سپس وفات او شد.

از این‌رو رسول خدا (ص) بسیار بر او اندوهگین شد و مسلمانان نیز با او اندوهگین شدند؛ مسلمانانی که در او سیمای مادر مهربانی را یافتند که مادرانگی‌اش را به هر یک از آنان داده بود. سال وفات او «عام الحزن» نامیده شد، به‌خاطر از دست دادن خدیجه که حامی بزرگی برای پیامبر (ص) به شمار می‌رفت؛ همان طور که پیش از این نیز، پیامبر حامی مهم دیگری را که همان عمویش ابوطالب باشد، از دست داده بود.

الگوی زن رسالی

حضرت خدیجه الگویی از همسر، مادر و زن آگاه و رسالی ارائه داد و به‌راستی شریک رسول خدا (ص) در دشوارترین و سخت‌ترین مراحل زندگی او بود و برای او حامی و رکنی استوار بود. از این‌رو شایستهٔ تکریم از سوی خداوند سبحان شد؛ کرامت سبقت در اسلام و ایمان، پس از آن‌که به ازدواج با بهترین خلق خدا، محمد مصطفی (ص)، مفتخر گشت. او از کسانی بود که خداوند دربارهٔ آنان فرمود: «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَٰئِکَ الْمُقَرَّبُونَ * فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ» و فرمود: «لَا یَسْتَوِی مِنکُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَٰئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَهً مِّنَ الَّذِینَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا».

در حدیث هم آمده است که خداوند سبحان جبرئیل را نزد پیامبر (ص) در غار حراء فرستاد و به او فرمود که از سوی پروردگارش بر او سلام برساند و او را به خانه‌ای از نی در بهشت بشارت دهد که در آن نه هیاهویی است و نه رنجی.

مشیّت الهی نیز چنین اراده کرد که تمامی طهارت از نسل خدیجه تجسّم یابد؛ طهارتی که در زهرا و ائمه (ع) نمایان شد، کسانی که خداوند پلیدی را از آنان دور ساخت و آنان را پاکیزه گردانید. این مطلب را امام صادق (ع) مورد اشاره قرار داد، زمانی که فرمود: «همانا خداوند تعالی خدیجه را ظرفی برای نور امامت قرار داد.»

پس به سوی او با تحیّات خود روی می‌آوریم و می‌گوییم: «السلام علیکِ یوم ولدتِ، ویوم سبقتِ إلی الإسلام، ویوم انتقلتِ إلی رحاب ربّکِ، ویوم تُبعثین حیّهً، ویوم تحصلین علی ما وعدکِ الله من جنّهٍ من قصبٍ، لا صخب فیها ولا نصب.»

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا، شما را به همان چیزی وصیّت می‌کنم که امام صادق (ع) به ما در این ماه سفارش کرده و فرموده است: «پس هنگامی که روزه گرفتید، زبان‌هایتان را از دروغ نگاه دارید و چشم‌هایتان را از آنچه حرام است فرو بندید و نزاع مکنید و بر یکدیگر حسد نورزید و غیبت مکنید و دشنام مدهید و به یکدیگر ناسزا مگویید و ستم مکنید و از یاد خدا و نماز غافل مشوید و آخرت را در نظر داشته باشید و برای لقای خدا توشه برگیرید… و ملازم سکوت و صبر و صدق و دوری از اهل شر باشید و از سخن باطل و گمان بد بپرهیزید… پس روز روزه‌تان همچون روز افطارتان نباشد.»

ما بیش از هر زمان به پذیرش این وصیّت نیازمندیم تا معنای روزه و هدف آن را تحقق بخشیم. خداوند نخواسته که روزه تنها از خوراک و نوشیدنی و دیگر مفطرات باشد، بلکه باید با تقوا همراه شود و به آن بینجامد. این مطلب را رسول خدا (ص) هنگامی بیان فرمود. «شنید که زنی به کنیزش دشنام می‌داد در حالی که روزه بود. پس رسول خدا (ص) غذایی خواست و به او فرمود: بخور! گفت: من روزه‌ام! فرمود: چگونه روزه‌ای در حالی که به کنیزت دشنام داده‌ای؟! همانا روزه از خوراک و نوشیدنی نیست، بلکه خداوند آن را پرده‌ای در برابر دیگر زشتی‌های کردار و گفتار قرار داده که روزه‌دار را می‌گشاید. چه اندک‌اند روزه‌داران و چه بسیارند گرسنگان!»

و ما هرگاه به این فرمایش عمل کنیم، به این فریضه ملتزم‌تر و مسئولیت‌پذیرتر و تواناتر در رویارویی با چالش‌ها خواهیم بود.

تشدید در تجاوز

سخن را از تجاوز مستمرّ اسرائیلی بر لبنان آغاز می‌کنیم که اخیراً در بقاع تشدید شد و آنچه دیروز دیدیم و ویرانی‌ حاصل از آن که به شهادت شماری از جمله زنان و کودکان انجامید؛ در حالی که دشمن همچنان سریال انفجار ساختمان‌ها در روستاهای مرزی را ادامه می‌دهد و رعب و اضطراب را در دل اهالی آنجا می‌پراکند، در چارچوب طرحی که هدف آن خالی کردن مناطق از مردم است تا منطقهٔ حائل در سمت لبنانی مرز تثبیت کند.

تجاوزات دشمن به این حد نیز بسنده نشد، بلکه از آن فراتر رفت و دشمن ارتش لبنان را تهدید کرد که اگر یکی از مواضع خود را در یکی از روستاهای مرزی تخلیه نکند، مورد حمله قرار می‌گیرد، در تلاشی آشکار برای تثبیت سیطره بر مواضع و جلوگیری از بازگشت ارتش لبنان به آنها.

در اینجا ارتش را به خاطر امتناع از تسلیم شدن در برابر خواسته‌های دشمن و اصرار بر ماندن در مواضع خود و عدم تسلیم در برابر تهدیدات و داشتن آمادگی برای فداکاری در این راه ستایش می‌کنیم.

این تجاوزات مستمر در میان سکوت کمیتهٔ نظارت بر آتش‌بس صورت می‌گیرد که اخیراً تشکیل جلسه داد بدون آن‌که هیچ موضعی در برابر دشمن اتخاذ کند؛ امری که دشمن را به تداوم تجاوزاتش بر حاکمیت لبنان و شهروندانش تشویق می‌کند. این امر از دولت لبنان می‌طلبد که برای توقف خونریزی و ویرانی مستمر و جلوگیری از دشمن در اجرای تهدیداتش، جدّی عمل کند و به صرف محکوم کردن آنچه رخ می‌دهد، اگر رخ دهد، بسنده نکند. لبنانی‌ها بر دولت خود که در برابر وطن و شهروندانش مسئولیت دارد، حق دارند که حضورش را احساس کنند و بدانند که در رویارویی با آنچه می‌گذرد غایب نیست؛ امری که اعتماد آنان را به دولت تقویت می‌کند و به آنان اطمینان می‌بخشد که در سایهٔ یک دولت زندگی می‌کنند.

اما متأسفانه شاهد حضور فعّال دولت نیستیم، بلکه صداهایی را از درون آن می‌شنویم که بر اضطراب لبنانی‌ها می‌افزایند؛ هنگامی که تجاوزات این دشمن را توجیه می‌کنند یا تهدیدات و گفته‌های دشمن را تکرار می‌کنند، بدون آن‌که راه‌حل‌های ملی برای چالش‌هایی که با آن روبه‌رویند ارائه دهند.

انتخابات وضعیت معیشتی

همچنان در لبنان می‌مانیم تا ایستادگی خود را در کنار همهٔ کسانی که خواستار برگزاری انتخابات در موعد مقرر هستند تأیید کنیم و با کسانی که به بهانهٔ فراهم آوردن شرایط برگزاری آن، در پی تعویق آن هستند مخالفت کنیم. بی‌توجهی به مهلت‌های قانونی تعیین‌شده برای برگزاری انتخابات، همانند همهٔ کشورهای جهان بس است. این همان چیزی است که در انتخابات‌های پیشین می‌گفتیم و اکنون نیز می‌گوییم؛ اما جای تأسف است که انتخابات در لبنان تابع میزان بهره‌برداری نیروهای سیاسی داخلی یا بین‌المللیِ کنترل‌کنندهٔ تصمیم لبنان شده است؛ انتخابات برگزار می‌شود اگر اهداف آنان را تحقق بخشد یا برای آنان منفعتی داشته باشد و انتخابات را به تأخیر می‌افتد اگر آنچه می‌خواهند را تأمین نکند و در این حالت لبنانی‌ها را جز انتظار چاره‌ای نیست.

در وضعیت معیشتی حادّی که همچنان لبنانی‌ها از آن رنج می‌برند درنگ می‌کنیم؛ وضعیتی که آنان را به گدایی بر درها برای به‌دست آوردن لقمهٔ نان یا تضمین درمان یا دارو یا تأمین سرپناه کشانده است. بار دیگر از دولت می‌خواهیم که به مسئولیت‌های خود عمل کند و نقش بایسته خود را در برابر طبقات مستضعف انجام دهد تا آنان در اهتمام آن اولویت داشته باشند.

در اینجا از همهٔ ابتکارات نیکوکارانه‌ای که افراد و مؤسسات و انجمن‌ها برای کاهش آثار این وضعیت دشوار انجام می‌دهند تقدیر می‌کنیم، در عین حال وزارت اقتصاد و همهٔ دستگاه‌های دولتی را به حرکت جدّی برای رویارویی با افزایش شدید قیمت‌ها که در این ماه چند برابر شده فرامی‌خوانیم؛ از جمله کسانی که از تصمیم دولت برای افزایش قیمت بنزین و مالیات بر ارزش افزوده سوءاستفاده کرده‌اند تا قیمت‌ها را بیش از آنچه باید افزایش یابد، چند برابر کنند؛ افزایشی که همچنان امیدواریم در آن بازنگری شود.

مذاکرات و جنگ

به مذاکراتی می‌رسیم که در میان تداوم اعزام ناوگان‌ها و تهدیداتی جریان دارد که هدف آن افزایش فشار بر جمهوری اسلامی ایران برای تسلیم شدن در برابر شروطی است که می‌خواهند بر آن تحمیل کنند و آن را تحت فشار این بسیج به چشم‌پوشی از حقوق مشروع آن وادارند؛ در حالی که ایران بر حفظ این حقوق و ردّ منطق تسلیم که می‌خواهند بر آن تحمیل کنند، اصرار می‌ورزد.

امیدواریم که مذاکرات جاری به پایان دادن به منطق جنگی که اگر رخ دهد، پیامدهای خطرناکی بر منطقه خواهد گذاشت کمک کند و به تحقق آرزوهای مردم ایران که تشنهٔ رفع تحریم‌های ظالمانه‌ای هستند که بر دوش آنان سنگینی می‌کند و به دست آوردن حق بهره‌برداری از ثروت‌ها و امکانات خود بیانجامد.

غزه: محاصره مستمر

سرانجام باید به آنچه در فلسطین اشغالی می‌گذرد درنگ می‌کنیم؛ یعنی استمرار جنگ و محاصره غزه، هرچند با وسایل مختلف و تجاوزات مستمر و بازداشت‌هایی که کرانهٔ باختری را دربرمی‌گیرد؛ اموری که در چارچوب عملیات فشار مستمر بر فلسطینی‌ها برای واداشتن آنان به تسلیم در برابر عملیات یهودی‌سازی‌ای که نیروهای اشغالگر انجام می‌دهند قرار دارد. این امر ما را به ایستادگی با این مردم دعوت می‌کند تا دشمن بر آنان چیره نشود و مسئلهٔ فلسطین از میان نرود.

👤 خطیب: علامه سید علی فضل الله
📅 تاریخ: 2026-02-27
📍 محل برگزاری: مسجد امامین حسنین (ع) بیروت لبنان
📝 موضوع خطبه: حضرت خديجه: حامی پیامبر و شريك دعوت