
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱۱ اردیبهشت 1405ش برابر با ۱ می ۲۰۲۶م و ۱۳ ذی القعده ۱۴۴۷
تواضع و والایی انسانی در سیره امام رضا (ع)
خطبه اول
خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود فرموده است:«وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ» صدق الله العظیم.
یازدهم ماه ذیالقعده الحرام، زاد روز مبارک امام علی بن موسی الرضا (ع) بود. امامی که یک حلقه از سلسله مبارک ائمه اهل بیت (ع) است.
سرّ لقب
لقب «رضا» که با نام او همراه شده، به جایگاه این امام در دلهای مردم اشاره دارد. این لقب نشاندهنده مقامی است که او نزد خداوند عزّوجلّ و در دل همه مردم، چه کسانی که امامت او را پذیرفتهاند و چه کسانی که نپذیرفتهاند، یافته است. کسانی که با او همعصر بودهاند نیز بر این امر شهادت دادهاند. ابراهیم بن عباس صولی میگوید: «کسی را ندیدم و نشنیدم که برتر از ابوالحسن الرضا باشد. از او چیزهایی دیدم که از هیچکس ندیده بودم. هرگز با سخنش کسی را آزرده نساخت، هرگز سخن کسی را قطع نکرد تا اینکه سخن او به پایان برسد، هیچگاه کسی را که نیازی داشت و او توان برآوردن آن را داشت، رد نکرد. همواره لبخند بر لب داشت و بدی را با نیکی پاسخ میداد… بسیار بخشنده و صدقه پنهانی میداد و بیشتر این کارها را در شبهای تاریک انجام میداد.»
امروز در این مناسبت مبارک، به دو مورد از زندگی ایشان میپردازیم که عمق انسانیت او را بازتاب میدهد؛ انسانیتی که ما بیش از هر زمان به بهرهگیری و الهامگیری از آن نیازمندیم.
تواضع با فقیران
مورد نخست: روزی امام (ع) به سفرهای دعوت شد که انواع غذاها در آن فراهم شده بود. همه کسانی که با او بودند، فرماندهان، وزیران و بزرگان قوم، بر سر آن سفره نشستند. این ماجرا در آغاز ولایتعهدی او رخ داد. اما امام (ع) اصرار داشت که ننشنند تا همه کارگران و خدمتگزارانش، حتی دربان و مهتر اسبان ، نیز بیایند. یکی از یارانش که مأمور دعوت این افراد شده بود، به او گفت: «ای مولای من، آیا بهتر نیست برای اینان سفره جداگانهای بگسترانیم؟ جایگاه شما به عنوان امام مسلمانان و ولیعهد، و جایگاه همنشینانتان از صاحبان مقامات عالی، با نشستن در یک سفره با اینان سازگار نیست.»
امام رضا (ع) فرمود: «رها کن! پروردگار تبارک و تعالی یکی است، مادر یکی است، پدر یکی است، و پاداش بر اساس اعمال است. خداوند میفرماید: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ.»
امام رضا (ع) با این رفتار خود، تصویری از تواضعی را که در وجودش بود، نشان داد و ذهنیّتی را که معیارهای برتری میان مردم را بر پایه جاه، مال یا شمار پیروان قرار میداد، بازسازی کرد. او روشن ساخت که معیار حقیقی ، همانگونه که خداوند اراده کرده ، تقوا و میزان ادای مسئولیتی است که انسان در کار خود، بزرگ یا کوچک، بر عهده دارد. این همان چیزی است که در دعای امام زینالعابدین (ع) آمده است: «اللَّهُمَّ وَاعْصِمْنِی مِن أنْ أظُنَّ بِذِی عَدْم خَسَاسَهً، أَوْ أَظُنَّ بِصَاحِبِ ثَرْوَه فَضْلًا، فَإنَّ الشَّرِیفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طَاعَتُکَ، وَالْعَزِیزَ مَنْ أَعَزَّتْهُ عِبَادَتُکَ.» و اینکه صاحبان جایگاههای عالی نباید خود را بالاتر از مردم ببینند، بلکه باید بدانند که جایگاه، مسئولیت و تواضع بیشتری را بر دوش آنان مینهد.
بخشش انسانی
مورد دوم: یکی از یاران امام میگوید: «در مجلس ابوالحسن الرضا (ع) بودم و مردم بسیاری گرد او آمده بودند و از امور دینشان میپرسیدند. ناگاه مردی وارد شد، سلام کرد و گفت: هزینه سفرم را از دست دادهام و چیزی ندارم که با آن به شهرم برسم. اگر صلاح بدانی مرا تا شهرم یاری کن. خداوند بر من نعمت ارزانی داشته است؛ چون به شهرم برسم، آنچه به من بخشیدی را از جانب تو صدقه خواهم داد، زیرا من مستحق صدقه نیستم.»
امام فرمود: «بنشین، خدا تو را بیامرزد.» سپس به مردم روی آورد و با آنان سخن گفت تا پراکنده شدند. آنگاه به اتاقش رفت و کیسهای آورد که مبلغی بیش از نیاز آن مرد در آن بود. آن را از پشت در به او داد و فرمود: «با این مال هزینه و مخارج خود را تأمین کن و از آن برکت بگیر و آن را از جانب من صدقه مده.» سپس بیرون آمد.
چنانکه در سیره آمده، یکی از یاران امام که آنجا نشسته بود، از اینکه امام هنگام دادن مال، چهرهاش را از مرد پنهان کرد، شگفتزده شد. اگر مبلغ اندک بود، شاید از شرمساری این کار طبیعی مینمود، اما او مبلغی فراوان داده بود. از این رو گفت: «فدایت شوم، بسیار بخشیدی و مهربانی کردی؛ چرا چهرهات را از او پوشاندی؟»
امام فرمود: «از بیم آنکه ذلّتِ درخواست را در چهرهاش ببینم، چون حاجتش را برآوردم. نمیخواهم او را خوار ببینم چون به او صدقه دادهام.»
این احساس انسانی امام رضا (ع) نسبت به آن نیازمند، بازتابی از روش اسلامی است که مؤمن را به حفظ کرامت مردم اطرافش فرامیخواند و او را از اینکه دیگران را بهخاطر نیازشان خوار سازد، بازمیدارد.
قرآن کریم صدقه را اگر با منّت و آزار همراه باشد، باطل میشمارد. خداوند سبحان میفرماید: «لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ» در همان حال، از انسان میخواهد که کرامت خویش را تباه نکند و اجازه ندهد کسی آن را تباه سازد. خداوند همه امور مؤمن را به او سپرده، اما ذلیل شدن را به او نسپرده است: «وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» پس هیچکس نباید کرامت خود را در برابر مال یا جایگاه یا امنیت معامله کند.
عهد و اقتدا
این تنها گوشهای از اقیانوس والایی انسانی است که امام رضا (ع) در بخشش، عطا، محبت به مردم و اهتمام به کرامت آنان به آن رسیده بود.
در این روز به سوی او روی میآوریم و با او عهد میبندیم که در این زندگی مانند او باشیم، تا شایسته انتساب و ولای به او گردیم. از خداوند میخواهیم که در دنیا زیارتش و در آخرت شفاعتش نصیبمان شود و این همان رستگاری بزرگ است.
خطبه دوم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ای بندگان خدا! شما و خودم را به وصیت خداوند عزّوجلّ سفارش میکنم که فرمود: «وَلَقَدْ وَصَّیْنَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَإِیَّاکُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ»؛ و ما را فرمان داد که از آن توشه برگیریم: «وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ». تقوا یعنی داشتن ایمنی درونی که ما را در برابر حدود الهی نگه میدارد تا از آنها تجاوز نکنیم، و چنان باشیم که خداوند میخواهد. اما نتایج آن، هم در دنیا و هم در آخرت به سود ما خواهد بود. با تقوا، برکتهای دنیا بر مؤمنان گشوده میشود: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ» و خیر و روزی بیحد میآید: «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» و خداوند فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوا والَّذِینَ هُم مُّحْسِنُونَ» و در آخرت: «وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ».
بنابراین، عزیزان، در برابر چالشهایی که پیش روی ماست، بیش از هر زمان نیازمند آنیم که از تقوا یاری جوییم تا با هر آنچه به عنوان فرد و جامعه رنج میبریم، مقابله کنیم. باید خود را بهخوبی بسنجیم و ببینیم تقوا تا چه اندازه در ما حضور دارد و ما تا چه اندازه آن را در اختیار داریم. هنگامی که در تقوا در جانهایمان ریشه دواند، همانگونه که خداوند وعده داده، توان رویارویی با چالشها را خواهیم یافت که چالشها بسیارند!
تشدید تجاوز
از این سرزمین آغاز میکنیم، جایی که دشمن صهیونیستی همچنان به تجاوزات خود ادامه میدهد و علیه لبنانیها مرتکب جنایت میشود و زیرساختها را با انفجار و ویرانی خانهها، ساختمانها و مؤسسات باقیمانده در روستاهای نوار مرزی هدف قرار میدهد.
در برابر این تخریب مستمر، مردممان را به خاطر صبر و پایداری، با همه رنج آوارگی و ویرانی خانهها و جایگاههای استقرارشان درود میفرستیم. در عین حال، بار دیگر از دولت لبنان میخواهیم که مسئولیتهای کامل خود را در قبال شهروندانش انجام دهد و با جدّیت کامل برای توقف این تجاوز و قطع روند خونریزی و ویرانی از آنان بکوشد. این حق آنان بر دولت است که برای پایان دادن به این تجاوز و این رنجها تلاش کند و آن را در صدر اولویتهای خود قرار دهد. هیچ اولویتی نباید بالاتر از توقف کامل تجاوز و همه پیامدهای آن باشد. دولت نباید از حقوق آنان کوتاه بیاید و باید بر حامیان آتشبس و کسانی که به آن فرامیخوانند فشار آورد تا به تعهدات خود عمل کنند؛ و اگر بخواهند، توان آن را دارند.
فشار خارجی و تنش داخلی
در اینجا نمیخواهیم از حجم فشارهایی که بر این وطن وارد میشود و چالشهایی که برای واداشتن آن به گزینههایی که حقوق مشروع آن را در بازپسگیری سرزمین و برداشتن بار اشغالگری از هر ذرّه خاک آن را مخدوش میکند، بکاهیم. اما این به معنای تسلیم شدن در برابر آنها نیست. لبنان تا آن اندازه ضعیف نیست که بتوان چیزی را بر او تحمیل کرد؛ بلکه توان آن را دارد که با نیروی خویش ، نیرویی که شایستگیاش را در میدان و حضور در عرصه عربی، اسلامی و جهانی ثابت کرده ، عزم خود را بر دیگران تحمیل کند.
متأسفانه در برابر این صحنه خونبار و نزار، شاهد افزایش سطح تنش داخلی هستیم که حتی به بالاترین سطوح دولت رسیده است؛ تنشی که میترسیم پیامدهایش را بر سطح مردمی و ملی بر جای گذارد. در حالی که این وطن بیش از هر زمان به انسجام صفوف، همگرایی تلاشها و وحدت نیاز دارد ، چه در سطح نهادهای دولت و چه در سطح مردم. نمیتوان با سستی و تفرقه با این چالش روبهرو شد.
از اینجا بار دیگر دعوت میکنیم که هر شکافی که در سطح مراکز تصمیمگیری پدید آمده، بهسرعت ترمیم شود. این امر نیازمند نشست و یافتن فرمول توافقی است که خروج از این وضعیت دشوار و رو به زوالی را که وطن و مردم در آن به سر میبرند، تضمین کند و دست دشمن را از آن کوتاه سازد؛ امری که همانگونه که همواره گفتهایم، بازتابش بر کل وطن خواهد بود. این وطن جز بر پایه توافق برپا و ساخته نمیشود؛ توافقی که ما میخواهیم به سود این سرزمین و به حساب آن باشد.
ما میخواهیم لبنانیها از هر طایفه، مذهب و گرایش سیاسی، با وحدت خود پاسداران این وطن باشند و با فعال ساختن زبان گفتوگو ، نه آنچه در فضای مجازی و رسانهها از سخنان تحریکآمیز و تنشزا میبینیم که به سود هیچکس نیست و تنها کسانی از آن بهره میبرند که خیر این وطن را نمیخواهند ، به وحدت فراخوانند. مبادا راه را برای وحدت شکنان و فتنهجویان باز گذارند، و باید در برابر آن یکدست باشند.
همیاری در بحران آوارگی
در همین زمان و در برابر حجم آوارگی و فاجعهای که بخش بزرگی از مردم را ناچار کرده خانهها و داراییهایشان را ترک کنند، بار دیگر دولت را به فعال ساختن نقش خود فرامیخوانیم و مردم لبنان را به تقویت همیاری و همکاری میان خود دعوت میکنیم تا با این بارهای فزاینده مقابله کنند؛ بارهایی که متأسفانه، در مرزهای کنونی متوقف نخواهند شد و پیامدهای آیندهشان چه بسا سختتر و دشوارتر باشد. از این راه، تصویری را که برای این وطن میخواهیم به نمایش بگذارند آن است که همچون یک پیکر باشند؛ اگر بخشی از شهروندانش به درد آید، همه وطن با تب و شبزندهداری به سوی او بشتابد تا آنان و با آنان وطن سالم بماند.
روز کارگر
سرانجام، علی رغم همه شرایط دشواری که کارگران با آن روبهرو هستند، روز جهانی کارگر را به همه کارگرانی که با جدّ و اخلاص میکوشند و رنج میبرند تا عزت و کرامت خود را بسازند و میهنشان را به درجات عزت و کرامت برسانند، تبریک میگوییم.
حق کارگران بر میهنشان و بر همه کسانی که نزد آنان کار میکنند، آن است که مورد توجه و مراقبت قرار گیرند، گرامی داشته شوند، و دستکم حقوقشان پایمال نشود و احساس امنیت و زندگی آبرومندانه داشته باشند. در اینجا باید در شرایط دشواری که با آن روبهرو هستیم، از کسانی حمایت کنیم که با وجود شرایط سخت کار کردهاند و میکنند؛ کسانی که حتی در محل کار خود فداکاری کردهاند.
و همین برای تکریم کارگران کافی است که آنان از کسانیاند که به ندای خداوند عزّوجلّ پاسخ گفتهاند. آنگاه که آنان را به کار دعوت شوند، این کار را آنان را زیر نظر خداوند و رسول خدا (ص) و مورد تقدیر مؤمنان قرار میدهد، چنانکه فرمود: «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ».
دستی که با آن کار میکنند، دستی است که در محل کار خود خدا را میپرستد و در راه او جهاد میکند، و برای آنان فضل مجاهدان است؛ دستی که خدا و رسولش آن را دوست میدارند.


