
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱۷ مرداد ۱۴۰۴ برابر با ۰۸ آگوست ۲۰۲۵ و ۱۴ صفر ۱۴۴۷
در سالگرد اربعین: محبّت خدا، راز انقلاب و روح جاودانگی امام حسین (ع)
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود فرموده است: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» صدق الله العظیم.
زیارت اربعین
بیستم ماه صفر، سالروز اربعین شهادت امام حسین (ع) است؛ مراسمی که با حضور میلیونها انسان از سراسر جهان برای زیارت مرقد شریف آن حضرت در کربلا پیوند خورده است. این زیارت، بیان عملی وفاداری به این امام است که گرانبهاترین فداکاریها را از جان خود، اهلبیت و یارانش و اسارت زنانش تقدیم کرد تا اسلام را حفظ کند و آن را پاک و بیآلایش نگاه دارد؛ پس از آنکه دستهای تحریف به سویش دراز شده بود و نزدیک بود درخشش آن را در همه عرصهها از میان ببرد. این مناسبت فرصتی است تا پیمان خود را با اهدافی که انقلاب او برای آنها بود، تازه کنیم؛ اهدافی که خود حضرت فرمودند: «و إنّی لم أخرج أشرًا ولا بطرًا، ولا مفسدًا ولا ظالمًا، وإنّما خرجت لطلب الإصلاح فی أمّه جدّی، أرید أن آمر بالمعروف وأنهى عن المنکر؛ من نه از سر خوشگذرانی و نه از روی تکبر و نه برای فساد و ستمگری قیام کردم؛ بلکه فقط برای اصلاح امت جدّم خارج شدم. میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.» و نیز فرمودند: «من رأى منکم سلطانًا جائرًا، مستحلًّا لحُرَم الله، ناکثًا لعهد الله، مخالفًا لسنّه رسول الله(ص)، یعمل فی عباد الله بالإثم والعدوان، فلم یغیّر علیه بقول ولا فعل، کان حقًّا على الله أن یُدخله مدْخَله؛ هر کس از شما سلطانی ستمگر را ببیند که حرامهای خدا را حلال میشمارد، پیمان خدا را میشکند، با سنت پیامبر خدا (ص) مخالفت میکند و در میان بندگان خدا با گناه و تجاوز رفتار میکند، و با گفتار یا کردار بر او اعتراض نکند، بر خداست که او را در همان جایگاهی که آن سلطان ستمگر را وارد کرده، وارد کند.»
تأکید کنیم که خونهایی که در کربلا ریخته شد، همچنان ثمرات مثبت خود را به ما میدهد. یعنی احساس عزت، کرامت و آزادی. و هرچند سختیها و چالشها باشد، ما مانند ذلیلان تسلیم نمیشویم و مانند بردگان اقرار نمیکنیم؛ بلکه مرگ را سعادت میبینیم هنگامی که در راه برپایی حق، عدالت و ارزشها در زندگی باشد.
محبّت به خدا
امروز در چارچوب این یادبود، بر یک ارزش معنوی و اخلاقی بزرگ که شخصیت امام حسین (ع) را متمایز کرده و محرک همه مواضع او بوده و بیانگر آن است، درنگ میکنیم و آن محبّت او به خداست. امام حسین (ع) از بالاترین معانی محبّت به خدا برخوردار بود؛ فقرات دعای او در روز عرفه گواه این مدعاست؛ دعایی که بر زبان حاجیان جاری است و سرشار از محبّت به خدا، شکرگزاری و قدردانی از نعمتهای اوست. از جمله فقرات این دعا: «إلهی! أنت کهفی حین تعیینی المذاهب فی سعتها، وتضیق بی الأرض برحبها، ولولا رحمتک لکنت من الهالکین، وأنت مقیل عثرتی، ولولا سترک إیّایَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحینَ، وأنت مُؤَیِّدی بِالنَّصْرِ عَلى أعْدائی، وَلَوْلا نَصْرُکَ إیّایَ لکنت من المغلوبین، یا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بالسّموّ وَالرِّفْعَهِ، فأولیاؤه بِعِزِّهِ یَتَعَزَّزُونَ؛ خدایا! تو پناهگاه منی هنگامی که راهها با همه وسعتشان بر من تنگ میشود و زمین با همه پهناوریاش بر من تنگ میگردد. و اگر رحمت تو نبود، از هلاکشدگان بودم. تو کسی هستی که لغزش مرا میپوشانی، و اگر پردهپوشی تو بر من نبود، از رسواشدگان بودم. تو یاریگر منی با نصرت بر دشمنانم، و اگر یاری تو نبود، از مغلوبان بودم. ای کسی که خود را به بلندی و رفعت مخصوص ساخته، پس اولیای او با عزت او عزیز میشوند.»
و در فقرهای دیگر میفرماید: «یا مَن قَلَّ لهُ شُکری فَلَم یَحرِمنی، وَعَظُمَت خَطِیئتی فَلَم یَفضَحنی، وَرآنی على المَعاصِی فَلَم یَشهَرنِی، یا من حفظنی فی صغری، یا من رزقنی فی کبری، یا من أیادیه عندی لا تحصى، ونعمه لا تجازى، یا من عارضنی بالخیر والإحسان، وعارضته بالإساءه والعصیان، یا من هدانی للإیمان من قبل أن أعرف شکر الامتنان؛ ای کسی که شکر من برای او اندک بود، پس مرا محروم نکرد؛ و گناهم بزرگ شد، پس مرا رسوا نساخت؛ و مرا بر گناهان دید، پس مرا شهره نگرداند. ای کسی که مرا در کودکی حفظ کردی؛ ای کسی که در بزرگی روزیام دادی؛ ای کسی که دستهای (نعمتهای) او نزد من قابل شمارش نیست و نعمتهایش جبرانناپذیر است؛ ای کسی که با خیر و احسان با من روبرو شد و من با بدی و نافرمانی با او روبرو شدم؛ ای کسی که مرا به ایمان هدایت کرد پیش از آنکه سپاسگزاری را بشناسم.»
و در فقرهای دیگر میگوید: «إلهی! حاولت واجتهدت مدى الأعصار والأحقاب لو عمرتها، أن أؤدّی شکر واحده من أنعمک، ما استطعت ذلک إلّا بمنِّک الموجب علیَّ به شکرک أبدًا جدیدًا؛ خدایا! اگر عمرها و اعصار را زندگی میکردم و تلاش و کوشش مینمودم تا شکر یکی از نعمتهایت را بهجا آورم، جز با منّت تو که شکر تازهای را برای همیشه بر من واجب میکند، نمیتوانستم.»
و این محبّت در بالاترین معانیاش جلوهگر شد هنگامی که فرزند شیرخوارش را در برابر دیدگانش ذبح کردند و او نگریست، شکایت نکرد و بیتابی نشان نداد؛ بلکه فقط به سوی خداوند عزّوجلّ روی آورد و فرمود: «هوّنَ ما نزل بی أنَّه بعین الله؛ آنچه بر من نازل شد، آسان گشت چون به چشم خداست.» برای او کافی بود که خدا او را در حال تحمل رنج در راه و برای او ببیند.
ایمان و ثبات
این محبّت در شب دهم محرم بهروشنی نمایان شد؛ هنگامی که برادرش عباس نزد او آمد و گفت: این قوم آماده جنگ شدهاند و میخواهند جنگ را بر ما آغاز کنند. حضرت فرمود: «ارجع إلیهم واستمهلهم هذه العشیّه إلى غد، لعلَّنا نصلّی لربّنا اللَّیله، وندعوه ونستغفره، فهو یعلم أنّی أحبُّ الصَّلاه له وتلاوه کتابه وکثره الدّعاء والاستغفار؛ به سوی آنان بازگرد و از آنان مهلت بخواه تا فردا؛ شاید امشب برای پروردگارمان نماز بخوانیم و او را بخوانیم و از او آمرزش بخواهیم. او میداند که من نماز برای او، تلاوت کتابش و فراوانی دعا و استغفار را دوست دارم.»
سیره نقل میکند که امام حسین (ع) و یارانش شب دهم را با زمزمه و صدایی همچون زمزمه زنبوران در حال رکوع، سجود، قیام و قعود گذراندند. از امام زینالعابدین (ع) روایت شده است: «أنّه فی اللّیله الَّتی قُتل أبی فی غدها، قام اللّیل کلَّه یصلّی، ویستغفر الله ویدعو ویتضرَّع؛ در شبی که فردای آن پدرم کشته شد، تمام شب را به نماز ایستاد و از خدا آمرزش میخواست و دعا و تضرع میکرد.»
در روز دهم، در سختترین لحظات و تاریکترین شرایط، تلاش داشت که دیدار با پروردگارش، مناجات و گفتگو با او از دستش نرود. تیرها و نیزهها او را از این کار بازنداشت. هنگامی که کسی نزد او آمد و گفت: «یا أبا عبدالله! جانم فدایت؛ میبینم اینان به تو نزدیک شدهاند. به خدا سوگند تو کشته نمیشوی تا من پیش از تو کشته شوم إنشاءالله. و دوست دارم پروردگارم را ملاقات کنم در حالی که این نمازی را که وقتش نزدیک شده، خوانده باشم.» حسین (ع) سرش را بلند کرد و فرمود: «ذکرت الصّلاه، جعلک الله من المصلّین الذّاکرین، نعم هذا أوّل وقتها؛ نماز را به یاد آوردی؛ خدا تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد. آری، این اول وقت آن است.» سپس فرمود: «از آنان بخواهید که از ما دست بردارند تا نماز بخوانیم.» و حسین (ع) با یارانش به جماعت نماز خواند، با وجود تیرهایی که به سویش پرتاب میشد. در آن روز، یکی از یارانش در برابر او ایستاد و با جسمش از او محافظت کرد تا آنکه تیرها جسمش را سوراخسوراخ کرد و پس از پایان نماز حسین، به شهادت رسید.
این برجستهترین ویژگیهای شخصیت حسین (ع) است. این محبّت بود که او را واداشت همه چیز را در کربلا فدا کند و همه چیز را قربانی نماید؛ و زبان حال او چنین است:
إلهی ترکتُ الخلقَ طُرًّا فی هواک
وأیتمتُ العیالَ لکی أراک
فلو قطَّعتَــنی بالحـبّ إربًا
لَـما مال الفؤادُ إلى سواک
خدایا! همه خلق را در هوای تو رها کردم؛ و خانوادهام را یتیم ساختم تا تو را ببینم؛ پس اگر مرا از سر محبت قطعه قطعه کنی؛ دل من به سوی غیر تو نخواهد گرایید.
توشهگیری از چشمهسار حسین (ع)
ما بیش از هر زمان به این توشه معنوی نیازمندیم که محبّت خدا را در دلهایمان تقویت کنیم و آن را در زندگیمان بازتاب دهیم. این هنگامی حاصل میشود که عطا، فضل، رحمت و محبت او به بندگانش و حرص او بر آنان و فراموش نکردن آنان را به یاد آوریم. اگر این محبّت را زندگی کنیم، موجب میشود رضایت او بالاتر از هر رضایتی، امر او بالاتر از هر امری و طاعت او بالاتر از هر طاعتی باشد. و با این کار، بر خود و واقعیتمان نیز اطمینان مییابیم.
دوستان! این رابطه با خدا، دریچه اطمینان و دژ ماست که بدان پناه میبریم؛ تکیهگاه ماست که بدان تکیه میکنیم و نیرویی است که ما را به ثبات برمیانگیزد. ما با خدا بازنده نخواهیم بود؛ همواره برندهایم: در دنیا میبریم و در آخرت سود فراوان. در دنیا دلهای مردم و محبت و احترام آنان را به دست میآوریم و عزت و آزادی را نیز؛ و در آخرت پاداش کامل را نزد خدا و در سایه رضوان او. اینجا حدیثی را میآوریم: «من أصلح ما بینه وبین الله، أصلح الله ما بینه وبین النّاس، ومن أصلح أمر آخرته، أصلح الله أمر دنیا؛ هر کس آنچه میان خود و خداست را اصلاح کند، خدا آنچه میان او و مردم است را اصلاح میکند؛ و هر کس کار آخرتش را اصلاح کند، خدا کار دنیایش را اصلاح میکند.»
بهترین مثال بر این، آن چیزی است که امروز در کربلا شاهدیم، از ورود زائران حسین (ع) و کسانی که از زمان شهادتش تاکنون با وجود شرایط سخت زیارت او قطع نکردهاند.
این سنت خدا در زندگی است که فرمود: «إِنَّ الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا».
از خدا میخواهیم که ما را از موالیان حسین (ع) و این عترت پاک قرار دهد و به ما توفیق به زیارت او و نوشیدن از چشمه گوارای او را عنایت فرماید. والحمد لله رب العالمین.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا! شما و خودم را به یادآوری این آیه توصیه میکنم که شرط خداوند سبحان برای رسیدن به بهشت را بیان میکند: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّهَ وَلَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلِکُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ».
این آیه اشاره دارد که هر کس بخواهد به بهشت برسد، باید از امتحاناتی بگذرد که ثبات او را بر راهی که خدا برایش ترسیم کرده، نشان دهد؛ هرچند چالشها، سختیها و دشواریها بر او بوزد.
بهشت با گل و سنبل فرش نشده است؛ بلکه پیش از رسیدن به آن، خارها و موانعی است. این همان چیزی است که حدیث به آن اشاره دارد: «من سأل الله الجنّه ولم یصبر على الشّدائد، فقد استهزأ بنفسه؛ هر کس از خدا بهشت بخواهد و بر سختیها صبر نکند، خود را مسخره کرده است.»
این سخن امیرالمؤمنین (ع) به کسانی است که گمان میکردند با اندکی عمل به بهشت میرسند: «أفبهذا تریدون أن تجاوروا الله فی دار قدسه، وتکونوا أعزّ أولیائه عنده؟ هیهات! لا یخدع الله عن جنّته، ولا تنال مرضاته إلّا بطاعته؛ آیا با این میخواهید در سرای قدس خدا همسایهاش شوید و عزیزترین اولیای او نزد او باشید؟ هیهات! خدا را درباره بهشتش فریب نمیدهند و رضایت او جز با طاعتش به دست نمیآید.»
بنابراین دوستان! باید خود را آماده کنیم که بر ایمان، اصول و مواضع عزیزمان صبر کنیم و ثابت بمانیم؛ هرچند بحرانها بر ما شدت گیرد و چالشها ما را دربرگیرد. با این کار به بهشت میرسیم و وعده خدا به نصرت تحقق مییابد و توان بیشتری برای رویارویی با چالشها خواهیم داشت.
دشمن کشور را مصادره میکند
آغاز سخن از این کشور است که دشمن همچنان سرزمینش را اشغال کرده و بر مردمش و سرمایههایش تجاوز میکند، در زمینش پیشروی میکند، آسمانش را میشکافد و بر شهرکهای مسکونی یورش میبرد؛ چنانکه اخیراً در حملات شدید هوایی که چندین منطقه جنوبی را هدف قرار داد و عملیاتهای ترور که شهروندان لبنانی را هدف گرفت و حتی به کودکان رسیده است. امری که در شهادت کودک بااستعداد عباس مرعی عوالی، قهرمان جهان در حساب ذهنی، در برابر خانهاش و زخمی شدن پدرش، شاهد بودیم.
همه اینها در حالی رخ میدهد که هیچ محکومیتی نمیشنویم که دلهای همه کسانی را که از آثار این تجاوز رنج میبرند، خنک کند و اندکی از زخمهایشان را التیام بخشد؛ نه از درون لبنان و نه از کسانی که مسئول تضمین آتشبس یا نظارت بر آن هستند از کشورهایی که ادعا دارند به لبنان اهمیت میدهند. گویی آنچه رخ میدهد به امنیت این وطن، حاکمیت آن، زندگی فرزندانش و سرمایههایش مربوط نیست.
تسلیم شدن دولت در برابر فشارها
در سایه این وضعیت، لبنان همچنان زیر فشارهایی است که بر آن وارد میشود و بیان آن در پاسخ اخیر آمریکا بود که پیشنهاد مکتوب لبنان را رد کرد و خلع سلاح مقاومت را شرط هر خواسته لبنان قرار داد. در این کار با لبنان چنان رفتار میکند که گویی آنچه بر عهدهاش است را انجام نمیدهد و مطالبات بحق آن را که در پیشنهاد لبنان آمده، در نظر نمیگیرد؛ مطالباتی که میگوید دشمن صهیونیستی ابتدا تجاوزاتش را متوقف کند تا سپس گفتگو درباره همه مسائل برای رسیدن به راهحلهایی که امنیت لبنان، سلامت زمینش و ساختن دولت قویاش را در نظر بگیرد، انجام شود. و این پاسخ آمریکایی با فشارهای امنیتی و سیاسی بیشتر و تهدید به جلوگیری از بازسازی یا هر راهحلی برای بحران اقتصادیاش همراه شد، اگر آنچه از او خواسته میشود را اجرا نکند. و متأسفانه این مطالبات در میان برخی محافل سیاسی و رسانهای بازتاب یافت تا آنجا که در این فرآیند تهدید و فشار بر دولت و لبنانیها مشارکت کردند.
تصمیمی که قدرت کشور را قربانی میکند
در سایه این واقعیت و با وجود همه آنچه رخ داده و رخ میدهد، تصمیم هیئت وزیران آمد و انحصار سلاح در دست دولت و جمعآوری هر سلاحی، از جمله سلاح مقاومت، از سرزمین لبنان را تصویب کرد و اجرای این تصمیم را به ارتش لبنان در مهلتی معین سپرد. و این تصمیم با وجود اعتراض در درون هیئت وزیران و خروج برخی وزیران یا اعتراضات بیرونی گرفته شد. اینها میخواستند این تصمیم پس از تضمین توقف تجاوزات دشمن و خروجش از زمین و در چارچوب استراتژی دفاعی مورد توافق لبنانیها که حفاظت از لبنان در برابر این تجاوزات را تضمین کند، بیاید، گرفته شود.
در برابر آنچه رخ داد، حجم فشارهایی را که بر دولت لبنان وارد شده، نادیده نمیگیریم؛ اما میخواستیم پیش از آنکه دولت این تصمیم را بگیرد، به همه پرسشهای مطرحشده بر آن بهعنوان دولتی که مسئول امنیت همه لبنانیها و سرمایههایشان است، پاسخ دهد. این که چه تضمینی برای وادار کردن دشمن به توقف تجاوزاتش و خروج از مواضع اشغالی و بازگرداندن اسیران لبنانی دارد و در نبود این تضمین، لبنان نباید هیچیک از مواضع قدرت خود را قربانی کند.
این در حالی است که وزیر دارایی دشمن بهروشنی و صراحت میگوید که رژیمش قصد خروج از پنج نقطه اشغالی و ترک سرزمین لبنان را ندارد. و پرسش دیگری که میخواستیم دولت لبنان پیش از این تصمیم به آن پاسخ دهد، درباره چگونگی اجرای این تصمیم در صورت اجراست؛ زیرا میترسیم این امر به درگیری داخلی بینجامد که لبنان را به سوی هرجومرج سوق دهد. هرچند اطمینان داریم که درگیری رخ نخواهد داد؛ پس از آنکه خون ارتش لبنان و مقاومت در دفاع از لبنان در برابر دشمن صهیونیستی یا تروریسم درهم آمیخت.
از اینرو از دولت لبنان میخواهیم که این تصمیم را اصلاح کند بهگونهای که نگرانیهای لبنانیها، بهویژه کسانی را که از اشغال این دشمن رنج میبرند در نظر بگیرد و پاسخهای قاطع به آنان بدهد.
هشدار درباره فتنه
اما در عرصه داخلی، ما از فتنهای که میترسیم سرش را بر لبنانیها بلند کند، هشدار میدهیم؛ بهسبب شکافی که پس از تصمیم دولت لبنان شاهد بودیم و بر گفتمان سیاسی، دینی و مردمی بازتاب یافته و از پیامدهایش بر عرصههای گوناگون بیم داریم.
از اینرو بار دیگر دعوت خود را برای گفتمان عقلانی و آگاهانه و دوری از گفتمان تحریکآمیزی که غرایز طائفهای، مذهبی و سیاسی را برمیانگیزد، تکرار میکنیم؛ در مرحلهای که از سختترین مراحل این وطن است و در آن ضعیفان که به فرقهها، طوایف، مذاهب و مواضع سیاسی متنازع تقسیم شدهاند، سالم نخواهند ماند.
تصمیم یورش به غزه!
سرانجام، تصمیم دولت دشمن برای یورش به غزه و اشغال آن را خطرناک میبینیم؛ تصمیمی که روشن است هدفش آوارهکردن مردم فلسطین از آنجاست و در کرانه باختری برای پایاندادن به مسئله فلسطین تکمیل خواهد شد.
ما در حالی که به توان مردم فلسطین در پایداری در برابر آنچه برایشان تدارک دیده شده اعتماد داریم، بر جهان عرب و اسلام تأکید میکنیم که مسئولیتهای خود را انجام دهند و مردم فلسطین را در برابر هجمهای که بر آنان وارد میشود، تنها نگذارند و دشمن را از تحقق اهدافش بازدارند؛ و این جهان اگر تلاشها و توانمندیهایش را متحد کند، قادر به ایفای نقش خود است.
مایه تأسف است که این صدا را نمیشنویم یا ضعیف باقی مانده است؛ در حالی که صداها در جهان بلند است و آزادی مردم فلسطین و توقف خونریزی و ویرانی در آن را فریاد میزند.


