از هجرت تا عاشورا؛ چگونه امت اسلامی تاریخ خود را می‌سازد؟!

از هجرت تا عاشورا؛ چگونه امت اسلامی تاریخ خود را می‌سازد؟!

علامه مرجع سید محمدحسین فضل‌الله

در موسمی قرار داریم که همه مسلمانان در آغاز سال نو هجری دور هم جمع می‌شوند و مسلمانان شیعه نیز مناسبت عاشورا را با هم گرامی می‌دارند.

بازگشت به اسلام

هرگاه در مناسبتی گرد هم می‌آییم، هدف اصلی آن این است که دوباره به اسلام بازگردیم؛ در ذهن‌هایمان به اسلام بازگردیم تا ببینیم آیا ذهن‌های ما حامل اسلام اصیل است یا نه؟ همان اسلامی که حجت الهی را بر ما تمام کرده است، اسلام ناب و خالصی که در آن تمام زندگی‌مان را تسلیم خدا می‌کنیم: «قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ * لَا شَرِیکَ لَهُ وَبِذَٰلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ» [الأنعام: 162 – 163].

باید بررسی کنیم که آیا ذهن‌های ما اسلامی است، یا چیزی از شرک، اخلاق کفر و افکار آن به آن راه یافته است؟! زیرا انسانی که اسلام را بدون مطالعه و بررسی پذیرفته، بلکه آن را از مردمی که اطرافش بوده، از محیطی که در آن زندگی کرده، یا از کسانی که با آن‌ها برخورد داشته گرفته، ممکن است چیزی دیگری به درون او راه یابد و او گمان کند که همان اسلام است؛ بنابراین، هر مسلمانی باید خود را بررسی کند تا بداند در ذهنش چه مقدار از فکر اسلامی وجود دارد.

به همین ترتیب، باید قلب‌هایمان را که مرکز عواطف است بگشاییم و بررسی کنیم: آیا این قلب‌ها اسلامی هستند یا چیزی غیر از اسلام در آن‌ها وجود دارد؟! زیرا قلب اسلامی، قلبی است که عواطف آن در مسیری حرکت کند که به سوی خدا گشوده شده باشد؛ باید به خاطر خدا دوست بداری و در راه خدا دشمنی کنی. باید دوست داشتن خدا نزد تو باید هر دوستی دیگری برتر باشد: «وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ»[البقره: 165]؛ چرا که شاید یکی به دیگری بگوید که تو را به اندازه خدا دوست دارم و شاید هم به فرزندانمان چنین آموخته باشیم که بگویند شما را به اندازه خدا دوست داریم.

مؤمنان هیچ‌کس را به اندازه خدا دوست ندارند؛ بنابراین، دوستی خدا بالاترین دوستی‌هاست و هر دوستی نسبت به غیر خدا، باید از طریق خدا باشد. ما انبیا را دوست داریم، به‌ویژه پیامبرمان حضرت محمد (ص) و ائمه اهل‌بیت (ع) و مؤمنان مخلص را دوست داریم؛ اما این دوستی به خاطر خداست. انبیا را دوست داریم چون رسولان خدا بودند که در راه دعوت به توحید و عبادت او جهاد کردند. ائمه اهل‌بیت (ع) را دوست داریم چون امینان بر رسالت خدا و حجت‌های او بر خلق‌اند، چنانکه در زیارت آمده است: «السَّلامُ عَلَیکَ یا أمینَ اللهِ فی أرضِهِ، وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ.» و مؤمنان را دوست داریم چون به خدا و رسولش ایمان آورده و در مسیر مستقیم حرکت کرده‌اند.

معنای دوستی اسلامی

دوستی اسلامی این است که در راه خدا دوست بداری و در راه خدا دشمنی کنی؛ اما اگر به خاطر تعصب، منفعت، سیاست یا هر چیز دیگری که مردم به خاطر آن با هم دشمنی و دوستی می‌کنند، دوستان خدا را دشمن بداری، این یعنی قلبی اسلامی نداری؛ زیرا مسلمان کسی است که در راه خدا دوست بدارد و در راه خدا دشمنی کند.

در حدیثی از ائمه اهل‌بیت (ع) آمده است: «إِذَا أَرَدتَ أَن تَعلَمَ أَنَّ فِیکَ خَیرًا، فَانظُر إِلَى قَلبِکَ – اگر می‌خواهی بدانی مؤمن هستی یا نه – فَإِن کَانَ یُحِبُّ أَهلَ طَاعَهِ اللَّهِ، وَیَکرَهُ أَهلَ مَعصِیَتِهِ، فَفِیکَ خَیرٌ، وَاللَّهُ یُحِبُّکَ، وَإِن کَانَ یُبغِضُ أَهلَ طَاعَهِ اللَّهِ، وَیُحِبُّ أَهلَ مَعصِیَتِهِ، فَلَیسَ فِیکَ خَیرٌ، وَاللَّهُ یُبغِضُکَ – ثمَّ یقول – وَالمَرءُ مَعَ مَن أَحَبَّ»؛ اگر می‌خواهی بدانی که در تو خیری هست، به قلبت بنگر؛ اگر اهل طاعت خدا را دوست و اهل معصیت او را دشمن دارد، در تو خیری هست و خدا تو را دوست دارد؛ و اگر اهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصیت او را دوست دارد، در تو خیری نیست و خدا تو را دشمن دارد.» سپس می‌فرماید: «مرد با کسی است که دوستش دارد.» یعنی با کسی محشور می‌شوی که قلباً دوستش داری. پس بنگرید چه کسانی را دوست دارید؛ زیرا در قیامت با آن‌ها محشور می‌شوید، زیرا ممکن است کافران، ظالمان یا مستکبران را دوست داشته باشیم. این یکی از عناصر هویت توست. همان‌گونه که هویت ملی یا قومی داری؛ چون جزئی از وطن و قومی هستی، هویت اسلامی هم داری و باید آن را حفظ کنی.

عزیزان، هنگامی که به حرکتمان در زندگی می‌نگریم، باید بررسی کنیم که آیا این حرکت، حرکت اسلامی است؟ حرکتمان در وجود خودمان، در خانه با خانواده‌مان، در جوامعی که با آن‌ها زندگی می‌کنیم، در معاملات مالی، سیاسی و اجتماعی‌مان. ببینیم آیا در خط اسلام است یا نه؟ زیرا انسان مسلمان کسی است که هیچ قدمی پیش یا پس ننهد مگر اینکه بداند در آن رضایت خداست. خداوند به پیامبرش (ص) فرمود به مؤمنان بگوید: «قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ» [آل عمران: 31]؛ بگو اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد. نشانه دوستی خدا، پیروی از امر و نهی رسول (ص) است. از این رو خداوند فرموده است: «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ» [الحشر: 7]؛ آنچه رسول به شما داده، بگیرید و از آنچه نهی کرد، بازایستید.

عظمت رسول خدا (ص) و علی (ع) در این بود که خدا را دوست داشتند، او را اطاعت کردند و چنان عبادتش کردند که شایسته اوست و در زندگی‌شان چیزی جز خدا نداشتند. نزد آن‌ها و همه ائمه و صحابه‌ای که در خط رسول خدا (ص) بودند، خدا همه چیز بود.

اهمیت تاریخ هجری

به همین دلیل، عزیزان، آغاز سال هجری، بخش اساسی از حرکت تاریخ اسلامی است، زیرا سال هجری با هجرت رسول (ص) و مؤمنانی که از او پیروی کردند، آغاز می‌شود. آن هم در شرایطی که جامعه کاملاً در برابرشان بود؛ پدرانشان مخالف، برادرانشان مخالف، خانواده‌هایشان مخالف، با این حال ایستادگی کردند. برخی شهید شدند، برخی شکنجه شدند. آن‌ها دو هجرت کردند: هجرت اول به حبشه و هجرت دوم به یثرب بود. خداوند با بزرگی از مردان و زنان مهاجری سخن گفته است. در سوره ممتحنه خداوند از زنانی که برای حفظ دینشان از شوهران و پدرانشان هجرت کردند، سخن گفته است. از این رو عظمت زن مسلمان در آغاز دعوت را با این عمل می‌شناسیم؛ این که چگونه مانند مرد، صلابت ایمان داشت و با وجود فشارهای بسیار از دین و تکلیف شرعی‌اش دست نکشید.

این همان جامعه‌ای است که در خط هجرت به حرکت درآمد و همراه انصاری که برخی از این مهاجران آن‌ها را به اسلام درآوردند، جامعه مدینه، نخستین جامعه اسلامی پویا را تشکیل داد؛ بنابراین اسلامشان عمیق‌تر، قوی‌تر و استوارتر از هر اسلام دیگری بود.

به همین دلیل، وقتی از هجرت یاد می‌کنیم، باید خود را جزئی از این تاریخ پویا بدانیم؛ زیرا تاریخ هجری همراه با نسل‌های مسلمانی شکل گرفت که گاهی درست عمل کرد و گاهی خطا، گاهی پیروز شد و گاهی شکست خورد، گاهی استقامت کرد و گاهی منحرف شد. این تاریخ حامل همه این نسل‌های مسلمانی است که با همه مشکلات داخلی‌شان، اسلام را به ما رساندند.

باید این تاریخ را با نقاط مثبت و منفی، نقاط ضعف و قوتش مطالعه کنیم و شرایطی را که مردمان آن عصر در آن زندگی می‌کردند، بررسی نماییم تا درس بگیریم؛ زیرا تاریخ در مفهوم اسلامی قرآنی، فقط رویدادهایی نیست که امروز بر سر نام و عاملانشان با هم بجنگیم. دنیای اسلامی امروز که در برخی موارد دچار عقب‌ماندگی است، بر اساس همین اختلافات تاریخی، ممکن است فتنه‌ها، مشکلات و حتی جنگ‌هایی را برای خود به وجود آورد. به همین دلیل مسلمانان نه فقط به دو دسته، بلکه به دسته‌های متعدد تقسیم شدند و شاید یکی از دلایل این انشقاق، نحوه ارتباطشان با تاریخ باشد.

نحوه برخورد با اختلافات تاریخی

ما می‌گوییم مسائلی که مسلمانان در طول تاریخ بر سر آن‌ها اختلاف کردند یا برایشان جنگیدند، باید مطالعه شوند. اگر این مسائل از ریشه‌ها و مفاهیم واقعیت امروز ما هستند و ما از نظر فکری به آن ملتزمیم و بر اساس آن حرکاتی انجام می‌دهیم، باید آن‌ها را بررسی کنیم، خط مستقیم را از خط انحرافی تشخیص دهیم و سپس به واقعیت اسلامی بنگریم. نباید این اختلافات را اساس نزاع و فتنه قرار دهیم. خداوند یک اصل را برای ما تعیین کرده است: «فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ.» [نساء: ۵۹]. شما اختلاف دارید چون برخی می‌گویند: اسلام در این خط است و برخی می‌گویند که آن خط دیگر است. پس ریشه اختلافتان از درون اسلام است؛ یعنی خدا و رسول چه چیزی گفته‌اند؛ زیرا مسلمان کسی است که به اسلام ملتزم است. اهل سنت معتقدند خدا و رسول در کتاب و سنت چیزهایی را گفته‌اند که خط فکری آن‌ها را تأیید کند و شیعیان نیز معتقدند آنچه خدا و رسول گفته است، خط فکری آن‌ها را تأیید می‌کند.

مسئله، مسئله علمی است، مانند همه مسائلی که علما در جهان در مورد تاریخ یا نص با هم اختلاف دارند. اختلاف در مسائل علمی ایجاب نمی‌کند که مخالف خود را بکشی یا او تو را بکشد، زیرا مسئله جنبه فکری دارد و خدا آن را در محدوده طبیعی‌اش قرار داده است.

خداوند در آیه دیگری فرموده است نزاع مبتنی بر پایه عقده‌های روانی، کینه‌های تاریخی و تعصبات، همه شما را ساقط می‌کند و همه قدرتتان را می‌گیرد: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ.» (انفال: ۴۶)؛ زیرا باد وقتی به صورت طوفان قوی و یک جهته بوزد، همه چیز را به فرمان پروردگارش نابود می‌کند، اما اگر بادها از این سو و آن سو بوزند، کاری از پیش نمی‌برند. بادها وقتی پراکنده شوند، قدرتشان را از دست می‌دهند. همین‌طور هرگاه توانایی‌ها و انرژی‌های امت اسلامی پراکنده شود، قدرت خود را از دست می‌دهد و گاهی ممکن است نزاع به جایی برسد که امت اسلامی همدیگر را تضعیف کند و به جای دشمن برخی با برخی دیگر بجنگند؛ زیرا هدف دشمن از جنگ با هر امتی این است که آن را ضعیف کند، قدرت را از آن بگیرد و بر منابعش مسلط شود.

نزاع، قدرت را درهم می‌شکند

وقتی ما با هم می‌جنگیم، وقتی سنی با شیعه می‌جنگد، شیعه با سنی می‌جنگد، شیعه با شیعه و سنی با سنی می‌جنگد، از روی آگاهی یا نا‌آگاهی، کل امت را تضعیف می‌کنند. از گذشته تا امروز ما شاهد جنگ‌های سنی-سنی، شیعه-شیعه و سنی-شیعه بوده‌ایم، یعنی با دست خودمان قدرتمان را نابود می‌کنیم تا وقتی دشمن مشترک آمد، ما را بی‌قدرت ببیند.

چرا یهود در جنگ با مسلمانان در مدینه شکست خورد؟ خداوند درباره آن‌ها فرمود: «بَأْسُهُم بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ – یعنی قدرتشان را علیه یکدیگر به کار گرفتند – تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا – چون در یک جا جمع هستند، ولی – وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ» [الحشر: 14] هر کدام نظر متفاوتی داشت، لذا قدرتی نداشتند. در مقابل، چرا مسلمانان پیروز شدند؟ «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا» [فتح: ۲۹]. وحدت اساس است و این از سنن الهی در زندگی است.

به همین دلیل، عزیزان، آنچه ما مسلمانان به ارث برده‌ایم، این است که با این نزاع حاوی کینه، بغض و دشمنی، قدرت اسلامی را درهم شکسته‌ایم، به طوری که عصرهای عقب‌ماندگی باعث شد انسان مسلمان از مذهب ابزاری برای تخریب انسان مسلمان دیگر ساخت.

حتی در تاریخ معاصر شاهدیم که در جنگ‌هایی میان مستکبران و مسلمانان، وقتی مبارزه بین شیعیان و استکبار جهانی بود، بسیاری از مسلمانان سنی (نه همه) از این قضیه شاد می‌شدند و می‌گفتند ما را با آن‌ها چه کار؟ اینها شیعه‌اند؛ و در مواردی هم وقتی نوبت به مسلمانان سنی می‌رسید، بسیاری از شیعیان می‌گفتند ما را با آن‌ها چه کار؟ اینها متعصب‌اند، بگذار استکبار آن‌ها را بکشد و نابود کند. از این رو مستکبران همیشه از این انشقاق سود ‌برده‌اند.

به یاد دارم پس از حوادث ۱۱ سپتامبر، خبرنگار یکی از کشورهای اروپایی همراه با سفیر این کشور در لبنان پیش من آمدند. در حین گفت‌وگو، سفیر به من گفت: این تروریسمی که آمریکا با آن می‌جنگد، تروریسم سنی است و شما شیعیان کاری به آن ندارید، پس باید کنار آمریکا بایستید. فوراً پاسخ دادم که تروریسم شیعی هم از شما و آمریکا بی‌نصیب نمانده است، چون شما بین تروریسم سنی و شیعی فرق نمی‌گذارید. با ما این بازی را نکنید.

تاریخ؛ هویت و مسئولیت ما

به همین دلیل، عزیزان در این مرحله می‌خواهم روی نکته‌ای تأکید کنم و آن این است که از تاریخ هجری استفاده کنید همان‌گونه که از تاریخ میلادی استفاده می‌کنید، زیرا تاریخ هجری، تاریخ ماست و همه آنچه را از هجرت تا امروز برای مسلمانان رخ داده در خود دارد. کسانی که پیش از ما بودند، چه خطا و چه درست، مسئولیت خود را در آن تاریخ انجام دادند. ما باید خود را جزئی از این تاریخ بدانیم، در مسئولیتمان نسبت به ساختن تاریخ اسلامی در واقعیت امروزمان بیندیشیم؛ باید همه حرکات و روابطمان و همه چالش‌هایی را که با آن‌ها روبه‌رو هستیم، از منظر مصلحت اسلام مورد بررسی قرار دهیم. بیندیشیم که چگونه اسلام را از طریق نقش خود در ساختن تاریخ، بزرگ کنیم؟ زیرا خدا از همه اینها از ما خواهد پرسید. خداوند می‌فرماید: «تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ – همه آن کسانی که در تاریخ زیستند، چه موافق آن‌ها باشید و چه مخالفشان – لَهَا مَا کَسَبَتْ – چه در راه انحراف گام نهادند و چه در مسر درست حرکت کردند – وَلَکُم مَّا کَسَبْتُمْ – در تمامی کارهای انحرافی یا درستی که انجام دادید؛ اما نکته مهمی که باید به آن بیندیشید این است که – وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ»؛ [بقره: ۱۴۱]. ما مسئول آنچه در تاریخ گذشته مسئول نیستیم. آری، باید ایده حق را از اینجا و آنجا بگیریم تا اگر دیگران منحرف شدند، ما استقامت کنیم، انحراف را اصلاح کنیم و عبرت بگیریم: «لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لِّأُولِی الْأَلْبَابِ» [یوسف: ۱۱۱]. باید بررسی کنیم آنچه رخ داد، چرا رخ داد تا از فساد دوری کنیم و از درستی پیروی نماییم.

وقتی فکر ‌کنیم که جزئی از تاریخ اسلامی هستیم، باید رویدادهایی را که در عصر خودمان بین مسلمانان رخ داده، به یاد آوریم. بین خود اهل سنت فتنه‌هایی راه افتاد که به جنگ انجامید، فتنه‌هایی بین خود شیعیان به راه افتاد که به جنگ انجامید و انواع تکفیرهایی صورت گرفت که از تعصب ناشی می‌شد نه از دین؛ چرا که برخی مسلمانان برخی دیگر را بر اساس تعصبات شخصی، طایفه‌ای، جناحی و غیره تکفیر و گمراه انگاری ‌کردند.

فرصتی برای تأمل و تفکر

به همین دلیل، عزیزان، آغاز سال هجری باید نقطه آغاز تأمل و تفکر باشد. از خودمان بپرسیم: ما کیستیم؟ برخی ممکن است بگویند: ما لبنانی هستیم و با غیرلبنانی‌ها کاری نداریم، یا ما عرب هستیم و با غیرعرب‌ کاری نداریم، یا ما از این حزب یا آن تجمع هستیم و با دیگران کاری نداریم؛ و همین‌طور در هر تجمعی که خود را در دایره تنگی زندانی می‌کند و از فضای عمومی اسلامی جدا می‌سازد؛ اما خدا می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» [الحجرات: 10] و فرموده است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» [آل عمران: 103] و پیامبر خدا (ص) فرموده است: «کُلُّکُمْ لِآدَمَ، وَآدَمُ مِنْ تُرَابٍ» و «لا فضلَ لعربیٍّ على أعجمیٍّ إلَّا بالتَّقوَى.» (حجرات: ۱۰)

لبنانی باش، عرب باش، فارس باش یا هر قوم دیگری باش. از این حزب یا آن حرکت یا سازمان باش، اما نگذار هیچ‌کدام از اینها بر اسلام و اخلاص به خدا، رسول و اولیای خدا چیره شود. تعصب نداشته باش. امام علی بن حسین (ع) درباره تعصب هشدار داده و فرموده است: «العَصَبِیَّهُ الّتی یَأثَمُ عَلَیها صاحِبُها، أن یَرَى الرَّجُلُ شِرارَ قَومِهِ خَیراً مِن خِیارِ قَومٍ آخَرینَ، ولَیسَ مِنَ العَصَبِیَّهِ أن یُحِبَّ الرَّجُلُ قَومَهُ، ولکِن مِنَ العَصَبِیَّهِ أن یُعینَ قَومَهُ عَلَى الظُّلمِ.»

موسم عاشورا

عزیزان، موسم عاشورا موسم اسلام است. گریه در عاشورا عاطفه‌ای است که از احساساتت در تعامل با این مصیبت برمی‌خیزد. هدف عاشورا گریه نیست و البته گریه عیب نیست؛ بلکه نشان انسانیت انسان و حس او نسبت به مصیبت گذشته و حال است؛ زیرا کسی که به خاطر قساوت قلب، با مصیبت گذشته تعامل نکند، با مصیبت حال هم تعامل نخواهد کرد؛ اما عاشورا برای تمام اسلام بود.

اگر می‌خواهید از هواداران عاشورا باشید، هرچند قرن‌ها از آن جدا افتاده‌ایم، در خط حسین (ع) باشید. مسلمانانی باشید که خدا می‌خواهد باشید. با اسلام متحد شوید و به تمام امت اسلام و همه مسائل اسلام و مسلمانان دل بگشایید. بی‌تفاوتی را کنار بگذارید. از فردیت و دایره‌های تنگ خود بیرون بیایید. خدا پروردگار همه جهانیان است و رسول خدا رسول همه مردم: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا» [اعراف: ۱۵۸] و علی (ع) و ائمه اهل‌بیت (ع)، امام همه مردم‌اند.

بیایید در آفاق خدا زندگی کنیم تا موانع ما را محصور نکنند. بیایید در آفاق رسول خدا زندگی کنیم تا دایره‌ها ما را تنگ نکنند. بیایید در آفاق ائمه اهل‌بیت (ع) زندگی کنیم تا تعصبات ما را پراکنده نسازند.

آمادگی برای قیامت

عزیزان، «الیومَ عملٌ ولا حسابٌ، وغداً حسابٌ ولا عمل؛ امروز روز عمل است و حسابی نیست، فردا روز حساب است و عملی نیست.» همه با هم بیندیشیم. من خودم را به همان چیزی موعظه می‌کنم که شما را موعظه کرده‌ام. همه باید بیندیشیم که روزی به پیشگاه خدا می‌رویم، روزی که از هر کس درباره خودش سؤال می‌شود: «یَوْمَ تَأْتِی کُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا» [النّحل: 111]، «یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ» [الطّارق: 9]، «وَبَرَزُوا لِلَّهِ جَمِیعًا» [إبراهیم: 21]، «یَوْمَ لَا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَیْئًا وَالْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ» [الانفطار: 19]. آیا پاسخی داریم؟ باید بیندیشیم مسئله این نیست که به مردم اطرافمان گزارش بدهیم یا چگونه در برابر مردم از خود دفاع کنیم، بلکه تمام مسئله این است که بیندیشیم چگونه گزارش خود را به خدا بدهیم: «اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَىٰ بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا» [الإسراء: 14]، «وَوُضِعَ الْکِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَٰذَا الْکِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَهً وَلَا کَبِیرَهً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَدًا» [الکهف: 49].

* سخنرانی عاشورایی علامه مرجع سید محمد حسین فضل الله، ۳۰ ذو الحجه ۱۴۲۲ برابر با ۱۴/۰۳/۲۰۰۲.