📖 متن مصاحبه:
علامه مرجع سید محمد حسین فضل الله در گفتگو با روزنامه کویتی الرأی العام:
«بیان هر نوع اظهارات فرقه گرایانه خصوصاً در ارتباط با صحابه و همسران پیامبر(ص) را حرام اعلام میکنم.»
علامه مرجع سید محمد حسین فضل الله در گفتگو با روزنامه کویتی الرأی العام با توجه به جایگاه دینی خود با ندایی رسا «به حرمت بیان هر نوع سخن اهانت آمیز، خصوصاً بین شیعه و سنی در ارتباط با صحابه و همسران پیامبر(ص)» فتوا داد.
وی اشاره کرد که ائمه(ع) چنین اعمالی را نمیپذیرند و رد میکنند. چرا که امام علی بن أبی طالب(ع) خود پیشگام وحدت اسلامیبود. علامه مرجع گفت: «به حرمت دست زدن به هر نوع شیوه ای که صحابه را زیر سئوال برده و با استفاده از سبّ و لعن موجب برانگیخته شدن اختلافات شود، فتوا میدهم.»
اینک متن گفتگو تقدیم میگردد:
القاعده و فتنه انگیزیهای مذهبی؛
ارزیابیهای اولیه حاکی از ساختگی بودن بیانه ای است که گفته میشود متعلق به القاعده است و نه نفر از شخصیتهای شیعی لبنانی را تهدید به قتل کرده است. آیا مدرکی دال بر جدّی بودن این بیانیه وجود دارد یا اینکه دست ساخته دستگاههای اطلاعاتی است؟
اگر با تأمل بیشتر شیوه القاعده مورد بررسی قرار گیرد، انجام چنین اعمالی از سوی آنها دور از انتظار نیست؛ زیرا همه حرمت ها را حلال میدانند؛ چه این حرمتها به مذهب خاصّی مربوط باشند و چه در ارتباط با کسانی باشند که با آنان اختلاف نظر دارند؛ از این رو میبینیم آنان همان طور که شیعیان را میکشند، اهل سنّت را نیز به قتل میرسانند هر چند که اگر نگاه کنیم تعداد کشتگان شیعیان بیشتر است؛ مشکل القاعده، فهم عقب مانده از متون دینی است. در اثر این فهم عقب مانده ممکن است آنان مسأله تکفیر مسلمانان از متون دینی استخراج کنند و سپس خون آنان را حلال بشمارند؛ زیرا آنان مانند علمای مسلمان، نمیدانند که قتل فقط برای مقابله با جنگی است که دیگران تحمیل کرده اند نه برای مقابله با کفر فی ذاته.
از این رو هر چیزی که با این گونه مضامین و منسوب به آنان منتتشر میشود انسان درست بودن آن را دور از ذهن نمیداند. ولی اگر به صورت فنی در این بیانیه دقت کنیم ممکن است صحّت این نسبت را کم رنگ شود. به ویژه اینکه با شیوه معمولی آنان که از اینترنت برای بیان دیدگاههای خود استفاده میکنند هم خوانی ندارد و از سوی دیگر بعضی چیزهایی در آن وجود دارد که با واژه ها و عبارات خاص آنها هماهنگ نیست. از این رو احتمال میرود که کار دستگاههای اطلاعاتی باشد که به وضعیت داخلی لبنان مربوط میشود. بعضی ها میخواهند با فتنه انگیزی بین سنّی و شیعه یا دامن زدن به انواع تحریکات دیگر، نیروهای سیاسی لبنان را سرگرم کرده و در نهایت اسلام گرایی را متزلزل و ضعیف کنند.
از این رو در عین حالی که همگان را از چنین حیلههایی برحذر میداریم، در جدّی بودن نسبت این بیانیه به گروهی که همه چیز را حلال میدانند نباید عجله کنیم؛ زیرا لبنان در مرحله سختی است. ممکن است بعضی ها تلاش کنند که برای دست یابی به موقعیت خاصّی در عرصه سیاسی به کارهای گوناگونی دست بزنند.
بعضی ها معتقدند که اگر اهل سنّت عراق در نوشتن قانون اساسی سهیم شوند و وضعیت عراق بهتر شود و نوعی ثبات در این کشور به وجود آید، القاعده عملیات خود را از عراق به جاهای دیگر از جمله لبنان منتقل کند؛ آیا شما چنین چیزی را قبول دارید؟
نمیتوان القاعده را از حوادث مشکل آفرین دور دانست؛ چرا که آنان از کسانی که با ایشان اختلاف دارند و بویژه آنانی را که تکفیر میکنند عقده بسیاری به دل دارند. ولی من تصوّر میکنم که لبنان با عراق فرق دارد. لبنان عوامل باز دارنده بسیاری در جهت مقابله با این گونه فتنه ها در اختیار دارد. زیرا در لبنان، طوایف مختلف سنّی و شیعه، از طریق علما و شخصیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود، از عقلانیت عمیقی برخوردارند. علاوه بر این نوعی ارتباط قوی مردمیبین سنّی و شیعه وجود دارد؛ شما خانواده ای سنّی را نمیبینید که ارتباط خویشاوندی با خانواده ای شیعی نداشته باشد، عکس آن نیز وجود دارد. از این رو من تصور میکنم تلاشهای بین المللی و منطقه ای برای ایجاد فتنه بین سنّی و شیعه ]در لبنان[ به موفقیت دست نمییابد.
تصوّر نمیکنم آنچه که در عراق روی میدهد بتواند در لبنان نیز اتفاق بیفتد. بعلاوه علی رغم جنایتهای فراوانی که در عراق روی داده است، در زمینههای سیاسی و مذهبی تاکنون جنگ داخلی بین اهل سنّت و شیعیان اتفاق نیفتاده است. زیرا مسؤولان هر دو طایفه، به خوبی میدانند هر گونه جنگی از این قبیل کسی را باقی نخواهد گذاشت و تر و خشک را خواهد سوزاند. از این رو معتقدم جنایتهایی که علیه مسلمانان شیعه روی میدهد، واکنشی را از سوی شیعیان در پی نخواهد داشت؛ زیرا علمای شیعه فتوا دادن در این رابطه را رد کرده اند؛ سیاسیهای شیعه نیز این مسأله را رد کرده اند. بنابراین علی رغم اتفاقات فضاحت باری که در عراق روی داده است، جنگ شیعه و سنّی هیچگاه در عراق روی نخواهد داد.
اردوگاهها فلسطینی در معرض حوادث؛
به لبنان بپردازیم. بیم آن میرود که قدرتهای منطقه ای عرصه لبنان را به میدان رقابتهای سیاسی خود تبدیل کنند مسائلی چون بنیاد گرایی و سلاح اردوگاه ها وجود دارند. چرا وضعیت به ثبات نمیرسد و لبنان هم چنان نیازمند سوریه است؟ آیا از این مسأله بیم ندارید؟
اگر مسأله به مشکل اسلام و مسیحیت مربوط بود شاید میشد گفت که جوانب منطقه ای به این مسأله دامن میزنند و وضعیت لبنان را بهم میریزند. ولی وقتی مسأله شیعه و سنّی است اگر کوچکترین شعله ای برافروخته شود، پیامدهای بسیار خطرناکی برای سوریه در پی خواهد داشت. زیرا بعضی دستگاههای اطلاعاتی بین المللی و منطقه ای روی مسأله سنّی ها و علوی ها ـ که از روی بعضی جهات ـ شیعه محسوب میشوند، کار میکنند. از این رو هر گونه آتش افروزی بین سنی و شیعه تمام سوریه را در بر خواهد گرفت. لذا تصوّر نمیکنم سوریه به چنین مسائلی دامن بزند.
امّا پیرامون اردوگاههای فلسطینی؛ تصوّر میکنم بسیار سخت است که جامعه لبنانی به مسأله اردوگاه ها دامن بزنند؛ زیرا قضیه اردوگاهها با کل مسأله خاورمیانه ارتباط دارد و مسأله ای محلّی نیست. قطعنامه ۱۵۵۹ فقط به سلاحهای این اردوگاه ها اشاره دارد؛ در حالی که همگان به خوبی میدانیم سلاح اردوگاهها مسأله ای است که با کل قضیه فلسطین ارتباط دارد. اگر چه بعید نیست که بعضی از جنایت کاران از اردوگاه به عنوان پناهگاه استفاده کنند یا بعضی گرایش تکفیری در آن ها وجود داشته باشند؛ ولی تصور نمیکنم، مسأله به مرحله خطرناکی برسد و باعث فتنه افروزی شود. زیرا مسؤولین اردوگاه ها، خصوصاً سازمان آزادی بخش فلسطین، و حتی حماس و جهاد اسلامیبه خوبی میدانند که اگر به فتنه ای در داخل اردوگاه ها دامن زده شود و به ویژه اگر جنبه فرقه گرایانه داشته باشد، تمام اردوگاه ها را به آتش خود خواهد سوزاند. زیرا لبنان کنونی آن قدر توانمندی دارد که از ناحیه سیاسی و امنیتی وضع اردوگاهها را به هم بریزد. این فتنه میتواند آن چنان بالا بگیرد که سرنوشت قضیه فلسطین را تباه سازد و پیامدهای منفی برای سازمان آزادی بخش فلسطین و حماس و جهاد اسلامیبه بار آورد.
بعضی ارزیابی ها اذعان میدارند که بروز جنگ در اردوگاه ها به نفع سوریه و دولت لبنان خواهد بود و نگاه ها را از روند تحقیق پیرامون ترور رفیق حریری منحرف خواهد ساخت. بعضی جریان ها در اردوگاههای خارج از حاکمیت فلسطینی وجود دارند که میخواهند در وضعیت کنونی موقعیت خود را بهبود ببخشند و از حالت گمنامیو ناشناختگی بیرون آیند. آیا امکان دارد وضعیت صورت نامطلوبی به خود بگیرد؟
هر گونه جنگی در اردوگاهها همه آنها را نابود خواهد کرد. زیرا اردوگاهها هیچگونه قدرتی برای پیروزی در این جنگ در اختیار ندارند و ممکن است لبنانی ها نیز علیه اردوگاهها با همدیگر متحد شوند. ولی به ارزیابی من دسته ای از لبنانی که اردوگاهها را از نظر طائفی و مذهبی علیه خود میداند هیچگاه به اردوگاهها این اجازه را نمیدهند که چنین نقشی را ایفا کند.
در این زمینه ذکر این مثال شاید مفید باشد: پس از تلاش برای ترور الیاس المر وزیر دفاع، ارتش گروههایی را برای کنترل ورود و خروج اردوگاهها موظف کرد. دیدیم بعضی گروههای سیاسی از داخل اردوگاهها تماس گرفتند و این اقدام ارتش لبنان را تأیید کردند. این مسأله باعث گردید احساس کنیم که آن گونه که آنها گفتند مسأله ای بی اهمیت بوده و هیچ گونه ماجراجویی در پشت آن قرار ندارد.
گروه تحقیق بین المللی، پیامدها و ابعاد؛
بعضی ها اعتقاد دارند، انفجارهای امنیتی و سیاسی که در لبنان اتفاق افتاد با قطعنامه احتمالی گروه تحقیق بین المللی درباره ترور رفیق حریری ربط دارد و بعضی دیگر معتقدند صدور این قطعنامه پیامدهای امنیتی نامطلوبی به بار خواهد آورد؟
بعید نمیدانم کشورهای بسیاری از جمله آمریکا و فراسنه در فرایند تحقیق دخالت کنند؛ زیرا از ابتدای ترور حریری، انگشت اتهام متوجه سوریه بود. بعضی خبرهایی که از کمیته حقیقت یاب بین المللی و گروه تحقیق دوّم به رسانه ها راه یافت نشان میدهد که ترور رفیق حریری بصورت مستقیم ـ حداقل ـ متوجه گروههای سلفی است؛ چرا که غالباً اینها از اتومبیلهای انتحاری استفاده میکنند. یعنی حداقل دستگاههای امنیتی سوری ـ لبنان و نیروهای سوری مستقیماً این کار را انجام نداده اند. از این رو معتقدم امکان دارد جریانهای بین المللی روی گروه تحقیق فشار آورند تا این مسأله را مستقیم یا غیر مستقیم به سوریه ربط دهند.
امّا اگر مسأله وضع خطرناکی بیاید، این لبنان است که امنیت خود را از دست خواهد داد و از جنگی که هنری کیسینجر طراح آن بود و کوشید سلاحهای فلسطینی را از لبنان خارج کند و اگر انتفاضه اوّل فلسطین نبود قضیه فلسطین یکسره میشد، سهم خود را خواهد گرفت.
اعتقاد دارم هیچ یک از محورهای بین المللی، از جمله آمریکا، فرانسه و اسرائیل و حتی سوریه از جنگ داخلی لبنان نفعی نمیبرند. ولی مسأله این است که میخواهند لبنان بی ثبات شود. اگر لبنان بی ثبات شود دو پیامد بسیار مهم خواهد داشت: 1ـ ترورهای برنامه ریزی شده که وضعیت امنیتی را تغییر نداده ولی منجر به ناپایداریهای سیاسی میگردد. 2ـ ناپایداری سیاسی که اختلافات بسیاری را در بین لبنانی ها دامن میزند. در قضیه ترور رفیق حریری همین مسأله پیش آمد که لبنانی آن را به مسأله ای سیاسی به نفع مخالفان دولت لبنان و بهانه ای برای خروج سوری ها تبدیل کردند، بدون اینکه خونی ریخته شود. در حالی که یکی از خطرناک ترین مسائلی بود که لبنان با آن روبه رو شده است و همین طور وقتی قضایای دیگری نظیر ترور سمیر قصیر و جورج حاوی و تلاش برای ترور الیاس المر وزیر دفاع و پیش از آن مروان حماده وزیر دیگر پیش آمد.
به نظر من این گونه حوادث تغییری در وضع امنیتی لبنان نخواهند داشت. عرصه امنیت قربانیهای بحث برانگیزی را خواهد گرفت و به تزلزل وضع سیاسی خواهد انجامید ولی وضع امنیتی را تغییر نخواهد داد.
در خلال جنگ داخلی گفتم سه وضعیت را برای لبنان میخواهند: نه تجزیه، نه فروپاشی و نه ثبات. لذا لبنان همیشه در بی ثباتی سیاسی باقی خواهد ماند و اگر حادثه ای امنیتی مانند جنگ داخلی در لبنان پدید آمد، هیچ یک از محورهای بین المللی و منطقه ای مخصوصاً آمریکا و فرانسه سودی نخواهند برد.
بعضی ها میگویند فشارهای بین المللی روی اسرائیل است که در مقابل خلع سلاح مقاومت، از مزارع شبعا عقب نشینی کند. آیا چنین چیزی امکان پذیر است؟
چیزهای زیادی در این باره خوانده ام؛ چنین چیزی امکان دارد. مشکل سلاح مقاومت است که آن را مانعی برای خروج اسرائیل از مزارع شبعا میدانند در حالی که سلاح مقاومت ربطی به حضور اشغالگران در مزارع شبعا ندارد بلکه ابزاری برای دفاع از لبنان در برابر تهدیدات اسرائیل است. اگر ارتش لبنان نتواند در برابر تجاوزات اسرائیلی ایستادگی مقاومت این کار را انجام میدهد. پس نقش مقاومت حمایت از لبنان در برابر تجاوزات اسرائیل است. تجاوز اسرائیل نیز امری ممکن است؛ زیرا اسرائیل برای تجاوز خود نیازی به دست آویز ندارد و در چارچوب درگیریهای عربی ـ اسرائیلی یا فلسطینی ـ اسرائیلی هر آن ممکن است به لبنان تجاوز کند. خصوصاً که هیچ تضمینی برای عدم تجاوز اسرائیل به لبنان وجود ندارد.
بنابراین حداقل از نظر مقاومت و عموم مردم لبنان، تا زمانی بین لبنان و اسرائیل رابطه خصمانه وجود دارد سلاح مقاومت باید باقی بماند. اگر رابطه سوریه و اسرائیل را مورد توجه قرار دهیم میبینیم که هیچ گونه راه حلی برای بحران خاورمیانه، خصوصاً آنچه که با لبنان و سوریه ارتباط دارد متصوّر نیست. بنابراین تا زمانی که فضای تجاوز و مقابله وجود دارد باید از تمام حرکتهای ضد امنیتی جلوگیری نمود.
کویت؛ فتنه افروزیهای مذهبی؛
اخیراً بعضی کتابهای فرقه گرای غرض آلود در کویت منتشر شده اند و بعضی تهاجمات علیه صحابه پیامبر(ص) صورت گرفته است و فضای بدی بین طوایف گوناگون کویتی به وجود آمده است. نظر شما در این رابطه چیست؟
هر وقت چنین فتنه افروزیهایی صورت میگیرد؛ من از جایگاه دینی خود حرف زده ام و با صدای بلند فتوا داده ام که «بیان هرگونه سخنان فرقه گرایانه اهانت آمیز ـ خصوصاً بین اهل سنّت و شیعیان کویت ـ اخصاً اگر حاوی اهانت به صحابه و همسران پیامبر(ص) باشد حرام است.» زیرا اهانت از آن جمله مسائلی است که ائمه(ع) آن را رد کرده اند. امام جعفر صادق(ع) خطاب به بعضی از شیعیان تندرو زمان خود میفرماید: «ما أیسر ما رضی الناس منکم کفّ السنتکم؛ آسان ترین راهی که به واسطه آن مردم از شما راضی میگردند این است که زبانتان را باز دارید.» هم چنین درباره امام علی بن أبی طالب(ع) میخوانیم که ایشان برای جنگ با معاویه به سمت صفین میرفت. شنید که گروهی از مردم عراق به شامیان دشنام میدهند، فرمود: «إنی اکره لکم أن تکونوا سبّابین و لکنکم لو وصفتم أعمالهم و ذکرتم حالهم کان أصوب فی القول و أبلغ فی العذر و قلتم مکان سبکم إیّاهم اللهم احقن دماءنا و دماءهم و اصلح ذات بیننا و بینهم و اهدهم من ضلالتهم حتی یعرف الحق من جهله و یرعوی عن الغی و العدوان من لهج به؛ من خوش ندارم شما دشنام گو باشید. لیکن اگر کحردههای آنان را بازگویید، و حالشان را فرایاد آرید به صواب نزدیک تر است و در عذرخواهی رساتر. و به جای دشنام بگویید خدایا ما و آنان را از کشته شدن برهان! و میان ما و ایشان سازش قرار گردان و از گمراهی شان به راه راست برسان! تا آن که حق را نمیداند بشناسد و آن که برای دشمنی میرود و بدان آزمند است باز ایستد.»
امام علی(ع) به آنان شیوه برخورد با یکدیگر در هنگام بروز اختلافات را میآموزد. به آنان میآموزد که موارد اختلافی را فقط یادآور شوند و بر اساس حجت و برهان با یکدیگر به گفتگو بپردازند. امام علی(ع) فرمود: «لاسلمن ما سلمت أمور المسلمین و لم یکن جور فیها الا علی خاصه؛ در صلح و مدارا هستم تا زمانی که امور مسلمانان به سامان است و جز بر من بر کسی دیگری ستم روا داشته نمیشود.»
از این رو من امام علی(ع) را پیشگام وحدت اسلامیمیدانم؛ زیرا ایشان با اینکه خود ر ا صاحب حق میدید ولی برای حفظ مصلحت مسلمین با مشورت، نصیحت و همکاری خویش کسانی را که بر ایشان پیشی گرفته بودند یاری مینمود. در نهج البلاغه آمده است: «حتی رأیت راجعه الناس قد رجعت عن الاسلام یدعون الی محق دین محمد(ص)، فخشیت ان لم انصر الاسلام و اهله ان اری فیه ثلما او هدما تکون المصیبه به علی اعظم من فوت ولایتکم هذه، التی انما هی متاع ایام قلائل یزول منها ما کان کما یزول السراب أو کما یتقشع السحاب؛ تا این که دیدم گروهی در دین خود نماندند و از اسلام روی گرداندند و مردم را به نابود ساختن دین محمد(ص) فرا خواندند. پس ترسیدم که اگر اسلام و مسلمانان را یاری نکنم رخنه ای در آن بینم یا ویرانیی که مصیبت آن بر من سخت تر از محروم ماندن از خلافت است و از دست شدن حکومت شما، که روزهایی چند است که چون سرابی نهان شود یا چون ابر که فراهم نشده پراکنده گردد.»
میبینیم امام علی(ع) پس از پایان واقعه جمل که طلحه و زبیر علیه او راه انداخته بودند و عائشه ام المؤمنین را نیز برای تحریک مردم همراه آنان شده بود، با عزت و احترام فراوان عائشه را به سمت مدینه فرستاد.
اعتقاد دارم دامن زدن به این مسائل خصوصاً به شکل سب و لعن، خیانت به اسلام و مسلمین است. به ویژه در شرایط دشواری که جهان استکبار با فتنه افروزی در بین مسلمانان، به ضدیت با اسلام پرداخته است. از این رو به «حرمت دست یازیدن به همه شیوههایی که صحابه را زیر سؤال میبرند و به اختلافات دامن میزنند و از شیوه هیا سب و لعن استفاده میکنند» فتوا میدهم. زیرا خداوند متعال ما را حتی از سب مشرکان نهی کرده است تا موجب بروز واکنش از سوی ایشان نگردد. خداوند فرمود: «و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدواً بغیر علم کذلک زینا لکل امه عملهم؛ و آنهایی را که جز خدا میخوانند دشنام میدهد که آنان از روی دشمنی ]و[ به نادانی، خدا را دشنام خواهند داد، این گونه برای هر امتی کردارشان را آراستیم.» پس چگونه میتوان با مسلمانان چنین کرد؟
تبعیضات مذهبی مردود است؛
بعضی از شخصیتهای کویتی از مسأله حضور شیعیان در حکومت و ضرورت افزایش آن میگویند. نظر شما چیست؟
من به همه برادران کویتی عرض میکنم در برابر حقوق اهل سنت، حقوق شیعیان را مطالبه نکنید. بلکه بگویید همه ما جزو خانواده کویتی واحد هستیم، در وطن واحد زندگی میکنیم و سرنوشتمان یکی است؛ از این رو باید فقط یک عنوان واحد را که همان خانواده کویتی است مطرح کنیم و حقوق خود را مطالبه نمائیم. چون در این صورت به عنوان جزیی از خانواده بزرگ کویتی که هیچ یک از آنها بر دیگری برتری ندارد به مطالبه حقوق خود مبادرت ورزیده ایم. چرا که همه کویتی ها از نظر حقوق و تکالیف یکسان هستند.
پس همان گونه که همگی در مجلس ملّی متفق و هماهنگ هستیم در میدان عمل نیز باید چنین باشیم تا کویتی آزاد و عزیز و سربلند داشته باشیم و همان گونه که در زمان اشغال کویت به وسیله صدام متحد بودیم اکنون نیز موضعی واحد اتخاذ کنیم.
صباح الاحمد نخست وزیر کویت در گفتگوی خود با یکی از سران التحریر گفت: مانعی وجود ندارد که حکومت کویت همه اش از شیعیان باشد بلکه مهم شایستگی است. شما در این باره چه میفرمایید؟
اعتقاد دارم در کویت و دیگر کشورها حکومت در همه ارگان ها و اجزای اداری خویش باید بر مبنای شایسته سالاری، امانت و راستی باشد؛ زیرا حکومت یک امتیاز برای گرایشی خاص به حساب نمیآید بلکه خدمت بر مردم است تا اینکه آینده کشور به درستی و سلامتی رقم زده شود و سلامت آینده نیز جز با انتخاب افرادی صادق، امین و شایسته تأمین نمیگردد.
حضور زنان در ساختار دولتی؛
از ضرورت دستیابی زنان کویتی به حقوق سیاسی شان بسیار سخن گفته اید. الان که این اتفاق روی داده است و وزیر زن در دولت کویت حضور دارد چه میفرمایید؟
از همان ابتدا نظرم این بوده است که زن باید به عرصههای عمومیوارد شود و مسؤولیتهای اجتماعی و سیاسی را بپذیرد. زیرا در چنین عرصههایی مرد و زن مساوی اند. اگرچه فقها در باب رهبری و ریاست زن در سطوح عالیه دولت اختلاف نظر دارند ولی وارد شدن زن به مجلس نمایندگان و دولت مشکلی ندارد؛ زیرا وزیر تابع شرایط ویژه ای است و نمیتواند مستقلانه عمل کند که در نظر بعضی ها حالتی از ولایت یا شبیه آن را تداعی نماید.
با توجه به اجتهاد دینی خود، اعتقاد دارم مشکلی وجود ندارد که زن برخوردار از شایستگی، امانت و صداق با حفظ شؤونات اسلامیمتصدّی از نمایندگی یا وزارت شود.
معتقدم هیچگونه مشکل شرعی در این رابطه وجود ندارد ولی به نظرات دیگران نیز در این رابطه به دیده احترام مینگرم. باید در این گونه مسائل به انجام گفتگوهایی علمیمبادرت بورزیم.
آیا حضور یک زن در دولت کویت را یک پیروزی برای کویت میدانید؟
اعتقاد دارم کویت توانست با از میان برداشتن یک مانع روانی، یک مانع عینی را نیز میان بردارد.
وقتی که کار تعیین دکتر معصومه مبارک به وزارت به پایان رسید، یکی از نمایندگان شیعه گفت: جامعه شیعه این قدر عقیم و ناتوان نیست که یک وزیر زن شیعه به جای یک وزیر مرد شیعه در دولت تعیین شود. شما چه نظری دارید؟
اولاً قضیه انتخاب یک شیعه نیست؛ بلکه مسأله دادن نقش به یک زن است که قطع نظر از شیعه بودن یا سنّی بودن، به نظر دولت شایستگی لازم را در این زمینه دارد.
بارها گفته ام که مشکل کویتی ها سهم بندی بین سنّی و شیعه نیست؛ زیرا کویت مانند لبنان نیست که مشکل نظام طائفی داشته باشد. نمیخواهیم کویت تابع نظام طائفی شود بلکه میخواهیم دولت راهی را در پیش بگیرد که همه مسلمانان کویت اعم از سنّی و شیعه در حقوق و وظایف با یکدیگر مساوی باشند.
این نظر ممکن است در درون خود در قبال حقوق سیاسی زن موضعی داشته باشد. در این باره خداوند متعال در قرآن کریم سیمای زنی را به تصویر میکشد که از عقل و حکمت بیشتری نسبت به مردها برخوردار است. این زن ملکه سبا است. حضرت سلیمان(ع) خطاب به او نوشت: «ألاّ تعلوا علیَّ و أتونی مسلمین؛ بر من بزرگی مکنید و مرا از در اطاعت درآیید.» (نمل / ۳۱) ملکه سبا قوم خود را جمع کرد و گفت: «أفتونی فی أمری ما کنت قاطعه أمراً حتی تشهدون؛ در کارم به من نظر دهید که بی حضور شما ]تا به حال[ کاری را فیصله نداده ام.» (نمل / ۳۲) درست است که من ملکه هستم ولی جز پس از مشورت شما با تصمیم نمیگیرم. پس در این موضوع نظرتان را برایم بیان کنید. «قالوا نحن اولوا قوه و اولوا بأس شدید و الأمر إلیک فانظری ماذا تأمرین؛ گفتند: ما سخت نیرومند و دلاوریم و ]لی[ اختیار کار با توست، بنگر چه دستور میدهی.» (نمل / ۳۳). اگر دستور بدهی خواهیم جنگید. ملکه از آنها خواسته بود که توانمندیهای فکری خود را عرضه کنند ولی اینان توانایی جسمیشان را مطرح کردند و کار را بدست ملکه سپردند. ملکه پس از اندکی تفکر گفت: «إنَّ الملوک إذا دخلوا قریه أفسدوها و جعلوا أعزّه اهلها أذله کذلک یفعلون؛ پادشاهان چون به شهری درآیند، آن را تباه و عزیزانش را خوار میگرداند و اینگونه میکنند.» (نمل / ۳۴) ملکه میخواهد ببیند که این مرد پیامبر است یا پادشاه تا بر این اساس موضع بگیرد. وقتی نزد سلیمان آمد و با او گفتگو نمود و وضعیت را به درستی بررسی کرد گفت: «و أسلمت مع سلیمان لله رب العالمین؛ با سلیمان در برابر خدا، پروردگار جهانیان تسلیم شدم.» (نمل / ۴۴) نگفت که تسلیم سلیمان شدم بلکه گفت تسلیم خداوند گردیدم. او زنی است که حتی در برابر سلیمان پیامبر، نظر درست خود را ابراز میکند.
از این رو میگوییم که قرآن کریم از نظر مسائل انسانی تفاوتی بین زن و مرد قایل نشده است. در قرآن میخوانیم: «و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر؛ مردان و زنان مؤمن بعضی نسبت به بعضی دیگر ولایت دارند، امر به معروف و نهی از منکر میکنند.» (توبه / ۷۱) امّا سرپرستی در قرآن برای مرد ذکر شده است سرپرستی در زندگی زناشویی است و منظور از آن سرپرستی در دو عرصه انسانی و اجتماعی نمیباشد.
گفتگو از علی الرز و وسّام أبوحرفوش
روزنامه کویتی الرأی العام / ۲۹ جمادی الثانی ۱۴۲۶ هـ.
۵ / ۸ /۲۰۰۵ م


