
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۲۴ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶ و ۵ جمادی الاول ۱۴۴۸
حضرت زینب (س): صلابت موضع و حفظ رسالت
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» صدق الله العظیم.
سالروز میلاد مبارک
امروز در پنجم این ماه، ماه جمادیالاول با سالروز میلاد عطرآگین عقیلۀ بنیهاشم حضرت زینب (س) روبرو هستیم؛ همان بانویی که از همان لحظهٔ پا گذاشتن به عرصهٔ وجود، از نسیم نبوّت و امامت بهرهمند شد و در خانهای پرورش یافت که خداوند اراده کرده بود پلیدی را از آن بزداید و به پاکی کامل برساند. او در تمام پنج سالی که با جدّ بزرگوارش رسول خدا (ص) زندگی کرد، زیر سایهٔ مراقبت ایشان بزرگ شد و از تربیت پدرش امیرالمؤمنین علی (ع) و مادرش صدّیقهٔ کبرا فاطمهٔ زهرا (س) برخوردار گردید و شخصیت آنان را در خود متجلّی ساخت. او عابده بود و به خاطر فراوانی عبادت و شبزندهداریاش به «عابدهٔ آل محمد» شهرت یافت. از امام زینالعابدین (ع) نقل شده است که فرمود: «إنّ عمّتی زینب ما ترکت صلاه اللّیل حتّى لیله الحادی عشر من المحرّم؛ عمّهام زینب نماز شب را حتی در شب یازدهم محرم نیز ترک نکرد.»
بانوی عالم
او عالمه بود؛ چنانکه امام زینالعابدین (ع) وقتی گستردگی علم او را دید، خطاب به وی فرمود: «أنت بحمد الله عالمهٌ غیر معلَّمه، وفاهمه غیر مفهَّمه؛ تو به حمد خدا عالمهای هستی که کسی به تو نیاموخته، و فهمیدهای که کسی به تو نفهمانده است.»
او در کوفه مجالس علمی برای زنان برپا میکرد و قرآن را به آنان میآموخت و تفسیر میکرد. در سخنوری نیز بلیغ و شیوا بود. از برجستهترین نشانههای علم او، خطبههای ماندگاری است که در کوفه و در مجلس یزید در شام ایراد کرد. یکی از کسانی که در مسیر اسارت در کوفه خطبهٔ او را شنیده بود، دربارهٔ بلاغت و قدرت منطق و تأثیرگذاریاش شهادت داد و گفت: «ورأیت زینب بنت علیّ (س)، کأنّها تفرغ عن لسان أمیر المؤمنین (ع)؛ زینب دختر علی (ع) را دیدم که گویی از زبان امیرالمؤمنین (ع) سخن میگوید.» و همه میدانیم جایگاه علی (ع) در علم و بلاغت و فصاحت چیست.
زن رسالتمدار
او پناهگاه فقرا و مساکین بود، به یتیمان اهتمام میورزید و بر آنان مهر میورزید. در دوران اسارت نقش او برجستهتر شد؛ آنجا که در خوراک و آسایش دیگران را بر خود مقدّم میداشت. در عین حال از نقش اساسی خود به عنوان همسر وفادار به عبدالله بن جعفر و مادری که خانواده را نه بهصورت معمولی، بلکه بهعنوان الگویی از اخلاق، ایمان، بخشش، عطا و فداکاری تا حدّ شهادت پرورش داد، غافل نبود.
در میان همهٔ اینها، حضرت زینب (س) دریافته بود که باید نقش رسالتی خود را ایفا کند. در دوران پدرش امیرالمؤمنین (ع) تکیهگاه او در تحمّل مسئولیتهای خلافت بود، در کنار برادرش امام حسن (ع) در رنجهایی که از معاویه کشید و به صلح انجامید ایستاد، و هنگامی که امام حسین (ع) او را به همراهی در حرکت به سوی کوفه فراخواند، بیدرنگ پاسخ مثبت داد. کوفه نقطهٔ آغاز انقلاب او علیه واقعیت فاسد و منحرفی بود که در آن زمان در وجود یزید تجسّم یافته بود. تصمیم او نه از سر عاطفهٔ خواهرانه و نه صرفاً پاسخ به خواست برادر بود، بلکه از ایمان او سرچشمه میگرفت که این راه، سالمترین مسیر برای رویارویی با فساد و انحرافی است که در درون امّت لانه کرده و باید اصلاح شود.
فداکاری و استواری
او آگاه بود که این مسیر آسان و هموار نیست و فداکاریها و خونهایی در پی خواهد داشت. از اینرو از آنچه در کربلا رخ داد شگفتزده نشد؛ زیرا خود را برای تحمّل آن آماده کرده بود. دیدیم که با وجود زخمهایی که بر او وارد آمد، با دلی آرام، صبور و استوار ایستاد؛ مصیبتها او را درهم نشکستند و از ایفای نقشش بازنداشتند. چنانکه برادرش حسین (ع) به او سفارش کرده بود، به عزای الهی تسلّی میجست؛ نه چهرهای خراشید و نه سخنی از ناامیدی و جزع و فزع بر زبان آورد، با وجود همهٔ آنچه از کشتهشدن عزیزترین کسانش در کربلا و مصیبتهایی که تاریخ از آن سخن گفته، مشاهده کرد. تصمیم او چه در قلب نبرد کربلا و چه پس از آن این بود که زمان غم و گریه و عقبنشینی نیست، بلکه باید راه را ادامه داد و اهدافی را که آن فداکاریهای عظیم برای آن انجام شده، حفظ کرد.
این حقیقت را هنگامی بیان کرد که با تمام عظمت در برابر سپاه عمر بن سعد ایستاد؛ کسانی که انتظار داشتند از او شیون و گریه و فروپاشی ببینند و او در برابرشان خوار شود. اما او تنها پیکر برادرش حسین (ع) را در آغوش گرفت و رو به خداوند کرد و گفت: «اللَّهمَّ تقبَّل منَّا هذا القربان، یکفینا أن ترضى؛ خدایا این قربانی را از ما بپذیر؛ همین که تو راضی باشی برای ما کافی است.»
سپس در کوفه، در مجلس ابن زیاد، هنگامی که او با لحن شماتت و شادی از آنچه بر حسین (ع) و اهلبیتش گذشته بود پرسید: «چگونه دیدی آنچه خدا با برادر و اهلبیتت کرد؟» پاسخ داد: «ما رأیتُ إلّا جمیلًا؛ چیزی جز زیبایی ندیدم.»
او زیبایی را در مواضع کسانی دید که جان خود را در کربلا فدا کردند؛ نه برای مال و مقام، بلکه برای امر به معروف و نهی از منکر، رویارویی با فساد و انحراف و ستم، و عزّتبخشیدن به دین خدا.
او یقین داشت که این خونها در امّت، عزّت و کرامت و حیات میرویاند؛ همانگونه که بعدها رخ داد و در سخنی که در شام به یزید گفت، آن را بیان کرد. هنگامی که به مجلس او رسید و یزید پنداشت که مانع سر راه خود را از میان برداشته است، با زبان عزّتی که در جان داشت به او گفت: «کد کیدک، واسع سعیک، وناصب جهدک، فوالله لا تمحو ذکرنا، ولا تمیت وحینا، ولا تدرک أمدنا، ولا تَرحضُ عنک عارها، وهل رأیک إلَّا فند، وأیّامک إلَّا عدد، وجمعک إلَّا بدد؛ هر نیرنگی که میخواهی به کار ببر، هر تلاشی که میتوانی بکن، و هر کوششی که داری به خرج ده؛ به خدا سوگند نه یاد ما را محو خواهی کرد، نه وحی ما را خواهی میراند، نه به هدف ما خواهی رسید، و نه ننگ آن را از خود خواهی شست. آیا رأی تو جز پوچی است؟ و روزگارت جز شمردهشده؟ و جمعیّت تو جز پراکنده؟»
حفظ اهداف انقلاب
با وجود همهٔ زخمها و دردها، حضرت زینب (س) در دوران اسارت و پس از آن در مدینه، نقش خود را ایفا کرد. او مسئولیت خود را افشای حقیقت آنچه در کربلا رخ داده و اهدافی میدانست که امام حسین (ع) برای آن انقلاب کرده بود؛ در برابر تبلیغات اموی که میکوشید حقیقت را تحریف و محو کند.
او آگاه بود که نبرد در کربلا پایان نیافته، بلکه نبرد دیگری در پیش است که باید آن را به دوش بکشد: نبرد حافظه و آگاهی. او کوشید تا فداکاریها فراموش نشوند و از محتوای خود تهی نگردند. بدینسان کربلا را به مسئلهای زنده و فراتر از نسلها تبدیل کرد و آن را در هر قلبی استوار ساخت؛ چنانکه یاد او بر زبانها و بر زبان زائرانش در شام و مصر و آنان که مشتاق زیارتش هستند، جاودانه ماند.
میزان حق و باطل
عزیزان، از خطرناکترین خطاهایی که هر جامعهای ممکن است مرتکب شود، سنجش حق و باطل با ترازوی سود و زیان مادّی یا نظامی است.
ما از حضرت زینب (س) میآموزیم که پیروزی در نتایج نبرد نظامی یا محاسبات مادّی خلاصه نمیشود. جامعه ممکن است در برخی موارد در میدان نبرد شکست بخورد، اما اصل را حفظ کند؛ ممکن است خونها ریخته شود و ویرانی رخ دهد، اما کرامت را نگاه دارد؛ ممکن است بهای سنگینی برای موضعی عزّتمند بپردازد، اما مانع شود که باطل به حقیقت پذیرفتهشده و واقعیت مسلّم تبدیل گردد.
الهامگرفتن از سیرهٔ زینب (س)
عزیزان، ما یادبود حضرت زینب را تنها برای بازخوانی رویدادهای تاریخی که به پایان رسیده برگزار نمیکنیم، بلکه برای آن است که سیرهٔ او را به راهی در زندگی خود تبدیل کنیم و در هر رنجی که میکشیم از او الهام بگیریم: که مصیبت هرچند بزرگ باشد، نباید پایان رسالتی باشد که در زندگی بر دوش داریم یا مسئلهای که از آن دفاع میکنیم؛ که درد هرچند شدید باشد، نباید ارادهٔ انسان را برباید؛ که حق هرچند محاصره شود، نباید رها گردد و همواره کسانی خواهند بود که آن را حمل کنند و از آن دفاع نمایند؛ و اینکه آینده از آن ظالمان و منحرفان و طاغوتها نیست، هرچند بالا روند و استکبار ورزند.
او بدینسان الگویی از زن ارائه داد که ایمان و آگاهی و مسئولیت و عاطفه را با هم جمع میکند، میان انتخاب و نیروی شخصیت پیوند میزند، و نه صرفاً دریافتکنندهٔ رویدادها، بلکه سازندهٔ آگاهی، نگهبان ارزشها و شریک حقیقی مرد در تحمّل مسئولیت و ایفای نقش است.
از خداوند میخواهیم آنچه به او بخشید از بصیرت در دین، ثبات بر حق، جرأت در بیان آن، و عمل برای بلندداشتن کلمهٔ او را به ما نیز عطا کند؛ هرچند چالشها بزرگ و مصیبتها عظیم باشد.
خطبهٔ دوم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه خداوند به پیامبرش (ص) توصیه کرد، سفارش میکنم؛ هنگامی که فرمود: «أَوْصَانِی رَبِّی بِتِسْعٍ؛ أَوْصَانِی بِالْإِخْلَاصِ فِی السِّرِّ وَالْعَلَانِیَهِ، وَبِالْعَدْلِ فِی الرِّضَا وَالْغَضَبِ، وَبِالْقَصْدِ فِی الْغِنَى وَالْفَقْرِ، وَأَنْ أَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنِی، وَأُعْطِیَ مَنْ حَرَمَنِی، وَأَصِلَ مَنْ قَطَعَنِی، وَأَنْ یَکُونَ صَمْتِی فِکْرًا، وَنُطْقِی ذِکْرًا، وَنَظَرِی عِبَرًا؛ پروردگارم مرا به نه چیز سفارش کرد: به اخلاص در نهان و آشکار، به عدالت در خشنودی و خشم، به میانهروی در توانگری و فقر، به اینکه از کسی که به من ستم کرده درگذرم، به کسی که مرا محروم کرده ببخشم، با کسی که از من بریده پیوند برقرار کنم، و اینکه سکوت من اندیشه باشد، سخنم ذکر، و نگاهم عبرت.»
پس بیایید به این سفارشهای خداوند به پیامبرش (ص) که مهمترین سفارشهاست، عمل کنیم: از مخلصان باشیم و دوگانگی میان آنچه بدان ایمان داریم و آنچه عمل میکنیم نداشته باشیم، و نگاه مردم معیار اعمال ما نباشد؛ با بندگان خدا عادل باشیم و عواطف و منافع، احکام ما را تحت تأثیر قرار ندهد؛ چنانکه محبّت ما را به جانبداری و خشم به ستم نکشاند؛ در رفتار معتدل باشیم و توانگری ما را به اسراف و فقر به از دست دادن تعادل نکشاند.
در روابط انسانی ارتقا یابیم: از کسی که به ما ستم کرده درگذریم و بدی دیگران سطح اخلاق ما را تعیین نکند؛ به کسی که ما را محروم کرده ببخشیم، چنانکه احسان از ارزشها و اصول ما سرچشمه گیرد نه پاداش احسان دیگران؛ با کسی که از ما بریده پیوند برقرار کنیم و کینه به قاعدهای دائمی در روابط انسانی ما تبدیل نشود.
در اندیشه و سخن و نگاه، آگاهی داشته باشیم: سکوت ما خالی نباشد، بلکه فرصتی برای تأمّل و بازنگری در خود باشد؛ سخن ما بیهوده یا آزاردهنده نباشد، بلکه بیان آگاهانهٔ خیر و حق و عدل باشد؛ و به ظواهر رویدادها ننگریم، بلکه معانی آنها را دریابیم و درسها و عبرتها را از آنها استخراج کنیم.
هرگاه این سفارشهای گرانبها و ارزشمند را که از سوی پروردگار آمرزنده و مهربان صادر شده دریابیم، آگاهتر، مسئولیتپذیرتر و تواناتر در رویارویی با چالشها خواهیم بود.
اشغال و خطرهای گسترش
آغاز سخن از تجاوزهای بیوقفهٔ اسرائیل در جنوب لبنان است؛ حملات هوایی به مناطق مجاور مواضع اشغالی دشمن. دشمن همچنان به سیاست خود اصرار میورزد: منفجر کردن ساختمانها، زیرساختها و مؤسسات در روستاها و شهرکهایی که اشغال کرده است. روشن است که هدف از این کار تثبیت اشغال و جلوگیری از بازگشت ساکنان به خانههایشان است؛ همانگونه که وزیر جنگ رژیم صهیونیستی اخیراً اعلام کرد که از مواضعی که در لبنان و سوریه اشغال کرده خارج نخواهد شد و آنها را مناطق امنیتی خود میداند.
باید هشیار بود که دشمن مبادا دست به اقدام نظامی بزند که هدف آن گسترش دایرهٔ اشغال یا انجام حملاتی فراتر از مناطق کنونی باشد.
دولت در کجای مسئولیت خویش قرار دارد؟!
در برابر آنچه میگذرد، بار دیگر از دولت لبنان که مسئول بسط حاکمیت خود بر تمام خاک این وطن است، میخواهیم تا نقش بایستهٔ خود را در حمایت از آن ایفا کند و به این خونریزی روزانه در روستاها و شهرکهای اشغالی یا مجاور آنها پایان دهد و از تجاوز به حاکمیت بر زمین و آسمان کشور جلوگیری کند؛ تا لبنانیها احساس کنند در سایهٔ دولتی زندگی میکنند که توان حمایت از آنان و حفظشان از خطرها را دارد و آنان را در بحرانها و چالشها تنها نگذارد. در رأس آنچه امروز با آن روبهرو هستیم، اشغالی است که دولت هنوز تحرک لازم و گامهایی متناسب با حجم خطر و مسئولیت را در برابر آن برنداشته و کشور همچنان در انتظار فشارهایی بر دشمن است که ممکن است هرگز نیاید.
مسئولیت در برابر آوارگان
در مورد آوارگان نیز از دولت میخواهیم تا نقش اصلی خود را ایفا کند. اینان حق دارند که دولتشان آنچه برای ادامهٔ زندگی با کرامت نیاز دارند برایشان فراهم آورد؛ پس از آنکه از دیار خود رانده شدند و بسیاری خانهها و اموال و منابع معیشت خود را از دست دادند. دولت موظف است مقدمات پایداری و بازگشت آنان را هرگاه ممکن شد فراهم کند و پناهگاه و ملجأ آنان باشد؛ این حق آنان است نه منّتی از سوی دولت.
در این زمینه باید از همهٔ ابتکاراتی که گروهها، انجمنها، مؤسسات و افراد در داخل و خارج انجام دادهاند و میدهند قدردانی کنیم؛ ابتکاراتی که شایستهٔ تقدیر و سپاس است و نشاندهندهٔ آگاهی آنان از مسئولیتشان در برابر آوارگان است. اما اینها هرگز جایگزین نقش دولت نخواهند بود.
مهار گرانی و حمایت از شهروندان
در حالی که وضعیت اقتصادی و معیشتی در همهٔ زمینهها همچنان رو به وخامت است، بار دیگر از دولت میخواهیم تا هرچه سریعتر اقدامهای لازم برای کاهش بار بر دوش مردم را انجام دهد: یعنی تقویت جدّی و مؤثر نظارت بر قیمت کالاها و مواد غذایی و خدمات درمانی، مولدهای برق و آب و حملونقل؛ فراهم آوردن امکان زندگی شرافتمندانه برای طبقات فقیر که دیگر قادر به تأمین قوت روزانه یا دارو و درمان یا مسکن نیستند؛ و اتخاذ سیاست مالی جدّی که به سود خزانه باشد بدون آنکه بر جیب لبنانیها فشار آورد.
تقویت همبستگی و همدردی
در عین فراخواندن دولت به ایفای نقش خود، همه را به تقویت همبستگی اجتماعی، رحم و همکاری میان لبنانیها برای رویارویی با وضعیت دشوار معیشتی فرامیخوانیم: هیچکس نیاز نیازمند را برای فراهم آوردن مسکن یا درمان یا دارو استثمار نکند و مرهمی بر دردها و رنجهای او باشد نه آنکه بر آن بیفزاید.
جنگ تازه در منطقه؟!
به آنچه در منطقه میگذرد میرسیم؛ جایی که نگرانی از تجدید جنگ میان جمهوری اسلامی و ایالات متحدهٔ آمریکا و رژیم صهیونیستی افزایش یافته و جنگ در یمن با همهٔ بازتابها و پیامدهایش بر امنیت این منطقه شدت گرفته است. این وضعیت دولتهای عربی و اسلامی را فرامیخواند تا برای مهار آنچه میگذرد و توقف این خونریزی تلاش کنند؛ خونریزیای که هدف آن تضعیف هر پایگاه قدرتی در منطقه است تا کسانی که میخواهند بر آن سلطه یابند و تصمیمگیریاش را در دست گیرند، راه خود را بیابند.
فلسطین: محاصرهٔ مستمر
در میان همهٔ اینها نباید آنچه در فلسطین میگذرد فراموش شود؛ جایی که رنج مردم فلسطین در غزه با وجود آتشبس ادامه دارد و محاصره همچنان برقرار است و همین وضعیت در کرانهٔ باختری و قدس نیز ادامه یافته است.
در برابر آنچه میگذرد، وجدان انسانی و جامعهٔ بینالمللی را در برابر مسئولیت تاریخی قرار میدهیم تا بر رژیم صهیونیستی فشار آورند و او را از ادامهٔ رفتارهای تجاوزکارانه علیه این مردم بازدارند و حقوق مشروع آنان و حق زندگی شرافتمندانه در سرزمین خود را حفظ کنند.


