
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱۰ مرداد ۱۴۰۴ برابر با ۱ آگوست 2025م و ۷ صفر ۱۴۴۷
امام حسن مجتبی (ع): منش رسالی در زمانه دشوار
خطبه اول
خداوند سبحان و تعالی فرمود: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» صدق الله العظیم.
سالروز رحلت امام حسن (ع)
امروز، هفتم ماه صفر، سالروز رحلت یک امام از میان کسانی است که این آیه دربارهشان نازل شده است؛ کسانی که خداوند پلیدی را از آنان زدوده و آنان را پاک و پاکیزه ساخته تا الگو و اسوهی مردم باشند، و او امام حسن بن علی (ع) است.
این امام که از تربیت مادرش زهرا (س) و پدرش علی (ع) و مراقبت ویژهی جدّش رسول خدا (ص) برخوردار شد، همان کسی است که پیامبر (ص) او را نامگذاری کرد و دربارهی او و برادرش حسین (ع) فرمود: «الحسن والحسین سیّدا شباب أهل الجنّه». پیامبر (ص) محبت خود را به او ابراز میکرد و با این محبت به سوی خداوند عزّوجلّ متوجه شده و برای کسی که او را دوست دارد دعا میکرد، آنجا که میفرمود: «اللّهمّ إنّی أحبّه، فأحبّه، وأحبّ من یحبّه». این امر چنان تأثیری در شخصیت امام حسن (ع) گذاشت که سجایای رسول خدا (ص) و اخلاق نیک او در وی نقش بست، چنانکه در خلقت نیز شبیه او بود. این را رسول خدا (ص) با این سخن خود بیان کرد که به او فرمود: «أشبهتَ خلْقی وخلُقی». از این رو مردم هرگاه مشتاق رسول خدا (ص) میشدند، به حسن (ع) مینگریستند و علم و حلم و عبادت و بخشش و کرم پیامبر را در او مییافتند.
پس از رحلت رسول خدا (ص)، امام حسن (ع) در مسئولیتهایی که پدرش امیرالمؤمنین (ع) بر عهده داشت و در جنگهایی که همراه او انجام داد، شرکت جست و در آنها شجاعت و دلیری نشان داد، تا آنجا که امیرالمؤمنین (ع) از شدت شجاعت و دلیری او بر وی بیم داشت.
زمانه دشوار
امام حسن (ع) پس از شهادت پدرش امیرالمؤمنین (ع) خلافت را بر عهده گرفت. این مرحله از سختترین و بحرانیترین مراحل برای امام حسن (ع) بود؛ هنگامی که معاویه بیعت با او را بهعنوان خلیفهی مسلمانان نپذیرفت و سپاهی برای جلوگیری از تسلط او بر امور خلافت فرماندهی کرد. این امر امام حسن (ع) را بر آن داشت تا یاران خود را برای دفع تجاوز بسیج کند و سپاهی آماده سازد. اما امام حسن (ع) آن روز به صلح تن داد، پس از آنکه دید از نبردی که نتایج نظامیاش تضمین نشده است، سودی حاصل نخواهد شد و اگر هم رخ دهد، برای آیندهای که او در مقابله با پروژهی اموی به رهبری معاویه میخواست، تأثیری نخواهد داشت. زیرا چهره واقعی معاویه به روشنیای که پس از آن آشکار شد، نبود و بسیاری از مسلمانان، بر اثر تبلیغات اموی، فریب چهرهی معاویه را خورده بودند؛ چهرهای که او را از کاتبان وحی و دایی مؤمنان نشان میداد.
اما امام حسن (ع) هنگامی که وارد صلح شد، از جایگاه امامی که مسئول حفظ اسلام و پاک و خالص نگهداشتن آن و حفظ پایگاههای اسلامی است، وارد آن شد. این امر در بندهای توافقنامه بازتاب یافت، آنجا که با معاویه شرط کرد که به کتاب خدا و سنت پیامبرش (ص) و سیرهی خلفای صالح عمل کند و به هیچیک از مسلمانان ستم نکند و به نمادهای آنان آسیبی نرسد.
پیمانشکنی معاویه
اما معاویه به همهی بندهای صلح پشت کرد و این را با این سخن خود بیان نمود: «هر چیزی که به حسن بن علی دادهام، زیر این دو پای من است و به هیچیک از آنها وفا نخواهم کرد». او پیروان اهلبیت (ع) و دوستداران آنان را آزار داد و فرزندش یزید، مرد فاسق و فاجر و قاتل نفس محترم را برای خلافت پس از خود منصوب کرد، در حالی که در صلح تعهد کرده بود که خلافت از آنِ امام حسن باشد و اگر او نبود، از آنِ حسین (ع). او آسیب جدی به یاران امیرالمؤمنین علی (ع) رساند و ناسزاگویی به او را بر منبرها رواج داد و به سنت تبدیل کرد.
او این مسیر را با ریختن سم به امام حسن (ع) تکمیل کرد. این امر باعث شد مردم حقیقت معاویه را دریابند و حقیقت حکومت اموی و اهداف آن در نابودی روح اسلام و تعالیم و ارزشها و آرمانهای آن را افشا کنند. امری که زمینهی قیام امام حسین (ع) را فراهم ساخت تا نتایج و آثار حال و آیندهی خود را داشته باشد.
سخنان و درسها
به این مناسبت، به یادآوری برخی از سخنان امام حسن (ع) در میان یاران میپردازیم تا در رویارویی با چالشهای زندگی از آنها یاری جوییم.
حدیث اول: امام حسن (ع) مؤمنان را به دلیل اهمیت مساجد به رفتن و حضور در آنها ترغیب میکرد، زیرا مساجد خانههای خداوند عزّوجلّ در زمین و محبوبترین مکانها نزد او هستند و به این که دلیل نتایج بزرگی برای کسانی که به آنها رفتوآمد میکنند، چه در دنیا و چه در آخرت، حاصل میشود؛ به سبب فضای روحی و ایمانی که فراهم میکنند و دیداری که میان مؤمنان در آنها رخ میدهد که حضور و وحدت و همکاری میان آنان را تقویت میکند و آگاهی مورد نیازشان را تأمین مینماید. امام حسن (ع) به این امر اشاره کرد و فرمود: «مَنْ أَدَامَ اَلاِخْتِلاَفَ إِلَى اَلْمَسْجِدِ أَصَابَ إِحْدَى ثَمَانٍ آیَهً مُحْکَمَهً وَ أَخاً مُسْتَفَاداً وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً وَ رَحْمَهً مُنْتَظَرَهً وَ کَلِمَهً تَدُلُّهُ عَلَى اَلْهُدَى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْکَ اَلذُّنُوبِ حَیَاءً أَوْ خَشْیَهً؛ هر که همیشه به مسجد رفت و آمد داشته باشد یکی از این هشت چیز نصیبش گردد: نشانه ای محکم، برادری قابل استفاده علمی و معنوی ، دانشی تازه، رحمتی مورد انتظار، سخنی که به راه راست هدایت نماید یا از هلاکت برهاند و ترک گناهان از روی شرم و حیا یا از ترس خدا.»
زیرا کسی که به مسجد، رفتوآمد دارد معرفت امور دین خود را کسب میکند، برادرانی در راه خدا برای خود جذب مینماید، فرصت ارتباط با مردم برایش فراهم میشود، رحمت الهی که خداوند بر رفتوآمدکنندگان به آن میباراند نصیبش میگردد، و مواعظ و خطبهها و ذکر و دعا را میشنود که رابطهاش با پروردگار و دینش را تقویت میکند، او را از افتادن در ورطههای گناه بازمیدارد و عملکردش را در زندگی با پروردگار و نفس خود و دیگران بهبود میبخشد.
حدیث دوم: امام حسن (ع) به تعریف سیاست پرداخته و فرمود که سیاست عبارت است از: «أن تراعی حقوق الله، وحقوق الأحیاء، وحقوق الأموات. فأمّا حقوق الله، فأداء ما طلب، والاجتناب عمّا نهى. وأمّا حقوق الأحیاء، فهی أن تقوم بواجبک نحو إخوانک، ولا تتأخّر عن خدمه أمّتک، وأن تخلص لولیّ الأمر ما أخلص لأمّته، وأن ترفع عقیرتک فی وجهه إذا حاد عن الطریق السّویّ. وأمّا حقوق الأموات، فهی أن تذکر خیراتهم، وتتغاضى عن مساوئهم، فإنّ لهم ربًّا یحاسبهم؛ سیاست آن است که حقوق خداوند، و حقوق زندهها، و حقوق مردهها؛ را رعایت کنی. اما حقوق خداوند، پس عبارت است از انجام آنچه که خواسته خداوند است. و پرهیز از آنچه که او نهی کرده است.
و اما حقوق زندهها آن است که به وظیفهی خود در برابر برادرانت عمل کنی و از خدمت امت
خویش بازنمانی و تا زمانی که ولی امر مسلمین با امت خود صادق است، با او صادق باشی و هنگامی که وی از راه راست منحرف شد، عقیدهات را رودر روی او اظهار کنی و اما حقوق مردگان: این است که نیکیهای آنان را یاد کنی و از بدیهاشان چشم بپوشی، چرا که آنها را پروردگاری است که از آنان حساب کشی میکند».
حدیث سوم: «بین الحقّ والباطل أربع أصابع؛ میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست.» آنچه با چشم خود میبینی حق است و آنچه با گوش خود میشنوی ممکن است باطل بسیار در خود داشته باشد. او با این سخن خواست اشاره کند که فاصلهی میان حق و باطل، فاصلهی میان گوش و چشم است که به چهار انگشت برآورد میشود، تا از این طریق بگوید راه رسیدن به حقیقت، دیدن با چشمهایت است، زیرا انسان با آنها چیزها را میبیند و آنها را بر حقیقتشان مشاهده میکند، برخلاف آنچه با شنیدن رخ میدهد، زیرا بسیاری از آنچه میشنویم ممکن است حقیقت نباشد و بر واقعیت چیزها دلالت نکند، همچون بسیاری از آنچه از رسانهها یا فضای مجازی به ما میرسد که اگر در آن دقت نکنیم، ممکن است در انحراف و فساد و ستم به خود و دیگران بیفتیم.
حدیث چهارم: از امام حسن (ع) روایت شده است که وقتی گفته شد: چرا هیچ سائل یا نیازمندی را رد نمیکنی، حتی اگر خود در تنگدستی باشی؟ فرمود: «إنّى لِلّهِ سـائِلٌ، وَفیهِ راغِبٌ، وَأَنـا أَسْتَحْـیى أنْ أَکُونَ سائِلاً وَأَرُدَّ سائِلاً، وَإِنَ اللّهَ عَوَّدَنى عادَهً أَنْ یـُفیضَ نِعَمَهُ عَلَیَّ وَعـَوَّدْتُهُ أَنْ أَفیضَ نِعَمَهُ عَلَى النّاسِ فَأَخْشى إنْ قَطَعْتُ العادَهَ أَنْ یَمْنَعَنى العادَهَ؛ من سائل درگاه خدا و راغب در پیشگاه اویم، و من شرم دارم که خود درخواست کننده باشم و سائلی را رد کنم، و خداوند مرا به عادتی معتاد کرده، معتادم کرده که نعمتهای خود را بر من فرو ریزد، و من نیز در برابر او معتاد شده ام که نعمتش را به مردم بدهم، و ترس آن را دارم که اگر عادتم را ترک کنم اصل آن نعمت را از من دریغ دارد.»
حدیث پنجم: امام حسن (ع) در حدیث دیگری شیوهی برخورد با دنیا و آخرت را مشخص کرده است. آنجا که فرمود: «اِعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اِعْمَلْ لآِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً؛ چنان براى زندگى دنیا تلاش کن که،گویا تا ابد زنده هستى. و براى آخرت خویش،آنچنان کار کن،که گویى فردا از دنیا خواهى رفت.» او با این سخن از انسان میخواهد که برای دنیا چنان برنامهریزی کنیم که گویی هرگز در آن نخواهیم مرد، و برای آخرت چنان برنامهریزی کنیم که گویی بهزودی آن را ترک میکنیم، به این صورت که آماده پاسخگویی به هر سؤالی باشیم که دربارهی آنچه انجام دادهایم و آنچه در آن کوتاهی کردهایم و آنچه باید انجام میدادیم، از ما پرسیده شود.
هدایتجویی از سیرهی امام حسن (ع)
عزیزان، ما در گرامیداشت سالروز رحلت این امام که بهعنوان سرور بهشت به سوی پروردگارش شتافت، بیش از هر زمان نیازمند آنیم که از سیره و سخنان و مواضع او هدایت بجوییم و به آنها دعوت کنیم. با این کار به این امام وفادار میمانیم و به او اعلام وفاداری میکنیم و امر او را زنده میداریم و از کسانی خواهیم بود که شایستهی شفاعت او در روزی که خداوند عزّوجلّ را ملاقات میکنیم، هستند.
خداوند عزّوجلّ ما را از شیعیان و یاران و مقربان او قرار دهد، و آخرین دعای ما این است که الحمد لله ربّ العالمین.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه امام حسن (ع) به آن مرد سفارش کرد، توصیه میکنم؛ مردی به او گفت: من از شیعیان شما هستم. امام حسن (ع) به او فرمود: «یا عبدَ اللّهِ إن کُنتَ لَنا فی أوامِرِنا و زَواجِرِنا مُطِیعا فقد صَدَقتَ ، و إن کُنتَ بخِلافِ ذلکَ فلا تَزِدْ فی ذُنوبِکَ بدَعواکَ مَرتَبهً شَرِیفَهً لَستَ مِن أهلِها ، لا تَقُلْ : أنا مِن شِیعَتِکُم ، و لکن قُل : أنا مِن مُوالِیکُم و مُحِبِّیکُم و مُعادِی أعدائکُم ، و أنتَ فی خَیرٍ و إلى خَیرٍ؛ اى بنده خدا! اگر مطیع اوامر و نواهى ما باشى ، راست مى گویى ولى اگر چنین نباشى پس با ادعاى چنین منزلت والایى که اهلش نیستى ، بر گناهانت میفزاى . مگو : من از شیعیان شما هستم ، بلکه بگو : من از دوستداران شما و دشمن دشمنان شما هستم . در این صورت، تو آدم خوبى هستى و به خوبى گرایش دارى.»
امام حسن (ع) با این وصیت خود خواست تأکید کند که تشیع برای اهلبیت (ع) نه صرفاً یک انتساب است و نه عاطفه و احساسی که به آنها ابراز میکنیم و نه مجالسی که به نام آنها برپا میداریم، بلکه به اندازهای است که به سخنان و تعالیم آنان عمل کنیم و رفتارمان با رفتار آنان و مواضعمان با مواضع آنان و اهدافمان با اهداف آنان هماهنگ باشد. هرگاه این را درک کنیم و به آن عمل نماییم، زینت آنان خواهیم بود و تصویری گویا از آنان، و بدینسان آگاهتر و مسئولیتپذیرتر و تواناتر در رویارویی با چالشها خواهیم شد.
راهحلهایی برای نجات وطن
آغاز سخن از تجاوزهای مداوم صهیونیستی به لبنان است که شاید آخرین آنها حملات دیروز در جنوب و بقاع نباشد؛ حملاتی که آشکارا در چارچوب فشارهای فزاینده بر دولت لبنان و بر لبنانیهاست تا آنان را به گزینههای مورد نظر دشمن و پذیرش دستورات آن ادار سازد، بیآنکه آزادی گفتوگو دربارهی آنها داشته باشند.
همهی اینها در حالی رخ میدهد که کشورهای مسئول تضمین آتشبس و در رأس آنها ایالات متحدهی آمریکا، نقش لازم را در فشار بر این رژیم برای توقف تجاوزهایش ایفا نمیکنند. بهجای آن، شاهد اصرار فرستادهی آمریکایی به نام دولت آمریکا هستیم که دولت لبنان را به صدور فرمان رسمی الزامآور برای جمعآوری سلاح مقاومت فرامیخواند، بیآنکه هیچ تضمینی در مقابل آن برای فشار بر دشمن جهت انجام وظایفش ارائه دهد؛ و این را با تهدیدهایی همراه کرده که اگر لبنان این شرط را اجرا نکند، بازسازی و امنیت نخواهد یافت و فشارهای اقتصادی بیشتری بر او وارد خواهد شد.
ما در برابر این گزینهای که لبنان در آن قرار گرفته و نباید از پیامدها و آثار آن بر دولت لبنان و بر لبنانیها بهطور کلی کاسته شود، تأکید میکنیم که با هر راهحلی که وطن را از هر خطری که ممکن است در معرض آن قرار گیرد نجات دهد، موافقیم. اما این نباید بر اساس دستورات کسی باشد که هنوز با این کشور از موضع شکستخوردهای که به او دستور داده میشود و خود دستور نمیدهد، رفتار میکند، بلکه باید بر اساس ارادهی لبنانیها و توافق آنان باشد. و لبنانیها از یافتن فرمولی که کشور را از هر لغزشگاهی که ممکن است در آن بیفتد بازدارد و حضور دولت را که همچنان گزینهی جامع لبنانیها در بسط حاکمیت کامل بر سرزمینهایش است، تقویت کند، عاجز نخواهند بود. در این کشور کسی نیست که بخواهد با کشور و فرزندانش قمار کند، بهویژه کسانی که در راه آن قربانی دادهاند.
از اینرو آنچه را هفته گذشته گفتیم تکرار میکنیم: اولویت باید مطالبه از دشمن صهیونیستی برای توقف تجاوزها و رفع بار اشغال باشد. آنگاه درِ همهی آنچه مطرح میشود، چه در زمینهی آنچه دولت از انحصار سلاح در دست خود میخواند و چه غیر آن، باز و گشوده خواهد بود. و این همان چیزی است که از ارکان دولت لبنان شنیدهایم و میشنویم.
در همین حال بار دیگر لبنانیها را به وحدت حول این موضع که خطرات واقعی کشور را در نظر میگیرد و حق آن در حفظ امنیت و حاکمیت کامل بر سرزمینش را پاس میدارد، اما حق آن را در رفع تجاوز و اشغال جاثم بر آن ضایع نمیکند، فرامیخوانیم و اینکه تسلیم بزرگنماییهایی نشوند که متأسفانه برخی با آنها همراهی میکنند و آنها را ترویج میدهند و بر دادههای واقعی استوار نیستند. لبنان در موضع عجز و ضعفی که تصویر میشود نیست. اگر چنین بود، چرا این حجم بزرگ فشارهایی که بر او وارد میشود و او را به چشمپوشی از آنها فرامیخواند؟
استقلال قضایی
باز هم در داخل کشور تا از تصویب طرح فراخوانندهی استقلال قضایی در مجلس نمایندگان برای دور ساختن آن از هر فشار سیاسی یا مالی یا دخالت خارجی قدردانی کنیم؛ امری که تضمینی برای تحقق عدالت است و اجازه نمیدهد فاسدان و مفسدان که در این کشور گسترش یافتهاند و آن را به آنچه در عرصهی سیاسی یا اقتصادی یا مالی یا امنیتی رسیده، رساندهاند، از شمشیر عدالت سخت در امان بمانند و عبرت در مقام اجراست.
همچنین از هر تلاشی که برای بازگرداندن نقش بانکها انجام میشود قدردانی میکنیم، اما آنچه را پیشتر گفته بودیم تکرار میکنیم: هر کاری در این زمینه نمیتواند تحقق یابد مگر با بازگرداندن کامل اموال سپردهگذاران به آنان و اطمینان یافتن آنان از اینکه اموالشان دوباره از دست نخواهد رفت.
نسلکشی با گرسنگی
به غزه میرسیم که همچنان بزرگترین فاجعهی انسانی این عصر را، به تعبیر دبیرکل سازمان ملل متحد، متحمل میشود؛ فاجعهای که در کرانهی باختری نیز ادامه مییابد، پس از آنکه جنگ گرسنگی در آن به مرحلهای رسیده که حتی دولتهای غربی که از دشمن حمایت میکردند، ناچار به موضعگیریهایی شدهاند که او را محکوم میکنند و ممکن است این موضعگیریها گسترش یابد مگر آنکه این جنگ متوقف شود و راه برای کمکها گشوده گردد.
ما در برابر آنچه میگذرد، بار دیگر از عربها و مسلمانان در سطح دولتها و ملتها میخواهیم که مسئولیت خود را در قبال کشوری عربی و مسلمان ادا کنند تا آن را از رنج بیرون آورند و در برابر طرحی که برای کوچاندن آن از سرزمینش کار میکند، بایستند. مایه تأسف است که شاهد تظاهرات و صداهایی باشیم که در پایتختهای غربی فریاد آزادی برای فلسطین سر میدهند، در حالی که ندای گرسنگان و محاصره شدگان در غزه یا تهدیدشدگان به وجودشان در کرانهی باختری از جهان عرب و اسلام پاسخی نمییابد.
روز ارتش لبنان
سرانجام، روز ارتش را به ارتش لبنان تبریک میگوییم؛ ارتشی که حصار وطن و یکی از ارکان آن و مظهری از مظاهر وحدت در آن و قدرت و استحکام آن است؛ ارتشی که قربانیهای بزرگ در راه آن تقدیم کرده و هنگامی که شرایط و امکانات و تصمیم سیاسی برای ایستادن در برابر دشمن صهیونیستی یا تروریسم فراهم بوده، از آنها دریغ نکرده است.
ما به این مناسبت به تقویت ارتش در همه عرصهها فرامیخوانیم تا نقش مطلوب خود را در حفاظت از مرزهای وطن و جلوگیری از هر کسی که وسوسه بازی با امنیت و ثبات آن و آسیب رساندن به وحدتش را دارد، ایفا کند.


