
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل الله
16آبان ۱۴۰۴ برابر با ۷ نوامبر 2025م و 16جمادی الاول ۱۴۴۷
تنوّع انسانی میان حکمت آفرینش و میزان تقوا
خطبهٔ اول
خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود میفرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ » صدق الله العظیم.
«ای مردم! ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملتها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بیگمان گرامیترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. همانا خدا دانای آگاه است.» (حجرات: ۱۳)
خداوند سبحان در این آیه به چند مطلب اشاره کرده است:
برادری انسانی
نخست: به مردم یادآوری میکند که هرچند در دین، مذهب، وطن، ملیت، رنگ و موقعیت اجتماعی و سیاسیشان متفاوت باشند، نباید از این غافل شوند که در انسانیت برادرند. اگر این برادری انسانی را به یاد داشته باشند، تفاوتهایشان سبب بهم خوردن روابط و پراکندگیشان نمیشود. امیرالمؤمنین (ع) هنگامی که مالک اشتر را به مصر فرستاد، به او فرمود: «وَأَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَهَ لِلرَّعِیَّهِ، وَالْمَحَبَّهَ لَهُمْ، وَاللُّطْفَ بِهِمْ، وَلَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ، فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ؛ إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ، أَوْ نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ؛ و قلبت را از رحمت به رعیت و محبت و لطف به آنان آکنده ساز، و نسبت به آنان درندهای خونریز مباش که خوردنشان را غنیمت شماری؛ زیرا آنان دو دستهاند: یا برادر دینی تو هستند یا همتای تو در آفرینش.»
تفاوت، زمینه آشنایی
دوم: خداوند عزّوجلّ اشاره کرده است که در زندگی، قبایل و ملتهای گوناگونی وجود دارد و این به خواست اوست، اما نمیخواهد این تنوع سبب درگیری، اختلاف، تفرقه یا تسلط برخی بر برخی دیگر شود؛ بلکه باید دریچهای برای ارتباط، دیدار و آشنایی باشد تا هر یک از دیگری چیزی بیاموزد که زندگی همه را غنیتر سازد.
معیار برتری میان مردم
سوم: خداوند سبحان در این آیه معیار ارزیابی بندگان و برتریدادن میان آنان را مشخص کرده و بر اساس آن کرامت و شرف و جایگاه نزد او را تعیین فرموده است: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ». او بندگانش را بر اساس رنگ، حسب، نسب، مال، مقام یا قدرت برتری نمیدهد و کرامت نمیبخشد، بلکه برتری و تمایز بر اساس میزان پایبندی آنان به تقواست . پیامبر اکرم (ص) در خطبهای فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لَا یَنْظُرُ إِلَى أَحْسَابِکُمْ وَلَا إِلَى أَنْسَابِکُمْ وَلَا إِلَى أَجْسَامِکُمْ وَلَا إِلَى أَمْوَالِکُمْ وَلَا إِلَى مَوَاقِعِکُمْ، وَلَکِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ یَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِکُمْ، فَمَنْ کَانَ لَهُ قَلْبٌ صَالِحٌ تَحَنَّنَ اللَّهُ عَلَیْهِ، وَإِنَّمَا أَنْتُمْ بَنُو آدَمَ، وَأَحَبُّکُمْ إِلَیْهِ أَتْقَاکُمْ؛ خداوند به حسبها و نسبها و جسمها و اموال و مقامهای شما نمینگرد، بلکه به دلهای شما مینگرد. هرکس دلی پاک داشته باشد، خدا بر او مهربانی میکند. شما همه فرزندان آدمید و محبوبترینتان نزد او پرهیزکارترینتان است.»
دوستان، تقوا آنگونه که بسیاری میپندارند، تنها به زیاد نماز خواندن و روزه گرفتن و حج گزاردن و نافلهها و شبزندهداری محدود نمیشود؛ هرچند عبادات در ساخت شخصیت انسان متقی نقش مهمی دارند. تقوا همه جنبههای زندگی را دربرمیگیرد. خداوند میخواهد تقوا در رفتار انسان در خانه، با خویشاوندان، با همسایگان، در محل کار و در رابطه با همه مردم، چه موافق و چه مخالف، بازتاب یابد. امیرالمؤمنین (ع) فرموده است: «إِنَّ أَهْلَ التَّقْوَى قَوَّالُونَ بِأَمْرِ اللَّهِ، قَوَّامُونَ عَلَى أَمْرِ اللَّهِ، قَطَعُوا مَحَبَّتَهُمْ بِمَحَبَّهِ رَبِّهِمْ، وَوَحَشُوا الدُّنْیَا لِطَاعَهِ مَلِیکِهِمْ، وَنَظَرُوا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَإِلَى مَحَبَّتِهِ بِقُلُوبِهِمْ، وَعَلِمُوا أَنَّ ذَلِکَ هُوَ الْمَنْظُورُ إِلَیْهِ لِعَظِیمِ شَأْنِهِ؛ اهل تقوا فرمانبرداران امر خدا و برپادارندگان امر اویند. محبت خود را به محبت پروردگارشان بریدند، دنیا را برای طاعت پادشاهشان رها کردند، با دلهایشان به خدا و محبت او نگریستند و دانستند که اوست که به خاطر عظمت شأنش مورد توجه است.»
تقوا یعنی خدا در همه موقعیتها با تو باشد؛ در قلبت حاضر باشد و مسیر و رفتار و مواضع تو را به حرکت درآورد، نه هوسها، نه تعصبها، نه هیجانها و نه منافع شخصی.
عناصر تقوا
خداوند به عناصری اشاره کرده که انسان برای متقی بودن باید آنها را داشته باشد: «وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِیلِهِ ذَٰلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» (انعام: ۱۵۳)
برای این که انسان متقی باشد، باید مستقیم و استوار باشد و از جاده حق منحرف نشود، هرچند فشارها شدید و چالشها بزرگ باشد و حتی اگر به زیان خودش تمام شود.
و در آیهای دیگر فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» (مائده: ۸)
برای این که متقی باشی، باید با دوست و دشمن، در توانگری و نیازمندی، در ضعف و قدرت، عادل باشی.
و درباره تقوا آمده است: «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ * آخِذِینَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَٰلِکَ مُحْسِنِینَ * کَانُوا قَلِیلًا مِّنَ اللَّیْلِ مَا یَهْجَعُونَ * وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ * وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» (ذاریات: ۱۵–۱۹)
متقی کسی است که خوابش کم است و شب را فرصت انجام مسئولیتها و ایستادن در پیشگاه پروردگار و حسابرسی نفس خود میداند و سهم فقیران و محرومان را از مالش دریغ نمیکند. و نیز فرموده است: «وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ * وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَىٰ مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ» (آلعمران: ۱۳۳–۱۳۵)
متقی کسی است که در آسانی و سختی انفاق میکند، خشم را فرو میبرد، از مردم میگذرد و به سرعت به سوی پروردگارش توبه میکند اگر خطایی نسبت به او یا مردم کرده باشد. او راستگو، امین و بردبار است و چون وعده دهد، وفا میکند.
عاقبت تقوا
خداوند به متقین وعده اکرام داده است: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوا وَّالَّذِینَ هُم مُّحْسِنُونَ» (نحل: ۱۲۸)، «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ» (طلاق: ۲–۳) ، «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ» (اعراف: ۹۶)
و آن را کلید قبولی اعمال دانسته است: «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ» (مائده: ۲۷)
این در دنیاست. اما در آخرت: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَانًا وَیُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ» (انفال: ۲۹)، «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَعِیمٍ * فَاکِهِینَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ * کُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِیئًا بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ» (طور: ۱۷–۱۹)، «وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ».
توشهگیری از تقوا
دوستان! ما موظفیم از تقوا توشه برگیریم: «وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ» (بقره: ۱۹۷)
و این سفارش خداست: وَلَقَدْ وَصَّیْنَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَإِیَّاکُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ» (نساء: ۱۳۱) تا به برکات و خیرات آن بر خود و دیگران دست یابیم و به آنچه خدا به بندگانش وعده داده برسیم. پس بکوشیم خود را بر تقوا تربیت کنیم و آن را میزان ارزیابی مردم قرار دهیم تا ارزیابیمان مطابق ارزیابی خدا و اکراممان مطابق اکرام او باشد؛ تنها کسی را بالا بریم که خدا بالا برده و کسی را پایین آوریم که خدا پایین آورده است.
امام زینالعابدین (ع) در دعایش فرموده است: «اللَّهُمَّ وَاعْصِمْنِی مِنْ أَنْ أَظُنَّ بِذِی عَدَمٍ خَسَاسَهً، أَوْ أَظُنَّ بِصَاحِبِ ثَرْوَهٍ فَضْلًا، فَإِنَّ الشَّرِیفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طَاعَتُکَ، وَالْعَزِیزَ مَنْ أَعَزَّتْهُ عِبَادَتُکَ؛ خدایا! مرا نگاه دار از اینکه به تهیدست، پستی نسبت دهم یا به ثروتمند، فضیلتی گمان برم؛ زیرا شریف کسی است که اطاعت تو او را شریف ساخته و عزیز کسی است که عبادت تو او را عزیز کرده است.»
و امیرالمؤمنین (ع) فرموده است: «لَا تَضَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ التَّقْوَى، وَلَا تَرْفَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ الدُّنْیَا؛ کسی را که تقوا بلند کرده، خوار نکنید و کسی را که دنیا بلند کرده، بالا نبرید.»
از خدا میخواهیم ما را از کسانی قرار دهد که میکوشند کسی را که خدا بالا برده بالا ببرند و کسی را که خدا پایین آورده پایین آورند و کسی را که خدا گرامی داشته گرامی بدارند و نزدیکتر و مخلصتر به او باشد؛ تا حقیقتاً از متقین باشیم و آنچه را خدا به آنان در دنیا و آخرت وعده داده به دست آوریم. و آخرین دعای ما این است که سپاس از آنِ خداوند، پروردگار جهانیان است.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا! شما و خودم را به آنچه پیامبر (ص) به ابوذر غفاری سفارش کرد، توصیه میکنم: «یَا أَبَا ذَرٍّ، لَا یَکُونُ الرَّجُلُ مِنَ الْمُتَّقِینَ حَتَّى یُحَاسِبَ نَفْسَهُ أَشَدَّ مِنْ مُحَاسَبَهِ الشَّرِیکِ شَرِیکَهُ، فَیَعْلَمَ مِنْ أَیْنَ مَطْعَمُهُ، وَمِنْ أَیْنَ مَشْرَبُهُ، وَمِنْ أَیْنَ مَلْبَسُهُ، أَمِنْ حَلَالٍ ذَلِکَ أَوْ حَرَامٍ؛ ای ابوذر! مرد از متقین نمیشود تا آنکه نفس خود را سختتر از حسابرسی شریک به شریکش محاسبه کند؛ بداند خوراکش از کجاست، نوشیدنیاش از کجاست، لباسش از کجاست؛ آیا از حلال است یا حرام.»
پس باید به سفارش رسول خدا (ص) عمل کنیم و خود را محاسبه کنیم تا به عیبهایش پی ببریم و گناهانش را مهار کنیم، پیش از آنکه در برابر کسی بایستیم که «یَعْلَمُ خَائِنَهَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ» و روزی که «وَتُجْزَىٰ کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ». بدینسان به خودآگاهی بیشتری میرسیم و توان رویارویی با چالشها را مییابیم.
تشدید حملات صهیونیستی علیه لبنان
از تشدید حملات صهیونیستی علیه لبنان آغاز میکنیم که دیروز در قالب حملات هوایی فشرده به چندین روستای جنوبی و ادامه عملیات ترور شهروندان هنگام رفتوآمد و تأمین نیازهایشان و هدف قرار دادن نشانههای زندگی در روستاهای نوار مرزی یا آنچه به بازسازیشان کمک کند تا مردم را از بازگشت و استقرار در آنها بازدارد و پروازهای هواپیماهای بدونسرنشین و جنگی که مناطق لبنان را زیر پا میگذارند و حاکمیت کشور را نقض میکنند، شاهد بودیم.
اینها با تهدیدهایی همراه است که از سوی رهبران امنیتی و سیاسی دشمن و رسانههایشان درباره گسترش دایره جنگ صادر میشود و ممکن است به بهانه کاستن از توان و آمادگی مقاومت در برابر تجاوزها و غرور آنان، به پایتخت و ضاحیه جنوبی آن برسد.
اکنون روشن شده که دشمن با این کارها میخواهد فشار بیشتری بر دولت لبنان وارد کند تا به خواستها و شروط آن تن دهد و مقاومت لبنانیها را تضعیف و شکاف میان آنان را بیشتر کند.
حفظ حاکمیت
در برابر آنچه میگذرد، از دولت لبنان میخواهیم گزینهاش همچنان رد هرگونه املاء یا شرطی باشد که به حاکمیت لبنان، تمامیت ارضی و آزادی مردمش آسیب بزند و بر موضع خود در برابر کشورهای ضامن آتشبس گرفته پافشاری کند. یعنی فراخواندن رژیم به توقف تجاوزها، خروج از سرزمینهای اشغالی و بازگرداندن اسیران؛ پس از آنکه لبنان به آنچه توافق شده پایبند بوده و همچنان هست. هر تأخیری در این زمینه به دلیل وفانکردن دشمن به تعهداتش است. در عین حال میخواهیم دولت دیپلماسیاش را بسیج کند و از ابزارهایی بهره گیرد که مانع اجرای تهدیدهای دشمن شود و برای رویارویی با هر ماجراجویی تازهای آماده باشد.
بار دیگر از لبنانیها میخواهیم که به اهداف دشمن و خطرات تجاوز آن بر حاکمیت و سرزمین این وطن آگاهتر باشند و تلاشهایشان را برای جلوگیری از تحقق اهداف و تحمیل شروط ذلتبار دشمن متحد سازند و اختلافات میان خود را کنار بگذارند تا تیرهایشان را به سوی کسی که سبب همه رنجهایشان است روانه کنند. تأسفبار است که هنوز کسانی آنچه میگذرد را مربوط به یک طایفه یا مذهب یا موضع سیاسی میدانند، در حالی که دشمن میخواهد وطن را مطیع سازد، از حاکمیت ملیاش بکاهد و به وحدتش آسیب زند.
لبنانیهایی که از حاکمیت این کشور سخن میگویند باید بدانند که مفهوم حاکمیت تجزیهپذیر نیست و لبنان جز با همه اجزا و طوایفش برپا نمیماند. نمیتوان بر سرزمین حاکمیت داشت بیآنکه هوا و دریایش حفظ شود یا کسانی که در شمال و شرق و غرباند از آن بهرهمند شوند بیآنکه کسانی که در بقاع و جنوب و مرکزند نیز بهرهمند باشند.
پرونده بازسازی
به مسئله بازسازی آنچه بر اثر جنگ اسرائیلی ویران شده و با گذشت روزها به سبب تجاوزها و انفجارهایی که دشمن در نوار مرزی و جاهای دیگر انجام میدهد افزایش مییابد، میرسیم؛ موضوعی که دولت در بیانیه وزارتی و سخنرانی تحلیف عهدهدار آن شده است. در اینجا از نشست مقدماتی که به دعوت رئیس مجلس نمایندگان درباره این مسئله ملی برگزار شد تقدیر میکنیم. ما میخواستیم این نشست به دغدغهای ملی و فراگیر تبدیل شود که همه لبنانیها با همه مواضع و طوایف و مذاهبشان بر محور آن گرد آیند تا وحدتشان را در برابر مصیبتهایی که بر سرشان میآید تأیید کند. مبادا بازسازی به مطالبهای طائفهای یا منطقهای تبدیل شود یا از بعد انسانی خود تهی گردد و بخشی از فشارهایی شود که برای گرفتن امتیاز از لبنان بر آن وارد میشود.
خونریزی در سودان
به آنچه در سودان میگذرد نگاهی میافکنیم و بر جنگ و کشتارها و جنایات هولناکی که در این کشور رخ میدهد درنگ میکنیم. این امر بر کشورهای عربی، بهویژه کشورهای تأثیرگذار در این جنگ، ایجاب میکند که هرچه سریعتر به مسئولیت خود را بپذیرند و به خونریزی و ویرانی و کشتار در این پایان دهند و برای بازگشت آرامش به کشور تلاش کنند تا انسان و توانمندیها و ثروتهایش که طمعکاران در پی غارت آناند حفظ شود.
غزه: نقض توافق توسط دشمن
به آنچه در غزه میگذرد، باز میگردیم؛ جایی که با وجود توافق آتشبس، دشمن همچنان آن را با هدفگرفتن ساختمانها و آنچه از زیرساختهایش باقی مانده نقض میکند و از تعهداتش در رساندن دارو و غذای کافی و کمکهای مورد نیاز شانه خالی میکند. این امر دخالت کشورهای ضامن این توافق را میطلبد تا نقش خود را در اجرای کامل آن ایفا کنند و غزه را صحنه بیپناه تروریسم این رژیم نسازند؛ رژیمی که از هدف خود که نابودی کامل نوار غزه و آوارهکردن مردمش است دست برنمیدارد، همانگونه که در کرانه باختری میکند.


