مبانی و اهداف وحدت اسلامی

📖 متن مصاحبه:

مبانی و اهداف وحدت اسلامی

گفتگو با علامه مرجع سید محمدحسین فضل‌الله

مقصود از وحدت اسلامی

س: حضرت آیت الله، در آستانه هفته وحدت اسلامی، مقصود شما از این وحدت چیست؟ آیا به معنای ادغام مذاهب اسلامی در یک مذهب واحد است؟

ج: مقصود از وحدت اسلامی، به‌عنوان ضرورتی زنده در حرکت اسلام در عصر ما در سطح حال و آینده، ذوب کردن مذاهب اسلامی در یک مذهب واحد نیست؛ زیرا این امر طرحی واقع‌بینانه در سطح پویایی اجتهاد، چه در داخل یک مذهب و چه در محدوده‌ مذاهب متعدد نیست. چرا که می‌دانیم مذهب‌گرایی نزد صاحبان هر مذهب، از فرمان مشخص یک قدرت معین نشأت نگرفته است تا بتوان امروز از طریق همان قدرت آن را مقرر و از طریق قدرتی دیگر آن را لغو نمود. بلکه از یک حالت فکری عمیق و متنوع در زمینه‌ها و نقش‌ها نشأت گرفته است تا عنوان معینی را در اینجا و آنجا تثبیت کند؛ مانند مسئله خلافت و امامت، مانند مسئله اختیار و جبر، و مانند اجتهادات فقهی پیرامون منابع استنباط، از قبیل قیاس و استحسان و مصالح مرسله و امثال آن.

اختلاف به خطوط فکری اسلامی در سطح کلامی یا فقهی یا مفهومی در استنباط مفهوم اسلامی منفی یا مثبت از این نص یا آن نص مربوط می‌شود. بنابراین نمی‌توان خطوط فکری را با صرف شعار از میان برد.

اما هنگامی که در این راستا حرکت می‌کنیم، به این می‌اندیشیم که در عقیده، خطوط شریعت و  مفاهیم اسلامی و اخلاقی و اجتماعی عمومی یک سری مسائل اساسی وجود دارند که مسلمانان بر آن‌ها اتفاق نظر دارند؛ و مواردی نیز هست که مسلمانان در آن‌ها اختلاف دارند. این اختلاف فقط میان این مذهب و آن مذهب وجود ندارد، بلکه حتی در داخل یک مذهب واحد نیز اختلاف وجود دارد. ما می‌دانیم که اختلافاتی در داخل مذهب شیعه و اختلافاتی نیز در داخل هر یک از مذاهب اهل سنت، در سطح اجتهادات کلامی و فقهی و غیر آن وجود دارند. از این‌رو خواست ما این است که مسلمانان بر در مسائلی که نمایانگر اصول عقیده و خطوط عام شریعت و روش اخلاقی و اجتماعی و امثال آن است، بر اساس وحدت حرکت کنند و در آنچه در آن نزاع دارند، با بازگرداندن امر به خدا و رسول و به‌کارگیری روش‌های گفت‌وگوی منطقی قرآن کریم که از هر گرایش فکری دیگری متمایز است، بر اساس خط قرآنی حرکت نمایند؛ به‌گونه‌ای که عینی‌گرایی گفت‌وگو و جدل، مسئله‌ای با ریشه‌های عمیق در روش اسلامی برای حل مسائل مورد اختلاف در گفت‌وگو باشد.

ما وحدت اسلامی را بر این اساس مطرح می‌کنیم که مذاهب در آنچه بر آن اتفاق دارند، گرد هم آیند و در آنچه اختلاف دارند، با عینی‌گرایی گفت‌وگو کنند.

پس هنگامی که به وحدت اسلامی در عرصه سیاسی می‌اندیشیم، معتقدیم مسائل اسلامی سرنوشت‌سازی وجود دارند که مسلمانان حول آن‌ها گرد می‌آیند؛ به‌گونه‌ای که احساس می‌کنیم استکبار جهانی در رویارویی با آن‌ها از طریق این مذهب یا آن مذهب عمل نمی‌کند، هرچند که فلان مسئله در داخل پیروان یک مذهب معین و فلان مسئله‌ دیگر در داخل پیروان مذهب دیگر وجود داشته باشد؛ بلکه بر اساس جنگ با اسلام و عقده‌ای که از آن دارد عمل می‌کند. ما از مسلمانان می‌خواهیم که در خط سیاسی مشترک که مسائل سرنوشت‌ساز و اصلی را تعیین می‌کند، حرکت کنند تا با استکبار و کفر از یک موضع واحد مقابله نمایند.

ما تعدد مذهبی را مسئله‌ای منفی در فرهنگ اسلامی ندانسته بلکه آن را حرکت مثبتی ارزیابی می‌کنیم؛ زیرا این تعدد زمینه غنامندی در فهم نص یا مبناسازی برای این قاعده یا آن قاعده را فراهم می‌آورد. اما این تعدد چه در منطقه سلب باشد و چه در منطقه ایجاب، مانع از آن نمی‌شود که همگی در مسائل یکسانی که به موقعیت اسلام در رویارویی با کفر و موقعیت مسلمانان در رویارویی با استکبار مربوط است، گرد هم نیاییم.

خاستگاه وحدت: سیاسی یا عقیدتی؟!

س: کسانی تصور می‌کنند که موضوع وحدت اسلامی موضوعی سیاسی است و نه عقیدتی؛ زیرا رسیدن به عقاید مشترک میان اهل سنت و شیعه ممکن نیست. نظر شما چیست؟

ج: هر مسئله سیاسی مهم باید خاستگاه فکری داشته باشد. هنگامی که از سیاست اسلامی وحدت‌گرا سخن می‌گوییم، معنای آن این است که عنوانی به نام اسلام وجود دارد که این سیاست بر آن استوار است. بنابراین ناگزیر باید از اسلامی حرکت کنیم که مسلمانان از طریق آن به سوی یکدیگر روی می‌آورند. اسلامی هست که اجتهادات گوناگونی در آن وجود دارد؛ اجتهاد این مذهب در برابر آن مذهب، بیش از اجتهاد این مجتهد در داخل فلان مذهب در برابر مجتهد دیگر در همان مذهب نیست. از این‌رو ما با کسانی که می‌گویند مسلمانان نمی‌توانند در عقاید خود متحد شوند، موافق نیستیم. ما معتقدیم که مسلمانان در عقاید خود متحدند و اختلافات به برخی حواشی این عقیده یا آن عقیده، یا به برخی تأثیرات این خط عقیدتی بر این شخص یا آن شخص یا به برخی روش‌ها در فهم این نص یا آن نص محدود می‌شود.

بنابراین ما معتقدیم که سیاست اسلامی وحدت‌گرایی وجود ندارد مگر آنکه پایگاه اسلامی وحدت‌گرایی وجود داشته باشد؛ زیرا سیاست از خلأ حرکت نمی‌کند، بلکه از صحنه میدانی‌ای حرکت می‌کند که همگان در آن مشترک هستند. و اگر عنوان این گردهم آمدن اسلام باشد، ناگزیر باید همگان به اسلامِ همدیگر اعتراف کنند.

وحدت و طرح اسلامی

س: آیا خاستگاه وحدت اسلامی یک طرح بزرگ اسلامی است یا طرح بزرگ اسلامی از وحدت ناشی  می‌شود؟

ج: تصور می‌کنم که طرح بزرگ اسلامی باید از نقطه وحدت آغاز شود؛ نه بر این اساس به این مسئله منحصر گردد، بلکه تلاش باید در دو خط حرکت کند: اینکه برای وحدت‌بخشی مسلمانان پیرامون مسائل مشترک تلاش کنیم تا حول محور این طرح اسلامی متحد شوند و از هر فرصتی، چه در قالب اتحادها  و چه از خلال برخی شرایط خارجی، برای پیشبرد این طرح اسلامی بهره‌برداری کنیم.

این پرسش مرا به یاد کسانی می‌اندازد که می‌گویند: آیا انسان باید نخست به جهاد نفس بپردازد یا به جهاد دشمنان؟! برخی می‌گویند انسان باید در جهاد نفس خود بماند و پس از آنکه بنای خود را کامل کرد، به جهاد دشمنان بپردازد.

من بیش از سی سال پیش نوشتم و در آن بر ضرورت حرکت در دو خط مکمل در این زمینه تأکید کردم: جهاد انسان با نفس خود و جهاد با دشمنان؛ با این ملاحظه که نقاط ضعف او در نفس‌اش ممکن است بر جهاد خارجی تأثیر منفی بگذارد، چنان‌که نقاط ضعف موجود در واقعیت اسلامی ممکن است بر تکمیل بنای نفس او تأثیر منفی بگذارد. بنابراین ناگزیر باید در نزاع داخلی با نفس و نزاع خارجی با دشمنان باقی بمانیم؛ و بدین‌سان بتوانیم تعادلی را که برای تحقق پیروزی بزرگ در هر دو عرصه لازم است، به‌دست آوریم.

مسئولیت مشترک

س: طرح وحدت اسلامی باید از چه کسی آغاز شود؛ از علما یا مردم یا حکومت‌ها؟

ج: نمی‌توانم از گروه معینی سخن بگویم؛ زیرا برخی علما ممکن است خود مشکلی برای وحدت باشند و طرح مسئله وحدت میان علما به‌عنوان تنها خاستگاه آن نیز ممکن است به مشکل بینجامد؛ زیرا این مسئله را به جدلی در میان آنان تبدیل می‌کند که ممکن است بر مردم تأثیر منفی بگذارد.

ما معتقدیم باید از همه ظرفیت‌های مثبت موجود و از همه اقشار بهره برد. باید وحدت را در میان علمایی مطرح کرد که به خط وحدت ا ایمان دارند؛ باید با تکیه بر عناوین وحدت‌گرایی که مردم می‌توانند بر آن‌ها گرد آیند، موضوع وحدت را در میان مردم مطرح کرد و وحدت را نزد حاکمانی مطرح کرد که به وحدت ایمان دارند، البته اگر وجود داشته باشند. اما کسانی که به وحدت ایمان ندارند، تلاش کنیم از طریق مردم یا حاکمان دیگر به آنان فشار آوریم.

بنابراین تصور می‌کنم نمی‌توانیم از یک خاستگاه واحد سخن بگوییم، بلکه ناگزیر باید از این و از آن استفاه کنیم؛ و بدین‌سان می‌توانیم به نتیجه قطعی برسیم.

دانشگاه‌های اسلامی

س: نظر شما درباره ایجاد مؤسسات آموزش مشترک که بر آموزش فقه مقارن یا علم کلام مشترک میان مسلمانان مبتنی باشد چیست؟ نظر شما درباره نقش اهل‌بیت در عرصه‌ وحدت اسلامی چیست؛ به‌ویژه آنکه هر دو گروه به قداست اهل‌بیت (ع) معتقدند؟

ج: تصور می‌کنم بسیار ضروری است که دانشگاه‌های مذهبی ما از یکدیگر جا نداشته باشیم؛ بلکه مسلمانان باید تنوع را تجربه کنند تا از همه اجتهاداتی که در جامعه اسلامی در میان مذاهب یا در داخل یک مذهب وجود دارد، آگاه شوند. معتقدم علما پیشین، به‌ویژه علمای شیعه، این رویکرد را داشتند. هنگامی که شیخ طوسی و شیخ مفید و سید مرتضی و امثال آنان را مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم که آنان به همان اندازه‌ای که بر مذهب اسلامی شیعی در کلام و فقه احاطه داشتند، بر مذاهب کلامی و فقهی اهل سنت نیز اشراف داشتند معتقدم واقعیتی که اکنون در آن به‌سر می‌بریم، یعنی محدود شدن شیعه به مذهب شیعی و اهل سنت به مذهب سنی، سبب شده که شیعه اهل سنت را به‌خوبی نفهمند و اهل سنت نیز شیعه را به‌خوبی نفهمند. بنابراین معتقدم دانشگاه‌های اسلامی، چه سنی و چه شیعی، باید مشترک باشند تا مانعی فرهنگی میان یک مذهب و مذهب دیگر وجود نداشته باشد. تصور می‌کنم این مسئله از مسائل بسیار ضروری است؛ زیرا در آن صورت دانشجو یا طلبه حوزوی می‌تواند همه دیدگاه‌های اسلامی را بشناسد.

اما درباره‌ هل‌بیت (ع)، معتقدم آنان نمایانگر پایگاه وحدت‌گرای همه‌ مسلمانان هستند؛ اما باید آنان را به‌گونه‌ای روشمند معرفی کنیم که بر کل جامعه اسلامی قابل تسری باشد؛ زیرا برخی مردم می‌کوشند اهل‌بیت را به شیوه‌ای مذهبی و متعصبانه، با احادیثی که اصالت‌شان ثابت نشده و از نظر سند یا متن توثیق نشده‌اند، معرفی کنند.

ما باید اهل‌بیت (ع) را از طریق خط وحدت‌گرایی که خود بر آن تأکید کرده‌اند، معرفی کنیم؛ هنگامی که از شیعیان خود خواستند به‌گونه‌ای در جماعت مسلمانان حضور یابند. به این مناسبت، از احادیث اهل‌بیت (ع) الهام می‌گیریم که ضروری نیست شیعیان مساجد خاص خود و اهل سنت مساجد مخصوص خود را داشته باشند؛ زیرا اهل بیت (ع) از مسلمانان می‌خواهند که در یک جماعت واحد نماز بگزارند، خواه از مسلمانان اهل سنت باشند یا از شیعه. تصور می‌کنم هنگامی که اهل‌بیت (ع) را طی مطالعات روشمند و دارای رویکرد به کل واقعیت اسلامی معرفی کنیم، چنان‌که پایگاه اهل‌بیت (ع) در مسئولیت‌های اسلامی‌شان به خاطر موقعیت رهبری‌شان در ازای مردم است. می‌توانیم آنان را قاعده‌ای برای وحدت میان مسلمانان قرار دهیم.

اهداف وحدت

س:جناب سید، هدف از وحدت، پذیرش دیگری و پذیرش همدیگر و اعتراف برخی به وجود دیگر است. آیا اهداف دیگری نیز اضافه می‌فرمایید؟

ج: مسئله این نیست که برخی برخی دیگر را بپذیرند؛ هرچند این امر در واقعیت، قضیه‌ای اساسی است. اسلام این امر را به جامعه اسلامی محدود نکرده بلکه آن را به جامعه اهل کتاب نیز گسترش داده و فرموده است: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ کَلِمَهٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ» [آل‌عمران: ۶۴]. پس برنامه‌ای اسلامی برای پذیرش دیگری وجود دارد؛ آن هم به معنای همزیستی و مدیریت گفت‌وگو با او و حرکت در کنار او در مسائل مشترک، مانند توحید و رویارویی با استکبار مستکبرانی که خود را اربابانی غیر از خدا می‌پندارند.

ما تصور می‌کنیم که هدف وحدت اسلامی آن است که مسلمانان در یک موقعیت واحد در فکر و عمل و رویارویی با چالش‌ها قرار داشته باشند. وحدت همان هدفی است که اسلام را به موقعیت وحدت‌گرای آن در پذیرش همه مسلمانان بازمی‌گرداند؛ به‌جای آنکه مسلمانان به فرقه‌ها و احزاب تقسیم شوند. هدف پذیرش دیگری هدفی راهبردی نیست، بلکه هدفی مرحله‌ای است که مقدمه‌ همگرایی با دیگری و متحد شدن با اوست.

وحدت امت یا وحدت دولت؟!

س: نظر شما درباره‌ این اندیشه چیست که وحدت امت اسلامی در سطح مسائل بزرگ را مهم‌تر از هر چیز دیگری حتی وحدت دولت می‌داند؟

ج: ما تصور می‌کنیم که وحدت دولت اسلامی پایه‌ای بسیار مهم است و در سطح بزرگی از اهمیت قرار دارد؛ زیرا از مسائل اسلامی اساسی حمایت می‌کند. بنابراین ما وحدت امت را با وجود تقسیم دولت اسلامی تصور نمی‌کنیم. از این‌رو معتقدیم که وحدت امت اسلامی به‌طور عملی در حفظ وحدت دولت‌ها تجسم می‌یابد؛ زیرا تقسیم مردم در داخل دولت، به‌طور عملی به وحدت امت اسلامی آسیب می‌رساند.

وحدت و ترویج مذهبی

س: کسانی معتقدند که شعار وحدت و تقریب برای ترویج مذهب خاصی برافراشته می‌شود و از این‌رو از پاسخ به این شعار خودداری می‌کنند. نظر شما چیست؟

ج: شاید این افراد تا اندازه‌ای معذور باشند؛ زیرا شعار وحدت اسلامی ممکن است برخی را وادارد که بدون رویکرد به مذهب دیگر به‌شیوه گفت‌وگوی عینی، به دعوت به مذهب خود بپردازند؛ به‌گونه‌ای که حرکت در خط وحدت، حرکتی مذهبی شود که می‌خواهد با دعوت به مذهب خود در برابر مذهب دیگر، فضای گسترده‌تری به دست آورد؛ زیرا از آزادی برای فشار آوردن بر آزادی دیگری بهره می‌برد. و طبیعی است که وحدت‌گرایان اسلامی به این شیوه نمی‌اندیشند.

ما مانعی نمی‌بینیم که هر صاحب مذهبی به صورت ‌ گسترده به مذهب خود دعوت کند؛ به این معنا که پیرو مذهب دیگر آزادی داشته باشد در میان ما به مذهب خود دعوت کند یا از مذهب خود سخن بگوید، چنان‌که ما نیز این آزادی را داشته باشیم در میان جامعه او، از مذهب خود سخن بگوییم؛ و این سخن به‌گونه‌ای باشد که مجال گفت‌وگوی منطقی را فراهم آورد و حساسیت‌ها را در صحنه‌ اسلامی در داخل این مذهب یا آن مذهب برنینگیزد.

من تصور می‌کنم کسانی که به وحدت اسلامی فرامی‌خوانند، به بهره‌برداری نمی‌اندیشند؛ اما شاید برخی خطاها رخ دهد و ما نباید به خاطر آن‌ها از پای بیفتیم؛ زیرا طبیعی است گذشته‌ای که انباشته‌های بسیاری از عقب‌ماندگی و تعصب را با خود دارد، نمی‌تواند با یک شعار واحد از جان علما و اندیشمندان زدوده شود. بلکه باید این تجربه‌ها را که ممکن است برخی جنبه‌های منفی داشته باشند، پیگیری کنیم؛ نه برای آنکه شعار وحدت را در برابر این جنبه‌های منفی رها کنیم، بلکه برای آنکه آن‌ها را به جنبه‌های مثبت تبدیل نماییم. ما باید با این امور به‌عنوان مشکلی که باید حل کنیم روبه‌رو شویم، نه به‌عنوان مانعی که ما را وادار به عقب‌نشینی کامل از مسئله کند.

طرحی برای توجه و همکاری

س: جناب سید، با توجه به اهتمام شما به صحنه اسلامی، آیا طرح جامع، واقع‌بینانه و عملی درباره وحدت اسلامی دارید؟

ج: من از همان هنگام که زندگی فکری اسلامی خود را آغاز کردم، بر اساس توجه به جامعه بزرگ اسلامی کار کرده‌ام؛ حتی هنگامی که مسائل مذهبی را بررسی می‌کردم، آن‌ها را به‌شیوه‌ای اسلامی و وحدت‌گرا بررسی می‌کردم، نه به‌شیوه‌ای مذهبی و عقب‌مانده؛ زیرا می‌یابم که ما به‌عنوان مسلمانان اهل سنت یا شیعه، هنگامی که همه ویژگی‌های خود را بر اساس قواعد اساسی اسلام به حرکت درمی‌آوریم، از اسلام غنی می‌شویم. از این‌رو بر اساس توجه به همه مواضع اسلامی فرهنگی و سیاسی کار کرده‌ام، و خود را در یک موضع اسلامی واحد که در آن محصور شوم محدود نمی‌کنم؛ بلکه می‌کوشم در موضع دیدار و مشورت و مشارکت و حرکت با همه‌ی مواضع اسلامی حرکت کنم.

از سوی دیگر من، طرح اسلامی مستقل واحدی درباره‌ مسئله‌ی وحدت ندارم؛ اما می‌کوشم با مراکز اسلامی همکاری کنم و معتقدم ضرورت دارد که همگی ما در سطح مذاهب فقهی یا کلامی، یا در سطح حرکت‌های اسلامی و توده‌های اسلامی همدیگر را کامل کنیم. ناگزیر باید زبان ما اسلامی و وحدت‌گرا باشد، حتی هنگامی که از ویژگی‌های شخصی خود سخن می‌گوییم. معتقدم این همان طرحی است که می‌توانیم از خلال آن به عقل و قلب‌ مسلمانان و در نتیجه به جامعه آنان راه یابیم که به مسائل زندگی و مسائل آزادی و عدالت توجه دارد.

برگرفته از کتاب «احادیث فی قضایا الاختلاف والوحده».