
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۴ اردیبهشت 1405ش برابر با ۲۴ آوریل ۲۰۲۶م و ۶ ذیالقعده ۱۴۴۷
توکل به خداوند در برابر سختی چالشها
خطبه اول
خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود فرموده است:«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»؛ مؤمنان تنها کسانیاند که چون خدا یاد شود، دلهایشان میلرزد و چون آیات او بر آنان خوانده شود، بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکل میکنند. صدق الله العظیم.
دست یازیدن به اسباب توکل
خداوند سبحانه و تعالی به یکی از برجستهترین نشانههای ایمان اشاره کرده است: اینکه اصل و مبنای کار مؤمنان توکل بر خدا باشد؛ یعنی در رویارویی با چالشها، سختیها و بیمها به او تکیه کنند و بر او اعتماد ورزند. این از سر ایمان و اطمینان به آن است که خداوند عزّوجلّ به عنوان تأییدکننده، یاریکننده، عزتبخش و تقویتکننده، در صحنه زندگی حاضر و همراه آنان است.
چنانکه برخی میپندارند، این به معنای آن نیست که مردم اسباب را ترک کنند. توکل بر خداوند سبحانه و تعالی و تکیه بر او، پس از فراهم کردن اسباب و انجام وظایف صورت میگیرد. متوکل حقیقی کسی است که میگوید: پروردگارا، من آنچه در توانم بود انجام دادم و از تو میخواهم که در کارهایی که از قدرت من بیرون است، یا در آنچه در غیب نزد توست، مرا یاری کنی.
این همان چیزی است که موضع پیامبر (ص) پس از نزول این آیه بیانگر آن است: «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ»؛ و هر که از خدا پروا کند، برای او راهی برای رهایی قرار میدهد * و از جایی که گمان نمیبرد روزیاش میدهد.
پس از نزول این آیه، برخی از صحابه از تجارت و کار دست کشیدند و به عبادت مشغول شدند و گفتند: «اگر خدا روزی ما را کفایت کرده، پس چرا رنج بکشیم؟». چون این خبر به پیامبر (ص) رسید، کسی را نزد آنان فرستاد و از سبب کارشان پرسید. آنان از این قضیه خبر دادند. پیامبر (ص) آنان را سرزنش کرد و فرمود: «چنین مکنید؛ زیرا هر که کار نکند، دعایش مستجاب نمیشود».
برخی از اصحاب در مورد شتر به پیامبر (ص) گفتند: آیا آن را ببندم و توکل کنم؟ یا رهایش کنم و توکل کنم؟! فرمود (ص): «آن را ببند و توکل کن».
وعده خدا به متوکلان
خداوند سبحانه و تعالی به متوکلان وعده داده که آنان را کفایت میکند و فرموده است: «وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ و هر که بر خدا توکل کند، او او را بس است.
در حدیث آمده است: «من توکّل على الله، ذلّت له الصّعاب، وتسهّلت علیه الأسباب؛ هر که بر خدا توکل کند، سختیها برایش رام میشود و اسباب برایش آسان میگردد».
برای این که خداوند این حقیقت را ثابت کند، به آنچه پیامبر (ص) به همراهش در روزی که مشرکان آنان را دنبال کردند و به دهانه غار رسیدند و نزدیک بود بر آنان وارد شوند، اشاره کرده است: «لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کَلِمَهَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلَىٰ ۗ وَکَلِمَهُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیَا وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ»؛ غمگین مباش، خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با لشکریانی که نمیدیدید یاری کرد و سخن کسانی را که کفر ورزیدند، پست گردانید؛ و سخن خداست که برتر است؛ و خدا عزیز و حکیم است.
در موارد دیگر، خدا توجه را به آنچه برای مسلمانانی رخ داد که پس از جنگ اُحد بر خدا توکل کردند، اشاره کرده است. هنگامی که ابوسفیان تصمیم به ورود دوباره به نبرد گرفت تا کار مسلمانان را یک سره کند. خداوند فرمود: «الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ * فَانقَلَبُوا بِنِعْمَهٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ»؛ کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم بر ضد شما گرد آمدهاند، پس از آنان بترسید؛ اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلی است * پس با نعمت و فضلی از خدا بازگشتند، در حالی که هیچ بدی به آنان نرسید و خشنودی خدا را پیروی کردند؛ و خدا صاحب فضلی بزرگ است.
توکل در برابر چالشها
عزیزان، ما مکلف به توکل بر خدا در برابر چالشهایی هستیم که با آن روبهرو میشویم؛ به اینکه خداوند سبحانه و تعالی در ژرفای دلهایمان باشد تا اعتماد ما به او بیش از اعتمادمان به دیگران باشد؛ و دعای ما این باشد: «اللَّهُمَّ مَنْ أَمْسَى أَوْ أَصْبَحَ، وَلَهُ ثِقَهٌ أَوْ رَجَاءٌ غَیْرُکَ، فَإِنِّی أَصْبَحْتُ وَأَمْسَیْتُ وَأَنْتَ ثِقَتِی وَرَجَائِی فِی الأُمُورِ کُلِّهَا، فَاقْضِ لِی بِخَیْرِهَا عَاقِبَهً، وَنَجِّنِی مِنْ مُضِلاَّتِ الْفِتَنِ، بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ»؛ بار خدایا، هر که شب یا صبح کند و به غیر تو اعتماد یا امیدی داشته باشد، من شب و صبح کردم در حالی که تو اعتماد و امید من در همه کارها هستی؛ پس عاقبت را برایم به بهترین شکل رقم بزن و مرا از فتنههای گمراهکننده نجات ده، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه خداوند سبحانه و تعالی به ما سفارش کرده است، توصیه میکنم، آنجا که فرمود: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ»؛ و در نیکی و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید.
او خواسته است که همکاری میان ما در رویارویی با شرایط و چالشها حفظ شود؛ اینکه یکدیگر را یاری کنیم، یکدیگر را تقویت کنیم و از غمهای یکدیگر بکاهیم. آنگونه باشیم که پیامبر (ص) ما را فراخوانده است: «مَثَلُ المؤمنین فی توادِّهم وتراحمهم وتعاطفهم، کمثل الجسد الواحد؛ إذا اشتکى منه عضوٌ تداعى له سائر الجسد بالسّهر والحمّى»؛ مَثَل مؤمنان در دوستی و رحمت و همدردیشان، مانند یک پیکر است؛ چون عضوی از آن به درد آید، دیگر اعضا با بیخوابی و تب با او همدردی میکنند.
و این که «کالبنیان المرصوص یشدّ بعضه بعضًا» باشیم. بنایی استوار که بخشهایش یکدیگر را محکم میکنند؛ و خداوند نیز وعده داده است که او «فی عَونِ العَبْدِ ما کان العَبْدُ فی عَونِ أخیهِ؛ او در یاری بنده است تا زمانی که بنده در یاری برادرش باشد».
هرگاه بر این کار بکوشیم، در رویارویی با چالشها نیرومندتر و تواناتر خواهیم بود و چه سختاند این چالشها!
تجاوز مستمر
امروز، عزیزان، پس از تجاوزی که بیش از چهل روز ادامه یافت و پیامدهایش هنوز پایان نیافته، با شما دیدار میکنیم. از تجاوز رنج کشیدهایم و هنوز میکشیم: رنج آوارگی، ویرانی دهها هزار ساختمان و زیرساختها که متأسفانه هنوز در روستاهای نوار مرزی ادامه دارد و در این مدت عزیزان و محبوبانی را از دست دادیم که امروز حضورشـان را کم داریم و درد و حسرت و احساس مسئولیت خود را برای ما به جا گذاشتهاند تا از آرزوها و آرمانها و رؤیاهایشان نگهبانی کنیم؛ آن هم در وطنی که همه همتشان این بود که عزیز، آزاد و کریم باقی بماند و در برابر هیچ طمعکار و مهاجم و اشغالگری سر فرود نیاورد.
گزینه صبر و پایداری
ما در برابر همه این زخمهای خونچکانی که همچنان بیم آن داریم در سایه آتشبس شکنندهای که دشمن هنوز آزادی تجاوز در آن را دارد، ادامه یابد، گزینهای جز صبر نداریم؛ گزینهای نداریم جز پایداری بر آنچه به آن ایمان آوردهایم و همچنان ایمان خواهیم داشت؛ گزینهای جز این نداریم در وطنی که در آن ریشه دواندهایم و هرگز فکر نکردهایم که تنها از آن ما باشد، بلکه برای همه کسانی که با ما در آن زندگی میکنند، عزیز، آزاد و کریم باشیم.
این که به همه خونهای پاک و زخمهای خونچکان شهیدانی که برای پاسداری از وطن به شهادت رسیدند و به این ملت صابری که درد آوارگی و کوچ اجباری را تحمل میکند، وفادار باشیم؛ در عین حا از دولتی که مسئول همه شهروندان، بهویژه دردمندان است، میخواهیم مسئولیت خود را در قبال آنان بر عهده بگیرد. آنان حق دارند که دولت آنچه را که از زندگی، روزی، اموال، عزت و کرامتشان به امانت گرفته، تباه نکند و حتی یک وجب از خاک این وطن را واگذار نکند.
مسئولیت دولت
ما به حجم فشارهایی که به دلیل قدرتی که دشمن دارد و حمایتی که از آن برخوردار است، بر این وطن وارد میشود، به خوبی آگاهیم؛ اما دوباره تأکید میکنیم که همه اینها موجب نمیشود که دولت در برابر دشمن تسلیم شود و شروط تحمیلی آن را که به خاک و انسان وطن آسیب میزند، بپذیرد. بلکه از دولت میخواهد تلاش کند تا همه عناصر قدرت داخلی را که خود دشمن هم به سودمندی و تأثیرگذاری آنها اعتراف دارد و قدرتهای بیرونی را که هنوز در کنار این کشور ایستادهاند و خواهان خیر و حمایت از آن هستند، گرد آورد تا به آنچه ما میخواهیم برسد: یعنی توقف تجاوز، خروج دشمن از سرزمینهای اشغالی، آزادی اسیران، بازسازی و آزادسازی کامل خاک وطن، بدون این که شروط ذلتباری بر آن تحمیل شود؛ زیرا همه تجربههای پیشین نشان داده که دشمن اینها را به رایگان به لبنانیها نخواهد بخشید؛ بلکه نتیجه تلاشها، کار پیگیر و فداکاریهای آنان است.
در همین حال میخواهیم لبنانیها تلاشهایشان را یکی کنند و از تفرقه که دشمن از آن سود میبرد و به آن امید بسته است، دست بکشند و راههای رهایی از رنجی را مورد بررسی قرار دهند که اگر تجاوز ادامه یابد، همه از آن رنج خواهند؛ زیرا نتایج تجاوز به ضرر یک طایفه یا موقعیت سیاسی خاصی نخواهد بود، بلکه به ضرر همه وطن و آینده و آزادی تصمیم و انسان آن خواهد بود.
سپاس از پذیرش آوارگان
در عرصه داخلی، همچنان از پذیرش گرمی که همه لبنانیها با همه طوایف و مذاهبشان از کسانی که ناگزیر از ترک سرزمینشان شدند و مشتاق بازگشت به آن هستند، نشان دادند و هنوز نشان میدهند، قدردانی میکنیم. آنان در این کار از همه محاسبات موجود در کشور فراتر رفتند و نمونهای از وحدت و همبستگی لبنانیها ارائه دادند.
بار دیگر از دولت میخواهیم که نقش و مسئولیت خود را در کمک به کسانی که خانههایشان را به اجبار ترک کردند ادامه دهد و این حق مردم بر دولت است. در اینجا آنچه را دولتها، انجمنها، نهادها و افراد برای پایداری مردم ما و دادن توانایی حفظ کرامت و تأمین نیازهایشان انجام دادند، فراموش نمیکنیم.


