نگاهی به اخلاقیات و رهنمودهای امام رضا (ع) برای جامعه مؤمنان
علامه مرجع سید محمدحسین فضلالله
«إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»؛ خدا فقط میخواهد پلیدی را از شما اهلبیت دور کند و شما را پاک و پاکیزه گرداند. (احزاب: ۳۳)
بر اساس برخی روایات، در این روزها، در سالروز وفات امام علی بن موسی الرضا (ع) قرار داریم. ما همواره نیازمند آن هستیم که هر از چندی در سایهسار امامان اهلبیت (ع) بایستیم تا با گوشههایی از سیره، اخلاقیات و سخنانشان آشنا شویم و بر شناخت خود از مقام آنان بیفزاییم؛ زیرا به عقیده ما آنان نماینده خط اصیل اسلامیاند، چرا که خلفای رسول خدا و اوصیای او هستند.
مورد احترام امت
امام رضا (ع) هشتمین امام از امامان اهلبیت (ع) است. او دوران زندگی خود را چنان از علم پر کرد که پیروان و حتی غیرپیروانش به علم و فضل او اعتراف داشتند. یکی از معاصرانش درباره او گفته است: «داناتر از علی بن موسی الرضا (ع) ندیدهام و هیچ عالمی او را ندید مگر آنکه به همین مطلب گواهی داد. مأمون در مجالس متعددی دانشمندان ادیان، فقیهان شریعت و متکلمان را گرد آورد و او بر همهشان چیره شد تا جایی که هیچیک باقی نماند مگر آنکه به فضل او اقرار کرد و به قصور خود اعتراف نمود.»
راوی دیگری میگوید: «از مسائلی که از او پرسیده شد و او پاسخ داد، هجده هزار مسئله گرد آوردم.» او در میان امت مورد احترام بود. هنگامی که به دعوت مأمون به ایران رفت؛ در شرایطی که مأمون در تدارک ولایتعهدی او بود، مردم در هر شهر با استقبال پرشور و انبوه از او پذیرایی میکردند و از او میخواستند از زبان پدران و نیاکانش حدیثی را از رسول خدا (ص) برایشان روایت کند. راویان نقل میکنند که هزاران نفر گرد آمدند و گفتند: «ای پسر رسول خدا، برای ما حدیث بگو.» او شروع کرد و فرمود: «پدرم موسی بن جعفر برایم حدیث کرد، او از پدرش جعفر بن محمد، او از پدرش محمد بن علی، او از پدرش علی بن حسین، او از پدرش حسین بن علی، او از پدرش علی بن ابیطالب (ع) روایت کرد که رسول خدا (ص) فرمود: خداوند عزّوجلّ میگوید: لا إله إلا الله دژ من است؛ هر کس وارد آن شود از عذاب من در امان است.»
سپس امام (ع) سرش را از محمل بیرون آورد و فرمود: «بهشرط و شروط آن و من از شروط آن هستم.»
شاید نیاز مأمون به سپردن ولایتعهدی به او پس از آن بود که خانوادهاش و پسران عمویش در نبرد با برادرش محمد امین با او جنگیدند و امام (ع) در سراسر جامعه اسلامی پایگاه مردمی گستردهای داشت. روایات در تفسیر پذیرش ولایتعهدی توسط امام (ع) متفاوت است و ذکر آنها طولانی است. اما امام (ع) در تمام سیره خود در آن دوران و پیش از آن، نماینده رسول خدا (ص) در همه صفات خاص و عام بود. در اینجا تصویری از اخلاقیات اجتماعی و شخصی او را نقل میکنیم.
برخی از اخلاقیات امام رضا (ع)
یکی از راویان معاصر او، ابراهیم بن عباس، میگوید: «ابوالحسن رضا (ع) را هرگز ندیدم که با کلمهای به کسی جفا کند؛ یعنی هرگز سخن درشت یا تندی به کسی نگفت. هرگز ندیدم سخن کسی را قطع کند تا آنکه سخنش تمام شود. هیچکس را از حاجتی که توان برآوردنش را داشت، رد نکرد. هرگز پاهایش را در برابر همنشینی دراز نکرد. هرگز در برابر همنشینی تکیه نداد. هرگز هیچیک از بردگان و غلامانش را دشنام نداد؛ حتی اگر به او بدی کرده یا کاری کرده بودند که مستحق دشنام باشد. هرگز آب دهان نینداخت. هرگز با صدای بلند نخندید؛ خندهاش تنها تبسم بود. هنگامی که تنها بود و سفرهاش گسترده میشد، غلامان و وابستگانش را، حتی دربان و مهتران اسب را با خود بر سر سفره مینشاند؛ زیرا او مردم را بدون توجه به جنبه طبقاتیشان احترام میگذاشت.»
از اینرو برخی گفتهاند: «با امام رضا (ع) در سفرش به خراسان بودم. روزی سفرهای طلبید و غلامان سیاهپوست و دیگران را بر آن گرد آورد. گفتم: فدایت شوم، کاش برای اینان سفره جداگانهای میگذاشتی؟ فرمود: بس کن! پروردگار تبارک و تعالی یکی است، مادر یکی است، پدر یکی است و پاداش بر اساس اعمال است. إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (حجرات: ۱۳)؛ گرامیترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. »
اینان ممکن است در سطح طبقاتی خاصی یا از بردگان باشند، اما در انسانیت همانند من مخلوق خدا هستند: «إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَىٰ» (حجرات: ۱۳)؛ ما شما را از مرد و زنی آفریدیم. مادر و پدر ما یکی است. چه چیزی آنان را از من متمایز میکند؟ هیچ امتیازی نیست مگر به اعمال. اگر عمل من بیشتر باشد، آنگاه از آنان متمایز میشوم. سیره او این چنین بود.
او در شب کمخواب و بسیار شبزندهدار بود و بیشتر شبهایش را از آغاز تا صبح زنده احیا میکرد. بسیار روزه میگرفت و روزه سه روز در ماه از او فوت نمیشد و میفرمود: «این روزه تمام عمر است.» بسیار اهل نیکی و صدقه پنهانی بود و بیشتر آن در شبهای تاریک انجام میشد. هر کس ادعا کند کسی مانند او در فضل دیده، باور نکنید؛ زیرا امام رضا (ع) تنها فرد عصر خود با این صفات بود.
ما میخواهیم در برخی سخنان او درنگ کنیم تا بتوانیم از درسهای آن برای زندگی اجتماعی خود بهره ببریم.
معیار عبادت
از آن حضرت روایت شده است: « لیسَ العبادهُ کثرهَ الصَّلاهِ والصَّومِ، وإنَّما العبادهُ کثرهُ التفکّرِ فی أمرِ اللهِ عزَّ وجلَّ؛ عبادت، بسیاری نماز و روزه نیست؛ بلکه عبادت، بسیاری تفکر در امر خداوند عزّوجلّ است.»
امام رضا (ع) میفرماید معیار عبادت، بسیاری نماز یا روزه تو نیست؛ زیرا ممکن است نمازت بسیار یا روزهات زیاد باشد بیآنکه آگاهی و معرفتی داشته باشی. عبادت به معنای خضوع در برابر خداست و خضوع با عقل پیوند دارد. به هر اندازه که خدا را در عقل خود بیشتر بشناسی، عقل تو در برابر او خاشع و خاضع میشود. بنابراین عبادت، خضوع قلب در برابر خداست؛ چنانکه قلبت به یاد خدا بلرزد: «الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» (انفال: ۲) ؛ کسانی که چون خدا یاد شود دلهایشان میلرزد.
از اینرو امام رضا (ع) میفرماید انسان باید وقت خود را به تفکر در امر خدا بگذراند؛ در عظمت خدا از طریق عظمت آفریدگانش در همه اسرار خلقت بیندیشد و در نعمتهای خدا بر خود تفکر کند. هرچه تفکر تو در اینها بیشتر شود، معرفت خدا در عقلت بزرگتر میگردد، عقل تو به یاد خدا خاشع میشود، عظمت خدا در قلبت بزرگ میشود و قلبت به یاد او خاشع میگردد. بر این اساس، اگر خدا در قلب و عقلت بزرگ شود، آنگاه نمازت نماز انسان خاشع و خاضع در برابر پروردگار خواهد بود. اما کسی که خدا را نمیشناسد و عظمت خدا در جانش پرورش نیابد، ممکن است نماز بخواند اما از نمازش چیزی نمیفهمد.
عالم عبادت، عالمی درونی است: باید عقلت نماز بخواند، قلبت نماز بخواند و احساسات و عواطفت نماز بخوانند تا این در نماز زبانی و بدنی تو تجسم یابد.
گشادهدستی بر خانواده
او در حدیثی دیگر درباره صاحب نعمت سخن میگوید؛ کسی که خداوند مال او را گسترش داده است. میفرماید که اگر خداوند مال تو را گسترش داد، این امر برای تو مسئولیت میآورد که بر خانوادهات گشادهدستی کنی؛ زیرا برخی را خدا مال میدهد، اما بر خانوادهشان بخل میورزند. شوهرانی هستند که مال فراوان دارند؛ اما بر خانوادهاش سخت میگیرند، همسر و فرزندانش را محروم میکنند و کمترین هزینه را به آنان میدهند. از اینرو برخی از زنانشان از من میپرسند: آیا جایز است از جیب شوهر برای خرید نیازهای خانه (نه برای خودشان) بردارند؟ این به آن دلیل است که پدر خانواده بر خانوادهاش بخل میورزد، در حالی که خدا به او روزی داده است. اگر توان انفاق نداشت مشکلی نبود: «لِیُنفِقْ ذُو سَعَهٍ مِّن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ» (طلاق: ۷)؛ توانگر از توانگری خود انفاق کند و آنکه روزیاش تنگ شده از آنچه خدا به او داده انفاق کند. اما اگر خدا بر تو گشایش داده است، چرا بر خانوادهات تنگ میگیری؟!
هستند برخی کسانی که به زیارت امام رضا میروند و مال خرج میکنند اما وقتی به خانه میآیند بر خانوادهشان سخت میگیرند. امام رضا (ع) بر اساس این روایت میفرماید: «صَاحِبُ النِّعْمَهِ یَجِبُ أَنْ یُوَسِّعَ عَلَى عِیَالِهِ؛ صاحب نعمت باید بر خانوادهاش گشادهدستی کند.» علتش این است که وقتی خدا به تو میدهد، اگر تو پدر خانوادهای، خدا فقط روزی تو را نمیدهد بلکه روزی تو و خانوادهات را میدهد؛ زیرا هنگامی که مسئولیت خانواده را پذیرفتی، خدا روزی آنان را نیز بر دست تو حواله میکند. پس وقتی بر آنان تنگ میگیری، از مال خودشان تنگ میگیری نه از مال خودت. خدا فرموده است: «وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ» (نور: ۳۳) و از مال خدا که به شما داده به آنان بدهید.
برخی از مردم را خدا گشایش مالی میدهد؛ اما آنها اموالشان را در قمار یا لهو و لعب و زن بارگی و شراب و مانند آن خرج میکنند. میدانید این چه معنایی دارد؟ یعنی شیر کودکانشان، لقمه کودکانشان، لباس کودکانشان و شهریه مدرسه آنان را میدزدند. یعنی دزد و سارق اموال ضعیفانِ زیر دست خود هستند.
این به معنای آن است که خدا به او بدهد تا او آن را برای خود و خانوادهاش خرج کند: «إنَّ المعونهَ تأتی العبدَ منَ اللهِ على قدرِ المؤونهِ؛ یاری خدا به بنده به اندازه هزینهاش میرسد.»
دوستان این نکته باید فهمیده شود. نگذارید زنانتان احساس تنگنا و فشار بر خود و کودکانشان کنند تا جایی که همسر مجبور شود از جیب شوهر بردارد و خود دچار اشکال شرعی شود و تو نیز با واقعیتی ناپسند روبهرو شوی: « صاحبُ النِّعمهِ یجبُ أن یوسِّعَ على عیالِهِ؛ صاحب نعمت باید بر عیال خود گشایش ایجاد کند.»
تمیزی، اخلاق پیامبران
یکی از سخنان امام رضا (ع) متوجه وضعیت مسلمانان در خیابانها، روستاها، خانهها و بدنهایشان است. آن حضرت میفرماید: «مِنْ أخلاقِ الأنبیاءِ التَّنظیفُ؛ از اخلاق پیامبران، نظافت است.» حدیث دیگری داریم که میگوید: «النَّظافهُ مِنَ الإیمانِ ؛ نظافت از ایمان است.»
معنایش این است که اخلاق و سیره پیامبران و ائمه (ع) که در مسیر پیامبراناند و مؤمنان نیز در خط پیامبران قرار دارند، این است که باید بر نظافت خود مراقبت کنند. باید بدنها و لباسهایشان را پاکیزه نگه دارند، خانهها، خیابانها و روستاهایشان را پاکیزه کنند و مانند آن؛ زیرا نظافت نمایانگر چهره تمدنی درخشان اسلام، ایمان، مسلمانان و مؤمنان است.
امانتسپاری به خیانتکار!
امام رضا (ع) در حدیثی به مسئله برخی از افراد میپردازد که بدون دقت و بررسی و بدون پرسش از امانتداری، کسانی را امین میگیرند و این امینان خیانت میکنند. امام (ع) میفرماید: «ما خانَکَ الأمینُ، ولکن ائتمَنْتَ الخائنَ؛ امین به تو خیانت نکرده؛ بلکه تو خیانتکار را امین قرار دادهای.»
امین خیانت نمیکند، اما شاید تو میان امین و غیرامین تشخیص ندادهای؛ شاید آن کسی را که بر مال یا راز یا ناموس یا وطنت امین قرار دادهای، بررسی نکرده باشی. بلکه به ظاهر و امور سطحی فریفته شدهای. پس این تو هستی که در امور و اشخاص دقت نکردهای.
دوستان این مسئله در واقعیت ما وجود دارد و برای بسیاری افراد پیش آمده است که کسی میگوید: «مالت را به من بده و ۷۵٪ سود به تو میدهم.» با عقلت فکر کن؛ در این روزگار و شرایط چه کسی میتواند حتی ۱۰٪ سود بدهد؟! ممکن است ماه اول و دوم بدهد، اما بعد مالت را از دست میدهی.
نگو فلانی به من خیانت کرد، فلانی مالم را خورد؛ بلکه بپرس آیا فلانی را ارزیابی کردی؟ آیا معامله را ارزیابی کردی که آیا معقول است یا نه؟ تاجران بزرگ میگویند: سودشان بهزحمت ۵٪ است؛ پس این فرد چگونه ۲۰٪ یا ۳۰٪ یا ۴۰٪ میدهد؟ از کجا میآورد؟! اما کسی به این امور فکر نمیکند.
امام رضا (ع) به تو میگوید که وقتی کسی را بر مال یا راز یا سیاستت امین قرار میدهی، وقتی به بهانه اینکه خانواده میخواهد یا روستا میخواهد یا گروه فلان میخواهد، رأیات را به این یا آن میدهی، به یاد داشته باش که رأیات امانت است و خدا فردا تو را به خاطر همه آثار منفیاش بازخواست خواهد کرد؛ خواه رأی برای شورا باشد یا نمایندگی یا کدخدا یا هر چیز دیگر.
همچنین وقتی دخترت را شوهر میدهی، نگو این فرد پسر برادرم است، این پسر عمویم است، پدرش را میشناسیم بلکه خود او را بررسی کن و بشناس: « إذا جاءَکُم من ترضونَ خلقَهُ ودینَهُ فزوِّجوه ؛ اگر کسی آمد که اخلاق و دینش را میپسندید، به او زن بدهید.» نه این که اگر مال یا نسب یا وجاهتش را پسندیدید؛ زیرا دخترت با پدران و نیاکانش زندگی نمیکند تا بگویی نسبش اصیل است و با گنجینههای مالش زندگی نمیکند، بلکه با اخلاقش زندگی میکند؛ زیرا انسان، عبارت از اخلاق و دینداری است.
پس نگو امین به من خیانت کرد؛ بلکه تو خیانتکار را امین قرار دادی. نگو مؤمن به من خیانت کرد؛ او مؤمن نبود و تو او را بررسی نکردی. از اهلبیت (ع) وارد شده است: «لاَ تَنْظُرُوا إِلَى کَثْرَهِ صَلاَتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ کَثْرَهِ اَلْحَجِّ وَ اَلْمَعْرُوفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّیْلِ اُنْظُرُوا إِلَى صِدْقِ اَلْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَهِ؛ به زیاد نماز خواندن و روزه گرفتن و حج رفتن و کارهاى نیک و زمزمههاى شب کسى نگاه نکنید، بلکه به راستى در گفتار و اداء امانت او نگاه کنید.» مؤمن کسی است که چون بگوید راست گوید و چون امین قرار داده شود، وفا کند.
بهترین بندگان
از امام (ع) درباره بهترین بندگان پرسیدند. فرمود: «إِذَا أَحْسَنُوا اِسْتَبْشَرُوا وَ إِذَا أَسَاءُوا اِسْتَغْفَرُوا وَ إِذَا أُعْطُوا شَکَرُوا وَ إِذَا اُبْتُلُوا صَبَرُوا وَ إِذَا غَضِبُوا عَفَوْا؛ کسانی که چون نیکی کنند شادمان گردند و آن هنگام که بدی کنند از خدا آمرزش جویند و آنگاه که به آنان چیزی بخشیده شود سپاس گزار باشند و چون دچار بلایی شوند صبر پیشه دارند و آنگاه که خشم گیرند گذشت کنند.»
« إِذَا أَحْسَنُوا اِسْتَبْشَرُوا – اگر از آنان خیر و احسانی در رابطه با پروردگارشان، مردم و در مسئولیت زندگیشان صادر شود، از این کار خیر خوشحال و شادمان میشوند – وَ إِذَا أَسَاءُوا اِسْتَغْفَرُوا – اگر به خدا بدی کنند، در هر عملی که معصیت خداست، بلافاصله پس از آگاهی از بدیشان استغفار میکنند: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ» (اعراف: ۲۰۱) ؛ پرهیزگاران چون وسوسهای از شیطان به آنان برسد، به یاد آورند و ناگهان بینا شوند و مثل برخی بیست یا سی سال منتظر نمیمانند تا توبه کنند.
لا تقلْ فی غدٍ أتوبُ لعلَّ الـ غدَ یأتی وأنتَ تحتَ التّرابِ
نگو فردا توبه میکنم، شاید فردا بیاید و تو زیر خاک باشی.
وَ إِذَا أُعْطُوا شَکَرُوا – اگر کسی چیزی به آنان بدهد تشکر میکنند؛ زیرا انسان باید از خالق و مخلوق تشکر کند. اگر خدا به آنان بدهد با خیر و عمل، تشکر میکنند و اگر مردم بدهند آنگونه که سزاوار است تشکر میکنند- إِذَا اُبْتُلُوا صَبَرُوا – هنگام مشکلات و بلاها بیتابی نمیکنند. امام علی (ع) میفرماید: «الصَّبر منَ الإیمانِ بمنزلهِ الرَّأسِ منَ الجسدِ، فکما لا خیرَ فی جسدٍ لا رأسَ معَهُ، لا خیرَ فی إیمانٍ لا صبرَ معَهُ ؛ صبر برای ایمان همچون سر برای بدن است؛ چنانکه در بدنی که سر ندارد خیری نیست، در ایمانی که صبر ندارد نیز خیری نیست- وَ إِذَا غَضِبُوا عَفَوْا – به سرعت شخص را در آنچه به خاطر عملکردشان میبخشند.»
پاداشی بیشتر از پاداش مجاهد
سپس میفرماید و این اشارهای به همه کارگران، تاجران و همه کسانی است که با حفظ خط تقوا در همه کار و تجارت و کوشششان در راه خانوادهشان تلاش میکنند: «إنَّ الَّذی یطلبُ من فضلٍ یکفُّ به عیالَهُ، أعظمُ أجراً منَ المجاهدِ فی سبیلِ اللهِ ؛ به راستی آن کس که روزی بیشتری را بجوید تا خانواده و نانخورش را تأمین کند، پاداشش از جهادگر در راه خدا بزرگتر است..»
زیرا آن مجاهد شکافی را در برابر دشمن میبندد، اما این یکی شکافی را در واقعیت اجتماعی میبندد و جامعه را قوی میسازد؛ زیرا هر انسانی که کار کند و جهاد کند و مسئولیتش را در برابر خانوادهاش انجام دهد، بهگونهای که غنای آنان را فراهم آورد، جامعه را قوی میسازد. جامعه غنی جامعهای است که به دیگران نیاز ندارد و هنگامی که جامعه از دیگران بینیاز شود، نمیتواند در برابر آنان خاضع شود.
بهرهبرداری نیکو از عمر
به او گفتند: چگونه صبح کردی؟ توجه کنید که امام چگونه میخواهد ما فکر کنیم و به چه چیزهایی بیندیشیم. ما اگر از کسی بپرسیم چگونه صبح کردی، میگوید: الحمد لله، اوضاع خوب است، سلامتی است، بچهها درس خواندند. آیا اینگونه فکر نمیکنیم؟ ببینید امام چگونه فکر میکند.
گفتند: چگونه صبح کردی؟ امام رضا (ع) فرمود: «أَصْبَحْتُ بِأَجَلٍ مَنْقُوصٍ وَ عَمَلٍ مَحْفُوظٍ وَ اَلْمَوْتُ فِی رِقَابِنَا وَ اَلنَّارُ مِنْ وَرَائِنَا وَ لاَ نَدْرِی مَا یُفْعَلُ بِنَا؛ با عمری کم شده و کرداری ثبت شده و در حالی که مرگ بر گردن ما و دوزخ از پی ماست و نمی دانیم با ما چکار خواهند کرد؟»
أَصْبَحْتُ بِأَجَلٍ مَنْقُوصٍ – خدا به من اجلی داده که هر روز کم میشود، همانگونه که هر روز برگی از تقویم میافتد. تقویم در آغاز سال پر از برگ است، سپس هر روز برگی از آن میافتد. این برگی که از تقویم میافتد از عمر تو میافتد – وَ عَمَلٍ مَحْفُوظٍ – زیرا هر کس دو نگهبان دارد: «عَنِ الْیَمِینِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ» (ق: ۱۷) وَجَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَیَّ مَعَ جَوارِحِی؛ و آنان را همراه با جوارحم گواه بر من قرار دادی – وَ اَلْمَوْتُ فِی رِقَابِنَا – مرگ ما را فراگرفته و نمیدانیم کی حاضر میشود- والنَّارُ من ورائِنا – اگر معصیت کنیم- ولا ندری ما یُفعلُ بنا.» و نمیدانیم در آینده با ما چه خواهد شد.
انسان باید هر روز چنان زندگی کند که این عمر در حال کاستن است. پیش از آنکه این روز از عمرم برود، باید آن را با آنچه خدا را خشنود میکند، پر کنم و آن را چنان بفشارم که عملم برایم بماند و از کسانی باشم که سخن خدا بر آنان منطبق است: «وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا» (کهف: ۴۶)؛ و کارهای شایسته پایدار نزد پروردگارت پاداشی بهتر و امیدی بهتر دارد.
سه چیز همراه با سه چیز دیگر
سپس امام (ع) در آنچه از او روایت شده میفرماید: «إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلاَثَهٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلاَثَهٌ أُخْرَى أَمَرَ بِالصَّلاَهِ وَ اَلزَّکَاهِ فَمَنْ صَلَّى وَ لَمْ یُزَکِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلاَتُهُ وَ أَمَرَ بِالشُّکْرِ لَهُ وَ لِلْوَالِدَیْنِ فَمَنْ لَمْ یَشْکُرْ وَالِدَیْهِ لَمْ یَشْکُرِ اَللَّهَ وَ أَمَرَ بِاتِّقَاءِ اَللَّهِ وَ صِلَهِ اَلرَّحِمِ فَمَنْ لَمْ یَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یَتَّقِ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ؛ خدای عز و جل دستور سه چیز را بهمراه دستور سه چیز دیگر صادر فرموده است دستور نماز را با زکاه پس هر کس نماز بخواند و زکاه نه پردازد نماز او پذیرفته نیست و به سپاسگزاری از خود دستور فرموده با سپاس از پدر مادر پس هر کس از پدر و مادر خود سپاسگزار نباشد خدای را سپاسگزار نیست و دستور فرموده است به تقوی از خدا و صله رحم پس هر کس که صله رحم نکند از خداوند پرهیز نکرده است.»
«إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلاَثَهٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلاَثَهٌ أُخْرَى أَمَرَ بِالصَّلاَهِ وَ اَلزَّکَاهِ – آیا در قرآن نمیخوانید: «وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ» (بقره: ۴۳)؟ – فَمَنْ صَلَّى وَ لَمْ یُزَکِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلاَتُهُ – به این مسئله بسیار توجه کنید؛ برخی نماز شب میخوانند اما وقتی نوبت زکات میرسد امتناع میکنند- وَ أَمَرَ بِالشُّکْرِ لَهُ وَ لِلْوَالِدَیْنِ – «أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ» (لقمان: ۱۴) – فَمَنْ لَمْ یَشْکُرْ وَالِدَیْهِ لَمْ یَشْکُرِ اَللَّهَ – و در حدیث است: هر کس از مخلوق شکر نکند از خالق شکر نکرده است. – وَ أَمَرَ بِاتِّقَاءِ اَللَّهِ وَ صِلَهِ اَلرَّحِمِ – «وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا» (نساء: ۱) – فَمَنْ لَمْ یَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یَتَّقِ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ.»
و چنین دعا میکرد: «اَللَّهُمَّ أَعْطِنِی اَلْهُدَى وَ ثَبِّتْنِی عَلَیْهِ وَ اُحْشُرْنِی عَلَیْهِ آمِناً أَمْنَ مَنْ لاَ خَوْفَ عَلَیْهِ وَ لاَ حُزْنَ وَ لاَ جَزَعَ إِنَّکَ أَهْلُ اَلتَّقْوىٰ وَ أَهْلُ اَلْمَغْفِرَهِ؛ خدایا به من هدایت عطا کن و مرا بر آن ثابت بدار و مرا بر آن محشور کن؛ در حال که چون کسی که ترسی بر او نیست امنیت دارد و اندوه و بیتابی ندارد. به درستی که تو اهل تقوا و اهل آمرزش هستی.»
پیروی از راه امام رضا (ع)
دوستان، اینها درسهای اهلبیت (ع) است که آگاهی، روحانیت و اخلاقیات ما را بالا میبرد تا به خدا نزدیک شویم و خشنودی او را به دست آوریم. و معنای ولایت اهلبیت (ع) این است که از آنان در همه تعالیم، مواعظ و نصایحشان پیروی کنیم. پس هرگاه امام رضا (ع) را یاد کردید، هرگاه به زیارت او رفتید و هرگاه در برابر ضریحش ایستادید، به یاد آورید که او میخواست مردم به خدا نزدیک باشند، با یکدیگر یگانه باشند و به طاعت خدا عمل کنند تا زیارتتان و ولایتتان پذیرفته شود.
بخشی از خطبه جمعه معظمله در مسجد امامین حسنین (ع)، تاریخ ۲۶/۰۶/۱۹۹۸.


