در جمع هیأت اتحاد علمای اسلام

بیانات علامه مرجع آیت الله  العظمی سید محمد حسین فضل الله

در جمع هیأت اتحاد علمای اسلام

 الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا محمد و علی آله الطیبین الطاهرین و اصحابه المنتجبین و علی جمیع انبیاء الله و المرسلین.

برادران و خواهران ایمانی سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 تحرکات اسلامی

با تمام وجود به طلایه داران اسلام عزیز که دغدغه دین دارند و دوست دارند با حکمت و موعظه نیکو و جهاد اسلام گرا باقی بمانند خوش آمد می‌گویم. جهاد در برابر چالش‌هایی که از سوی استکبار، ظلم و اشغالگری بر ما تحمیل می‌شوند.

علمای اسلام علیرغم گوناگونی در آگاهی‌ها، موقعیت‌ها، نقش‌ها و شیوه‌ها و روحیات خود باید اتحادی جهانی داشته باشند. اتحاد جهانی علمای اسلام یک تحول کیفی در مجموعه فعالیت‌های اسلامی است که باعث ایجاد شناخت از یکدیگر می‌گردد. زیرا ما دائماً از این مسأله شکایت می‌کنیم که ما در ذهنیت‌ها، اندیشه‌ها و فعالیت‌های خود با یکدیگر هماهنگ نیستیم و هر یک در محدوده‌هایی جدا از هم به سر می‌بریم. این وضعیت باعث سؤ برداشت‌ها نسبت به یکدیگر می‌شود. در حالی که بین علمای یک مذهب خاص و علمای مذاهب دیگر هیچ تفاوتی وجود ندارد. شیخ محمد رضا شبیبی، شخصیت‌ سیاسی، فرهیخته و شاعر عراقی در این باره می‌گوید:

     «حکم الناس علی الناس بما                                    سمعوا عنهم و غضوا الأعین

     فاستحالت و أنا من بینهـم                                      أذنــی عینـاً و عینــی أذنـاً»

یعنی؛ مردم با شنیده‌های خود و چشم بسته درباره دیگران حکم می‌کنند. وضع دگرگون شده است و من نیز یکی از آنان هستم گوشم چشم و چشمم گوش گشته است. با چشم‌های‌مان می‌شنویم و با گوشهایمان می‌بینیم. شاید وضعیت خیلی از ماها چنین باشد.

به اعتقاد من این تحرکات اسلامی جدید نشان دهنده یک تحول کیفی بزرگ است که امیدوارم در آینده به بار بنشیند.

عزیزان! چیزی که می‌خواهم به شما بگویم این است که امروز همان مراحل اولیه دعوت است ولی در گستره‌ای بسیار عظیم‌تر. دعوت اسلامی در آغاز، کوشش داشت تا در برابر شرک، جزئیات توحید را در باور مردم تثبیت کند. دعوت در پی آن بود تا انسان را از همه این عقب‌ماندگی‌ها، خرافات و بت پرستی‌ها بیرون برد تا به جایی برسد که جز خداوند را نپرستد.

دعوت در آن روز هم جنبه فکری _ اگر شرک را نوعی اندیشه به حساب آوریم _ و همه جنبه واقعی و میدانی داشت؛ زیرا دعوت برای کسانی که سالیان دراز بر مردم حاکمیت داشتند خصوصاً بزرگان قریش، پیامدهای منفی در پی داشت.

یعنی هم از نظر فکری و هم از واقعی مشکل وجود داشت؛ همه ما می‌دانیم دعوت اسلامی با همه چالش بزرگی که می‌خواستند مردم را از اعتقاد توحیدی باز دارند رویارویی کرد.  این چالش‌ها جنبه فکری داشت همان طوری که جنبه‌های نظامی و اجتماعی و… نیز داشت. بدین ترتیب مردم گروه گروه به دین اسلام در آمدند و روزنه‌های خرد بشری به روی اسلام گشوده شد و اسلام تا امروز تداوم یافت.

بدین ترتیب علمای اسلامی پدید آمدند که نوشتند و تألیف کردند و سخنرانی نمودند. امروز علیه اسلام حمله می‌شود. چنین رفتار عمومی را می‌توانیم در اقدامات دنیای غرب ببینیم. غرب آمریکایی، غرب اروپایی، غرب روسی و چینی‌ها. وقتی می‌گوییم غرب، منظور ما شیوه فکری است و کاری به گستره جغرافیایی آن نداریم.

علیه اسلام یک سری اقدامات منظم صورت می‌گیرد که گاهی عنوان اقتصادی، گاهی عنوان سیاسی و گاهی عنوان امنیتی به خود می‌گیرد. حمله علیه اسلام فقط به عناوین سه گانه فوق خلاصه نمی‌شود. بلکه جنبه فرهنگی نیز یافته است. می‌کوشند نزد انسان معاصر، اسلام را دینی خرافی و واپس گرا معرفی کنند که به آزادی، انسانیت و ارزشهای مورد احترام انسان معاصر باور ندارد.

 شرک مدرن

دارند برای شرک به معنای گسترده آن برنامه ریزی می‌کنند؛ شرک فقط بت پرستی دوران جاهلیت نیست بلکه بسیار متنوع و گوناگون است. می‌کوشند انسان را از خدا جدا کنند؛ حتی سکولاریسم که می‌گویند منافی دین نیست؛ سکولاریسم آزادی دین را نمی‌گیرد چرا که مخالفت علیه دین به شمار می‌آید؛ بلکه دین را از همه چیز می‌گیرد و برای دین فقط آزادی‌های عبادی را باقی‌ می‌گذارد.

عزیزان! ما نیز در دوره دعوت قرار داریم و باید باور کنیم درگیر در چالش‌های سیاسی و امنیتی هستیم. هر چند این رویارویی در پوشش‌هایی متفاوت انجام می‌شود. نباید مسأله دعوت را به فراموشی بسپاریم.

 غیبت اسلام از بین جوانان

هنگامی که به دعوت دست می‌زنیم ارزشهای دعوت چنان گستره‌ای را در بر می گیرد که می‌توانیم نسلهای مسلمان خود را به اسلام دعوت کنیم؛ زیرا نسل‌های مسلمان ما در دانشگاه‌های غربی و دانشگاه‌های غرب زده شاید با بسیاری از نمودهایی که می‌خواهند زندگی را از خداوند متعال دور کنند رو به رو هستند.

بنابراین نباید فکر کنیم نسل‌های مسلمان ما همان نسل‌های اسلامی هستند؛ بلکه باید بکوشیم اسلام را به عنوان یک فکر و یک روش در بین آنان عمق ببخشیم؛ زیرا داریم می‌بینیم که نسل‌های امروز با بسیاری از موضوعات جدید از قبیل آزادی، حدود آزادی در اسلام، آزادی‌های سیاسی، آزادی‌های فرهنگی و آزادی‌های واقعی رو در رو هستند.

امروزه اگر در بین جوانان دانشگاهی خود نظر سنجی کنیم و از آن‌ها درباره این عناوین سؤال نماییم می‌بینیم چیز زیادی نمی‌دانند. ما اطمینان داریم حتی بسیاری از فقهای ما نیز از آزادی اسلامی و حدود آن، حلال و حرام در آزادی، موضع مناسب در برابر آزادی غربی و حقوق بشر چیزی نمی‌دانند. ما می‌گوییم اسلام حقوق دارد و کتابهایی در زمینه حقوق بشر نگاشته شده‌اند ولی با حقوق بشر مورد نظر سازمان ملل متحد تفاوت دارند.

از این رو نباید چیزی بگوییم که انسان مسلمان ملتزم گمان کند منظور از حقوق بشر همان تصمیم ها و قطعنامه‌های سازمان ملل متحد است. باید بین این حقوق تفکیک قایل شویم؛ زیرا اسلام بعضی از این حقوق را قبول ندارد مخصوصاً حقوق مربوط به جنبه‌های اخلاقی، دینی و موارد نظیر آن.

برای انسان معاصر اینها را باید دقیقاً مشخص کنیم و در چالش‌های گوناگون اندیشه اسلامی را ارائه دهیم و فقط به این بسنده نکنیم که نماز و روزه و زکات و حج را به انسان مسلمان معاصر بیاموزیم. بلکه باید به او بیاموزیم که چگونه با چالش‌های گوناگون فرهنگی و فکری زمانه رو در رو شود. زمانه چالش‌های خود را در قالب ارزشهایی انسانی مطرح می‌کند و انسان خواهان حفظ انسانیت خود نمی‌تواند از آن‌ها به راحتی بگذرد.

امروزه مطرح می‌شود که حدود انسانیت کدام است؟ مفهوم انسانیت چیست؟ و حرکت انسانیت چگونه است؟ چگونه انسانیت خود را در جنبه فرهنگی حفظ کنیم؟ چگونه انسانیت خود را در جنبه رفتاری مراعات کنیم؟ چگونه انسانیت را در سیاست رعایت کنیم؟

اینها مسائلی است که باید بدانها بپردازیم و در احکام، قوانین و مفاهیم اسلامی جوابهایی نیز برای اینها وجود دارد.

 اسلام و پرداختن به واژه‌ها و نیازمندی‌ها

وقتی درباره سیاست صحبت می‌کنیم، باید اصطلاحات اسلامی را مورد تأکید قرار دهیم؛ زیرا واژه‌هایی از قبیل دموکراسی اسلامی، سوسیالیسم اسلامی و اگزیستانسیالیسم اسلامی  اصالت ندارند.

باید بدور از هر گونه عقده گرایی حدود اصطلاحات و مفاهیم متناقض یا دارای هم پوشانی را خیلی ظریفانه از یکدیگر جدا کنیم و بصورتی روشن و شفاف اسلام خود را به مردم عرضه کنیم که جای هیچگونه بازنگری را باقی نگذارد.

الان هستند شخصیتهایی که اسلام را به غرب وارد کرده‌اند مثل روژه‌ گارودی و امثال او؛ ولی آنان اسلام را به شیوه خاص خود درک کرده‌اند. ما از اینان استقبال می‌کنیم ولی نباید بصورت مطلق فهم آنان را تأیید کنیم؛ زیرا آنان اجتهادات و آگاهی محدودی در این زمینه دارند.

در موضوع پرداختن به نیازها و مشکلات انسان باید گوشزد کنیم که به خاطر تحولات چشم گیر در زندگی بشر، نیازها و مشکلات عدیده و تازه‌ای برای او پدید آمده است. این تحولات زندگی انسان، به ویژه انسان مسلمان را با مشکلات و پیچیده‌گی‌هایی رو به رو ساخته است.

در این صورت چگونه می‌توانیم از اجتهاد برای حل مشکلات دینی انسان استفاده کنیم؟ مشکلات خیلی سخت و پیچیده هستند؛ مانند مشکلات بانکها و بورسها؛ چگونه می‌توانیم در این‌ها حلال و حرام را از یکدیگر تمییز دهیم؟ چگونه به دیدگاه اسلامی در این موارد دست یابیم و به حیله‌های شرعی در مسائل ربا و مانند آن دست نیازیم؟ بعضی از فقها برای اینکه مردم را از این تنگناها رهایی بخشند دست به دامان حیله‌های شرعی می‌شوند.

عزیزان! در جنبه‌های فرهنگی، دینی و انقلابی مشکلات بسیاری داریم. این نکته‌ای بود که می‌خواستیم بدان بپردازیم و به طولانی کردن کلام در این موضوع نیاز نمی‌بینیم.

 اسلامی کردن فعالیت‌های حزبی

نکته دوم به جنبش‌ها و حرکت‌های اسلامی مربوط است. پس از آشنایی با غرب با مفهوم حزب آشنا شدیم که بعضی آن را جنبش‌ها و حرکت‌های اسلامی نامیده اند. می‌بینیم این جنبش‌های اسلامی در ابتدا از ایده‌های فردی اشخاصی آگاه و مخلص پدید آمدند. ولی به مرور زمان حزب بصورت نامناسبی تحت سیطره رهبر در آمد و اندیشه‌های فردی او به اندیشه‌هایی مقدس تبدیل گردید. هم چنان که شیوه برخی دستجات سیاسی چنین است.

در ابتدا طی یک روند طبیعی، جنبش‌های اسلامی از حرکتی خرد ورز، آگاه و معتدل که همان جنبش اخوان المسلمین است سر چشمه گرفتند. اخوان المسلمین توسط شخصیت‌هایی فرهیخته و آگاه پدید آمد. نمی‌گوییم این جریان حرکتی معصوم و بدون اشتباه است ولی بهرحال اخوان المسلمین برآیند توانایی‌های فکری همان زمان است. مصر در آن دوره عناصر فرهیخته و آگاهی داشت.  از این رو منشأ بسیاری حرکت‌ها و تحولات گردید. وضعیت سیاسی نیز تغییر کرد و استعمار جای خود را به نظام‌های استبدادی داد. جنبش‌های اسلامی نیز از حالت فکری و نظری خارج شدند و به جنبش‌هایی سیاسی دارای رویکرد جهادی تبدیل گردیدند بدون اینکه واجد روش‌های یک جهاد اسلامی باشند.

ممکن است ما در خشونت‌های انقلابی خود از مارکسیم الهام پذیرفته باشیم. زیرا شیوه خشونت آمیز مارکسیستی علاوه بر جنبش‌های اسلام گرا، حرکتهای قومی دهه‌های پنجاه و شصت میلادی و پس از آن را نیز تحت تأثیر خویش قرار داده بود. زیرا ما شیوه انقلابی مبتنی بر اسلام را در اختیار نداشتـیم تا با اسـتفاده از آن به رویـارویی با چالش‌های سیاسی و نظامی موجود در عرصه های  انقلاب و حکومت بپردازیم.

پس از آن دچار شتابزدگی گردیدیم که حاصل آن حرکت‌های خشونت آمیز و تروریستی است. اقدامات تروریستی که بدان دست زده  می شود ممکن است از فهم سطحی واپس گرای بعضی علما و فقها اسلام ناشی شده باشد.

علمایی که بین آیات قرآن جدایی افکندند و احادیث نبوی را جدا از هم مورد بررسی قرار دادند. فضای عمومی جهان نیز بی تأثیر نبود. دخالت آمریکا در مسأله فلسطین و مشکلات دیگر جهان اسلام ما را با چالش‌هایی جدی رو به رو ساخت.

چالش‌های و تهدیدات آمریکا علیه جهان اسلام اصلی‌ترین عامل ایجاد فضای خشونت است. از این رو در کشورهای اسلامی جریان‌هایی تکفیر گرا به وجود آمد که به مذهبی معین و جایی خاص محدود نمی‌شود. دایره تکفیر وسیع و وسیع‌تر شد تا کار به جایی رسید فردی فردی دیگر را صرفاً به خاطر بعضی اختلاف نظرهای جزیی و کم اهمیت تکفیر نمود.

همین طور می توان ریشه وقایعی را که در الجزائر اتفاق افتاد در همین جهالت ها جستجو کرد. زمانی که مشکل محسمبه‌های بودا در افغانستان پیش آمد هیئتی از علمای اسلام و از جمله شیخ قرضاوی به افغانستان رفت. هیأت مذکور هیچ گونه عقلانیتی را در برخوردها ندید. چرا که در قبال این موضوع خردها بسته بودند. حال آن که همگی می‌دانیم در فقه اسلامی عناوین اولیه و عناوین ثانویه وجود دارند.

بنابراین وظیفه داریم در برابر اینگونه گروه‌های اسلام گرا که بر اساس خشونت و تکفیر بنا شده‌اند بایستیم. اینان دست زدن به خشونت را تنها راه علاج مشکل می‌بینند. برداشت آنان نیز از خشونت بسیار سطحی و ابتدایی است.

باید در برابر این گروه بایستیم؛ زیرا زیان ما از این گروه‌ها بسیار بیشتر از فایده ماست. همان گونه که در حادثه ۱۱ سپتامبر زیان‌های بسیاری را متحمل شدیم. درست است که این رویداد ابهت آمریکا را در هم شکست ولی باید متوجه باشیم که با این حادثه ما این فرصت را در اختیار آمریکا قرار دادیم تا بر همه جهان اسلام و بلکه همه دنیا سیطره باید؛ زیرا دولت آمریکا در چهره یک دولت مظلوم و مورد ستم وارد صحنه شد و دیگران افراطی و تند رو معرفی گردیدند.

حرف من این است که ما به عنوان اتحادیه علمای اسلام باید به این گروه‌ها نفوذ کنیم و با آن به گفتگو بنشینیم. درست است که آنها دچار فهم عقب مانده‌ای از اسلام شده‌اند ولی همان گونه که آنان در استفاده از حربه خشونت و تکفیر طرفی نبستند اگر ما نیز علیه آنان از خشونت استفاده کنیم به موفقیت نمی‌رسیم. در نشست‌های علمایی، فرهنگی، فکری و سیاسی چگونگی نفوذ به خرد دیگران را باید بررسی کنیم؛ زیرا خطر، تکفیر کنندگان فعلی نیست بلکه خطر، راه یابی اینان به خرد کودکان و جوانان است.

چرا که این تکفیر کنندگان و کسانی که به خشونت به عنوان یک اصل باور دارند نسل‌های دیگری را تربیت خواهند کرد. بنابراین باید بصورتی فوق العاده به جنبش‌ها و حرکت‌های اسلامی توجه کنیم؛ زیرا جنبش‌های اسلامی فعال چالش‌های بسیاری را بر ما تحمیل ‌کرده و مشکلات داخلی و خارجی بسیاری را برای ما ایجاد می‌نمایند.

اگر حساسیت و خطرناکی حرکت‌های مبتنی بر خشونت و ناامنی را درک کرده‌ایم باید مواظب آن‌ها باشیم. زیرا چنین حرکت‌هایی تأثیرات منفی بر سیمای نورانی اسلام به جای می‌گذارند و باعث سؤ استفاده غرب و دنیای استکبار می‌گردند.

دوست دارم همیشه روی واژه‌های مستکبرین و مستضعفین تأکید کنیم؛ زیرا واژه‌هایی قرآنی هستند که بجاست به جای واژه استعمار و غیره مورد استفاده قرار گیرند. همه ما با تهاجم‌های استکباری رو به رو هستیم که در اشغال افغانستان و عراق نمود یافته اند.  این روند به تحکیم طرح‌های اسرائیلی در مقابله با فلسطینی‌ها و سیطره نظام‌های دیکتاتوری در سرزمین‌های اسلامی منجر می‌شود. نظام‌هایی که مردم را به عنوان حمایت از تروریسم یا خشونت و مانند آن مورد تهدید قرار می دهند. ممکن است اتهاماتی که متوجه اینان است تا حد زیادی  درست باشد ولی بهره‌هایی از حقیقت نیز وجود دارد. از این رو دوست دارم علمای اسلامی به ویژه آنانی که به قدرت و عزت اسلام می‌اندیشند و دنیای سراسر اسلامی را طالبند برنامه‌ای برای مقابله با گروه‌های تندرو و افراطی در جنبه‌های سیاسی و فرهنگی طراحی و تنظیم کنند.

 عمومیت بخشیدن به فرهنگ وحدت اسلامی؛

نکته سومی که همیشه از آن سخن می‌گویم مسأله وحدت اسلامی است؛ همه ما می‌دانیم که مذهب اسلامی هر یک برای خود خطوط فکری، فقهی و کلامی خاصی دارند و در این باره با دیگران تفاوت‌هایی دارند. پس از وفات پیامبر اکرم (ص) چنین وضعیتی را شاهد بوده‌ایم و بحث‌های و جدلـهای بسـیاری را دیده‌ایم. تا هـنوز نتوانسته‌ایم با بهره گیری از واقعی‌گرایی و منطق پذیری به این جدالها حالتی فرهنگی یا فکری بدهیم. از این رو تا هنوز بحث و جدل پا بر جاست و شیوه‌های نامشروعی از قبیل متهم کردن دیگری به انحراف، گمراهی و کفر به این بحث‌ها و جدل‌ها وارد شده است. بعضی از فرقه‌ها نیز از سب یا لعن علیه شخصیت‌های بزرگ اسلامی و مقدمات فرقه دیگر استفاده می‌کنند.

از سوی دیگر کتابهایی نزد مذهب سنی و مذهب شیعه وجود دارند که ممکن است القای شبهه کنند. این درست است ولی ما نباید کتابهایی را بخوانیم که هزار سال پیش تألیف شده‌اند یا انسان‌هایی بدان‌ها باور داشتند که اکنون زنده نیستند. زیرا در هر مذهبی آگاهان و علمایی وجود دارند که ممکن است با چیزهایی که در این کتابها آمده‌اند مخالف باشند یا در تفسیر قرآن متفاوت با مفسران گذشته صحبت کنند و همین طور در جنبه‌های گوناگون فقهی با گذشتگان اختلاف داشته باشند.

از این رو نباید چشم و گوش بسته تسلیم چیزهایی شویم که در کتب قدیمی آمده‌اند. نباید پیرو راه و روش عوام شویم.  نباید نقش ما به این محدود شود که به مسائل فرقه‌ای بپردازیم و برای فرقه دیگر مطلبی را ثابت کنیم.

حرف من این است که ارزش وحدت اسلامی به این است که وقتی دور هم جمع می‌شویم بتوانیم از درون، خطاهای خود را اصلاح کنیم. پرداختن صرف به تصحیح اشتباهات پیامدی نخواهد داشت. وقتی این کار پیامدهای مثبت به بار می‌آورد که به عنوان مسلمان دور هم بنشینیم و پیش از این که احساس مذهبی داشته باشیم احساس اسلامی داشته باشیم تا اینکه مذهب در راستای اسلام قرار گیرد و دیدگاه‌ها در راستای اسلام بیان شوند و همه وفاداری‌های ما برای اسلام شود و وفاداری به مذهب به این حد خلاصه شود که مذهب را تجسم باورهای خود بدانیم.

شیوه‌های گفتگوی اسلامی در این فرمایش الهی دیده می‌شود: «قل یا اهل الکتاب تعالوا إلی کلمه سواءٍ بیننا و بینکم؛ بگو: ای اهل کتاب! به سوی سخنی که بین ما و شما یکسان است بیایید.»  (آل عمران/۶۴) و «و لاتجادلوا اهل الکتاب إلا بالتی هی أحسن؛ و با اهل کتاب جز با چیزی که بهتر است مجادله نکنید.» (عنکبوت/۴۶)

در این نشست‌ها با روحی وحدت گرایانه به تعیین موارد تفاوت بپردازیم. فقط به هم گرایی‌های فردی توجه نکنیم و فقط به خطابه ها و سخنرانی‌ها بسنده ننماییم. بلکه باید بر این نکته تأکید کنیم که علی رغم گوناگونی‌های مذهبی و فکری، روش خود را تغییر دهیم.

حرف من این است که وقتی به عنوان فرهیخته و عالم با یکدیگر رو در رو می‌شویم باید صریح و منطقی باشیم تا بتوانیم بسیاری از اشتباهات تاریخی، کلامی و فقهی موجود درسنی و شیعه را تصحیح کنیم. مهم این است که مذهب به دین تبدیل نشود. مشکل ما این است که مذهب به دین تبدیل شده است و مذاهب به امپراتوری‌های دینی تبدیل شده‌اند. اگر چه مشکلاتی از ناحیه امپراتوری‌های سیاسی داریم ولی مشکلات امپراتوری‌های دینی بیشتر است؛ زیرا اینان هیچگونه نقدی را نمی‌پذیرند، هیچ گونه محاسبه‌ای را قبول ندارند و طوری رفتار می‌کنند که گویی واجد همه حقیقت‌اند و همه چیزهایی که با داشته‌های آنان مخالف باشد یکسره بر باطل است.

در پایان باید به چالشهای سیاسی موجود بپردازیم که از سوی استکبار آمریکایی و استکبار اروپایی همراستا با منافع آمریکا، خود را بر ما تحمیل شده‌اند و سعی دارند از ما چونان گاو شیر‌ده‌ای استفاده کنند.

عزیزان! اقتصاد اسلامی ما در خطر است؛ سیاست اسلامی ما در خطر است؛ فرهنگ اسلامی ما در خطر است؛ امنیت اسلامی ما در خطر است و ما باید با خطرات رو در رو شویم؛ شاید الان این توان را نداشته باشیم که این خطرات را از بین ببریم ولی چرا به آینده فکر نمی‌کنیم.

یهودیان در سال ۱۸۹۷ به فکر اشغال فلسطین افتادند و در سال ۱۹۴۷ وارد فلسطین شدند. هرتزل ۵۰ سال پیش از ۱۹۴۷ این وعده را به آنان داده بود؛ او پـیامبر یهـودیان نـبود ولی یک برنامه ریز و طراح بود. پس ما نیز باید برنامه ریزی و طراحی نمائیم و زمانه را به خوبی بررسی کنیم و منفعل نباشیم. مشکل ما این است که منفعل و حماسی هستیم، دائماً داد و فریاد می‌کنیم و به مسائل حاشیه‌ای دامن می‌زنیم.

عزیزان! از اتحاد علمای اسلام حمایت می‌کنیم ولی مسئولیت بسیار سنگین و بزرگ است چه ما باشیم و چه نباشیم؛ زیرا قضیه به اسلام مربوط است.

«برز الکفر کله إلی الاسلام کله» آیا اسلام نیز با همه وسایل اسلامی و حکیمانه خود در برابر کفر رویارویی‌ حاصل کرده‌ است؟

دوباره به شما خوشامد می‌گویم و از خداوند متعال می‌خواهم اشتباهات همه ما و شما را اصلاح کند تا اینکه اسلام، اسلام همه جهانیان شود و مردم از تاریکی‌ها به سوی نور و روشنایی هدایت گردند و انسان به عبادت خداوند روی آورد و در زندگی بر مبنای تقوای الهی حرکت نماید.

و السلام علیکم و رحمه ا… و برکاته

بیروت ۹ ربیع الثانی ۱۴۲۶ هـ برابر با ۱۸/۷/۲۰۰۵ م