خطبه‌های نماز جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ علامه سید علی فضل‌الله

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه‌های نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل‌الله

5 تیر 1405ش برابر با 26 ژوئن ۲۰۲۶م و 11 محرم 1448

کربلا آزمون ایمان

خطبه اول

خداوند سبحان در کتاب عزیزش فرمود: «مَّا کَانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَىٰ مَا أَنتُمْ عَلَیْهِ حَتَّىٰ یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ» صدق الله العظیم.

سنت ابتلاء (آزمایش الهی)

خداوند سبحان در این آیه به یکی از سنت‌هایی که در زندگی قرار داده اشاره فرموده است: اینکه از بندگانش به صرف اعلام ایمانشان (گفتن آمنا) بسنده نمی‌کند، بلکه آنها را در امتحان‌ها و آزمایش‌هایی قرار می‌دهد تا خبیث را از طیب، و صادق در ایمان را از کاذب جدا کند. آیه دیگری نیز به این موضوع اشاره دارد:«الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ ۖ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ». مؤمنان صادق کسانی هستند که بر ایمان خود استوار می‌مانند و هرگز از آن عقب‌نشینی نمی‌کنند، حتی اگر به هر قیمتی باشد و حتی اگر به ضرر منافع شخصی‌شان تمام شود. اما ضعیف الایمان‌ها و کاذبان، به محض اینکه تعهد به ایمان برایشان هزینه‌دار شود و به منافع‌شان آسیب بزند، سریع عقب‌نشینی می‌کنند.

امروز ما به برخی از این امتحان‌ها اشاره می‌کنیم که کسانی با آن مواجه شدند که امام حسین (ع) به سویشان آمد و از آنها یاری و همراهی طلبید. برخی در این امتحان شکست خوردند و برخی موفق شدند.

نمونه‌های شکست‌خوردگان

نمونه اول: عبیدالله بن حر جعفی

او از اشراف کوفه بود. وقتی شنید امام حسین (ع) به سوی کوفه می‌آید، از شهر خارج شد تا در تنگنا قرار نگیرد و مجبور به همراهی با امام نشود. به صحرا پناه برد و خیمه‌ای در جایی دور از راه مردم برپا کرد تا کسی او را نبیند تا زمانی که تکلیف مشخص شود.

اما تقدیر چنین بود که امام حسین (ع) دقیقاً از همان راهی عبور کند که خیمه او برپا بود. امام پرسید: صاحب این خیمه کیست؟ گفتند: عبیدالله بن حر جعفی. امام پسرعموی عبیدالله را نزد او فرستاد تا او را دعوت کند. عبیدالله گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ؛ والله من از کوفه خارج نشدم مگر به خاطر کراهت از اینکه حسین (ع) وارد شود در حالی که من آنجا باشم. به خدا سوگند نه می‌خواهم او را ببینم و نه او مرا ببیند.»

با این حال، امام حسین (ع) خود به نزد او آمد، شاید از موضعش عدول کند یا حجت را بر او تمام کند. پاسخ عبیدالله به امام این بود: «به خدا سوگند می‌دانم هر کس با تو همراه شود در آخرت سعادتمند است، اما نفس من به من اجازه نمی‌دهد وارد آنچه تو وارد آن می‌شوی شوم. ولی می‌توانم اسبم را به تو کمک کنم؛ به خدا سوگند هر چه بخواهم با آن به دست می‌آورم و هیچ‌کس مرا تعقیب نکند مگر اینکه از او پیشی بگیرم. شمشیرم را هم که با آن می‌جنگم، اینها را برای خود بگیر.»

امام (ع) فرمود: «ای پسر حرّ! ما به خاطر اسب و شمشیرت به نزد تو نیامدیم! ما فقط برای طلب یاری تو در راه دینت آمدیم. اگر بر ما بخل ورزیدی و خودت را دریغ کردی، به چیزی از مال تو نیازی نداریم.»

عبیدالله بن حر جعفی این فرصت گران‌بها را غنیمت نشمرد و بعداً از این تصمیم پشیمان شد؛ او فرصتی را از دست داد که عزت دنیا و آخرت را برایش به ارمغان می‌آورد.

نمونه دوم: عمر بن سعد

این مرد همان کسی بود که امام حسین (ع) او را ملاقات کرد، بعد از اینکه فهمید او فرماندهی لشکری را بر عهده خواهد گرفت که با امام خواهد جنگید. به او وعده داده شده بود که در ازای این کار، حکومت ری را به او بدهند که آرزویش بود.

امام (ع) با او دیدار کرد تا شاید از تصمیمش منصرف شود یا حجت را بر او تمام کند و فرمود: «ای پسر سعد! آیا با من می‌جنگی؟ آیا از خدا در بازگشتت به او نمی‌ترسی؟ من فرزند کسی هستم که تو می‌دانی. رسول خدا (ص) درباره من فرمود: حسین از من است و من از حسینم، خداوند کسی را که حسین را دوست بدارد دوست دارد.» و درباره من و برادرم فرمود: حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت‌اند. آیا با من همراه نمی‌شوی و یزید، آن مرد فاسق فاجر قاتل نفس محترم را که از کسانی است که اطاعت شیطان را برگزیدند و اطاعت رحمان را رها کردند و حرام خدا را حلال و حلال او را حرام شمردند و بیت‌المال را به خود اختصاص دادند و حدود الهی را تعطیل کردند رها نمی‌کنی؟ این برای تو به خدا و مقام نزد او نزدیک‌تر است!»

عمر بن سعد گفت: «می‌ترسم خانه‌ام را ویران کنند.»

امام فرمود: «من برایت آن را بازسازی می‌کنم.»

گفت: «می‌ترسم مزرعه‌ام را بگیرند.»

امام فرمود: «من بهتر از آن را به تو می‌دهم.»

گفت: «در کوفه خانواده دارم و می‌ترسم ابن زیاد آنها را بکشد.»

در این هنگام امام حسین (ع) او را رها کرد، زیرا دانست که فایده‌ای ندارد. او دینش و آینده امتش را فروخت و اسیر منافع و طمع‌های خود شد. بعداً وقتی اولین تیر را به سوی اردوگاه امام انداخت گفت: «نزد امیر (ابن زیاد) برایم شهادت دهید که من اولین کسی بودم که تیر انداختم.» او دنیا و آخرت را باخت (خسران مبین) و حکومت ری را هم به دست نیاورد و توسط مختار ثقفی به بدترین شکل کشته شد.

برندگان امتحان

نمونه سوم: یاران امام حسین (ع)

آنها در شب دهم محرم امتحان شدند، زمانی که امام به آنها اجازه داد در تاریکی شب بروند و فرمود: «این شب شما را پوشانده، آن را وسیله‌ای قرار دهید و هر مردی از شما دست یکی از اهل بیت مرا بگیرد. خداوند همه شما را پاداش خیر دهد. در تاریکی شب و شهرهایتان پراکنده شوید تا خداوند گشایشی ایجاد کند. این قوم فقط مرا می‌خواهند و اگر به من برسند، از جستجوی دیگران دست برمی‌دارند.»

همه آنها با یک زبان پاسخ دادند: «الحمد لله که ما را به یاری تو کرامت بخشید و با کشته شدن همراه تو شرف داد. آیا راضی نمی‌شویم که در درجه تو یا ابن رسول الله باشیم؟!» آنها در امتحان موفق شدند و در آخرت فیروز گردیدند.

نمونه آخر: حر بن یزید ریاحی

او در روز دهم به امام حسین (ع) پیوست، در حالی که پیش از آن فرماندهی لشکری را بر عهده داشت که امام را در کربلا محاصره کرده بود تا از ادامه مسیر به کوفه جلوگیری کند. در روز دهم، وقتی مطمئن شد جنگ در حال وقوع است و عمر بن سعد جدی است، در انتخاب موضعش بین دو صف متحیر ماند: آیا در سمت یزید و عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد بماند تا موقعیتش را حفظ کند (و شاید ارتقا یابد)، اما در قتل امام حسین (ع) و یارانش شریک شود و نتیجه‌اش آتش و عذاب باشد؟ یا به حسین (ع) بپیوندد، در موضع عزت، کرامت و انسانیت بایستد، خدا را راضی کند (خدایی که امام برای او قیام کرد و فدا شد) و بهشت را به دست آورد، هرچند با مرگ؟ او چنان می‌لرزید که یکی به او گفت: «تو می‌لرزی؟ اگر به ما بگویند شجاع‌ترین اهل کوفه کیست، تو را نام می‌بردیم!»

حر پاسخ داد: «نه از ترس می‌لرزم، بلکه بین بهشت و جهنم برای خودم انتخاب می‌کنم.» سپس گفت: «به خدا سوگند هیچ چیز را بر بهشت ترجیح نمی‌دهم، حتی اگر قطعه‌قطعه شوم یا بسوزم.»

او به سپاه امام پیوست، با موضع آزاد و تصمیم شجاعانه، در حالی که توبه‌کار و پشیمان از آنچه کرده بود آمد و در پیش روی امام به شهادت رسید. امام حسین (ع) در آن روز به او مدال آزادی داد و فرمود: «تو آزاده‌ای، همان‌طور که مادرت نامت را حر گذاشت؛ آزاده در دنیا و آخرت.»

آماده‌سازی نفس برای امتحان

عزیزان! همه آنها با امتحان خود مواجه شدند. برخی موفق شدند و همه چیز را پشت سر گذاشتند و بزرگ‌ترین هم و غم‌شان اصلاح امت رسول خدا (ص) و تصحیح مسیر آن بود، و در نتیجه خیر دنیا و سلامتی آخرت را به دست آوردند و برخی دنیا و آخرت را به خاطر دنیایی که برایشان باقی نماند یا ملکی زوال‌پذیر از دست دادند.

بر ماست که خود را برای موفقیت در امتحان‌هایی که ممکن است با آن مواجه شویم آماده کنیم. هر کدام از ما امتحان خود را دارد: ممکن است با مال حرامی که به او عرضه شود امتحان شود یا با موقعیتی که برای حفظ آن ایمان و اصولش را از دست بدهد، یا با شهوت حرامی که پیش رویش قرار گیرد. و ممکن است همانند اهل کربلا، با ایستادن در کنار حق در برابر باطل امتحان شویم.

پس بیایید نفس‌هایمان را برای این امتحان‌ها آماده کنیم و ایمان را در قلب‌هایمان استوار سازیم تا امیدوار باشیم از موفقان در امتحان باشیم؛ از صابران و استواران بر ایمان، و چنگ‌زنندگان به مواضع‌شان، هر قدر چالش‌ها شدید و فداکاری‌ها بزرگ باشد.

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی که امام حسین (ع) به برادرش محمد بن الحنفیه، پیش از خروج از مدینه منوره، وصیت کرد، توصیه می‌کنم. در آن وصیت آمده است: «من نه برای خوشگذرانی و هوسرانی و نه برای فساد و ستمگری خروج کردم، بلکه فقط برای طلب اصلاح در امت جدم رسول خدا (ص) خروج کردم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم علی بن ابی‌طالب (ع) رفتار کنم. هر کس حق را از من بپذیرد، خدا سزاوارتر به حق است، و هر کس آن را رد کند، صبر می‌کنم تا خداوند میان من و این قوم داوری کند، و او بهترین داوران است… این وصیتی است برادر من به تو، و توفیق من تنها از جانب خداست، بر او توکل کردم و به سوی او بازمی‌گردم.»

امام (ع) با تمام وضوح اهداف قیامش را تعیین کرد؛ اهدافی که برای آن خون داد و فداکاری‌های بزرگ کرد. از اینجا است که اخلاص ما به امام حسین (ع) تنها به ریختن اشک هنگام یادآوری مصیبتش ختم نمی‌شود، بلکه باید برای همان اهدافی که این مصیبت و همه این دردها برایشان بود عمل کنیم. اینکه در هر عرصه‌ای از عرصه‌های حق و عدالت حاضر باشیم و صدایی باشیم که در برابر هر ظالم، فاسد یا منحرفی از مسیر حق بلند شود. در این کار هیچ ملاحظه‌ای نکنیم، هر قدر هویت فاسد و ظالم یا منحرف هرچه باشد و از هر طایفه یا مذهبی که باشد. با این کار می‌توانیم با چالش‌ها مواجه شویم.

نقض توافق توسط دشمن

از تداوم نقض آتش‌بس توسط دشمن از طریق حملات به مناطق متعدد در جنوب و سایر مناطق آغاز می‌کنیم که منجر به شهادت و زخمی شدن افراد از طریق هواپیماهای جنگی یا پهپادهایی شده که مناطق لبنانی را زیر نظر دارند و از بیروت دور نمی‌شوند. این امر تأیید می‌کند آنچه قبلاً به آن اشاره کردیم؛ یعنی قصد دشمن برای خنثی کردن تصمیمی که در سند تفاهم بین ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران آمده است؛ مبنی بر توقف کامل آتش‌بس که دشمن آن را نمی‌خواهد چون فعالیتش را محدود می‌کند. این امر کشورهای حامی این تصمیم را ملزم می‌کند که سریعاً وارد عمل شوند و تلاش کنند تا دشمن را از ادامه نقض‌ها بازدارند، آنچه ممکن است منجر به تشدید شود و اعتبار این تفاهم و جدیت کار برای پایان جنگ را تأیید کنند؛ تفاهمی که لبنانی‌ها از آن خیر دیده‌اند و روی آن حساب باز کرده‌اند.

مذاکرات بی‌فایده

در این زمان، مذاکرات لبنانی با رژیم صهیونیستی ادامه دارد که مشخص شده به نتیجه مورد انتظار؛ یعنی خروج کامل از سرزمین‌های لبنانی اشغالی، بازگشت مردم به آنها، خروج اسرا از زندان‌های اشغال، و حتی زمان‌بندی خروج منجر نخواهد شد؛ چرا که دشمن تمایلی به این قضیه ندارد و رهبران دشمن پیش از مذاکرات، در حین آن و بعد از آن صراحتاً آن را اعلام کردند.

به همین دلیل مجدداً بر دولت لبنان تأکید می‌کنیم که برای خروج کامل دشمن از سرزمین‌های لبنانی و تحقق آرزوهای لبنانی‌ها برای بازگشت به شهرها و روستاهایشان، به نحوی که به حاکمیت و وحدت داخلی کشور آسیب نزند، وارد عمل شود. و در این کار بر نقاط قوت داخلی تکیه کند که توانمندی‌اش را در به زحمت انداختن دشمن ثابت کرده است و باید بر دستاوردهای مذاکرات در سوئیس بین آمریکا و ایران تکیه نماید. مذاکراتی که جمهوری اسلامی، در آن لبنان را در اولویت قرار داد، چه در زمینه توقف آتش‌بس یا خروج دشمن از تمام سرزمین‌هایش و همچنین حمایت از همه کسانی که خیر این کشور را می‌خواهند.

وحدت و تثبیت بازگشت

در عین حال برای لبنانی‌ها لزوم حفظ وحدت داخلی‌شان، دوری از هر گفتار تحریک‌آمیزی که وحدت ملی و ثبات آن را تهدید کند و دیدار و هم‌افزایی در همه سطوح برای تلاش مشترک در برابر چالش‌های محلی و منطقه‌ای کنونی تأکید داریم؛ زیرا این چالش‌ها با سستی و انشقاقی که شاهد آن هستیم قابل مواجهه نیستند، بلکه این انشقاق منجر به افزایش رنج آنها می‌شود و وطنشان را در معرض بادهای دیگران قرار می‌دهد.

از دولت می‌خواهیم برای تأمین زیرساخت‌ها در مناطقی که مردم بتوانند به آنها بازگردند، چه شبکه برق و آب یا جاده‌ها و مرمت مؤسسات آموزشی و بهداشتی تا بتوانند کارشان را از سر بگیرند و فعال‌سازی دوباره ادارات رسمی که این امر به مردم کمک می‌کند بازگشتشان را تثبیت کنند و در سرزمین خود ریشه بدوانند، به ایفای نقش بپردازد.

راه ولایت جستن به امام حسین (ع)

در پایان، باید به احساسات جوشان کسانی که از طریق حضور در مجالس یا راهپیمایی‌ها محبت اهل بیت (ع) را ابراز کردند افتخار کنیم. این عشق و ولایت به امام حسین (ع) و همه کسانی است که برای خدا و یاری دینش فداکاری کردند؛ ولی همراه با این کارها، باید در عمل برای تحقق اهداف این فداکاری‌ها تلاش کنیم.

👤 خطیب: علامه سید علی فضل الله
📅 تاریخ: 2026-06-26
📍 محل برگزاری: مسجد امامین حسنین (ع) بیروت
📝 موضوع خطبه: کربلا آزمون ایمان