نماز جمعه بیروت | علامه سید علی فضل‌الله (۲۶ صفر ۱۴۴۶)

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه‌های نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل‌الله

26 صفر 1446 هـ ق برابر با 9 شهریور 1403 هـ ش و 30/08/2024 م

نگاهی به برخی از سفارش‌های پیامبر خدا (ص)

 

خطبه اول

خداوند سبحانه و تعالى در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً * وَدَاعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُنِیراً» صدق الله العظیم.

سالروز رحلت رسول اکرم (ص)

بیست و هشتم ماه صفر، سالروز رحلت پیامبر رحمت، محمد بن عبدالله (ص) است. روزی که رسول خدا (ص) این دنیا را ترک کرد و موج عظیمی از غم و درد و اندوه در دل مؤمنان به جای گذاشت.

مسلمانان با فقدان او، کسی را از دست دادند که رابط میان آنان و وحی بود. کسی که آنان را از ظلمات جاهلیت به سوی هدایت ایمان بیرون برد و برایشان پدر و معلم و مربی و آغوش گرمی بود که به هنگام مواجهه با غم و اندوه و سختی‌ها و گرفتاری‌ها به او پناه می‌بردند. این همان چیزی است که خداوند به ما فرمود: «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ».

پیامبر خدا (ص) با وجود مقام عالی و جایگاه والا و منزلت بزرگ نزد خداوند متعال، در میان مردم مثل یکی از آنان بود؛ بنابراین خود را از آنان متمایز نمی‌دید. تا جایی که اگر کسی به جایی می‌آمد که رسول خدا (ص) در آن حضور داشت و او را نمی‌شناخت، می‌پرسید: محمد کدام یک از شماست؟

از این رو دوستانش او را چنان دوست داشتند که جز محبت خدا نمی‌توانست با آن برابری کند، عشقی که مقدم بر عشق فرزند، پدر و مادر، شوهر، همسر و پول بود و آن‌ها تحمل جدایی از او و فقدان او از خودشان را نداشتند. از این رو فقدان رسول خدا بر آنان تأثیر شدیدی گذاشت، اما با وجود عظمت این مصیبت، اسلام پس از او ادامه یافت، قوت گرفت و در تمام مناطق گسترش یافت.

رسول خدا (ص) آن‌ها را برای آن روز آماده کرده بود؛ زیرا از زمانی که دعوتش را آغاز کرد، در ذهنشان تأکید کرده بود که او انسان است و انسان‌ها می‌میرند. همان چیزی که خداوند متعال فرمود: «إِنَّکَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَیِّتُونَ» و رابطه‌شان با او باید پیوند با رسالتی باشد که آن را آورده و به آن دعوت کرده است، پس اگر بمیرد یا کشته شود، نباید پیوندشان با رسالت از بین برود یا از آن برگردند، بلکه باید آن را ادامه دهند و حول محور آنچه او آغاز کرده، گرد آیند و او مدلول این سخن خداوند است که فرمود: «وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ الله شَیْئاً».

امروز در سالگرد وفاتشان می‌خواهیم به برخی از فرمایشات مهم ایشان بپردازیم.

توصیه به نماز

از جمله دستورات آن حضرت که تا آخرین لحظات عمر به آن تأکید کرد، این بود که می‌فرمود: «الصَّلاه الصَّلاه»، یعنی نماز را پاس بدارید. چیزی شما را از آن بازندارد؛ زیرا نماز ستون دین شماست و دین بدون آن نمی‌تواند استوار بماند. «و ما ملکت أیمانکم» آنچه را که خداوند در موردشان به شما امر کرده، انجام دهید. به کسانی که تحت سلطه شما هستند، نیکی کنید. به آن‌ها مهربانی کنید و حقشان را بدهید. مواظب باشید در پیشگاه شما به آن‌ها ستم نشود. سپس فرمود: «لا یَمُوتَنَّ أَحَدُکُمْ إلَّا وَهو یُحْسِنُ الظَّنَّ باللَّهِ؛ هیچ یک از شما نباید بمیرد، مگر اینکه به خدا گمان نیک داشته باشد». پس هر چه را که نزد خداست، خیر و خوب ببیند.

جاودانگی برای کسی وجود ندارد

وصیت دوم آن حضرت بعد از آنی صورت گرفت که شنید مردم اعم از زن و مرد، پس از آن که از شدت گرفتن بیماری او مطلع شده‌اند، به خاطر نزدیک شدن مرگش، بر او گریه می‌کنند. در حالی که بر علی (ع) و عمویش عباس تکیه داده بود، به مسجد آمد،‌ برخاست و به آنان فرمود: «أمَّا بعد، أیُّها النَّاس، فماذا تستنکرون من موت نبیِّکم؟! ألم ینعَ إلیکم نفسَهُ وینعَ إلیکم أنفسَکم؟! أم هل خُلِّدَ أحدٌ ممَّن بعث قبلی فیمن بعثوا فأخلد فیکم؟ ألا إنّی لاحقٌ بربّی، وقد ترکت فیکم ما إن تمسَّکتم به لن تضلّوا؛ کتاب الله بین أظهرکم، تقرأونه صباحاً ومساءً، فیه ما تأتون وما تدَّعون، فلا تنافسوا ولا تحاسدوا ولا تباغضوا، وکونوا إخواناً کما أمرکم الله، ألا ثمَّ أُوصیکم بعترتی اهل‌بیتی، أن لا تفترقوا عنهم أبداً حتَّى تقوم السَّاعه؛ امّا بعد، ای مردم! آیا مرگ پیامبر خود را خوش نمی‌دارید! آیا او، خبر مرگ خود و شما را برایتان نقل نکرده است؟! آیا پیامبران پیش از من، جاویدان زندگی کردند تا من نیز در میان شما جاویدان، زنده بمانم؟! آگاه باشید که من به پروردگارم ملحق خواهم شد و در میان شما چیزیرا باقی می‌گذارم که اگر بدان تمسک جویید، گمراه نمی‌شوید؛ من کتاب خدا را که نزد شماست، برایتان باقی می‌گذارم. شما این کتاب را صبح و شام تلاوت می‌کنید و اعمال و آرزوهای خود را در آن می‌بینید. از این رو با هم به رقابت برنخیزید، به هم دیگر حسادت و دشمنی نورزید و همان‌گونه که خداوند به شما فرمان داده است با هم برادر باشید. آگاه باشید که پس از کتاب خدا، شما را به عترت و اهل‌بیت خود وصیت می‌کنم. تا برپایی قیامت، هرگز از آن‌ها جدا نشوید.»

رهایی از آثار و عواقب اعمال این جهان

و اما توصیه سوم، هنگامى واقع شد که در شدت بیماری، فضل بن عباس بر او وارد شد. پیامبر خدا به او فرمود: «این پارچه را سفت کن» و آن پارچه‌ای بود که در هنگام شدت گرفتن درد به سرش مى‏بست. سپس به او فرمود: «دستت را بده» پس دست راستش را گرفت و راه افتاد تا وارد مسجد شد. خدا را شکر کرد و او را سپاس گفت و فرمود: «أیّها النَّاس، إنَّه قد دنا منِّی خفوق من بین أظهرکم، وإنَّما أنا بشر، فأیّما رجل کنت قد أصبت من بشره شیئاً، فهذا بشری فلیقتصّ، وأیّما رجل کنت أصبت ماله، فهذا مالی فلیأخذ، واعلموا أنّ أولاکم بی رجل کان له من ذلک شیء، فأخذه أو حلَّلنی، فلقیت ربی وأنا محلّل لی، ولا یقولنَّ رجل: إنِّی أخاف العداوه والشّحناء من رسول الله (ص)، فإنَّهما لیستا من طبیعتی ولا من خلقی، ومن غلبته نفسه على شیء، فلیستعن بی حتَّى أدعو له؛ ای مردم نزدیک است از میان شما بروم. من انسان هستم، پس هر انسانی که به پوست او آسیب زده‌ام، این پوست من است. بیاید و قصاص کند و به هر کسی که به مالش آسیب زده‌ام، این مال من است. بیاید و بگیرد و بدانید که نزدیک‌ترین شما به من، مردی است که چیزی بر من داشته باشد، پس بیاید آن را بگیرد یا مرا حلال کرد، پس پروردگارم را در حالی که حلال شده‌ام، ملاقات کنم و کسی نگوید: من از دشمنی و کینه رسول خدا (ص) می‌ترسم؛ زیرا این کار در ذات و اخلاق من نیست؛ و هر کس نفسش بر چیزی قرار گرفت، از من کمک بخواهد تا برایش دعا کنم.»

در این هنگام مردی نزد آن حضرت آمد و عرض کرد – ببینید که چگونه رسول خدا به اصحاب خود آموخت که به رغم آگاهی از مقام و منزلت او نزد خدا و در میان مردم، آزادانه با او صحبت کنند – ای رسول خدا! روزی در یکی از کوچه‌های مدینه راه می‌رفتم که شما بر شترتان سوار بودی. شتر از شما نافرمانی کرد. خواستید با تازیانه به شتر اشاره کنی که به بدن من اصابت کرد و من می‌خواهم از تو قصاص کنم. رسول خدا (ص) دستور داد همان تازیانه‌ای را که در آن روز استفاده کرده بود، بیاورند تا در قضاوت عادل باشد و آن مرد با همان تازیانه قصاص کند. تازیانه به آن مرد داده شد و رسول خدا محل قصاص را در بدن شریفش به او نشان داد و به او گفت: قصاص کن؛ اما مرد به جای قصاص شروع به بوسیدن محل قصاص کرد و گفت: از جهنم به محل قصاص در بدن رسول خدا (ص) پناه می‌برم. پس پیامبر (ص) به او فرمود: «قصاص می‌کنی یا درمی‌گذری؟». مرد گفت: عفو می‌کنم. در اینجا پیامبر خدا فرمود: «خدایا او را ببخش، همان‌طور که او مرا عفو کرد».

رسول خدا (ص) با این کار می‌خواست روشی را برای اصحاب خود ترسیم کند. اینکه تنها دغدغه‌شان این باشد که با باری از حقوق مردم، این دنیا را ترک نکنند. باید انتقادپذیر باشند و آن را هدیه‌ای برای خود بدانند، بلکه مردم را به نقد خود دعوت کنند و گفتار را با عمل همراه کنند تا مردم را به چیزی دعوت نکنند، جز بعد از آن که خودشان آن را انجام دادند و به آن مبادرت کردند. پس آنچه را که از آن نهی شده و برحذر داشته‌اند، انجام ندهند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ * کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ الله أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ.»

هیچ رستگاری جز از طریق عمل نیست

آخرین وصیت آن حضرت خطاب به خویشاوندان و بستگان و همه مسلمانان بود. در این وصیت آنان را به انجام آنچه خداوند متعال امر فرموده و خودداری از آنچه نهی کرده، فراخواند. این که برای نجات در پیشگاه خداوند بر وابستگی یا نسب خود تکیه نکنند؛ و این چیزی است که به عمویش عباس فرمود: «یا عبَّاس بن عبد المطلب! اعمل لما عند الله فإنِّی لا أغنی عنکم من الله شیئاً؛ ای عباس! ای عموی پیامبر خدا! برای آن چه نزد خداست، تلاش کن؛ زیرا من تو را ذره‌ای از خداوند بی‌نیاز نمی‌کنم.» و به صفیه عمه‌اش فرمود: «یا صفیَّه بنت عبد المطَّلب، یا عمَّه رسول الله! اعملی لما عند الله، فإنِّی لا أغنی عنک من الله شیئاً؛‌ ای صفیه! ای عمه پیامبر خدا! برای آن چه نزد خداست، تلاش کن؛ زیرا من تو را ذره‌ای از خداوند بی‌نیاز نمی‌کنم.» و به پاره تنش فاطمه زهرا (س) فرمود: «یا فاطمه بنت رسول الله! اعملی لما عند الله، فإنّی لا أغنی عنک من الله شیئاً؛ ای فاطمه! ای دختر پیامبر خدا! برای آن چه نزد خداست، تلاش کن؛ زیرا من تو را ذره‌ای از خداوند بی‌نیاز نمی‌کنم.»

سپس در تبیین این روش فرمود: «لاَ یَدَّعِی‌ مُدَّعٍ وَلاَ یَتَمَنَّى‌ مُتَمَنٍّ، وَالَّذی‌ بَعَثَنِی‌ بِالحَقِّ نَبِیًّا لاَ یُنْجِی‌ إلَّا عَمَلٌ مَعَ رَحْمَهٍ، وَلَوْ عَصَیْتُ لَهَویْتُ؛ مدعی‌ای ادعا نکند و آرزومندی آرزو نکند، سوگند به کسی که مرا حق مبعوث کرده است، جز عمل با رحمت نجات‌بخش نیست. اگر من نیز عصیان کنم، هلاک می‌شوم.»

وفاداری با حفظ راه پیامبر

در سالروز رحلت رسول خدا (ص) باید قلب خود را به سوی آن حضرت متوجه کرده و با آن حضرت تجدید پیمان کنیم. این که همچنان پیرو هدایت سخنان او باشیم و از زندگی او، درس بگیریم و به آنچه او آورده است، عمل کنیم، بدون اینکه چیزی را تغییر دهیم. این که چیزهای باارزش و بی‌ارزش خود را بدهیم تا آنچه را که او آورده است، در عقل و قلب و وجدان خود حفظ کنیم و صدای رسالت او را که برایش فداکاری‌ها کرد، به هر جایی که امکان دارد، برسانیم و برایش آن‌گونه دعا کنیم که امام زین‌العابدین (ع) دعا می‌کرد: «اَللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِمَا کَدَحَ فِیکَ إِلَى الدَّرَجَهِ الْعُلْیَا مِنْ جَنَّتِکَ‏ حَتَّى لاَ یُسَاوَى فِی مَنْزِلَهٍ وَ لاَ یُکَافَأَ فِی مَرْتَبَهٍ وَ لاَ یُوَازِیَهُ لَدَیْکَ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ‏ وَ عَرِّفْهُ فِی أَهْلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ أُمَّتِهِ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ حُسْنِ الشَّفَاعَهِ أَجَلَّ مَا وَعَدْتَهُ‏ یَا نَافِذَ الْعِدَهِ یَا وَافِیَ الْقَوْلِ یَا مُبَدِّلَ السَّیِّئَاتِ بِأَضْعَافِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ إِنَّکَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ‏؛‌ بار خدایا! محمد را به پاداش رنجى که در راه تو کشید به عالی‌ترین درجات بهشت خود فرابر، آن سان که هیچ کس را نرسد تا به منزلت با او برابرى جوید و به مرتبت با او همبرى کند و هیچ ملک مقرب و پیامبر مرسلى در نزد تو با او برابرى نتواند. بار خدایا، افزون از آنچه او را وعده داده‏اى که شفاعتش را در حق اهل‌بیت پاک و امت با ایمانش بپذیرى، عطا فرماى. اى خداوندى که هیچ وعده‌ای خلاف نکنى و به هر چه گویى وفا کنى. اى دگرگون کننده بدی‌ها به چند برابر نیکی‌ها. به درستی که تو دارای فضل عظیم هستی.»

 

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا، به شما و خودم همان چیزی را توصیه می‌کنم که رسول خدا (ص) به ابوذر غفاری سفارش کرد و به او فرمود: «یا اَباذَرٍّ؛ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَکُونَ أَقْوى النّاسِ فَتَوَکَّلْ عَلىَ اللّهِ، وَ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَکُونَ أَکْرَمَ النّاسِ فَاتَّقِ اللّهَ، وَ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَکُونَ أَغْنَى النّاسِ فَکُنْ بِما فى یَدِاللّهِ عَزَّوَجَلَّ أَوْثَقَ مِنْکَ بِما فى یَدَیْکَ. یا أَباذَرٍّ؛ لَوْ أنَّ النّاسَ کُلَّهُمْ أَخَذُوا بِهذِهِ الاْیَهِ لَکَفَتْهُمْ: «وَ مَنْ یَتَّقِ‌اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لایَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلَ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِکُلِّ شَىْء قَدْراً؛ ای اباذر! اگر خواهی که قوی‌ترین مردم باشی بر خدای متعال تکیه و توکل کن و اگر خواهی که گرامی‌ترین مردم باشی از خدا بترس و اگر دوست داری که غنی‌ترین مردم باشی به آنچه نزد خدا است امیدوارتر باش از آنچه در اختیار و در دست تو است. ای اباذر! اگر همه مردم به این آیه عمل کنند خداوند همه آن‌ها را کفایت کند: «هر که تقوی پیشه کند خداوند گشایشی بر او پدید آرَد و از جای بی‌گمان به او روزی رساند و هر که به خدا توکل کند خداوند برای او کافی است که خدا هدف و خواسته خود را به انجام می‌رساند.»

پس بیایید از خدا پروا و به او توکل کنیم تا از توان و حضور بیشتری برخوردار شویم و بتوانیم با چالش‌هایی که پیش روی ماست مقابله کنیم.

اهمیت پاسخ مقاومت

از پاسخ مقاومت به تجاوزات رژیم صهیونیستی که حومه جنوبی بیروت را هدف قرار داد، آغاز می‌کنیم که نشان از میزان توانایی و شجاعت آن داشت و در عین حال درایت حاکم بر مدیریت این پاسخ را نشان داد. زمانی که موفق شد این پاسخ را به عمق رژیم دشمن و مراکز حساس آن برساند. علیرغم بسیج عمومی دشمن و حملات خشونت‌آمیزی که برای جلوگیری از وقوع آن انجام داد. این پاسخ به دشمن اجازه نداد که از اتفاقات رخ داده برای دستیابی به هدف خود برای گسترش دایره جنگ، آن هم با استفاده از ناوگان‌ها و کشتی‌های جنگی که در گوشه و کنار منطقه پرسه زده و برای حمایت از دشمن آمده بودند، بهره‌مند شود.

اهمیت این پاسخ تنها به بعد نظامی و امنیتی آن نیست، بلکه به این است که برای دشمن تأکید کرد که زمان ارتکاب جنایت یا انجام حملات بدون دریافت پاسخ مناسب یا مجازات شدن به خاطر آن به پایان رسیده است.

در ازای آنچه رخ داد، ما به مقاومت به خاطر دستاورد آن درود می‌فرستیم که باعث شد دشمن قبل از حمله به ضاحیه یا هر منطقه دیگر لبنان که قوانین درگیری در آن نقض می‌شود، به دقت فکر کند. این امر باعث می‌شود که لبنانی‌ها به قدرتی افتخار کنند که سبب شده آن‌ها را در جایگاه قدرتی برابر با دشمنی قرار دهد که امکانات دارد و از حمایت بین‌المللی و پشتیبانی نظامی تدافعی برخوردار است.

اما متأسفانه هنوز در این کشور کسانی هستند که تصویری از این مقاومت را ترسیم می‌کنند که باعث می‌شود آن را در مقابل طایفه، مذهب یا موقعیت سیاسی خود ببینند یا این که آن را به نفع دیگران و به ضرر کشور ارزیابی کنند. از مقاومت نگران هستند، بدون اینکه تلاش کنند به درک درستی از مبانی و اهداف آن برسند. ما معتقدیم که اگر این کار را می‌کردند، همه این نگرانی‌ها و ترس‌هایی که دور مقاومت ترسیم کرده بودند، از بین می‌رفت و آن را حامی و قدرت و عامل بازدارندگی کشور می‌دیدند و به فرمولی برای تفاهم با مقاومت می‌رسیدند.

البته این اتفاق نمی‌افتد مگر از طریق گفتگوی منطقی با مقاومت، آن هم به دور از همه پیش‌زمینه‌ها و پیش‌داوری‌ها که حفظ امنیت و حاکمیت این کشور را در نظر داشته باشد.

پیچیدگی‌های مذاکرات

به غزه برمی‌گردیم، جایی که دشمن به کشتارهای روزانه خود علیه مردم و تخریب سامانمند زیرساخت‌های آن ادامه می‌دهد و باعث گسترش بیماری‌های واگیر شده است که سازمان ملل درباره آن هشدار می‌دهد، در حالی که مذاکرات همچنان با مشکل‌تراشی‌هایی از سوی دشمن مواجه است که همچنان به طرح شروط غیرممکن خود ادامه می‌دهد. چرا که نخست‌وزیر دشمن اصرار دارد از داخل نوار غزه عقب‌نشینی نکند، بلکه یک فرماندار نظامی برای آن منصوب کرده است که نشان می‌دهد دشمن قصد دارد نوار غزه را تحت کنترل کامل و در سایه خود نگه دارد و تهاجم خود به کرانه باختری را ادامه ‌دهد. این امر ما را وامی‌دارد که بار دیگر از جهان عرب و دنیای اسلام و همه آزادگان جهان بخواهیم تا به وظیفه خود در این مرحله عمل کنند تا به این مردم کمک کنند، جلوی انزوای آن‌ها را بگیرند و توطئه‌های دشمن را برای ریشه‌کن کردن آن‌ها از سرزمینشان خنثی کنند.

هجوم‌ها تهدید کننده مسجدالاقصی

در همین زمان، ما شاهد حملات روزانه این رژیم به مسجدالاقصی هستیم. کار به جایی رسیده است که یکی از وزیران دشمن خواسته است که در صحن‌های مسجدالاقصی کنیسه ساخته شود. آن چه موجب تشویق این پیشنهاد شده، تصمیم دولت صهیونیستی برای تخصیص بودجه برای تأمین هزینه‌های این حملات است.

اما متأسفانه این خبر مورد بی‌توجهی قرار گرفت و هیچ واکنشی در حد و اندازه این تجاوز از سوی جهان عرب و دنیای اسلام دریافت نکرد که باعث شده این رژیم به جنایات خود ادامه دهد و برای رسیدن به اهداف خود تلاش کند.

بحران‌های داخلی

به لبنان برمی‌گردیم و بار دیگر خواستار برخورد جدی با بحران‌هایی هستیم که مردم لبنان از آن‌ها در سطح زندگی و معیشت رنج می‌برند. در حالی که بحران پولی سپرده‌گذاران لاینحل باقی ‌مانده است و این نگرانی وجود دارد که عواقب آن تداوم یابد که دیروز شاهد برخی از آن‌ها بودیم. حوادثی که پس از استیصال سپرده‌گذاران برای به دست آوردن پول خود، آن هم در زمانی که نیاز بیشتری به آن دارند، پیش آمد.

از این رو، مجدداً از نیروهای سیاسی می‌خواهیم به مسئولیت خود در قبال مردم عمل کنند و برای رهایی آن‌ها از رنج‌هایشان تلاش کنند تا لبنانی‌ها بتوانند اساسی‌ترین نیازهای خود را برآورده کنند.

سالگرد ناپدید شدن امام موسی صدر

سرانجام باید به چهل و ششمین سالگرد ناپدید شدن دردناک امام موسی صدر و دو یارش بپردازیم. پیشوایی که سرمشقی برای جهان دارای رویکرد به مسائل زندگی و زمانه و نماد وحدت اسلامی و ملی و همگرایی مسلمان و مسیحی و توجه به جهان عرب و دنیای اسلام بود و برای محافظت از کشور در برابر فتنه‌هایی که می‌خواستند مردم را در آتش آن بسوزانند، تلاش کرد و در مقابل فساد و محرومیت و مقابله با دشمن صهیونیستی محکم ایستاد و حامی برجسته آرمان فلسطین بود.

به همین مناسبت، بار دیگر درخواست می‌کنیم تا موضوعی که مربوط به همه لبنانی‌هاست، روشن شود تا صدای واحد، همان تلاش برای افشای این حقیقت باشد.