
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
29 خرداد 1405ش برابر با 19 ژوئن ۲۰۲۶م و 4 محرم 1448
مودّت به اهل بیت (ع) با التزام به روش امام حسین (ع)
خطبه اول
خداوند سبحان فرمود: «ذَلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى»؛ این همان [پاداشى] است که خدا بندگان خود را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردهاند [بدان] مژده داده است. بگو: «به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى در باره خویشاوندان.
این آیه بر رسول خدا (ص) نازل شد تا به مؤمنان اعلام کند که او در مقابل همه تلاشها و رنجهایی که برایشان متحمل شده ، هنگامی که آنان را از تاریکیهای جهل، عقبماندگی، پراکندگی و تفرقه بیرون آورد و از آنها امتی ساخت که بهترین امت برای مردم است ، هیچ پاداش مادی یا حتی معنوی نمیخواهد، بلکه تنها چیزی که از آنها میخواهد مودّت به قربی است؛ یعنی ابراز محبت و دوستی نسبت به خویشاوندان نزدیکش.
مودّت ذوی القربی
احادیث شریف روشن کردهاند که منظور از «ذوی القربی»، کسانی هستند که خداوند سبحان آنها را برگزیده است: یعنی علی، فاطمه، حسن، حسین و امامان از نسل حسین (ع)؛ همان کسانی که آیه تطهیر درباره آنان نازل شد: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»؛ همانا خداوند فقط میخواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و شما را به طور کامل پاک و پاکیزه گرداند. آنها سد محکمی در برابر ضلالت و انحراف هستند؛ همانگونه که رسول خدا (ص) فرمود: «إنّی تارک فیکم ما إن تمسَّکتم بهما لن تضلّوا بعدی أبدًا؛ کتاب الله، وعترتی أهل بیتی»؛ من در میان شما دو چیز گرانبها بر جای میگذارم؛ اگر به آن دو چنگ زنید، هرگز پس از من گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم اهل بیتم.
این به دلیل نقشی است که برای حفظ اسلام، نگهداشتن آن به صورت پاک و خالص و جلوگیری از دست تحریف و بازی با نشانههای آن در ابعاد فکری و عملی بر عهده آنها گذاشته شده است.
رسول خدا (ص) نمیخواست این مودّت فقط در حد ابراز احساسات محبت به اهل این بیت طاهر بماند؛ هرچند آنها شایسته تمام محبتها هستند و باید این محبت را در دلهایمان تقویت کنیم و با یاد کردن و احیای امرشان بر زبان جاری سازیم؛ بلکه باید در رفتار، عمل و مواضع ما تجلی یابد: به هدایتشان هدایت شویم، به آنها اقتدا کنیم در عبادت خدا، محبت و اخلاص به او، در حلم، تواضع، حسن خلق، بذل، عطا و کرم، و در محبت به مردم (حتی کسانی که با آنها اختلاف داشتند ) و در نرمش کلامشان که مردم را به سوی خود نزدیک میکرد و دشمنان را به دوستان تبدیل مینمود.
این همان چیزی است که امام زین العابدین (ع) فرمود: «أحبّونا حبّ الإسلام؛ ما را با محبت اسلام دوست بدارید». ایشان میخواست محبت موالیان به اهل بیت (ع) به صورت محبت به اسلام و التزام عملی به آن درآید؛ دینی که آنها برای حفظ آن فداکاریهای بسیار کردند.
امام باقر (ع) نیز فرمود: «حَسْبُ اَلرَّجُلِ أَنْ یَقُولَ أُحِبُّ عَلِیّا وَ أَتَوَلاَّهُ ثُمَّ لاَ یَکُونُ مَعَ ذَلِکَ فَعَّالا فَلَوْ قَالَ إِنِّی أُحِبُّ رَسُولَ اَللَّهِ فَرَسُولُ اَللَّهِ خَیْرٌ مِنْ عَلِیِّ ثُمَّ لاَ یَعْمَلُ بِعَمَلِهِ وَ لاَ یَتَّبِعُ سُنَّتَهُ مَا نَفَعَهُ حُبُّهُ إِیَّاهُ شَیْئا؛ یا همین بس است که کسى بگوید من على را دوست دارم و پیرو او هستم،ولى کارى نکند،و اگر بگوید:من رسول خدا را دوست دارم و رسول خدا بهتر از على است،سپس به شیوه و روش او عمل نکند و سنت او را پیروى نکند محبّت پیامبر نفعى به حال او ندارد.»
و در توصیف شیعیان واقعی فرمود: «فَوَ اللّهِ! ما شیعَتُنا إلا مَن اتَّقَى اللّهَ وَ أطاعَهُ. وَ ما کانُوا یُعْرَفُونَ ـ یا جابِرُ ـ إلاّ بِالتَّواضُعِ وَ التَّخَشُّعِ وَالأمانَهِ وَ کَثْرَهِ ذِکْرِاللّهِ وَ الصَّومِ وَ الصَّلاهِ وَ الْبِرِّ بِالوالِدَیْنِ وَ التَّعاهُدِ لِلْجیرانِ مِنَ الْفُقَراءِ وَ أهْلِ الْمَسْکَنَهِ وَ الغارِمینَ وَ الأیتامِ وَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَتِلاوَهِ القُرْآنِ وَ کَفِّ الألْسُنِ عَنِ النّاسِ إلاّ مِنْ خَیْرٍ وَ کانُوا أُمَناءَ عَشائِرِهِمْ فِى الاْشْیاءِ؛ سوگند به خدا! شیعه ما نیست مگر کسى که تقواى الهى داشته باشد و از او اطاعت کند. اى جابر! شیعیان، شناخته نیستند مگر به تواضع و فروتنى و امانتدارى و زیاد یاد خدا کردن و روزه و نماز و نیکى به پدر و مادر و تعهد نسبت به همسایگان فقیر و زمینگیر و مقروض و یتیمان و راستگویى و تلاوت قرآن و بازداشتن زبان از گفت و گوى در مورد مردم، جز نیکى آنها. آنان، در همه کارها، امین اطرافیان شان هستند».
و فرمود: «شِیعَتُنَا … اَلَّذِینَ إِنْ غَضِبُوا لَمْ یَظْلِمُوا وَ إِنْ رَضُوا لَمْ یُسْرِفُوا بَرَکَهٌ عَلَى مَنْ جَاوَرَهُ سِلْمٌ لِمَنْ خَالَطُوهُ ؛ شیعیان ما کسانی هستند که اگر خشمگین شوند ، ستم نمى کنند و هرگاه خشنود شوند ، زیاده روى نمى کنند ، براى همسایگان خود برکتند و با معاشران خویش به صلح و صفا رفتار مى کنند».
مودّت حسین (ع)
در این ایام که در یاد عاشورا به سر میبریم، ما دعوت شدهایم که این مودّت را به کسی که خداوند ما را به مودّتش امر کرده، یعنی امام حسین (ع) ابراز داریم. این ابراز ارادت نباید محدود به حضور در مجالس عزاداری، ریختن اشک یا پوشیدن لباس سیاه بماند (هرچند اینها نیز شایسته هستند)، بلکه باید در همان موقعیتی قرار گیریم که امام حسین (ع) آن را عنوان قیام خود قرار داد؛ موقعیتی که فداکاریهای عظیم توسط خودش، اصحابش و اهل بیتش برای آن لنجام شد. آنجا که فرمود: «اِنّی لَمْ اَخْرُجْ اَشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً وَ اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلاحِ فِی اُمَّهِ جَدّی صلی الله علیه و آله اُریْدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ؛ من برای سرکشی و خوشگذرانی و فساد و ستم خارج نشدم؛ بلکه فقط برای دنبال کردن اصلاح امّت جدّم خارج شدم و میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.»
و فرمود: «أَلَا تَرَوْنَ أَنَّ الحَقَّ لَا یُعْمَلُ بِهِ، وَأَنَّ البَاطِلَ لَا یُتَنَاهَى عَنْهُ؛ آیا نمى بینید که به حق عمل نمى شود و از باطل نهى نمى شود؟ براستى که مؤمن باید به [مرگ و ]دیدار خدا روى آورد.»
بنابراین، اخلاص ما به حسین (ع) این است که در سطح فردی، اجتماعی یا سیاسی، آمران به معروف، ناهیان از منکر و تلاشگران برای اصلاح واقعیتمان باشیم و در برابر کسانی که برای فساد جامعه ما و زندگی اطرافمان تلاش میکنند بدون مماشات با آنها یا سکوت در برابر فسادشان بایستیم، حتی اگر نزدیکترین افراد به ما، از طایفه، مذهب یا موقعیت سیاسی خودمان باشند؛ نباید از ارزشهایی که خداوند ما را به آنها دعوت کرده، ارزشهای حق و عدالت و عزت و کرامتمان دست بکشیم یا معامله نماییم.
باید آنچه حسین (ع) را گفت تکرار کنیم: «والله لا أعطیکم إعطاء الذَّلیل، ولا أقرّ إقرار العبید؛ به خدا سوگند، دست ذلت به شما نمیدهم و چون اقرار بردگان اقرار نمیکنم.»
او به کسانی که او را بین مرگ یا بیعت با یزید مخیر کردند فرمود: «أَلا وَإِنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ: بَیْنَ السّلَّهِ وَالذِّلَّهِ، وَهَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّهُ! یَأْبَى اللَّهُ ذَلِکَ لَنَا وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ… إِنِّی لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَهً، وَالْحَیَاهَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا بَرَمًا؛ آگاه باشید که این فرزند زناکار، فرزند زناکار، مرا میان دو چیز قرار داده است: شمشیر و ذلت. هیهات منا الذله! خداوند، رسولش و مؤمنان هرگز ذلت را برای ما نمیپذیرند… من مرگ را جز سعادت نمیبینم و زندگی با ظالمان را جز ملالت و بیزاری نمیدانم».
عزیزان، ما مسئول مودّت به حسین (ع) هستیم. این مودّت برای ما انتخابی نیست، بلکه واجب است. مودّت ما باید به اصحاب او نیز برسد؛ کسانی که همراه او ایستادند و او را تنها نگذاشتند، هرچند در شب دهم محرم به آنان اجازه داد که جان خود را نجات دهند و فرمود: «این شب شما را فرا گرفته، آن را وسیله نجات خود قرار دهید… و مرا با این قوم تنها بگذارید که آنها جز من را نمیخواهند». اما آنها پاسخ دادند: «خداوند هرگز ما را زنده نگذارد که تو را تنها بگذاریم. ما جان، مال و خانوادهمان را فدایت میکنیم و همراه تو میجنگیم تا به همان مقامی که تو میرسی برسیم».
از خداوند عزوجل توفیق میخواهیم که از صادقان در مودّت حسین (ع) باشیم؛ مودّتی که در حقیقت مودّت به خدا، رسولش (ص) و همه این بیت طاهر است و آن را در واقعیت زندگیمان با رفتار، عمل، جهاد و آمادگی برای فداکاری در راه خدا عزوجل تقویت کنیم.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را سفارش میکنم که از امام حسین (ع) محبت او به خداوند عزوجل را الهام بگیریم؛ محبتی که در کربلا به کاملترین و زیباترین صورت خود تجلی یافت. هنگامی که فرزند شیرخوارش در برابر دیدگانش ذبح شد فرمود: «هَوَّنَ عَلَیَّ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللهِ؛ تحمل آنچه بر من فرود آمده بر من آسان است، زیرا در منظر و دیده خدا قرار دارد».
نیز در نماز او با اصحابش در دل معرکه و قلب نبرد که هیچ یک از تیرهایی که به سویشان روانه میشد، نتوانست او را از نماز بازدارد. به خاطر همین محبت بود که همه فداکاریها را تقدیم کرد. شاعر حال او را چنین تصویر کرده است:
إلهی ترکتُ الخلقَ طُرًّا فی هواکا
وأیتمتُ العیالَ لکی أراکا
فلو قطّعتَنی فی الحبّ إربًا
لما مالَ الفؤادُ إلى سواکا
الهی همه خلق را همه در هوای تو ترک کردم و عیالم را یتیم کردم تا تو را ببینم.
اگر مرا در راه عشق قطعهقطعه کنی؛ دلم به غیر تو هرگز مایل نخواهد شد.
ما بیش از هر زمان دیگری به تقویت این محبت در دلهایمان نیازمندیم؛ اینکه شدیدتر از همه خدا را دوست بداریم که این نشانه ایمان ماست، چنانکه خداوند عزوجل فرمود: «وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ». با این محبت، خداوند عزوجل نیز ما را دوست خواهد داشت، و هنگامی که او سبحان ما را دوست بدارد، از آنچه نزد اوست بهرهمند خواهیم شد؛ نعمتهایی که بیشترین نیاز را به آنها داریم، و در نتیجه توان بیشتری برای مواجهه با چالشها و دشواریها پیدا خواهیم کرد.
تداوم تجاوزات دشمن
ابتدا از تشدید مداوم تجاوزات اسرائیلی در جنوب و بقاع که دیروز و امروز رخ داد ودهها نفر شهید و مجروح از میان زنان، کودکان، سالمندان و جوانان به جای گذاشت. این اقدامات در چارچوب تلاش دشمن برای شکست توافق میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا از طریق دروازه لبنان انجام میشود؛ پس از آنکه دشمن اعلام کرد به این توافق علاقهمند نیست. آنچه از حملات پیدرپی شاهد بودیم و هستیم، همچنان به شهادت و زخمی شدن افراد بیشتر و تلاش مستمر برای پیشروی به مناطقی که قبلاً در رسیدن به آنها ناکام مانده بود، منجر میشود. هرچند موفقیت این تلاش در سایه شتاب توافق، اراده بینالمللی و منطقهای برای تداوم آن و جلوگیری از بازی با توافق و بازگشت به منطق جنگ و همچنین موضع جدی جمهوری اسلامی ایران که التزام به آثار و نتایج این توافق را به توقف کامل جنگ بر لبنان مشروط کرده است، بعید به نظر میرسد. موضعی که امروز با عدم حضور در نشست پیشرو در سوئیس (در صورت عدم توقف کامل آتشبس) تأیید شد.
فداکاریها و ایستادگی
در اینجا لازم است در برابر آن خونهای پاکی که برای جلوگیری از گسترش و پیشروی مورد نظر دشمن ریخته شد، سر تعظیم و احترام فرود آوریم. آثار و نتایج این نبرد، گواه شجاعت و قهرمانی کسانی است که جان خود را وقف حفاظت از سرزمین و وطنشان کردند و بر ایستادگی و ثبات خویش استوار ماندند. این امر آنان را مایه افتخار این وطن و عزت و سربلندی آن قرار داده است.
به کشور بازمیگردیم و افتخار خود را به مردممان در جنوب و بقاع غربی را ابراز میکنیم؛ مردمی که سریعاً به روستاها و شهرهای خود بازگشتند و با وجود حجم عظیم ویرانیها، نابودی زیرساختها و تهدیدات مداوم دشمن، با دستان، توان و ظرفیتهای شخصیشان غبار جنگ را از این مناطق زدودند. این شتاب و عزم سریع مردم ما برای بازگشت، همان چیزی است که همیشه هنگام هر تصمیم برای توقف آتشبس شاهد آن بودهایم؛ بدون اینکه منتظر تصمیم مقامات ذیربط بمانند. این امر بر عمق تعلق خاطر و عشق آنان به سرزمینشان تأکید میکند؛ سرزمینی که برای آزادیاش گرانبهاترین و ارزشمندترین داشتههای خود را تقدیم کردهاند و همچنان تقدیم میکنند.
مسئولیت دولت
در این برهه، از دولت لبنان میخواهیم که همه تلاشها و ظرفیتهای خود را به کار گیرد و سریعاً به ایفای نقش خود بپردازد؛ یعنی فراهم کردن همه شرایط لازم برای خروج فوری دشمن از مناطقی که هنوز تحت اشغال دارد و بازگشت اهالی به خانههایشان. دولت باید برای تحقق این هدف بر توافق آمریکایی-ایرانی، کسب حمایتها از بسیاری از کشورهای عربی و جهان ، کشورهایی که همچنان در کنار لبنان ایستادهاند و عناصر قدرت این کشور تکیه کند؛ عناصری که علیرغم عدم توازن قدرت نظامی با این دشمن، ثابت کردهاند توان بههمریختن نقشههای دشمن و ناامن کردن حضورش را در هر جایی دارند.
همزمان دولت را به حضور فعال و امدادرسانی به بازگشتکنندگان به روستاهایشان فرامیخوانیم؛ یعنی فراهم کردن امکانات لازم برای بازگشت امن آنها و تأمین نیازهای ضروریشان از قبیل جادهها، آب، برق و وسایل ارتباطی.
انسجام مطلوب
بار دیگر بر ضرورت تلاش برای تقویت وحدت داخلی و انسجام در سطوح رسمی و مردمی تأکید میکنیم و از همه صداهایی که به این وحدت آسیب میزنند و انقسام داخلی را تعمیق میبخشند، میخواهیم که از این کار دست بردارند تا دشمن نتواند از هیچ شکاف داخلی بهرهبرداری کند؛ چیزی که همیشه بر آن شرط بسته و همچنان شرط میبندد.
به همه لبنانیها میگوییم: زمان حاضر، زمان سرزنش دیگران، کسب امتیاز سیاسی یا تسویه حسابهای شخصی نیست، بلکه زمان عمل جمعی برای نجات کشور از آتش اشغال است؛ آتشی که بار دیگر تأکید میکنیم نه یک طایفه، مذهب یا جریان سیاسی خاص را هدف گرفته، بلکه کل وطن را هدف قرار داده است.
لبنانیها باید بدانند که این مرحله، مرحلهای است که در آن قصد ترسیم نقشههای جدید برای منطقه وجود دارد و بر آنها لازم است مراقب باشند که در حاشیه این تحولات قرار نگیرند، بلکه در قلب آن باشند. و این امر تنها با همبستگی، همکاری و وحدت کامل آنها محقق خواهد شد.


