
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
15 خرداد 1405ش برابر با 5 ژوئن ۲۰۲۶م و 19 ذی الحجه ۱۴۴۷ ق
روز غدیر
خطبه اول
خداوند سبحانه وتعالی فرموده است: «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ ۚ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا» صدق الله العظیم.
سالروز غدیر خم
هجدهم ذیالحجه، روز عید غدیر روزی گرانقدر برای دلهای عاشقان و شیفتگان و پایبندان به امامت اهلبیت (ع) بود.
در این روز، آیهای بر رسول خدا (ص) نازل شد، در حالی که از حجّ آخر خود (حجّهالوداع) بازمیگشت: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ». این آیه به روشنی نشان میداد که رسالتی بسیار مهم و خطیر بر دوش رسول خدا (ص) قرار دارد؛ امری سرنوشتساز که اگر ابلاغ نشود، همه زحمات و فداکاریهای او و یارانش بیثمر خواهد ماند.
از این رو، رسول خدا (ص) دستور داد منادی مردم را فراخواند تا هیچکس متفرق نشود. اجتماع نیز در مکانی معروف به «غدیر خم» برگزار شد؛ آن هم در گرمای شدید و سوزان بیابان، جایی که نه سایهای بود و نه پوششی برای پوشاندن پاها.
پس از تشکیل جمع شدن مردم، از جهاز شتران منبری ساختند و پیامبر (ص) بر آن ایستاد و دست علی (ع) را گرفت و فرمود: «ای مردم، نزدیک است که من فراخوانده شوم و پاسخ گویم… پس ببینید بعد از من با دو چیز گرانبها چگونه رفتار میکنید».
کسی پرسید: ثقلین چیستند؟
فرمود: «ثقل اکبر کتاب خداست و ثقل اصغر عترت من. خداوند دانا به من خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. پس بر آنها پیشی نگیرید که هلاک میشوید و از آنها عقب نمانید که هلاک میشوید».
سپس دست علی (ع) را بلند کرد تا جایی که سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد و فرمود: «آیا من از خود مؤمنان به آنان سزاوارتر نیستم؟»
گفتند: آری، ای رسول خدا.
فرمود: «پس هر که من مولای اویم، علی مولای اوست. خدایا! دوست بدار هر که او را دوست بدارد، دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد، یاری کن هر که او را یاری کند، خوار کن هر که او را خوار کند، حق را در هر جا که اوست بگردان. ای مردم، حاضران به غایبان برسانند».
اکمال دین
پس از آن، آیه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ…» نازل شد. این آیه اهمیت این ابلاغ را روشن کرد. با تعیین علی (ع) به عنوان جانشین رسول خدا (ص)، دین کامل شد، نعمت به پایان رسید و خداوند اسلام را به عنوان دین نهایی برای ما پسندید. زیرا علی (ع) دارای همه ویژگیها و شایستگیهایی بود که بتواند این دین را از هر انحراف و لغزشی حفظ کند و کشتی اسلام را به ساحل ایمن برساند. همین امر باعث یأس و ناامیدی کافران شد؛ کسانی که منتظر بودند تا پس از رحلت پیامبر (ص)، همه دستاوردها و بنای اسلام را ویران کنند.
مقام و برترى على (ع)
این واقعه تنها نشانه ولایت علی (ع) نبود. بلکه مسلمانان همیشه برتری او را میدانستند. او در دامان پیامبر (ص) بزرگ شد، اولین فرد بود که اسلام آورد، کسی که هرگز به بت سجده نکرد و قهرمان همه میدانهای جهاد، فاتح بدر، احد، خندق و کسی که درب قلعه خیبر را از جا کند. پیامبر (ص) درباره او فرمود: «من شهر علمم و علی درِ آن است. هر کس میخواهد داخل شهر شود، باید از در آن وارد شود».
پیامبر خدا (ص) در جنگ خیبر، پرچم را به او داد و گفت: «پرچم را به مردی میدهم که خدا و رسولش او را دوست دارند و او نیز خدا و رسول را دوست دارد؛ حملهکنندهای که هرگز فرار نمیکند تا خداوند به دستان او فتح را نصیب کند».
هنگام حرکت به تبوک نیز فرمود: «آیا راضی نیستی که نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسی باشد، جز اینکه پس از من پیامبری نخواهد بود؟»
امانتدار اسلام پس از پیامبر
پس از رحلت پیامبر (ص)، علی (ع) هرچند برای حدود بیست سال از خلافت دور ماند، اما همواره امین اسلام بود؛ مرجع فکری و فقهی، ناصح و هدایتگر. خلفا در پیچیدهترین مسائل به او مراجعه میکردند. عمر بن خطاب میگفت: «اگر علی نبود، عمر هلاک میشد» و «پناه میبرم به خدا از هر مشکلی که ابوالحسن برای آن پاسخی نداشته باشد».
وقتی از خلیل بن احمد فراهیدی پرسیدند: چرا علی را بر خلفای پیش از خود برتری میدهی، گفت: «اینکه همه به او نیازمندند و او از همه بینیاز است، نشان میدهد که او امام همه است.»
وقتی امام علی (ع) زمام امور را به دست گرفت، شیوهای عادلانه، شفاف و صادقانه در حکومت برقرار کرد که حتی دشمنانش نیز به آن اذعان داشتند. او بین مردم در تقسیم بیتالمال مساوات برقرار کرد و به کسانی که پیشنهاد دادند اشراف قریش را بر دیگران مقدم بدارد، پاسخ داد: «به خدا سوگند، تا ستارگان در آسمان بچرخند، چنین نخواهم کرد. اگر این مال مال خودم بود، باز هم بین همه مساوات برقرار میکردم؛ چه رسد به اینکه مال خدا است!»
تعهد و مسؤولیت ما
عزیزان! ما نباید غدیر را فقط به جشن و تبریک و پیام ولایت محدود کنیم. بلکه باید به خودمان رجوع کنیم و ببینیم آیا واقعاً ولایت علی (ع) را داریم یا نه؟ آیا مانند کسانی هستیم که او را بسیار دوست داشتند اما وقتی مصلحتشان تأمین نشد، او را تنها گذاشتند؟
امیرالمؤمنین (ع) میفرمود: «امر من و شما یکی نیست؛ من شما را برای خدا میخواهم و شما مرا برای خودتان.»
و نیز فرمود: «حق برای من هیچ یاوری باقی نگذاشته است.»
بنابراین ولایت علی (ع) شعار نیست؛ بلکه روش و سلوک است. او از ما خواسته است: «آگاه باشید که امام شما از دنیای خود به دو جامه کهنه و دو قرص نان بسنده کرده است. شما توان این کار را ندارید، اما مرا با تقوا، تلاش، پاکدامنی و درستی یاری کنید.»
از خداوند میخواهیم که ما را از کسانی قرار دهد که در عهد و پیمان ولایت امیرالمؤمنین (ع) و اهلبیتش صادقانه عمل میکنند.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا! شما و خودم را به پیروی از امیرالمؤمنین (ع) سفارش میکنم؛ همان ویژگیای که خداوند او را با آن ستود و در جایگاه ولایت مؤمنان قرار داد: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ».
داستان نزول این آیه معروف است. فقیری به مسجد آمد و کمک خواست. هیچکس پاسخ نداد. علی (ع) در حال رکوع بود، با اشاره انگشت خود، انگشترش را به او داد.
علی (ع) نمیتوانست ببیند فقیری نیازمند باشد و او کمک نکند. این برای ما که ادعای ولایت او را داریم، درس بزرگی است: نمیتوانیم به فقرا و نیازمندان بیتوجه باشیم. باید در رفع نیازهایشان بکوشیم تا جامعهای همدل، همکار و قدرتمند بسازیم که در برابر چالشها ایستادگی کند.
وضعیت لبنان و مذاکرات
اما در خصوص تجاوز گسترده و ادامهدار رژیم صهیونیستی به لبنان که ویرانیهای فراوانی به جا گذاشته، شهدا و مجروحان بسیاری داده و بخشهایی از خاک لبنان را اشغال کرده، و با وجود همه ادعاهای آمریکاییها درباره آتشبس، هنوز ادامه دارد.
مذاکراتی که اخیراً بین دولت لبنان و رژیم صهیونیستی انجام شد، همانطور که انتظار میرفت، به نتیجه مطلوب نرسید. هیچ تعهدی برای توقف کامل جنگ، خروج اشغالگران از سرزمینهای اشغالی، زمانبندی مشخص، بازسازی یا آزادی اسرا در آن وجود نداشت و دشمن همچنان به ترور، تهدید به تخلیه روستاها و بمباران ادامه میدهد.
مسؤولیت دولت لبنان
ما بار دیگر تأکید میکنیم که دولت لبنان باید به تعهدات خود در برابر مردم وفادار بماند: توقف کامل آتش، بازگشت آوارگان به تمام جنوب و بقاع، بازسازی و آزادی اسرا. از دولت میخواهیم برای حفظ اعتبار و جلب اعتماد مردم، بر این اصول پایبند بماند و از آنها عدول نکند.
هشدار میدهیم که نتایج این مذاکرات نباید باعث شکاف بیشتر در داخل لبنان شود. همه نیروهای دلسوز وطن باید برای حفظ وحدت ملی و آرامش، با مسئولیت و جدیت عمل کنند، به گفتوگو روی آورند و از هر گونه تنش جلوگیری نمایند.
ما لبنانیها ممکن است در طایفه، مذهب یا گرایش سیاسی متفاوت باشیم، اما در برابر تهدیدی که کل وطن را هدف قرار داده، باید متحد باشیم. دشمن طایفه یا گروه خاصی را هدف نگرفته، بلکه تمام لبنان را نشانه گرفته است.
در پایان، از کشورهای عربی و اسلامی میخواهیم که تلاش کنند اختلافات داخلی را کنار بگذارند، وحدت کنند و در برابر تهدیدات مشترک و کسانی که به دنبال تضعیف آنها و چپاول ثرواتشان هستند، یکپارچه بایستند.


