
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۲ مرداد 1405ش برابر با ۲۴ جولای ۲۰۲۶م و ۱۰ صفر ۱۴۴۸
نشانههای شخصیت مکتبی در احادیث امام کاظم (ع)
خطبه اول
خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ.» صدق الله العظیم.
هفتم ماه صفر، سالروز ولادت مبارک امام هفتم از امامان اهلبیت (ع) امام موسی بن جعفر کاظم (ع) بود.
امامی که شیخ مفید در کتاب «الارشاد» به تمایز و ویژگی او اشاره کرده و گفته است: «موسی بن جعفر کاظم (ع) از همهٔ فرزندان امام صادق (ع) در قدر و منزلت برتر، در جایگاه بزرگتر، و در میان مردم مشهورتر بود. در زمان خود کسی بخشندهتر و کریمنفستر و خوشمعاشرتتر از او دیده نشد. او عابدترین، پارساترین، بزرگترین، فقیهترین و شجاعترین مردم زمان خود بود».
مسئولیت امامت
امام کاظم (ع) پس از رحلت پدرش امام صادق (ع) زمام مسئولیت امامت را در حالی بر عهده گرفت که بیستساله بود. در طول دورهٔ امامتش که سیوپنج سال به طول انجامید، از ستم حاکمان عباسی که یکی پس از دیگری بر سر کار آمدند، رنج کشید. شدیدترین این رنجها در دوران هارونالرشید بود که او را به مدت هفت یا ده سال (بر اساس اختلاف روایات) در زندانهای زیرزمینی خود حبس کرد.
با این حال، این رنجها با همهٔ سختیشان، ارادهٔ امام را نشکست و او را از ایفای نقش رسالی و ایستادگی در برابر انحرافهای فکری، عقیدتی، تشریعی و رفتاری بازنداشت.
این امام با وجود همهٔ شرایط دشوار زندگیاش، گنجینهای فراوان از احادیث، فقه، تفسیر، مواعظ و وصایا برای ما به جا گذاشت.
امروز به مناسبت این روز، به چند حدیث از آن حضرت اشاره میکنیم:
حق بالاتر از وابستگیها
حدیث اول: امام کاظم (ع) به یکی از اصحاب خود فرمود: «امعه مباش؛ زیرا رسول خدا (ص) از اینکه انسان «امّعه» باشد نهی کرده است. صحابی عرضه داشت: «امّعه چیست ای فرزند دختر رسول خدا؟» فرمود: نگو من با مردم و مانند یکی از مردمم. همانا دو راه وجود دارد: راه خیر و راه شر. مبادا راه شر نزد شما محبوبتر از راه خیر باشد».
امام کاظم (ع) با این سخن میخواست آنچه را رسول خدا (ص) نهی کرده بیان کند. اینکه انسان در آراء، مواضع و تصمیمهای خود نباید بازتاب مردمِ خود باشد؛ خواه خانواده، قبیله، طایفه و مذهب باشد یا جناح سیاسی. آن چنانکه اگر آنان کار نیکو کنند، او نیز کار نیک انجام دهد و اگر کار بد کنند او نیز کار بد کند؛ و با آنان باشد چه بر حق باشند و چه بر باطل. همانگونه که شاعر گفته است:
من جز از غَزیّه (نام یکی از قبایل عربی) نیستم؛ اگر گمراه شوند گمراه میشوم و اگر هدایت یابند هدایت مییابم.
آنچه رسول خدا (ص) میخواهد این است که انسان تنها وقتی با کسانی که به آنان وابسته است همراه باشد که بر حق باشند و اگر باطل بودند، آنان را رد کند. یعنی معیار تصمیمها، مواضع، تأیید و رد او فقط حق باشد، نه هیچ چیز دیگر.
تعادل در مدیریت زندگی
حدیث دوم: «اِجْتَهِدُوا فِی أَنْ یَکُونَ زَمَانُکُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ سَاعَهً لِمُنَاجَاهِ اَللَّهِ وَ سَاعَهً لِأَمْرِ اَلْمَعَاشِ وَ سَاعَهً لِمُعَاشَرَهِ اَلْإِخْوَانِ وَ اَلثِّقَاتِ اَلَّذِینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَکُمْ فِی اَلْبَاطِنِ وَ سَاعَهً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِکُمْ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ وَ بِهَذِهِ اَلسَّاعَهِ تَقْدِرُونَ عَلَى اَلثَّلاَثِ سَاعَاتٍ؛ تلاش کنید که وقت شما چهار ساعت باشد: ساعتی برای مناجات با خدا، ساعتی برای کار زندگی، ساعتی برای معاشرت با برادران و اشخاص مورد اعتماد که شما را از عیب هایتان آگاه نمایند و از دل با شما خالص و یک رو باشند و ساعتی که در آن برای لذت های غیر حرام خویش خلوت کنید و با این ساعت، برای سه ساعت دیگر نیرو می یابید.»
محاسبهٔ نفس
حدیث سوم: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَنَهً اِسْتَزَادَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ عَمِلَ سَیِّئَهً اِسْتَغْفَرَ اَللَّهَ مِنْهَا وَ تَابَ إِلَیْهِ؛ از ما نیست کسى که هر روز به حساب خود رسیدگى نکند و ببیند که اگر کار نیکى انجام داده است از خداوند توفیق انجام بیشتر آن را بخواهد و خدا را بر آن سپاس گوید و اگر کار بدى انجام داده است از خدا آمرزش بخواهد و توبه کند.»
امام کاظم (ع) میخواست حقیقتی را یادآوری کند که هیچ مسلمان و هیچ پیرو خط اهلبیت (ع) نباید از آن غافل شود و آن حقیقت این است که آن اآن معیار التزام به اسلام و خط اهلبیت این است که انسان هر روز زمانی را برای محاسبهٔ نفس خود بگذارد. اگر در انجام واجبات یا انجام مسئولیتها و احسان به نیازمندان کوتاهی ورزیده، آن را به روز دیگری موکول نکند. محاسبهٔ او از نفس خود باید سختتر از محاسبهٔ شریک با شریکش باشد. اگر نیکی کرده باشد، خداوند را شکر کند و تصمیم بگیرد بیشتر عمل کند؛ و اگر بد کرده باشد، شتابان به توبه و استغفار روی آورد، آنچه را تباه شده اصلاح کند و آنچه را از دست رفته جبران نماید.
عزت موضع
حدیث چهارم: هنگامی که خلیفهٔ عباسی هارونالرشید وزیر خود یحیی بن خالد برمکی را فرستاد و به او فرمان داد نزد امام کاظم (ع) برود و به او بگوید که آمادهٔ آزاد کردن اوست، به شرط آنکه از او عذرخواهی کند.
امام (ع) آن روز نپذیرفت و فرمود: «لیسَ عندی ما یستوجبُ الاعتذار، اذهبْ إلیه وقلْ له: إنَّ الأجلَ قریب، والحسابَ آت؛ کاری نکرده ام که نیازمند عذرخواهی باشد. برو و به او بگو: اجل نزدیک است و حساب میآید.» و فرمود: «وأنّه لن ینقضی عنِّی یوم من البلاء، إلّا انقضى عنک معه یوم من الرَّخاء، حتّى نفضی جمیعًا إلى یوم لیس له انقضاء یخسر فیه المبطلون؛ هیچ روزی از بلای من نمیگذرد مگر آنکه روزی از خوشی نیز از تو میگذرد، تا هر دو به روزی برسیم که پایانی ندارد و در آن روز باطلپیشگان زیان میبینند».
این موضع را در شرایطی تصور کنید که امام در زندان است و پس از سالهای طولانی حبس، هارون از او میخواهد عذرخواهی کند، اما او نپذیرفت و همان سخن پیامبر یوسف (ع) را بیان فرمود: « السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ.»
از اینرو چنانکه در روایات آمده است هارونالرشید از پایداری و صبر امام به تنگ آمد و چون همهٔ راهها برای تغییر موضع او بینتیجه ماند، تصمیم گرفت زندگی شریف او را در تاریکی همان زندانی که او را در آن افکنده بود، به پایان رساند.
بر راه امام کاظم (ع)
عزیزان، این است امام کاظم (ع)؛ این است راه او؛ این است سیمای او. رنجی که کشید، دردی که چشید و ستمی که دید.
اخلاص ما نسبت به این امام آن است که او را در سخنان و مواضعش و در آن ارزشی که نامش با آن پیوند خورده است، یعنی «کظم غیظ» و «صبر بر آزار» الگو قرار دهیم. او با وجود همهٔ اینها بر مواضع خود استوار و ثابت ماند. همانگونه که در زیارتنامه آن حضرت که نزد ضریحش میخوانیم به آن اشاره شده است: «السَّلام علیک یا باب الحوائج إلى الله، موسى بن جعفر الکاظم، أشهَدُ أنَّکَ قَدْ بَلَّغتَ عَنِ اللهِ ما حَمَّلَکَ، وَحَفِظْتَ ما استَودَعَکَ، وَصَبرْتَ على الأذى فی جَنبِ اللهِ، وَجاهَدْتَ فی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ حتَّى أتاکَ الیَقینَ؛ سلام بر تو ای بابالحوائج نزد خدا، موسی بن جعفر کاظم. گواهی میدهم که آنچه را خداوند بر دوش تو نهاده بود، ابلاغ کردی و آنچه را به تو سپرده بود نگاه داشتی و بر آزار در راه خدا صبر کردی و در راه خدا به صورت شایسته جهاد کردی تا آنکه یقین تو را دربرگرفت.»
خداوند ما را از پیروان او، اقتداکنندگان به آثار او و عملکنندگان به راه او قرار دهد؛ که او مهربانترین مهربانان است.
خطبهٔ دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به همان چیزی توصیه میکنم که امام کاظم (ع) به اصحابش سفارش فرمود: « أوُصیکُمْ الْخَشْیَهِ مِنَ اللّهِ فی السِّرِّ وَ العَلانِیَهِ, وَالعَدْلِ فی الرِّضا وَالغَضَبِ وَالاکتِسابِ فی الفَقر وَالغِنی. وَ أَن تَصِلِوُا مَنْ قَطَعَکُمْ. وَ تَعْفُوا عَمَّنْ ظَلَمَکُمْ وَ تَعْطِفُوا عَلی مَنْ حَرَمَکُمْ وَلْیَکُنْ نَظَرُکُمْ عِبَراً. وَصَمْتُکُمْ فِکراً وَ قَوْلُکُم ذِکْراً وَ طَبیعَتُکُمُ السَّخاء فَإنَّهُ لایَدْخُلُ الجَنَّهَ بَخیلٌ وَ لا یَدْخُلُ النّارَسَخیٌّ ؛ شما را به ترس از خدا در نهان و آشکار، و عدالت در خشنودی و خشم، و کسب روزی در فقر و غنا سفارش میکنم؛ و اینکه با کسی که از شما بریده پیوند برقرار کنید، از کسی که به شما ستم کرده درگذرید، و به کسی که شما را محروم کرده ببخشید. نگاهتان عبرتآمیز باشد، سکوتتان اندیشیدن (نه سکوتِ بیمعنا)، سخنتان یاد خدا، و سرشتتان سخاوت (خواه در مال یا وقت یا کمک یا حتی رفتار). زیرا بخیل وارد بهشت و سخاوتمند وارد آتش نمیشود».
عزیزان، ما بیش از هر زمان دیگری به این وصایا نیاز داریم. اگر به آنها عمل کنیم، زندگیمان آگاهانهتر، مسئولانهتر و گشودهتر میشود و توانایی بیشتری برای رویارویی با چالشها پیدا میکنیم.
طرح مناطق آزمایشی
از تجاوزات اسرائیلی آغاز میکنیم. دشمن صهیونیستی همچنان به حملات هوایی علیه حومهٔ روستاهای اشغالی ادامه میدهد و عملیات انفجار خانهها، زیرساختها و مؤسسات خصوصی و عمومی در روستاهایی که اشغال کرده متوقف نمیشود تا اهالی آنها را از بازگشت ناامید سازد. این در حالی است که هیچ محکومیتی نسبت به جنایات دشمن علیه داراییهای لبنان و لبنانیها دیده نمیشود و گویی همه چیز عادی شده است.
در همین زمان، آنچه طرح «مناطق آزمایشی» نامیده میشود با ورود ارتش لبنان به تعدادی از روستاهای جنوبی تعیین شده، آغاز شده است. ما میخواهیم این حضور مقدمهای برای بازگشت آزادانهٔ اهالی آنها باشد.
حمایت از ارتش و بازگشت مردم
در برابر آنچه رخ داده، ما از گسترش حضور ارتش لبنان در این روستاها استقبال میکنیم؛ ارتشی که همواره خواستار آن بودهایم که حاکمیت خود را بر وجب وجب خاک لبنان گسترش دهد. این نه لطف کسی، بلکه حق و وظیفهٔ ارتش است. اما نمیخواستیم این حضور بر پایهٔ معامله و وابسته به اجازه یا شرایط دشمن باشد؛ زیرا روشن شده روستاهایی که ارتش وارد آنها شده، از جمله روستاها و شهرکهایی نبودهاند که دشمن آنها را اشغال کرده بود تا بر دولت لبنان و لبنانیها منت بگذارد.
از اینرو از دولت لبنان میخواهیم که توان ارتش لبنان را تقویت کند تا بتواند مسئولیت حفاظت از اهالی این روستاها را بر عهده گیرد و اعتماد آنها را به ارتش افزایش دهد. همچنین خواستار افزایش همبستگی میان ارتش لبنان و مردم هستیم و هشدار میدهیم که هیچ تلاشی برای ایجاد شکاف میان آنها صورت نگیرد. ما میخواهیم این همبستگی، دروازهای برای آزادسازی زمین، حفظ حاکمیت و تأمین امنیت در برابر طرحها و طمعهای دشمن باشد.
در همان حال، از دولت لبنان و شخص رئیسجمهور میخواهیم به وعدهای که به کسانی که به روستاهایشان بازمیگردند داده است عمل کند؛ یعنی تأمین همهٔ نیازهای آنها برای ماندن و پایداری در زمینشان. این باید از جمله نخستین مسئولیتهای دولت باشد.
همچنین بار دیگر از دولت لبنان میخواهیم که به آنچه رخ داده تن ندهد و نقش لازم و واجب خود را برای تحقق حاکمیت کامل بر سرزمینش و برآوردن آرزوهای شهروندانش ایفا کند. ما با هر حرکتی که دولت در این مسیر انجام دهد همراهیم.
عبرت در نتیجه است
اما عبرت در موفقیت هر حرکتی در این زمینه، به میزان الزام دشمن به توقف تجاوز و عقبنشینی از همهٔ سرزمینهایی است که اشغال کرده تا بازگشت امن مردم و بازسازی آنچه ویران شده تضمین گردد. جز این، هر سخن دیگری تنها حرف یا آرزو یا احساس است که نه واقعیت اشغال را تغییر میدهد و نه تجاوزگری آن را بازمیدارد. برای ما، تکیه همچنان بر ارادهٔ لبنانیها و وحدت آنها خواهد بود.
دربارهٔ چگونگی رویارویی با مرحلهٔ کنونی و راههای آزادسازی زمین و بازگرداندن اسیران ، ما به عمق اختلاف موجود میان لبنانیها آگاهیم. چه در سطح دولت و چه در سطح مردم،. اما میخواهیم این اختلاف به وحدت داخلی کشور آسیب نرساند؛ مبادا دشمنی لبنانیها با یکدیگر شدیدتر از دشمنیشان با دشمن باشد و موضع لبنان را تضعیف کند و راه را برای فتنهای بگشاید که همهٔ کسانی که خیر این کشور را نمیخواهند در پی آن هستند. دغدغه دائمی همه باید مصلحت لبنان و حاکمیت ملی آن باشد؛ چنانکه این دو بالاتر از هر ملاحظهٔ دیگری قرار گیرند و هیچ مصلحت دیگری بر آنها مقدم نشود.
تجاوز به ایران
سرانجام نگاهی به تجاوز جاری علیه جمهوری اسلامی میاندازیم؛ تجاوزی که به مرحلهای خطرناک رسیده و زیرساختها و تأسیسات حیاتی آن را هدف قرار داده است تا آن را به تسلیم وادارد، از حقوقش محروم سازد و توانمندیهایش را نابود کند. این امر آثاری بر امنیت و ثبات ملتهای منطقه نیز به جای گذاشته است. ما به توانایی جمهوری اسلامی، رهبری و مردم این کشور در مدیریت این مرحله با حکمت و پایداری اطمینان داریم؛ تا حقوق مشروع خود را تأمین کند و بازتاب مثبتی بر مسائل منطقه، ملتهای آن و جهان داشته باشد.


