
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت حجه الاسلام والمسلمین دکتر سید جعفر فضلالله
۶ شهریور 1405ش برابر با ۲۸ آگوست ۲۰۲۶م و ۱۵ ربیع الاول ۱۴۴۸
خطبههای نماز جمعه این هفته مسجد امامین حسنین (ع) بیروت را حجه الاسلام و المسلمین دکتر سید جعفر فضل الله در حضور جمع زیادی از مؤمنان و شخصیتهای علمی و سیاسی و اجتماعی ایراد نمود. در خطبه دوم ایشان آمده است:
از آنچه که جهان عرب و اسلام، و بهویژه لبنان، از آن رنج میبرد، آغاز میکنیم؛ لبنانی که همچنان در معرض تجاوز مستمر صهیونیستی قرار دارد، از طریق بمباران توپخانهای و حملات هوایی بر روستاهای مجاور خطوط تماس با نیروهای اشغالگر، همراه با حرکت پهپادهایی که تا پایتخت، بیروت، و بقاع میرسند. و خطرناکترین بخش از اقدامات این دشمن، اصرار آن بر سیاست تخریب و خاکستر کردن است؛ سیاستی که هدفش نابودی هویت یک ملت و محو تاریخی است که از نسلهای گذشته نمایندگی میکند و ریشههای ما را تشکیل میدهد، و این نابودی، سرنوشت نسلهای آینده را تهدید میکند. محافل دشمن پنهان نمیکنند که این سرزمینها در آینده هدف اسکان صهیونیستی خواهد بود، پس از آنکه شهرکنشینان وزن سیاسی تعیینکننده در معادلات داخلی صهیونیستی یافتهاند و با وجود همه توافقها و قوانین بینالمللی مخالف اسکان، این روند در کرانهی باختری شتاب گرفته است.
در حالی که دشمن این رویکرد تجاوزکارانه را ادامه میدهد، دورهای متوالی مذاکرات، شکست مدیریت رسمی مذاکره در بازپسگیری حق لبنان بر سرزمینش و بازسازی آن را ثابت میکند. حتی مسیر دیپلماتیک در بسیاری از موارد به نظر میرسد که به پوششی برای تداوم اشغال و حمایت از آن در برابر هرگونه محکومیت اقدامات تجاوزکارانه، کمک میکند و همه توافقها را زیر پا میگذارد؛ امری که تأیید میکند این دیپلماسی بهتنهایی کارآمد نخواهد بود، بلکه ممکن است به منافع لبنان آسیب برساند.
ما خطاب به حاکمیت لبنان بر دو موضوع تأکید کنیم: نخست آنکه لبنان باید در پی کسب اهرمهای قدرت از طریق تلاش برای وحدت موضع داخلی، بهکارگیری فشار مردمی، و روابط منطقهای و بینالمللی لبنان با همهی نیروهای حامی حق لبنان باشد، و همه این عناصر را بهطور مؤثر برای تحقق اهداف ملی به کار گیرد. اما موضوع دوم آنکه این خطای مرگبار است که این کشور همه تخممرغهایش را در سبد حامیان بینالمللی اشغال و نسلکشی جاری در فلسطین بگذارد. هر کس چنین کند، حال و آیندهاش را زیر گیوتین اشغال قرار میدهد و پیش از آنکه جلاد او را بکشد، خود به سوی آن میرود؛ بهویژه پس از آنکه هرگونه نقشی برای نهادهای سازمان ملل و شورای امنیت در محدود کردن سیاستهای بازی با منافع کشورها و حقوق آنها در نظر گرفته نشده است.
ما بار دیگر خواستار بازنگری واقعی در سیاست مذاکرهی موجود و همه مواضع و جهتگیریهایی هستیم که نه تنها به اعلام ناتوانی خود از انجام هر کاری بسنده نکردند، بلکه پیش از گرفتن حق لبنانی، عناصر قدرت ملی را از دست دادند؛ امری که دشمن را به ادامه جنایاتش بدون بیم از هرگونه واکنش داخلی یا خارجی تشویق کرده و میکند.
این جهان تنها برای دولت قوی احترام قائل است و اگر چنین دولتی میخواهید، در برابر دشمن وحدت داشته باشید و برای محصور کردن و تقویت کشور با همه وسایل قدرت بکوشید، تا از این راه تعادلی را محقق سازید که خود را بر همه تحمیل کند. این همان چیزی است که درسهای سالهای گذشته به ما میآموزد.
اما منطق تضعیف خویشتن، جز به ضعف و استضعاف بیشتر نمیانجامد، و زیاندیدهی اصلی در این میان خود کشور، جغرافیا، جمعیت، تاریخ و آینده آن است و هیچکس از زیان آن در امان نخواهد ماند، و همه باید از این توهمات خارج شوند.
اما در سطح گفتمان، جایز نیست که کینهتوزی، فرهنگ رایج این کشور باشد؛ زیرا جنگ دیر یا زود پایان خواهد یافت، و آنچه مردم در طول جنگ از یکدیگر و از پذیرش گسترده آوارگان در مناطق متعدد تجربه کردند، دلیلی است بر آنچه سید فضلالله (ره) میگفت که اگر سیاستمداران این کشور از برقراری گفتوگویی جدی و مؤثر میان خود ناتوان بودند، مردم با یکدیگر گفتوگو کردند، با هم تعامل داشتند و نتیجه گرفتند. در حالی که هنوز کسانی برج عاج نشین درباره هویت گفتوگو و شرایط آن مجادله میکنند.
باید به واقعیت فرود آییم و به طهارت انسانی و ملی مردم بنگریم؛ اینان که از همهی فرقهها و مناطق و گروهها و احزاب عبور میکنند و سرنوشت و بحرانهای زندگیشان یکی است، تا از آنان بیاموزیم که برای ساختن وطنی به شکلی که آنان میخواهند و برپایی دولتی که همهی آنان را در برگیرد،چگونه روابط سیاسیمان را ارتقا بخشیم، بهجای این که در گفتمان نفرتی غرق شویم که میخواهد روح و طهارتشان را مخدوش کند تا میانشان به نام این رهبر یا آن رهبر موانع و سنگربندی کنند و آنان را دوباره بر دوششان بلند کند، حتی در حالی که بر آیندهشان پا میگذارند.
در سطح منطقهای، کشورهای عربی و اسلامی باید دریابند که امنیتشان مشترک و سرنوشتشان یکی است و گزینهای جز تولید تجربهی تمدنی و انسانی مستقل خود ندارند؛ و هنگامی که سیاستهای محورهای بینالمللی را که هرگز جز آتشی برای همه نبودند، از خود دور کنند، بر این کار قادر خواهند بود؛ حتی اگر برای برخی چنین بنماید که در این آتش منفعتی برایشان هست.
پولهای هنگفتی خرج شده که وطنهایمان را سوزانده، جوامعمان را پاره پاره کرده، سیاستمان را نابود ساخته و همه ما را در برابر دشمن تاریخیمان که اهدافش را بهصورت صریح آشکار کرده، برهنه کرده است؛ هنگامی که پروژه سیاسیاش را که آکنده از متون دینی تحریفشده است، معطوف به ساختن اسرائیل بزرگ و تکفیر همه بشر و تحقیر آنان نماید.
شما برای تحقق منافع و امنیت و توانمندسازی ملتهای منطقه و ساختن الگوی تمدنیشان، از همکاری اسلامی و اجتماع عربی بینیاز نیستید. ما معتقدیم پس از شکست سرمایهداری و امپریالیسم در تحقق امنیت و سعادت حقیقی ساختن این الگو نیاز جهان است.


