خطبه‌های نماز جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ علامه سید علی فضل‌الله

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه‌های نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل‌الله

۲۶ تیر 1405ش برابر با  ۱۷ جولای ۲۰۲۶م و ۳ صفر ۱۴۴۸

حلم و فروخوردن خشم در سیره امام حسن (ع)

خطبه اول

 خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» صدق الله العظیم.

 در آغوش رسالت

در هفتم این ماه، ماه صفر خیر، سالروز رحلت یکی از کسانی را گرامی می‌داریم که این آیه کریمه درباره آنان نازل شده و به جایگاه والایی که نزد خداوند یافته‌اند اشاره کرده است؛ خدایی که هر گونه پلیدی از او زدوده و او را پاک و پاکیزه ساخته است. او امام حسن بن علی (ع)، نواده رسول خدا و ریحانه اوست.

این امام در آغوش مادرش زهرا (ع) و پدرش امیرالمؤمنین (ع) پرورش یافت و از مراقبت ویژه جدش رسول خدا (ص) برخوردار شد. ویژگی‌های شخصیت و فضایل او در همین محیط شکل گرفت. رسول خدا (ص) در وصف او فرمود: « حسن منّی وأنا من حسن؛ حسن از من است و من از حسن».

در سیره او آمده است که از نظر اخلاق، ظاهر و رفتار، شبیه‌ترین مردم به رسول خدا (ص) بود؛ چنان‌که مردم پس از رحلت پیامبر (ص) هرگاه مشتاق دیدن پیامبر بودند، به امام حسن (ع) می‌نگریستند و در او علم، حلم، عبادت، زهد، کرم، تواضع، محبت به مردم و مهرورزی‌اش را می‌یافتند.

پس از رحلت جدش رسول خدا (ص)، امام حسن (ع) در کنار پدرش در نقش رسالتی او مشارکت داشت و هنگامی که پدرش خلافت را پذیرفت، بارهای آن را با او بر دوش کشید. او پشتیبان و بازوی پدر بود و در همه جنگ‌های او حضور داشت و از قهرمانان آن نبردها به‌شمار می‌رفت.

امامت در مرحله دشوار

امام حسن (ع) پس از شهادت پدرش، مسئولیت خلافت را در یکی از سخت‌ترین و بحرانی‌ترین مراحل به عهده گرفت؛ زمانی که معاویه از بیعت با او سر باز زد و سپاهی برای رویارویی با او به راه انداخت. امام یارانش را برای دفع این تجاوز فراخواند و نزدیک بود که جنگ رخ دهد، اما امام صلح با او را برگزید؛ زیرا دید که جنگ در آن شرایط به نتایج مطلوب نخواهد رسید. جزئیات این امر امروز مجال پرداختن ندارد، اما این تصمیم سبب نشد که امام از نقش رسالتی و هدایتی خود و نشر آگاهی در میان امت و مقابله با هر آنچه اندیشه، شریعت و مفاهیم آن را تهدید می‌کند، دست بکشد. او بر این راه ماند تا آنکه با زهری که به فرمان معاویه به او خورانده شد تا از ادامه این نقش بازماند، از دنیا رفت.

امروز با استفاده از این مناسبت می‌خواهیم به یکی از برجسته‌ترین صفات آن امام اشاره کنیم و آن صفت حلم است. صفتی که او را با آن می‌شناختند و به او نسبت می‌دادند و او را «حلیم اهل‌بیت» می‌نامیدند. حتی مروان بن حکم که سرسخت‌ترین دشمنان اوست نیز به آن گواهی داده‌اند. وقتی امام حسن (ع) از دنیا رفت و جنازه‌اش را برای تشییع بیرون آوردند، مروان اصرار کرد که تابوت را بر دوش کشد. امام حسین (ع) به او فرمود: «آیا تابوت او را بر دوش می‌کشی، در حالی که به خدا سوگند همواره او را با خشم خود می‌آزردی؟» مروان پاسخ داد: «من با کسی چنین می‌کردم که حلمش هم‌سنگ کوه‌ها بود».

امام حسن (ع) خود هنگامی که از او درباره حلم پرسیدند، آن را چنین تعریف کرد: «حلم یعنی فروخوردن خشم و خویشتنداری».

اکنون چند نمونه از مواضع او را که بیانگر این ارزش است، می‌آوریم:

مواضع رسالتی

نخست: در سیره آمده است که امام حسن (ع) همراه یارانش در راهی در مدینه می‌رفت که با مردی از اهل شام روبه‌رو شد؛ مردی که معاویه او را بر دشمنی و کینه نسبت به اهل‌بیت (ع) پرورش داده بود. به‌محض آنکه آن مرد دریافت او امام حسن (ع) است، شروع به ناسزاگویی و دشنام‌دادن کرد تا کینه‌ای را که معاویه در دلش کاشته بود، بیرونت بریزد.

یاران امام برای خاموش‌کردن او و پاسخ‌دادن پیش آمدند، اما امام (ع) فرمود: «او را رها کنید، من خود کارش را کفایت می‌کنم.» سپس با لبخند همیشگی‌اش به سوی مرد رفت و گفت: «ای پیرمرد! گمان می‌کنم غریب هستی و شاید اشتباه کرده‌ای. اگر از ما عذرخواهی کنی، عذرت را می‌پذیریم؛ اگر چیزی بخواهی، به تو می‌دهیم؛ اگر راهنمایی بطلبی، راهنمایی‌ات می‌کنیم؛ اگر بار بر دوش ما بگذاری، حملش می‌کنیم؛ اگر گرسنه‌ای، سیرت می‌کنیم؛ اگر برهنه‌ای، جامه‌ات می‌پوشانیم؛ اگر نیازمندی، بی‌نیازت می‌سازیم؛ اگر رانده ‌شده‌ای، پناهت می‌دهیم؛ و اگر حاجتی داری، آن را برآورده می‌کنیم. پس اگر بار و بنه‌ات را به سوی خانه ما حرکت دهی و تا زمان رفتنت مهمان ما باشی، برایت سودمندتر خواهد بود؛ زیرا ما جایی فراخ، منزلتی گسترده و مالی بسیار داریم».

سپس او را به خانه‌اش دعوت کرد. مرد به خانه امام رفت و در آنجا فضای ایمان و تقوایی یافت که تا آن روز از آن بی‌بهره بود. هنگام خروج گفت: «گواهی می‌دهم که تو خلیفه خدا در زمین هستی. خداوند بهتر می‌داند رسالت‌هایش را کجا قرار دهد. پیش از این تو و پدرت منفورترین مخلوقات نزد من بودید، اما اکنون تو محبوب‌ترین خلق خدا نزد من هستی».

دوم: پس از تصمیم به صلح با معاویه، برخی از یارانش که انگیزه‌ها و اهداف امام را از صلح درنمی‌یافتند، آن را مایه خواری و تسلیم می‌دانستند. کار به جایی رسید که هنگام سلام‌دادن می‌گفتند: «سلام بر تو ای خوارکننده مؤمنان!» و برخی می‌گفتند: «کاش در آن روز مرده بودی و ما نیز با تو مرده بودیم».

این سخنان که برای برانگیختن هر کسی کافی بود، امام را برنینگیخت. او با آگاهی از زمینه‌های فکری آنان، با حکمت، شکیبایی و گشاده‌رویی با این وضعیت روبه‌رو شد و انگیزه‌های خود را برایشان روشن ساخت و تأکید کرد که این کار را جز برای آنان انجام نداده است. در نتیجه آنان از بدگویی خود دست کشیدند، حقیقت اقدام امام را دریافتند و از او پوزش خواستند.

سوم: در وصیتش به امام حسین (ع) فرمود: «ای برادرم! تو را درباره کسانی که از خاندان و فرزندان و اهل‌بیتم باقی می‌گذارم سفارش می‌کنم: از خطاکارانشان درگذر، از نیکوکارانشان بپذیر و برای آنان جانشین و پدری باش… و مرا کنار جدم رسول خدا به خاک بسپار؛ زیرا من به او سزاوارترم. اما اگر مانع شدند، تو را به خدا و به خویشاوندی و پیوند نزدیکی که با رسول خدا داری سوگند می‌دهم که حتی یک قطره خون به خاطر من ریخته نشود».

همین‌گونه شد. هنگامی که امام حسین (ع) خواست برادرش را در کنار جدش رسول خدا (ص) به خاک بسپارد، بنی‌امیه مانع شدند و نزدیک بود کار به جنگ بکشد؛ اما امام حسین (ع) دخالت کرد و پیکر برادر را به بقیع برد و کنار مادربزرگش فاطمه بنت اسد به خاک سپرد؛ تا هم وصیت برادر را اجرا کرده باشد و هم فتنه‌ای را که امام حسن (ع) سخت از وقوع آن پرهیز داشت، فرو نشاند؛ هرچند این کار به بهای چشم‌پوشی از آرزوی دفن در کنار جدش رسول خدا (ص) تمام شد.

ارزش حلم در روزگار ما

عزیزان! در سالروز رحلت این امام، بیش از هر زمان به پیروی از او در ارزش حلم نیاز داریم؛ باید از کسانی باشیم که هنگام فراهم  شدن شرایط تنش، هیجان و خشم، شتابان به سوی آن نمی‌روند؛ شرایطی  که در روزگار ما بسیار فراوان است.

همه می‌دانیم که اگر رفتار هیجانی، تنش و خشم بر انسان یا جامعه چیره شود، چه پیامدهایی دارد. رویایی با این پدیده نیازمند تلاش ما و صبر و توفیق از سوی خداوند عزیز است، اما آثار حلم در دنیا بسیار بزرگ است. در حدیث آمده است: «من حلم ساد؛ هر که حلم ورزد، سروری یابد.»، «مَنْ حَلمَ عَنْ عَدُوِّهِ ظَفِرَ بِهِ؛ هر که بر دشمنش بردباری کند، بر او پیروز شود.» و برخی از احادیث به آثار و نتایج بردباری اشاره داشته‌اند. در حدیث آمده است: «کادَ الحلیم أن یکونَ نبیًّا ؛ حلیم نزدیک است که پیامبر باشد».

خداوند عزیز می‌فرماید: «وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ.» و آخرین سخن ما این است که سپاس مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.

 خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی وصیت می‌کنم که امام حسن (ع) به یکی از یارانش به نام جناده بن أبی‌أمیه سفارش کرد. آن حضرت در بستر بیماری منجر به مرگ قرار داشت و آثار زهر در او نمایان بود. جناده نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: «ای پسر رسول خدا! مرا پند دهید.» امام حسن (ع) فرمود: «اسْتَعِدَّ لِسَفَرِکَ وَ حَصِّلْ زَادَکَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِکَ. وَ اعْلَمْ أَنَّکَ تَطْلُبُ الدُّنْیَا وَ الْمَوْتُ یَطْلُبُکَ، وَ لَا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذِى لَمْ یَأْتِ عَلَى یَوْمِکَ الَّذِى أَنْتَ فِیهِ. وَ اعْلَمْ أَنَّکَ لَا تَکْسِبُ مِنَ الْمَالِ شَیْئًا فَوْقَ قُوتِکَ إلَّا کُنْتَ فِیهِ خَازِنًا لِغَیْرِکَ… وَ اعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَدًا وَ اعْمَلْ لِآخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَدًا. وَ إذَا أَرَدْتَ عِزًّا بِلَا عَشِیرَهٍ وَ هَیْبَهً بِلَا سُلْطَانٍ، فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَهِ الله إلَى عِزِّ طَاعَهِ الـله عَزّ وَ جَلَّ؛ برای سفر خودت [آخرت] آماده شو و توشه این سفر را قبل از فرا رسیدن اجل تحصیل کن، بدان که تو طالب دنیا هستى و مرگ طالب تو در این روزى که هستى، غم و اندوه آن روزى که نیامده مخور! بدان تو از مال بیشتر از قوت و غذاى خود جمع نمی‌کنى مگر این‌که براى دیگرى جمع خواهى کرد… براى دنیا به نحوى کار کن که گویا تا ابد زنده خواهی بود. و براى آخرت به نحوى کار کن که گویا فردا خواهى مرد. اگر طالب عزت بدون عشیره و هیبت بدون قدرت هستى، از ذلتِ معصیتِ پروردگار، به سوى عزتِ طاعت او شتاب کن.»

عزیزان! ما بیش از هر زمان دیگری به این وصایا نیازمندیم تا به مسیر خود در این زندگی آگاه‌تر باشیم، مسئولیت‌پذیرتر شویم و توان بیشتری برای رویارویی با چالش‌ها بیابیم.

مسئولیت حفظ حاکمیت

از تجاوزهای صهیونیستی آغاز می‌کنیم که شاهد آن بوده‌ و هستیم؛ حملاتی که هر روز روستاها و شهرک‌های جنوب را هدف قرار می‌دهد، در حالی که عملیات انفجار، تخریب و سوزاندن ساختمان‌ها، زیرساخت‌ها و جنگل‌ها در منطقه اشغالی ادامه دارد تا هر نشانه‌ای از زندگی را از میان ببرد و مردم را ناامید سازد و از بازگشت به دیارشان بازدارد.

با وجود همه این‌ها، مذاکرات میان رژیم صهیونیستی و دولت لبنان ادامه یافته است؛ در حالی که انتظار داشتیم دولت لبنان در برابر آنچه رخ می‌دهد موضع بگیرد و مذاکرات با دشمنی را که همچنان به تجاوزات خود ادامه می‌دهد و به اجرای کامل آتش‌بس پایبند نیست، متوقف کند.

ما از میزان فشارهایی که بر دولت لبنان وارد می‌شود و واقعیت تلخی که این کشور به سبب اشغال صهیونیستی دچار آن است، آگاهیم. اما این امر، چنان‌که پیش‌تر گفته‌ایم، توجیه‌کننده پذیرش آنچه دشمن مرتکب می‌شود، سکوت در برابر جنایاتش علیه لبنان و لبنانی‌ها، یا معاف‌دانستن دولت از مسئولیتش و دعوت آن به امتیازدهی نیست. مسئولیت دولت آن است که امین مردم، سرزمین و تصمیمگیری آزاد خود باشد و از سرمایه‌ها، اموال و دسترنج عمر لبنانی‌ها کوتاه نیاید.

ما از دولت لبنان می‌خواهیم که بر خروج کامل دشمن از همه سرزمین‌های اشغالی، چه در مذاکرات جاری و چه خارج از آن و در برابر هر مجمع یا تریبون بین‌المللی، پافشاری کند و به آنچه دشمن به عنوان لطف وانمود می‌کند و خروج از برخی روستاها را به رخ می‌کشد، دل نبندد؛ روستاهایی که ارتش اشغالگر اصلاً وارد آن‌ها نشده است. این خروج نیز از سوی دشمن با شروطی همراه شده که تحقق یا استمرار آن را ناممکن می‌سازد؛ به‌ویژه پس از آنکه دشمن اعلام کرده و همچنان اعلام می‌کند که از سرزمین‌هایی که اشغال کرده خارج نخواهد شد و آن را منطقه امنیتی خود می‌داند.

در همین حال هشدار می‌دهیم از پیامدهای شکاف داخلی‌ای که در سطح نهادهای دولتی یا در سطح مردمی شاهد آن هستیم؛ شکافی که همبستگی داخلی مورد نیاز در این مرحله برای رویارویی با چالش‌ها و حفظ قدرت موضع لبنانی و جلوگیری از فتنه بدخواهان این کشور تهدید می‌کند. همه باید از گفتمان پرتنش و تحریک‌آمیزی که در رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، اظهارات مسئولان و محافل سیاسی این کشور دیده می‌شود، دست بکشند و به تقویت زبان گفت‌وگو در حل اختلافات بازگردند و گفتمان عقلانی، عینی و آرام را حاکم کنند؛ زیرا این تنها راه رسیدگی به اختلافات و از میان بردن تنش‌هاست.

غیبت دولت و ابتکارات مردمی

در زمینه دیگری، بار دیگر از دولت لبنان می‌خواهیم که نقش خود را در قبال شهروندانی که هزینه جنگ را با آوارگی، ویرانی و فداکاری خود پرداخته‌اند، ایفا کند و حداکثر تلاش خود را برای فراهم‌آوردن شرایط بازگشت آنان به روستاهایشان و تأمین زندگی شرافتمندانه برایشان به کار گیرد؛ زیرا این حق آنان است.

در این میان باید از ابتکارات افراد، نهادها و انجمن‌هایی که این نقش را بر عهده گرفته‌اند و تا حد امکان کمبود ناشی از انجام‌نگرفتن وظایف دولت در قبال شهروندان را جبران می‌کنند، قدردانی کنیم.

👤 خطیب: علامه سید علی فضل الله
📅 تاریخ: 2026-07-17
📍 محل برگزاری: مسجد امامین حسنین (ع) بیروت لبنان
📝 موضوع خطبه: حلم امام حسن مجتبی (ع)