
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبه نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۲۲ خرداد 1405ش برابر با ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶م و ۲۶ ذی الحجه ۱۴۴۷ ق
سال هجری: الهام گیری از فداکاریهایی که طلوع اسلام را ساختند
خطبه اول
خداوند سبحانه وتعالی فرموده است: « إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَهَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» صدق الله العظیم. کسانی که ایمان آوردند و کسانی که هجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند، آنان به رحمت خدا امید دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.
چند روز دیگر با رسیدن ماه محرّمالحرام به سال هجری جدید میرسیم؛ سال ۱۴۴۸ هجری. این سالی است که در درون خود دوازده ماه قمری را جای داده است؛ ماههایی که خداوند از همان هنگام که آسمانها و زمین را آفرید برای بندگانش معیّن کرده است، آنجا که فرمود:«إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَهٌ حُرُمٌ»؛ شمارهی ماهها نزد خدا در کتاب خدا، از روزی که آسمانها و زمین را آفرید، دوازده ماه است که از آنها چهار ماه حرام است.
اهمیت این ماهها به آن است که فرایض و نوافل و مناسبتهایی را که ما به انجام و احیای آنها فراخوانده شدهایم، تاریخمند میسازند و با آنها به خداوند عزّوجلّ نزدیک میشویم؛ مانند ماه رمضان، ماههای حج (شوّال، ذوالقعده و ذوالحجّه) و ماههای حرام که خداوند در آنها جنگ و قتال را حرام کرده و به توقف و انجماد درگیریها فراخوانده است.
هجرت پیامبر (ص)
رسول خدا (ص) خواست این تقویم با مهمترین رویداد تاریخ اسلام پیوند بخورد؛ هنگامی که از مکّه، جایی که او و مسلمانان زیر فشار قریش بودند، به فضای آزادی که در مدینه منوّره برایشان فراهم شد، هجرت کرد. این آزادی به رسول خدا (ص) امکان داد پیام خود را به گوشهوکنار جهان برساند. آن حضرت تصمیم هجرت را هنگامی گرفت که بزرگان و سران قریش برای مقابله با خطری که رسول خدا (ص) برایشان ایجاد کرده بود، گرد هم آمدند؛ پس از آنکه نقش او گسترش یافت و رسالتش به مدینه رسید و همه ابزارهای ترغیب و تهدید برای بازداشتن او از ادامه دعوتش شکست خورد. سه گزینه پیش رویشان بود: یا رسول خدا (ص) را زندانی و آزادیاش را محدود کنند تا بمیرد، یا او را بکشند، یا تبعید و اخراج از مکّه.
این همان چیزی است که خداوند سبحان به آن اشاره کرده است: «وَإِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَیَمْکُرُونَ وَیَمْکُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ»؛ و [یاد کن] هنگامی را که کافران دربارهات نیرنگ میکردند تا تو را به بند کشند یا بکشند یا بیرون کنند؛ و نیرنگ میزدند و خدا هم نیرنگ میزند و خدا بهترین نیرنگزنندگان است.
پس از گفتوگو میانشان، رأی نهاییشان بر این شد که بهترین راهحل کشتن رسول خدا (ص) در رختخواب است؛ به شرطی که همهی قبایل قریش در این کار شریک باشند تا خونش میان عشیرهها گم شود و بنیهاشم و بنیعبدالمطّلب، خانوادهی پیامبر (ص)، نتوانند برای قتلش انتقام بگیرند، زیرا قدرت رویارویی با همهی قبایل و عشیرههای قریش را ندارند و ماجرا در همانجا پایان یابد.
نقشهی ترور پیامبر (ص)
جلسه با این تصمیم به پایان رسید و زمینهسازی برای ترور رسول خدا (ص) آغاز شد؛ به این صورت که چهل مرد که نمایندهی همهی قریش بودند، بر او که در بسترش خوابیده بود، یورش برند. چون خبر به رسول خدا (ص) رسید، دید که زمان هجرت به مدینه منوّره فرا رسیده است؛ همان چیزی که پیشتر برایش برنامهریزی کرده بود، پس از آنکه پایگاهی فراهم شده بود که مدینه را مکانی امن برای گسترش دعوتش میساخت.
برای فراهمآوردن خروج امن رسول خدا (ص)، لازم بود کسی در بسترش بخوابد تا کسانی را که در کمین او بودند، بفریبد که او نرفته است. جز علی (ع) کسی نبود که این نقش را ایفا کند. رسول خدا (ص) علی (ع) را از موضوع آگاه کرد و علی (ع) در آن روز تنها پرسید: «آیا با خوابیدن من در بستر تو، سالم میمانی ای پیامبر خدا؟» رسول خدا (ص) فرمود: آری. علی (ع) لبخند زد و گفت: «برو آنچه را مأمور یافتهای انجام ده، گوش و چشمم فدایت باد.» و در این باره آیه نازل شد: «وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ»؛ و از میان مردم کسی است که جان خود را برای بهدستآوردن خشنودی خدا میفروشد و خداوند به بندگان رؤوف است.
آنگاه رسول خدا (ص) پای در هجرت گذاشت، در حالی که چهل جوان از قریش خانهی رسول خدا (ص) را محاصره کرده و شمشیرهایشان را کشیده، منتظر سپیدهدم بودند. همین که نور سپیده بر ایشان آشکار شد، حملهی خود را برای اجرای نقشه و یورش به بستر رسول خدا (ص) آغاز کردند. در آن لحظه علی (ع) برخاست؛ قوم از دیدن او بهتزده و پراکنده گشتند. و برای آنکه فرصت تعقیب رسول خدا (ص) را پیش از رسیدن به مقصد از دست ندهند، قریش سواران و جوانان خود را برای جستوجوی او در بیابانها فرستادند و ردّ پای رسول خدا (ص) و همراهانش را دنبال کردند تا به دهانهی غار ثور رسیدند؛ جایی که رسول خدا (ص) با یار خود بود. و خداوند عزّوجلّ خواست پیامبرش را حفظ کند و نیرنگشان را از او بازدارد، چنانکه از ورود به غار منصرف شدند.
و خداوند سبحان به این امر چنین اشاره کرده است: «إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُواْ ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کَلِمَهَ الَّذِینَ کَفَرُواْ السُّفْلَى وَکَلِمَهُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیَا وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ»؛ هنگامی که کافران او را بیرون کردند، در حالی که دو نفر بودند؛ آنگاه که در غار بودند، به یار خود میگفت: اندوه مدار که خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهیانی که نمیدیدید یاری کرد و سخن کافران را پایین آورد و سخن خداست که بالاست و خداوند شکستناپذیر و حکیم است.
رسول خدا سه روز با یار خود در غار ماند تا مطمئن شود قریش رفته و از رسیدن به او ناامید شدهاند؛ سپس سفر خود را ادامه داد تا به نزدیکیهای مدینه رسید، جایی که مردم آن با برترین کلمات خوشآمدگویی از او استقبال کردند.
دعوت در مدینه
در مدینه منوّره که اقامتگاه پیامبر شد، او برای مرحلهی جدید آمادگی گرفت. نخستین کاری که انجام داد، ساختن مسجدالنبیّ شریف بود تا محلّ گردهمایی مسلمانان با همهی گوناگونیهایشان و نشانهی وحدتشان باشد. سپس میان مهاجران مکّه و انصار مدینه برادری برقرار کرد تا پایههای جامعهی اسلامی را استوار سازد. انصار، که اهل مدینه بودند، این برادری را با تقسیم خانهها و مال و محلهای کار با مهاجران مکّه نشان دادند. همچنین از طریق منشور مدینه، رابطهی میان اجزای جامعه با همهی گوناگونیهای دینیشان را تقویت کرد. این کارها راه را برای بازگشت رسول خدا (ص) و مسلمانان به مکّه به عنوان فاتحان هموار ساخت و با آن سپیدهدم تازهای در تاریخ بشریت طلوع کرد.
احیای مناسبت و امانتداری مسئولیت
عزیزان، ما موظّفیم ابتدای سال هجری و دلالتهایی را که در بر دارد، احیا کنیم؛ به این صورت که حضور سال هجری در خانهها و محلهای کار خود و در رسانهها و شبکههای ارتباطی تقویت کنیم، آن را در تاریخنگاری رویدادهای زندگی و واقعیت خود به کار گیریم، و با آغاز سال هجری میزان فداکاریهایی را که رسول خدا (ص) و مسلمانان همراهش هنگام هجرت از مکّه به مدینه تحمّل کردند، به یاد آوریم؛ در حالی که خانهها و خانوادهها و محلهای کار خود را برای خدا و در راه او پشت سر گذاشتند تا این دین به ما برسد و از آن بهرهمند شویم. و ما باید آماده باشیم تلاش خود را به کار گیریم تا آن را به نسلهای آینده برسانیم، هرچند بهایش سنگین و فداکاریها بزرگ باشد.
سرانجام، آغاز سال هجری باید فرصتی باشد برای ما تا دربارهی آنچه در سال گذشته تقدیم کردهایم، از خود حسابرسی کنیم؛ به سوی خداوند عزّوجلّ توبه کنیم اگر به او یا در ادای مسئولیتهایی که بر دوش ماست، بدی کرده یا کوتاهی نمودهایم. و دعای ما این باشد: «اللّهمّ اجعل مستقبل سنتنا خیرًا من ماضیها، و خیر أعمالنا خواتیمها، و خیر أیّامنا یوم نلقاک فیه»؛ خداوندا، آیندهی سال ما را از گذشتهاش بهتر قرار ده، و بهترین کارهای ما را پایانهایشان، و بهترین روزهای ما را روزی که تو را ملاقات میکنیم.
خطبه دوم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را سفارش میکنم که سال هجری را آنگونه که در برخی روایات آمده است، استقبال کنیم: یعنی دو رکعت نماز بخوانیم و سپس خدا را چنین بخوانیم: «اللّهمّ ما عملت فی هذه السّنه من عمل نهیتنی عنه و لم ترضه، و نسیته و لم تنسه، و دعوتنی إلی التّوبه بعد اجترائی علیک، اللّهمّ فإنّی أستغفرک منه، فاغفر لی، و ما عملت من عمل یقرّبنی إلیک، فاقبله منّی، و لا تقطع رجائی منک یا کریم»؛ خداوندا، آنچه در این سال از کارهایی که مرا از آن نهی کردی و به آن خشنود نبودی، انجام دادم و فراموش کردم و تو فراموش نکردی، و پس از گستاخیام بر تو مرا به توبه فراخواندی؛ خداوندا، من از آن آمرزش میخواهم، پس مرا بیامرز؛ و آنچه از کاری که مرا به تو نزدیک میکند انجام دادم، از من بپذیر و امیدم را از خود قطع مکن ای کریم.
در روایات آمده است که واکنش شیطان هنگامی که بندهای را میبیند با توبه و پشیمانی از گناه یا کوتاهی گذشته به سوی پروردگارش روی آورده، این است که میگوید: «وای بر من! آنچه در این سال رنج کشیدم، همه را با این کلمات ویران کرد و سال گذشته گواهی داد که آن را با خیر به پایان رسانده است.»
در آغاز سال جدید و در نخستین روز آن، از رسول خدا (ص) روایت شده که دو رکعت نماز میخواند و پس از آن این دعا را میکرد: «اَللّهُمَّ أَنْتَ الإلِهُ الْقَدیمُ، وَهذِهِ سَنَه جَدیدَه، فَأَسْأَلُکَ فیهَا الْعِصْمَهَ مِنَ الشَّیْطانِ، وَالْقُوَّهَ عَلى هذِهِ النَّفْسِ الأمّارَهِ بِالسّوءِ، وَالاْشْتِغالَ بِما یُقَرِّبُنی إِلَیْکَ یا کَریمُ، یا ذَا الْجَلالِ وَالإکْرامِ»؛ خداوندا، تو خدای دیرینهای و این سالی نو است؛ پس از تو در آن عصمت از شیطان، و نیرو بر این نفسِ بسیار امرکننده به بدی، و مشغول شدن به آنچه مرا به تو نزدیک میکند میخواهم، ای کریم، ای صاحب جلال و اکرام.
عزیزان، به این صورت باید با سال گذشته وداع گوییم و سال نو را استقبال کنیم؛ هدف از انجام آنچه پیش فرستادهایم حسابرسی دقیق کنیم تا جنبههای مثبت را تقویت کنیم و خطاها را تکرار نکنیم، و خود را آماده سازیم تا سال جدیدمان در تلاش برای رسیدن به خشنودی خدا بهتر باشد.
و به این صورت با زمان گذشته و زمان آینده بهخوبی برخورد میکنیم و توانایی رویارویی با چالشها را به دست میآوریم.
تجاوز مستمرّ و مقاومت
از تجاوز صهیونیستی مستمرّ و فزایندهای آغاز میکنیم که همچنان روستاها و شهرکهای جنوب و بقاع را هدف قرار میدهد و پشت سر خود شهیدان و مجروحان بیشتر، ویرانی ساختمانها و مؤسسات تجاری، و شمار بیشتری از آوارگان از سرزمینشان را بر جای میگذارد؛ در حالی که همچنان تلاشهای خود را برای پیشروی و اشغال سرزمینهای جدید ادامه میدهد.
همهی اینها رخ میدهد بدون آنکه جز کسانی که جان خود را برای دفاع از سرزمین و وطن خود و بازداشتن آن از این دشمن نذر کردهاند، کسی دست به کار شود تا با وجود نابرابری در تواناییها و امکانات، دشمن را از ادامهی تجاوز و دست درازی بازدارد؛ و مدافعان هر روز برای این کار بهای سنگین و گرانبهاترین فداکاریها را تقدیم میکنند.
پیامدهای تفرقه
شاید تأسفبار باشد که همهی این تجاوز دشمن در سایهی تفرقهی شدید سیاسی که شاهد آنیم، رخ میدهد؛ جایی که زبان اتهامزنی تا حدّ خیانتگویی بر زبان گفتوگو و همگرایی پیشی گرفته و حسابهای تنگ و گروهی بر حسابهای ملّی مقدم شده است؛ البته با پیامدهایی که بر عرصه واقعیت دارد.
از اینرو، دعوت خود را به همگرایی در سطح نهادهای دولت و نیروهای فعّال کشور تکرار میکنیم تا به فرمولی ملّی و فراگیر برسیم که کشور را از لغزشی که به آن رسیده است بیرون آورد و آنچه امنیت و حاکمیت کشور را حفظ و سرزمینش را به آن بازمیگرداند، فراهم سازد؛ چون روشن شده است که ادامه دوری و پیامدهای سیاسی، امنیتی و مردمی جز به ضعف بیشتر که دشمن از آن سود میبرد، نمیانجامد.
در اینجا به همه ابتکاراتی که برای فراهمآوردن شرایط مناسب برای این همگرایی انجام میشود و در پی یافتن راهحلهایی است که خونریزی کشور را متوقف کند، بار اشغال را از دوش وطن بردارد و مردم را به سرزمینشان، همهی سرزمینشان، بازگرداند، اشاره میکنیم و امیدواریم فضای توافقی که برای آن تلاش میشود و آرزو داریم میان جمهوری اسلامی ایران و دولت آمریکا تحقق یابد، به شکل مثبت بر لبنان بازتاب یابد و در توقف تجاوز بر آن سهم داشته باشد. در اینجا موضع قاطع جمهوری اسلامی مبنی بر این که توقف جنگ در لبنان در بندهای اساسی این توافق بیاید، ارج مینهیم.
بار دیگر بر ضرورت خروج لبنانیها از گفتمان تحریکآمیز، پرتنش و تنشزا که در رسانهها و شبکههای ارتباطی و بر منابر شاهد آنیم و وحدتشان را تهدید میکند و به آشوبگران میدان گستردهای برای رسیدن به اهدافشان میدهد، تأکید میکنیم. چرا که لبنانیها گزینهای جز زیستن با هم و پذیرفتن یکدیگر ندارند.
کاهش بارهای اقتصادی
همچنان در داخل کشور میمانیم تا دعوت خود را از دولت برای حضور بیشتر در مسائل شهروندان تکرار کنیم؛ برای رویارویی با بارهایی که در سطح معیشتی و زندگی بر دوش میکشند، به دلیل افزایش قیمتها که هرچند که به سبب بحرانها و جنگهای جاری، بُعد خارجی دارد، بُعد داخلی نیز دارد و دولت در آن مسئول است؛ از راه نظارت بر قیمتها و جلوگیری از احتکار، یا پیگیری جدّی بحران آوارگی فزاینده و فراهمآوردن شرایط زندگی شایستهای برای آوارگان، و رها نکردن آنان در چنگ کسانی که از نیازهایشان به مسکن یا چیزهای دیگر سوءاستفاده میکنند و بارشان را سنگینتر میسازند.
موسم عاشورا
سرانجام این که در روزهای آینده و از روز سهشنبه، موسم عاشورا آغاز میشود؛ موسمی که میخواهیم این فصل در تقویت ارزشهایی که حسین (ع) خون خود و خون یاران و اهلبیتش را برای آنها تقدیم کرد، سهیم باشد؛ ارزشهایی چون اصلاحات. تا زمینه را برای کارگاهی فراهم کنیم که واقعیت ما را از هر انحراف و فساد و ظلم و اشغال در همهی سطوح اصلاح کند و از آن معانی عزّت و کرامت و آزادی را برگیریم و با دست خود ذلیلانه تسلیم نشویم و چون بردگان اقرار نکنیم.


