خطبه‌های نماز جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ علامه سید علی فضل‌الله

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه‌های نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل‌الله

۲۰ شهریور 1405ش برابر با ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶م و ۲۹ ربیع الاول ۱۴۴۸

اهمیّت شورى در بناى جامعه‌اى قوى و همکار

خطبه اول

 

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ» صدق الله العظیم.

اصل شورى

خداوند سبحان و متعال در این آیه، بندگان مؤمن خود را دعوت می‌کند که شورى را به عنوان قاعده‌اى در مدیریت امور گوناگون فردى، خانوادگى، اجتماعى، سیاسى و امنیتى زندگى‌شان به کار گیرند؛ چنان‌که هیچ‌کس به رأى خود استبداد نورزد و تنها به آن تکیه نکند، بلکه در امور خود مشورت کنند و دیدگاه‌ها را رد و بدل نمایند تا به نظر درست‌تر برسند، به مصداق سخن او که فرموده است: «وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ».

پس شایسته نیست که مؤمن پیش از مشورت با دیگران، تصمیمى بگیرد یا اندیشه و رأیى را بپذیرد، و نیز نباید تنها به آنچه خود مى‌بیند یا به آنچه اندیشه‌اش بدان رسیده، بسنده کند. اگر فرهنگ مشورت در میان افراد و در جامعه تقویت شود، به اتخاذ رأى درست‌تر و سالم‌تر مى‌انجامد، خطاهایى را که اغلب از تک‌رأیى و استبداد رأى پدید مى‌آید، کاهش مى‌دهد، و در برابر هر صاحب اندیشه و رأیى در را مى‌گشاید تا آنچه را دارد بیان کند.

انسان، هرچند به علم و تجربه و آزمایش برسد، همچنان در معرض خطاست و ممکن است امورى از او پنهان بماند یا حقایقى بر او پوشیده شود که نزد دیگران آشکار است.

اهمیّت مشورت

براى آشکار ساختن اهمیّت شورى، خداوند عزّ و جلّ آن را با اجابت فرمان خود، یعنی برپا داشتن نماز و انفاق در راه خویش قرین ساخت؛ بلکه رسول خود (ص) را با آن‌که نیازى به آن نداشت، به خاطر آنچه خداوند از نبوّت و حکمت و ارتباط با وحى به او بخشیده بود ،به آن دعوت کرد تا مسلمانان را بر همکارى و مشارکت در رأى تربیت کند و آنان را از استبداد و تک‌رأیى دور سازد. پس فرمود: «وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ».

احادیث شریف نیز به اهمیّت شورى اشاره کرده‌اند. از رسول خدا (ص) روایت شده است: «مَا شَقِیَ عَبْدٌ بِمِشُورَهٍ، وَلَا سَعِدَ عَبْدٌ اسْتَغْنَى بِرَأْیهِ؛ هیچ بنده‌اى با مشورت بدبخت نشد و هیچ بنده‌اى با تکیه بر رأى خود خوشبخت نگشت». و در حدیثى از امیرالمؤمنین على (ع) آمده است: «بعثنى رسول الله (ص) إلى الیمن فقال لى وهو یوصینى: یا علىّ، ما خاب من استخار ولا ندم من استشار؛ رسول خدا (ص) مرا به یمن فرستاد و در حالى که سفارش مى‌کرد، فرمود: اى على، کسى که استخاره کرد ناکام نشد و کسى که مشورت کرد پشیمان نگشت. و نیز از او (ع) روایت شده است: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ، ومَنْ شَاوَرَ النَّاسَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا؛ هر کس به رأى خود استبداد ورزد هلاک شود، و هر کس با مردم مشورت کند در خردهاى آنان شریک گردد».

و در حدیثى آمده است: «مَا تَشَاوَرَ قَوْمٌ إِلَّا هُدُوا إِلَى رُشْدِهِم؛هیچ قومى مشورت نکردند مگر آن‌که به رشد خود هدایت شدند». و در حدیث دیگرى آمده است: «لا یَسْتَغْنِی العَاقِلُ عَنِ المُشَاوَرَهِ؛ خردمند از مشورت بى‌نیاز نیست».

خطر تک‌رأیى

در برابر آن، قرآن کریم استبداد رأى و تک‌رأیى را منطق فرعون شمرده است؛ همان که خود را تنها صاحب رأى مى‌دید و از قومش نمى‌پذیرفت که با او بحث کنند یا در رأى شریک شوند، و به آنان مى‌گفت: «مَا أُرِیکُمْ إِلَّا مَا أَرَىٰ وَمَا أَهْدِیکُمْ إِلَّا سَبِیلَ الرَّشَادِ» و همین از اسباب هلاک او شد.

شورى در زندگى رسول خدا (ص)

تثبیت اصل شورى همان چیزى است که رسول خدا (ص) در سیره‌اش بر آن پایبند بود. هرگاه مى‌خواست به کارى مهم دست زند، به یارانش مى‌فرمود: «أشیروا علیَّ؛ به من رأى دهید». و یکى از یارانش در این باره گفته است: «ما رأیتُ أحدًا قطُّ کان أکثرَ مُشاورهً لأصحابِهِ من رسول اللهِ (ص)؛ هرگز کسى را ندیدم که بیش از رسول خدا (ص) با یارانش مشورت کند».

این اصل به روشنى در زندگى او (ص) جلوه یافت. در جنگ بدر، هنگامى که (ص) براى مقابله با کاروان بازرگانى قریش بیرون آمد تا بر آنان فشار آورد و از توطئه علیه مسلمانان و تحریک قبایل پیرامون مدینه بازشان دارد، خبر حرکت سپاه قریش و رسیدن آنان به نزدیکى منطقه‌اى که مسلمانان در آن بودند به گوش رسید. پیامبر (ص) در آن روز میان دو گزینه‌ى دشوار قرار داشت: یا رویارویى، یا بازگشت به مدینه. او به یارانش نگفت: من پیامبرم و فرمانده شمایم، تصمیم گرفته‌ام و شما باید از من فرمان ببرید؛ بلکه آنان را گرد آورد و فرمود: «أشیروا علیَّ». یارانش دیدگاه‌هاى خود را بیان کردند و رسول خدا (ص) رأى‌اى را پذیرفت که مشورت به آن رسید، و تصمیم به رویارویى گرفته شد.

این اصل در واقعه‌ى اُحد نیز آشکار شد. هنگامى که سپاه قریش به سوى مدینه حرکت کرد، رسول خدا (ص) یارانش را گرد آورد و فرمود: «أشیروا علیَّ». برخى پیشنهاد کردند که در شهر پناه گیرند و از درون مدینه با قریش بجنگند تا مردم شهر نیز در دفاع شرکت کنند. رسول خدا (ص) به این رأى تمایل داشت، اما دیگران خواستند بیرون از شهر با قریش روبه‌رو شوند و آنان اکثریت بودند. پس رسول خدا (ص) رأى آنان را پذیرفت؛ تا احترام به اصل شورى را تأکید کند.

شورى در غزوه خندق نیز تجلى یافت. هنگامى که قریش با متحدان خود سپاهى به شماره‌ى حدود ده هزار نفر آوردند و هدفشان رسیدن به مدینه و چیرگى بر آن بود، رسول خدا (ص) یارانش را گرد آورد و فرمود: «أشیروا علیَّ». سلمان فارسى پیشنهاد کندن خندقى پیرامون مدینه را داد تا سپاه نتواند به شهر برسد. رسول خدا (ص) این رأى را پذیرفت و این کار براى قریش و متحدانش غافلگیرکننده بود و در متوقف ساختن پیشروى آنان، برهم زدن نقشه‌هایشان و پیروزى مسلمانان بر احزاب نقش داشت.

مشورت همچنین هنگامى آشکار شد که رسول خدا (ص) پس از صلح حدیبیه خواست نامه‌هایى به پادشاهان بفرستد و آنان را به اسلام دعوت کرد. با برخى از یارانش درباره شکل مناسب نامه‌هایى که خواهد فرستاد مشورت کرد. آنان گفتند: اى رسول خدا، پادشاهان نامه‌اى نمى‌خوانند مگر آن‌که مُهر شده باشد. پس رسول خدا (ص) مشورت آنان را پذیرفت و انگشترى از نقره ساخت که بر آن سه کلمه نقش بسته بود: محمّدٌ رسولُ الله.

شرایط مشورت موفق

عزیزان، برای این که شورى نقش حقیقى خود را ایفا کند و به هدف مطلوب برسد، باید چند نکته رعایت شود:

نخست: کسانى که با آنان مشورت مى‌کنیم، اهل علم و تجربه در موضوع باشند، و با ترسو و بخیل و حریص مشورت نکنیم. این همان چیزى است که امیرالمؤمنین على (ع) در عهدنامه‌اش به مالک اشتر بیان کرده است: «ولا تُدْخِلَنَّ فی مشورتک بخیلًا یَعْدِلُ بک عن الفضل ویَعِدُک الفقر، ولا جبانًا یُضعفک عن الأمور، ولا حریصًا یزیّن لک الشَّرَهَ بالجور؛ هرگز بخیل را در مشورت خود راه مده که تو را از بخشش بازدارد و به فقر وعده دهد، و نه ترسو را که تو را در کارها سست کند، و نه حریص را که آزمندى را با ستم برایت بیاراید».

دوم: با کسى مشورت کنیم که خرد، حسن رأى، حکمت و توانایى سنجش امور را دارد و از هواى نفس، مصلحت شخصى و حساب‌هاى خصوصى به دور است.

سوم: هدف از مشورت رسیدن به حق و تأمین مصلحت باشد، نه آن‌که مشورت تنها تعارفى صورى باشد؛ بلکه باید به مشورت گوش دهیم، به کسى که آن را مى‌دهد با اهتمام توجه کنیم، و حتى اگر رأى او را نپذیرفتیم از او سپاسگزارى کنیم.

چهارم: دایره مشورت‌هاى خود را گسترده‌تر کنیم، به‌ویژه در مسائل سرنوشت‌ساز، تا به رأى درست‌تر برسیم، و هیچ رأیى را که پیش روى ما نهاده مى‌شود کوچک نشماریم.

براى تقویت این اصل، احادیث کسانى را که توانایى شورى دارند تشویق کرده‌اند که از رأى و نصیحت خود دریغ نورزند. از این‌رو در حدیث آمده است: «من استشار أخاه فلم ینصحه الرّأی، سلبه الله عزّ وجلّ رأیه؛ هر کس با برادرش مشورت کند و او رأى درست را نگوید، خداوند عزّ و جلّ رأیش را از او بگیرد». همچنین رسول خدا (ص) ارائه علم و رأى سودمند را نوعى صدقه شمرده و فرموده است: «تَصَدَّقُوا على أخِیکُم بِعِلمٍ یُرشِدُهُ، ورَأیٍ یُسَدِّدُهُ؛ بر برادرتان با علمى که او را راهنمایى کند و رأیى که او را استوار سازد صدقه دهید». و به همین اشاره کرده است امیرالمؤمنین (ع): «لَا تَکُفُّوا عَنْ مَقَالَهٍ بِحَقٍّ، أَوْ مَشُورَهٍ بِعَدْلٍ؛ از سخن حق یا مشورت عادلانه باز نایستید». و در رساله‌ى حقوق آمده است: «وَأمّـا حَقُّ المُسْتَشِیرِ، فَإنْ حَضَرَکَ لَهُ وَجْهُ رَأْی جَهَدْتَ لَهُ فِی النَّصِیحَــهِ، وَأَشَرْتَ عَلَیهِ بمَا تَعْلَمُ أَنَّکَ لَوْ کُنْتَ مَکَانهُ عَمِلْتَ بهِ… وَإنْ لَمْ یَحْضُرْکَ لَهُ رَأیٌ، وَعَرَفْتَ لَهُ مَنْ تثِقُ برَأیِهِ وَترْضَى بهِ لِنَفْسِکَ، دَلَلْتَهُ عَلَیْهِ وَأَرْشَدتَهُ إلَیْهِ؛ و اما حق مشورت‌خواه آن است که اگر رأى درستى برایت پیش آمد، در نصیحت او بکوشى و آنچه را مى‌دانى که اگر خود به جاى او بودى بدان عمل مى‌کردى به او اشاره کنى… و اگر رأیى برایت پیش نیامد و کسى را مى‌شناختى که به رأى او اعتماد دارى و براى خود مى‌پسندى، او را به وى راهنمایى کنى و به سویش ارشاد نمایى».

تقویت اصل شورى

عزیزان، ما از کسانى که به آراء خود استبداد مى‌ورزند رنج برده‌ایم و هنوز هم مى‌بریم؛ کسانى که مشورت را ضعف یا کاستن از جایگاه خود مى‌پندارند، در حالى که مشورت ضعف نیست، بلکه سرچشمه قدرت است؛ کاستن از انسان نیست، بلکه پشتوانه‌ى او و استوار ساختن رأى اوست؛ کنار گذاشتن تصمیم نیست، بلکه وسیله‌اى است که کمک مى‌کند تصمیم او حکیمانه‌تر و پخته‌تر باشد و از افتادن در خطا دورتر.

پس باید اصل شورى را در واقعیت زندگى خود تقویت کنیم و آن را به همه جایگاه‌هایمان وارد سازیم: در خانه‌هایمان باشد و شوهر با همسر و فرزندانش در امور خانواده مشورت کند؛ مدیر و مسئول آن را به کار گیرد و حتى به کسانى که در جایگاه پایین‌تر از او کار مى‌کنند گوش دهد؛ در مدارس و دانشگاه‌ها و نهادها و مجموعه‌هاى اجتماعى و سیاسى و امنیتى‌مان کمیته‌ها و شوراهایى پدید آوریم که مجال بیان رأى و مشارکت در تصمیم را فراهم سازند.

با مشورت جامعه‌اى قوى و منسجم مى‌سازیم؛ جامعه‌اى همکار که افرادش به فکر یکدیگرند و آراء یکدیگر را محترم مى‌شمارند، و با آن تواناتر مى‌شویم بر رویارویى با دشوارى‌ها و گذر از بحران‌ها.

 

خطبه دوم

بسم الله الرّحمن الرّحیم

ای بندگان خدا، شما و خودم را سفارش مى‌کنم که بر انجام طاعت و ترک معصیت شکیبا باشیم؛ هنگامى که بلاها و چالش‌ها و بحران‌ها با ما روبه‌رو مى‌شوند شکیبایى کنیم، چنان‌که در برابر آنها فرونیفتیم، استوار بمانیم و شکست نخوریم و از ارزش‌ها و اصول و عزّت و کرامت خود باز نگردیم، تا به آنچه خداوند عزّ و جلّ به شکیبایان وعده داده است دست یابیم؛ همان‌که خداوند سبحان و تعالى به آن اشاره کرده است: «وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ * الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»،«وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»، «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا».

در حدیث آمده است: «الصَّبر من الإیمانِ بمنزلهِ الرَّأس من الجسدِ؛ شکیبایى نسبت به ایمان همچون سر است نسبت به بدن»، «المؤمن یُطبَع على الصَّبر على النوائب؛ مؤمن بر شکیبایى در برابر مصیبت‌ها سرشته شده است». و در حدیث دیگرى آمده است: «بالصَّبر تدرک معالى الأمور؛ با شکیبایى به بلندى‌هاى امور مى‌رسند»، «وإنَّ النَّصر مع الصَّبر، وإنَّ الفرج مع الکرب، وإنَّ مع العسر یسرًا؛ و همانا پیروزى با شکیبایى است، و گشایش با رنج، و همانا با سختى آسانى است».

ما در این مرحله بیش از هر چیز نیازمندیم که به این ارزش پایبند باشیم؛ ارزشى که ما را قادر مى‌سازد مسئولیت‌هایمان را انجام دهیم و امور را نیکو بسنجیم تا از دشوارى‌ها بگذریم و در رویارویى با چالش‌ها تواناتر باشیم.

تجاوز وحشیانه

از تجاوز مداوم به لبنان آغاز می‌کنیم؛ آنچه در یورش‌هایى مى‌بینیم که همچنان ساختمان‌هاى مسکونى و نهادهاى رسمى و بهداشتى را هدف قرار مى‌دهد و به شهادت و زخمى شدن افراد انجامیده و حتى زنان و کودکان، حتى نوزادان، را نیز در امان نگذاشته است.

در حالى که دشمن به سیاست خود بر اساس انفجار و سوزاندن و ویران ساختن خانه‌ها و نهادها و زیرساخت‌هاى روستاهایى که بر آنها چیره شده ادامه مى‌دهد و آخرین آن‌چه در موقعیت على الطاهر رخ داد که حجم مواد انفجارى در آن به اندازه‌ى زمین‌لرزه بود و نشان از فاجعه‌بار بودن آنچه رخ داد و بى‌اعتنایى او به سنگ و انسان و این وطن دارد؛ در حالى که رهبرانش آشکارا به اشغال بیشتر سرزمین‌هاى لبنانى تهدید مى‌کنند.

دشمن از توانایى‌هاى ویرانگرى که در اختیار دارد و حمایت بین‌المللى‌اى که از آن برخوردار است بهره مى‌برد؛ حمایتى که آن را قادر مى‌سازد هرچه بخواهد انجام دهد بدون آن‌که صدایى در نکوهش جنایاتش بلند شود؛ بلکه مى‌بینیم کسانى هستند که اعمال دشمن را، هرچند نتایجش فاجعه‌بار باشد، توجیه مى‌کنند. و آنچه او را بر این کار تشویق مى‌کند آن است که آنچه دشمن در صحنه‌ى لبنان انجام مى‌دهد در سیاق فرآیند انتخاباتى جاى گرفته است، حتى اگر به بهاى خون لبنانى‌ها و توانمندى‌هایشان باشد.

ایستادگی و مسئولیت دولت

ما در برابر آنچه مى‌گذرد، بار دیگر لبنانى‌ها را به شکیبایى و استوارى بر مواضع و گشوده نگه داشتن درِ امید دعوت مى‌کنیم و این‌که اعتماد داشته باشیم که خداوند عزّ و جلّ پس از سختى آسانى قرار خواهد داد.

در عین حال از دولت لبنان مى‌خواهیم که در رویارویى با آنچه مى‌گذرد، به بیانیه‌هاى محکومیت جنایات و کشتارهاى دشمن بسنده نکند، بلکه نقش خود را در گزینه‌اى که در سطح دیپلماتیک برگزیده فعال سازد؛ صدای اعتراضش را در مجامع بین‌المللى بلند کند و از سرمایه‌ى لبنان در سطح عربى و اسلامى و بین‌المللى بهره گیرد، و قاطعانه موضع بگیرد که دیگر در مذاکراتى که به هیچ نتیجه‌اى نمى‌انجامد بلکه دشمن از آنها براى حمایت جنایاتش بهره مى‌برد، در جا نزند. و در همان حال، از دولت مى‌خواهیم که تلاش‌هایش را براى تقویت ایستادگى مردم در روستاهاى هم‌مرز با مواضع اشغال دشمن و استوارى آنان در سرزمینشان و بازگشتشان به روستاهایشان به کار گیرد، با تأکید بر حضور فعّال دولت در همه‌ى میدان‌هایى که شهروند به آنها نیاز دارد ،خواه امنیتى، معیشتى، آموزشى یا بهداشتى ،و به راه انداختن دستگاه‌هاى دولت و تقویت حضورش در کنار آنان تا آنان احساس کنند دولتى هست که آنان را در آغوش مى‌گیرد و هنگام رویارویى با چالش‌ها با آنان است؛ و این حق آنان بر دولت است.

در حالى که بار دیگر لبنانى‌ها را به هوشیاری از خطرهایى دعوت می‌کنیم که ممکن است دشمن در پى آنها باشد؛ خطرهایى که چه بسا به آنچه تاکنون رسیده محدود نماند، بلکه همه‌ى سخنان مسئولانش نشان مى‌دهد که هدف او فراتر از آن است و به کلّ وطن آسیب مى‌رساند. این امر از لبنانى‌ها مى‌طلبد که در گفت‌وگویى داخلى جدّى گرد هم آیند که مصلحت وطن را در نظر گیرد تا به بهترین گزینه براى برخورد با این مرحله‌ى دشوار و رویارویى با خطرهایش برسند و دست‌کم اختلاف را سامان دهند تا به وحدت داخلى که باید بالاتر از هر ملاحظه‌اى باشد آسیب نرساند.

سنگینی بودجه جدید

در این زمان، بار دیگر بر دولت تأکید مى‌کنیم که در بودجه‌ در حال تهیه‌، خطاهاى بودجه‌هاى پیشین را تکرار نکند و بودجه‌اش سیاست اقتصادى و اجتماعى‌ای را نشان دهد که توانایى پرداختن به بحران‌هایى را داشته باشد که وطن و لبنانى‌ها از آنها و آثار تجاوز صهیونیستى رنج مى‌برند و به تحریک رشد کمک کند و ابزارى براى خیزش اقتصادى و معیشتى باشد، نه صرفاً وسیله‌اى براى تأمین هزینه‌ها.

ما به میزان نیاز دولت به تأمین هزینه‌هایش آگاهیم، اما به این بهانه‌ نباید دست به جیب شهروندان دراز کند؛ پس از آن‌که جیب‌هایشان خالى شده و به سبب واقعیت دشوارى که در آن به سر مى‌برند و آنان بار مالیات‌هایى را که بر آنان تحمیل شده و گرانی سرسام‌آورى را که همه‌ى نیازمندی‌هایشان را دربرگرفته بر دوش مى‌کشند. و اولویت در این میان باید پرداختن جدّى به کانون‌هاى فساد و اسرافى باشد که همچنان در اجزاى دولت جریان دارد، و بهره‌بردارى درست از منابع آن.

تجاوز به غزّه

به فلسطین باز مى‌گردیم، آنجا که دشمن در یورش‌هایش به غزّه ادامه مى‌دهد؛ یورش‌هایى که غیرنظامیان را هدف قرار مى‌دهد و زیرساخت‌هاى آن را مى‌زند و در کرانه‌ى باخترى نیز ادامه مى‌یابد؛ آنچه همه‌ توافق‌هایى را که با غزه و با حمایت بین‌المللى بسته شده بود از میان مى‌برد، برای آن‌که مردم فلسطین را مأیوس سازد و آنان را به ترک سرزمینشان وادارد.

این امر ایجاب می‌کند که کشورهاى عربى و اسلامى و همه‌ى آزادگان جهان به مسئولیت‌هاى خود در برابر این مردم عمل کنند. در اینجا باید از مواضع بسیارى از کشورهاى اروپایى یاد کرد که گام‌هاى تنبیهى در برابر رژیم صهیونیستى به سبب سیاست شهرک‌سازى توسعه‌طلبانه‌اش برداشته‌اند.

👤 خطیب: علامه سید علی فضل الله
📅 تاریخ: 2026-09-11
📍 محل برگزاری: مسجد امامین حسنین (ع) بیروت لبنان
📝 موضوع خطبه: اهمیّت شورى در بناى جامعه‌اى قوى و همکار