
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱۹ تیر 1405ش برابر با ۱۰ جولای ۲۰۲۶م و ۲۵ محرم ۱۴۴۸
امام زین العابدین (ع): نهج بیدارسازی امت و حفظ اهداف انقلاب
خطبه اول
خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ» صدق الله العظیم.
سالروز شهادت امام سجّاد (ع)
امروز، در روز بیست و پنجم محرم الحرام، به مناسبت سالگرد شهادت یکی از امامان اهل بیت (ع) گرد هم آمدهایم؛ امام چهارم این خاندان امام علی بن الحسین (ع) که خداوند پلیدی را از او دور کرد و او را به بهترین شکل پاک ساخت .
لقبی که با نام او همراه شده ، زین العابدین و سید الساجدین است که به عمق رابطه او با خداوند عزّوجلّ اشاره دارد؛ رابطهای که با کثرت عبادت، سجدههای بسیار و خشوع هنگام ایستادن در پیشگاه پروردگار در نماز و دعا، بروز یافته بود.
امام زین العابدین (ع) بیست و سه سال در سایه پدرش امام حسین (ع) زندگی کرد و در این مدت از چشمه علم، ادب، حلم، تواضع، کرم، انسانیت و شجاعت او نوشید. او از کسانی بود که از آغاز قیام پدرش تا لحظه رسیدن به کربلا در آن شرکت داشت. او شاهد زنده واقعه کربلا بود، زیرا بیماری مانع از ورود او به میدان جنگ شد. او سختترین رنجها را تحمل کرد، در حالی که با چشم خود شاهد شهادت پدر، برادران، عموها، پسران عموها و یاران پدرش بود.
نقشهای متنوع رسالی
پس از شهادت پدرش امام حسین (ع)، امام زین العابدین (ع) مسئولیت و بار سنگین امامت را بر دوش گرفت و بر دو خط اصلی عمل کرد:
اول: مواجهه با رسانه و تبلیغات اموی که تمام تلاش خود را برای محو آثار جنایت کربلا و تحریف اهداف قیام امام حسین (ع) به کار گرفته بود. امام سجاد (ع) توانست با کلمات و مواضع خود در طول دوره اسارت و سپس در مدینه، همراه با نقشی که عمهاش زینب (س) ایفا کرد، این انقلاب را جاودانه سازد و شعله آن را در طول تاریخ فروزان نگه دارد.
دوم: امام سجاد (ع) برای تربیت امت و بیدارسازی آن تلاش کرد تا آن را از حالت سکوت و بیتفاوتی خارج کند و به انجام مسئولیتهای سنگین وادارد. این امر در سخنان، مواضع و موعظههای او تجلی یافت و همچنین در دعاهایش که نمیخواست فقط وسیلهای برای ارتباط انسان با خدا و برآورده شدن نیازها و خواستههای دنیوی و اخروی باشد، بلکه آنها را به منبری تربیتی، هدایتی و فرهنگی تبدیل کرد. این موضوع در «رساله حقوق» آن حضرت نیز ظاهر شده است که یکی از مهمترین اسناد حقوق بشری به شمار میرود؛ جایی که مسئولیتهای انسان و امت نسبت به خود، مسائل خود و حقوق دیگران را بیان کرده است.
سوم: توجه به جامعه، به دلیل آگاهی از خطرات ناشی از فقر و نیاز. او خود این کار را انجام میداد. شبها کیسه نان را بر دوش میکشید و برای فقرا و مساکین میبرد، بدون اینکه او را بشناسند. هدف او تحریک جامعه برای ایفای نقش خود در این زمینه بود.
امام زین العابدین (ع) با ایفای این نقشهای متنوع توانست تأثیر بزرگی در جامعه خود بر جای بگذارد، دلهای مردم را به سوی خود و رسالتش جذب کند و میراث فکری و معنوی ارزشمندی برای ما به یادگار بگذارد که همچنان از آن بهره میگیریم و از چشمه آن سیراب میشویم.
ما امروز در این یادآوری دردناک، در برخی از کلمات امام سجاد (ع) تأمل میکنیم تا از آنها در زندگیمان هدایت بگیریم.
معنای تعصب
حدیث اول: امام (ع) در حدیثی درباره تعصب فرمود:«العَصَبِیَّهُ الّتی یَأثَمُ عَلَیها صاحِبُها أن یَرَى الرَّجُلُ شِرارَ قَومِهِ خَیرا مِن خِیارِ قَومٍ آخَرینَ ، و لَیسَ مِنَ العَصَبِیَّهِ أن یُحِبَّ الرَّجُلُ قَومَهُ، و لکِن مِنَ العَصَبِیَّهِ أن یُعینَ قَومَهُ عَلَى الظُّلمِ ؛
تعصّبى که صاحبش به سبب آن گنهکار مى باشد، این است که آدمى بَدانِ قوم خود را از نیکانِ قومى دیگر بهتر بداند . از عصبیّت نیست که کسى قوم و مردم خود را دوست داشته باشد، بلکه کمک کردن قوم خود بر ستم از عصبیت است.»
عزت بینیازی
حدیث دوم: «طَلَبُ الحَوائجِ إلى الناسِ مَذَلَّهٌ للحیاهِ ، و مَذهَبَهٌ للحَیاءِ ، و استِخفافٌ بِالوَقارِ ، و هُو الفَقرُ الحاضِرُ ، و قِلَّهُ طَلَبِ الحوائجِ مِنَ الناسِ هُو الغِنى الحاضِرُ؛ نیاز خواهى از مردم ، مایه خوارى در زندگى و از بین رفتن حیاست و از وقار آدمى مى کاهد و آن، فقر نقد است، و کمتر دست نیاز دراز کردن به سوى مردم ، توانگرى نقد است.»
نجاتدهندهها از عذاب
حدیث سوم: «ثَلاثٌ مُنجِیاتٌ لِلمؤمِنِ : کَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ و اغتِیابِهِم ، و إشغالُهُ نَفسَهُ بما یَنفَعُهُ لآخِرَتِهِ و دُنیاهُ ، و طُولُ البُکاءِ على خَطیئَتِهِ؛ سه چیز نجات دهنده مؤمن است : نگه داشتن زبانش از مردم و از غیبت کردن آنها، مشغول شدن به آنچه براى آخرت و دنیایش سودمند است و بسیار گریستن بر گناهانش.»
دو جرعه محبوب خدا
حدیث چهارم: «ما مِن جُرعَهٍ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِن جُرعَتَینِ : جُرعَهِ غَیظٍ یَرُدُّها مُؤمِنٌ بِحِلمٍ ، وجُرعَهِ جَزَعٍ یَرُدُّها مُؤمِنٌ بِصَبرٍ؛ هیچ جرعه اى نزد خدا محبوب تر از دو جرعه نیست: جرعه خشمى که مؤمن ، آن را با بردبارى فرو مى بَرد و جرعه بى تابى اى که مؤمن ، آن را با شکیبایى [به درون خود] باز مى گرداند.»
رهنمودگیری از امام سجاد (ع)
عزیزان، ما بیش از هر زمان دیگری به هدایت جستن از این کلمات نیاز داریم تا برای ما هدایت، نور و بصیرت باشند و آگاهی ما را افزایش دهند. باید این کلمات را در خانهها و دیدارهایمان و میان مردم و هر جایی که هستیم منتشر کنیم. بدین ترتیب ولایت و وفاداری خود را به این امام ابراز میکنیم و امر او را زنده نگه میداریم. امری که با نشر علوم اهل بیت (ع) محقق میشود؛ علومی که اگر مردم آنها را بشناسند، حتماً آنها را دوست خواهند داشت.
به این مناسبت بر او سلام میفرستیم، در روز ولادتش، روز انتقال به جوار پروردگارش و روزی که زنده برانگیخته میشود. خداوند به خاطر آنچه عرضه داشتا، فدا نمود، بخشید و قربانی کرد، بهترین پاداش را به او عطا کند
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه امام زین العابدین (ع) به یکی از اصحابش به نام طاووس یمانی توصیه کرد، سفارش میکنم.
این مرد روزی امام (ع) را در مسجد الحرام در حال نماز دید که دعا میکرد و در دعایش میگریست. نزد او آمد و گفت: «ای فرزند رسول خدا! تو را در این حال دیدم، در حالی که سه چیز داری که تو را از ترس ایمن میکنند: یکی اینکه فرزند رسول خدایی، دوم شفاعت جدت رسول خدا و سوم رحمت خدا».
امام (ع) فرمود: «ای طاووس! اما اینکه من فرزند رسول خدا (ص) هستم، مرا ایمن نمیکند، زیرا خداوند عزّوجلّ فرموده است: «فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلَا یَتَسَاءَلُونَ». اما شفاعت جدّم، مرا ایمن نمیکند، زیرا خداوند متعال فرموده: «لَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى». اما رحمت خدا، خداوند متعال فرموده است: «إِنَّ رَحْمَهَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ».
امام سجاد (ع) با این سخن میخواست نشان دهد که فقط با عمل صالح همراه با تقوا میتوان به آنچه نزد خداوند است رسید. پس بیایید عمل کنیم تا به آنچه نزد خداوند عزّوجلّ است برسیم. حیاتی که در آن هستیم، میدان کشت ماست تا آنچه را که نتایجش را نزد خدا برداشت خواهیم کرد، بکاریم. و هرگاه این حقیقت را درک کردیم مسئولیتپذیرتر و آگاهتر نسبت به روزی خواهیم بود که خداوند درباره آن فرمود: «یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا» و قادر خواهیم بود چالشها را مواجهه کنیم.
تجاوزات بدون محکومیت
از تجاوزات رژیم صهیونیستی به روستاها و شهرکهای مجاور مناطق اشغالی شروع میکنیم که به افزایش شهدا و قربانیان غیرنظامی منجر شده است، آن هم در حالی که دشمن به منفجر کردن ساختمانها و زیرساختهای روستاهای اشغالی ادامه میدهد و پهپادهای جاسوسیاش به نقض حاکمیت لبنان ادامه میدهند.
این در حالی است که رهبران دشمن به طور متوالی اعلام میکنند که قصد دارند در سرزمینهای اشغالی بمانند و خارج نشوند، به بهانه اینکه این مناطق، مناطق امنیتی برای آنهاست و متأسفانه این امر هیچ گونه موضعگیر جدی دولت لبنان یا محکومیت از سوی نهادهای بینالمللی یا حامیان توافق را در پی نداشته است. بلکه در دلهای توافق چیزهایی وجود دارد که دشمن از آن سود میبرد تا حضور خود را در مناطق اشغالی تثبیت کند و آزادی عمل خود را در آنجا افزایش دهد.
آنچه در حال رخ دادن است، دولت لبنان را ملزم میکند که به وعدهای که به لبنانیها داده، عمل کند؛ یعنی برای بازپسگیری تمام سرزمینهای لبنانی که دشمن اشغال کرده، تلاش کند تا اهالی آن بتوانند به خانههایشان بازگردند و به آنچه به عنوان «روستاهای نمونه» به لبنانیها وعده داده شده، دلخوش و راضی نشوند.
اما ما معتقدیم که این هدف با التماس و گدایی یا انتظار کشیدن برای فشارهایی که بر رژیم دشمن وارد شود، محقق نخواهد شد؛ فشاری که معمولاً هرگز نمیآید. بلکه تنها با اتکا به یک تصمیم ملی فراگیر حاصل میشود که بر پایه عناصر قدرتی که لبنان در اختیار دارد و بر اراده لبنانیها برای حفاظت از سرزمین، حاکمیت و آمادگیشان برای فداکاری در این راه استوار است. در این زمینه، قصد نداریم قدرت دشمن و حمایت گستردهای را که برخوردار است، کم جلوه دهیم؛ اما همانطور که قبلاً گفتیم و امروز نیز تکرار میکنیم: آزادی، حاکمیت و کرامت به لبنانیها رایگان داده نمیشود، بلکه نتیجه تلاش، فداکاری و پرداخت بهای گران آن است.
وفاق، راه نجات
از اینرو، ما بار دیگر از لبنانیها دعوت میکنیم به وحدت داخلی روی آورند؛ وحدتی که هم در سطح تصمیمگیران و هم در سطح مردمی محقق شود تا بتوانند این مرحله دشوار را چه در داخل کشور و چه در تحولات اطراف آن پشت سر بگذارند. مرحلهای که با انشقاق شدید کنونی یا با بستن گوشها به حرف یکدیگر یا با زورگویی قابل مدیریت نیست؛ بلکه تنها با همگرایی، همبستگی، همکاری، کنار گذاشتن منافع شخصی، جناحی، طایفهای، مذهبی و سیاسی و اولویت دادن به مصلحت کشور ممکن است.
هر گروه سیاسی در این کشور ممکن است نظر و اعتقاد خاص خود را در نحوه مواجهه با تحولات داشته باشد، اما این نباید باعث شود که کسی کشور را به سمت انتخابی ببرد که همه لبنانیها باید بهای آن را بپردازند. این وطن با توافق و حفظ حقوق همگان ساخته میشود.
موضع ملی
در داخل کشور، ما از بیانیه صادره از سوی شوراهای شهرداری روستاهای مسیحی در نوار مرزی و روستایاران آنها استقبال میکنیم. بیانیهای که ادعای نخستوزیر دشمن مبنی بر درخواست روستاهای مسیحی مرزی برای پیوستن به رژیم او یا دیدار با وی و قرار گرفتن تحت حفاظت او را رد کرد. این موضع، راه را بر دشمن بست تا از فتنهانگیزی و ظاهر شدن در قامت حامی یک طایفه لبنانی سوءاستفاده کند؛ دشمنی که انسجام و همبستگی درونی لبنانی را تنها نقطه مقابل موجودیت خود میبیند. ما این موضع را بیانگر آگاهی ملی میدانیم و امیدواریم در همه عرصهها تقویت شود، زیرا وحدت، رساترین پاسخ به کسانی است که قصد آسیب رساندن به همزیستی مسالمتآمیز ما را دارند؛ ارزشی که نباید از آن گذشت.
تأمین نیازهای بازگشتکنندگان
در ادامه، بار دیگر بر دولت تأکید میکنیم که در این مرحله، تأمین همه مقدمات و امکانات لازم برای بازگشت مردم به سرزمینشان را در صدر اولویتهای خود قرار دهد؛ از زیرساختها گرفته تا کمکهای ضروری، بهویژه برای کسانی که خانه یا محل کارشان را از دست دادهاند. این کار اعتماد مردم به دولتی را که همیشه از غیبت آن شکایت داشتند، تقویت خواهد کرد. حضور دولت نه با چماق قدرت، بلکه با این احساس شهروندان محقق میشود که در زمان بحران و در برابر کسانی که قصد تعرض به آنها را دارند، دولت در کنارشان است.
تشییع باشکوه
در پایان، صحنه باشکوه تشییع آیت الله شهید خامنهای توسط میلیونها نفر در شهرهای ایران و عراق را یادآوری میکنیم. صحنهای که وفاداری و اخلاص آنها را به همه تلاشهایی که آن شهید انجام داده بود، نشان داد و تأیید کرد خونهایی که در راه کرامت و آزادی ریخته میشود، جز ثبات و استواری بیشتر برای ملتها به ارمغان نمیآورد و رهبرانی که در جان و دل مردمشان زندهاند، با رفتنشان تأثیرشان پایان نمییابد، بلکه در وجدانها باقی میمانند و مسیرشان به عهد، مسئولیت و راهی برای زندگی بهتر، سرشار از عزت و کرامت تبدیل میشود.


