
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
۱۳ شهریور 1405ش برابر با ۴ سپتامبر ۲۰۲۶م و ۲۲ ربیع الاول ۱۴۴۸
انتساب به امام صادق (ع): اقتدا و عمل
خطبه اول
خداوند سبحان و تعالی میفرماید: «ذَٰلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ۗ قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَىٰ» صدق الله العظیم.
هفدهم ماه ربیعالاول، سالروز ولادت مبارک یکی از امامان اهلبیت (ع)، یعنی امام جعفر بن محمد الصادق (ع) بود. امامی که به علم و حلم و عبادت، کثرت ذکر خدا، حسن خلق و فراوانی صدقه و بخشش و عطا شناخته شده است.
مکتب بازاندیشی و گفتوگو
امام صادق (ع) در دوره انتقالی میان افول حکومت اموی و آغاز حکومت عباسی زیست؛ مرحلهای که برای او مقداری آزادی را فراهم آورد که برای سایر امامان (ع) فراهم نبود و در انتشار علوم اهلبیت (ع) نقش داشت، تا جایی که مذهب اهلبیت (ع) به نام او گره خورد و «مذهب جعفری» خوانده شد. شیخ مفید در اینباره گفته است: «چنان از علوم آن حضرت نقل شده که کاروانها آن را بردهاند و نامش در شهرها منتشر شده و از هیچیک از عالمان اهلبیت به مانند او، نقل نگردیده است.»
مسجد او، مسجد کوفه، مقصد دانش جویانی بود که از گوشهوکنار سرزمینهای اسلامی به سوی او میآمدند تا نزد او شاگردی کنند و علم گسترده و پاسخهای کامل برای پرسشها و شبهاتی را که در جامعه اسلامی مطرح بود، نزد او مییافتند. یکی از راویان میگوید: «وارد مسجد کوفه شدم – بیست سال پس از وفات امام صادق (ع)- و نه صد شیخ (یعنی عالم دینی) را یافتم که هر یک میگفت: جعفر بن محمد برای من چنین حدیث کرد.»
این امام به آغوش گشودن به همه تنوعهای فقهی، فکری و اعتقادی در سطح اسلامی شناخته شده است. میبینیم که ابوحنیفه نعمان، امام مذهب حنفی، مشکلی ندید که نزد او شاگردی کند و از علوم او بهرهمند شود و کار به آنجا رسید که گفت: «لولا السنتان لهلک النعمان» ؛ «اگر آن دو سال نبود، نعمان هلاک میشد». همچنین مالک بن انس، امام مذهب مالکی، نزد او شاگردی کرد و گفت: «مَا رَأتْ عَیْنٌ، وَ لَا سَمِعَتْ اُذُنٌ، وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ أفْضَلُ مِنْ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ فَضْلاً وَ عِلْماً وَ عِبَادَهً وَ وَرَعاً؛ هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و بر دل هیچ بشرى خطور نکرده است که کسى از جهت فضل و علم و عبادت و ورع از جعفر صادق برتر بوده باشد.»
او به گفتوگوگری معروف بود؛ با زنادقه و ملحدان و غالیان و صوفیان و پیروان ادیان آسمانی گفتوگو کرد و هر کس با او گفتوگو کرد، به حسن خطاب و احترام او به رأی مخالف و منطق استوار و عقلانیتش در پاسخ شهادت داد.
امروز و در سالروز ولادت این امام بزرگ، به برخی از احادیثی که برای ما به یادگار گذاشته، اشاره میکنیم تا به واسطه آنها هدایت شویم.
محبوبترین برادران
حدیث اول: «أحبُّ إخوانی إلیَّ مَنْ أهدى إلیّ عیوبی؛ محبوبترین برادرانم نزد من، کسی است که عیبهایم را به من هدیه کند».
امام صادق (ع) با این حدیث مقیاسی برای سنجش محبت دیگران نسبت به ما بیان کرده است: محبوبترین مردم نزد ما نباید کسی باشد که ما را ستایش میکند یا با نظر ما موافقت مینماید یا بر خطاهای ما سکوت میکند، بلکه کسی است که ما را به عیبهایمان راهنمایی میکند و به خطاهایمان اشاره مینماید؛ زیرا بدینوسیله ما را در اصلاح خودمان یاری میدهد تا رفتار و مسیر و عملمان بهتر شود. هر یک از ما به آسانی خطاهای دیگران را میبیند، اما اغلب به عیبهای خود توجه نمیکند. و امام صادق (ع) برای از بین بردن آزردگی ناشی از اشاره به خطاهایمان توسط کسی که ما را آگاه میکند، ایجاد میشود، خواسته فردی را که ما را به آنها راهنمایی میکند، همچون حامل هدیهای برای خود بدانیم؛ آن را بپذیریم و از آن خوشحال شویم و او را سپاس گوییم.
حسابرسی دائمی نفس
حدیث دوم: «لیسَ منَّا مَنْ لم یحاسِبْ نفسَهُ فی کلِّ یوم، فإنْ عملَ حسنًا استزادَ الله منْهُ، وَحَمدَ الله عَلَیْهِ، وإنْ عملَ شرًّا استغفرَ اللهَ منْهُ وتابَ إلیه؛ از ما نیست کسی که هر روز نفس خود را حسابرسی نکند؛ پس اگر کار نیکی کرد، از خدا افزایش آن را بخواهد و بر آن خدا را سپاس گوید، و اگر کار بدی کرد، از خدا آمرزش بخواهد و به سوی او توبه کند».
این حدیث به اهمیت حسابرسی انسان از نفس خود اشاره دارد؛ زیرا امام صادق (ع) کسی را مؤمن واقعی میداند که هر روز نفس خود را حسابرسی کند. حسابرسی او این است که از خود بپرسد چه خیری پیش فرستاده، و اگر خطا کرده، چرا خطا کرده و از حدود خدا و مردم تجاوز نموده، و اگر در انجام واجبات و مسئولیتهایش کوتاهی کرده، چرا کوتاهی کرده، و اگر کاری انجام داده، چرا در انجام آن بهترین نبوده است. پس اگر مؤمن در خود خیری دید، خدا را بر توفیقش سپاس گوید و به عمل خود مغرور نشود، بلکه از خدا بخواهد که او را بر افزونتر شدن یاری دهد؛ اما اگر در خود تقصیری یافت، تسلیم گناه نشود و از رحمت پروردگارش ناامید نگردد، بلکه به توبه و اصلاح خطا و بازگشت از گناه مبادرت ورزد.
کلید شر
حدیث سوم: «الغضب مفتاح کلّ شرّ؛ خشم کلید هر شری است». این حدیث به آثار و پیامدهای خشم اشاره دارد؛ زیرا امام صادق (ع) آن را در و کلید شر دانسته است. چون وقتی خشم بر انسان چیره شود، او توانایی تفکر درست و آگاهی از عواقب را از دست میدهد و در نتیجه کنترل بر افعال و اقوال و تصمیمهایش را از یک سو، و آسیب به خود و اطرافیانش را از سوی دیگر از دست میدهد. کافی است نگاهی به واقعیت جامعه بیندازیم تا بفهمیم خشم چه مشکلات و تنشها و نزاعها و فتنههایی را ایجاد میکند. از اینرو گفته شده: «إِیَّاکَ وَالْغَضَبَ؛ فَإِنَّ أَوَّلَهُ جُنُونٌ، وَآخِرَهُ نَدَمٌ؛ از خشم بپرهیز؛ زیرا آغازش جنون و پایانش پشیمانی است». این سخن از انسان میخواهد که خشم خود را مهار کند تا تصمیمها و مواضعش از آن نشأت نگیرد و تا به آنچه برای فروبرندگان خشم وعده داده شده دست یابد؛ چنانکه در حدیث آمده: «من کظم غیظاً، حشا الله قلبه أمناً وإیماناً یوم القیامه؛هر کس خشم خود را فرو برد خداوند در روز قیامت دلش را انباشته از آرامش و ایمان میگرداند».
حسنظن به مؤمنان
حدیث چهارم: «ضَع أمرَ أَخِیکَ عَلَى أَحسَنِهِ، ولا تَظُنَّنَ بِکَلِمَهٍ خَرَجَت مِن أَخِیکَ سُوءًا، وأَنتَ تَجِدُ لِهَا فِی الخَیرِ مَحمَلًا؛ کار برادرت را بر بهترین وجه حمل کن و به هیچ کلمهای که از برادرت بیرون آمده گمان بد مبر، در حالی که برای آن محملی از خیر مییابی».
امام صادق (ع) مؤمن را فرامیخواند که اگر از برادر مسلمانش چیزی دید که هم احتمال خیر دارد و هم احتمال شر، به تفسیر بد از آن کار یا کلمه یا موضع مبادرت نکند، بلکه تا جایی که ممکن است، آن را بر وجه حسن حمل کند. ممکن است کسی را ببینی که به پیامهایت پاسخ نمیدهد؛ مبادا بگویی او بر من تکبر میورزد یا عمداً مرا نادیده میگیرد؛ شاید مشغول یا بیمار باشد یا اصلاً پیام را ندیده باشد. و اگر کلمهای گفت که دو معنی دارد، احتمال بد را بر احتمال خوب غلبه مده. این کار جامعه را از بسیاری از دشمنیهایی که نه از خود کلمات، بلکه از تفسیر بد آنها برمیخیزد، نجات میدهد.
شیعیان کیستند؟
حدیث پنجم: روایت شده که امام (ع) با یکی از اصحابش که از سفر آمده بود دیدار کرد و به او فرمود: «چگونه برادرانت را که پشت سر گذاشتی؟» او به نیکویی از آنان ستایش کرد و به ولایتشان نسبت به امام (ع) اشاره نمود. امام (ع) فرمود: «عیادت ثروتمندانشان از فقیرانشان چگونه است؟» گفت: اندک. فرمود: «دیدار ثروتمندانشان از فقیرانشان چگونه است؟» گفت: اندک. فرمود: «کمک مالی ثروتمندانشان به فقیرانشان چگونه است؟» مرد گفت: اخلاقهایی را یاد میکنی که در میان کسانی که نزد ما هستند کمتر یافت میشود. امام (ع) فرمود: «پس چگونه ادعا میکنند که شیعه هستند؟!»
امام (ع) با این حدیث نگاه خود به شیعه را مشخص کرده است. شیعه نزد او کسانی هستند که با یکدیگر پیوند دارند، بخشنده و مهرباناند؛ ثروتمندشان به فقیرشان یاری میرساند و با جایگاه یا مال از یکدیگر تمایز نمیجویند.
بسیاری دعا
حدیث پایانی: «أکثروا من الدّعاء، فإنَّ الله یحبُّ من عباده الَّذین یدعونه، وقد وعد عباده المؤمنین الاستجابه، والله مصیّر دعاء المؤمنین یوم القیامه لهم، عملًا یزیدهم به فی الجنَّه. وأکثروا ذکر الله ما استطعتم فی کلِّ ساعه من ساعات اللّیل والنَّهار، فإنَّ الله أمرکم بکثره الذِّکر له، والله ذاکرٌ مَنْ ذکرَهُ من المؤمنین. وعلیکم بالمحافظه على الصَّلوات والصَّلاه الوسطى، وقوموا لله قانتین، کما أمر الله به المؤمنین فی کتابه من قبلکم… إیَّاکم أن تشره نفوسکم إلى شیء ممّا حرَّم الله علیکم، فإنَّه من انتهک ما حرَّم الله علیه ها هنا فی الدّنیا، حال الله بینه وبین الجنَّه ونعیمها ولذَّتها وکرامتها؛ بسیار دعا کنید؛ زیرا خدا بندگانی را که او را میخوانند دوست دارد و به بندگان مؤمن وعدهی اجابت داده است و خدا دعای مؤمنان را در روز قیامت برای آنان به عملی تبدیل میکند که با آن در بهشت افزایش مییابند. و هرچه میتوانید در هر ساعتی از ساعات شب و روز خدا را یاد کنید؛ زیرا خدا شما را به کثرت ذکر خود فرمان داده و خدا یادکنندهی کسی از مؤمنان است که او را یاد کند. و بر شما باد نگاهداشت نمازها و نماز میانه، و برای خدا فروتنانه بایستید، چنانکه خدا مؤمنان را در کتابش پیش از شما به آن فرمان داده است… مبادا نفسهایتان به چیزی از آنچه خدا بر شما حرام کرده حریص شود؛ زیرا هر کس آنچه را خدا بر او حرام کرده در این دنیا نقض کند، خدا میان او و بهشت و نعمتها و لذتها و کرامتش فاصله میافکند».
معنای ولاء به امام صادق (ع)
عزیزان: ولاء ما به این امام نباید در حد انتساب به او و بر زبان آوردن نامش و زیارتش منحصر شود؛ بلکه انتسابی که او به آن فرامیخواند، گرفتن اخلاق او، پیمودن راه سخنانش، پایبندی به روش گفتوگویی او که دلها و عقلها را تسخیر کرد، و اهتمام به ساختن پلهای ارتباط با دیگران است؛ چیزی که ما بیش از هر زمان به آن نیازمندیم و با آن او را مجسم میکنیم و به او اقتدا مینماییم تا زینت او باشیم و مردم بگویند: «رَحِمَ اللهُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، ما أَحْسَنَ ما أَدَّبَ بِهِ أَصْحَابَهُ!؛ خدا جعفر بن محمد را رحمت کند؛ چه نیکو اصحاب خود را ادب آموخته است».
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به آنچه امام صادق (ع) به یکی از اصحابش سفارش کرد، توصیه میکنم، آنگاه که به او فرمود: « إِذَا أَنْعَمَ اَللَّهُ عَلَیْکَ بِنِعْمَهٍ فَأَحْبَبْتُ بَقَاءَهَا وَ دَوَامَهَا فَأَکْثِرْ مِنَ اَلْحَمْدِ وَ اَلشُّکْرِ علیها، فإنَّ الله عزّ وجلّ قال فی کتابه: «لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»، وإذا استبطأت الرّزق، فأکثر من الاستغفار، فإنَّ الله تعالى یقول فی کتابه: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا * یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرَارًا * وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهَارًا». وإذا أحزنک أمر، فأکثر من قول: لا حول ولا قوّه إلّا بالله العلیّ العظیم، فإنّها مفتاح الفرج، وکنز من کنوز الجنّه؛ هرگاه خداوند بر تو نعمتی عنایت فرمود و دوست داشتی که آن نعمت باقی مانده و دوام داشته باشد، بسیار بر آن حمد و شکر نما؛ زیرا خداوند عزّوجلّ در کتابش فرمود:«اگر شما سپاسگزار باشید من بر شما زیاد خواهم کرد». و هر گاه روزی به تو دیر رسید، زیاد استغفار نما؛ زیرا خداوند متعال در کتابش فرمود:«از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است، تا بارانهای پر برکت آسمان را پی در پی بر شما بفرستد و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قراردهد». ای سفیان! هر گاه امری از سلطان یا غیر سلطان تو را محزون کرد بسیار«لاحول و لاقوّه الاّ باللَّه»بگو؛ زیرا آن ذکر کلید فرج و گنجی از گنجهای بهشت است».
و اگر خواستی خدا را بخوانی، با دعای امام صادق (ع) دعا کن: «اللّهُمَّ أَعِزَّنِی بِطَاعَتِکَ، وَلا تـُخْزِنی بِمَعْصِیَتِکَ، اللَّهُمَّ ارْزُقـْنی مُواساهَ مَنْ قـَتـَرْتَ عَلـَیْهِ رِزْقـَهُ، بِمَا وَسَّعْتَ عَلـَیَّ مِنْ فـَضْلِکَ؛ خدایا، مرا با اطاعت از خودت عزیز و سربلند گردان و با نافرمانیات خوار و رسوایم مکن. خدایا، به من توفیق بده که با کسانی که روزیشان را تنگ کردهای، از آنچه از فضل و نعمت خود بر من گشودهای، همدردی و یاری کنم»
امام صداق (ع) تضمین امنیت ما در این زندگی را حضور خدا در دلها و بر زبانهایمان دانسته است؛ با ذکر و شکر او و اینکه حول و قوهای جز از او نبینیم؛ زیرا اوست که امر وجود ما و وجود آنچه و کسانی که در اطراف ما در گوشهوکنار زمین و آفاق آسمان و اعماق دریاها هستند، در دست اوست.
و هرگاه این را به حقیقت و در اعماق دلهایمان زندگی کنیم، احساس قدرت و عزم و امنیت و اطمینان خواهیم کرد و بر رویارویی با چالشها تواناتر خواهیم بود.
تشدید تجاوز
از تجاوزات اسرائیلی آغاز میکنیم که با حملات هوایی و گلولهباران توپخانهای متوقف نمیشود و دشمن دایره آن را به فراتر از روستاها و شهرکهای همجوار با مواضع اشغالیاش گسترش داده است، در حالی که عملیات تخریب و شیار انداختن و سوزاندن زیرساختها را در جاهایی که اشغال کرده تکمیل میکند. او در این کار از توانمندیهای خود و پوششهای حمایتی و آزادی عمل داده شده در کارها بهرهمند است و از سکوت در برابر جنایاتش سود میبرد؛ چرا که هیچ صدایی برای محکومیت آنچه انجام میدهد بلند نمیشود.
همهی اینها در شرایط به بنبست رسیدن راهحلها رخ میدهد؛ پس از آنکه دشمن از پاسخ به هر یک از پیشنهادهایی که طرف لبنانی ارائه داده خودداری کرده و صریحاً اعلام نموده که از هیچیک از مناطقی که اشغال کرده ، از جمله مناطق که به صورت آزمایشی آنها را مناطق امنیتی خود دانسته ، عقبنشینی نخواهد کرد، بلکه تهدید به گسترش دایره اشغال میکند.
امید بستن به وحدت
در برابر آنچه میگذرد، ما به صبر و ثبات و ناامید نشدن و سقوط نکردن ، با وجود سنگینی آنچه رخ میدهد ، فرامیخوانیم؛ در حالی که دوباره از دولت لبنان میخواهیم در رویارویی با آنچه دشمن انجام میدهد به فشارهایی که بر دشمن وارد میشود یا تغییراتی که درون رژیم رخ میدهد یا ابتکارات شکلی امید نبندد؛ زیرا با وجود اهمیتشان، به اصل مشکل نمیپردازند و به راهحلی برای آن نمیانجامند، مانند آنچه با آزادی برخی اسرا رخ داد ، بلکه امید آن باید به تقویت وحدت داخلی باشد، چه در سطح دولت و چه در سطح مردم و به آن آسیبی نزند و در برابر کسانی که آن را تهدید میکنند، بایستد و هیچیک از اهرمهای قدرتی را که در داخل دارد از دست ندهد و از هر دست صداقت پیشهای که از بیرون به سویش دراز میشود ، از سوی کسانی که خیرخواه این کشور هستند و برای بازپسگیری سرزمین و حاکمیتش بر آن در کنار آن قرار دارند ، بهره ببرد. در اینجا از ابتکاراتی که در این راستا در جریان است تقدیر میکنیم؛ و معتقدین که این کارها به تقویت و استحکام موضع لبنان کمک میکند.
مراقبت از آوارگان و تقویت همبستگی
در همین زمان، بار دیگر از دولت لبنان میخواهیم که به مسئولیت خود در قبال آوارگان روستاها و شهرکهای اشغالی یا کسانی که خانههایشان را از دست دادهاند یا آسیب دیدهاند، با تأمین مکانهای سکونت شایسته برای آنان یا کمک به تأمین آن عمل کند؛بهویژه پس از تصمیم صادره مبنی بر تخلیه مدارس دولتی و اماکن عمومی، جایی که هنوز شمار زیادی از آوارگان در آنها سکونت دارند. این امر ایجاب میکند که وزارتخانههای مربوطه وظیفه خود را در این زمینه انجام دهند. در همین حال دوباره همه را به تقویت همبستگی اجتماعی میان همه لبنانیها، برای دراز کردن دست یاری به سوی کسانی که از پیامدهای تجاوزی که این وطن را درنوردیده، رنج بردهاند و میبرند، فرامیخوانیم تا به آنان در گذر از این مرحله دشوار کمک شود و ایستادگی و ثباتشان در سرزمینشان تقویت گردد.
بحران معیشتی
باز هم در این کشور به وضعیت اجتماعی و معیشتی دشواری اشاره میکنیم که بسیاری از لبنانیها دچار آن شدهاند و روزبهروز تشدید میشود؛ به دلیل افزایش قیمت مواد غذایی و نیازهای ضروریشان و اجارهبها و هزینه مالی ناشی از قطع تقریباً کامل برق و قیمت قبضی که صاحبان مولدها بر آنان تحمیل میکنند؛ در حالی که با آغاز سال تحصیلی کمر آنان زیر بار هزینه آموزش خم شدهاند. این امر ایجاب میکند که دولت لبنان به رنج مردم گوش دهد و با بسیج تلاشهایش برای کنترل قیمتها و کاهش بار بر آنان و افزایش کمک به طبقات فقیر و مستضعف، مسئولیت خود را برای کاهش فشار بر شهروندان انجام دهد؛ تا مردم احساس کنند دولتی هست که مواظبشان است و در بحرانهای پیاپی که در سطوح مختلف با آن روبهرو هستند، در کنارشان قرار دارد.
غزه: عدم موضعگیری
سرانجام به آنچه در غزه میگذرد میرسیم؛ جایی که دشمن به اعمال تجاوزکارانهاش علیه مردم ادامه میدهد و تصمیمهایی را که از شورای امنیت صادر شده و به توقف عملیات نظامی و رفع محاصره از آن فراخوانده، زیر پا میگذارد؛ تا این منطقه را از اهالی آن خالی کند و آنان را آواره و از این منطقه دور سازد و قضیهشان را پایان دهد؛ کاری که در کرانه باختری نیز انجام میدهد. این امر همبستگی عربی و اسلامی با مردم فلسطین را میطلبد؛ دستکم با بلند کردن صدای اعتراض با لحنی که از طوفان الاقصی تاکنون آن را کم داریم.


