
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبههای نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضلالله
12 تیر 1405ش برابر با 3 جولای ۲۰۲۶م و 18 محرم 1448
اعتماد به خدا در برابر ناامیدی و چالشها
خطبه اول
خداوند سبحانه وتعالى در کتاب عزیز خود فرموده است: «وَلَا تَیْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ» صدق الله العظیم.
خطر ناامیدی
خداوند سبحان از بندگانش میخواهد که در برابر دشواریها، فشارهای شدید و چالشهای بزرگ ، چه در سطح فردی، اجتماعی، سیاسی یا امنیتی ، ناامید نشوند. زیرا ناامیدی تأثیرات خطرناکی بر ایمان مردم و رفتار و وضعیت روانی و روابط اجتماعیشان میگذارد و حتی ممکن است برخی را به سمت پایان دادن به زندگی خود سوق دهد.
ناامیدی به معنای قطع امید انسان از دستیابی به اهدافی است که برای آن تلاش میکند، ناتوانی در غلبه بر مشکلاتی که با آن روبروست و فائق آمدن بر موانعی است که سر راهش قرار گرفته است و احساس به اینکه درِ گشایش هرگز به رویش باز نخواهد شد. مانند آنچه از برخی شنیده میشود: «امیدی نیست، فایدهای ندارد، این زخم درمان نمیشود و هیچ راه نجاتی وجود ندارد.»
آیه شریفهای که تلاوت کردیم به همین موضوع اشاره دارد: «وَلَا تَیْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ» که نشان میدهد ناامیدی با ایمان سازگار نیست و مؤمن هرگز ناامید نمیشود.
ناسازگاری ناامیدی با ایمان
اسلام ابتدا با دعوت انسان به فراموش نکردن خدا این پدیده را در انسان درمان کرده است؛ زیرا ایمان مؤمن او را وادار میکند که در هنگام مواجهه با بحرانها و طوفان چالشها خدا را حاضر ببیند. به اینکه کار به دست اوست و او بر هر چیزی تواناست اعتماد کند، همیشه حضور او را در زندگی احساس کند و بداند که او به تغییر حوادث و نتایج آنها قادر است. درِ او بر هیچ یک از بندگانش بسته نمیشود، اگر او را بخوانند و با او مناجات کنند و او به وعدهاش برای پاسخگویی به آنان وفا میکند. همانطور که فرموده است: «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ».
دوم: خداوند سبحان درهای امید را به روی انسان گشوده است. هنگامی که به او فرمود: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» و در آیه دیگر: «سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا» و «وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ». بدین ترتیب خداوند عزّوجلّ نشان داد که یکی از سنتهای او در زندگی این است که سختی پایدار نمیماند و پس از سختی گشایش خواهد بود.
سوم: خداوند انسان مؤمن را به خوشبینی دائمی به خود و حسن ظن به پروردگارش دعوت کرده است. او نمیخواهد انسان تسلیم فال بد یا بدبینی شود، بلکه میخواهد با اعتماد به او و امید به رحمت و حکمتش زندگی کند. همان چیزی که حدیث به آن اشاره دارد: «لیس منا من تطیّر أو تُطیِّر له؛ از ما نیست کسی که فال بد بزند یا کس دیگری برای او فال بد بزند».
چهارم: خداوند میخواهد انسان ببیند که پشت هر بلایی نعمتی پنهان است و به نعمتهایی که او را احاطه کرده بنگرد. همانطور که حدیث میگوید: «ما من بلیّه إلّا ولله فیها نعمه تحیط بها؛ هیچ بلایی نیست مگر این که برای خداوند در آن نعمتی است که آن را احاطه کرده است». و در حدیث دیگر آمده است: «مَا یُصِیبُ المُسْلِمَ مِنْ نَصَبٍ، وَلَا وَصَبٍ، وَلَا هَمٍّ، وَلَا حَزَنٍ، وَلَا أَذًى، وَلَا غَمٍّ، حَتَّى الشَّوْکَهِ یُشَاکُهَا، إِلَّا کَفَّرَ اللَّهُ بِهَا مِنْ خَطَایَاهُ؛ مسلمان دچار بیماریها و غم و غصه و سختی و مصایب و دشواری و ترس و گرسنگی نمیشود – حتی اگر خاری در پایش فرو رود و به درد آید – مگر آنکه همان کفارهٔ گناهان و باعث پاکی خطاهایش میشود.» و اینکه چالشهایی را که با آن مواجه میشود، راهی برای رسیدن به بهشت ببیند؛ همانطور که خداوند عزّوجلّ فرموده است: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّهَ وَلَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلِکُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ».
نحوه مواجهه انبیا با مشکلات
قرآن کریم با سخن گفتن از نحوه برخورد انبیا، رسولان و مؤمنان با شدائد، دشواریها و غمها این امید را تقویت کرده است. از جمله این که نوح (ع) نه صد و پنجاه سال قومش را دعوت کرد و با این حال ناامید نشد. ایوب (ع) سالها با بیماری دست و پنجه نرم کرد و مال و خانوادهاش را از دست داد؛ اما صابر ماند: «إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ» و تنها دعایش این بود: «رَبِّ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ» تا اینکه خداوند او را شفا داد.
یعقوب (ع) پس از مصیبت از دست دادن یوسف (ع) و سپس بنیامین، به فرزندانش گفت: «یَا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَأَخِیهِ وَلَا تَیْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ». یونس (ع) وقتی ماهی او را بلعید و در تاریکی شکمش قرار گرفت، اعتمادش به پروردگارش را از دست نداد، بلکه به او پناه برد و گفت: «لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ.» پس خداوند دعایش را اجابت کرد و او را از غم نجات داد: «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَٰلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ».
رسول خدا (ص) نیز این گونه بود. او علیرغم همه آزارهایی که از قریش بر او و یارانش وارد شد، از دعوتش عقبنشینی نکرد، بلکه با وجود همه رنجها، امید به خدا را زنده نگه میداشت و آن را در دل یارانش تقویت میکرد و آنان را به پیروزی آینده بشارت میداد.
خداوند عزّوجلّ به امید مؤمنان پس از جنگ احد اشاره کرده است؛ هنگامی که به آنان گفته شد: ابوسفیان با لشکر عظیمش به سوی شما میآید تا از شکست احد سوءاستفاده کند. آنان گفتند: «الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ * فَانقَلَبُوا بِنِعْمَهٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ». پس از آن، در جنگ احزاب، وقتی احزاب قریش و متحدانشان به آنها حمله کردند و آنها را در مدینه محاصره کردند، ناامید نشدند، بلکه گفتند: «وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا».
امید به گشایش الهی
عزیزان! حجم چالشهایی که با آن مواجه هستیم و وجود ما را تهدید میکند، نباید ما را به ناامیدی بکشاند. بلکه از مسئولیت ماست که افکاری را که ما را به ناامیدی دعوت میکنند، بررسی کنیم. شاید متوجه شویم که درست نیستند که این امر ما را وادار به تغییر نگاهمان به ابتلائات میکند. سپس باید دوباره با چشم امید و خوشبینی به گشایش الهی بنگریم، در حالی که بر ایمانمان به خدا، اعتماد به او، حضور او و یاریاش تکیه داریم؛ اوست که پس از هر سختی، آسانی قرار میدهد.
دعای ما به خداوند عزّوجلّ باید همان دعایی باشد که رسول خدا (ص) در بحرانها میکرد: «اللَّهُمَّ لا سَهْلَ إِلَّا ما جَعَلْتَهُ سَهْلًا، وأنْتَ تَجْعَلُ الحَزْنَ إذَا شِئْتَ سَهْلًا؛ الهى! انجام هیچ کارى آسان نیست مگر آن را تو آسان بگردانى و توئى که هرگاه بخواهى، مشکل را آسان میگردانى». همان دعایی که امام حسین (ع) در کربلا خواند: «اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِی فِی کُلِّ کَرْبٍ، وَأَنْتَ رَجَائِی فِی کُلِّ شِدَّهٍ، وَأَنْتَ لِی فِی کُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِی ثِقَهٌ وَعُدَّهٌ. فَأَنْتَ وَلِیُّ کُلِّ نِعْمَهٍ، وَصَاحِبُ کُلِّ حَسَنَهٍ، وَمُنْتَهَى کُلِّ رَغْبَهٍ؛ خدایا تویی مورد اطمینان من در هر اندوه شدید و تویی امید من در هر سختی و تویی مورد اطمینان و ذخیرهام در هر امری که بر من فرود آمد، پس تویی سرپرست هر نعمت و صاحب هر حاجت و نهایت هر رغبتی.» و آخرین دعای ما این است که حمد و سپاس خدای را پروردگار جهانیان.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای بندگان خدا، شما و خودم را به تقوای الهی توصیه میکنم، همان تقوایی که امیرالمؤمنین (ع) ما را به آن دعوت کرده است: «اتَّقُوا اللهَ فِی عِبَادِهِ وَبِلاَدِهِ، فَإنَّکُمْ مَسْؤُولُونَ حَتَّى عَنِ البِقَاعِ وَالبَهَائِمِ از خدا بترسید درباره بندگان او و سرزمینهایش ؛ زیرا شما حتى نسبت به قطعه هاى زمین ها و چارپایان نیز باید پاسخگو باشید.»
تقوا در مورد بندگان خدا یعنی تلاش کنیم که با حضور خود، بندگان خدا عزیز، کریم و آزاد بمانند. تقوا در مورد سرزمینمان یعنی تا زمانی که زندهایم، نپذیریم این زمینی که خداوند آن را به امانت به ما سپرده، توسط اشغالگر، متجاوز یا طمعکار آلوده شود. و تقوا در مورد حیوانات یعنی به نیازهایشان توجه کنیم، به آنها آسیب نزنیم و بیش از طاقتشان آنها را بار نکنیم.
خداوند سبحان همانطور که از نماز، روزه، حج، خمس و زکات از ما میپرسد، از اینکه با بندگان، سرزمینها و حیوانات چگونه رفتار کردهایم و چه اثر نیکی در زندگی با آنها بر جای گذاشتهایم، از ما خواهد پرسید. وقتی این را درک کنیم، مسئولیتمان را انجام خواهیم داد و توان بیشتری برای مواجهه با چالشها خواهیم داشت.
قمار باخت!
از کشور خودمان شروع میکنیم، جایی که دشمن صهیونیستی همچنان به حملاتش ادامه میدهد و ساختمانهای مسکونی و زیرساختها را در مناطقی که اشغال کرده منفجر میکند، تا آنچه را آغاز کرده تکمیل کند و هیچ نشانهای از زندگی در آنجا باقی نگذارد. در حالی که رهبرانش علناً اعلام میکنند که قصد عقبنشینی از آنها را ندارند، حتی از مناطق آزمایشی که در چارچوب توافق با دولت لبنان آمده بود، مگر با شرطهای غیرممکنی که دشمن از قبل میدانست قابل اجرا نیستند. این نشاندهنده عدم جدیت رژیم صهیونیستی در اجرای حتی عقبنشینی جزئی است. و اکنون کاملاً روشن شده است که هدف واقعی دشمن از این توافق، تثبیت اشغال سرزمینهای لبنان و مشروعیت بخشیدن به آن است.
ما در برابر آنچه رخ میدهد، از لبنانیها میخواهیم که روی توافقی که شکاف سیاسی آن واضح است و خلأهایی در بندهای آن وجود دارد که به حاکمیت و امنیت دولت لبنان آسیب میزند، شرطبندی نکنند. این توافق آنچه را که آرزویش را دارند ، عقبنشینی کامل از سرزمینهای اشغالی، بازگشت اهالی روستاهای اشغالی و آغاز بازسازی ویرانهها ، محقق نخواهد کرد، بلکه در چارچوب وعدههایی بدون زمانبندی مشخص برای اجرا و بدون ضمانت از سوی این دشمن و کسانی که بر او نفوذ دارند، باقی خواهد ماند.
در اینجا، از لبنانیها دعوت میکنیم که امید و تکیهشان بر اراده درونی و تلاش خودشان باشد؛ زیرا عزت، کرامت و حاکمیت را هیچکس به آنها عطا نمیکند، بلکه آنها خود با آگاهی، عمل و فداکاری به دست میآورند.
لبنانیها اگر اختلافات و درگیریهایشان را پشت سر بگذارند، بر حفظ وحدت درونیشان تأکید کنند، از همه امکانات در دسترسشان به بهترین شکل استفاده کنند، نقاط قوت خود را بشناسند که در رأس آنها، انسان این سرزمین است که علیرغم زخمها و دردها هر روز با صبر، استقامت و غرور خود را ثابت میکند و از دولتهای حامی و خیرخواه کشور بهره ببرند.
تشییع آیت الله شهید سید علی خامنهای
در همین زمان، جمهوری اسلامی ایران، از امروز شاهد مراسم تشییع رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت الله شهید سید علی خامنهای (ره) خواهد بود که به دلیل هدف قرار گرفتن توسط دشمن صهیونیستی به شهادت رسید. او که تمام عمرش را در راه برپایی جمهوری اسلامی ایران، تقویت حضور و توانمندی آن در پشتیبانی از مسائل مسلمانان و ملتهای مستضعف، خدمت به اسلام و ارائه تصویری تمدنی از آن گذراند.
ما حضور گسترده و همراه با احساسات جوشان مردم را بیانگر سپاسگزاری و وفاداری ملت ایران به همه تلاشهایی میدانیم که او برایشان انجام داد و جانش را فدا کرد. ما در حالی که با ملت ایران و همه دوستدارانش در غم و وفاداریشان شریک هستیم، از خداوند میخواهیم که جهاد و شهادت او را بپذیرد و او را در زمره پیامبران، صدیقان، شهدا و صالحان قرار دهد و چه نیکو همنشینی است.
سالگرد رحلت علامه مرجع سید فضلالله (ره)
در پایان باید اشاره کنیم که در ایام شانزدهمین سالگرد رحلت سید (ره) قرار داریم؛ کسی که با وجود غیبت طولانیاش، همچنان در میان ما حاضر است. در فکر نو شوندهاش که قادر است با عصر همراه شود، فکری که توانست همه موانع طایفهای، مذهبی و سیاسی را که میتوانست مانع هر فکر مخالفی شود، بشکافد و در همه دستاوردهایی که در زندگیاش به دست آورد و هنوز پیش روی ما هستند، در میان ما حضور دارد.
امروز یاد او را گرامی میداریم، نه برای تجدید خاطره رحلت غمبار او، بلکه برای تجدید وفاداری به او؛ به کسی که خود را به زحمت انداخت تا فکری پاک و صاف، فقهی نو شونده، آگاهی عمیق نسبت به واقعیت، اراده، عزم و استواری در موضع در برابر اشغالگر و کسانی که کرامت انسان را پایمال میکنند، به ما برساند و تلاشی مداوم که تا آخرین نفس برای خدمت به انسان، همه انسانها و ارتقای او در همه سطوح متوقف نشد.
ما میخواهیم که یاد او برای ما محرکی باشد تا آنچه را آغاز کرده ادامه دهیم؛ نگه داشتن اسلام به صورتی پاک، صاف، زنده و حاضر در کلمات، موضعگیریها و همه گامهایمان؛ تلاش برای وحدت اسلامی که او آن را دینی میدانست که خدا به آن امر کرده، همگرایی میان پیروان ادیان آسمانی یا در سطح ملی و قرار دادن زبان گفتوگو به عنوان ویژگی رابطه میان آنها به جای دوری، تقابل و درگیری و تلاش برای ساختن قدرت در درون امت در جهانی که او همیشه میگفت تنها به اقویا احترام میگذارد.
او میگفت: در فکر، سیاست و اقتصاد قوی باشید و مصرفکننده آنچه دیگران بر شما تحمیل میکنند نباشید، بلکه تولیدکننده در سطح افراد، جامعه و دولت باشید. برای دولتی تلاش کنید که او آن را دولت ارزشهای اخلاقی و انسانی میخواست، در کشوری که عنوانش این است که همه رسالتهای آسمانی را در درون خود جای داده تا ارزشها را در انسان و زندگی تقویت کند؛ دولتی که انسانیت انسان را به خاطر انسان بودنش احترام بگذارد؛ دولتی قادر به حفاظت از انسان و سرزمین و تأمین عزت و کرامت آن با تقویت عناصر قدرت در آن باشد، نه تسلیم در برابر اشغالگر، متجاوز یا طمعکار. قدرت آن در تقویت عناصر قوت خودش است، نه در ضعفش. این امر در حمایت و پناه دادنش به مقاومت در لبنان و فلسطین و در تداوم تلاش برای ساختن نهادهایی که میخواست هیچ فقیر، یتیم، سالمند یا معلول بیپناه و بدون تأمین معیشت کرامتمندانه نماند، تجلی یافت. همچنین تلاش برای دعوت جهان عربی و اسلامی به سوی تعاون، همبستگی همآهنگی و توانایی برای مواجهه با چالشها، بهویژه در فلسطین و صعود از نردبان تمدن و رفتن به سوی جهانی که در آن قویها ضعیفان را به استضعاف نکشند و منابع و امنیت ملتها در آن مورد تعرض قرار نگیرد.
عزیزان! پیوند ما با سید (ره) نباید پیوند با شخص او باشد؛ چرا که او که عبادت اشخاص را رد میکرد بلکه پیوند با خط، فکر، روش و اهدافی باشد که تمام عمرش را برای آنها صرف کرد.
رحمت خدا بر تو ای پدر. خدا روش و منش تو را در قلبها و ذهنهای ما زنده نگه دارد تا از آن در هر حرکت و زندگیمان الهام بگیریم.


